Tuesday, Oct 17, 2017

صفحه نخست » افسانه ایرانشهری، توهم ایران اسلامی، فصل دوم، بخش سوم: ایران زمین یا ایران شهر، کدامیک؟ تقی رحمانی

Taghi_Rahmani_3.jpgایران ویچ کلمه‌ای بس ریشه دار است که تا وندیداها در اوستا میرسد، در این تفسیر در جهانی که ۸ اقلیم است و ایران ویچ هم یکی از اقالیم است. اما در دوره معاصر ایران شناسان تحلیلی و دانشگاهی مانند محیط طباطبائی و غیره از واژه ایران زمین استفاده می‌کردند.

بی گمان اگر قرار است که به واژه امت سازی شریعتی نقد داشته باشیم و آن را قرائت مخصوص بدانیم، باید از واژه ایرانشهر که ریشه نامونس تری دارد هم فاصله بگیریم. "ایران شهر" تداعی دولت-شهری است و دولت-شهری ویژگی ساختاری دولت شهرهای اروپائی است که ریشه یونانی دارد. در این مدل شهر آتنی سرزمین مستقلی است که با شهرهای دیگر اتحاد یا دشمنی دارد ودر این شهرها در برابر هر فرد آزاد ۲۰ برده وجود دارد. در دوره رنسانس هم دولت شهرهای ایتالیائی باب شد که سرآمد آنها فلورانس بود.


اما "ایران زمین" گویای وضع سرزمینی است که براساس ساختار امپراطوری شکل گرفته است. این ساختار بر اساس شکل حکومتی ممالک محروسه ایران سامان داده شده است و ساختاری حکومتی-شهری نبوده بلکه سرزمینی بوده است و مناسبات خود را دارا است که در جای خود باید به آن پرداخت. پس واژه ایرانشهری گویای این ساختار نیست چرا که این واژه در فرهنگ دیگر با قدرت بیشتری جای خود را با تعریف مشخص باز کرده است.



بی گمان نسل دانشگاهی تاریخدان اما فراموش شده ما، که راه شناخت ایران را برای ما فراهم می‌کنند تا نظریه‌ای برای ایران بسازیم، قبل از ما از ایران زمین و ایران سرا سخن گفته‌اند.


به نظر می‌رسد که برای ساختن نظریه‌ای برای ایران باید تاریخ ایران را هم شناخت؟


ایران زمین، ممالک محروسه یا ایران شهر ۳
افسانه ایران شهری در دوره رضا شاه صاحب نظریه را که نیت خیر داشت به افسردگی کشاند. اما افسانه ایران شهری به توهم ایران اسلامی منجر شد که هر دو ایده برای ایران و مردمش محصول مبارکی نداشته است.


ایران حوزه تمدنی بزرگی بوه است. ایران سرزمینی اندیشه ساز و تمدن ساز بوده است.


اما ایران با حوزه‌های تمدنی متمایز است تمایز را به برتری تحویل نکنیم برتری سلطه را توجیه می‌کند و هم سلطه پذیری را باب می‌کند.


نازیدن به گذشت ایرا ن مباح است اما مباح مکروهی است گه اگر ما را به توهم بیندازید خطرناک است برای ایران هم نمی‌شود نظریه از غرب ترجمه کرد این عمل خودش تکثیر اشکال می‌شود برای فهم ایران.


این سلسله مقالات را که به نام افسانه ایرانشهری و توهم ایران اسلامی است ادامه می‌دهیم قسمت سوم از فصل دوم را با هم پی می‌گیریم.


در متون اسطوره‌ای و تاریخی ما واژه "ایران شهر" فقط در دوره میانه ساسانی به شکل "ارانشهر" به کار رفته است که این واژه ادامه نیافته است. اما واژه "ایران زمین" و ممالک محروسه بعد از اسلام هم به عنوان سرزمین و هم پادشاهی ایران مکرر تکرار شده است.


به کار نرفتن واژه "ایرانشهر" برای توصیف وضع سیاسی ایران دلیل وسعت سرزمینی دارد. در شاهنامه و هم بعد از اسلام ما از ایرانشهر سراغی نمی‌بینیم در حالیکه پادشاهی ادامه یافته است. قابل ذکر است که واژه "شهر ایران" در شاهنامه به معانی گوناگون به کار گرفته شده است و معادل گرفتن "شهر ایران" با "ایرانشهر" کمی غلط انگیز است. در حالیکه در متون اسطوره‌ای و تاریخی ما سیر تدریجی تغییر از ایران ویچ و بعد ایران زمین و بعد مملکت و ممالک و بعد به کشور را بهتر نشان می‌دهد. به این نکات در این کوتاه یاداشت می‌پردازیم.


در این اشعار شاهنامه شهر ایران و ایران زمین به کار رفته است؛

بتازید تا کار سهراب چیست
که بر شهر ایران بباید گریست
سوی شهر ایران نهادست روی
وزو گشت کشور پر از گفت و گوی
همه شهر ایران جگر خسته‌اند
به کین سیاوش کمر بسته‌اند
پزشکان که از روم و ز هند و چین چه از شهـر یونان و ایـران زمیـن
چو آگاهی آمد به خاقان چین ز ایران و از شاه ایران زمین
زبازی که خیزد ز روم و ز چین زیتال و مکران و ایران زمین


در شاهنامه "ایرانشهر" برای حکومت ایران به کار نرفته است بلکه "شهر ایران" به کار رفته که چند منظوره است. این آدرس‌های بالا از جمله این آدرس هاست. اما در شاهنامه "پادشاه ایران زمین" ذکر شده است. همچنین در در وندیداهای اوستا از "ایران ویچ" سخن رفته است.


اما "دولت شهر" که به ایرانشهر در نزد برخی از اندیشمندان ما ختم شده است مفهوم معینی دارد که ما به دلیل توجه به غرب آنرا معادل سازی کرده‌ایم. وجه ممیزه ایران، سلطنت و پادشاهی و ممالک گسترده است که باید محافظت مرزی شود درحالیکه در دولت شهر یونانی وجه ممیزه پادشاهی و ممالک گسترده مرزی نیست. کریستن سن هم "خشتره" را شهر نامیده است و بعد اضافه کرده که این ممیزه شکلی از حکومت پادشاهی است که سرزمین را شامل می‌شود. اگر چه معادل سازی کریستن سن هم متاثر از فرهنگ یونانی و غرب است اما وی هم متوجه است که سلطنت اساس حکومت ایرانی بوده است.


برخی عقیده دارند که مفهـوم سیاسـی "شهرایران" معادل ایرانشهر است (البته ایرانشهر در شاهنامه به کار نرفته است) اما دیدگاهی معتقد است که واژه شهرایران در میانه قرن‌های حکومت ساسانی واقعیت یافت و بـه دو مفهـوم در شاهنامه به کار رفته است؛ نخست به مجموعه ایالات شاهنشاهی ایـران اشـاره دارد کـه عضو شاهنشاهی ساسانی بودند و میتوانستند در بیرون از ایران زمین نیز باشند و تـابع حکومت مرکزی ایران به ویژه در عصر ساسانی بوده انـد. دوم، شـهرایران بـه معنی "ایالت ایران" است که در شاهنامه به کار رفته است. با توجه به این نکته کـه ایـران باستان به صورت شاهنشاهی اداره میشده و از ایالات مستقلی تشکیل میشـده اسـت.


با این وصف نگارنده معتقد است که توضیح حتی "شهر ایران" هم نمی‌تواند مانند "ایران زمین" یا ممالک محروسه ایران گویای موجودیت کامل ایران شود و آن را بیان کند. نگارنده مناسبتر می‌داند که چنین توصیف کند که ایران شهری در ادبیات ایرانی بعد از اسلام و حتی سیاست نامه نویسی به کار نرفته است و حتی واژه چند منظوره شهر ایران هم به جز شاهنامه در متون سیاسی و ادبی ما باب نبوده است. مملکت پادشاهی ایران یا ممالک محروسه باب بوده است که ادامه همان واژه ایران زمین بوده است.


واژه کشور هم در فرهنگ ما معمول شده است. واژه کشور قبل از آن به واژه مملکت و قبل تر از آن به واژه ممالک و در انتها به ایران زمین و ایران ویچ میرسد. اما شاید بهتر آن باشد که بگوییم شهر ایران را بیشتر می‌توان معادل ایالت گرفت. از طرفی در دوره ساسانی از "ارانشهر" نام برده شده که ادامه نیاقته است.


اما علت "ایران زمین" خواندن حکومت و جامعه ایران را باید در جغرافیا و محیط دید که توجیه مناسبی در برابر ایرانشهری است. باید توجه داشت که جغرافیای ایران به دلیل ویژگی پراکنده بودن در دشت به محروسه شدن نیاز داشته است. به همین دلیل دولت در ایران زمین معنی داشته است. این محروسه بودن شامل زمین هایی می‌شده که مرز ایجاد می‌کرده است و قسمت زیادی را شامل می‌شده است. دیوار چین نمونه‌ای از این گستردگی است. ایران سرزمینی در دشت‌های گسترده است که ویژگی گستره سرزمینی دارد.


در عوض در اروپا به خصوص اروپای غربی که تاریخ خود و جهان را مدون کرده و حتی به دیگران تاریخشان راشناسانده‌اند، وضع سرزمینی متفاوت است. کلمه "سیته" بخشی محفوظ شده را شامل می‌شده است با برج‌ها یا قصرهای فئودالی محافظت شده که در درون دشت‌ها بوده‌اند و در هنگام حمله اقوام وحشی امکان آن را فراهم می‌کردند که افراد خاص یا نورچشمی در "سیته" جمع شده و از خویش دفاع کنند تا اقوام وحشی بعد از مانور خود شکست بخورند یا پیروز شوند. فتح دژها و قصرهای با بارو و محافظ و یا فتح سیته‌ها در اروپا با فتح سرزمینی در ایران و ویژگی سرزمینی آن فرق داشته است. این فرق در نام گذاری هم تاثیر داشته است.


از طرفی ایران کشوری قدیمی بوده است و مقایسه مفهوم ایرانشهری با سرزمین ایران به ما نشان می‌دهد که سرزمین ایران یا ایران زمین مفهومی رسا برای بیان وضع جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی ایران است.


اما چرا ایران زمین رسا است؟ زیرا به دلایل سیاسی، ایران کشوری بزرگ و گسترده بود که با دولت شهر آتنی یا دولت شهری فئودال نشین اروپائی فرق داشته است و حتی حکومت امپراطوری تزار یا امپراطوری هابسبورگ در وین به و حتی بریتانیای هم اطلاق دولت شهری نداشت.


به دلایل جغرافیایی، ایران محدوه‌ای وسیع در دشت‌های پراکنده با روستاهای فراوان و شهرها با فاصله زیاد از هم داشته است که اطلاق ایران شهری به آن پرتکلف می‌نماید. اما مهم تر از آن، دلیل اقتصادی این نام است. ایران زمین واژه مناسبی است چرا که دولت ایران شکل گرفته در دوره رمه داری و گله داری است و رمه داری و گله داری به کوچ و محدوده متحرک سرزمینی نیاز دارد. پادشاهان ایرانی هم یک پایتخت نداشتند. این ویژگی اقتصادی آن سان تاثیری داشته است که قابل مقایسه با دولت شهرهای اروپائی که بر اساس تجارت یا محدوده سرزمینی معین تعریف می‌شده‌اند نیست.


توجه کنیم که ایران زمین برای کشوری که حیطه حکم رانی آن ۵۰/۷ برابر وسعت امروزش بوده است رساتر است.


پس به سه دلیل عمده واژه ایران زمین از ایران شهر مناسبتر و گویا تر برای دولت‌های ایرانی است و به همین دلیل است که این واژه سرزمین همراه با ایران به کار رفته است. با این همه اصرار بر سر نام نیست بلکه در کاربرد برخی از واژه‌ها نگارنده حس شیفتگی به فرهنگ ترجمه و یونانی زدگی می‌بیند و این همانند سازی‌ها ما را تا کنون از شناخت خود غافل کرده است.


اگر چه پرداختن به مسئله ایران بابی درست و در خور گفتگو است اما این گفتگو حلم و زبان و خرد ایرانی می‌خواهد نه جدل به سبک اعراب با استدلال کوبنده و مرعوب کننده همراه با سفسطه به سبک برخی روشنفکران ما. اگر برای عزت ایران باید گفتگو کرد این گفتگو باید ادامه هم پیدا کند تا سخن‌ها به جای موثر برسد.

۱- باید تصریح کنم که نگارنده می‌اندیشید که واژه ایرانشهر در متون ایرانی به کار نرفته است اما واژه ارانشهر در دوره میانی ساسانی به کار رفته است اگر چه این واژه مقبولیت عام نداشته و در متن قدیمی و شاهنامه در برابر ایران زمین مقبول نبوده است. بعد از اسلام هم کاربرد عملی و رسمی و حقوقی و دیوانی نداشته است چرا که کاربرد دیوانی و رسمی یا کاربرد عامه مردمی ملاک اول برای مقبولیت می‌تواند باشد که حتی واژه ارانشهر این گونه نبوده است.




پر بیننده ترین ها



Copyright© 1998 - 2017 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com