استاد
شجريان و عقده گشايي هاي خانم دکتر
اياز
رزمجويي (پدرام)
وقتي در روز پنجم مهر
ماه ، روزنامه همشهري مصاحبه اي با استاد شجريان به
چاپ رساند که در آن مصاحبه اظهارات شجريان بر خلاف
ديدگاه گردانند گان فعلي روزنامه بود و به گفته سايت
امروز مسئولان روزنامه درصدد حذف قسمتهايي از اين
مصاحبه بودند ولي شجريان اعلام کرده بود تنها در
صورتي که تمام صحبتها منتشر شود موافق چاپ اين
مصاحبه است ، از همان روز گمان مي رفت که اين
روزنامه دست به انتقام جويي بزند . بالاخره در روز
سه شنبه پانزدهم مهر اين اتفاق افتاد . خانم دکتري
به نام مرجان دارابي ظاهرا از آلمان از سر عصبانيت
مطالب سراسر توهيني نگاشته اند . هر چند که معلوم
نيست غضنفر و جانعلي هاي روزنامه هاي انحصار طلب
هستند که اکنون با نامها و پيشوند و پسوند هاي دهن
پرکن به ميدان آمده اند يا رو ح و روان مسئولان
همشهري بر قلم خانم دکتر جاري گشته است ، هر چه هست
اين يک مطلب سفارشي است . اما نگارنده با خوشبيني
تمام ، با فرض اينکه خانم دکتري آن هم از آلمان فقط
از روي دلسوزي اين مطالب را نوشته باشد ، توضيحي در
مورد آن ارائه مي کنم.
1- کل مطلبي که ايشان
مرقوم فرموده اند و از خود مصاحبه شجريان مفصل تر
است ، پاسخي است به يک قسمت از آن ، يعني انتقاد
شجريان به عملکرد حکومت و صدا و سيما.
2- مطلب نوشته شده
هيچ ارزش موسيقايي ندارد و به يک بيانيه سياسي بيشتر
شبيه است . خانم دکتر فقط در صدد دفاع از حکومت
اسلامي هستند حالا اينکه چرا چنين دفاعي در صفحه ادب
و هنر منتشر مي شود جاي سوال دارد .
3- نويسنده که تنها
هدفش اين است که ثابت کند حکومت اسلامي از رژيم سابق
بيشتر به شجريان خدمت کرده و جواد لاريجاني هم از
قطبي بهتر است . مانند دعواهاي خاله زنکي که هر
عبارتي را به هر صورتي بر زبان مياورند ، آسمان
ريسمان مي کند ، فحش مي دهد و اصلا مقدمه و مو خره
مطلبشان مشخص نيست .
4- نويسنده اعلام
ميکند که شجريان از مردم دور شده است و تلويزيون
نگاه نميکند تا واقعيتها را ببيند . به نظر من
سرکار خانم از مردم دور شده ايد با اين افکار و
قياسهاي عجيب . هيچ آدم عاقلي هم وقت گرانبهاي خود
را در پاي تلويزيون بي محتوا ي ايران تلف نمي کند .
البته اينکه شما حتي اگر بيکار هم باشيد چگونه مي
توانيد در آلمان شبکه هاي ايران را مشاهده کنيد ،
خود بحث جالبي است. اگر منظور شما از مردم همان
مردمي است که صدا و سيما و روزنامه هاي دست راستي از
آنها دم مي زنند و حدود پنج درصد کل مردم را تشکيل
مي دهند ، بايد اعلام کنم که شجريان هيچ وقت احساس
قرابت با چنين مردمي نداشته است .
5- نويسنده از شجريان
انتقاد کرده است که در تعقيب اخذ اقامت از کشور
کاناداست و بر همين اساس از مردم دور شده است .
خانم دکتر کم لطفي مي فرمايند چون اين يکي خيلي مضحک
بود . حد اقل به مسئولان همشهري ياد آوري مي کرديد
که در زير اسم حضرتعالي ننويسند که شما مقيم آلمان
هستيد. اگر استاد در صدد گرفتن اقامت بودند از اين
جهت است که همسرشان مقيم کانادا هستند و براي سهولت
در رفت و آمد اقدام به اين کار کردند . شجريان به هر
حال نماينده هنر ايران در مجامع بين المللي است .
اگر خارج نشيني امر ناپسندي است ، شما ديگر چه مي
گوييد که خود خوش نشين خارج نشين هستيد . شما که حد
اقل بيست سال از مردم عقب هستيد
و احتمالا هنوز نمي
دانيد که جنگ ايران و عراق تمام شده و.... چه حق
داريد به نمايندگي از مردم صحبت کنيد . انتقادات
شجريان از مسئولان بسيار محترمانه و از سر درد بود .
اگر شما اين انتقادات جزيي را هم بر نمي تابيد و
اينجا را کعبه آمال خود مي دانيد ، پس در آلمان چه
مي کنيد ؟ به اينجا بر گرديد که الحمدالله همه چيز
بر وفق مرادتان است و مي توانيد به مردمي که از آنها
دم مي زنيد بيشتر خدمت کنيد .
6- نوشته ايد که
مشکاتيان به شجريان انتقاداتي کرده است و گفته
...، اما مسئولان به پاس حرمت شجريان اين مطلب را
منتشرنکردند . البته اگر مسئولان همان مطلب را
مستقيما منتشر مي کردند که بهتر بود تا اينکه آن
مطلب را به خورد شما بدهند و از زبان شما منتشر کنند
. اگر تصميم بر اين بود که منتشر نشود پس شما به چه
حقي آن را منتشر کرديد ؟ضمن آنکه هيزم بيار دعواي
کهنه و خصوصي مشکاتيان و شجريان شدن ، مشکلي از شما
حل نمي کند .
7- نوشته ايد که علم و
دانش هنري مرحوم رضوي سروستاني و صديف لااقل در
حد و اندازه شجريان است ، اما حکومت و صدا و سيما
بيشتر به تبليغ شجريان پرداختند!!! و به همين دليل
است که ايشان معروف شدند . البته از اينکه آن دو
بزرگوار افراد برجسته اي بوده و هستند شکي نيست .
اما حتما حضرتعالي اطلاع نداريد که مرحوم رضوي
سروستاني کارمند بازنشته صدا و سيما بود و خود ايشان
در مصاحبه اي در سالهاي 75 – 76 اعلام کردند که
بابت حقوق بازنشستگي ، ماهيانه 14000 تومان از صدا و
سيما مي گيرند . البته مرحوم استاد رضوي انسان قانع
و درويش مسلکي بودند و احتمالا درک مي کردند که
سازمان صدا و سيما بودجه کافي ندارد و در فقر مالي
بسر مي برد !!!
حالا اگر سازمان صدا و
سيما به اين تعبير شما مي تواند اسباب شهرت را فراهم
کند ، چرا اين امکان را از کارمندان قديمي خود دريغ
مي کند (بگذريم از اينکه شخصيت وارسته مرحوم استاد
رضوي در اين قيد و بند ها نبود). چرا تا پس از
درگذشت مرحوم رضوي ، هيچ اثري از ايشان را منتشر نمي
کند؟
اما از ديدگاه ديگر
من حرف شما را قبول دارم که صدا و سيما به شجريان
خدمت کرد همانطور که با برنامه هويت خود به مرحوم
استاد زرين کوب و...خدمت کرد . البته خدمتي از نوع
لقمان حکيم . از همان نوع خدمتي که بعضي روزنامه ها
به امثال دکتر آغاجري کردند . بله " عدو شود سبب
خير اگر خدا خواهد " . رسانه ها و جريان هايي که با
مردم همسو نيستند ، مي توانند با جبهه گيري عليه
افراد ، محبوبيت آنها را فراهم کنند.
اياز رزمجويي (پدرام)
http://hamshahri.net/hamnews/1382/820715/world/artw.htm#s8780