|
نجف، تهران، انقلاب –
تهران، نجف، آزادي
جمشيد اسدي
Assadi3000
@ yahoo
.
com

اگر ما ايراني ها، ماه
اکتبر سال 1978 را فراموش کرده باشيم، پيامدهاي آن را
هرگز از ياد نبرده ايم. در چنين روزي آيت الله روح الله
خميني، هجرتي را از نجف آغازيد که سرانجامش پس از چندي
اقامت در فرانسه، ايران بود. هجرت آيت الله خميني، تنها
يک جابجايي جغرافيايي نبود، بلکه در عين حال هجرت
ايدئولوژي انقلاب بود که از عراق بر مي خاست تا سرانجام
ايران را در نوردد و پس از آن در منطقه و بلکه در جهان
ولوله انقلاب و براندازي و آشتي ناپذيري و هيچ شمردن
حقوق و حيات غير خودي را بگسترد.
ربع قرن بعد، باز هم هجرتي
ديگر، در همان مسير، اما در جهت خلاف، در جريان است. آيت
الله ها و علماي عراقي که به جای خود، حتي نوه آيت الله
خميني هم، ايران را به قصد نجف و کربلا و عراق ترک مي
کنند. اين هجرت در مسير خلاف هم، تنها جابجايي جغرافيايي
نيست. بلکه در عين حال هجرت از ايدئولوژي انقلاب و
ناشکيبايي است. هجرتي از انقلاب به آنچه که حسين خمينی،
نواده رهبر متوفای انقلاب ايران، بزرگداشت آزادي خواندش.
هجرت براي برقراري آزادي و تعيين نظام حکومتي از طريق
همه پرسي. از مقتدا صدر، جوان پرخاشجوي معمم گذشته، هيچ
روحاني بلند مرتبه شيعي نيست که بدين هجرت لبيک نگفته
باشد. آيت الله سيستاني و مرحوم محمد باقر حکيم نمونه
هاي آنند.
با وجود اين، گذر به رفرم
و مدارا و آشتي، مطلوب همه و بويژه وفاداران تام و تمام
انقلابي گري و بنيادگرايي نيست. اين سرسختان به نسبت
سرعتي که زمان را از دست مي دهند، بر خشونت کور خود مي
افزايند. مقر نمايندگي سازمان ملل در عراق را منهدم مي
کنند، در حالي که نماينده برزيلي آن، فرماندار آمريکايي
عراق را واداشته بود که به تشکيل شوراي دولتي عراق سرعت
بخشد. آيت الله محمد باقر حکيم را به همراه 100 تن از
مردم عادي ترور مي کنند، در حالي که وي، بدون پذيرفتن
هيچ شغل سياسي، موفق شده بود ميان مذهبيون و سياسيون،
ايراني هاي سرسخت و آمريکايي هاي در جنگ و گروه هاي ديگر
توازني درخور ايجاد کند.
عاملين
اين ترورها کيانند؟ سني هاي افراطي که مشارکت شيعيان در
اداره کشور را بر نمي تابند؟ شيعيان تندرو که مدارا با
نيروهاي حاضر در عراق و همکاري با ايشان را خيانت قلمداد
مي کنند؟ بازماندگان حزب بعث که در پي انتقامند؟ يا
بقاياي طالبان و القاعده که در پي گستردن جبهه هاي جنگ
در کل منطقه اند؟ امروز و با توجه به سطح اندک اطلاعات،
پاسخ بدين سوال آسان نيست. هرچند که به اطمينان مي توان
گفت که انگيزه اصلي عاملان آشوب و قتل در عراق، جلوگيري
از استقرار صلح و آرامش در اين کشور است. ما در اين مورد
باز هم سخن خواهيم گفت.
اما امروز در عين اين
بحران، موقعيتي پيش آمده است که براي خروج ايران از بن
بست و رهايي از آينده نگران کننده در پيش رو، مي بايد از
آن استفاده کرد. برخلاف انتظار، در اين مهم، آقايان علما
و روحانيون مي توانند، بلکه مي بايستي، نقشي فعال ايفا
کنند. بديهی است که در اين جا روي سخنم با علما و
روحانيوني است که نه در خدمت حکومت هستند و نه در جمع
محبان ولايت فقيه و کماکان در جامعه مدني ايران به کار
مذهبي مشغولند.
پيشنهادم بطور مشخص اين
است که ايشان، با توجه به امکانات مادي و انساني که در
اختيار دارند، نيروهاي امدادگري را به عراق اعزام دارند
که بدون توجه به نژاد و مذهب و عقيده، به مردم خسته از
زور و و آشوب اين کشور کمک رسانند. چنين ابنکاري فوايد
بسيار بدنبال خواهد داشت:
نيکوکاري به مردمي
نيازمند؛
رفع تنش تاريخي ميان ايران
و يکي از مهمترين همسايگانش و بدنبال آن همجواري بهتر با
کليه کشورهاي منطقه؛
رفع تنش با ايالات متحده
آمريکا که در عين حال نخستين قدرت جهان و منطقه است؛
احيا مقام و منزلت براي
اسلام و آبروی آسيب ديده مسلمانان در بين جهانيان.
اما پرسش اين جاست که آيا
روحانيون ما، شهامت و دليري روحانيون صدر مشروطه را
خواهند داشت؟
جمشيد اسدي
پاريس، سپتامبر 2003 |