Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



نقدی بر مقاله آقای مرتضی نگاهی:

چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید!

  آیتان تبریزلی


کوروش کبیر!، کوروش عادل!، کوروش... اینها عبارتهایی است که در طول 70 سال اخیر – از زمان رضا خان ملعون – با آن مواجه بوده ایم و همیشه عده ای آن را به زبان و قلم جاری ساخته اند اما آیا همه این خیالپردازیهای کذایی درست هستند یا نه؟!

چطور شده است که در این 70 سال، تاریخ ایران از زمان هخامنشیان، تمدن ایران از زمان هخامنشیان ، قهرمانان  ایران را افرادی مانند کوروش و انوشیروان تشکیل می دهند؟. واقعیت این مسایل چیست؟

بله، واقعیت چیز دیگری است، چرا که اگر به راویان این مطالب توجه و دقت کافی بکنیم می توانیم به اهداف آنها پی ببریم. بطوریکه تاریخ نشان داده است اغلب این افراد بنا به دلایلی از قبیل وابستگی به انگلستان، وابستگی به گروههای پان فارسیستی، اطاعت بی چون و چرا از نقشه های شئونیستی رضاخان و پسرش محمد رضا پهلوی و... نیز عده ای به صورت ناآگاهانه و تحت تاثیر تبلیغات منفی موارد ذکر شده، دست به تمجید از افراد ظالمی مانند کوروش و امثال او زدند. از این افراد می توان افرادی مانند محمد علی فروغی، پیرنیا، احمد کسروی، ایرج افشار، محمود افشار و... را نام برد.

این افراد و امثال آنها با تحریف تاریخ واقعی ایران و با بازگویی تاریخ یک قوم -  قوم پارس – و نشان دادن افرادی مثل کوروش بعنوان  فردی عادل، سعی در تحقیر و فراموشی تاریخ اقوام مختلف ایرانی کردند. بطوریکه جرج کامرون می نویسد: " تاریخهایی که در ایران نوشته شده اند علی الرسم با کوروش پارسی آغاز می شوند و عموما با اسکندر مقدونی پایان می گیرند. در حال حاضر اثر یگانه ای که به گونه ای جامع به تاریخ فلات ایران پیش از استیلای کوروش بر این سرزمین بپردازد در دست نیست. این امر بسیار مایه تاسف است "

شاید عده ای از این افراد از لفظی که من به عنوان " کوروش ظالم " ذکر می کنم ناراحت بشوند ولی از آقای نگاهی و کسانی که در اثر تبلیغات منفی افراد ذکر شده به حمایت از افراد جنایتکاری مانند کوروش می پردازند، دعوت می کنم تا به مطالعه آثار سانسور نشده خارجی و داخلی در مورد تاریخ واقعی ایران و به مستندات تاریخی در مورد هویت افراد ظالمی مانند کوروش بپردازند. 

و اگر کسی علاقه داشته باشد می تواند با مطالعه آثار: ویل دورانت، جرج کامرون، پروفسور محمد تقی ذهتابی، ناصر پورپیرار و... به آن حقایق دست یابد.

درست است که در زمان هخامنشیان و مادها اصلاحات بزرگی به وقوع پیوسته – مانند برقراری اتحاد سیاسی در زمان مادها، توسط آستیاک عادل – ولی این دلیل نمی شود که کوروش را فردی کبیر!! و عادل!! بشناسیم، چون اکثر دستاوردها و زمینه ها توسط ایرانیان و آستیاک و امثال وی مهیا شده بود و کوروش به وسیله آن زمینه ها دست به جنایتهای گوناگونی زد مثلا:

اگر کسی به لشکرکشیها و تجاوزات وی به سایر مناطق توجه کند متوجه می شود که صاحبان ممالک تصرف شده هیچوقت سرزمینهای خویش را دو دستی به ایشان تقدیم نکرده اند بلکه توسط جنایتها و نیرنگهای کوروش، ممالک خود را از دست داده اند. بطور مثال زمانی که کوروش می خواست ماساژتها – قبایل شمال ارس – را تابع خود کند با نیرنگ و فریب و ناجوانمردانه پسر فرمانروای آنجا را اسیر کرد و به صورت وحشیانه ای او را از پا درآورد، در نتیجه، جنگ سختی میان وی و فرمانروای آنها -  تومروس آنا -  در گرفت، که در نهایت تومروس آنا سر کوروش را از تنش جدا کرد و به تشت پر از خون انداخت تا هر چقدر می خواهد خونخواری کند.

و همچنین ماجرای کشتن فجیع  پدربزرگ خود – آستیاک عادل – در بیابانهای قم و نشستن بر جایگاه فرمانروای بزرگ ماد و استفاده از امکانات موجود برای تقویت قدرت نامشروع برای قوم پارس نمونه دیگری از ظالم بودن وی را ترسیم می کند، چرا که به وسیله اینکارها شروع به از هم پاشیدگی اتحاد سیاسی موجود کرد و با اعمال خود جنایتهای بزرگی را انجام داد.

 بنا به گفته آقای نگاهی و امثال وی، که بیان کرده اند یهودیان نیز از کوروش تمجید می کنند، خوب معلوم است که باید تمجید کنند چون به آنان  قدرت غیر مشروع بخشیده بود امروزه نیز ما شاهد هستیم که کشورهای زیادی از صهیونیسم حمایت می کنند و به دنبال منافع خود می باشند.

اما در اینجا چند سوال مطرح می شود:

 آیا تا به حال کسی سعی کرده است که بفهمد دلایل سلطه فرهنگی و تاریخی یک عده – در قالب تاریخ 2500 ساله و زبان فارسی – بر اقوام مختلف ایرانی چه بوده است؟

آیا به همان نسبت که در مورد افسانه های دروغینی که در مورد افرادی مثل کوروش – بنا به منتسب بودنش به قوم پارس – بیان شده، تا به حال از راویان این مطالب، حقیقتهایی در مورد قهرمانان واقعی و تاریخ چندین هزار ساله ملیتهای غیر فارس ایرانی مطلبی  شنیده است یا نه؟ اگر کسی مطالبی در این مورد شنیده آیا به صورت برابر و مساوی بوده یا تنها به کلیات اشاره شده؟

چرا در طول تاریخ قهرمانهای مختلف – غیر فارس – ایرانی مورد تحقیر و بی توجهی واقع شده ولی افراد ظالمی مانند کوروش به عنوان سمبل عدالت!! معرفی شده اند؟

مطمئنا جواب این سوالات را ملل غیرفارس ایرانی – که در طول دوران منحوس پهلوی و حتی بعد از آن، انواع تحقیرها را متحمل شده اند – بهتر از هر کسی درک می کنند.

نتیجه اینکه اگر ما قرار باشد به افراد ظالمی مانند کوروش افتخار بکنیم باید به هیتلر و موسولونی و چنگیز خان و استالین نیز افتخار بکنیم چون در این صورت آنها نیز باید مورد تقدیر قرار گیرند!!

پس لازم به ذکر است که ملیتها و اقوام مختلف ایرانی همواره متوجه جنایتها و سلطه های فرهنگی مغرضان هستند و با تلاشهای خود در زمینه شناسایی تاریخ و هویت  واقعی خود و با آگاهی درست از تاریخ، اهداف این افراد را نقش بر آب  می کنند. و افراد ذکر شده – افرادی که خواهان ترویج نامشروع پان فارسیسم هستند – متوجه باشند که اقوام مختلف ایرانی دیگر مثل گذشته نخواهند گذاشت که این افراد همچنان به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشانند.

همچنین آقای نگاهی در مورد آیت الله صادق خلخالی مطالبی را بیان داشتند، از قبیل اینکه ایشان در زمان انقلاب  احکام اعدام زیادی را صادر کرده اند و با ذکر کردن این مطالب رساله آقای خلخالی را در مورد کوروش مطالبی نادرست ذکر کرده اند.

آقای نگاهی اگر شما مطلع باشید هیچوقت نمی توان این دو موضوع -  موضوع صدور احکام اعدام و موضوع رساله ایشان در مورد کوروش - را با هم قیاس کرد و نتیجه گرفت، چون هر کدام به صورت جدا از هم هستند و شما نمی توانید عملکردهای یک نویسنده را با آثار وی مقایسه کنید چرا که در طول تاریخ افرادی بوده اند که شاید در برهه ای از زمان دچار یک سری انحرافات شده اند ولی آثار گرانقدری نیز نوشته اند. پس در اینجا نیز، نه شما و نه افرادی مثل شما – که همیشه با علم کردن اقدامات آقای خلخالی خواسته اند رساله او را نیز در مورد کوروش نادرست جلوه دهند – نمی توانید به راحتی کوروش و امثال وی را تبرئه کنید.

و همچنین اگر کمی مطالعه حقوقی داشته باشید متوجه می شوید که در اکثر زمانهایی که انقلابها به وقوع می پیوندند جوامع با بدترین دادرسیها مواجه می شوند.

البته من هیچ نوع جانبداری از افرادی مانند آقای خلخالی نمی کنم ولی از رساله ایشان در مورد کوروش حمایت می کنم و اگر روزی ایشان از گفته های خویش پا پس بکشد مطمئنا آثار دیگری – مثل آثار پروفسور محمد تقی ذهتابی و ناصر پورپیرارها – هست که جنایتکار بودن و ظالم بودن کوروش را به اثبات برسانند  و اگر به این آثار توجه و دقت لازم شود، معلوم می شود که این آثار توسط منابع و مستندات معتبر نوشته شده اند و نه با پول انگلیس و افکار مغرضانه!! 

من در نهایت امیدوارم آقای نگاهی و همفکران وی، هر چه بیشتر در این زمینه تحقیقات لازمه را انجام و از تعصبات بی مورد در مورد بعضی اشخاص کذایی دست بردارند.

با آرزوی موفقیت برای شما

Aytan_tabrizli@yahoo.com

6 /5/1382



Back

 
online

gooya 1998-2003