نظام
ترجيحات مافياي سياسي
مجيد
محمدي
majidmohammadi@hotmail.com

مافياي سياسي موجود گرچه به نحو غريزي عمل مي كند
ايده هاي بديل و گروههاي جايگزين خود را بخوبي
استشمام مي كند.
براي
مافيا خدا مرده است و اخلاق يعني حفظ قدرت.
قدرت
توجيهي مافيا مانند قدرت جذب آن نزديك به صفر است.
اول: مافياي سياسي
ايران بخوبي بازي موش و گربه را به نحو غريزي مي
داند؛ هنگامي كه فشار سياسي بر آن كم مي شود يعني
گروه هايي از مردم سايه شورش و شعار هاي ” مرگ بر
...“ را از سر رژيم برمي دارند فشار اجتماعي مافيا
افزايش مي يابد؛ مانتو هاي كوتاه پاره مي شود، مجوز
كنسرتهاي موسيقي داده نمي شود، و تلوزيون حجم بيشتري
از تبليغات مذهبي و سياسي را تزريق مي كند. اما
هنگامي كه فشار سياسي بر مافيا افزايش مي يابد يعني
سايه تظاهرات مخالفان بر سر آن مي گسترد و مقدسات
مافيا (همانا سران و منافع آن) در معرض خطر قرار مي
گيرد (با شعار هايي مثل " مرگ بر خامنه اي") فشار
اجتماعي آن كاهش مي يابد: ديگر داستان مانتو هاي
كوتاه فراموش مي شود؛ تلويزيون برخي برنامه هاي مورد
علاقه مردم را پخش مي كند و مجوز كنسرتهاي موسيقي
بيشتري داده مي شود.
در دوراني كه
بيشترين فشار در حوزه جامعه سياسي در حوزه مجلس و
دولت بر اقتدار گرايان وارد مي شود مافيا فرصت كافي
براي پرداختن به امور فرهنگي ندارد و با كاهش حساسيت
مافيا در حوزه كتاب و نشر، سانسور حكومت بر كتاب به
نحو آرام تري صورت مي گيرد. در دوراني كه مافيائيان
هنوز در شرايط پس لرزه 2 خرداد 1376 تنفس مي كردند
فضاي مطبوعات باز تر شد، اما تا فشار سياسي اصلاح
گرايان حكومتي كاهش يافت روزنامه هاي دوم خردادي
يكباره بسته شدند. نيروي مافيا بشدت محدود است و
تنها درحوزه اي خاص مي تواند عمل كند. در دو هفتهء
آخر خرداد 1382 در اوج تظاهرات دانشجويي و مردمي در
ايران، تعداد پيامهاي الكترونيكي ويروس دار به
نويسندگان اينترنتي در خارج از كشور به حدود صفر
رسيد. اين در حالي است كه اين نويسندگان يا سايت هاي
اينترنتي روزانه به طور متوسط از 20 تا 100 ها پيام
الترونيكي مزاحمت آميز و ويروس دار دريافت مي كردند.
دوم. تجربه 15 سالهء
حاصل از حكومت مافيايي خامنه اي بخوبي نشان مي دهد
كه مافياي سياسي از هر كاري براي باقي ماندن در قدرت
روي گردان نيست: از حمله به كوي دانشگاه و قتلهاي
زنجيره اي و استخاره اي تا باز كردن فاحشه خانه و
مديريت آنها، از اعمال شكنجه و انفرادي طولاني براي
منتقدان تا التماس و خواهش از دولت آمريكا براي
مذاكره با نهاد هاي انتصابي (نگاه كنيد به خطبهء
هاشمي رفسنجاني در هفته آخر خرداد 1382)، از
سازماندهي انصار خشونت و سركوب تا باج دهي به بي
سواد ترين آخوند هاي قم كه به نام مرجع ناميده شده و
در خدمت مافيا هستند، از به كار گيري معاودين عراقي
در مشاغل بالاي امنيتي و انتظامي و امنيتي تا شهرك
سازي در كانادا و سرمايه گذاري در صنايع دريايي
استراليا و خريد سهام شركتهاي فيلمسازي در آمريكا.
بر آندازي چنين اختاپوسي كه بسيار پيچيده تر از
حكومت پهلوي عمل مي كند (چون همه تجربه پهلوي را در
دل خود دارد به علاوهء تجربه انقلاب و بسيج توده اي
و تجربه چند صد ساله تحميق و استمار توده بيشكل)
دشوار تر است.
سوم. نظام ترجيحات
مافيا را، به ترتيب اهميت، به اين شكل مي توان تبيين
كرد:
اول. حذف و تقويت نهاد
هاي انتظامي، نظامي، امنيتي و قضايي به عنوان هسته
سخت حكومت به هر قيمت، يعني در واقع چهرهء قهر حكومت
كه عنوانش را مي گذارم جامعه سياسي يك.
دوم. در اختيارگرفتن
نهاد هاي قانون گذاري و اجرايي و اگر نشد دو پاره يا
فشل كردن اين نهاد ها كه اين مي شود چهره سياست
گذاري و مديريت حكومت كه من اسم آن را مي گذارم
جامعه سياسي دو.
سوم. انحصار همه
رانتها، امتيازات و منابع ثروت و درآمد به خود.
چهارم. در اختيار
داشتن همه نهاد هاي سياسي و اجتماعي در محدودهء نهاد
هاي جامعهء مدني مثل احزاب، سنديكاها، انجمنهاي علمي
و فرهنگي يا انواع گروههاي اجتماعي كه چهره اي از
استقلال خود را حذف كرده اند.
پنجم. تك صدا بودن
جامعه و در اختيار داشتن همه مجاري توليد فرهنگي و
فكري. و ششم. تحميل سبك زندگي بخش دايناسوري روحانيت
بر همهء افراد جامعه
هنگامي كه مافيا خيال
خود را از پنج موضوع اول فهرست راحت ببيند به سراغ
ششمي مي رود. اين امر به طور متناوب و شل كن - سفت
كن در 25 سال اخير انجام شده است. انتخابات دوم
خرداد 1376 يكباره چالش را به مرحله دوم كشاند و
براي حدود سه سال فشار ها تا حد زيادي از روي سطوح
چهارم ، پنجم و ششم برداشته شد. هر چه ميزان فشار در
سطوح اول تا سوم بيشتر باشد آزاد گذاري در سطوح
چهارم و پنجم و ششم بيشتر خواهد شد. اگر روزي 5 هزار
نفر در تهران شعارهايي از نوع شعارهاي ” مرگ بر ...“
بدهند تلويزيون مافيا بلافاصله سريال مورد علاقه
مردم را يخش مي كند (براي بار چندم، حتي اگر با چار
چوب مورد علاقهء خزعلي و مصباح و ديگر دايناسورها
توافق نداشته باشد). اگر اين تعداد به 50 هزار نفر
برسد يعني 50 هزار نفر آدم جدي و اهل مبارزه و سنگ
پراني و آمادهء زندان رفتن و كتك خوردن كه بيشتر از
شمار انصار مافيا است، كساني مثل شمس الواعظين و
جلايي پور و ديگر افراد نزديك به اصلاح طلبان حكومتي
مجوز روزنامه خواهند گرفت، يا موسسه فرهنگي مي
توانند باز كنند يا برخي از موسسات فرهگي بسته شده
مثل موسسه فرهنگي صراط از پلمب آزاد خواهند شد. اما
اگر آن شعار ”مرگ بر ...“ به سطح 500 هزار نفر آدم
جدي و فعال برسد ديگر كسي به خانمها براي آرايش غليظ
تذكر نخواهد داد و در تابستان دامن هاي كوتاه و پوشش
بدون شلوار خانمها رگ غيرت رده هاي پاييني را نخواهد
جنباند.
آنگاه كه روزنامه
هاي دوم خردادي در چند مورد معدود مثل مصلي يا بنياد
هاي مالي رده هاي بالاي مافيا ( شامل بر
هاشمي رفسنجاني، يزدي و خزعلي) و هيات امنايشان يعني
در واقع در سطح چهارم نظام ترجيحات به آشكار سازي
انحصارات و فساد هاي مالي پرداختند بلافاصله تعطيل
شدند، چون سطح سوم را مورد تهديد قرار داده بودند.
چهارم. مافياي سياسي
در شرايط فشارهاي اندك بر سطوح اول تا سوم، گاه به
طور كوتاه برد در سطوح چهارم و پنجم ضربه وارد مي
كند مثل بستن موسسه صراط در حين اغتشاشات دانشجويي
خرداد 1382 يا بستن دفتر آقاي سحابي. بازداشت برخي
فعالان سياسي و دانشجويان. همچنين هرگاه بخش هايي از
نيرو هايي كه در سطوح اول تا سوم حركت مي كنند به
سطوح چهارم و پنجم نقل مكان كنند (مثل حضور فعالان
سياسي منتقد در مطبوعات اصلاح طلب در نيمه دوم دهه
70 ) بشدت با بخش مربوطه در سطوح چهارم و پنجم
برخورد مي شود.
بدين ترتيب اين طور
نيست كه مافيا با چشم بسته و كور به مخالفان خود
حمله كند. مافياي سياسي موجود گرچه به نحو غريزي عمل
مي كند ايده هاي بديل و گروههاي جايگزين خود را
بخوبي استشمام مي كند. مافيا با اتكا به ذهنش عمل
نمي كند بلكه بيش تر قوه شامه و قوه قهريه اش فعال
هستند. مافياي سياسي گرچه در ظاهر خود را به
ايدئولوژي اسلامي يعني قرائت فاشيستي از اسلام منتسب
مي كند اما حاضر است هر گونه تغيير يا باز خواني را
البته تحت فشار و در شرايط از كف رفتن قدرت پذيرا
شود. براي مافيا خدا مرده است و اخلاق يعني حفظ
قدرت. اگر امروز مافيا به آن تغيرات تن در نمي دهد
ناشي از آن است كه بنا به تصور رده هاي بالا پذيرش
تغييرات به معني پايان حكومت آنها خواهد بود. همچنين
آن تغييرات در شرايط تحت فشار و بحران، براي سطوح
پاييني و 10 درصد پايين هرم جامعه قابل توجيه خواهند
بود. به عنوان مثال لغو حجاب اجباري در شرايط امروز
يا دست كشيدن از بازرسي شبانه اتومبيل ها يا رها
كردن سخت گيري در روابط آزاد دختران و پسران در
مجامع عمومي نه تنها از قدرت اقتدار گرايان نخواهد
كاست بله بر آن خواهد افزود اما مافيا نمي داند كه
با آن گروه هاي ذي نفوذ و پرقدرت و سرمايه داري كه
حامي و نيز مشتري آن هستند چه كند يا چگونه آن 10
درصد هرم پاييني را كه وفادارانه تا امروز در هر
شرايطي با مافيا همكاري كرده و در هر انتخاباتي پاي
ثابت صندوق ها بوده اند و مرتبا از تعدادشان كاسته
شده توجيه كند. قدرت توجيهي مافيا مانند قدرت جذب آن
نزديك به صفر است، مگر در شرايط اضطراري به عنوان سر
كشيدن جام زهر. از همين رو مافيا تنها از ميان
گروههايي كه نياز به توجيه ايدئولوژيك ندارند يعني
گروههاي عملياتي كه در آيين ها و مراسم به فرايند
عمل كشانده مي شوند عضوگيري مي كند. همچنين مافياي
سياسي تنهاب در سطوح اول تا چهارم يعني نيروهاي
عملياتي انتظامي و امنيتي و قضايي، فعالان سياسي،
بازاريها و نهاد هاي اجتماعي (البته به تيراژ
روزنامه هاي رسالت و جمهوري اسلامي كه زير ده هزار
است) توجه دارد و دقيقا به اعمال فشار، تهديد، چانه
زني، باج دهي و ديگر انواع وصور سياست چماق و هويج
در همين حوزه ها مشغول است. به همين دليل 90 درصد
جامعه از عوامل مافيا فاصله گرفته اند و مرتبا ماهيت
بسته و فرقه اي حكومت را تقويت مي كنند و آن را به
مدل ايدهال مافيايي نزديك تر و نزديك تر مي سازند.