Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



گفتگوی تفصيلی ايسنا با هاشمی رفسنجانی درباره مسائل انقلاب و شرايط حاضر
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي

PDF Version


حجت‌الاسلام‌والمسلمين اكبر هاشمي رفسنجاني چهره‌ي ناشناخته اي نيست. وي از مسؤولان كليدي در زمان حيات حضرت امام خميني (ره)‌ و پس از رحلت ايشان به شمار مي‌رود. او عضويت در شوراي انقلاب و مجلس خبرگان، جانشيني فرماندهي كل قوا، 2 دوره رياست مجلس شوراي اسلامي و 2 دوره رياست جمهوري اسلامي ايران را در كارنامة خود دارد. سياستهاي سازندگي كه با اولين دورة رياست جمهوري وي آغاز شد تاثيرات گسترده و متفاوتي در عرصة اقتصادي، سياسي و فرهنگي ايران بر جاي گذاشت كه حمايتها، انتقادها و چالش هاي مختلفي را برانگيخت.
حجت‌الاسلام‌والمسلمين هاشمي رفسنجاني كه اينك رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام را بر عهده دارد، در گفت وگويي تفصيلي به سؤالات خبرگزاري دانشجويان ايران درباره‌ي مواردي همچون وقايع تاريخي 15 خرداد، ديدگاه حضرت امام (ره) درباره‌ي اسلام ناب و اسلام آمريكايي، شكاف طبقاتي، نقش مردم در حكومت، مبارزه‌ي مسلحانه و ترور، نحله‌هاي فكري در حوزه‌هاي علميه و همچنين ديدگاه خود درباره‌ي راهكار تشخيص مقبوليت حكومت، خطبه‌ي نماز جمعه پيش از دوم خرداد 76، دليل شركت در انتخابات مجلس هفتم، نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات مجلس، جايگاه مجلس در منظر امام (ره)، سياستهاي دوران سازندگي، علل تغيير دكترمعين و حجت‌الاسلام عبدالله نوري، عملكرد وزارت اطلاعات، جريان مك‌ فارلين، حدود آزادي، لوايح اخير رئيس جمهور، شخصيت خاتمي و موضع نسبت به آمريكا؛ پاسخ داد.
خبرگزاري دانشجويان ايران در ادامه‌ي تلاش خود براي تبيين برگ‌هايي از تاريخ معاصر و تحليل وقايع گذشته و ارايه‌ي پاسخ به برخي از پرسش‌هاي مطرح در عرصه‌ي سياسي از ديدگاه صاحب نظران، صاحب منصبان و فعالان سال‌هاي اخير، اين بار به سراغ حجت‌الاسلام‌والمسلمين هاشمي رفسنجاني رفته تا در حد مقدور به وظيفه‌ي اطلاع رساني خود عمل كند. پيشاپيش از فرصتي كه در اختيار گذاشته شده است؛ سپاسگزاري مي‌شود.

ايسنا: با توجه به اينكه درايام چهلمين سالگرد 15 خرداد 1342 قرار داريم، بفرماييد چرا حضرت امام(ره) تاكيد خاصي بر 15 خرداد داشتند، گو اينكه مبدأ نهضت را اين روز مي‌دانند؛ و در حقيقت، تاريخ شفاهي اين 40 سال را براي نسل جوان به‌طور خلاصه تشريح كنيد.
جواب: بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم
امام(ره) تعبيرات مختلفي از 15 خرداد ارائه داده‌اند. همه مي‌دانند كه انقلاب قبل از 15 خرداد شروع شد و مقطع خاصي بعد از فوت آيت‌الله العظمي بروجردي را در بر گرفت. بعد از آن در قضية انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي، نيروهاي انقلابي پيروز شدند و بعد هم بر سر انقلاب شاه و مردم ـ به اصطلاح انقلاب سفيد ـ درگيري‌ها شروع شدند كه در اين ميان، حوادث مهمي مانند حادثة مدرسة فيضيه‌ تاثير زيادي بر مشخص شدن صفوف داشتند.
15 خرداد، نقطة عطفي در تاريخ انقلاب است و تفسيرها از اين واقعه هم دوگانه بود. بعضي‌ها تصور مي‌كردند كه 15 خرداد به منزلة ختم انقلاب است؛ اما امام (ره) با تاكيد بر اينكه 15 خرداد مبدا انقلاب است، هم پاسخ اين عده را دادند و هم مي‌خواستند بگويند كه اين فاجعه به دليل كشتار مردم و حضور وسيع آنها باعث شد كه شعله‌ي انقلاب خاموش نشود. بالاخره درگيري تا اين تاريخ خيلي جدي شد. از اين به بعد 15 خرداد نوعي مبدا است.
رژيم سابق قصد داشت با سركوب مردم همه چيز را ختم كند اما در عين حال، تحليل امام (ره) اين بود كه با فاجعة 15 خرداد، مردم جدي‌تر مي‌شوند و مي‌فهمند كه با رژيم سفاكي مواجه هستند؛ لذا تصميمشان را براي مقابله با رژيم جدي‌تر خواهند كرد. اين حرف امام(ره) درست بود.
پس از مدتي، ظاهرا از حالت هيجاني و خياباني و تظاهرات انقلابي كاسته شد، ولي عمق پيدا كرد. عده‌اي به فكر انجام كارهاي تندتر افتادند كه بعدا شكل مبارزة مسلحانه به خود گرفت و عده‌اي ديگر به فكر آگاهي بيشتر مردم افتادند. هر دو جريان، از نيروهاي اصيل و مهم انقلاب بودند و ديگر در عرصة تظاهرات كمتر ديده مي‌شدند ولي بيشتر در جهت تعميق مسائل فرهنگي انقلاب و تشكيلات حركت مي‌كردند كه هر دو زمان‌بر بودند. عدة ديگري هم احساس كردند كه با خالي كردن صحنه، دو جريان ديگر نمي‌توانند به راحتي كار كنند. لذا تلاش خود را بر پخش اعلاميه و سخنراني و تشكيل تجمعات، متمركز كردند تا مردم احساس نكنند كه شعله‌ي انقلاب خاموش شده است. عده‌ي ديگر هم با ديدن مشكلات كار، در ميانه‌ي راه بريدند و كنار رفتند.
اين تقسيم‌بندي چهارگانه و ادامة آن باعث شد كه قدري ريشه‌اي‌تر و اساسي‌تر به مسائل انقلاب بپردازيم. علاوه بر اين، نبايد تاثير شهادت را فراموش كرد. خون شهداي 15 خرداد، سرماية انقلاب شد و باعث شد كه خيلي‌ها در ادامة راه آنان حركت كنند.
معمولا وقتي انقلابها رنگ خون مي‌گيرند، شكل كارشان عوض مي‌شود. اگر ريشه‌دار باشد، قوي‌تر و اگر سطحي باشد، سرخورده مي‌شود. اتكا بر عقايد مردم و قيام مردم به‌خاطر مسائل ملي و ديني باعث شد كه انقلاب ما روز به روز عميق‌تر شود.

ايسنا: حضرت امام خميني(ره) در طول مبارزه قبل از پيروزي انقلاب بيشتر بر كدام يك از اين راهها تاكيد داشتند، و اساسا نظر ايشان در مورد مبارزة مسلحانه چه بود؟
جواب: امام (ره) معتقد بودند كه فقط افكار عمومي و تكيه بر مردم مي‌تواند ايران را نجات دهد و اين را هم معلول آگاهي دادن و فرهنگ‌سازي مي‌دانستند. لذا هميشه تاكيد داشتند كه اطلاع‌رساني و آگاه كردن مردم و برنامه‌هاي ديني وعاظ فراموش نشود. ايشان هيچ‌وقت عليه كساني كه اقدامات تند انجام مي‌دادند و انسانهاي بدي نبودند، موضع‌گيري نمي‌كردند ولي در عين حال، راه آنان را راه اساسي نمي‌دانستند و آن را فقط بهانه‌اي براي سركوب عنوان مي‌كردند.
آنچه كه در طول اين سالها از ايشان شنيدم اين بود كه ايشان هيچ وقت راه پيروزي را در ترور جست‌وجو نمي‌كردند و در عين حال از ايشان بدگويي از كساني كه در اين مسير بودند نشنيدم. با زياد شدن فشارهاي رژيم، مبارزين اسلام‌گرا، انجام اقدامات انتقام‌جويانه را قبول كردند. تفاوت مبارزين اسلامي با ديگران اين بود كه اسم اين كار را تبليغ مسلحانه گذاشتند و معتقد بودند اگر چنين اتفاقاتي بيفتد، توجه مردم دنيا به اين طرف جلب و رژيم نيز ناچار به پخش اخبار مي‌شود. در آن زمان، تجمعات مردم در رسانه‌ها منعكس نمي‌شد ولي حوادثي مانند تبليغ مسلحانه به شدت در رسانه‌ها انعكاس مي‌يافت و خيلي چيزها كشف مي‌شد. لذا ما تبليغ مسلحانه را در كنار روح عظيم مبارزات فرهنگي و عقيدتي قبول داشتيم؛ ولي امام (ره) اين را هم تاييد نكردند. در ميان گروههاي مسلحي كه آن زمان اعلام آمادگي كردند، چند گروه مسلمان بودند ولي امام (ره) آنها را هم تا آخر تاييد نكردند و قبول نكردند كه اينها آدمهاي درستي‌اند. البته در مقطعي، كساني ـ از جمله خود من ـ به امام (ره) پيشنهاد كرديم تا تاييد ايشان را جلب كنيم اما نشد.
آن زمان امام (ره) ايران نبودند ولي افرادي پيغام مي‌دادند كه گروههايي مانند فداييان و مجاهدين ـ كه هنوز بين آنها جدايي نيفتاده بود ـ بچه مسلمانند. به هر حال افرادي مانند من، مرحوم طالقاني و ديگران به امام (ره) پيشنهاد داديم تا تاييد ايشان را براي مبارزة مسلحانه جلب كنيم اما نشد.

ايسنا: در موردي كه مشخصا طرح تروري وجود داشت و به اطلاع حضرت امام (ره) مي‌رسيد، ايشان چگونه برخورد مي‌كردند؟
جواب: اين مطلب را از خود امام(ره)‌ شنيدم كه يكي از افسران رژيم سابق كه انسان متديني هم بود با مراجعه به ايشان گفته بود كه مي‌تواند از طريق عمليات انتحاري، شاه را بكشد و منتظر اجازة امام (ره) بود ولي ايشان جواب ندادند و بعدا به من فرمودند اينها كه مي‌خواهند اين كار را بكنند اگر جدي باشند آن را انجام مي‌دهند و نمي‌آيند از ما بپرسند.

ايسنا: به نظر مي‌رسد نوع نگاه فقهي امام (ره) در بن‌بست‌شكني‌هاي ايشان در بعضي از مسائل مؤثر بوده است. مانند موسيقي و شطرنج. اين بن‌بست‌شكني برآمده از چه نوع نگاه فقهي بود؟ به نظر مي‌رسد اين نگاه بعضا در حوزه‌هاي علميه با مهجوريت مواجه بوده است. ايشان چگونه با مهجوريت‌ها برخورد مي‌كردند؟
جواب: امام (ره) از لحاظ فقهي به اسلام به عنوان يك مكتب برنامه‌دار براي ادارة جامعه نگاه مي‌كردند، حتي در زمان غيبت. فقهاي ديگر هم قبول دارند كه در زمان حضور معصوم، اسلام مي‌خواهد همه چيز را اداره كند. امام (ره) عقيده داشتند كه اسلام در زمان غيبت هم به همة مسائل جامعه مي‌رسد. ايشان ديد حكومتي نسبت به اسلام داشتند. بعضي از مراجع سنتي مي‌خواستند در حد رسيدگي به امور روزمرة مردم كه در دوران انزواي روحانيت به آنان مراجعه مي‌شد اكتفا كنند ولي ايشان ديد حكومتي داشتند. در زمان آيت ا... العظمي بروجردي ايشان قدري ملاحظه‌ مي‌كردند و نمي‌خواستند عليه رياست حوزه حرف بزنند اما بعدا كه حوزه مسؤول كلي نداشت و ايشان هم از مراجع شدند، نظرشان را ابراز مي‌كردند و همان ديد فقهي جامع ايشان، عاملي بود كه در مسائلي كه ديگران اظهارنظر نمي‌كنند، اظهارنظر كنند.
حتي وقتي كه ايشان در نجف تبعيد بودند، با اينكه حوزة علمية اين شهر مانند حوزة علمية قم اين همه ظرفيت و طلبة جوان نداشت، و سياسي نبود بحث ولايت فقيه را شروع كردند كه تفاوت آن با بحث ولايت فقيه در كتابهاي قديم خيلي زياد است. بنابراين مواضع مهم سياسي ايشان قبل و بعد از انقلاب را بايد به حساب ديد فقهي حكومتي ايشان گذاشت.

ايسنا: چه نحله‌هاي فكري در حوزه‌هاي علميه در آن هنگام برجستگي بيشتري داشت؟
جواب: در حوزه‌ها، بعضي‌ها مي‌گفتند كه در غياب امام زمان (عج) نمي‌توانيم حكومت اسلامي تشكيل دهيم. بنابراين بايد به امور جاري حوزه و تعليم و تربيت بپردازيم. اما امام (ره) معتقد بودند كه در غياب امام زمان بايد حكومت تشكيل داد. اين عقيده هم در قالب مبارزات انقلاب مردم محقق شد. در نجف هم ايشان ترجيح دادند كه بايد در حوزة علمية نجف بيشتر كار كنند. لذا بحث ولايت فقيه را مطرح كردند تا به‌طور استدلالي وظايف ولايت فقيه در زمان غيبت امام زمان (عج) را براي طلبه‌هاي آنجا تشريح كنند. بعد از انقلاب هم ايشان با اين ديد با مسائل برخورد مي‌كردند و حاكم اسلام را مبسوط‌اليد مي‌دانستند و هرجا كه لازم بود منتظر نمي‌ماندند، بلكه با استفاده از قدرت و نفوذشان تصميم مي‌گرفتند.
در رهبريت ايشان، اصل بر حكومت مردمي بود ولي حقي را نيز براي نايب امام زمان (عج) و ولي فقيه قائل بودند و از اين حق به مقدار زيادي استفاده مي‌كردند. ايشان ذاتا انسان قاطعي بودند و اينها همه دست به دست هم دادند تا بن‌بست‌شكني‌هاي فراواني در زندگي ايشان بوجود آيد.

ايسنا: آيا حوزه‌هاي علميه توانستند بعد از ايشان اين مباني فقهي را در خود هضم كنند و جا بيندازند و بر اين اساس حركت كنند؟
جواب: بله. اگر آن موقع تعداد كمي حرفهاي ايشان را مي‌زدند، امروز عدة بسياري اين حرفها را تكرار مي‌كنند و مبناي ايشان در بسياري از جاها پذيرفته شده است. شخصيت ايشان نيز در اين زمينه تاثير داشت كه ممكن است در ديگران كمتر باشد. طرفداران مباني امام (ره) در حوزه‌ها خيلي زيادند.

ايسنا: به نظر مي‌رسد موانعي در برابر ديدگاهها و انديشه‌هاي حضرت امام (ره) در حوزه‌هاي علميه وجود داشته است.
جواب: بعضي از مقدسين، ايشان را در دوره‌اي قبل از انقلاب به‌خاطر فلسفه، عرفان و افكار خاصي كه داشتند متهم كردند و حرفهاي بي‌ربطي مي‌زدند، لذا ايشان هم خانه‌نشين شدند. ايشان تحقيقا در مسيري كه طي مي‌كردند موانع و مشكلات بسياري داشتند به‌طوري كه حتي بعضي از بزرگان، مشي ايشان را قبول نداشتند. امام (ره) هم نمي‌خواستند آنها را به ناصالح بودن متهم كنند. ايشان با قاطعيت و قدرت راه خود را طي و تصميماتشان را اجرا مي‌كردند.

ايسنا: ممكن است مورد خاصي از قاطعيت ايشان را بيان كنيد؟
جواب: موارد بسياري از قاطعيت امام (ره) وجود دارد. مثلا در مواردي كه بين شوراي نگهبان و مجلس اختلاف پيدا مي‌شد، ايشان از موضع حاكم و ولي فقيه وقتي كه مي‌ديدند بر اساس اختلاف بين مجلس و نظرات شوراي نگهبان، مشكلاتي پيش آمده، به مجلس اختيار دادند كه نظر دو سوم نمايندگان را تصويب كند و در اين مورد، قانون اساسي هم اجرا نشود. در اين صورت ديگر لازم نبود شوراي نگهبان اين نظر را تاييد كند. بعد هم ايشان مجمع تشخيص مصلحت نظام را براي داوري و بن‌بست‌شكني تاسيس كردند كه آن موقع مبناي قانوني نداشت. يا مثلا در آن دوران موارد زيادي پيدا شده بود كه نمي‌توانستيم صبر كنيم و يا در جنگ، روزانه به تصميمات مهمي احتياج داشتيم كه نمي‌خواستيم در مورد آن علنا بحث كنيم. لذا ايشان شورايي تشكيل دادند و به آن شورا حق قانون‌گذاري و تصميم‌گيري در همة امور را دادند.
حتي در كارهاي اجرايي، ايشان مصلحت‌سنجي مي‌كردند. مثلا وقتي شوراي نظارت بر صدا و سيما، رييس اين سازمان را عزل كرد ـ با وجود اينكه كاري قانوني بود ـ ايشان مصلحت ندانستند و شورا را بركنار و رييس سازمان را ابقا كردند. ايشان حق داشتند در مواردي كه فكر مي‌كردند به مصلحت جامعه است تصميم قاطع و
فوري بگيرند.

ايسنا: آيا تقسيم‌بندي امام (ره) از اسلام ناب و اسلام آمريكايي، بيشتر ناظر بر عواملي داخلي بود يا خير؟
جواب: قبل از اين‌ تقسيم‌بندي امام (ره)، با ايشان صحبتي نكرده بودم و به من هم نفرموده بودند كه چنين تقسيم‌بندي دارند. ما شنيديم ايشان گفتند و بعد هم ماندگار شد. هيچ‌وقت هم از ايشان نخواستم كه مشخصا اسلام آمريكايي و اسلام ناب مورد نظرشان را تعريف كنند ولي در مجموع مي‌فهميديم كه ايشان چه مي‌گويند. تصميماتي براي انقلاب گرفته مي‌شد كه بعضي‌ها مي‌ گفتند با ظواهر شرع سازگار نيست. مثلا تصميمات دادگاههاي انقلاب و يا بعضي از تصميمات مجلس را قبول نداشتند. در بعضي مسائل مانند زمين و مصادره‌ها و مسائلي از اين قبيل، عده‌اي انقلابي‌تر عمل مي‌كردند و عده‌اي مي‌گفتند كه اين تصميمات با احكام شرعي سازگار نيست. بعضي از اين كارها را نيروهاي انقلابي انجام مي‌دادند كه ايشان اين اظهار نظرها را به ضرر انقلاب و به نفع آمريكا مي‌دانستند. لذا منظور از اسلام آمريكايي اين نبود كه آمريكايي‌ها هم اسلام دارند. منظور اين بود كه اين نوع اظهارنظرها آمريكايي‌پسند است و آن نوع اقدامات با روح اسلام سازگار نيست. در اسلام خالص و بدون پيرايه، عدالت و حمايت از مستضعفان و محرومان و مبارزه با استثمار و استعمار اهميت دارد و مسائلي خلاف اينها در جهت تمايلات غربي‌ها و اقتصاد و فلسفة غربي است. ما چنين تفسيري از حرفهاي ايشان داشتيم و هنوز هم اين‌طور مي‌فهميم. توجه به مسايل مستحدثه و ارائه راه حل از قبيل بانكها و بيمه، صدا و سيما ، سينما، ماهواره، اينترنت و قراردادها بين‌المللي معمولا از مواردي بود كه مورد اختلاف بين سنت‌گرايان و نوآوران بوده است.

ايسنا: چه ميزان از آرمانهاي امام (ره) مبني بر شكل نگرفتن قله‌هاي ثروت و جلوگيري از شكاف طبقاتي محقق شده است؟ به نظر مي‌رسد در جاهايي نتوانستيم قاطعيت حضرت امام (ره) را اعمال كنيم.
جواب: اين‌طور نيست. امام (ره) ضمن اينكه حمايت از محرومان و مستضعفان را مهم مي‌دانستند، راضي نبودند كه قالب‌شكني‌هاي زيادي اتفاق بيفتد؛ مثلا اصل مالكيت زير سؤال برود و يا احكام مسلم مالكيت فراموش شود. اولا امام (ره) مي‌دانستند كه اين كار به مشكل برمي‌خورد، ثانيا خودشان به اين كار عقيده نداشتند.
در مجلس كه بوديم گاهي از طرف امام (ره) به ما اخطار مي‌شد كه اگر چنين كنيد خودم جلوي شما را مي‌گيرم. آن موقع روحية نيروهاي انقلابي در جاهايي نظير دادگاه انقلاب، كميته و مجلس نوعا تند بود و امام (ره) هميشه آنها را تعديل مي‌كردند. مثلا در مورد مسالة راي دو سوم نمايندگان، تندروي مجلس باعث شد كه ايشان حكم خود را پس بگيرند و مجمع تشخيص مصلحت را تاسيس كنند. تندروي جوانها و نيروهاي انقلابي براي جامعه تبعات اقتصادي داشت؛ كمونيست‌ها با از بين بردن مالكيت، حسابي عقب افتادند امام (ره) آنها را قبول نداشتند.
من فكر مي‌كنم آن حدي كه امام (ره) مورد نظرشان بود و حتي بيشتر از آن، به موقع عملي مي‌شد. موارد بسياري وجود دارد كه ايشان از تندرويها گله كردند و جلوي تندرويها را گرفتند. بعد از امام (ره) هم اين رويه ادامه پيدا كرد. امام (ره) خيلي به تندرويهاي اقتصادي و سلب مالكيت و مصادره مايل نبودند. علاوه بر اين به بنية اقتصادي كشور و نياز آن به رقابت و امنيت سرمايه توجه داشتند.

ايسنا: آيا به راستي الگوي حكومتي حضرت امام(ره) اجازه مي‌دهد كه در جامعه شكاف طبقاتي داشته باشيم؟
جواب: اين يك بحث مهم اقتصادي است.‌ اگر واقعيت اسلام اجرا شود اين اتفاق نمي‌افتد. اگر بتوانيم اسلام را با همة ابعادش پياده كنيم، شكافهاي طبقاتي ايجاد نمي‌شود. بروز شكاف طبقاتي به‌خاطر تخلف از اسلام است. اگر همة ابعاد اسلام واقعي اجرا شود، قله‌هاي ثروت از بين خواهند رفت ولي رقابت و رونق اقتصادي بايد باقي بماند كه اسلام اين را در معارفش تامين كرده است.
البته اين طور نخواهد بود كه تمامي مردم در سطح مساوي از امكانات برخوردار باشند. اما حقوق كسي ضايع نخواهد شد.
ايسنا: حضرت امام(ره)‌ بر نقش و حق كليدي مردم در تعيين سرنوشت خود تاكيد داشتند. به نظر شما ايشان مباني مشروعيت نظام اسلامي را در چه مواردي مي‌ديدند؟
جواب: مشروعيت و مقبوليت با هم تفاوت دارند. از نظر امام (ره) در زمان ائمه(ع)، ولي معصوم، حاكم مشروع جامعه است و در زمان غيبت هم، فقهاي صاحب شرايط. اما اگر مقبوليت وجود نداشته باشد، نمي‌توان جامعه را اداره كرد. اين يك اصل اسلامي است. حاكم جامعه‌ي اسلامي هرچقدر هم كه خوب باشد بايد مقبول مردم باشد؛ وگرنه نمي‌تواند كشور را اداره كند.
اسلام با زور و فشار و قلدري موافق نيست. هدف اسلام، فتح قلوب مردم است. ممكن است حاكم قدرتمندي با ابزار مادي مردم را وادار به تسليم نمايد. در اين فرض آنهايي كه هستند، از ته دل مسلمان نيستند. بنابراين ضمن اينكه حكومت ولي فقيه مشروع است، اگر همراهي مردم را نداشته باشد قابل اجرا نيست. لذا مقبوليت و مشروعيت بايد با هم باشند. معناي جمهوري اسلامي هم همين است. جمهوري به معناي همراهي مردم و اسلاميت، همراهي با معيارهاي اسلامي است. با تفاوت گذاشتن بين مقبوليت و مشروعيت، مقداري از مسائل و بحثهاي داغ امروزي حل مي‌شود. به هر حال، در حكومت غيرمقبول، حتي علي‌ بن‌ ابي‌طالب (ع) هم وارد ميدان نمي‌شود.

ايسنا: راهكار تشخيص مقبوليت حكومت چيست؟
جواب: راهكار مقبوليت حكومت، راي مردم است.

ايسنا: مطرح شده است كه شما به مشروعيت مردمي يا مقبوليت حداقلي مثلا به ميزان 15 درصدي قائل هستيد؟
جواب: عقيدة من اين نيست. عقيدة من اين است كه اگر حكومت اسلامي آراي اكثريت مردم را نداشته باشد نمي‌تواند حكومت كند و بي‌ثمر است.

ايسنا: در بعضي از انتخابات گذشته مسائلي به شما نسبت داده شد مثل اينكه لزومي ندارد تنور انتخابات خيلي داغ باشد و همين كه عده‌اي راي دهند كفايت مي‌كند. توضيح شما چيست؟
جواب: ادعاي كساني كه مي‌گويند من مايل نيستم تنور انتخابات داغ باشد كذب است. بهترين شاهد براي اثبات اين ادعا، حضور بيش از 30 ميليون نفر در انتخابات دور هفتم رياست جمهوري است كه در زمان من اتفاق افتاد. در حقيقت، مردم بر اثر تلاشهاي ما به صحنه آمدند.

ايسنا: شما در نماز جمعة قبل از دوم خرداد، مطالب مؤثري ايراد كرديد. در آن مقطع احساس شد كه نزديكي و ائتلافي در درون چارچوب گروههاي فعال سياسي شكل گرفت. در آن مقطع بسياري شما را از خود مي دانستند. بعد از دوم خرداد، به نظر مي‌رسد مشكلاتي پيش آمد كه در آستانة انتخابات مجلس ششم بيشتر نمايان شد و بروز پيدا كرد. شما در اين رابطه چه ديدگاهي داريد؟
جواب: من به عنوان رييس جمهور، مسؤول حسن اجراي انتخابات بودم و خطبه‌ي نماز جمعه من قبل از اين انتخابات، ناظر به هر دو طرف بود. هر دو طرف به من شكايت مي‌كردند كه طرف مقابل قصد تقلب در انتخابات را دارد و علائمي را هم ارائه مي‌دادند. من هم تصميم گرفتم كه نظارتم را تقويت كنم و شائبه تقلب را براي هر دو طرف رفع كنم. روي صحبت‌هاي من در آن زمان نسبت به دو طرف بود ولي بعدا هر كس تفسير خودش را ارائه داد.
قبل از انتخابات 2 خرداد به اين نتيجه رسيده بودم كه بهتر است پيشتازان انقلاب كمك كنند كه نيروهاي جوان‌تر وارد ميدان شوند تا اين تصور كه اينها كه انقلاب كردند مي‌خواهند تا آخر عمر مسؤوليت داشته باشند تداعي نشود. بنا هم نداشتم كه ديگر مسؤوليت اجرايي به عهده بگيرم و در حدي كه نمي‌خواستم كنار باشم، رهبري به من تكليف كردند كه در مجمع باشم و اينجا در حوزة مشورت به رهبري كمك كنم. بعضي از كساني كه بعدا دور و بر آقاي خاتمي جمع شدند فكر كردند كه كسي اينجا هست كه ممكن است در آينده دوباره رقيب شود. لذا به فكر افتادند كه راه برگشت را ببندند. و در حقيقت تصميم گرفتند يكي از نردبانهايي را كه از آن بالا رفته‌اند خراب كنند كه ديگران از اين راه بالا نروند. اين ديگر به من مربوط نيست و من هم با آنها برخوردي نكردم. تشخيص آنها اين‌طور بود و آن مشكلات و اختلافات پديدار شد. بايد از آنها سؤال كرد كه چرا شروع كردند.

ايسنا: اخيرا بحثي مطرح شد كه در ملاقات تعدادي از اعضاي فراكسيون اقليت مجلس، عده‌اي از جنابعالي براي شركت در انتخابات رياست جمهوري درخواست كرده‌اند و حتي يكي از اين نمايندگان از نظر منفي شما نسبت به اين موضوع خبر داد. واقعيت چه بود؟
جواب: الان هم مثل قبل از انتخابات مجلس ششم مراجعه در اين مورد به من زياد است و هركس به نحوي درخواستش را مطرح مي‌كند. من همان تصميم قبلي‌ام را كه در اواخر دوران رياست جمهوري گرفته بودم، صحيح مي‌دانم. نمايندگان فراكسيون اقليت هم براي اين منظور نزد من نيامده بودند. معمولا نمايندگان، فردي يا جمعي با من ملاقات دارند. در جمع 50 - 60 نفري اين نمايندگان، چند نفر اين مساله را مطرح كردند. من هم پاسخ دادم كه ترجيح مي‌دهم نيروهاي جوان وارد صحنه شوند تا با افكار جديد و پشتكار و انرژي بيشتر كار كنند و ما هم در صورت اصلح بودن آنها را حمايت كنيم. اين جواب هميشگي من است و هميشه بر اين نظر قاطع هستم. در انتخابات مجلس هم مرا برخلاف تمايلم مجبوركردند كه وارد صحنه‌ي انتخابات شوم. الان هم ديگر تمايلي به اين كار ندارم. البته من بقيه‌ي عمرم را فقط براي انقلاب مي‌خواهم و تمايلات شخصي ندارم. مايلم كه در خدمت انقلاب باشم و فكر مي‌كنم خارج از آن حوزة مسؤوليت مستقيم، بيشتر مي‌توانم براي انقلاب كار كنم و هر جا كه باشم در خدمت انقلاب خواهم بود.

ايسنا: حضرت امام در موارد اختلافي با شوراي نگهبان، راي دو سوم مجلس مكفي مي دانستند. مبناي اين دستور امام(ره) چه بود؟
جواب: امام (ره) با حكم ولايي چنين دستوري دادند. در قانون اساسي چنين چيزي وجود نداشت و ندارد. و امام (ره) بعدا اين دستور را لغو كردند و در اسناد هم هست و منتشر هم شد. مبناي مهم دستور امام (ره) براي راي دو سوم نمايندگان مجلس، مسائل كارشناسي براي حل بن‌بست‌ها بود. وقتي شوراي نگهبان مخالفت مي‌كرد و مجلس هم نمي‌پذيرفت، به بن‌بست مي‌رسيديم.
مبناي مهم اين دستور، مسائل كارشناسي براساس مصلحت نظام بود. جمعيتي كه عموما در مجلس بودند، انقلابي فكر مي‌كردند و چون در آنزمان راه كار ديگري وجود نداشت و امام (ره) تصور مي‌كردند كه تصميمات آنها قاعدتا بايد مبناي درستي داشته باشد. به علاوه چاره‌اي نبود. ما در ابتداي كار به بن‌بست گرفتار شديم. شوراي نگهبان مصوبة مجلس را خلاف شرع مي‌دانست و مجلس هم به اصلاح آن راي نمي‌داد و لذا قوانين مهمي مثل اراضي شهري و كشاورزي، معادن، تجارت خارجي و ... روي زمين مي‌ماندند. در نتيجه، ايشان با استفاده از اختيارات ولايت فقيه، معضل را حل مي‌كردند.

ايسنا: اما به نظر مي‌رسد اغلب ايشان به نفع مجلس عمل مي‌كردند؟
جواب: ايشان فقط به نفع مجلس فكر نمي‌كردند بلكه به نفع انقلاب فكر مي‌كردند. بالاخره وقتي جمعيتي از متدينين به تصميمي برسند حتما پشت آن مسائل مهمي وجود دارد.

ايسنا: مجلس اول كه مي‌فرماييد متشكل از متدينين و انقلابيون بود، به نظر مي‌رسد با شكلي متفاوت از نظارت كه امروز اعمال مي‌شود تشكيل شد. آيا الان هم همان شكل نظارت در مجلس اول اعمال مي‌شود يا اينكه متحول شده است؟
جواب: در آن زمان اصل قانون نظارت و نوع نظارت فعلي بر نمايندگان وجود نداشت و قوانين نظارت بعدا نوشته شد. به تدريج مجلس اول شروع به قانون‌گذاري كرد و همان كساني كه انتخاب شدند به تدريج قانون نظارت را نوشتند تا به اينجا رسيد. البته شوراي انقلاب مصوباتي براي نظارت داشت ولي قانون جامع آن در مجلس اول تهيه شد و در مجالس بعد تكميل شد.

ايسنا: نظر شما مشخصا در زمينه نظارت چيست؟
جواب: اصل ضرورت نظارت قابل ترديد نيست.
الان بنا ندارم كه وارد بحثهاي جنجالي شوم. معمولا در بحثهايي كه در گذشته جريان داشت، جزء افرادي بودم كه به وسعت نظر تمايل داشتم. ولي گذشت از اصول را روا نمي‌دانستم. مجالس گذشته گاهي تند و انقلابي عمل مي‌كردند؛ بطوري كه اعتبارنامة بعضي از افراد انقلابي را نيز كه بعدا وزير شدند رد مي‌كردند. من با آن سخت‌گيري‌ها موافق نبودم.

ايسنا: آيا الان هم جايگاهي كه امام(ره) براي مجلس قائل بودند وجود دارد؟ به نظر مي‌رسدكه مجلس فعلي با مشكلات متعددي روبه‌روست. دلايل آن از نظر شما چيست؟
جواب: مجلسي‌ها با توجه به نقش مهم‌شان بايد احترام امام‌زاده را حفظ كنند. همه بايد به مجلس كمك كنيم تا همچنان موفق و معتبر باقي بماند و مورد اعتماد مردم و رهبري باشد. مجلس در نظام ما بسيار مي‌تواند كارگشا باشد.

ايسنا: اگر چنين مشكلاتي كه الان بين مجلس و شوراي نگهبان وجود دارد در زمان رياست شما بر مجلس وجود داشت چه مي‌كرديد؟
جواب: در زمان ما حتي بيشتر از مشكلات فعلي وجود داشت ولي آنها را حل مي‌كرديم و با امام (ره) بر سر مشكلات صحبت مي‌كردم. لوايحي كه آن موقع بر سر آنها مشكل داشتيم قابل مقايسه با بحثهاي امروز نيست. امروز يك مقدار بحثهاي گروهي و باندي وجود دارد ولي آن موقع نزاع بر سر اين موارد نبود. انقلاب در حال تثبيت بود و لوايح مادر در مجلس اول تصويب شد. ارتباط ما هم با امام (ره) خيلي صميمي بود و ايشان هم به ما اعتماد خيلي خوبي داشتند.

ايسنا: آيا شما چنين الگويي را به مجلس فعلي توصيه مي‌كنيد؟
جواب: مجلس بايد سعي كند كه روابطش با رهبري و مجموعة نظام صميمي‌تر باشد و ديگران هم سعي كنند با مجلس صميمي‌تر رفتار كنند. من مشاجرات و دعواهاي فعلي را نه تنها مفيد نمي‌دانم، بلكه بسيار مضر مي‌دانم.

ايسنا: چرا در بعضي از مفاهيم بنيادين مثل امنيت ملي در كشور به اجماع نمي‌رسيم؟
جواب: رسيدن به اجماع تقريبا عملي نيست. ولي بدست آوردن اكثريت ممكن است. در حال حاضر، اكثريت، محور است و در كارهاي اجتماعي و حكومتي نمي‌توان به اجماع متكي بود. اتكا بر اكثريت هم راه‌حل قانوني دارد. در حقيقت، قانون اساسي ما بر اساس اكثريت تصويب شده است. رهبري بر اساس اكثريت آراي خبرگان انتخاب مي‌شود كه آنها هم بر اساس آراي اكثريت مردم برگزيده مي‌شوند. خبرگان وقتي كسي را انتخاب مي‌كنند، مي‌دانند كه چه اختياراتي به او مي‌دهند. مجلس و رييس جمهور هم همين‌طورند. كابينة رييس جمهور از طريق مجلس راي مي‌گيرد و خود رييس جمهور هم بر اساس راي اكثريت انتخاب مي‌شود. بنابراين ملاك‌ در همه جا، اكثريت است. وقتي كه اكثريتي كسي را برگزيدند و به منتخبشان اختياراتي دادند، اگر بحثي بر سر اختيارات وجود دارد همان‌جا بايد حل شود. به هر حال، الان در نظام ما و همة نظامهاي دموكراتيك، راي اكثريت است.
ايسنا: برخي معتقدند كه در دوران سازندگي، محور قرار دادن توسعة اقتصادي باعث ايجاد تغييرات ارزشي در جامعه شد، به‌طوري كه "سود محوري" در جامعه به‌عنوان يك ارزش مطرح شد. حتي خود حضرت‌عالي هم در يكي از خطبه‌هاي نماز جمعه مطرح كرديد. در اين زمينه توضيح دهيد.
جواب: اين ادعاها، تفسيرهاي مغرضانه‌اي هستند كه برخي از افراطيون چپ يا راست مطرح كردند.
اولا برنامة دولت، توسعة فرهنگي،‌ اجتماعي و اقتصادي بود. در مسائل اجتماعي به بيمه‌ها، روستاها و مناطق محروم خيلي رسيدگي كرديم و حتي براي اين كار، دفتر مناطق محروم را با بودجه‌اي هنگفت تاسيس كرديم. به مسائل بانوان كه بسياري از حقوق آنها مورد بي توجهي قرار گرفته بود، توجه خاص نشان داديم و حتي دفتر ويژة زنان را تشكيل داديم. جهت حركت دولت، رسيدگي به مستضعفان بود. مبنايي كه هميشه در كارهاي من وجود داشت و الان كمي به آن بي‌توجهي مي‌شود، اين است كه بايد در كشور رونق اقتصادي ايجاد كنيم تا بيكار وجود نداشته باشد. اينكه مردم را بيكار كنيم و بعد هم با لقمه ناني از آنها حمايت كنيم، مستضعف خلق كردن است. لذا در راستاي از بين بردن بيكاري، موفق شديم بيكاري را از ‌‌١٥/٦ به ‌٩/١ برسانيم. اگر اين برنامه ‌‌٣-4 سال ديگر ادامه پيدا مي‌كرد، ديگر بيكاري وجود نداشت. جامعه‌اي كه بيكار نداشته باشد، مستضعف هم كم دارد. اين يك حركت اساسي بود.
در جدول سنجش برخورداري‌ها، (جيني) درآمد دو دهك بالاي جامعه پايين آمد و درآمد دودهك پايين جامعه بالا رفت. اين حركتي است كه قبلا در ايران اتفاق نيفتاده بود. در ابتداي شروع به كار دولت گذشته، كالاهاي بادوام در سبد مصرفي خانواده‌هاي فقير وجود نداشت ولي در دوران سازندگي كالاهاي بادوام وارد سبد مصرفي خانواده‌ها شد و كم‌كم زندگي حالت درستي به خود مي‌گرفت. به هر حال با مشاهدة آمار و ارقام، مشخص مي‌شود كه جهت، جهت مستضعفين بود. يارانه‌ها طوري بودند كه قشر مستضعف كمتر از آنها بهره مي‌برد و ما به تدريج بخشي از يارانه‌ها را جهت‌دار كرديم.
در مسائل سياسي و فرهنگي نيز تعداد دانشجويان در پايان ‌‌٨ سال دولت من نسبت به آغاز كار چند برابر افزايش يافت و تيراژ رسانه‌ها به سرعت بالا رفت. از نظر سياسي نيز در پايان دولت گذشته، بزرگترين انتخابات كشور انجام شد. شرايطي را به‌وجود آورديم كه مردم رشد سياسي كردند و علاقه‌مند شدند در سرنوشت‌شان مشاركت كنند؛ به‌طوري كه اين تعداد كه در انتخابات شركت كردند، ديگر تكرار نشد. با توجه به بازده‌ها معلوم مي‌شود كه دولت به همة زمينه‌ها توجه ‌كرده است.
اما در مورد مسالة نماز جمعه، در همين راستا در يكي از خطبه‌هاي نماز جمعه خطاب به بسيجي‌ها و نيروهاي حزب‌اللهي گفتم كه چرا بايد كارهاي سرمايه‌اي، مولد و پردرآمد را دست طاغوتي‌ها بسپاريد و شما هميشه كارهاي رده پايين را انجام دهيد. به استناد به آيه شريفه قرآن "الطيبات للطيبين" نعمت‌هاي دنيا مخصوص آنها نيست بلكه شما بيشتر محق هستيد و شما هم بايد به سمتي حركت كنيد كه با نقد كردن منابع خدادادي كشور از نعمت‌هاي دنيا بيشتر استفاده كنيد. در حقيقت بحث من در آن خطبه ناظر بر اين بود كه نعمت‌ها بايد بين نيروهاي زحمتكش و مجاهد انقلاب هم باشد. تا همه از آن بهره‌مند گردند. من به اين معترض بودم كه چرا عده‌اي لوكس زندگي مي‌كنند و عده‌اي ديگر، نه. به هر حال، بعضي از كساني كه قلم به دست دارند، هرچه مي‌خواهند مي‌نويسند و ما هم هر روز نمي‌توانيم به آنها جواب دهيم.

ايسنا: اما فضاي دانشگاهها بعد از آقاي معين كمي به سمت بسته شدن رفت و اين تغيير در دولت شما اتفاق افتاد.
جواب: برفرض اينكه مطلب شما درست باشد. اولا آقاي معين ‌‌٤ سال دوره اول وزير من بود. چرا آن را به حساب دولت گذشته نمي‌گذاريد. جهت‌گيري دورة دوم به خود دانشجويان مربوط مي‌شود. من به رعايت يك مساله در دانشگاهها مقيد بوده و هستم و آن، انضباط تحصيلي است. به همة دانشجويان سفارش مي‌كردم كه از فرصت به دست آمده براي تحصيل استفاده كنند و نگذارند هزينه‌اي كه براي آنها صرف مي‌شود هدر رود. من هميشه بر آگاهي سياسي دانشجويان، افكار عمومي و رسانه‌هاي همگاني تاكيد داشتم و لذا از جلسات سؤال و جوابي كه برپا مي‌كردم گاهي ‌‌٣-4 ساعت به سؤالات خبرنگاران داخلي و خارجي پاسخ مي‌دادم و هيچ سؤالي را بي‌پاسخ نمي‌گذاشتم. بنا و فلسفة من بر آگاهي است.

ايسنا: در همين دوران در خصوص مراسم ‌‌١٣ آبان، مراسم به سمت دولتي شدن رفت و به دانشجويان مجوز داده نشد. اين كار بر چه اساسي صورت گرفت؟
جواب: من هيچ‌گاه اين كارهاي تند را تشويق نمي‌كردم. البته آن موقع جرياني در مجلس و بعضي از دانشگاهها مي‌خواست كه سياست درهاي باز و تنش‌زدايي خارجي را خدشه‌دار كند. لذا مجلس، روز مبارزه با استكبار جهاني را تصويب كرد و قطع رابطه با انگليس را قانوني كرد. طبعا در چنان فضايي دولت نمي‌توانست مسائل جهاني خود را حل كند. در دانشگاهها هم چنين تحركاتي وجود داشت. من و دولت با اين كار موافق نبوديم و تنش‌زدايي از موضع قدرت و عزت را خيلي مهم مي‌دانستيم.

ايسنا: در زمينه‌هاي ديگر چطور، مثلا در كابينة اول، آقاي نوري به‌عنوان وزير كشور معرفي شد ولي در كابينة دوم آقاي بشارتي.
جواب: چون مي‌دانستم كه آقاي نوري در كابينة دوم راي نمي‌آورد او را معرفي نكردم. در كابينة اول حدود ‌‌١٣٠ يا ‌‌١٤٠ نفر از نمايندگان مي‌خواستند و امضا كردند كه آقاي نوري را استيضاح كنند ولي با كمك رهبري جلوي استيضاح را گرفتيم. ولي معلوم بود كه نمايندگان براي بار دوم به او راي اعتماد نمي‌دهند. اين اتهام كه مي‌گويند دولت من سياسي نبود، كذب است. افرادي مانند آقاي خاتمي، آقاي نوري و آقاي مهاجراني و بسياري از چهره‌هاي سياسي، در دولت من وزير و معاون بودند و مسؤوليت‌هاي مهم سياسي داشتند.

ايسنا: انتقادهايي به عملكرد وزارت اطلاعات و آقاي فلاحيان مطرح است . عملكرد وزارت اطلاعات و آقاي فلاحيان را در زمان خودتان چطور ارزيابي مي كنيد؟
جواب: ممكن است موردي، چيزهايي وجود داشته باشد ولي من خيلي تلاش مي‌كردم كه وزارت اطلاعات در كادر عمل كند و تعديلش مي‌كردم. يكي از كارهاي مهم وزارت اطلاعات، مبارزة خاموش با مفاسد اقتصادي بود. يعني هرجا مفاسد اقتصادي را مشاهده مي‌كردند، خوب برخورد مي‌كردند و تلاش زيادي در حفاظت از امنيت كشور كه مسؤوليت اساسي وزارت است، داشتند.

ايسنا: در جايي تعبيري داشتيد كه سياه‌نمايي‌ها بعد از دوم خرداد شروع شد، اين مساله چيست؟
جواب: زير سؤال بردن افتخارات نظام بعد از دوم خرداد شروع شد؛ به‌طوري كه حتي جنگ و امام (ره) را هم زير سؤال بردند.

ايسنا: آيا اين مسالة مشخصا به دولت بعد از ‌‌٢ خرداد ربط دارد يا خير؟
جواب: نه، اين اقدامات به دولت ربطي ندارد. در آستانة ‌‌٢ خرداد و حتي در مبارزات انتخاباتي از سوي دو طرف سياه‌نمايي مي‌شد. اما بعدا روزنامه‌ها و افراد و جريانهاي خاص، سعي كردند تا جنگ، محاكمات دادگاه انقلاب و حتي امام (ره) و بسياري از مسائل را زير سؤال ببرند. نظر من بيشتر به اين سمت بود.
خود آقاي خاتمي مردي شريف، عاقل و متدين است و با ديگران قابل مقايسه نيست. لذا خود آقاي خاتمي هم از كساني كه سياه‌نمايي كردند عصباني است.

ايسنا: حدود و ثغور آزادي از ديد شما تا چه حد است؟ خصوصا در بعد آزاديهاي فرهنگي و اجتماعي.
جواب: من حدود آزادي را طبق قانون و شرع مي‌دانم. نبايد از چيزي كه خلاف شرع نيست جلوگيري كنيم. كسي هم نمي‌تواند چيزي را كه قانون اجازه داده منع كند. البته ممكن است در شرع فتاواي مختلفي وجود داشته باشد ولي ما فتواي معتبر را قبول داريم. من طرفدار بستن فضا نيستم بلكه معتقدم بايد فضا را باز كنيم و چيزي به مردم تحميل نكنيم. اگر مردم با ميل خودشان بعضي كارها را انجام دهند، خيلي بهتر از اين است كه از روي اجبار كاري را انجام دهند. اما سوء استفاده از حق آزادي و تجاوز به حقوق و امنيت افراد و انقلاب روا نيست.

ايسنا: در حوزة مسائل سياسي و آزادي بيان و مطبوعات چطور؟
جواب: اگر مطبوعات خودشان كار را اصولي انجام دهند، مي‌توانند آزادانه عمل كنند. برخي مطبوعات مراعات بعضي از اصول را جزء وظايف و حقوق خود نمي‌دانند. دروغ‌پراكني و تهمت در مطبوعات، خيلي آسيب مي‌رساند. اگر اين موارد در برخي از آنها وجود نداشته باشد، نيمي از مشكلاتشان حل خواهد شد.
يك نمونه، همين مساله‌اي است كه دربارة نماز جمعة اخير من در مطبوعات مطرح شد. در نماز جمعة اخير، مطالب مهمي مطرح كردم و آن اين بود كه آمريكا فكر نكند اين كشور از درون قابل از هم پاشيدن است. در مطالبي كه مطرح كردم خواستم بگويم كه وضع امروزمان از گذشته بهتر است. اوايل انقلاب، آمريكا با منافقين، بني‌صدر، جبهة ملي، چپهاي ماركسيستي و سلطنت‌طلب‌ها همراه بود ولي شكست خورد. در آن مقطع، اختلاف نيروهاي انقلاب باعث شد كه بني‌صدر جلو بيايد ولي وقتي كه متوجه نيرنگ‌هاي دشمن شديم. خانواده انقلاب متحد شد و بيشتر دقت كرديم. ولي الان كه نسبت به گذشته قوي‌تر هستيم وقتي جناحها مقابل خود دشمن مشتركي را مي‌بينند بايد مشاجرات را رها كنند و متحد شوند. ولي عده‌اي نتيجه‌گيري ‌كردند كه آقاي هاشمي، آقاي خاتمي را با بني‌صدر مقايسه كرده است. اين، مسؤوليت ناشناسي است. مطبوعه‌اي كه اين‌طور كار مي‌كند نبايد فكر كند كه در جامعه اعتبار دارد. اگر اين مطبوعه درست عمل نكند طبعا اعتبار خود را از دست مي‌دهد و برايش مشكل ايجاد مي‌شود. بايد سالم عمل كنند.
ايسنا: آيا مايليد در مورد جريان مك فارلين توضيح دهيد؟ آيا شما در جريان اين سفر قرار داشتيد؟
جواب: بله، همة سران سه قوه و حتي امام (ره) قبل از ورود هيات آمريكايي در جريان اين مساله بوديم ولي شخص مك فارلين را نمي‌شناختيم. مباحث مذاكره هم روشن بود. بنا بود كه ما براي آزادي گروگان‌هاي آمريكايي در لبنان تلاش كنيم و آنها هم بعضي از نيازهاي تسليحاتي ما را تامين كنند. قدري هم پيش رفته بوديم ولي در گامهاي آخر، تقلب آنها قضيه را خراب كرد. البته مسائل ديگري هم بود. اكنون مشغول تنظيم اسناد آن مسئله هستيم و منتشر خواهد شد.

ايسنا: در مورد رابطه و مذاكره با آمريكا به نظر مي‌رسد گاهي اوقات تعابيري دو پهلو به كار مي‌بريد. حتي در مطلبي هم كه از قول شما در نشرية راهبرد منتشر شد به نوعي اين مسئله ديده مي‌شود.
جواب: برخي مطبوعات، مصاحبة مرا تحريف كردند. اين مصاحبه حدود 2 ماه قبل از آغاز جنگ اخير انجام شد و فضاي فعلي وجود نداشت. ثانيا بحث بر سر اين بود كه آيا در شرايط كنوني راجع به موضوعي بن‌بست داريم يا خير؟ من مي‌خواستم بگويم كه بن‌بست نداريم هر مشكلي كه بين مجلس و شوراي نگهبان يا هر جاي ديگري به عنوان معضل پيش مي‌آيد دو راه ‌حل دارد؛ يكي اينكه در مجلس با اجازه رهبري رفراندوم را تصويب كنند و ديگر اينكه رهبري آن را به عنوان معضل به مجمع ارجاع دهند. اجراي هر دو اين موارد هم به نظر رهبري برمي‌گردد. اين بحث، خيلي مشخص است ولي برخي مطبوعات يكدفعه مطرح كردند كه آقاي هاشمي پيشنهاد رفراندوم داده است.

ايسنا: در اين مورد مشخصا موضع شما چيست؟
جواب: رهبري به‌طور صريح نظرشان را اعلام مي‌كنند ما نبايد نظر ديگري را مطرح كنيم.

ايسنا: راهبردهايي كه براي مواجهه با آمريكا با توجه به شرايط منطقه پيشنهاد مي‌كنيد چيست؟
جواب: اولا نبايد در مقابله با آمريكا تسليم شويم، ثانيا بايد ديپلماسي ما فعال باشد. نه زور بگوييم و نه زير بار زور برويم. اگر ديپلماسي فعال داشته باشيم مي‌توانيم بسياري از گره‌ها را باز كنيم.

ايسنا: پاسخ شما در مورد شايعاتي كه درباره خانواده هاشمي مطرح مي‌شود چيست؟
جواب: خود شما دليل را چه مي‌دانيد؟ به دليل اينكه در همة دوران انقلاب مسؤوليت داشتم، آمريكايي‌ها و ضد انقلاب سعي مي‌كنند كه تا مي‌توانند روحانيت و انقلاب را بدنام كنند. آنها فكر مي‌كنند كه افرادي وجود دارند كه مي‌توانند گاهي مشكلات را حل كنند. آنها مي‌خواهند اين قدرت را از انقلاب بگيرند. همة آنها از روحانيت آسيب ديدند و اصلا ما اينها را به اين روز انداختيم. با اين وجود چطور مي‌توان انتظار داشت كه دل خوشي از ما داشته باشند. بايد خودمان رشد داشته باشيم كه داخلي‌ها اين‌گونه عمل نكنند. وضع من و خانواده‌ام بسيار روشن است . از لحاظ مالي خانواده من زندگي در سطح متوسط جامعه را دارند و اكنون كمتر از زمان پيروزي انقلاب امكانات دارند و صورت ريز اموال خانواده من در دو مقطع به رئيس قوه قضاييه داده شده و آنها طبق اصل 142 قانون اساسي رسيدگي كرده‌اند و شخص رئيس قوه قضاييه در نمازجمعه اعلام كرد كه دارايي خانواده آقاي هاشمي از قبل از مسؤوليت شان كمتر شده و اين براي انقلاب افتخار است. نمي‌دانم چرا بعضي از افراد وابسته به انقلاب مي‌خواهند اين افتخار را از انقلاب بگيرند.

ايسنا: در مواردي مانند آقاي كرباسچي و يا آقاي عبدالله نوري چه نقشي داشتيد؟ آيا براي خود نقشي در كاهش چالش‌ها قايليد؟
جواب: تا جايي كه بتوانم در حل مشكلات تلاش مي‌كنم. البته اين‌طور نيست كه هر كاري بخواهم مي‌توانم انجام دهم؛ ولي تا آنجا كه بتوانم تاثير مي‌گذارم و بنا هم ندارم كه بگويم چكار كردم. كم كردن چالش‌ها را وظيفة خود مي‌دانم. اما بعضي‌ها اين را نمي‌خواهند.
اگر به جريان انتخابات مجلس ششم برگرديم، بعد از فشارها چيزي كه مرا قانع كرد در انتخابات شركت كنم، اين بود كه شايد بتوانم در مجلس نقش‌آفريني كنم و بتوانم با ساير گروه‌ها، ائتلافي درست كنم. ولي بعدا عده‌اي نشان دادند كه طور ديگري حساب مي‌كنند و چنين چيزي نمي‌خواهند. لذا نتيجه گرفتم كه اگر وارد مجلس شوم ممكن است جريان سومي راه بيفتد و اختلافات بيشتر شود. لذا دستم براي جلوگيري از اختلافات آن‌قدر باز نيست ولي هرجا كه بتوانم، بدون در نظر گرفتن اينكه اختلافات بر سر چيست و يا به نفع كدام طرف است، سعي مي?كنم جلوي اختلافات و مشاجرات را بگيرم.

ايسنا: آيا شما در خصوص لوايح اخير دولت سعي كرده‌ايد كه مشكلات را كاهش دهيد؟
جواب: من، هم به مجلسي‌ها و هم به شوراي نگهبان گفته‌ام كه سعي كنيد اين مساله را بين خودتان حل كنيد تا احتياجي به مجمع تشخيص نداشته باشيد. بهتر است كه مسائل مهمي مانند اين لوايح، بين مجلس و شوراي نگهبان حل شود. آقاي خاتمي هم در نامه‌اي به رئيس مجلس اعلام كرده است كه نمي‌خواهد خلاف شرع را بپذيرد. ترجيح من هم اين است كه آنها مشكلات را بين خودشان حل كنند و اميدوارم بتوانند چنين كاري را انجام دهند.

ايسنا: شما بعضا مورد انتقاد گروههايي از دانشگاهيان قرار گرفته‌ايد. اين مساله چقدر براي شما مهم بوده و چقدر سعي كرده ايد كه نظر دانشجويان و دانشگاهيان را در مواردي كه به عملكرد شما انتقاداتي دارند رفع كنيد؟
جواب: هيچ‌كس خالي از نقاط قابل انتقاد نيست، من هم مثل همه. دانشگاهيان و آدمهاي آگاه حق دارند انتقاد كنند. من اگر گله‌اي داشته باشم، از ناحق گفتن‌ها و تخريب‌ها و خصومت و دروغ و شايعه است. اين مسائل را در شأن هيچ‌كس بويژه دانشگاه و دانشگاهيان نمي‌دانم. البته تعداد اين افراد كم است. ولي هرجا كه لازم شد طبعا بايد انتقادات را پاسخ دهم تا منتقدين قانع شوند.

ايسنا: حضرت امام(ره) در نامه‌هايي كه به شوراي نگهبان نوشتند، توصيه مي‌كردند كه اين شورا در تصميماتش مصالح نظام را در نظر بگيرد. اما در حال حاضر شوراي نگهبان اين شان را براي خودش قائل نيست. به نظر شما آيا الان شوراي نگهبان مي‌تواند مصلحت را در نظراتش اعمال كند؟
جواب: اين يك خطري دارد. اگر مجمع تشخيص مصلحت نظام نبود مي‌شد از آنان توقع چنين كاري را داشت. اگر اين حق را به شوراي نگهبان بدهيم، به اين معناست كه از لحاظ كارشناسي هم بتواند لوايح و طرحها را رد كند. مصلحت، يك‌طرفه نيست بلكه دوطرفه است. صحيح نيست كه شوراي نگهبان با ديد مصلحت‌گرايانه با لوايح برخورد كند. اگر مجمع نبود در مواردي اين توقعات درست بود. شوراي نگهبان بر محور شرع مقدس و مفاد قانون اساسي نظر مي‌دهد و ممكن است گاهي مصلحت، خلاف آن را اقتضا كند. اما نفس مراعات شرع و قانون اساسي، خود حاوي مصلحت مهم است.

ايسنا: در حوزة قوة قضاييه چطور؟ فكر نمي‌كنيد كه در بعضي از احكام بايد مصالح نظام در نظر گرفته شود؟
جواب: در اينكه همه بايد مصالح نظام را در نظر بگيريم شكي نيست ولي قوة قضاييه نمي‌تواند قانون را اجرا نكند. هيچ مصلحتي بالاتر از اجراي قانون نيست. اگر مشكل قانوني وجود دارد بايد مشكل قانوني را حل كنند. نمي‌توان به قاضي اجازه داد كه به عنوان مصلحت نظام از قانون تخلف كند. اين خطرناك و به معناي بي‌قانوني است. البته ديوان عالي كشور و دادگاه تجديدنظر براي مراعات استحكام آرا در نظر گرفته شده‌اند ولي هيچ‌گاه نمي‌توان به قوة قضاييه اجازه داد كه قانون را ناديده بگيرد.

ايسنا: با توجه به اينكه انتخابات مجلس را پيش رو داريم پيش‌بيني شما از آينده فضاي سياسي كشور چيست؟
جواب: من در اين مورد نگراني دارم. مسؤولان بايد مسائل را حل كنند تا مردم به شركت در انتخابات تشويق شوند و شرايط به‌گونه‌اي باشد كه نمايندگان با آراي بيشتري پشتيباني شوند و كار كنند. البته ميزان حضور مردم مقداري هم به نوع عمل نمايندگان و مسئولان برمي‌گردد. عملكرد خوب ، مردم را به حضور در انتخابات تشويق مي‌كند و يك مقدار هم بايد خودمان مواظب باشيم. به هر حال، حضور مردم در صحنه خيلي مهم است.

 



Back

 
online

gooya 1998-2003
Served by C#1 Server #1 in 0.051 seconds