توضيح
روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت در مورد مصاحبه
آيت الله هاشمي رفسنجاني
از روزنامه همشهری
پيرو درج مصاحبه نشريه
مركز تحقيقات استراتژيك (راهبرد) با آيت الله هاشمي
رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام درخصوص واكاوي
رويكردها در حوزه سياست خارجي، فرازي از مصاحبه
درخصوص رابطه با آمريكا و مصر، بدون توجه به مقدمه و
موخره آن، به گونه اي گزينشي آن هم ابتدا در برخي
رسانه هاي خارجي و سپس در نشريات داخلي منعكس شده
است كه هدف و پاسخ مصاحبه شونده تحريف و در نتيجه
برداشت هاي نادرستي نيز از آن شده است.
تاريخ مصاحبه مربوط به ۱۴/۱۱/۸۱ يعني بيش از دو ماه
قبل است. در اين مصاحبه از رئيس مجمع تشخيص مصلحت
نظام سئوالي با اين مضمون مي شود كه: چگونه مي شود
براي پيشبرد اهداف سياست خارجي به يك نوع اجماع ملي
رسيد به ويژه در ارتباط با مسئله رابطه با آمريكا،
آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام در جايگاهي قرار ندارد كه
در مسائل حاد سياست خارجي از جمله مسئله رابطه با
آمريكا وارد عمل شود و جلوي اين افتراق را بگيرد؟
ايشان در پاسخ به اين سئوال مي گويد: ... به نظر
نمي رسد در هيچ كشوري و هيچ جايي بتوان در مسائل مهم
سياست خارجي اجماع ايجاد كرد. (در هر كشوري اختلاف
سلايق و نظرها وجود دارد) ولي بالاخره جايي بحث
مي شود و نظر اكثريت حاكم مي شود و يا جايي هست كه
تكليف وزير امور خارجه روشن است و وظيفه و حق اوست،
تصميم مي گيرد و ديگران همه اعتراض خود را مطرح
مي كنند و...
در مورد آن بخش از سئوال خبرنگار كه چرا مجمع تشخيص
مصلحت نظام در مورد رابطه با آمريكا و مصر جلوي
افتراق نظرها را نمي گيرد؟ ايشان ضمن تشريح وظايف
قانوني مجمع توضيح مي دهد: «كساني در بيرون فكر
مي كنند كه ما اينجا (مجمع) هر كاري را مي توانيم به
اسم مصلحت تصميم بگيريم و اجرا كنيم اين گونه نيست
(مجمع ابتدا به ساكن نمي تواند تصميم بگيرد) دو يا
سه موضوع است كه براساس قانون اساسي به مجمع مربوط
مي شود. يكي رفع اختلاف ميان مجلس و شوراي نگهبان،
دوم اظهارنظر در مورد برخي مسائل اساسي است كه
به عنوان معضل (طبق قانون اساسي) توسط رهبر به مجمع
ارجاع مي شود. خودشان (مقام معظم رهبري)، مستقيما
عمل نمي كنند اگر موضوعي تبديل به يك معضل شد به
مجمع فرستاده و تصميم گيري مي شود و وقتي موضوعي را
تصويب كرديم مي فرستيم و ايشان هم معمولا قبول
مي كنند.
اگر سياست ما با آمريكا به عنوان معضل تشخيص داده
شود راه حلش يكي اين است كه رفراندوم كنند و ببينند
جامعه چه مي گويد. شرطش اين است كه بايد ابتدا مجلس
شوراي اسلامي تصويب كند و بعد رهبري تأييد كنند و يا
اين كه (رهبري) به عنوان معضل به مجمع بفرستند تا در
مورد آن بحث و تصميم گيري شود. آن هم عملا اين گونه
است كه رهبري، بايد تأييد كنند.
ايشان در تشريح وظيفه سوم مجمع تشخيص مصلحت نظام
مي افزايد: سياست هاي كلي نظام حق رهبري است. رهبري
با مشورت مجمع سياست هاي كلي را اعلام مي كنند.
اين كه واقعا سياست رابطه با آمريكا يك سياست كلي
باشد ما اين را قبول نداريم. اين موضوع يك مسئله
موردي است.
سياست هاي كلي بايد جامعيت داشته باشد... به هر حال
اگر بخواهيم ما به عنوان سياست كلي وارد اين مسئله
(سياست ما با آمريكا) بشويم باز بايد رهبري به ما
ارجاع بدهند. اين كه كسي توقع داشته باشد كه مجمع
بيايد و دخالت بكند و اين مسائل كه الان تبديل به
موضوعات مشاجره آميز بين جريان هاي سياسي كشور شده
است ما قاطع حرف بزنيم، اين طور نيست كه ما در همه
مسائل بتوانيم خود به خود وارد شويم.
همانگونه كه از مطالب فوق الذكر به ويژه فراز پاياني
مصاحبه برمي آيد. ايشان صرفا به تشريح وظايف مجمع
تشخيص مصلحت نظام در پاسخ به تقاضاي خبرنگار از مجمع
براي ايجاد اجماع ملي در سياست خارجي پرداخته است.
ولي متأسفانه نحوه انعكاس اين مصاحبه و تحريف آن در
برخي نشريات كه با تيتر در صفحه اول نيز به آن
پرداخته اند به گونه اي است كه گويي رئيس مجمع، خود
پيشنهاد تصميم گيري در مورد رابطه با آمريكا را داده
و يا از آن حمايت كرده است.