جمهوری اسلامی چه
برایمان به ارمغان آورد به جز فقر و فحشا و اعتیاد و
قرضهای خارجی و شناخته شدن به عنوان یک کشور
تروریستی در دنیا.امروز به وسعت یک دنیا قلبم به درد
آمده است. یکی از دوستانم برایم نقل کرد که یکی از
اعضای شورای شهر یکی از کلان شهرهای کشور قبل از
انتخابات شوراها برای اینکه وجهه ای در میان مردم
کسب کند و مردم بگویند که او شخص بسیار خیّری است
قبول می کند که هزینه خرید کلیه برای یک پیر زن را
به عهده بگیرد.شخصی به خاطر فقر و همینطور داشتن زن
و فرزند و همینطور برای اینکه این مشکلات مانع از
این است که به سربازی برود تصمیم به فروش کلیه خود
می گیرد . که از این طریق هم از خدمت سربازی معاف
شود و هم اینکه مقداری از فقر خود بکاهد. این آقای
نماینده شورا که می خواهد از جیب مبارک خود هزینه
این عمل جراحی را بپردازد که شاید از این طریق مردی
خیّر شناخته شده و در انتخابات شورا پیروز شود، مرد
مذکور را قانع می کند که به جای 3 میلیون و نیم که
قیمت یک کلیه است به 500 هزار تومان اکتفا کند. آن
مرد بیچاره هم از فرط ناچاری قبول می کند. شخص
نماینده به او می گوید 500 هزار تومان را پس از عمل
به تو می دهم. اما مرد بیچاره پس از 6 ماه هر چه به
این نماینده برای وصول پولش مراجعه می کند فقط وعده
سر خرمن نصیبش می شود.
وی حتی حاضر شده در
قبال فروش کلیه اش فقط 350 هزار تومان دریافت کند.
اما این مرد بی و جدان همین مقدار کم را هم به او
نمی دهد . چون حالا خرش از پل گذشته است و دیگر به
رای مردم احتیاج ندارد.برادر همین آقا خیال دارد
نماینده مجلس بشود. معلوم است که مشت نمونه خروار
است. باید مردم را از طریق همین تارنگاشت ها آگاه
کرد که هیچگاه به پای صندوق رأیی که نمایندگان
آنها مترسکی بیش نیستند نروند. فریب تبلغات
نمایندگان را نخورند. بهترین تو دهنی به این رژیم
نرفتن به پای صندوقهای رأی می باشد.عده ای از مردم
می گویند برای اینکه در آینده از جهت پیدا کردن کار
و همینطور ورود به دانشگاه دچار مشکلی نشوند به پای
صندوق رأی می روند اما کاغذ سفید می اندازند. غافل
از اینکه حضور آنها برای رژیم یک امتیاز حساب می شود
.در ثانی آنها می توانند از کاغذ های سفید استفاده
کرده و اسم هر کس را که خودشان خواستند روی آن
بنویسند. در حالیکه ترس آنها کاملا بی مورد است. چون
آنطور که من شنیده ام برای ورود به دانشگاه و کار
هیچگاه به فتوکپی بخش مهرهای اظطراری در شناسنامه
احتیاج نیست.
از طرف دیگر حتی اگر
مهر پای شناسنامه برای ورود به دانشگاه مهم باشد آیا
ما نباید برای یک مدت کوتاه هم که شده کمی از خود
فداکاری نشان دهیم .و با استفاده از این نافرمانی
مدنی به موقع حقانیت این رژیم را در پیش چشم جهانیان
به زیر سؤال ببریم. و به دنیا بفهمانیم که این رژیم
در بین مردم هیچ جایگاهی ندارد؟ مجلس نمایشی به چه
کار ما می آید؟ وقتی که تائید صلاحیت نمایندگان
پیش از انتخابات به عهده شورای نگهبان است و و قتی
همین منتخبین شورای نگهبان (نه مردم) زمانیکه وارد
مجلس شدند باز هم شورای نگهبان تصمیم گیرنده نهایی
است. وقتی که این نمایندگان مردم در مجلس با زبان
کتک و فحش با هم برخورد می کنند. و وقتی که شخصی مثل
رفسنجانی اصلا رأی نمی آورد اما در دور بعدی خواندن
آرا به یکباره به نفر بیستم می رسد .فایده رفتن به
پای صندوقهای رأی چیست؟چه موقعیتی بهتر از این که به
رژیم بگوییم اینکه مردم برای اننخابات شورا ها شهری
یه پای صندوق رای نرفتند به خاطر کم اهمیت بودن شورا
های شهری نبود. بلکه آنها همین روند را برای
انتخابات ریاست جمهوری و مجلس هم در پیش خواهند
گرفت. چون بعضی از آقایان نمی خواهند قبول کنند که
نرفتن مردم به پای صندوقهای رأی در حقیقت گفتن یک نه
بزرگ به کلیت جمهوری اسلامی بود. نه کم اهمیت بودن
شورای شهرها.