Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



نامه پراکنی ها, به قصد از زیر ضرب در آوردن جمهوری اسلامی است

 حامد سپهری

پوپولیسم دوم خرداد به انسداد کامل رسیده است . قدرت هاضمه بالای جامعه ایران توانست دستکم 6 سال این پدیده کاذب و توخالی را با صبر و حوصله کامل هضم کند اما حالا دیگر واقعآ کارد به استخوان رسیده است.

وقتی از پدیده کاذب صحبت میکنم  مرادم پدیده ای است که در یک عوامفریبی گسترده کارد و پنیر را با هم جمع میبندد ,  از مفاهیمی چون" اسلام و دموکراسی" , "  جمهوری اسلامی و جامعه مدنی" , "  تروریسم و تشنج زدایی"  یعنی از ترکیب اضداد به نتیجه برسد.

تراژدی دوم خرداد امروز به روزهای پایانی نزدیک شده است .  حتی استراتژیست های  آن نظیر سعید حجاریان نیز دریافته اند بیش از این نمی توانند لاشخوری نحیف و وارفته را  با رنگ و لعاب به عنوان سیمرغی فراخ بال به ایرانیان و جهانیان بفروشند. پایان این قدرت هاضمه برای نخستین بار در انتخابات 9 اسفند و تحریم شجاعانه و آگاهانه خیمه شب بازی انتخابات شوراها توسط توده های مردم نمودار شد . خنده آور اینکه آزادترین و دموکراتیک ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی نیز بود. شمع و گل و پروانه جمع بود ولی این سفره رنگین و  خوان زرین  با وجود دست به دست هم دادن  ابر و مه و باد و خورشید  حاصلی نداشت.

جمهوری اسلامی در 9 اسفند دریافت بابت تمام سیاستهای ضد ایرانی و ضد ملی خود در 24 سال گذشته باید حالا حالاها هزینه های زیادی بدهد و آینده ناگواری در انتظارش است.

رسانه های فارسی زبان لوس آنجلسی در انتقال این خواست همگانی ملت ایران به همدیگر نقش انکار ناپذیری ایفا نمودند و همچنانکه در ماههای اخیر شاهد بوده ایم به رغم تمامی کاستی ها و مشکلاتشان نقش انکار ناپذیری در به تزلزل آوردن رژیم ایفا کرده اند.  درست به همین دلیل رژیم اسلامی _با هزینه های کلان در صدد ایجاد مانع برای رسیدن این امواج سهمگین به ایران بر آمده و بر خلاف ادعای پاره ای از مخالفان این رسانه ها مبنی بر عدم داشتن پایگاه اجتماعی در بین توده های مردم به شدت از این امواج دل نگران و هراسناک است.

اصولا پدیده ای که با محوریت شیخکی نالان , سیدی خندان , ملایی شارلاتان  و همچنین نیروهایی که در دهه اول حاکمیت جمهوری اسلامی با سیاستهای ایران بر باد ده , کشور را به اوضاع اسفبار کنونی رسانده اند نظیر سازمان چریکی مجاهدین انقلاب اسلامی ( شاخه نظامی حزب توده ) و مجمع روحانيون مبارز و تکنوکراتهای وابسته به پدر رفسنجانی , سرنوشتی بهتر ازاین نمیتوانست داشته باشد. اگر به غیر از این بود علومی  نظیر سیاست , اقتصاد , جامعه شناسی و غیره باید به گونه ای دیگر تعریف میشد.

مسخره ترین قسمت داستان با توجه به مشکلات جامعه کنونی ایران از فقر و فحشا و بیماری و بیکاری که شرح حکایت آن نیاز به 70 من کاغذ برای به مثنوی درآوردن آن دارد, عده ای از خیالپردازان اصلاحات دوم خردادی با عافیت نشینی در خارج   , برای ملت ایران نسخه های شفا بخش از نوع پروزاکی میپیچ'e4د . یک نگاه آندوسکوپی به اندام دردآلود و زجرکشیده ملت ایران کافی است نشان دهد تن زخمدیده این ملت نیازمند خورشید تابناک آزادی و سکولاریسم است تا زمانی که ابرهای تیره و تار مذهبی و دینی این تن زخمی را با سایه شوم و ویران کن خود رها نکنند این بیمار در حال احتضار, همچنان روبه موت خواهد ماند.

اینک در زمانی که همگان دریافته اند جمهوری اسلامی در مرحله اضمهلال و فروپاشی است موج جدیدی از نامه نگاری های بی سر و ته, خطاب به مسئولان حکومت بالا گرفته است. این نامه نگاری ها همراه با یقه درانی اصلاح طلبان در قتل فجیع خانم دکتر زهرا کاظمی  مبنی بر اینکه نظام نباید هزینه ای اين فاجعه را بپردازد حاکی از آن است که استراتژیستهای جمهوری اسلامی میخواهند با یک تیر چند هدف بزنند.

1-جمهوری اسلامی برای اینکه تعادل از دست رفته خود را پیدا کند نیازمند یک شوک روانی سیاسی است. تشدید نامه نگاری ها و تشکیل کمیته کذایی خاتمی در تحقیق پرونده زهرا کاظمی و نهایتآ اعلام یک گروه خود سر و مسئولیت ناشناس در قوه قضائیه می تواند به زعم این حضرات این شوک را بوجود آ'e6رد تا زمینه برای اینکه یکبار دیگر خاتمی نعره  کشف و انهدام غده سرطاتی را سر بدهد و افکار عمومی منحرف شود , آماده شود.

2-دادستان سعید مرتضوی , قاضی میرغضب ,  به رغم تمامی خدمات برجسته ای که به جمهوری اسلامی نموده در مقطع فعلی یک بار اضافی بر دوش نظام است و حرکت سلولهای تغذیه کننده جمهوری اسلامی را کند نموده . برای رفع این عارضه قربانی کردن او با باقیمانده لیوان واجبی آن سعید دیگر ( سعید امامي) میتواند اولا شر این مزاحم را کم کند و ثانیآ اینگونه وانمود خواهد شد هر کس با سعید مرتضوی برخورد میکند طبیعتآ در کنار ملت است. برای این سناریو هم محسنی اژه ای میتواند نقش روح لله حسنیان را ایفا کند.

3-دوباره با ایجاد توهم دوگانگی در حکومت می توان یکبار دیگر حمایت بین المللی از جنبش دموکراتیک ملت ایران را تضعیف نموده و قسمتی از آن را برای اصلاح طلبان دروغین جلب کرد.

ولی این بار ملت ایران آگاه است میداند یگانه شانس زنده ماندن ایران در روی کار آمدن حکومتی دموکراتیک آنهم به رای ملت و با نظارت بین المللی است وگرنه با وجود نیروهای مخرب در ساختار سیاسی ایران هرگونه تغییر و تحول جدی با ناکامی مواجه خواهد شد.

پاینده ایران

hamed_sepehri101@yahoo.com



Back

 
online

gooya 1998-2003