Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



از براي خدا مخوان 

مجيد محمدي

هنگامي كه خاتمي در كتابخانهء ملي كار مي كرد همنشيشان گهگاهي وي حجاريان و برخي ديگر از منتقدان وضع موجود (بعدا اصلاح طلبان) بودند و ايشان همدلانه مشغول مطالعهء فلسفهء سياسي در غرب بود و اين امور به اقبال عمومي به ايشان و رويداد خرداد 76 انجاميد. پيش از خرداد 76 خاتمي بصراحت در جمع دوستان، نظريهء ولايت فقيه يا ممنوعيت هاي فرهنگي و اجتماعي را نقادي مي كرد. اما در چند سالي كه ايشان با اهالي مافيا و رهبر چماقداران و اوباش يعني خامنه اي و كابينه اش – همهء وزيران بالاخره بايد توسط خامنه اي وتو نشده باشند  يا برخي ديگر از اعضاي كابينه مثل لاريجاني كه از چهره هاي كليدي مافياست در جلسات هيئت دولت شركت مي كند-   در انواع شوراها و جلسات همنشين شده نه تنها سالهاي نقادي يعني 1376- 1371 را فراموش كرده بلكه گهگاه سخناني مي گويد كه از جنس ادبيات همنشينان مافيايي است. اين سخنان، ديگر از سر ضرورت رياست جمهوري بيان نمي شوند بلكه سخناني هستند كه مي توانستند زده نشوند.  يكي از معروف ترين آنها آن سخن وي بود كه در مورد گنجي است كه گفت ” معلوم نيست كه مقصر نباشد“ (نقل به مضمون). سخنان خاتمي در مورد رهبر مافيا و تعريف و تمجيد وي از خامنه اي نيز از همين جنس هستند. وي در سخناني ديگر تقاضاي تغيير قانون اساسي را خيانت ، هاشمي رفسنجاني را شناسنامه انقلاب ، و علي مشکيني را افتخار ايران خوانده است.  سخن خاتمي در مورد استرداد مجاهدين خلق بازداشت شده در فرانسه (28 خرداد1382،  به نقل از تلويزيون جهاني بي بي سي) نيز از جنس سخنان اهالي مافياست. ايشان با چند سناريو در ذهن ممكن است خواستار استرداد بازداشتي هاي مجاهدين خلق شده باشند. اول آنكه بگويد مقام مسئول كشور و مسئول محافظت از حقوق شهروندان ايراني است كه همهء شواهد مي گويند چنين نيست. اگر چنين بود وي بايد مي توانست در مورد اعمال قوهء قضاييه  كاري مي كرد بخاطر جنايات چند سال اخير محاكمه شوند. دوم آنكه همهء بازداشتي ها پس از استرداد همانند زمان خميني- كه سه تا هفت هزار نفر زنداني در عرض يك هفته اعدام شدند-  در زمان مقتضي در يك روز در زندان اعدام شده و در لعنت آباد ولايت فقيه دفن شوند و ايشان و ديگر اصلاح طلبان حكومتي در برابر آن سكوت يا آن را تاييدكنند؛ و سوم آنكه همانند روزنامه نگاران و فعالان سياسي كه بسياري از آنها دوستان نمايندگان مجلس هستند در خوشبينانه ترين حالت ماهها در انفرادي بمانند و بعد در دادگاه غير علني و بدون وكيل و بدون حضور هيئت منصفه محاكمه شده و به اعدام محكوم شوند. جايي كه جانباز جنگ، آغاجري، ظاهرا بخاطر يك سخنراني به اعدام محكوم مي شود ديگر مي توانيد احكام اعضاي مسترد شدهء مجاهدين خلق را حدس بزنيد.

  در طول بيست و پنچ سال فعاليت سياسي و فرهنگي لحظه اي نبوده كه با مشي خشونت آميز مجاهدين خلق مخالف نبوده باشم اما معتقدم كه اعضاي اين گروه نيز همانند همهء انسانها از حقوق قضايي برخوردارند و مطمئنا اين حقوق در فرانسه بهتر استيفا مي شود تا تهران و خاتمي اين را بهتر از همه مي داند. مجاهدين خلق با ترور هاي خود در سالهاي آغاز انقلاب سهم عظيمي در تثبيت حكومت روحانيان دارند و به چرخهء خشونت در ايران شتاب بخشيدند. عمليات اين گروه همواره در تشديد سركوبها با توجيهات امنيتي موثر افتاده است. نه تنها مردم ايران بلكه هر جامعه اي امنيت را در بالاي فهرست انتظارات خود از حكومت قرار مي دهند و گروهي كه با بمب گذاري و آدم كشي امنيت را مخدوش مي كند در مشروعيت بخشيدن به نقض حقوق و آزاديهاي مدني سهيم است اما غير از اهالي مافيا همهء فعالان حقوق بشر و سخت ترين مخالفان اين گروه از عدم استرداد زندانيان به حكومت وحشت و تحقير دفاع خواهند كرد.   

   اگر خاتمي در مورد جنايات علاقه مندان قد رعناي رهبر  در خوابگاه طرشت ساكت مي ماند، اگر در مورد بسته شدن حدود صد روزنامه و نشريه سخني نمي گويد، اگر ترور مشاورش توسط دستور مستقيم رهبري را محكوم نمي كند – و همين امر در اثبات اينكه ترور به دستور رهبر انجام گرفته كفايت مي كند- اگر بستن مراكز نظر سنجي، مراكز تحقيقاتي و دفاتر نشر پايين تر از آستانهء تحريك ايشان است، و اگر مافيا را در ادارهء امور كشور نمي بيند و ذكري از آن به ميان نمي آورد حداقل مي تواند بيش از اين سكوت كند و خود را مثل عوامل مافيا جلوه ندهد. خاتمي از مرحلهء گفتار درماني به مرحلهء تحبيب قلوب با مافياييان رسيده است.

   شش سال سكوت خاتمي در حوزهء نقض حقوق شهروندان در  دو قلمرو انديشه و سبك زندگي يعني در اموري مثل انتخاب نوع پوشش، روابط صميمانه و جنسي، آرايش و پيرايش و تفريح و سرگرمي تا دسترسي به اطلاعات و اخبار وي و حزب همراه آمده اش يعني مشاركت را به همانجا رسانده كه هاشمي رفسنجاني و حزب كارگزاران به ترتيب در سالهاي 76 و 79 رسيدند. ظاهرا عمر احزاب دولت ساخته در جمهوري اسلامي بيش از دولتهاي مطبوع آنهاست. تحولات پايان سال 1381 يعني انتخابات شوراها و سال 1382 يعني سال ”فريادهاي در تاريكي“ به نوعي پايان دوران اصلاح طلبان درون حكومتي است كه اين البته پايان اصلاح طلبي نيست. 

 البته نقد خاتمي در شرايط ياس از پذيرش برخي اصلاحات توسط حكومت به معني پذيرش عقلانيت كناره گيري وي و پذيرش شعار هاي مرگ باورانه نيست. دوگانگي حاكميت گرچه امر مطلوبي نيست اما بهتر از يگانگي، آن هم حاكميت يگانهء مافياست. استعفاي خاتمي در اين شرايط به نفع جامعهء ايران نيست چون بلا فاصله رفسنجاني جاي وي را خواهد گرفت و خود وي و فلاحيان و بشارتي (كه جناياتش در جهرم و به چاه انداختن جسد مخالفان توسط وي و همكاران امروزي اش شهرهء مردم جهرم و استان فارس است) در دولت ستاد عملياتي براي سركوب و قصابي مخالفان و” معترضان شبانه“[1] تشكيل خواهند داد. اما سخن من با خاتمي اين است كه در دورهء باقي مانده ” از براي خدا مخوان“ (سخن سعدي خطاب به قاري اي كه قران را با صوت دلخراش مي خواند) تا پس از اتمام دوره با اندكي باقي مانده از محبوبيت قبلي حداقل بتوانيد در ميان مردم زندكي كنيد، البته اگر نخواهيد در ذيل سايهء رهبر مافيا در نهاد هاي انتصابي رحل اقامت بيفكنيد. خاتمي اگر مي خواهد چيزي از خود براي مقام و نهاد رياست جمهوري باقي بگذارد بهتر است تا پايان دوره سكوت كند و بعد با رفتن به خانه و پرهيز از مقامهاي حكومتي اول كسي باشد كه پس از پايان دورهء انتخابي اش به تمامه از قدرت كناره گيري كرده است.

   خاتمي همچنين بايد از اعضاي خانوادهء خود كه سوار بر موج اصلاح طلبي به عرصهء قدرت پا گذاشته اند يعني برادران، علي ( رئيس دفتر) و محمد رضا (نمايندهء مجلس كه قبل از دوم خرداد هيچ كس حتي نام وي را نشنيده بود)، و ديگر اقوام كه نمايندگان كرج و برخي شهرهاي استان يزد هستند بخواهد كه سكوت پيشه كنند چون عمر سياسي اعضاي خانواده نيز با عمر سياسي خود وي به پايان مي رسد. سخنان غير همدلانهء محمد رضا خاتمي در مورد دانشجويان اسمي و رسمي و نامگذاري براي محكوم و تاييد كردن، در عين قرابت بسيار با ادبيات اقتدار گرايان ـ دقيقا مثل تعابيري از قبيل روحاني نماو مسلمان نما كه ابزار سركوب قرار مي گيرند ـ  طليعهء همين پايان است.     


1. شم غريزي مردم ايران و تجربه و شناختي كه از سبعيت مافيا دارند باعث شده كه حركتهاي اخير شبها انجام شود ولي ستاد عملياتي مافيا نيروهاي عملياتي را بسرعت به دوربين ديد در شب و ديگر تجهيزات مربوطه مجهز خواهد كرد. لابد بسرعت مافياييان اعلام خواهند كرد كه آن دوربين ها نيز – مانند دست بند، باتوم هاي پلاستيكي و ديگر تجهيزات امنيتي و پليسي - از بازار آزاد در پشت شهرداري تهران خريداري شده اند. اين حركت تنها شورش صرفا شبانه در تاريخ حركتهاي اجتماعي در ايران است.   



Back

 
online

gooya 1998-2003