آتیه
ی آینده
عصر
ناپدیدی و بی طرفی دموکراتیک
محمود یکتا
با هجوم همه جانبه ی
آینده به حال، حقّ بشر برای میل به بقا مورد سؤال
جدّی قرار گرفته است. پیشتر، آینده شدن حال، مراسمی
داشت. زمان برمی داشت. اکنون این زمان در پرتابه های
گوناگون، از موشک های کروز تا رنوهای پرشتاب، مستتر
شده است.
نیچه گفت: "تعالی، رام
کردن وحشتناک است." صد سال تمدّن بیشتر و تعالی شده
است افسار گسیختن دهشتناک. وحشتناک زمانی وحشتناک
بود. سرعت وقایع، وحشت از وحشتناک ربوده است. جنگی
تمام عیار در جریان است. تمدّن، پرده ی تحمّل از
چهره گرفته و پس پشت خشنش به نمایش گذاشته است.
مرگ، یخ میان واقعی و
خیالی ذوب کرده است. تبدیل پذیری واقعیّت و خیال؟
خیالش را هم نکن! سرمایه همواره روی واقعی (قابل
خیال) سرمایه گذاری و بازار را با آن پر کرده است.
سرمایه هیچ گاه اعتقاد به خرد کردن جمجمه هایی که
جرأت کنند خیال ناکردنی خیال کنند، ترک نکرد. کشتار
جمعی، پیرنگ پایه ای اکشن- ملودرام سرمایه و قهرمان
پیروزمندش، سود است. وسوسه ی ایده ی برتری نژادی
به عنوان معیاری برای محک زدن حد دسترسی به حقیقت،
هیچ گاه سرمایه و همزادش تمدّن نوین را ترک نگفت.
مرگ دارد پرده از لاشه
ی در حال تجزیه ی قوانینی که بر حیات ما، بشر،
حاکمند بر می گیرد و عفونت زندگی، جرثومه ی لجنی که
بر بستر ستم جنسی، نژادی و طبقاتی می گذرد برملا می
سازد.
میلیون ها کرم
ترسیده، در حال فرارند. مرگ دارد حباب قصّه ی ناظر
بی گناه بی طرف می ترکاند. بی طرف یعنی حافظ نظم
موجود. ویریلیو بیست سال پیش این را فهمید.
"ما همه
سربازان لباس شخصی هستیم، همواره بر لبه ی پرتگاه
سال ۱۹٢۹ ... ." مرگ دارد مجبورمان می کند متوجّه
سلسله مراتب شرم آور و ساختار جنگی تهوّع آور
موجودیّتمان شویم. در "نهایت" ساختاری دموکراسیست.
سرمایه داری و فاشیسم
برادرند؛ گوشت هم ممکن است بخورند، استخوان یکدیگر
تف نمی کنند.
آینده هجومی بی سابقه
بر حال آغاز کرده است. همزمانی، ترتیب وقایع بهم
ریخته است. سیاست، به معنای کانون برخورد سخن ها،
مخفی شده است. فراملیّتی های نظامی به سرعت، دژهای
دروغین دموکراسی تسخیر می کنند و خود را به عنوان
گردانندگان واقعی معرکه جا می اندازند. به نمایندگی
از همین فراملیّتی ها، جانوری هار دهه هاست در
سرزمین های اشغالی فلسطین مشق ادرار بر "خرد جمعی
جهان" می کند. جرمی که جزایش در جائی دیگر امحای
مادون قرمزی مجرمین در شبهای سبز نورانی است. هفت
تیر کش های گلوبال صفحات تلویزیون را خرگوش وار پر
می کنند. وسائل ارتباط جمعی به سرعت نور زبان زور
رواج می دهند.
سوار بر موشک های
"تیزهوش"، عصر ناپدیدی بر در خانه هامان دقّ الباب
می کند. ریسمان گرایش به خود، انسانگرائی، از ابتدا
پوسیده بود. نمای درشت ته چاه به سرعت به پیشانی مان
نزدیک می شود.
منطقه ی بی طرف، آن
جایگاه وهمی روحانی راحت، بمباران شده است. بی طرفی
در بازار بورس به پوزخندی خرید و فروش می شود. کدام
طرفی؟
_شهریور هشتاد و دو