چند خبر و سه تحليل:
به جرم شادي و پايكوبي
مي كشند،
پروفسور دروغگو،
و فاصله گيري از مجامع
بين المللي
مجيد محمدي

اول. قتل جواني كه در
ميهماني جشن تولد شركت كرده است (محمد رضا نيكبخت)
تفاوت چنداني با قتل زهرا كاظمي يا قتل حسن احمد
زاده ندارد، گرچه اصلاح طلبان حكومتي و رسانه هاي
غربي بر برخي از آنها تاكيد مي گذارند و برخي را
اصولا پوشش خبري و تحليلي نمي دهند: همهء آنها براي
تحكيم نظامي بنا شده بر فقه ايدئولوژيك شده و توسط
ماموراني كه هيچ گونه نظام حسابرسي و پاسخگويي براي
آنها وجود ندارد انجام شده اند. منع اختلاط دختر و
پسر و جشن، منع شركت در مراسم جشن و پايكوبي دسته
جمعي از قبيل چهارشنبه سوري و منع خبر رساني از
اعتراض خانواده هاي زندانيان جزء هستهء سخت
ايدئولوژي فقه حكومتي اقتدارگرايان است كه با شدت و
حدت توسط مافياي حاكم پيگيري مي شوند و متخلفان به
اشد مجازات يعني مرگ محكوم شده و حكم آن هم بدون
تعلل و بدون هيچ وقفه و طي مراحل قانوني توسط
نمايندگان تنها چهرهء حكومت يعني قهر و غلبه (نيروي
انتظامي، بسيج، انصار وليت مافيا و قوهء قضاييه) به
اجرا در مي آيد. اين قتلها به هيچ وجه اتفاقي
نيستند: هر انساني با درك متوسط اين نكته را متوجه
مي شود كه اگر حضور در مهماني و شادي حرام باشد و
قرار باشد نيروي انتظامي به مهمانيها حمله كند
بالاخره تعدادي جوان خواهند ترسيد و فرار خواهند كرد
و نيروي آموزش نديدهء پليس كه هيچ حقي براي شهروندان
قائل نيست به آنها شليك خواهد كرد. وقتي نيروي
انتظامي خوابگاه دانشگاه تهران را با خاك يكسان كرد
و تنها يك سرباز به اتهام دزدي يك ريش تراش محكوم شد
چراغ سبز لازم به همهء ماموران حكومت براي هر كاري
كه مي كنند داده مي شود. بدين ترتيب اگر مامور نيروي
انتظامي از جوانان شركت كننده در يك ميهماني به هر
دليل عصباني شد مي تواند آنها را بكشد. قتل جوانان
غير همرنگ با ملزومات فقه ايدئولوژيك توسط نيرو هاي
اسلحه به دست حكومت در شهر هاي مختلف ايران يك
پديدهء جاري است. همچنين هر انساني با درك متوسط اين
نكته را متوجه مي شود كه اگر شادي كردن در ملاء عام
حرام باشد و بسيجي ها ضابطان اجراي اين حكم، در
نهايت جواني در زير زمين يكي از مساجد به دست اراذل
و اوباش محل كه براي دسترسي به اسلحه و قدرت به بسيج
پيوسته اند به قتل مي رسد. اگر شكنجه براي گرفتن
اعتراف مجاز باشد طبعا برخي از محكومان كه طاقت
جسماني كمتري دارند يا نمي دانند با جلادان مافيا
چگونه برخورد كنند زير شكنجه و مشت و لگد عوامل
مافيا جان خواهند داد. در دورهء خميني همهء محصولات
فقه ايدئولوژيك شده – گرچه اين درخت از آغاز مرتبا
ميوهء خشونت مي داد ـ براي جامعه و حتي عموم
روشنفكران و فعالان سياسي پنهان بود اما حكومت
دوگانه همهء اين محصولات حكومت روحانيت را به عرصهء
عمومي آورده است.
دوم. نه تنها رسانه
هاي مافيا دروغ مي گويند پرفسورهاي همكار آنها نيز
در روز روشن و در مقابل همهء كساني كه به انواع
رسانه ها دسترسي دارند دروغ مي گويند. تيتر كيهان
روز شنبه 25 مرداد 1382 ” خاموشي در شش ايالت
امريكا“ ست در حالي كه بسياري از بخسهاي ايالت نيو
يورك پنج ساعت پس از خاموشي برقدار شدند و تا بيست و
چهار ساعت بعد از خاموشي پنج شنبه عصر، ساعت چهار،
كل ايالت نيويورك صاحب برق بود. تنها بخشهايي از
ايالت ميشيگان و اهايو دير تر از بقيهء ايالات صاحب
برق شدند. اين دروغ گويي بر اساس سياست مقام عظماي
ولايت مافيامبني بر سياه نمايي همهء عالم و بهشت
نمايي ايران – آن بخشهايي كه در اختيار مافياست ـ
توسط همهء رسانه هاي مافيا يعني راديو و تلويزيون و
رسالت و كيهان و بقيهء نشريات زير پنج هزار تيراژي
انجام مي شود. همچنين به مردم به نحو غير مستقيم
گفته مي شود كه اگر شما دچار فلاكت هستيد در اين
فلاكت تنها نيستيد و بقيهء مردم دنيا هم مثل شما فلك
زده اند. در هيچ كجا هم ذكر نمي شود كه اين خاموشي
پس از بيست و شش سال عدم خاموشي انجام شده است.
همچنين هيچ كجا ذكر نمي شود كه در خاموشي اخير در
نيويورك سيتي حتي يك مورد دزدي و قتل يا سوء استفاده
از خاموشي صورت نگرفت. مردم نيويورك در اين خاموشي
بسيار همبسته عمل كردند و موارد توزيع بستني، غذا و
كفش مجاني بيشمار بودند. اما دروغگويي اگر از سوي
حسين شريعتمداري و لاريجاني قابل فهم باشد از سوي
پرفسور رشتهء ارتباطات، يادداشت نويس دائمي كيهان و
مقيم امريكا به دشواري قابل فهم است. پرفسور مولانا
در تحليل اين ماجرا براي كيهان دو دروغ روشن گفته
است؛ دروغ اول ” اختلال در عمل جراحي در
بيمارستانها“ است، در حالي كه همهء بيمارستانها
داراي برق اضطراري هستند. حتي بيمارستانهاي كشور هاي
فقير داراي برق اضطراري هستند و پرفسور دروغگوي
كيهان اين نكته را فراموش كرده است. دروغ دوم وي
اتباط دادن اين موضوع با شركت انران است، در حالي كه
انران در توليد و توزيع برق در منطقهء شمال شرق
امريكا هيچ نقشي ندارد. ظاهرا رفاقت با مافيا پرفسور
ارتباطات را نيز دچار اختلال دماغي كرده است. مولانا
از معدود دانشگاهيان ايراني مقيم امريكاست كه با
خبيث ترين عوامل مافياي سياسي طرح همكاري ريخته است.
مولانا مي تواند ديدگاههايش (و نه دروغهايش) را در
مورد جامعهء امريكا در بسياري از نشريات ايراني
منتشر كند و نيازي به همكاري با شكنجه گران در اين
حوزه ندارد. اين همكاري مطمئنا انگيزه هاي ديگري
دارد. بعيد است مولانا شريعتمداري و تيم وي را
نشناسد. پرفسور دروغگوي ما كه در رشتهء ارتباطات
تخصص دارد تا به حال حتي يك انتقاد يا ذكري كوچك از
بستن بيش از صد روزنامه و نشريه و بازداشت و محاكمه
و شكنجهء صدها روزنامه نگار ايراني و قتل زهرا كاظمي
نكرده است. لابد اين رخداد ها بخشي از تاريخ مطبوعات
ايران و جهان نيستند. پرفسور دروغگو دولت امريكا را
براي قطع برق ملامت مي كند در حالي كه همه مي دانند
صنعت برق در امريكا خصوصي است و تنها در حوزهء
سياستگذاري مي توان از دولت انتقاد كرد. انتقادات
ابتدايي پرفسور دروغگو تا آن حد پيش مي رود كه از
پيام ندادن بوش پس از خاموشي شكايت مي كند گويي كه
اينجا هم سرزمين ولايت است و همه چشم به دهان رهبر
مافيا دارند، گرچه بوش هم در الگوي ولايت مافيايي
چند ساعت پس از خاموشي پيام داد.
سوم. وتوي قانون
پيوستن به كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان مصوب مجلس
توسط ”شوراي نگهبان ِ منافع و دغدغه هاي مافياي
سياسي“ با خبري ديگر در مورد داوري يكي از مسابقات
باشگاهي فوتبال در اروپا همراه شد. پيش از اين نيز
داوري مسابقات كشتي توسط زنان انجام شده است. بدين
ترتيب در حوزه هايي نيز كه هنوز امكان حضور ايرانيان
در عرصه هاي بين المللي وجود دارد و نيز امكان پخش
آن مسابقات هست ج. ا. ا. با دشواريهاي جدي مواجه
است. حضور بيشتر زنان مساوق خواهد بود با حضور كمتر
جمهوري اسلامي در اين عرصه ها. روحانيون حاكم تنها
به خروج سرمايه هاي چپاول كرده از كشور و سرمايه
گذاري در كشور هاي غربي مي انديشند و حذف از آن عرصه
ها يا محروم كردن مردم از تماشاي مسابقات فوتبال يا
كشتي مردان هيچ اهميتي براي آنها ندارد. تصور كنيد
كه در آينده ممكن است مسابقات مردان علاوه بر حذف
تماشاگران كه اكنون انجام مي شود با حذف صحنه هايي
كه داور در آنها حضور دارد يا مسابقات كشتي يكي در
ميان پخش شوند. نظام جمهوري اسلامي هم در داخل و هم
در خارج بيشتر و بيشتر با خواسته هاي مردم ايران و
اقتضاءات جامعهء جهاني فاصله مي گيرد.