Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



گزارش كامل سومين شب تظاهرات و درگيري مردم و دانشجويان معترض با نيروي انتظامي و شبه نظاميان لباس شخصي

به نقل از سايت راديو فردا  http://www.radiofarda.com
 

مهدي خلجي (راديو فردا): ساعات پاياني شب گذشته و ساعات اوليه بامداد امروز، تهران براي سومين روز پياپي شاهد ناآرامي گسترده اي بود. ناظران مي‌ گويند شب گذشته شمار مردم بسيار بيشتر از شبهاي قبل بود. دانشجويان در کوي دانشگاه گرد هم آمده بودند و مردم در بيرون کوي، در خيابان اميرآباد (کارگر شمالي) و خيابانهاي اطراف دسته دسته جمع شده بودند. اين اجتماع به تظاهرات شبانه هزاران نفر بدل شده بود.

کوي دانشگاه تهران که کانون اصلي اعتراضات 3 شب گذشته بود، از لحظات اوليه شب گذشته تحت تدابير شديد امنيتي قرار داشت.

پليس به خبرنگاران خارجي و نيز خبرنگاران مطبوعات، اجازه نمي‌ داد که وارد محوطه کوي شوند. تنها خبرنگاران خبرگزاريهاي رسمي ايران توانستند به درون محوطه کوي دانشگاه راه پيدا کنند.

خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طي شب گذشته ساعت به ساعت گزارشهاي مربوط به کوي دانشگاه را مخابره مي‌ کرد. شماري از خبرنگاران در اطراف محوطه کوي نيز در برخورد با نيروهاي انصار حزب الله و لباس شخصي ها کتک خوردند و زخمي شدند. پليس درکوي دانشگاه را بسته بود و عملا دانشجويان داخل کوه را در محاصره خود در آورده بود. در ساعات پاياني شب در کوي شکسته شد. همکارم سياوش اردلان هم اکنون کنار من در استوديو است و از آنچه بر دانشجويان در کوي دانشگاه و مردم در اطراف کوي گذشت، گزارش مي‌ دهد.

سياوش اردلان (راديو فردا): کوي دانشگاه تهران و اطراف آن ملتهب ترين شبهاي خود را از پايان ناآرامي هاي تير ماه 4 سال پيش پشت سر گذاشت. تلاش پليس ضد شورش براي جلوگيري از خروج دانشجويان معترض از داخل کوي و جنگ و گريزها و سنگ پرانيهايي که به دنبال داشت و همچنين قدرتنمايي هاي افراد انصار حزب الله در برابر ستيزه جويي دانشجويان، ويژگيهاي درگيري ديشب بود.

اين بار نا آرامي از آنجا شروع شد که حدود ساعت يک ربع به 11 شب، رئيس دانشگاه کوشيد جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان درباره مسائل صنفي برگزار کند، اما حدود صد دانشجو به نشانه اعتراض اين جلسه پرسش و پاسخ را شعارگويان رها کردند و طبق معمول هر شب به مقابل در اصلي کوي رفتند و به سر دادن شعارهايي عليه حکومت و عليه آيت الله خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي پرداختند.

عده اي از دانشجويان دانشگاههاي ديگر و عابران که در بيرون از کوي بودند، دانشجويان داخل را تشويق مي‌ کردند. نيروي انتظامي که در بيرون از کوي موضع گرفته بود، عده اي از اين افراد را بازداشت کرد. در اين زمان که هنوز نيمه شب نشده بود، هيچ دانشجويي از داخل کوي خارج نشد و عبور و مرور اتومبيلها به خيابان کارگر شمالي (اميرآباد) ميسر نبود.

دانشجويان معترض در اين زمان تنها از پشت نرده هاي کوي به طرف نيروهاي انتظامي سنگ پرتاب مي‌ کردند و عليه مسئولان جمهوري اسلامي شعار مي‌ دادند. نزديک ساعت يک صبح، دهها دانشجو در اصلي کوي را مي‌ شکنند و وارد خيابان اميرآباد مي‌ شوند، جايي که ساکنين منازل اطراف خيابان از پشت باهمهاي خود نظاره گر اوضاع هستند. در اين ميان بسياري از مسئولان دانشگاهي از ترس بالا گرفتن خشونتها، مرتبا از دانشجويان مي‌ خواهند که به داخل کوي بازگردند و به آنها مي‌ گويند که تنها در داخل کوي است که امنيت آنها تضمين مي‌ شود.

جنگ و گريز ماموران نيروي انتظامي با دانشجويان براي هدايت اين دانشجويان به داخل کوي، در خيابان اميرآباد تا ساعت دو صبح ادامه پيدا مي‌ کند. ماموران نيروي انتظامي مراقبند که کسي از انها داخل کوي نشود تا دوباره حوادث 4 سال پيش تکرار نشود. اما اين به اين معنا نيست که در داخل کوي دانشگاه آرامش برقرار است.

دانشجويان در ميدانهاي اصلي کوي دانشگاه آتش برافروختند و به ساختمان انتظامات دانشگاه هجوم بردند و اسناد و مدارک آن را سوزاندند. سنگ پراني هاي از داخل کوي به نيروهاي انتظامي و بالعکس، زخمي هايي از هر دو طرف به حاي گذاشته و آمبولانسها را شديدا به تکاپو انداخته.

از حدود ساعت 3 صبح به بعد به رقم مسدود بودن راههاي منتهي به خيابان اميرآباد، دهها فرد موتور سوار حزب اللهي وارد اين خيابان مي‌ شوند و جايي که نتوانستند اين کار را بکنند با نيروهاي انتظامي درگير مي‌ شوند و صحنه هايي از کتک خوردن انصار توسط نيروي انتظامي، گزارش شده. با اين حال بعضي از افراد انصار حزب الله خود را به مقابل کوي مي‌ رسانند. يکي از آنها به دست دانشجويان به اسارت گرفته مي‌ شود و به شدت کتک مي‌ خورد.

آمبولانس سواران اطراف محل موفق مي‌ شوند اين فرد را از دست دانشجويان خلاص کنند و به بيمارستان ببرند. حضور نيروهاي حزب الله در مقابل کوي دانشگاه و اطراف آن و افزايش اين، علي رغم آن صورت مي‌ گيرد که آيت الله خامنه اي ديروز از افراد حزب الله خواسته بود خودشان را با دانشجويان درگير نکنند. سنگ پراني بين دانشجويان و نيروي انتظامي اينک به سنگ پراني افراد حزب الله با دانشجويان تبديل شده و دانشجويان نقاب دار از يک طرف، با افراد حزب اللهي مسلح به سلاحهاي سرد.

شدت جسارتها و شدت ستيزه جوييهاي دو طرف به حدي است که تنشها به اوج خود مي‌ رسد ولي حدود ساعت 6 صبح يکي از فرماندهان گارد ويژه از دانشجويان مي‌ خواهد که به داخل کوي بازگردند، اما يکي از دانشجويان فرياد مي‌ زند تا وقتي تکليف ما با انصار مشخص نشود از اينجا تکان نخواهيم خورد. مسئله انصار حزب الله يکي از دلايل اصلي خشم دانشجويان بوده است.

م.خ : همچنين خوابگاه دانشجويان شهيد بهشتي (دانشگاه ملي سابق) در منطقه ولنجک تهران نيز شاهد درگيري ميان دانشجويان و نيروهاي انتظامي و شبه نظامي موسوم به انصار حزب الله و لباس شخصي ها بود که به زخمي شدن دانشجويان و نيز يکي از اعضاي انصار حزب الله انجاميد و سرانجام پليس با پرتاب گاز اشک آور مردم و دانشجويان را پراکنده کرد.

مردم به خاطر کمک به دانشجويان با نيروهاي پليس و شبه نظامي درگير شده بودند. در سطح خيابانها موتور سواران لباس شخصي در يک سازماندهي منظم با باتوم، قمه، و نيز ابزارهايي مانند چکش و آچار به مردم حمله کردند. آنچه تظاهرات ديشب را از شبهاي گذشته متمايز مي‌ کرد، حضور مردم در درون ماشينهايشان در خيابان و بستن راهها و زدن بوقهاي ممتد و بلند کردن صداي موسيقي ضبط صوت خودروهاي خود بود.

مردم عادي به شکل خانوادگي به خيابانهاي اطراف کوي آمده بودند و پشت بامهاي خيابان اميرآباد پر بود از مردمي که ماجرا را تماشا مي‌ کردند. روي پل گيشا نيز مردم ايستاده بودند و زد و خوردهاي خيابان اميرآباد و زير پل و ابتداي بزرگراه جلال آل احمد را با وحشت و نگراني نگاه مي‌ کردند. ماموران راهنمايي و رانندگي از کنترل ترافيک سنگين در اين خيابانها ناتوان بودند. گفته مي‌ شود مردم به هم توصيه مي‌ کردند از آتش زدن، شکستن، و ويران کردن پرهيز کنند. اما نيروهاي لباس شخصي و بسيجي که حضوري بارها بيشتر از شبهاي گذشته داشتند، مردم را تهديد مي‌ کردند و با آنها درگير مي‌ شدند. از شمار زخمي ها و نيز بازداشت شدگان هنوز اطلاع دقيقي در دست نيست. سرانجام حدود ساعت 3 و 4 صبح، وقتي خيابانها عرصه مانور سنگين موتور سواران وابسته به حکومت قرار گرفت و تيراندازيهاي هوايي پراکنده انجام شد و گاز اشک آور به سوي مردم پرتاب شد، جمعيت پراکنده شدند.

شماري از زنان به خاطر برداشتن روسري خود زير حملات خشونت بار نيروي انتظامي و لباس شخصي ها قرار گرفتند. مردم مي‌ کوشيدند زنان را از محاصره حمله کنندگان بيرون آورند. آنها شعار مي‌ دادند: توپ، تانک، بسيجي، ديگر اثر ندارد! و مرگ بر ديکتاتور. خبرنگاران راديو فردا در تهران دختراني را ديده اند که رير باتومهاي لباس شخصي ها روي زمين کشيده مي‌ شدند و خون آلود و کشان کشان به سمت ميني بوسهايي که براي انتقال بازداشت شدگان آماده بود، برده مي‌ شدند.
 

مهدي خلجي، سياوش اردلان



Back

 
online

gooya 1998-2003
Served by C#1 Server #1 in 0.019 seconds