لبخند
" گافی" عباس عبدی
يا :
لبخند شناسی مسعود بهنود
نادر
بکتاش
14 ژوئن - 23 تير 1382
دفاعيه فرمايشی من در دادگاه علنی تعلقات خاطرم را
نسبت به حكومتی كه نزديك به سه دهه برايش فعاليت
كردهام قطع كرده است .......... ظاهراً درك و
برداشت من از حكومت و دستاندركاران آن صحيح نبوده
است و از اين حيث از مردم بايد عذرخواهی كنم و اين
همان «گاف»ی است كه در سياست ايران مرتكب شدم
عباس عبدی
راستش شخصا ديگر کوچک
ترين علاقه ای به خواندن اين قبيل نوشته های مطول و
حوصله سر بر دو خردادی های نادم و بريده های " هنوز
شرمگينانه حامی " جمهوری اسلامی ندارم. تيتر را نگاه
می کنم و احيانا زير تيتر ها و نام را به خاطر می
سپارم. از همه جالب تر اين است که همه شان فکر می
کنند دارند شق القمر می کنند و اسناد تاريخی می
نويسند. در حالی که در چهار گوشه جهان آزاديخواهان
ايرانی و غير ايرانی به خيابان می ريزد و فرياد مرگ
بر جمهوری اسلامی و آزادی و برابری برای مردم ايران
سر می دهند، عاليجناب (رنگش را خودش انتخاب کند!)
عبدی، صرفا به خاطر " دفاعيه فرمايشی من " دچار
قطع تعلق خاطر به حکومت می شوند.
در
زمان دادگاه عبدی که باند خاتميون حکومتی و بيرون
حکومتی از دفاع او بهتزده و مايوس شد، مسعود بهنود
فيلسوفانه تصوير او را نشان داد، سری جنباند و گفت
: اين لبخند ژوکوند را خوب ببينيد ! روزی معنای آن
را خواهيم فهميد. حالا، خود آقای عبدی راز لبخندشان
را برملا می کنند و معلوم می شود که آن يک لبخند
بلاهت بوده
متکی
بر " درک و برداشت " ی ناصحيح از " حکومت و دست اندر
کاران " آن. يک لبحند " گافی ".
عمری است که اين دلقک های عالم سياست
شعور و فرهنگ مردم ايران را به سخره گرفته اند. فکر
می کردند که می توانند يک نظام اسلامی در ايران
برقرار کنند. قيافه هاشان امروز تماشايی است که از
خواب بيدار شده اند و می بينند که مردم در خيابان در
کار سرنگونی شان هستند و در سيرک جز بازيگر و
تماشاگر خودی کسی نمانده است.