|
حرفهاي خشكيده!
به مناسبت دومين سالگرد در
گذشت فريدون فروغي
رامش
حرفهايي هميشه نوك زبانمان
مي خشكد ، با انكه قلبهايمان دائم در ياد ان حرف ناگفته
در حال تپيدن است ، قصه هميشه موسيقي ايران اينگونه است
: زندگي ها و استعدادهايي كه فنا ميشود و روزها و شبهايي
كه هدر ميروند و خلاقيتها و طرحهايي كه قبل از به زبان
اوردن دشتي هستند خشكيده در برهوت موسيقي ايران ، برهوتي
كه تاوان همان چيزهايي است كه ذهنمان از ياداوردن انها
نيز گريزان است و بادهايي كه مي ايند و نامها را با خود
ميبرند و تو ميداني كه روزگار سختي است... و تو ميداني
زندگي يك موسيقيدان و اهل
هنر در ايران انچنان داراي فراز و نشيب و غير قابل پيش
پيني است كه شايد تنها تاريخ و احوال هر يك از اهالي
موسيقي خود داستاني تراژيك و پر از حرفهايي است كه در
سينه ها پنهان است و شايد هم براي هميشه پنهان ماند
در اين ميان زندگي فروغي
از جنس ديگر است ، براي كساني كه رج رج ذهنشان پر از
ترانه هاي اوست ، فروغي مظهر انسان تنها در زندگي هاي پر
هيا هوي ايران است. انسان تنهاي بي قاعدگي ها ي اجتماعي
، انسان ازاد انديش تنها ، فروغي به واقع نمونه زندگي يك
انسان در جهاني است كه هنوز هنر و هنرمندان را درگير
مسائل حاكم بر جامعه خود مي خواهد ، انچه جهان سوم
ميناميم.
فروغي امروز در ايران به
مظهر نا عدالتيها و بي انصافيهايي به هنر و هنرمند بدل
گشته است انساني كه با شرفت ماند و نا اميديهاي موجود در
دو دهه موسيقي ايران را به جان خريد و هيچگاه اروزهايش
براورده نشد و مجوز كنسرت در تهران و البوم اش صادر نگشت
و گويي قبل از انكه بميرد در عين زندگي مرده بود .
فروغي را انروز كه در لابي
هتل كيش بعد از اجرا در انتظار جوان سيه چرده جنوبي براي
تقاضاي او براي يك عكس يادگاري با تمام خستگي به انتظار
ايستاده بود به ياداوريم !
فروغي را نه در همه سال
بلكه در سالگرد درگذشتش با ترانه هاي زيبايش به ياد
اوريم!
فروغي را با يار دبستاني
اش و با تمام بزرگداشتهايي كه دانشجويان در سال گذشته
برايش بر پا داشتند به ياد اوريم و بنگريم انديشه انان
را كه محروميت و محدوديتهايشان راهي جز عموميت و محبوبيت
نمي افريند.
شايد اين تنهاي هميشه
اسطوره شده در تاريخ موسيقي مردمي ايران با تمام جفاهايي
كه ديد در اين ارامش ابدي ، ارام گيرد.
روحش شاد وقرين رحمت الهي
باد |