Iran India









 





Click for Amazing Phone Card



چگونه مي‌توان با تهديد ايران مقابله كرد
فايننشال تايمز
ترجمه ف. كوشا

 

آيوو دادلر و مايكل لِوي ( از اعضاي انستيتوي بروكينگز)

24 سپتامبر 2003

آمريكا و اروپا در مخالفت‌شان با مسلح شدن ايران به سلاح‌هاي اتمي متحدند، و برخلاف مورد عراق، راهكارهايشان براي اطمينان از اينكه تهران در اين كار موفق نشود كم‌كم دارد به هم نزديك مي شود. بااين‌همه، علي‌رغم جبهه‌ي متحدي كه در ماه جاري در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تشكيل دادند، كماكان اختلاف‌نظرهايي جدي ميان آنها وجود دارد. آمريكا با استفاده از سياست مقابله و تهديد دارد ايران را تحت فشار مي‌گذارد تا بازرسي‌هاي گسترده‌ي بين‌المللي را بپذيرد. اروپا چاه‌طلب‌تر است - خواستار توقف هميشگي برنامه‌ي غني‌سازي اورانيوم ايران و بازرسي هاي سرزده است - و در ازاي قبول اين شروط همكاري در مورد برنامه‌ي اتمي غيرنظامي را به تهران پيشنهاد كرده‌است.

اروپا و آمريكا، هردو، عناصر راهكار صحيح را شناسايي كرده‌اند اما روش‌هاي انفرادي‌شان ناقص است. يك راهكار موفق، در صورت ناكامي مذاكره، بايد اهداف و ابتكارات حاه‌طلبانه‌‌ي اروپا و تهديد وادارسازي به سبك آمريكايي‌ را باهم تلفيق كند.

به سبب بازرسي‌هاي موثر آژانس بين‌المللي انرژي اتمي (IAEA) در ماه‌هاي اخير، موارد نقض پيمان عدم گسترش سلاح‌هاي اتمي (NPT) توسط ايران روشن شده است. گزارش IAEA در مورد اين بازرسي‌ها، باآنكه تهران را مستقيماً متهم به نقض پيمان نمي‌كند، نتيجه‌گيري مي‌كند كه " برخي از اطلاعات [ارائه شده توسط ايران] با اطلاعاتي كه ايران قبلاً به آژانس ارائه داده بود تناقض دارد." ترجمه: اگر ايران قبلاً به IAEA دروغ نگفته بود، اكنون دارد دروغ مي‌گويد. و اين مسئله، قطع نظر از جزئيات ظريف‌تر NPT، موردي از نقض آشكار و نگران‌كننده‌ي اين پيمان است.

تغييرعقيده دادن‌ها و ابهام‌آفريني‌هاي ايران در همه جاي برنامه‌ي اتمي‌اي‌اش مصداق داشته است. در ماه ژوئن، ادعا كرد كه هيچ‌گاه تبديل اورانيوم را، كه گام مهمي در توليد ماده‌ي مورد نياز ساخت بمب اتمي است آزمايش نكرده‌ است؛ اكنون IAEA مي‌گويد ايران دقيقاً به چنين آزمايشي اذعان كرده است. در ماه ژوئن ايران ادعا كرد كه فن‌آوري هسته‌اي‌اش بومي است، IAEA اكنون مي‌گويد ايران اذعان كرده‌است كه بيشتر تجهيزات‌اش را از كشورهاي خارجي وارد كرده‌است. در ماه ژوئن ايران ادعا كرد كه دستگاه‌هاي سانتريفوژ را با گاز بي‌اثر، كه مي‌توانسته جايگزين اورانيوم كه ممنوع است شده باشد تست كرده است؛ IAEA مي‌گويد ايران اكنون از آن ادعا عقب نشسته است، و متخصصان آژانس را به اين نتيجه‌گيري سوق داده است كه فن‌آوري غني‌سازي موجود در ايران تنها در صورتي مي‌توانسته به سطح كنوني‌اش رسيده باشد. كه فرايند فوق با اورانيوم تست شده باشد.

اين چنبره‌ي فريب نقطه ضعف‌هاي هرگونه راهكار منع گسترشي را كه صرفاً برپايه‌ي اعتماد به ايران شكل گيرد نشان مي‌دهد. بااين‌همه، اين دقيقاً ايده‌اي است كه در قطعنامه‌ي تحسين شده‌ي ماه جاري آژانس، كه به عنوان راهي براي تقويت قدرت‌هايIAEA ايران را ملزم به پذيرش پروتكل الحاقي NPT كرده است، گنجانده شده است. اين قدرت‌هاي بازرسي" در هركجا، در هر زمان" كار ايران را براي دنبال كردن پنهاني فعاليت‌هاي تسليحاتي‌اش بسيار دشوارتر خواهد كرد اما به هيچ وجه اين كشور را از ادامه‌ي اين فعاليت‌ها به صورت آشكار باز نخواهد داشت. تهران، تا زماني كه اعلام كند چه‌كار دارد مي‌كند، مي‌تواند بدون آنكه مجبور به خروج از NPT باشد براي ده‌ها بمب اتمي اورانيوم به‌شدت غني شده توليد كند. با تمركز بر واداشتن ايران به امضاي پروتكل الحاقي، راهكار اصلي IAEA (كه واشنگتن قوياً بر آن اصرار دارد) مبتني بر اين اعتماد است كه ايران، در شرايطي كه مقدار زيادي ماده‌ي مخصوص بمب را توليد كرده باشد، از NPT خارج نخواهد شد و آن مواد را تبديل به بمب نخواهد كرد.

بنابراين نقض آشكار تعهدات پيمان منع گسترش توسط ايران را نمي‌توان صرفاً با بازرسي‌هاي بيشتر حل كرد. ايران بايد از توانايي‌هاي غني‌سازي اورانيوم نيز چشم بپوشد. براي آنكه اطاعت كامل خود را تضمين كند بايد زيرساخت توليد را برچيند، فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه‌اش را متوقف كند و تحت پروتكل الحاقي امكان دست‌رسي كامل را براي IAEA فراهم كند.

جالب آنكه بريتانيا، فرانسه و آلمان به اين مسئله پي برده‌اند كه بازرسي‌هاي بيشتر كافي نيست، و به همين دليل اخيراً به ايران پيشنهاد كردند در صورتي كه برنامه‌ي غني‌سازي‌ اورانيوم را كنار بگذارد در برنامه‌ي هسته‌اي غيرنظامي به آن كشور كمك خواهند كرد. واشنگتن بايد به شركاي اروپايي‌اش بپيوندد و براي ايران روشن كند كه كنارگذاشتن اين برنامه تنها راه‌‌حل قابل‌قبول براي درگيريِ جاري است.

واشنگتن همچنين بايد از كوشش‌هاي اروپا براي ترغيب ايران به پذيرش شروط فوق با استفاده از تشويق علاوه بر تهديد [هم هويج هم چماق] پشتيباني كند. اروپا و آمريكا بايد مواظب باشند كه امتيازات بيش از حد به ايران ندهند - غيرعاقلانه خواهد بود كه بدون آنكه حمايت مداوم ايران از تروريزم بين‌المللي را نيز حل كنند روابط كامل ديپلماتيك و اقتصادي با آن كشور برقرار كنند.

اروپا نيز بايد در روشن كردن اينكه ايران هيچ انتخابي ندارد و برنامه‌ي غني‌سازي اورانيوم بايد تعطيل شود به آمريكا بپيوندد. در صورتي‌كه مشوق‌ها نتوانند تهران را به پذيرش اين خواسته‌ها ترغيب كنند، شِق ديگر، با اين استنباط كه بمباران تأسيسات هسته‌اي آن به عنوان آخرين راه چاره محفوظ خواهد بود، قطع روابط اقتصادي و سياسي است.

تا اينچا واشنگتن و متحدان اروپايي‌اش در مقابله با خطر ايران از تكرار اختلاف‌نظرهايي كه برسر عراق پيش آمد اجتناب كرده‌اند. اما يك راهكار واقعاً مؤثر ايجاب مي‌كند كه هردو بيشتر فعاليت كنند. اين بار نرسيدن به توافق ممكن است عواقب فاجعه‌باري داشته باشد.

اصل مقاله



Back

 
online

gooya 1998-2003