Sunday, Jul 30, 2017

صفحه نخست » دین و فرهنگ یکی نیست؟ تقی رحمانی

Taghi_Rahmani_small_2.jpgشریعتی براین باور بود که وقتی دین اسلام به ایران یا کشورهای دیگر رفت ، با فرهنگ آن سرزمین ها پیوند پیدا کرد . در نتیجه اسلامی که در بستر فرهنگ ایرانی است، از حیث آداب، رسوم و سلوک با فرهنگ عربی یا آسیای جنوب شرقی فرق دارد.

این نظر خوش آمد مطهری نبود و به آن باور نداشت. وی در نامه ای تند خطاب به آقای خمینی در مورد این دست از آراء شریعتی در رابطه با فرهنگ و مذهب اشاره می کند و به آن شکل از نسبت سازی عنوان کفر می دهد.

مرحوم مطهری درکتابی که با عنوان خدمات متقابل اسلام و ایران نوشته است نشان می دهد که نظر جدید وی در سال 1356ه.ش با آن کتاب تفاوت هایی کرده است.

البته مرحوم مطهری حتی برخلاف قران دین زرتشتی ایرانی را شرک آلود می داند.

این نگاه شریعتی به رابطه مذهب و ملت یا فرهنگ یک حوزه تمدنی ما ایران اسران را را ابن حزم اندلسی و محمد عابد جابری نیز به شکل منفی برای دین اسلام باور دارند.

آنان معتقد هستند که اسلام در ایران ، تحت سیطره عرفان و تصوف رفته و در نتیجه منحرف شده است.

اما این نظر ایشان جای توجه و تامل دارد. حوزه تمدنی عرب با اسلام موجودیت یافت پس اینان در یک حوزه فکری- فرهنگی رشد یافته اند. این متفکران در نظر نمیگیرند که اسلام نمی توانسته بدون تعامل با فرهنگ هر حوزه تمدنی تبدیل به باور، آداب و سلوک آنها شود.در نتیجه اسلام ایشان نیز رنگ فرهنگ حوزه جغرافیائی خود را دارد.

در نتیجه، ایشان در نقد اسلام در ایران این مهم را نادیده میگیرند که بخشی از اسلام که شامل سلوک و احکام است در شرایط جامعه عربستان شکل گرفته است و چنانچه پیامبر در جای دیگری به رسالت مبعوث میشد برخی از ویژگی های بیانی و رفتاریش تغییر می کرد. همین این اسلام در عربستان نیز جدا از جوهره توحیدی خود شکل منطقه ای دارد.

از ابن حزم اندلسی تا محمد عابد جابری متفکر معاصر عرب به این نکته توجه نداشتند اما شریعتی به درک این نکته نائل آمده بود .

واقعیت آنچه تحت عنوان دین اسلام بروز کرده است، ما را با اسلامی در شرق و اسلامی در غرب مواجه میکند.اوج این تفاوت را در حوزه اندیشه می توان در اختلاف آراء ابن رشد با سهروردی یا ابوعلی سینا مشاهده کرد.

لذا این دقت شریعتی است که توانسته رابطه مذهب و فرهنگ و حوزه تمدنی را کشف و درک کند تا به خلق آثار و خلاقیت نیز منجر گردد.

امروز آنچه به نام تمدن اسلامی در شرق خوانده می شود بیشتر اسلام با مهر ایرانی آن است یا به نام حوزه تمدنی ایرانی برجسته و دیده می شود.

این تفاوت به گونه ای است که شرق اسلامی، چه ایران سنی وایران شیعه را شامل شده است و در اندیشه، سلوک، آداب و رسوم خود را نشان می دهد.

بی گمان این تفاوت ها هم مثبت و هم منفی هستند اما وجود دارند.

اما چرا این ویژگی و شناخت آن مهم تلقی می شود. توجه و عدم توجه به این ویژگی مذهب مشترک و فرهنگ متفاوت است که سرنوشت متفاوتی در تعامل با آنها ایجاد میکند. از انقلاب مشروطه به بعد حکومت های ایرانی درشناخت و کاربرد این دو ویژگی دچارافراط و تفریط شده اند. قبل از انقلاب 57 توجه رسمی به ایرانیت قبل از اسلام و بعد از انقلاب 57 توجه به اسلام منهای ایرانیت، دوگانه گی بزرگی در فکر و آموزش رسمی کشور به وجود آورده که به آداب و سلوک مردم نیز آسیب رسانده است.

دوگانه سازی مذهب و فرهنگ در ایران در رفتار و آداب مردم تجلی نداشته است چرا که هم رمضان و عاشورا پاس داشته میشود و هم عید نوروز.

اما زمانی که دو گانه فرهنگ ملی و مذهب در آموزش رسمی و فکر سازی حکومتی وارد می شود این دوگانه گی موجب کشمکش در آداب و رسوم و سلوک می شود که بسیار مضر است و مانع بروز خلاقیت می گردد.

دو گانه فرهنگ ملی و مذهب با سخنان رهبر انقلاب در سال 1360 در باره ملی گرائی در ایران تشدید شد که آثار جبران ناپذیری بر فرهنگ ایرانی داشته است.

در مقابل، جریان هایی بر ضدیت با مذهب تاکید کرده اند که این تقابل به دوگانه سازی انجامیده است. این دوگانه سازیی، فرآیندی را که می تواند فکر و اندیشه ایرانی را در خدمت ایجاد آداب و رسوم وسلوک جدید ایرانی قرار دهد و به فرهنگ سازی متناسب با روزگار نوین یا روز آمد منجر شود، دچار اختلال و کندی کرده که به زیان این حوزه تمدن ایرانی تمام شده است.

چاره کار در فکر ایرانی، حفظ ارتباط فرهنگی میان دو عنصر ملیت و مذهب است. البته عنصر ایرانی به تعبیر نیروهای ملی ضد مذهبی نیست و نیز غیر مذهبی بودن این فرهنگ با عنصر مذهب در نمی افتد.

حتی ایران مبتنی بر اصل گرایش مذهبی، می تواند انواع گرایش های دیگر را در ظرف ایرانیت پذیرا باشد . این پذیرائی، به رسمیت شناختن فرهنگ ایرانی را که قدیمی تر از اسلام بوده است نیاز دارد.

لکن در مقطعی از تاریخ معاصر ایران امثال شریعتی بر ایدولوژی مذهبی هم تاکید داشته اند. این تاکید و توجه درست یا غلط ، واجد دلایلی بوده است که از آن جمله، تقابل رقابت گونه با مارکسیسم است. اما در دوره بازگشت به عصر فرهنگ، نوعی بازخوانی دید گاه ها که بر عنصر ایدولوژی تاکید می کند مورد نیاز است که این باز خوانی انتقادی با رویکرد ترمیمی می تواند باشد.




پر بیننده ترین ها



Copyright© 1998 - 2017 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com