Sunday, Jul 23, 2017

صفحه نخست » سه اصطلاح سه مکان و سه نام، تقی رحمانی

بحث، عظ و مدح

حسینیه، مسجد و مهدیه

شریعتی، فلسفی و کافی

Taghi_Rahmani_3.jpgنوع آدمی به سخن گفتن و سخن شنیدن احتیاج دارد اما نه فقط به اینها که به وعظ و نصیحت نیز و مهم تر از آنها، به مدح و هیجان هم نیازمند است.

مدح با دشمن سازی معنی و الفت بیشتری پیدا می کند. در انسان و جامعه متعادل، میان بحث، وعظ و مدح و هیجان، تعادل برقرار می شود اما در جامعه و انسان بی تعادل، این سه عامل می توانند به شکل منحطی به کار گرفته شوند چرا که نیاز نوع آدم و جوامع به اینها از میان رفتنی نیست. فرآیندانقلاب ایران و روند پس از آن هم از این سه عامل سود جسته است چه در اشکال متعادل و چه منحط آن .

انقلاب ایران سه بیت محوری داشت 1-حسینیه 2-مسجد 3- مهدیه

حسینیه جای سخنرانان بود و امثال شریعتی، بازرگان و مطهری.

مسجد جای روحانیون بود مانند خامنه ای ،مصباح یزدی، ناطق نوری، رفسنجانی و فلسفی

مهدیه جای مداحان و روضه خوانان بود از کافی تا دیگران

در مهدیه از امام زمان تا شهادت امام حسین پرده های احساسی ایجاد می شود تا مخاطب به هیجان آید. شاید شخصی مثل کافی زود مرد چون با حذف رسمی موسیقی بعد از انقلاب، مداحی در جامعه ما جایگاه مهمی تری یافت و عملا عرصه شکوفایی کافی و امثال کافی فراهم گردید. چرا که مداحی می بایست خلاء موسیقی مدرن را نیز پر می کرد. این ملاحظه به روز بودن مداحی،امروزه همان تقلید سبک های موسیقی نو به ز بان مداحی آنهم با محتوی مناسب این فرم است.

این انقلاب ریشه های عمیقی در سخنرانی و فرم سخنرانی دارد. انقلاب ایران با سخنرانی شروع شد. با فرهنگ حسینیه ارشادی جلوه گر شد که در همین اثنای جلوه گری، شاه دستور بستن حسینیه ارشاد را داد. پس از آن، فرهنگ حسینیه ارشادی با قرائت روحانیت به مسجد رفت. در مسجد، این رویه با سانسورهای شخصیتی و محتوایی همراه بود که از سوی اشخاصی چون مرحوم مطهری تعقیب میشد و این یعنی حذف سخنرانانی که او التقاطی می دانست مانند علی شریعتی .

اما داستان حذف ادامه یافت و جنگ هم مزید بر علت شد. حسینیه کارکرد پیشا انقلابی خود را از دست داد و دیگر آن لزوم سابق را نداشت. پس روح حاکم بر مساجد، که روضه خوانی و وعظ یک طرفه با مخاطب است با روح مهدیه که مداحی تهییج و همدلی شادمانه یا غمگنانه با مخاطب است، با هم پیوند خورند.

این دو، یکدیگر را در نماز جمعه یافتند و نتیجه اش تبلوری داشت به نام وزیر شعار. وزیری که زمانی در مسجد هدایت از همراهان طالقانی بود. به مرور زمان و به موازات استیلای بیشتر قدرت بر یاران طالقانی، بیشتر به همراهی قدرت مسلط روی آورد وعلیه یاران طالقانی شعارها ساخت تا به عنوان (وزیر شعار) دست پیدا کرد.

از آن مقطع، نماز جمعه دیگر جای نقد حاکم نبود بلکه محل وعظ برای هدایت بیشتر مردم شد و هم محلی برای برائت جویی از کسانی که مقام اول ولایت نمی پسندید. این برائت جوئی می توانست و توانست تا حذف بازیگران اصلی قدرت و حتی هاشمی که خود سنت حذف را در نظام بر قرار کرد، پیش برود.

نماز جمعه مداح لازم داشت چون مکان مدح و نفی و هیجان بود. این همان نگاه آقای فلسفی بود. شخصی که توانست با توجه به عنایت منحصر به فرد رهبر انقلاب به خویش، در کنار او بنشیند و نوحه خوانی و روضه سرایی کند. به عبارتی نماز جمعه با دو عامل وعظ و مدح تبلور پیدا کرد.

یعنی شکلی از هم نشینی شیخ احمد کافی با آقای فلسفی که باور داشت زنبور ها هم شاه لازم دارند. البته نگاه فلسفی ریشه در فرهنگ ایرانی داشت. منظور فلسفی این بود که مردم را باید تحت هدایت و اجبار قرار داد پس ضروری است که فرهنگ وعظ و مدح در این مسیر به کار گرفته شود.

در طی زمان، به دلیل نیاز مردم برای کسب شور و هیجانی که بیش از نیاز به فیض نوحه و روضه تلقی میشد، منبر امثال مطهری و ناطق نوری تدریجا جایگاه مطلوب خود را در برابر روضه امثال کافی و نوحه آهنگران از دست داند . زمان گدشت و جنگ پایان یافت اما داستان نیاز انسان ها ادامه یافت.

مخاطب، به هدایت و به مدح مستمر دوستان و نفی دشمنان نیاز داشت چرا که احساس آدمی از تکرار است که جان می گیرد. همین آدمی نیاز دارد که در صف بندی دوستان و دشمنان با جمع هم بسته شود.

نماز جمعه، ایده خود را به مساجد نیز تسری داد. یعنی وعظ منبری و مدح و نوحه سرایی مداحان که مدام دشمنان را سرکوب کنند و دوستان را ستایش آنهم توامان با خرج یک بیان و کلام آهنین، در مساجد جای بحث را گرفت.

در دروه احمدی نژاد پیوند مهدویت با مداحی دیگر به اوج رسید. کار به جای رسید که مداحان حتی روحانیون و وعاظ رسمی را هم عصبانی کردند. چرا که مهدویت احمدی نژادی، واسطه گری روحانیت را هم باور نداشت. مداحی با شور و شوق هیجان در فرهنگ احمدی نژادی جذاب قلمداد میشد.احمدی نژاد بود که مبتنی بر ایده مهدویت می توانست در هیجان مداحی تا آن جا جلو برود که پول نفتی را که از کفار می گرفت، پول امام زمان بداند و به شکل یارانه به ملت بدهد.

مداحان در دوره احمدی نژاد اوج گرفتند. به عبارتی، مداحی که پای منبر می ایستاد و نوحه می خواند به بالای منبر رفت و شان مهمی یافت چرا که مدح از وعظ هیجان انگیز تر است و نیاز سرگرمی و تخلیه آدمی را به خوبی انجام می دهد.

کلام آهنگین همراه با تکرار بند ها، شور و شوق مخاطب را بر می انگیزد. این امکان را به وجود می آورد که مخاطب در یک فضای جمعی در هیجان غوطه ور شود. این غوطه وری هیجانی را که مداحان در دوره احمدی نژاد به پا کردند، محل بهره حکومت نیز بود.

مداحان، مهر نام خود را به این رویه و سبک زده بودند. این نام گرفتن ایشان پس از احمدی نژاد کنترل شد. اما رهبری نظام نیز برای فرهنگ سازی به مداحان توسل جست و این مددجویی نشان می داد که حکومت از وعظ و مدح به چه میزان و چگونه انتظار دارد. برای سرکوب مخالفان، هیجان همراه با نوحه فضا را آماده می کند. مخاطب در این فضا احساس می کند که دشمن اسلام و تشیع را می زند. حال این دشمن می تواند میر حسین موسوی باشد ، پادشاه سعودی باشد، هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی یا هر کس دیگری از جمله رهبر نظام باشد. بستگی دارد که مخاطب با چه کسی باید روبرو شود. او در میدان مدح با دست و احساس می اید و کنترل خود را به مداح داده است.

لذا برای نظام، سلطه مداحان یا آنان که احساس را به کار می گیرند مفیدتر قلمداد میشوند تا واعظان .

روند حکومت در ایران، از حسینیه به مسجد و از مسجد به سوی فرهنگ تکیه و مهدیه رفته است. اگر چه رویه انتقادی این روند هم در جامعه ما حضور دارد . روشنفکری مسلمان و روحانیون رفورم گرا با چنین روشی موافق نیستند و مستمرا در نقد آن سخن می گویندالبته تلاشی که کافی نیست .




پر بیننده ترین ها



Copyright© 1998 - 2017 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com