رهبر كينه توز و ملتي
كه لال نمي شود
از مجموعه يادداشت هاي
نيويورکي مجيد محمدي
majidmohammadi @
hotmail . com

همهء فعالان سياسي
ايراني از كينه جويي و انتقام گيري خامنه اي مطلع
هستند و آن را با گوشت و پوست خود در زندانها و
قتلگاهها احساس كرده اند.
ظاهرا ايرانيان محكوم
اند كه همهء صور زشت حكومت در دوران مدرن، از
استبداد سلطانيستي تا رهبري روبسپيري انقلاب، از
حاكميت دوگانه تا ديكتاتوري مذهبي، از گروه سالاري
تا رباني سالاري و اكنون مافيا سالاري را تجربه
كنند.
كروبي و برخي ديگر از
اصلاح طلبان حكومتي براي مغفول گذاردن نقش خود در
جنايات دوران خميني واگويهء تاريخ را از زمان خامنه
اي آغاز مي كنند.
***
اول. نقش شخصيتهاي
سياسي در تاريخ همواره مورد توجه روانشناسان سياسي
قرار گرفته و در چند و چون آن بحث شده است. حتي اگر
نقش آنان را در مقايسه با ساختار هاي اجتماعي و
اقتصادي و فرهنگ سياسي چندان قابل ملاحظه ندانيم
حداقل در رژيمهاي ديكتاتوري و مافيايي از نقش عناصر
و ويژگيهاي شخصيتي آنان در تحولات سياسي نمي توان
غافل شد. كينه جويي يكي از بهترين مثالهاست. همهء
فعالان سياسي ايراني از كينه جويي و انتقام گيري
خامنه اي مطلع هستند و آن را با گوشت و پوست خود در
زندانها و قتلگاهها احساس كرده اند. رفسنجاني براي
تداوم چپاول امكانات عمومي و باقي ماندن در قدرت به
هر قيمت آدم مي كشد و از سركوبها حمايت مي كند اما
در مورد خامنه اي بايد كينه جويي ها و انتقام كشي را
نيز افزود. ابراهيم اصغر زاده در ماههاي ابتدايي
حكومت خامنه اي، علي رغم نزديكي با وي و مشهدي بودن،
بخاطر به زبان آوردن عبارت طنز آلود ” بن بست رهبري“
به هنگام گفتگوي تلفني (كه توسط عوامل وي شنود مي
شد) ماهها در زندان شب را به روز و روز را به شب
رساند. منتظري به خاطر چند جمله پنج سال در حبس
خانگي به سر برد. نقش سگهاي زنجيري مافيا در كيهان و
رسالت و راديو و تلويزيون حملهء بي وقفه به همهء
منتقدان حكومت مافيايي و بالاخص شخصيت بزدل و ضعيف
خامنه اي است. رساندن تعداد امضاهاي نامهء شخصيتهاي
سياسي و فرهنگي به 350 جهت كم كردن تير هاي انتقام
خامنه اي بوده است. اين تعداد امضا در نامه هاي
سياسي كه در داخل كشور نوشته مي شده بي سابقه بوده
است. سانسور خبري نامهء نمايندگان مجلس به خامنه اي
نيز كه بي سابقه بود از همين ضعف و زبوني خامنه اي
در مقابل انتقاد يا حتي توصيه و تذكر حكايت داشت.
از اين حيث اصلاح طلبان تا سال 1382 و اوج سركوبها و
حملهء امريكا به عراق از نوشتن نامه به رهبري مافيا
ابا داشتند. در پانزده سال گذشته موردي نبوده كه كسي
از فعالان سياسي در خفا يا آشكار انتقادي از خامنه
اي كرده باشد و به كينه جويي وي گرفتار نيامده باشد
(سازگارا، شعله سعدي، آغاجري، نمايندگان مشاركتي
مجلس، منتظري، قابل، اعضاي دفتر تحكيم و صدها مورد
ديگر). عبدالله نوري قرباني سرپيچي از دستورات بيت
رهبري مافيا شد. چاپلوسيهاي كروبي در برابر وي ريشه
در همين ترس از انتقام گيري و كينه توزي دارد. خامنه
اي پس از انتصاب به رهبري اولين سنگري را كه هدف
گرفت دستگاههاي اطلاعاتي بودند. اعضاي دفتر وي عموما
از نيروهاي اطلاعاتي هستند. وي بايد بيش از همه چيز
از آنچه ديگران در مورد وي مي گويند اطلاع مي داشت
تا مقابله به مثل كند.
دوم. در خبرها آمده
است كه پنج تن از دانشجويان دانشگاه ايلام كه چندي
پيش در نامهاي به رهبري مافياي سياسي نظرات خود را
در خصوص مسائل كشور بيان كرده بودند، پس از احضار به
دادگاه به اتهام «توهين به مقام رهبري» به سه سال
حبس محكوم شدهاند. «سيد احمد حسيني»، «رضا وفايي
يگانه»، «قدرت شكريتبار»، «احسان جمشيدي» و «محمد
سياهپوش» اسامي برخي ديگر از قربانيان خشم و كينه
جويي خامنه اي در پانزده سال اخير است.اين دانشجويان
يا از كينه جويي خامنه اي مطلع نبوده اند يا پيه
ورود به دوزخ مافيا- ساخته را به تن ماليده بودند.
21 سال زندان براي دانشجويان يك دانشگاه كوچك
شهرستاني مثل دانشگاه ايلام در تاريخ جنبش دانشجويي
ايران بي سابقه است، همان طور كه شتاب گيري مافيايي
شدن هر چه بيشتر ِ ساختار حكومتي در ايران بي سابقه
است. ظاهرا ايرانيان محكوم اند كه همهء صور زشت
حكومت در دوران مدرن، از استبداد سلطانيستي تا رهبري
روبسپيري انقلاب، از حاكميت دوگانه تا ديكتاتوري
مذهبي، از گروه سالاري تا رباني سالاري و اكنون
مافيا سالاري را تجربه كنند.
سوم. خامنه اي اگر مي
توانست گوشت تمام منتقدان خود را مي جويد، چنانكه تا
به حال صدها تن را به مذبح ولايت برده است. از يك
رهبر ترياكي كه پيش از آمدن به حسينيه در پاي بساط و
منقل است و وي را همانند بازيگران گريم مي كنند تا
رنگ ترياك سوخته را از صورتش بزدايند و وي را همانند
عرفا رنگ و روغن زده و به خلائق ديندار و باور مند
به ” اولاد پيامبر“ بفروشند كمتر از اين نمي توان
انتظار داشت.
خامنه اي سالي صد و
هشتاد روز و شب را در باغهاي خوش آب و هواي كشور كه
توسط گرگهاي بيت با قساوت از افراد گرفته شده يا از
دست نهاد هاي دولتي به در آمده مي گذراند و رانت
خواران بساط كباب و ترياك آقا را فراهم مي كنند تا
ولي امر مسلمين جهان دچار ضعف ناشي از مصرف مواد
مخدر نشود. در مقابل تمام كساني كه انتقادي به مافيا
دارند بايد به سالها زندان محكوم شوند: يا مثل حسن
احمدزاده سر از زيرزمين مسجد ابوالفضل در سه راه
اكبرآباد در بياورند و به دست اراذل و اوباس مافيا
كشته شوند؛ يا با برخوردهاي نامناسب در
بازداشتگاههاي نيروي انتظامي مواجه شوند. در اين
بازداشتگاهها، برخي را يا از دست يا پا ساعتها
آويزان ميكنند و بعضي بازداشتشدگان را در مكانهاي
بسيار كوچك كه فرد فقط ميتواند چمباتمه بزند
ساعتها نگه ميدارند يا
در ابتداي ورود به بازداشتگاه از
تونل وحشت عبور ميدهند تا به قدرت مافياي وحشت و
سركوب ايمان بياورند. بازداشتشدگان به محض ورود،
توسط دو رديف از مأموران مورد ضرب و شتم با باتوم
قرار ميگيرند تا فراموش نكنند در زير سايهء ولايت
زندگي مي كنند. توهين و تحقير و فحاشي از كارهاي
معمول و متداول اراذل و اوباش مافياست. برخي از
افراد وقتي براي بازجويي احضار ميشوند در جلسه اول
مدتها مورد ضرب و شتم قرار ميگيرند بدون آنكه پرسش
و پاسخ صورت گيرد. خامنه اي و باند همراهش بدون اين
اعمال نمي توانند همهء منابع كشور را به خود اختصاص
دهند.
چهارم. بيش از همه،
اين رده هاي بالايي مافيا هستند كه خامنه اي را مي
شناسند و از ضعفها و تباهيهايش اطلاع دارند و به
همين جهت بيش از همه مورد لطف رهبر مافيا قرار مي
گيرند. سران مافيا مثل لاريجاني، رفسنجاني و ديگر
اعضاي محفل ترياك كشي وي دو چهره ان: گرگ صورت و
روباه صفت. آنها حاضرند در يك آن همديگر را پاره
كنند (بلايي كه بر سر سعيد امامي آمد) و در عين حال
سالها با يكديگر همكاري كنند. سران موتلفه در اين
ميان جايگاه ويژه اي دارند چون هم رسم چاكري و نوكري
را- البته به زبان - به خوبي به اجرا در مي آورند
(درست بر اساس مدل قاجاري كه در كل حكومت پهلوي غبطه
اش را مي خوردند) و هم از الطاف ويژهء ولايت مافيايي
بر خوردارند.
پنجم. مشكل مافياي
سياسي ايران آنست كه شهروندان ايراني در داخل و خارج
كشور علي رغم همهء فشارها و سركوبها ساكت نمي شوند و
لال كردن آنان در ابتداي قرن بيست و يكم غير ممكن
شده است. مافيا نمي تواند حتي يكي از جناياتش را
پنهان كند و هر جنايتي هزاران راي از آراء گروههاي
پوششي مافيا را حتي در انتخابات هاي تحت نظارت شوراي
نگهبان مافيا مي سوزاند. همچنين اين مافيا نتوانسته
است اميد به تغيير را علي رغم حملات مغول وار به
خواستاران تحول در جهت آزادي و دمكراسي بكشد. شايد
امروز گروههايي از اصلاح طلبان درون حكومت مايوس
باشند اما اين ياس آنها را به سكوت نكشانده و هر
گوشه اي كه اندكي ساكت مي شود صدايي از گوشه اي ديگر
به گوش مي رسد. همين امر مافيا را به جنايت و قساوت
بيشتر كشانده است. حضور اصلاح طلبان در مجلس و دولت
اگر تغييري در ميزان امتيازات و جنايات نهاد هاي
انتصابي به وجود نياورده، حد اقل آ“ها را شفاف كرده
است. بر خلاف گفتهء دروغ كروبي مبني بر نبود گروههاي
فشار و سركوب در آغاز دوران حكومت خامنه اي – كه
برخي اصلاح طلبان حكومتي از آن استقبال كرده و در
صدر خبر هاي سايت رويداد قرار دادند – اين اراذل
سازمان يافته توسط نهاد هاي حكومتي از آغاز جمهوري
اسلامي به فعاليت مشغول بوده اند. جنبش اصلاحات اين
گروهها و مكانيسمهاي عمل آنها را به عرصهء عمومي
آورد. كروبي و برخي ديگر از اصلاح طلبان حكومتي براي
مغفول گذاردن نقش خود در جنايات دوران خميني واگويهء
تاريخ را از زمان خامنه اي آغاز مي كنند و تنها
گاهگاه وفاداري خود را به آرمانهاي بنيانگذار حكومت
تماميت طلبانهء جمهوري اسلامي و جامعهء بستهء متناظر
با آن اعلام مي كنند.