آیت الله مصباح راست
می گوید
...
پدرام
نوربخش
اینکه
بانکداری اسلامی ایران ریاخوارترین است یک واقعیت
است. درواقع اسلام به غیر از مجموعه ای پند و اندرز
در مورد اقتصاد
چیزی ندارد و
تا جایی که اینجانب اطلاع دارم هنوز کرسی بانکداری
عملی اسلامی در دانشگاه اسلامی قم ایجاد نشده است!
از
اینکه حوزه علمیه را دانشگاه می نامم تعجب نکنید چون
دیر یا زود آنجا هم مجبور خواهند شد اصول مدرن
آموزشی را قبول و ضمن پاس داشتن پارسی : خود را
دانشگاه بنامند! یک فرق بزرگی بین دانشگاه اسلامی قم
و دانشگاهای دیگر وجود دارد. دانشگاه اسلامی آچار
فرانسه است و با ادعای اینکه همه چیز درقرآن یافت
می شود به همه چیز پرداخته می شود از پزشکی گرفته تا
بانکداری و اقتصاد : البته فقط در حد حرف! چون خود
را مقید به دلیل و برهان نمی دانند. لذا بدیهی است
که نظریه های اسلامی در مورد بانکداری هیچوقت در
قالب مقاله در
ACM
یا IEEE
و ...
ومنتشر نخواهد شد.
حال
آیت الله مصباح چه می گوید؟
او می گوید بانکداری ما اسلامی نیست. اثباتش هم آسان
است. قواعد اسلامی می گویند: پرداخت سود تضمینی حرام
است. سود باید فقط وقتی پرداخت شود که سودی ایجاد
شود. به زبان ساده اگر بانک ملی در حال ضرر دادن است
باید نه تنها سود ندهد بلکه ضرر خود را با مشتریان
شریک شود و برعکس اگر سود زیادتری می کند سود
زیادتری پرداخت کند. همچنین وقتی بانک به شخصی وام
می دهد باید این وام در قبال یک سرمایه گذاری مشخص
پرداخت شود و بانک در سود یا ضرر شریک باشد. در
سیستم فعلی تظاهر به اسلامی همه این موارد لفظا در
قرارداد ذکر می شود ولی وام گیرنده تعهد می دهد
(پیشاپیش!!) که مثلا 40 درصد سود کند و 20% آن را
پرداخت کند! این سود در سفته های درخواستی هم اعمال
می شود! اگر به هر دلیلی شخصی ضرر دهد بانک بیرحمانه
فرش زیر پایه او را و هرچه دارد را به میزان وام و
سود ضبط می کند. کاش فقط همین باشد! حتی جریمه
دیرکرد هم روز به روز محاسبه می شود! برعکس اگر شخصی
100 درصد هم سود کند بانک چشم طمع ندارد و به همان
20 درصد راضی است. این روال خیلی زیاد به سیستم
قدیمی بانکداری (قرن نوزدهم!) شبیه است یعنی سعی می
کند هم مدرن و هم اسلامی باشد در صورتیکه هیچکدام
نیست!
حال
چرا آیت الله مصباح می گوید سیستم فعلی حتی از
بانکداری مدرن جهان امروزی هم ریاخوارتر است؟ زیرا
امروزه بانکها قبل از ارایه وام سوددهی پروژه را
بررسی می کنند و با وام گیرنده شریک می شوند. اگر
احیانا ریسک زیاد باشد مشترکا (بانک و وام گیرنده)
سرمایه گذاری را بیمه می کنند. این باعث می شود که
به صورت غیر مستقیم از ماهیت ریا کاسته شود. درواقع,
امثال آیت الله مصباح فقط یک نظریه ای را در ذهن
دارند بدون اینکه راه حل عملی ارایه دهند: مثلا
اسلام می گوید: دزدی بد است,
دروغ و تهمت و غیبت و قتل و طلاق و ... بد هستند.
ولی کیست که اینها را نداند؟ چیزی که نمی دانیم این
است که چگونه از آنها اجتناب کنیم. کشورهای پیشرفته
بیش از آنکه به حرف بها دهند به عملی بودن آن و
پیاده سازی آن توجه می کنند. آنها بجای اینکه خود را
در بند لفظ ریا محدود کنند به تحلیل آن می پردازند.
مثال ساده از یک تحلیل: چرا ریا بد است؟ چون باعث
بدبختی یک وام گیرنده می شود. چرا؟ چون خانه و
زندگی اش از هم می پاشد.چرا؟ چون بهره ها تصاعدی
بالا می روند... خوب چه کار کنیم؟ به وام گیرنده کمک
فکری کنیم یا او را بیمه کنیم یا در نهایت این حق را
به او بدهیم اعلام ورشکستگی کند. امروزه کمترشخص
بدهکاری به زندان می رود. کمتر کسی اموال ضروری اش
مصادره می شود.
برای همین ریا در جا
های دیگر کمتر از بانکاری اسلامی ما است. چون آنها
مثل ما آشغالها را زیر فرش قایم نمی کنند! بلکه بدون
تظاهر واقعا خانه را تمیز می کنند. مطلق گرا نیستند
تا آن حد جلو می روند که عملی است. بله بانکداری
مدرن جهانی هنوز ریاخوار است ولی خیلی کمتر از
بانکداری اسلامی ایران.
همین
اشتباه امثال آیت الله مصباح را آیت الله خمینی (ره)
هم فرمودند. ایشان با قلبی پاک در ذهنی پور شده در
دنیای ایده آل و نظری خویش رهبر مردم در سال 1357
شدند. با خود گفتند اداره کشور که کاری ندارد که:
نفت را می فروشیم از مردم خواهش می کنیم که با اتحاد
و همدلی کار کنند و ضمن اعتقاد به اصول دین
,
فروع دین را رعایت کنند. هرکس هم رعایت نکرد در راه
اسلام اورا تنبیه یا می کشیم. بیت المال را هم علی
وار بین مردم تقسیم می کنیم. چرا باید مردم پول آب و
برق بدهند؟ چرا باید مالیات بدهند؟ جمعیت مسلمانان
را هم تا بشود زیاد می کنیم وبزودی تمام جهان را
آباد و ظلم و ستم را ریشه کن خواهیم کرد.... در حرف
آسان بود...ولی در عمل دیدیم و می بینیم که کار را
باید به کاردان داد نه به قصه گو!