Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



يا للعجب!

نادر بکتاش

دو ژوئن 2003  -  سيزده تير 1382

رفسنجانی جلوی چشم همه مردم ايران و دنيا به آمريکا التماس می کند که کمی با نظام اسلامی اش مهربان تر باشد تا آنها هم (جمهوری اسلامی) ژاندارم اسلامی عمو سام در منطقه بشوند و در راه " ثبات و آرامش " خاورميانه به خدمتش در بيايند، آن وقت عده ای به عوض تهاجم سياسی به اين ملاها که ديگر ميل آتشين شان  به معامله بر سر آزادی مردم را با " شيطان بزرگ "  پنهان هم نمی کنند، از موضع ضعف به تحسين شعار بی ربط " جنبش دانشجويی آمريکايی نيست " می پردازند و به به و چه چه می کنند!

اين شعار مردم انقلابی نيست. اين شعار دانشجويان آزاديخواه و چپ نيست. اين، شعار مفلوکين ملی گرای حاشيه رژيم است که دنيا را در چارچوب رابطه خودشان و رژيم می بينند و سعی می کنند از اتهام رابطه با " شيطان بزرگ " تبری بجويند و وفاداری خود را به رژيم نشان دهند. دانشجويان مبارز و مردم ايران احتياج ندارند که چيزی را به کسی ثابت کنند. جنبش آنان، جنبشی عليه جمهوری اسلامی و برای آزادی و برابری است. مردم تا همين جا حساب و کتاب آمريکا و جمهوری اسلامی را به هم ريخته اند. اگر حضور و خيزش و عمل مستقيم مردم نباشد، آمريکا و جمهوری اسلامی کاملا مستعد اين هستند که به سازش برسند.  در دهه های قبل، در همان زمان که شعار " شيطان بزرگ " گرم و تازه بود، در جريان ايرانگيت مذاکره کردند.  همين چند هفته قبل هم  شيطان بزرگ عزيز شد و در ژنو و آتن دل دادند و قلوه گرفتند و بعد مجبور شدند برای هم زبان درآورند و از هم قهر کنند.

اين آمريکا و غرب هستند که دارند دنبال مردم ايران می آيند و متوجه می شوند که نه می توانند مانند کنفرانس گوادولوپ که خمينی و جمهوری اسلامی را به قدرت رساندند از بالا کسی را به مردم ايران حقنه کنند و نه می توانند در فشار به جمهوری اسلامی مبارزات مردم برای آزادی را در بند و بست هايشان با اسلاميون حاکم بر ايران قلم بگيرند. 

جنبش دانشجويان و مردم ايران برای سرنگونی، آمريکايی است زيرا خواهان استقرار بيشترين آزادی های فردی در ايران است، آلمانی است زيرا پرچم کارل مارکس را بلند می کند، اروپايی است زيرا همبستگی سوسياليستی را هويت خودش خواهد کرد.  اين جنبش چکيده پيشرفته ترين آرمان ها و دسناوردهای بشريت مترقی و مدرن را بر پيشانی اش نوشته است : آزادی و برابری. اين جنبشی است که بلافاصله بعد از به قدرت رسيدن، تجلی درخشان آزادی و برابری واقعی را به جهانيان نشان خواهد داد.  به همين اعتبار  ضد ميليتاريسم و ايدئولوژی ناسيوناليستی - مذهبی حاکمين آمريکا است، ضد مرکانتيليسم و معامله گری بيشرمانه اروپا در رابطه اش با جمهوری اسلامی است،  احتياجی هم ندارد که در مقابل خزئبلات امثال خامنه ای و رفسنجانی و خاتمی از خودش دفاع کند. زمانه، زمان نشاندن جمهوری اسلامی بر نيمکت متهمين است و نه پاسخ دادن به ترهات از سر استيصال آن.



Back

 
online

gooya 1998-2003