نمي
ترسي ز آه آتشينم / تو داني خرقهء پشمينه داري
كلمات برآمده از زبان
مادر شادروان زهرا كاظمي قلب هر انساني را كه هنوز
نقطه اي سپيد در آن باشد بدرد مي آورد. آيا قلب وزير
كشور دولت اصلاحات كه بناحق لباس پيامبر را دربركرده
حتي اين يك نقطه سپيدرا هم ندارد كه اين چنين بي
رحمانه و تلخ بر آشفته مي شود وسخنان اين مادر
رنجديده را كه تنها دختر وفرزندش را بدون سايه پدري-
ولوآنكه ناپدري مردي شريف و بزرگ است- 52 سال بزرگ
كرد و به دانشگاه فرستاد و ديروزجسد شكنجه شده اورا
بر دست و امروز در زيرخاك سياه دارد رد مي كند.
مردم حق دارند از خود
بپرسند كه اگر اينايند داعيه داران رهبري امت اسلام
ناب محمدي، پس شمر ويزيد چگونه اشقيايي بوده اند.
امّا نه! نبايد از راه انصاف خارج شد. همهء گفته
هاي اين روحاني نما ها را بر روي منابر بياد آوريد،
هر آنچه را كه اينان در باره آن مجلس خاص يزيد كه
دختر شير خدا درآن حضور داشت گفته اند دوباره
مروركنيد. آيا با تمام نيش و زهري كه بحق در سخنان
آن قهرمان كربلا خطاب به آم مظهر ظلم وادبار وجود
داشت سخني درشت از يزيد آن نماد مجسم شقاوت كه در
مسند حكوكت نشسته بود، برآمد. زماني كه بي ريشه گي
يزيد و پدر و پدر بزرگش را بياد او آورد و اورا
شكست، مگرواكنش آن مجسمه ستمگري نه اين ! بود كه «
اورا از اينجا خارج نماييد».
حال شما ايرانيان ،
شما شيعيان عالم ، شما مسلمانان جهان ، شما مسيحيان
دنيا ، شما يهوديان ، زردشتيان ، بوداييان، وشما
همه كساني كه دين نداريد ولي آزاده ايد بياييد
وببينيد و بگويد كه زهرا كاظمي چه كرده بود و چه
خواسته بود كه مستحق چنين ظلمي از سوي كساني شده
بود كه خود را به اسامي مرتضي و علي و محمد موسوم
ساخته اند.
حتي اگر بپذيريم كه او
از آن ديوار سياه زندان جهنمي كه اميد است امروزو
فردا سرنوشت آن به سرنوشت زندان باستيل گره بخورد،
عكس گرفته بود؛ زنداني كه در سرراه هزاران انساني
است كه بي اعتنا از برابر آن مي گذرند زيرا كه ديگر
نه در خارج شهر ما كه در مسير راهي پر رفت و آمد در
داخل شهر قرار گرفته است، آيا اين جرم آنقدر سنگين
بود كه ايادي سياهكار اين حكومت ظلم وجور اين گونه
با بي حيايي سيلي به گوش او بزنند، دستش را تاب دهند
تا سياه شود، پايش را زير لگد بگيرند و جمجمه اش را
زير دستان خود آنقدر بفشارند تا بشكند.
« واي اگر از پس امروز
بود فردايي»
براستي واي بركساني
كه فكر مي كنند با لاپوشاني كار اين جانيان بالفطره
و خائنان وظالمان و مفسدان و بي دينان و رسوايان
عالم، عمر اين حكومت شر از عمرحكومت و رژيم
يزيدويزيديان فراتر مي رود و اينان فرصت آن را
خواهند يافت كه بارديگر دل سرد شده مردم ايران را از
اين همه ظلم وتعدي به جان ومال وناموس شان با موعظه
وخطابه هاي قراء وپر طمطراق خود در جمع ناآگاهان و
يا ستمگراني چون خودشان، بارديگرنرم و با خود همراه
سازند. عبث آرزوي دارند.
امضا محفوظ