Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



زنجير، كابل و روغن سوخته

از مجموعه يادداشت های نيويورکی مجيد محمدي 

majidmohammadi@hotmail.com

شورشهاي كور و بدون رهبري و استراتژي و تاكتيك مشخص و متشكل از نيروهاي بدون شناسنامهء فكري و سياسي كه نيروهاي انصار را با همهء توان به ميدان مي آورد بازگشت دوباره به شرايط جامعهء توده وار است

 

اول. خامنه اي و مافيايش جوانان ايراني را در حال سنگ پرتاب كردن و فحاشي مي خواهند، چون اگر آنها سنگ پرتاب كنند و در اين كار مقاومت نشان دهند، مافياييان گلوله و تانك دارند و بسرعت آنها را به خيابانها مي آورند. شريعتمداري و لاريجاني و خود خامنه اي از خونريزي لذت مي برند. نگوييد شرايط جهاني مانع از اين اقدام است؛ مافيا اگر شرايط جهاني را مي فهميد با همين سيد خاتمي كه گوشت و پوستش از روحانيت است و اصلاح طلبان درون حاكميت كه هنوز بسياري از آنها به خميني و سبك حكومتي اش وفادارند كنار مي آمد. مافيا در برابر منطق اصلاح طلبي، قرائت غير خشونت آميز از مذهب، جدايي نهاد هاي ديني از دولت، جريان آزاد اطلاعات، حاكميت مردم از طريق فرايند هاي دمكراتيك، خواست استيفاي حقوق اساسي، مدني و بشر شهروندان ايراني و نفي خودي-غير خودي كردن شهروندان و تحميل سبك زندگي روحانيت سخني نداشت و به همين دليل به قتل و حبس و بستن رسانه ها و دهانها پرداخت. اما در برابر سنگ پرتاب كردن و فحاشي نه تنها كم نمي آورد بلكه استاد است. آنها كه از شورشهاي كوي دانشگاه تهران حمايت مي كنند در واقع براي مافياييان طعمه فراهم مي كنند. اين شورشها در واقع مجلس عيش و نوش و سرمستي از خونريزي و دستگيري و مشت و مال براي مافيا و مجلس عزا براي اهل خرد و حل و عقد است .

دوم. رده هاي مافياي خامنه اي و مخالفان اهل خشونتش مثل مجاهدين خلق و برخي نظاميان دوران پهلوي كه اكنون در خدمت رامسفلد و وولفوويتز هستند در جنگ و انقلاب آموزش خشونت ديدند و همچنان بر طبل خشونت مي كوبند چون راه ديگري براي تغيير نمي دانند يا اگر مي دانند آن راهها را در خدمت يكه سالاري خود نمي بينند. اكنون موج جديد شورشها دارد دوباره كارگاهي به بزرگي يك جامعه براي پرورش نسلي ديگر از ذوالقدر ها و لاريجانيها راه مي اندازد. حجازي و گلپايگاني بيت و شريعتمداري و احمدي نژاد، فلاحيان و رجوي و چند هزار نفر نيروي لباس شخصي يا نيروي آمادهء حملهء آنها در اسرائيل و كلمبيا آموزش نديده اند بلكه جنگ و انقلاب از آنها موجوداتي اين چنين ساخت. آنها كه از شورشها حمايت مي كنند در واقع دارند نسلي ديگر را براي جايگزيني مافياي خامنه اي تربيت مي كنند، شايد بدون آنكه خود بخواهند.

سوم. پايان كار دوم خرداديها به معناي پايان كار اصلاح طلبي نيست. هر كس كه بخواهد از دور باطل انباشت كينه و اِعمال خشونت كناره بگيرد و در عين حال وضع موجود را هم تغيير دهد راهي جز اصلاح طلبي ندارد و البته بايد لوازم آن را نيز بپذيرد. اصلاح طلبي دير نتيجه مي دهد اما آموزش خشونت و تبه كاري هم نمي دهد. شورشهاي كور و بدون رهبري و استراتژي و تاكتيك مشخص و متشكل از نيروهاي بدون شناسنامهء فكري و سياسي كه نيروهاي انصار را با همهء توان به ميدان مي آورد بازگشت دوباره به شرايط جامعهء توده وار است. در اين شورشها گوهر هاي گرانبهايي مثل گفتگو، جامعهء مدني و تساهل و تسامح فراموش مي شوند يا زير پاها لگد مال مي گردند و طرح دوبارهء آنها چندين دهه وقت لازم خواهد داشت.

چهارم.در اينكه عمر حكومت مافياييان رو به پايان است شكي نيست. هيچ حكومتي با پشتيباني 10 الي 15 درصد جامعه و با به ميدان فرستادن هر روزهء قوهء قهريه و داغ و درفش دوام نمي آورد. اما اختلاف در آنجاست كه اين گاو سامري را چگونه بايد از كرسي قدرت به پايين كشيد تا جامعه دوباره به كارخانهء توليد حاجي بخشي و سعيد عسگر چه از نوع مذهبي و چه از نوع سكولار و لاييكش تبديل نشود و امثال خميني و خامنه اي يا رضا پهلوي و رجوي را دوباره بر تخت سلطنت ننشانيم.شورشهاي كور و بدون جهت گيري و خواسته هاي مشخص پيش بيني ناپذيرند و از دامن آنها ممكن است يكباره جنتي، خزعلي، حسني و خوش وقت يا راب سبحاني، چلبي و كرزاي زاده شود، خواه با ريش و پشم و خواه بدون آنها. ديكتاتور ها ممكن است چفيه بر گردن بيندازند يا كراوات بزنند، كت و شلوار بپوشند يا عبا و عمامه داشته باشند؛ غير ديكتاتور ها هم ممكن است با هر سر و وضعي ظاهر شوند. اينكه رهبران سياسي جگونه ظاهر شوند مهم تر از آنست كه جگونه ظاهر شوند. ماندلا اگر سي سال مبارزه و زندان بر اساس مخالفت مدني با آپارتايد را در كارنامهء خود نداشت مسلما نمي توانست آفريقاي جنوبي را با بخشش و حقيقت خواهي و جبران مافات به سمت جامعه اي دمكراتيك هدايت كند.

پنجم. حساب دل خنك شدتها از چند شعار ”مرگ بر...“ و ”...گردد” را بايد از حساب اينكه شورشيان چه كساني هستند و چه مي خواهند جدا كرد. از كجا براي ما روشن است كه شورشيان به قواعد دمكراسي يا محافظت از حقوق شهروندان پاي بندند؟ پس از آنكه خامنه اي و خاتمي استعفا دادند (بنا به شعار هاي داده شده) چگونه بايد حاكمان انتخاب شوند (البته اگر شورشيان آنارشيست نباشند) ؟ با اهالي مافيا پس از سقوط حكومت چه بايد كرد؟ چه بر سر رانتها و امتيازات خواهد آمد؟ دادگاهها چگونه برگزار خواهند شد؟ آيا رفسنجاني، ناطق نوري و ولايتي رژيم بعدي خانه هاي چند ميليارد توماني رفسنجاني، ناطق نوري و ولايتي رژيم قبلي را مصادره نخواهند كرد؟ نهاد انتصابي خواهيم داشت يا خير؟ امثال رضا پهلوي يا رجوي يا خميني قبل از ورود به نهران در بهمن 57 در يكي از صدها بيانيه يا مصاحبه هايشان به حتي يكي از اين پرسشها پاسخ نداده اند. اشتباه نكنيد! من ضد انقلاب نيستم اما مغازهء ”تعويض روغني“ تقلبي هم نيستم كه پس از خالي كردن روغن سوخته بخواهم روغن سوختهء ديگري را به موتور اتومبيل مشتري بخورانم. روحانيت معطم شيعه همين كار را با انقلاب سال 57 كرد. اين ديگر بر مردم ايران روا نيست كه زنجيرها و كابلهاي مافيا را نوش جان كنند و دوباره روغن سوخته تحويل آنها شود.



Back

 
online

gooya 1998-2003
Served by C#1 Server #2 in 0.009 seconds