Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



نامه سرگشاده به آقای بیل گراهام

 

آقای گراهام!

محتوایسخنان شما را مبنی براهمیت بسیج بین المللی برایمحافظت از جان خبرنگاران و نیز اهمیت تحقیق پیرامون مرگ خانم زهرا کاظمی را درک میکنم.

آقای گراهام!

خانم زهرا کاظمی را کشتند . به شکل فجیعی نیز کشتند. متاسفم. من شخصا او را یک شهید می نامم . اما ما اینجا در ایران به این چیزها و اینگونه کشته شدن ها عادت کرده ایم .ما اینجا در ایران ده ها و صدها و هزاران نفر را اینگونه و گاه حتی  بغایت وحشیانه تر از دست داده ایم. راهنمایی تان می کنم تا اسامی تعدادی از آنها را از مجاهدین بگیرید. و اگر خواستید عکس بعضی از انها را نیز داشته باشید. تا هرگز فراموش نکنید که مابسیار از این شهیدان داریم. 120 هزار نفر.

آقای گراهام!

متاسفم که به خانم کاظمی تجاوز شده است اما ما اینجا در ایران به این مورد نیز عادت کرده ایم. این یکی مورد اصلا بخشی از یک فتوای شرعی است که شخص خمینی صادر کرده است. اقای گراهام! بیاد داشته باشید که آخوندها هرگز زنی را بدون تجاوز اعدام نمیکنند.

آقای گراهام!

خانم کاظمی را شکنجه کرده اند. کاری که سالهاست با زنان و دختران و مردان و کودکان ایرانی می کنند. ایرانی سالهاست که زیر شکنجه است.

وقتی خانم کاظمی را که تحت حمایت کشور شما، کانادا بود، اینگونه شکنجه کرده باشند ، حساب هر ایرانی آزادی خواه و مبارز معلوم است. مبارزینی که به نام دستگیری ربوده میشوند، به زندانهای مخفی می رسند و وحشیانه ترین شکنجه ها در موردشان اعمال می شود. و حتی آنان که در زندانهای رسمی هستند، نام مستعار می گیرند تا از هر گونه ردی پاک شوند. و اینگونه است که آنان در نظر دژخیمان پیشاپیش یک مرده محسوب میشوند.و هر بلایی بر سرشان مجاز است. فتوای خمینی را نیز یاد بگیرید اقای گراهام که جان و مال و ناموس منافقین مباح است.

آقای گراهام ! وقتی مبارزی این سرنوشت را در پیش دارد، حتی سازمان و گروهی که او عضو و یا هوادارش بوده، به دلایل امنیتی نمی تواند اسمی و یا ردی از او برساند تا جان وی و خانواده اش را بیشتر در معرض تهدیدات جانبی قرار ندهد. آقای گراهام! او دیگر نه شما را پشت سر دارد و نه سازمان خبرنگاران بدون مرز را و نه هیچ حاکم و یا صاحب قدرتی را که در پی وضعیت او برآید. او یک شیر زن و یا یک راد مرد شهید است. همین. شهیدی که به همراه همرزمانش در پی شکستن این عادت بوده اند.

اینان شهید می شوند و در گورهای مخفی به خواب می روند بدون آنکه نامی از آنان در جایی برده شده باشد . بدون آنکه کسی از سرنوشت آنان باخبر بوده باشد. تا روزی که شاهدی و یا نجات یافته ای از آنان خبری بدهد. تا روزی که نام آنان را در دفتر قطور شهدای مجاهدین و یا هر گروه و سازمان دیگری بیابیم.

تا روزی که کسی خبری از جایی چون خاوران برساند. راستی آقای گراهام شما گورستان خاوران را می شناسید؟ و یا نامی از گورهای دسته جمعی در ایران شنیده اید؟

آقای گراهام!

خانم کاظمی اصلیت ایرانی داشت اما ظاهرا تابعیت کانادایی. درود بیکران من به روح آزاده این شهید را به فرزندش برسانید. اما بیاد داشته باشید و نیز ثابت کنید که این خون ایرانی نیست که محکوم است به اینکه باید بی گناه ریخته شود. خانم کاظمی خون ایرانی در رگهایش جاری بود و نباید این بهانه ای شود تا خون ریخته اش را بی جواب بگذارید. او را لااقل به عنوان یک شهروند کانادایی مورد حمایت قرار دهید. تا شاید این بهانه ای شود بر پاسخگویی دژخیمانی که هزاران از این خونها ریخته اند. تا حداقل خانواده های فرزند از دست داده دلشان خوش باشد به اینکه قاتل فرزندانشان به دلیل حداقل یک جنایتشان به پای میز محاکمه کشیده شوند. آقای گراهام! ثابت کنید  که از این جنایت نمی گذرید صرفا به این دلیل که مقتول در رگ هایش خون ایرانی داشته است. و گرنه همه می دانند که کشورهای آمریکای شمالی همیشه در پی خون خواهی شهروندان کشته شده شان بوده اند.

آقای گراهام! این را من فقط به این دلیل از شما آرزومندم که دژخیمان مشترکی بر خانم کاظمی و شهیدان و اسیران بی شمار میهنم ستم روا داشته اند. و آرزوی محاکمه این جنایتکاران یک آرزوی محال نیست آقای گراهام. دنیا روزی خواهد فهمید که چه بر سر این ملت در این بیست و اند سال گذشته است. وچه نیکوست که در این داوری نام شما را نه یک سوداگر بر سر خون مظلومان ، بلکه به عنوان یک انسان آزاده یاد کنیم که از یک جنایت دادخواهی می کند.

با آرزوی پیروزی بشریت بر ارتجاع خون خوار.

آرش. م

تبریز.

15/6/1382



Back

 
online

gooya 1998-2003