Monday, Apr 17, 2017

صفحه نخست » اردوغانیسم نوین و خطر نسل‌کشی نوظهور، وحید فرخنده خوی فرد

Vahid_Farkhondeh_Khouy_Fard.jpgآغازی سیاه در کارنامه تورک ها ، شروع یک نسل کشی دنباله دار ، تاریخی به وسعت یک انزجار و پایانی با طعم مرگ ، گرسنگی ، اردوگاه و زندان ، تجاوز و تبعید...

صبح بیست وچهارم آوریل ۱۹۱۵ میلادی

در این تاریخ بود که به دستور دولت عثمانی حدود سیصد تن از رهبران،روحانیون،اندیشمندان و سياستمداران ارمني دستگير و پس از انتقال به کشتارگاه تماما به طرز فجيعي سلاخي شدند و اين سرآغاز قتل‌عام بود. چرا که در همان روز حدود پنج هزار تن از ارمنيان استانبول نيز در کوچه‌ها و منازلشان به قتل رسيدند و درست از فرداي بیست وچهارم آوريل سربازان عثمانی به شهرها و روستاهاي ارمني‌نشين رفتند و آنها را به اين بهانه که در منطقه جنگي قرار دارند و بايد به مکان‌هاي امن منتقل شوند از خانه‌هايشان بيرون کشيدند اما آنان گروه‌های ارامنه را که بيشتر شامل زنان،‌ کودکان و سالخوردگان بودند به صورت کاروان‌هايي به طرف تبعيدگاه روانه‌ کرده و اين تبعيدگاه مرکزی سوریه واقع در منطقه "ديرالزور" در نزديکي حلب بود. طرح نژادکشي و قتل عام ارمنيان تا آنجا که ممکن بود مخفيانه و از روی برنامه اجرا شد. بخشي از ارامنه ای که امروزه در سرتاسر جهان پراکنده شده‌اند،‌از فرزندان يا نوادگان همين نسل هستند و هنوز هم شماری از بازماندگان آن جنايات در بين ما زندگی مي‌کنند. آنهایی که دراین فاجعه موفق به فرار از اين قتل عام شدند به کشورهايي مانند سوريه، لبنان،‌ روسيه، آمريکا و کشورهاي اروپايي روي آوردند. شماري نيز به ايران پناه برده و زندگي جديدي را آغاز کردند.

اما این خشونت تنها به ارمنیان خلاصه نشد. عثمانی ها یا همان پانترکیسم حاکم در آن دوره علاقه زیادی به نابود کردن تمام نژادها از روی خاک ترکیه داشتند وخود را محق می دانستند.

پاکسازی نژادی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده جمعیت آشوری و یونانیان ساکن سرزمین‌های تحت کنترل امپراتوری عثمانی در حین و قبل از جنگ جهانی اول توسط تورکان جوان و توسط سلطان عبدالحمید دوم صورت گرفت . این فجایع با (نسل‌کشی ارمنیان و یونانیان) همزمان بوده است که شامل تبیعگاه هایی برای زنان و کودکان بود.

این نسل کشی ها با درهم کوبیدن و سرکوب کردها ادامه یافت و در مکانی که اکنون استان "تونجلی" نامیده می‌شود روی داد. در این سال‌ها هفتاد هزار کُردِ عَلَوی توسط ارتش ترکیه کشته و هزاران نفر تبعید شدند. سید رضا از کردهای علوی در کردستان ترکیه رهبر اعتراضات بود.

با پایان این دوره سیاه عثمانی و تقلیل قدرت آنها در منطقه، کشور ترکیه دستخوش تغییرات سیاسی بسیاری شد و اندکی آرامش به این خاک بازگشت تا زمانی که اردوغان بر مسند قدرت نشست. اگرچه رجب طیب اردوغان در چندسالی که قدرت را در دست داشت ،از سویی توانست از نظر اقتصادی ناجی شهروندانش باشد، اما از سوی دیگر با اشتباهات بسیاری در سیاست خارجی خود، ترکیه را وارد جنگی نژادی کرد. این سیاست درست زمانی آغاز شد که رابطه اردوغان و داعش وهمچنین گروه های تکفیری تبدیل به رابطه ای برادرانه شد (با کمک آل سعود و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس)

از یک طرف با خرید روزانه صد هزار بشکه نفت از داعش به قیمت بسیار ارزان ، بیشترین نفع اقتصادی را از اقدامات داعش برد، و از طرف دیگر تلاش داشت از تکفیریهای داعش برای حذف فیزیکی پ ک ک و نیز سرکوب اعتراضات کردها ی سوریه و عراق استفاده کند ، تا ازاین طریق بدون نقش داشتن مستقیم خود در جنگ ، دست به یک نسل کشی دیگر بزند ، که البته موفق نشد و کردها شجاعانه مقابل داعش ایستادگی کردند.

اما این سیاست اردوغان موجب قدرت گرفتن داعش در عراق و سوریه شد و با آشفته بازاری که در این کشورها شکل گرفته بود، مردم جنگ زده این کشورها به ترکیه سرازیر و پناه آورده تا بواسطه زندگی کردن اجباری در ترکیه ارز را وارد این کشور کردند. در این خصوص ، بنده خود شاهد این رویداد بودم که چگونه دولت و اغلب شهروندان ترکیه از پناهجویان درتمام ضمینه ها بویژه کاری ،اقتصادی و... سواستفاده می کردند.

این رویه ادامه داشت تا انتخابات پارلمان سال "دوهزاروپانزده" که در جریان آن حزب "عدالت وتوسعه" مانند سابق با اقتدار پیروز از آن بیرون نیامد. همین موضوع سبب شد که اردوغان احساس خطر کند و با یک برنامه حساب شده و برای بدست آوردن قدرت سابق خود تصمیم به جنگ مستقیم با کردهای ترکیه بگیرد. این بار اعلان جنگ رودرو ،یعنی اردوغان نقاب داعش خود را که بر چهرده داشت بیرون آورد. با این روش دو هدف را دنبال می کرد. یعنی هم حس ناسیونالیستی تورکها را دوباره زنده کرد و هم پتانسیل پانتورکیسم که عادت به نسل کشی دارد. حکومت نظامی در شهرهای کردنشین ترکیه و به گلوله بستن زنان و بچه ها توسط ارتش این کشور نمونه بارزی از نفرت نژادی حاکم در این کشور است. البته نسل کشی کُردها در کردستان سوریه جزئی از سیاست ترکیه محسوب می شود که البته با کمک وخیانت مسعود بارزانی برنامه ریزی شده بود.

اما این پایان کار نبود.اردوغان بازهم قدرت طلب می کرد. او در میان انتقادات قشر روشنفکر جامعه، تصمیم دیگری گرفت.

اینبار پس از کودتای نافرجام ترکیه ، شرایط را برای سرکوب مخالفانش آسانتر دید. اردوغان که دیگر تاب انتقاد را نداشت تا جایی که امکان داشت همه مخالفان خود را دستگیر وسرکوب کرد. دیری نپایید که برای ثبات این روش تصمیم به برگزاری رفراندومی برای قانونی نشان دادن دیکتاتوری خود ، گرفت و با پیروزی اردوغان در این رفراندوم ، او یک قدم دیگر به خطر ناشی از این قانونی شدن استبدادی نزدیکتر شد.

این رفراندوم تغییر قانون اساسی را در پیش خواهد داشت و بی چون وچرا ممکن است اردوغان و دوستانش را به موجودات هراس انگیزی تبدیل کند و بی شک عوارض آن هم گسترده خواهد بود. یعنی آسیب های ناشی از این حس ناسیونالیستی و یا پانتورکی می تواند همچون نسل کشی ارامنه،یونانیان،آشوریان و کردها فاجعه دیگری به بار آورد و لکه ننگ دیگری بر دامان تاریخ این کشور باشد.

با وجود موفقیت اردوغان در رفراندوم ترکیه ، دراین بین تنها شهروندان ترکیه که خطر اردوغانیسم موجود را احساس کرده اند ، بهترین پتانسیل موجود برای تقابل این "استبداد نوین" تاثیرگذار خواهند بود . روشنفکران ترکیه و شهروندانی که بهتر از هر زمان دیگری ترکیه را در خطر می بینند ، توان مبارزه با این دیکتاتوری خواهند داشت تا اجازه ندهند یک نفر با سیاستهای غلط کشورشان را بیش از پیش وارد تنش های پرمخاطره روانه کند .




پر بیننده ترین ها



Copyright© 1998 - 2017 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com