January 2018 Archives

taghizadeh_013118.jpgرضا تقی‌زاده - کیهان لندن

در اوج تنش‌های سیاسی جاری میان واشنگتن و تهران، جمهوری اسلامی علاقمند به یافتن راه‌های تماس غیررسمی و رسیدن به «تفاهم» با نمایندگان دولت ترامپ پیش از رسیدن نیمه ماه مه سال جاری و انقضای مهلت باقی ماندن ایالات متحده در توافق اتمی است.

هفته گذشته دونالد ترامپ علاوه بر سخنرانی در جلسه رسمی مجمع جهانی اقتصاد در «داووس»، طی مذاکرات دو جانبه با روسای کشورهای بزرگ اروپایی در حاشیه اجلاس نیز بر ضرورت «اصلاح توافق اتمی» به عنوان شرط باقی ماندن آمریکا در آن تاکید کرد.

دعوت روز دوشنبه، نهم بهمن‌ماه، رییس جمهور آمریکا از سفرای کشورهای عضو شورای امنیت به کاخ سفید به منظور گفتگو پیرامون «اقدامات بی‌ثبات کننده جمهوری اسلامی» (و کره شمالی) و تاکید او بر تناقض فعالیت‌های موشکی ایران با مفاد قطعنامه شماره ۲۲۳۱ شورای امنیت، تازه‌ترین تهاجم سیاسی دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

yemenhaleyparts.jpgمیهمانان دعوت شده به کاخ سفید به همراهی نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل همان روز یک انبار نظامی را که در آن قطعات موشک شلیک شده ساخت ایران و سایر تجهیزات نظامی مورد استفاده حوثی‌های یمن نگهداری می‌شد مورد بازدید قرار دادند.

تنش‌های سیاسی میان تهران و واشنگتن طی چهار ماه گذشته و به دنبال خودداری دولت ترامپ از تایید پایبندی ایران نسبت به تعهدات توافق اتمی در روز ۱۳ اکتبر سال گذشته، سیر تصاعدی داشته است.

سوابق مذاکرات سیاسی محرمانه

با وجود تظاهر به داشتن اختلاف‌های ساختاری با واشنگتن، حکومت مذهبی از نخستین روزهای به قدرت رسیدن در ایران راه‌های گفتگوی محرمانه با آمریکا را باز گذاشته و از هر فرصت برای انجام مذاکرات غیررسمی با آن کشور استقبال کرده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی تا زمان حیات بیش از هر دولتمرد دیگر جمهوری اسلامی مستقیم و غیرمستقیم درگیر مذاکرات سیاسی محرمانه با آمریکا بوده.

نخستین مذاکرات محرمانه با اهمیت جمهوری اسلامی و آمریکا در الجزایر صورت گرفت و نمایندگان دولت محمدعلی رجایی (بهزاد نبوی) و دولت آمریکا (وارن کریستوفر) در مورد آزادی گروگان‌های سفارت آمریکا و همچنین تشکیل دیوان داوری در هلند برای رسیدگی به امور مورد اختلاف دو کشور به توافق رسیدند.

آخرین مذاکرات محرمانه با اهمیت جمهوری اسلامی و آمریکا با هدف رسیدن به توافق اتمی، در آخرین سال دولت دوم احمدی نژاد، با وساطت یک کشور دیگر عربی (عمان) پایه‌ریزی شد و بعد از شرکت حسن روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، توسط جواد ظریف وزیر خارجه او، مذاکرات در محور تازه‌ای قرار گرفت و سرانجام در ژوییه سال ۲۰۱۵ به امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) منجر شد.

انتظارات و تلاش‌های تازه جمهوری اسلامی متوجه نجات برجام از خطر جدی فروپاشی، بعد از خروج احتمالی آمریکا از توافق اتمی و در نتیجه روبرو شدن اقتصاد بحران‌زده ایران با دشواری‌های تازه، در وضعیتی است که جمهوری اسلامی ضمن رویارویی با نارضایتی‌ها و تظاهرات اعتراضی سراسری، تعهدات خارجی خود را نیز به شدت افزایش داده است.

راههای محرمانه برای تماس

مذاکرات سیاسی محرمانه تحولات تاریخی بسیاری را در دوران معاصر شکل داده‌اند که پذیرفته شدن چین کمونیست به عضویت رسمی سازمان ملل متحد و در اختیار گرفتن کرسی ثابت شورای امنیت در سال ۱۹۷۱، قرارداد صلح ویتنام در سال ۱۹۷۳ و لغو نظام تبعیض نژادی و به قدرت رسیدن نلسون ماندلا در ابتدای دهه ۱۹۹۰ در آفریقای جنوبی نمونه‌هایی از آنها به شمار می‌روند.

جمهوری اسلامی علاوه بر کادرهای سیاسی و همچنین ماموران امنیتی مستقر در کشورهای ثالث (عراق، افغانستان و یمن)، به کار گرفتن «دیپلماسی خط دوم» Track II diplomacy or backchannel diplomacy، استفاده از ظرفیت کشورهای مورد اعتماد برای ارسال پیام و ایفای نقش میانجی (الجزایر، روسیه و عمان)، دادن ماموریت غیررسمی به کارکنان موسسات حقوقی خارجی به استخدام درآمده برای انجام مذاکرات رسمی، روش‌های متعدد دیگری را برای انجام تماس‌های محرمانه با آمریکا به خدمت گرفته است.

محمدجواد ظریف با تجربه‌ترین مهره سیاسی جمهوری اسلامی برای تدارک مذاکرات سیاسی پشت پرده با آمریکا، و در عین حال چهره موثر تبلیغات سیاسی حکومت طی سه دهه گذشته به شمار می‌رود.

khomeni_013118.jpgاگر رضا شاه اجبارکننده بی حجابی بود، ۴۳ سال بعد آیت الله خمینی در نقش اجبارکننده حجاب ظاهر شد.

یورونیوز، دختران خیابان انقلاب با برداشتن روسری هایشان در روزهای اخیر بار دیگر پرسش از حجاب اجباری را به میان متن مردم برده اند.

نگاهی به کانال های تلگرامی که این روزها به فراگیرترین رسانه اجتماعی در ایران تبدیل شده، نشان می دهد که در گروههای خانوادگی نیز بحث از حجاب اجباری به یکی از داغترین موضوعات روز تبدیل شده است.

مردم ایران در کمتر از یکصد سال گذشته با دو پدیده اجباری درباره حجاب مواجه شده اند. با اینکه سابقه انتقاد از حجاب در تاریخ معاصر ایران به دوره ناصر الدین شاه و همچنین جنبش زنان در دوره مشروطه باز می گردد اما ایرانیان در دوران زمامداری رضا شاه و در ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ بر اساس حکم حکومتی مجبور شدند حجابشان را کنار بگذارند.

کمتر از ۵۰ سال بعد از این، تاریخ بار دیگر اجبار در حجاب زنان را به صورت دیگری بازگرداند. اینبار زنان به اجبار باید حجاب بر سر می گذاشتند.

همچنان که با ظهور دختران خیابان انقلاب بسیاری از جمله مصطفی تاجزاده از سران جریان اصلاح طلب نوشتند: «انقلاب اسلامی با حضور و مشارکت زنان با حجاب و بی حجاب به پیروزی رسید. جمهوری اسلامی نیز با رای مشترک بانوان باحجاب و بی حجاب تاسیس شد.» با این حال تاریخ اجباری شدن حجاب پیچیده تر از چنین قضاوتی است. گزارش های متعددی از وقایع پیش از انقلاب وجود دارد که بویژه در سال ۱۳۵۶ زنان بی حجاب که در تظاهرات ضد حکومتی شرکت می کردند با توهین و بدرفتاری مواجه می شدند.

بنابراین اگرچه عکس های قبل از پیروزی انقلاب و پس از آن نشان می دهد که زنان بی حجاب و با حجاب در کنار یکدیگر در مبارزه علیه شاه و بعد از انقلاب در خیابان و محل کار حضور داشته اند، با اینحال این در کنار هم بودن لزوما درکنار هم بودنی بدون تنش نبوده است.

در روزهای پیش از انقلاب رویکرد مذهبی کم و بیش در ارتباط با لزوم اعمال حجاب قابل تشخیص بود و در روزهای اول انقلاب نیز بسیاری از جریانهای مذهبی از اینکه با وجود انقلاب هنوز کسی بی حجاب به خیابان می آید ناراضی بودند.

آیت الله خمینی، اجبارکننده حجاب

اگر رضا شاه اجبارکننده بی حجابی بود، ۴۳ سال بعد آیت الله خمینی در نقش اجبارکننده حجاب ظاهر شد.

آیت الله خمینی در ۲۷ دی ماه ۱۳۵۶ به مسئله کشف حجاب می پردازد و نکته جالب اینکه از اجبارهای حکومتی در این باره انتقاد می کند و می گوید: «بهانه دومی که باز به تقلید از آتاتورک بی صلاحیت- آتاتورک مسلحِ غیر صالح- باز انجام داد، قضیه کشف حجاب [بود] با آن فضاحت. خدا میداند که به این ملت ایران چه گذشت در این کشف حجاب. حجابِ انسانیت را پاره کردند اینها. خدا می‏داند که چه مخَدراتى را اینها هتک کردند و چه اشخاصى را هتک کردند. علما را وادار کردند با سرنیزه که با زنهایشان در مجالس جشن، یک همچو جشنى که با خون دل مردم با گریه تمام می‏شد، [شرکت کنند]. مردم‏ دیگر هم به همین ترتیب. دسته دسته اینها را دعوت میکردند و الزام میکردند که با زنهایتان باید جشن بگیرید. «آزادى زن» این بود که الزام میکردند، اجبار میکردند با سرنیزه و پلیسْ مردم محترم را، بازرگانهاى محترم را، علما را، اصناف را، به اسم اینکه خودشان جشن گرفتند.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 299 و 300)

duals_013118.jpgرادیو زمانه، کارن وفاداری از شهروندان زرتشتی دوتابعیتی که در زندان به سر می‎برد و همسرش هم زندانی است، در نامه‌ای به شهروندان دوتابعیتی هشدار داده هرگز روی تابعیت دوم خود حساب نکنند.

کمپین حقوق بشر در ایران روز چهارشنبه ۱۱ بهمن/۳۱ ژانویه از دریافت نامه‌ای از کارن وفاداری در تاریخ ۲۱ ژانویه خبر داده که در زندان اوین تهران نوشته شده است.

در این نامه آمده است که حکم زندان او هفته پیش توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی در دادگاه انقلاب صادر شده است.

او در این نامه نوشته است: «برای نخستین بار در تاریخ قضایی ایران شخص بنده با ماده ۹۸۹ قانون مدنی که در سال ۱۳۰۳ تدوین شده محکوم شده‌ام. شوربختانه این که به هیچ‎کس از جمله بنده و وکیل اینجانبان (اشاره به همسرش که او هم در حبس است)، چنین تفهیم اتهامی نشده و از چنین قانونی بی‌اطلاع بودیم.»

ماده ۹۸۹ قانون مدنی ایران می‌گوید: «شهروند ایرانی که بدون رعایت مقررات قانونی بعد از تاریخ ۱۲۸۰ خورشیدی شهروندی یک کشور دیگر را کسب کرده باشد، آن شهروندی کان لم یکن بوده و فقط تابعیت ایران به رسمیت شناخته می‌شود و در عین حال کلیه اموال غیرمنقول او با نظارت مدعی العموم محل به فروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش، قیمت آن به او داده خواهد شد.»

کارن وفاداری تاکید کرده است: «این موضوع به این معناست که چه برای من، چه برای همسرم و چه برای تک‌تک شما عزیزان دوتابعیتی زرتشتی که به خاطر عشق به میهن و با هدف سرمایه‌گذاری به کشور بازگشته‌اید، همواره خطر از دست دادن املاک و دارایی‌ها و اجبار به ترک کشور وجود دارد. در نتیجه دیگر دوتابعیتی بودن نه تنها منزلتی برای شما هم‌کیشان به حساب نمی‌آید، بلکه خطر اعمال ماده منسوخ ۹۸۹ را نیز به همراه خواهد داشت.»

پیش از این در تاریخ ۲۸ دی ماه سال ۹۵، حسین نقوی حسینی، از نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری که از جریان‌های تندروی اصولگرا شناخته می‌شود گفته بود مطابق قانون دادستان می‌تواند به عنوان مدعی‌العموم اموال غیر منقول افراد دوتابعیتی را بفروشد و تأکید کرده بود که قانون برای افراد دو تابعیتی مجازات پیش‌بینی کرده است: اصرار نقوی حسینی بر جرم بودن تابعیت مضاعف: دادستان می‌تواند اموال غیرمنقول‌شان را بفروشد

این نماینده مجلس ۱۰ روز پیش از این اظهارنظر، در روز شنبه ۱۸ دی‌ ماه در گفت‌و‌گو با سایت خبری میزان، وابسته به قوه قضاییه گفته بود افراد دو تابعیتی حق داشتن اموال غیرمنقول ندارند. او تابعیت مضاعف را جرم دانسته و گفته بود بر اساس قانون مدنی، افراد دارای تابعیت یک کشور دیگر تابعیت ایرانی خود را از دست می‌دهند و «در اصل یک تابعیتی» هستند.

Ali_Keshtgar_NEW.jpgقوه محرکه (گشتاور) همه نهضت‌ها و جنبش‌های اعتراضی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ خواسته‌های یکسانی بوده‌اند؛ ورود ایران به دوران تاریخی جدید که بنای کشور و دولت را بر مدرنیته می‌گذارد و با تولد دولت-ملت مدرن و نهادینه شدن آزادی‌های اجتماعی و سیاسی، شهروندان در برابر قانون، حقوق برابر پیدا می‌کنند.


این پروژه اما صد و ده‌سال پس از انقلاب مشروطه همچنان در دستور کار جنبش ملی ایرانیان است.


هر یک از جنبش‌ها و خیزش‌های مهم پیش از انقلاب ۵۷ در پیشبرد این هدف موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند.


rouhaniMotahari_013118.jpgرادیو فرانسه، حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در سخنانی که به مناسبت چهلمین سالگرد بازگشت آیت الله خمینی به ایران در مقبرۀ او در بهشت زهرای تهران ایراد کرد، گفت : محال است که نظام گذشتۀ پادشاهی در ایران احیا شود. او تأکید کرد : مادام که مردم ایران عاشق فرهنگ اسلامی هستند "هیچ قدرتی نمی تواند مسیر ملت را عوض کند."

رئیس جمهوری اسلامی ایران در جای دیگری از سخنانش مسئولان کشور را به شنیدن صدای مردم و مطالبات و خواسته های آنان فراخواند و گفت : "هیچکس نمی تواند ملت بزرگ ایران را از اظهار نظر و انتقاد و حتا اعتراض بازدارد"

حسن روحانی سپس در هشداری خطاب به رهبران حکومت اسلامی ایران تصریح کرد که اگر آنان نارضایتی های مردم را نادیده بگیرند سرانجامی همانند سرنوشت شاه در انتظار آنان خواهد بود. او گفت : علت سقوط شاه این بود که وی سلطنت خود را مادالعمر و ابدی می دانست، صدای نقد و نصحیت مردم، مصلحان و ناصحان و فرهیختگان کشور را ناشنیده می گرفت تا اینکه عاقبت ناچار شد تنها یک صدا و آنهم صدای انقلاب را بشنود.

روحانی در پایان گفت : "هرگز نخواهیم گذاشت که استبداد به ایران بازگردد و بیش از همیشه برای تحقق خواست مردم آماده هستیم." وی همچنین پیش بینی کرد که در تظاهرات ٢٢ بهمن ماه امسال مردم وفاداری شان را نسبت به رهبر و نظام اسلامی ایران نشان بدهند.

علی مطهری : «هوا کردن چهار روسری اتفاق مهمی نیست»

علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، در واکنش به اعتراضات جاری علیه حجاب اجباری در این کشور گفت : "اینکه چهار نفر روسری خود را هوا کنند، اتفاق مهمی نیست." علی مطهری منکر حجاب اجباری در ایران شد و گفت : "ما اجباری در حجاب نداریم. بسیاری از بانوان تقریباً بی حجاب هستند."

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی سپس افزود : "اساساً اگر انتقادی هم در کار باشد، این است که چرا دولت بر رعایت حجاب نظارت کافی ندارد." علی مطهری در پایان تأکید کرد : "مشکل کشور ما حجاب نیست و در مجموع خانم ها حجاب را کم و بیش رعایت می کنند و ما هم قائل به سختگیری نیستیم."

با این حال، در اظهاراتی جداگانه عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران در واکنش به اعتراض های جاری علیه حجاب اجباری در ایران گفت که اقدام "دختران خیابان انقلاب" "تجاهر به گناه، خلاف شرع و قوانین است و جرم تلقی می شود." دادستان تهران دستگیری یکی از زنانی که روسری اش را در ملاء عام از سر برداشته تأئید کرد و گفت : "حسب گزارش پلیس یک نفر دستگیر و پرونده اش به دادسرای ارشاد منتقل شده است." دادستان تهران تأکید کرد که در صورت ادامۀ اعتراض های جاری علیه حجاب اجباری دادستانی با عاملان این اعتراض ها به عنوان مجرم برخورد خواهد کرد.

اظهاراتی مشابه حجت الاسلام محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور گفت که بی حجابی جرم است و فرد مجرم باید از نظر قانونی تحت تعقیب قرار بگیرد. او کسانی را که در اعتراض به حجاب اجباری روسری های خود را در ملاء عام از سر برمی دارند، "نادان" خواند و افزود که این افراد به تحریک خارج دست به این "اعمال بچگانه" می زنند.

نسرین ستوده، وکیل دعاوی در ایران، که وکالت برخی زنان دستگیرشدۀ معترض به حجاب اجباری در ایران را برعهده دارد گفته است که مقامات ایران معادل نود هزار یورو وثیقه برای آزادی یکی از موکلان او تعیین کرده اند و با این اقدام نشان داده اند که آنان قصد آزاد کردن زن معترض به حجاب اجباری را ندارند.

AbbasAbdiف. م. سخن - خبرنامه گویا

بعد از «قیام» زنان و دختران ما علیه حجاب و پوشش اجباری با یک تکه چوب و حجابی که بر آن آونگ شده است، آقای عباس عبدی هم به اظهار نظر در این باره پرداخته و مثلا «راه میانه ای» که نه سیخ قانون بسوزد و نه کباب شرع، ارائه داده است ضمن این که در مقدمه ی مطلب اش با یادآوری خاطره ای از کشف حجاب مادر بزرگ محترم اش سیخکی هم به پادشاهان پهلوی زده است.

پیرامون خدمت رضا شاه به مردم و زنان ایران با دستور کشف حجاب، در مطلب مربوط به خانم جمیله کدیور با عنوان «خانم کدیور! لطفا پای رضا شاه را وسط نکشید!» پرداخته ام و آن را دوباره تکرار نمی کنم.

فقط این را به گفتار قبلی ام اضافه می کنم که اگر در زمان رضا شاه کشف حجاب با زور صورت می گرفت، در زمان محمد رضا شاه این زور و اجبار برداشته شد و زنان روستایی و عمدتا قشر پایین اجتماع، چادر و روسری بر سر می کردند. فیلم های مستند باقی مانده از آن دوران تایید کننده ی این مدعاست. در مزیت های برداشتن حجاب از سر زنان و ایستادن حکومت در مقابل زورگویی پدران و برادران و همسران نیز هر چه بگویم کم گفته ام. آن چه زورگویی رضاشاه نامیده می شود نه علیه زنان بلکه علیه «سنت های مردانه»ای بود که این حجاب را به زنان تحمیل می کرد و آن ها مثل خانم جمیله کدیور تصور می کردند که «آزادانه» حجاب بر سر می کنند حال آن که وقتی حجاب به زور از سر زنان برداشته شد و این زور «رضا شاهی» مردان متعصب را خفه کرد و مانع از آزار دادن زنان شان شد، دیدیم که جامعه چگونه شکوفا شد و نیمی از جمعیت ایران که در آشپزخانه های نمور و تاریک به اسارت در آمده بودند آزاد شدند و بخش عظیمی از نیروی کار ایران را در اختیار گرفتند.

اما آقای عباس عبدی به روال «نیمچه حکومتیان - نیمچه منتقدان حکومتی» راه حلی ارائه داده است که ظاهرا هر دو طرف را باید راضی نگه دارد. ایشان می نویسد:
«...بهترین راه این است که قانون به گونه‌ای نوشته شود که مُرِّ آن اجرا شود. در این صورت قانون یا باید از طریق زور و فشار اجرا شود یا از طریق مردم پذیرفته و درونی شود. البته در هر حال اجرای قانون ضمانت اجرا می‌خواهد. نباید اجازه داد که قانون متروک شود. مثل قانون ماهواره که عملا متروک شده است. هم هست و هم نیست. این خیلی بد است که قانون بی‌اعتبار شود. بی‌اعتباری یک قانون، به قوانین دیگر نیز سرایت می‌کند و همین می‌شود که می‌بینیم. بی‌اعتباری قانون محصول بی‌توجهی مردم به قانون نیست، بلکه ناشی از این است که نمی‌دانند چرا چنین قانونی را باید رعایت کنند؟ نمونه‌اش ماهواره که مخالفت با استفاده از آن نتیجه‌ای نداشت. قانونگذاری باید براساس واقعیت متن اجتماعی باشد. اجرای نیم‌بند قانون حجاب کارساز نیست. ظاهرا تغییر آن نیز در حال حاضر مقدور نیست. ولی یک راه وجود دارد، همان وجود کلمه ‌شرعی است که شرعی بودن را به خود افراد احاله می‌دهد. شاید بسیاری از این افراد اصولا این حد از حجاب را ضروری دین ندانند. یا از افراد گوناگونی تقلید کنند همچنان که هستند کسانی که چنین نظری را داشته باشند. در این صورت پوشش‌های عادی و بدون روسری را مصداق این تبصره قانونی ندانست ولی پوشش‌های نامناسب را می‌توان با استناد به اصل ماده ۶۳۸ که جریحه‌دار شدن عفت عمومی است برخورد کرد که اتفاقا فلسفه قابل دفاعی برای مجازات است...»

این یعنی چه؟ یعنی این که از فردا «امنیه»ی حکومت اسلامی با حجاب زنان کاری نداشته باشند ولی به جان آن ها بیفتند برای پوشش نامناسب که عفت عمومی را جریحه دار می کند؟ چه کسی مقدار «عفت عمومی» را تعیین می کند؟ «پاسبان» و پاسدار محله؟ بسیجی شهر و روستا؟ یا سردارانِ پاسدار جمهوری اسلامی؟

013118_top.jpgرضا حقیقت‌نژاد - ایران وایر

مهدی کروبی، رئیس سابق مجلس ایران که از سال ۸۹ در حصر خانگی به سر می برد، در نامه ای به سرگشاده به آیت الله خامنه ای، انتقادات گسترده ای متوجه رهبر جمهوری اسلامی کرده است.

انتشار نامه سرگشاده مهدی کروبی در شرایطی صورت می گیرد که در ماه های اخیر با تصویب شورای عالی امنیت ملی، تغییراتی در حصر خانگی مهدی کروبی و میرحسین موسوی صورت گرفته بود. اعضای خانواده کروبی اجازه یافته اند آزادانه با او دیدار کنند و برخی شخصیت های سیاسی نیز دیدارهای با او انجام داده اند.

انتشار این نامه که ادامه دهنده نامه های قبلی او به خامنه ای است نشان می دهد مجموعه گفتگوهای سیاسی که احتمالا برای تغییر و یا جلب نظر مهدی کروبی بوده، شکست خورده است. در ماه های اخیر، حکومت ایران می کوشید با مدیریت کردن روند رفع حصر، در قالب یک پروژه تدریجی از هزینه زایی آن جلوگیری کند. خبرهای مبهم و اطلاع رسانی قطره چکانی و حرکت پله پله مدیران رفع حصر، توام با منت گذاری ضمنی بر خانواده موسوی و کروبی نیز بود. نامه مهدی کروبی نشان می دهد که او چنین روندی را بر نمی تابد، به ویژه اینکه در پایان نامه اش می گوید « آمادگی شرکت خود را به همراه مشاورانم در هر مناظره‌ای مرتبط با انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن اعلام می‌نمایم» و در بخش دیگری از نامه می نویسد «من نیز با قبول مسئولیت‌ام در جهت اصلاح نظام مطابق آرمان‌های انقلاب و حقوق ملت مندرج در فصل سوم قانون اساسی تلاش کرده و می‌کنم» این دو جمله به خوبی نشان می دهد از نظر مهدی کروبی، رفع حصر به معنای امکان دیدار با خانواده و دوستانش نیست، او خواستار حق فعالیت سیاسی و اجتماعی است.

Ebrahim_Asgharzadeh.jpgاصلاح‌طلبی رادیکال

اعتماد ـ مریم وحیدیان - صحنه نمایش سیاست بی‌ارتباط با تماشاگران و مخاطبان خود نیست. هنگامه انتخابات و وقایعی چون آنچه در دی ماه با حضور معترضان در خیابان‌ها رخ داد، همه شواهدی از تاثیر تماشاگران بر بازیگردانان صحنه سیاست است. نور پروژکتور اگر چه بر کنش‌ها و تحولات سیاسی عرصه قدرت روشنایی ایجاد کرده اما سیاستمداران نیز گاهی باید نورهای پروژکتور را به سمت مخاطبان خود هدایت کنند. پس از اعتراضات دی ماه این پرسش از فعالان جریان اصلاحات به وجود می‌آید که مناسبات‌شان با بدنه اجتماعی چیست؟ چه فعل و انفعالاتی زیر پوست جامعه در جریان است و آنها در ادامه کنشگری خود برای بازیگردانی در عرصه سیاست باید به چه مسائلی توجه کنند؟ ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب از دانشجوهای خط امامی که به عنوان یک دانشجو تجربه روزهای انقلاب اسلامی ۵٧ را دارد و در مجلس سوم و شورای شهر اول حضور داشته، خود در بطن و متن موفقیت‌ها و اشتباهات جریان اصلاح‌طلبی بوده است. حالا پس از چهار دهه او معتقد است که جریان اصلاحات باید سوژه دموکراسی‌‌ساز جامعه را از طبقه متوسط بالا دست به طبقه فرودست تغییر دهد. او از لزوم ایجاد جنبش اصلاح‌طلبی حرف می‌زند که تا با بدنه اجتماعی پیوند نداشته باشد، نمی‌تواند اساسا جنبشی بسازد. سازماندهی بدنه اجتماعی و توجه به تشکل‌های کارگری و سندیکاها و «ان.‌جی.‌او‌»ها راهکاری است که او پیشنهاد می‌کند.

اگر بپذیریم که بخشی از جامعه ایران دچار یأس و سرخوردگی است سهم شما در به وجود آمدن این شرایط چقدر است؟

خیلی زیاد است. من قبل از انقلاب با مستبد مبارزه کردم و این اشتباه بود. من باید با استبداد مبارزه می‌کردم. این اشتباهی است که نسل من مرتکب شد. همه انرژی نسل ما خلاصه می‌شد در اینکه اگر ما به نص و اصل برگردیم، می‌توانیم دنیا را بهشت کنیم. این شعار بازگشت به خویشتن بود. همه ذهن جلال آل‌احمد هم این بود که همه زیبایی‌ها و خوبی‌ها اینجا است. اینجا کجاست؟ جایی که فرد نیست. دکتر شریعتی هم همین‌طور بود. نسل ما اینطور بود. من عاشق فیلم‌های ضد خان یا روستایی بودم. شعری که راجع‌ به روستا و ضد شهر بود. شهر، مدرنیته، صنعت، غرب همه اینها به عنوان مظهر پلشتی در ذهن ما شکل می‌گرفت. خلق، خلق قهرمان، توده مردم، روستایی‌ها... سادگی روستاها، بازگشت به آنچه مربوط به گذشته است و احتمالا در صدر اسلام همه اینها بوده است. این نوع نگاه باعث می‌شد ما با دیگری مرزبندی داشته باشیم و این دیگری، غرب است. من وقتی برمی‌گردم به نص و گذشته اعتماد به نفس پیدا می‌کنم و به آرامش می‌رسم و می‌توانم بهشت ایجاد کنم. این اتفاقی است که در هر انقلابی شکل می‌گیرد و در یک انقلاب دینی قطعا بیشتر از همه.

برخی می‌گویند دموکراسی، قربانی امنیت می‌شود؛ آیا سال ۵٨ استقلال‌طلبی شما بر دموکراسی‌‌خواهی مقدم شد؟

JamileKadivarف. م. سخن - خبرنامه گویا

خانم کدیور در مطلبی با عنوان «چند نکته پیرامون آزادی انتخاب پوشش»، در باره ی رضا شاه و حجاب اسلامی چنین نوشته اند:
«-زنان نه فقط در عصر جمهوری اسلامی موضوع محوری سیاست و مبارزه قدرت بوده‌اند، در عهد پهلوی پسر و پدر هم در مرکز سیاست‌های حکومت و موضوعی برای مبارزه قدرت با طیف متدین و مذهبی و روحانیون جامعه بوده‌اند.
-سیاست کشف حجاب عصر رضاشاه و غربی کردن ظاهر زنان در عصر محمدرضا پهلوی، یکی از دلایل قانونی کردن سیاست حجاب اجباری بعنوان شاکله‌ای از سیاست‌های ضدغربی جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب شد.»

ایشان در پایان «نکته»هایشان نوشته اند:
«-بعنوان کسی که نوع پوشش و سبک زندگی خود را آزادانه انتخاب کرده‌ام، بر این باورم که حکومت با رواداری باید حق انتخاب نوع پوشش را به خود زنان و دختران واگذار کند. چهار دهه اجبار نشان داد که سیاست حکومت در این رابطه سیاستی شکست خورده بوده است.»

اگر به «نکته»های ایشان پاسخ میدهم از آن روست که ایشان اهل قلم است و دستی هم در سیاست دارد. در غیر این صورت در باره ی دیدگاه مثلا مادر بزرگ یا عمه جان خود اظهار نظر نمی کنم که حجاب شان اصیل و واقعی ست و مطلقا رنگ و بوی سیاسی ندارد.

خانم کدیور که «فکر می کند» پوشش و سبک زندگی اش را آزادانه انتخاب کرده است، اگر به زندگی خود در خانه ی پدر و همسر گرامی اش درست بنگرد متوجه خواهد شد انتخاب پوشش و سبک زندگی اش نه تنها آزادانه نبوده بلکه جبر اندر جبر بوده است. با چراییش کاری ندارم فقط این را عرض کردم تا ایشان به عنوان یک فرد مثلا «آزاد» خود را قاطی زنان «واقعا» آزاد جامعه نکند و زیاد به پر و پای کسانی که با زحمت بسیار «آزادی پوشش» را در ایران رواج دادند نپیچند.

Ahmad_Faal_new.jpgمقدمه


پیش از ورود به این بحث توضیح یک مقدمه ضروری است. وقتی میان دو طرز فکر و یا دو آئین فکری مختلف و یا دو سیاست مختلف، اختلاف جدی و منازعه‌انگیز صورت می‌گیرد، برای از بین بردن اختلافات چهار راه‌حل وجود دارد. این راه‌حل‌ها به این ترتیب است:
۱- گفتگو میان طرف‌های اختلاف
۲-‌ بی‌تفاوت شدن در برابر اختلافات
۳- تسلیم شدن یک طرف نسبت به طرف دیگر
۴- خشونت و جنگ، و کار را به چیرگی یک طرف بر طرف دیگر واگذاشتن
از میان این چهار راه‌حل، ‌بی‌تفاوتی راه‌حل نیست، پنهان کردن و یا به تعویق انداختن سه راه‌حل دیگر است. راه‌حل سوم یعنی تسلیم شدن، نوعی خشونت پنهان و بدترین خشونت است. زیرا هم فردی که تسلیم می‌شود و هم فردی که تسلیم می‌کند، وارد روابط زور و قدرت می‌شوند. این روابط نمی‌تواند بدون از بین بردن حقوق انسانی دو طرف همراه نباشد. هر چند طرفی که تسلیم می‌کند از منافع بیشتری برخوردار می‌شود، اما همین منافع ناقض حقوق اساسی اوست. یکی از این حقوق، حق آزادی است، امر تسلیم کردن دیگری ناقض این حق است. از سوی دیگر توافق بر اساس تسلیم، توافق محکمی نیست. طرف ضعیف و تسلیم شده همواره در صدد تلافی نسبت به طرفی است که او را به تسلیم واداشته است. از این دو راه‌حل که راه‌حل واقعی نیستند، دو راه‌حل بیشتر باقی نمی‌ماند. یک راه‌حل گفتگوست، راه‌حل دوم بکار بستن خشونت، حذف و چیرگی نسبت به طرف دی۰گری است. برای حل و فصل اختلافات، خواه در حوزه اندیشه و خواه در حوزه سیاست و خواه در حوزه عمل اجتماعی و یا در حوزه روابط بین الملل؛ راه‌حلی به نام شیر یا خط کردن وجود ندارد. این چهار جریان با بستن راه‌حل گفتگو، مهمترین عامل دامن‌گستری خشونت در کشور هستند. اعتراض‌های مردمی نیز به موجب مداخله این چهار جریان سیاسی ضد گفتگو به خشونت کشیده می‌شوند.

Farzam_Karbasi.jpgاولین قربانیان انقلاب شوم ۵۷ که دربرابر خمینی قد علم کردند، زنان ایرانی بودند که در چهارگوشه ایران با شعار "نه روسری نه تو سری" به میدان مبارزه آمدند وتا به امروز نیزازپای ننشستند. زنان درکردستان نیز همواره در این میدان حضور داشته‌اند و میدان مبارزه را خالی نکردند. مبارزه زنان کردستان در حالی به پیش میرود که کردستان با مشکلات عدیده اقتصادی روبه رو بوده و هست. مشکلات اقتصادی که از طرف حکومت اسلامی به صورت سیستماتیک و آگاهانه و در نتیجه تخصیص دادن کمترین بودجه‌های سالانه به استان کردستان تحمیل شده است. درنتیجه این سیاست، کردستان یکی از محرومترین استانهای ایران با خیل عظیمی از جوانان تحصیلکرده، اما بیکار میباشد.

zibakalam_013118.jpgصادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر مسائل سیاسی در گفت و گو با فرارومی‌گوید: آقای عارف و بسیاری از اصلاح‌طلبان دچار یک اعتماد به نفس کاذب شده‌اند. آقای عارف چنان از انتخابات سال 98 صحبت می‌کنند که انگار تنها مساله مهم آنها انتخابات و رد صلاحیت‌هاست. انگار ایشان در کره ماه یا سوئیس زندگی می‌کنند. ایشان اصلا متوجه این نیستند که از اعتماد عمومی نسبت به اصلاح طلبان و فراکسیون امید کاسته شده است.

این تحلیل‌کر مسائل سیاسی با بیان اینکه نه عملکرد آقای روحانی و نه عملکرد فراکسیون امید عملکرد قابل توجهی بوده است ادامه می‌دهد: شرایط برای 98 متفاوت تر از 94 است. چه آقای عارف و چه سایر شخصیت‌های اصلاح‌طلب به جای آنکه نگران عملکرد شورای نگهبان باشند باید نگران اعتماد از دست رفته اصلاح‌طلبان باشند و باید سعی کنند آب رفته به جوی را بازگردانند. در جریان اعتراضات اخیر ما شاهد بودیم که معترضین هیچ توجه، ارزش و احترامی برای اصلاح طلبان قائل نبودند. با این حرف نمی‌خواهم سردی آنها را به همه حامیان جریان اصلاحات نسبت دهم، اما واقعیت این است که آن گرما و پشتیبانی که در انتخابات 29 اردیبهشت نسبت به اصلاح طلبان وجود داشت مقدار زیادی کاهش پیدا کرده است. موضع‌گیری‌های اصلاح‌طلبان چه در مجلس چه بیرون از آن، حداقل انتظارات مردم را برآورده نمی‌کند و این باعث شده است که شکافی بین مردم هوادار اصلاح طلب با این جریان سیاسی به وجود بیاید. من فکر می‌کنم که رهبری اصلاح‌طلبان به بازبینی به عملکردشان نیاز جدی دارند. اگر آنها نخواهند این را بپذیرند که مقدار زیادی از اقبال عمومی را از دست دادند، از نظر رفتاری با اصولگرایان تفاوتی پیدا نمی‌کنند. اصولگرایان هم وقتی در دوم خرداد 76 با سردی مردم رو به رو شدند، در این 20 سال هیچ وقت نخواستند در آینه به خودشان نگاهی بیندازند. امروز هم اصلاح طلبان هم همین رفتار را از خود نشان می‌دهند.

به اعتقاد زیباکلام، اصلاح‌طلبان باید کاستی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را برای مردم توضیح دهند و بگویند چه کار می‌توانستند انجام دهند که نکرده اند و بگویند چه چیزهایی دست آنها نیست. اما آنها هم مثل آقای روحانی رویشان را به سمت دیگری گرفته‌اند و نمی‌خواهند نارضایتی‌ها را ببینند. آنها می‌توانستند بعد از اعتراضات اخیر درباره موضع گیری خود به مردم توضیح دهند. فارغ از درستی یا نادرستی این موضع گیری، آنها اصلا توجهی به اعتراضات مردم نشان ندادند و درست رفتاری کردند که اصولگرایان از خود نشان می‌دهند.

daneshmand_013018.jpgرییس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان کاشان از ممنوع المنبر شدن حجت الاسلام مهدی دانشمند در شهرستان کاشان خبرداد.

جماران نوشت: حجت الاسلام عبدالصاحب حسینی گفت: حجت الاسلام مهدی دانشمند به دلیل توهین و جسارت به مداحان، هیئات مذهبی و روحانیت سه عنصر موثر در ترویج دین اسلام در آخرین جلسه دهه دوم محرم هیات حضرت ابوالفضل(ع) گذر نو مدرسه امام کاشان، در شهرستان کاشان ممنوع المنبر شد.

وی با اشاره به اینکه، حجت الاسلام مهدی دانشمند در این جلسه از مردم می خواهد دین خود را از مداحان و روحانیت و هیئات مذهبی نگیرند، افزود: خطا و اشتباه از هر انسانی به غیر معصوم سر می زند، اما اگر یک هیأت و یک مداح و یک روحانی تخلفی داشت نباید آن از تریبون منبر یه همه تعمیم داد.

حجت الاسلام حسینی ادامه داد: روحانیت و سازمان تبلیغات اسلامی نسبت به سخنان آقای دانشمند اعتراض خود را اعلام کردند و اما ایشان اشتباه خود را نپذیرفت و این بار در جلسه ای در شهرستان آران و بیدگل باز هم همان حرف های خود را تکرار کرد به طوری که این بار به مسؤولان و فرماندار مسؤول شورای تأمین شهرستان شکایت شد و دستور منع منبر حجت الاسلام مهدی دانشمند از سوی فرماندار و دادستان کاشان صادرشد.

به گفته وی، پلیس امنیت نیز از دو هیات مذهبی کاشان که از حجت الاسلام دانشمند دعوت کرده بودند درخواست کرد تا دعوت خود را ازایشان پس بگیرند درغیر این صورت مرکز هردو هیات درکاشان پلمپ خواهد شد،این دو هیات نیز دعوت های خود را حجت الاسلام مهدی دانشمند پس گرفتند که جای تشکر دارد.

حجت الاسلام حسینی متذکر شد: حجت الاسلام مهدی دانشمند تا اطلاع ثانونی تحت هیچ عنوانی اجازه ندارد برای هیئات مذهبی کاشان منبر داشته باشد و در صورت تخلف برخورد قاطعانه خواهد شد و در این زمینه با هیچکس تعارف نخواهیم داشت.

رییس اداره تبلیغات اسلامی کاشان، ادامه داد: در وضعیتی که جامعه اسلامی ایران با تهاجم فرهنگی دشمن مقابله می کند، نمی خواهیم مبلغان دین به سمت و سویی کشیده شوند که از زبان یک روحانی ساده لوح مطالب سخیفی بیان شود که سبب خشنودی دشمنان دین اسلام و تشییع شود.

Dokhtar_Enghelab_small.gifروز سوم ژانویه ۲۰۱۸ روزنامه صبح سوئد داگنز نی هتر به مناسبت برداشتن حجاب توسط "دختر خیابان انقلاب" در هنگامه اعتراضات خیابانی، گفتگویی با مهرداد درویش پور جامعه شناس و میترا پورشجری فعال حقوق بشر در باره این رخداد و تاثیرات آن بر جامعه داشت که ترجمه آن از نظرتان می‌گذرد.

کلیپ فیلم زن یرانی که با برداشتن حجاب علیه حکومت اسلامی مبارزه می‌کند توسط رسانه‌های مجازی در تمام جهان پخش شده است. درحالیکه بسیاری اورا همچون یک قهرمان می‌ستایند در سوئد منقدان حکومت ایران برداشت متفاوتی از آن دارند. برخی همچون میترا پورشجری فعال حقوق بشر در شهر مالمو در مخالف با چنین کمپین هایی برآنند که این باعث می‌شود جهان بپندارد حجاب مهمترین مشکل زنان ایران است.

Siamak_Ahmadi.jpg

بحثی پیرامون ضرورت شکل دهی مدیریت گذار

فریدون احمدی

· نمی توان پیش بینی کرد کی و چگونه اما پایان و فرجام ماجرای جمهوری اسلامی، آغاز شده است. با اتکا به این واقعیت که به هر حال بخشی از نخبگان سیاسی ایران در خارج از کشور بسر می برند، در شرایط کنونی هم پیوندی و هماهنگی نیروها و شخصیت های مورد اعتماد و شناخته شده برای بخش های مختلف مردم، در خارج از کشور ضرورت تام دارد. این کانون یا کانون های همبسته، می تواند در پیوند و هماهنگی با فعالین داخل کشور مدیریت دوران گذار را برعهده بگیرد. تاکنون فرصت های زیادی از چنگ رفته است، امید که این بار مخالفین دموکراسی خواه جمهوری اسلامی از رویدادها عقب نمانند. شخصیت های خوش نام، توانمند و کم و بیش شناخته ای که مورد اعتماد نسبی بخش هایی از مردم باشند، هم در داخل کشور و هم در خارج، نه نایابند و نه پنهان.

***

در آغاز سال نو میلادی خیزش نیرومند یک جنبش سراسری دل های شیفتگان و پایوران تغییر و تحول در ایران و نجات کشور ازنکبت جمهوری اسلامی را شادمان کرد و امید رهایی از بختکی که نزدیک به چهار دهه است با سیاهی مایه گرفته از اعماق تاریخ بر سینه ایرانیان و پهنه این سرزمین فروخفته و چنبره زده است را جان و جوانی تازه بخشید. خیزش اعتراضی که به سرعت ده ها شهر بزرگ و کوچک را در برگرفت، نشان داد که با یک جنبش مردمی از بطن جامعه مواجهیم و نه با یک بازی سیاسی درچارچوب در گیری های جناحی.

Recycle.gifداستان، با عیادت پزشک از بیماری در بیمارستان آغاز می‌شود و با خروجش از اتاق بیمار ادامه می‌یابد و بُعد دیگری می‌یابد. یکباره عیادت از یک بیمار و پذیرش‌اش در بیمارستان تبدیل به مسئله‌ی بغرنجی می‌شود و از آن پس، مردمی که تا دیروز فقط از کار و شهرت و صفات نیک این پزشک می‌شنیدند، ناگهان در تمام رسانه‌ها انتقادات تندی از او و عملکردش می‌خوانند و تصاویرش را با دستار به سرهای دولتی می‌بینند! آدمی که همه مدح‌اش را می‌گفتند، امروز ناسزا نثارش می‌کنند، و چه ناسزاهایی!!! این پزشک، پزشک معروفی ست و اگر مایه‌ای نداشت، از او که یک خارجی ست، در آلمان ــ کشوری که در آن درس خوانده است و کار می‌کند و سکونت دارد ــ، اینسان قدردانی نمی‌شد.

تنی چند از پزشکان پذیرای گفته‌های او ــ در باره سوگند اطباء که موظف به درمان هر بیماری هستند ــ در مورد پذیرش آن بیمار بخصوص و درمان او در آن بیمارستان، نیستند، و دیگران هم تنها با گفتن ناسزا خشم خود را نسبت به این پروفسور ابراز می‌دارند. تصویرهای قدیمی او با آخوندها که در آرشیوها موجود بود و کسی نمی‌دید و ظاهرآ برای کسی مسئله‌ای نمی‌بود، امروز همراه با آخرین تصویرش به دور دنیا می‌چرخد، که عکسی ست از او در بیمارستان، در اتاق همان آخوند بیماری که متهم به جنایت و تبهکاری ست!

mardom_dar_Evin.jpgکیهان لندن ـ روشنک آسترکی - با گذشت یک ماه از آغاز تظاهرات سراسری در ایران همچنان تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان این اعتراضات در زندان بسر می‌برند. بر اساس گزارش‌ها تا کنون بیش از ۳۰۰۰ نفر در ارتباط با اعتراضات سراسری در ایران بازداشت شده‌اند و در این مدت مشخص شده که دست کم ۵ تن از بازداشت‌شدگان در زندان یا بازداشتگاه جان باخته‌اند.

سینا قنبری جوان ۲۳ ساله‌ای است که پیکر بی‌جانش در حالی که یک کیسه زباله سیاه دور گردنش بود در بند قرنطینه زندان اوین پیدا شد. مقامات قضایی علت مرگ او را خودکشی عنوان کردند.

سارو قهرمانی جوان ۲۴ساله‌ای است که اداره اطلاعات سنندج پیکر او را پس از ۱۰روز بازداشت به خانواده وی تحویل داد. به گفته مادر وی آثار شکنجه و ضرب وشتم بر روی گردن و سر و پشت وی مشخص بود.

علی پولادی یکی دیگر از بازداشت‌شدگان تظاهرات سراسری که روز ۲۲ دی توسط ماموران انتظامی چالوس بازداشت و به بازداشتگاه پلیس منتقل شده بود، در همین بازداشتگاه به مرگ مشکوک جان سپرد. صبح روز ۲۳ دی ماموران انتظامی به خانواده پولادی اطلاع دادند که برای گرفتن پیکر فرزند خود به اداره اطلاعات مراجعه کنند. به گفته برادر علی پولادی، برادرش بیماری خاصی نداشته و در زمان بازداشت سالم بوده است.

Dokhtar_Enghelab_grand.jpgکیهان لندن ـ رضا پرچی‌زاده - طیِ چند هفته‌ای که از تظاهراتِ سراسری برای براندازیِ رژیمِ ولایتِ فقیه در ایران گذشته، برخی اظهارِ نگرانی کرده‌اند که «تظاهرات خوابید و تمام شد و رفت». این مقاله با این هدف نوشته شده تا بلکه بخشی از نگرانی‌ها در مورد کاهشِ شتابِ خیزشِ مردمی به جهتِ تغییرِ رژیم در ایران را رفع کند.

حقیقت این است که هیچ انقلابی یک‌شبه و یک‌ماهه و یک‌ساله به سرانجام نمی‌رسد. نمونه‌های زیادی در تاریخِ جهان هست. بیایید از خود ایران آغاز کنیم. وقتی برگردیم و وقایعِ منتهی به انقلابِ ۱۳۵۷ را بررسی کنیم، می‌بینیم که خودِ انقلاب حدودِ یک سال طول کشید. زمینه‌سازی برای تغییرِ رژیم از اواخرِ دهه‌ی چهل خورشیدی آغاز شده بود و با مساعد شدنِ شرایطِ داخلی و بین‌المللی در اواخرِ دهه‌ی پنجاه به بار نشست. در این مدت تظاهرات و اعتراضات چندین بار قطع و وصل و بالا و پایین شد تا در نهایت رژیمِ شاهنشاهی را ساقط کرد. اینکه چه نیروهایی به دنبالِ تغییرِ رژیم بودند و چه نیروهایی در نهایت موفق شدند قدرت را تصاحب کنند البته موضوعِ این مقاله نیست.

Dariush_Shayegan.jpgشرق ـ احمد غلامی - این گفت‌وگو یک هفته پیش از بستری‌شدن داریوش شایگان در بیمارستان انجام شده و به تأییدشان رسیده است. هرکاری می‌کردم دلم نمی‌آمد آن را چاپ کنم. انتظار کشیدم تا او از وضعیت اغما بیرون بیاید تا بعد آن را چاپ کنیم، اما چون موضوع گفت‌وگو درباره کتاب اخیرا ‌منتشرشده «فانوس جادویی زمان» بود، صلاح ندیدم این متن بیش از این به تأخیر بیفتد، چه آن‌که خود ایشان هم متن را فرستاده و مایل به چاپ آن بود. شاید این گفت‌وگو نگذارد اندیشمند فرزانه‌ای که جز فرهنگ اندیشه‌‌ای دیگر نداشت، در این روزها از یادمان برود. داریوش شایگان را حدود سی سال است می‌شناسم؛ از زمانی که انتشارات فرزان‌روز به ‌همت ایشان و دیگر دوستانش، کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی و هرمز همایون‌پور، تأسیس شد و کارهای آن فراتر از یک نشر بود. درواقع آنجا جایی برای بحث، تبادل ‌نظر و نقد کتاب بود، آن‌هم در مقطع زمانی دهه هفتاد که کمتر جایی برای گردهم‌آمدن روشنفکران وجود داشت. نشر فرزان‌روز به‌ اعتبار مؤسسان آن بهترین مترجمان و ادبا و اهالی اندیشه را که میراث ما بودند به دور یکدیگر جمع کرده بود و کنشی فکری را در جامعه رخوت‌زده آن دوران ایجاد می‌کرد. تنها در آنجا بود که می‌شد چهره‌هایی همچون کریم امامی، گلی امامی، احمد کریمی‌حکاک و باقر پرهام را دید و با آنان به گفت‌وگو نشست. اگر بگوییم جلسات درسگفتارهای امروز، نشست‌های ادبی و فلسفی تا حد بسیاری وامدار آن جریان هستند اغراق‌ نکرده‌ایم. داریوش شایگان در آن جمع سرآمد و تیرک این خیمه فرهنگی بود. مردی متواضع که هرکسی از هر طیف فکری را با روی گشاده می‌پذیرفت و با فروتنی به گفت‌وگو با او می‌نشست. تنها خصلتی که در شایگان ذره‌ای وجود نداشت، تکبر و خودشیفتگی بود. خصیصه‌ای که سکه رایج این روزهای ماست. مهم‌تر از آن از معدود کسانی بود که هرگز فکر نمی‌کرد نادیده انگاشته شده و قدر ندیده است. با اینکه به فراخور شأن و جایگاهش در وطن خود چندان قدر ندید. او شیفته واقعی فلسفه بود، معلمی بود نه در پی آوازه و شهرت و نه فخرفروشی و دیگران را عمله فکری خود نمی‌دید. هم‌چنان نیز روح آزاده‌ای دارد و آزادگی را با تمام وجود ستایش می‌کند. کسی را مرید خود نمی‌شناخت و هرکسی ادعا می‌کند که مریدش بود به‌ یقین خلاف می‌گوید زیرا او به‌معنای واقعی برای شأن و اعتبار دروغین منزلتی قائل نبود و هرکسی را به میزان انسانیتش ارج می‌نهاد. در کنار شایگان اعتمادبه‌نفس ازدست‌رفته خود را باز می‌یافتید و بدون واهمه از اتوریته استادی او، می‌توانستید ابتدایی‌ترین سؤال‌ها و فکرهایتان را بر زبان ‌آورید و او در جایگاهی نه فراتر از تو، بلکه در موقعیتی برابر و یکسان با تو پرسش‌هایت را پاسخ می‌داد. داریوش شایگان در فروتنی و خلوص یگانه است، اینک او بر تخت بیمارستان آرمیده و در فضایی که بی‌شباهت به فضای داستان‌های پروست نیست، شاید تنها صداها را می‌شنود و در ذهنش در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته خویش است، شاید در خواب و بیداری، بوها، صداها و رنگ‌ها را در یک درهم‌آمیزی جنون‌آسا باز تجربه می‌کند که بی‌شباهت به جنون هشیاری بودلر نیست. شاید در حال سرودن شعرهایش است که اگر چشم باز کند، بندی از آن را هم در یاد نخواهد داشت. همه ما بیم آن داریم که او این تجربه جنون‌آسای خواب و بیداری را به دنیای واقعی ترجیح بدهد و دل نکند از آن. اگر این انتخاب او باشد این بار انتخابی از سر خودخواهی است و بدون توجه به همه کسانی که چشم‌انتظارش هستند، کاش این بار هم مثل همیشه فقط به خودش فکر نکند و بازگردد به دنیایی که می‌گفت ادبیات و هنر می‌تواند نجاتش بدهد،تغییرش بدهد.

***

شخصيت داريوش شايگان را در كجاي کتاب «فانوس جادويي زمان» مي‌توان پیدا کرد، چه بخشي از این کتاب به شما نزدیک‌تر است؟ اغلب کسانی به‌سمت پروست می‌روند که با او به‌شکلی همدلی دارند‌ یا به‌دلیلی خاص به سمتش می‌روند، «در جستجوي زمان ازدست‌رفته»، کتابی نیست که از سَر تففن سراغش رفت.
اول کتاب «فانوس جادویی زمان» درباره گرایشم به پروست مطالبی گفته‌ام: زمانی که در دانشگاه ژنو دانشجو بودم، به دلیل علاقه‌ای که به ادبیات داشتم سر کلاس استاد ژان روسه، که از نمایندگان مکتب ژنو است، در دوره‌ای شش‌ماهه با موضوع پروست شرکت کردم و از آن موقع به این نویسنده علاقه‌مند شدم و شروع کردم به خواندن رمان «جستجو». جلد اول رمان را خواندم، اما اشتغالات دیگر ذهنی مانع از آن شد که مابقی مجلدات را بخوانم. تا اینکه بیست‌وپنج، شش سال پیش در بازگشت به ایران، تمام آثار پروست را همراه خود آوردم و کل مجموعه را خواندم. اگرچه تحت تأثیر این کتاب قرار گرفتم، اما باز فرصتی دست نداد که روی این موضوع کار کنم، چون مشغول نگارش کتاب «افسون‌زدگی جدید و هویت چهل تکه» بودم. هنگام نوشتن کتاب «جنون هشیاری»، نظریات والتر بنیامین درباره پیشگامی بودلر در طرح مفهوم «تذکار» که بعدها در رمان پروست نقش عمده‌ای ایفا می‌کند، نظرم را جلب کرد. این شد که برگشتم به دوباره خواندن پروست، اما این دفعه با نگاه خریدارانه.
کتاب «جستجو» بی‌آنکه پیرو مکتب فلسفی خاصی باشد، از لحاظ شیوه طرح‌کردن مسائل اساسی، رمانی فلسفی است. مخصوصاً قسمت اول کتاب که با خواب شروع می‌شود، خواب بنیادین! که خواب خیلی عجیبی است. البته اولین خوانندگان رمان «جستجو»، درباره این بخش نسبتاً طولانی درباره شرح غلت‌زدن فردی که دریافت‌های لحظه نیمه‌بیداری‌اش را به تفصیل بیان می‌کند، نظر چندان مساعدی نداشتند، چون به اهمیت این موضوع آگاه نبودند. خوابی که در اینجا پروست از آن سخن می‌گوید در حقیقت مظهر «جوهر» است. راوی داستان، در آن حالت نیمه-خفتگی مدام از خودش می‌پرسد، من کی‌ام؟ کجا هستم؟ در چه زمانی به سر می‌برم؟ زمان از لحظه بیداری راوی شروع می‌شود و کل رمان در کُنه این خواب بنیادین مستتر است. همان‌طور که رولان بارت گفته این خواب بنیادین، در حکم «ماندالا»ی تبتی بودایی است که تمام داستان، بالقوه در آن موجود است. در قسمتی از کتاب «فانوس جادویی زمان»، برای روشن‌تر‌شدن این مفهوم پیچیده، از تمثیل «قرقره» استفاده کرده‌ام: قرقره‌ای ریسمان-پیچیده‌ای که هنوز گشوده نشده است. قرقره مصداق جوهر است که به‌محض گشوده‌شدنش، زمان آغاز و دنیایی خلق می‌شود. شش مجلد بعدی رمان در حقیقت گام‌به‌گام با این ریسمان در حال گشوده شدن که همان مسیر سیروسلوک راوی داستان است، پیش می‌رود و ادامه پیدا می‌کند: گذر از خان‌های مختلف و برخورد با مرشدهای گوناگون-برگوتِ نویسنده، الستیرِ نقاش، و ونتویِ موسیقیدان- و برگرفتن تعالیمی از آنان؛ آزمودن آلام عشق و دست به گریبان شدن با پریشانی حسادت؛ فروغلتیدن در ورطۀ یأس و نومیدی، تا آنجا که می‌توان گفت شش جلد از رمان هفت جلدی «جستجو»، شرح نومیدی راوی داستان است که مدام در تحقق‌بخشیدن به رسالت نویسندگی‌اش شکست می‌خورد و مأیوس می‌شود، هم از خودش و هم گاهی از ادبیات به طور کلی. بالاخره اما در پایان، یعنی در مجلد «زمان بازیافته»، با وقوع پی‌درپی «رستاخیزهای خاطره»، راوی موفق می‌شود رسالتش را محقق کند. ساختمان کتاب بسیار دقیق و از پیش طراحی شده است، با علمِ به اینکه پروست قسمت آخر جلد پایانی را بلافاصله بعد از قسمت نخست جلد اول نوشته بوده، یعنی ساخت رمان از ابتدا در ذهنش کاملاً شکل گرفته بوده است.این‌ها همه از رمان «جستجو» کتابی می‌سازد که اگر در کنه آن فرو بروید، گرفتارش می‌شوید. توجه نویسنده به دنیای ناآگاه یکی از وجوه فوق‌العاده رمان است؛ می‌دانیم که پروست هیچ وقت فروید را نخوانده بود، و البته فروید هم پروست را نخوانده بود، ولی عجیب اینجاست که پروست چنان در عمق ناآگاه انسان غور و تأمل کرده که به همان نتایج فروید رسیده است. اما اینها همه درنهایت معطوف به هدف دست‌یافتن به جوهر است. یعنی به‌نوعی زمان بی‌زمانی یا ابدیت. اینجاست که پروست تا حدی رنگ و بوی عرفانی پیدا می‌کند.
خب درواقع اگر بخواهم در صحبت‌های شما به‌دنبال پاسخي به پرسشِ خودم بگردم شاید همین جنبه عرفانی کار، شما را مجذوب خودش کرده؛ این بی‌زمانی، یا زمان مدور، باعث شده به‌سمت پروست بروید. اما این چندان مهم نیست، مهم این است که شما دقیقا بعد از بودلر سراغ پروست می‌روید؛ دو پرتره‌اي که در تفکر اروپایی معاصر بيشتر کسانی به سراغشان رفته‌اند که تفکر چپ داشته‌اند و دست‌كم خوانشِ چپ از اين آثار در دوران معاصر اقبال بيشتري داشته است.

ban_013018.jpgیورونیوز، لغو ممنوعیت ورود پناهجویان در حالی صورت می گیرد که مقامات آمریکایی گفته اند کنترلهای شدیدی برای شناسایی و ارزیابی پرونده‌های پناهجویانی که از این کشورها به آمریکا می آیند اعمال خواهند کرد.

یک سال بعد از طرح ممنوعیت ورود شهروندان ۱۱ کشور اکثرا مسلمان به آمریکا از سوی دونالد ترامپ، روز دوشنبه اعلام شد که آمریکا این ممنوعیت ها را برای پناهجویانی که از این کشورها خواهان ورود به آمریکا هستند، لغو می کند.

با این حال مقامات آمریکایی گفته اند کنترلهای شدیدی بر ارزیابی پرونده های پناهجویانی که از این کشورها به آمریکا می آیند اعمال خواهد کرد.

بر اساس طرح پیشین دونالد ترامپ که انتقادهای وسیعی را در پی داشت ورود شهروندان کشورهای ایران، مصر، عراق، مالی، لیبی، کره شمالی، سومالی، سودان جنوبی، سودان، سوریه و یمن ممنوع شده بود که در طرح جدید تنها پناهجویانی که از این کشورها درخواست ورود به آمریکا داشته باشند با تدابیر کنترلی سخت می توانند وارد آمریکا شوند.

لغو ممنوعیت های گذشته در پی آخرین تغییرات در قوانین مربوط به پناهندگی آمریکا صورت می گیرد. بر اساس تغییرات جدید، تحقیقات اضافی برای برخی شهروندان این ۱۱ کشور برای پناهجویی صورت می گیرد و لیست کشورهایی که بعنوان کشورهای با خطر امنیتی بالا ارزیابی شده اند بطور دوره ای مورد بازبینی قرار خواهد گرفت.

مقامات آمریکایی درباره قوانین جدید گفته اند که این تغییرات نه تنها وضعیت امنیتی را بهبود می بخشند، مهمتر از آن به ما کمک می کنند تا بهتر بتوانیم پناهنجویان مشروع را که از آزار و سرکوب گریخته اند مورد ارزیابی قرار دهیم.

پیشتر مدافعان حقوق پناهجویان برنامه ممنوعیت ورود شهروندان ۱۱ کشور از جمله پناهجویان را سیاست دونالد ترامپ برای کاهش پذیرش پناهجویان ارزیابی کرده بودند.

تعداد پناهجویان پذیرفته شد در دوره دونالد ترامپ نسبت به آخرین سال ریاست جمهوری باراک اوباما به نصف کاهش یافته است.

بررسی های رویترز نشان می دهد که در سه سال گذشته ۴۰ درصد پذیرش پناهجویان ایالات متحده آمریکا از ۱۱ کشوری است که پیش از این ورود شهروندانشان به آمریکا ممنوع شده بود.

رویترز همچنین گفته است که در مدتی که طرح ترامپ اعمال می شد تعداد پناهجویان از این کشورها به شدت کاهش یافته بود و تنها ۴۶ پناهجو توانستند از این کشورها وارد آمریکا شوند.

UN.jpgرادیو فردا ـ سفیر روسیه در سازمان ملل متحد روز چهارشنبه ۱۱ بهمن پس از سفری به واشینگتن برای بازرسی از تسلیحاتی که آمریکا مدعی است حکومت ایران به حوثی‌های یمن داده است گفت هیچ دلیلی برای اقدام سازمان ملل علیه ایران وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، دولت آمریکا از ماه‌ها پیش در تلاش است تا شورای امنیت به نوعی ایران را محکوم کرده و یا مجازات کند و در عین حال تهدید کرده که اگر «معایب فاجعه‌بار» توافق هسته‌ای جامعه بین‌المللی با ایران اصلاح نشوند از این توافق خارج خواهد شد.

واسیلی نبنزیا، سفیر روسیه در سازمان ملل متحد، گفت: «ما فقط حرف‌های مبهمی در مورد اقدام علیه ایران شنیده‌ايم. اگر پیشنهاد مشخصی ارائه شود آن را بررسی خواهیم کرد. قبل از اینکه بدانیم ماجرا چیست چگونه می‌توان در مورد آن قضاوت کرد».

وقتی از او سئوال شد که آیا در سازمان ملل پرونده‌ای علیه ایران وجود دارد آقای نبنزیا گفت: «نه!»

edam.jpgرادیو فردا ـ کمیسر حقوق بشر دولت آلمان با محکوم کردن اعدام متهمی در ایران که در ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده بود، این اقدام جمهوری اسلامی را نقض غیرقابل قبول قوانین بین‌المللی خواند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، باربل کوفلر روز چهارشنبه ۱۱ بهمن در اعتراض به اعدام علی کاظمی گفت که وکیل متهم حتی از اجرای حکم اعدام موکل خود نیز مطلع نشده بود.

علی کاظمی که هنگام اجرای حکم اعدام ۲۲ سال داشت متهم بود که در جریان یک دعوای گروهی یک جوان دیگر را به قتل رسانده است. اعدام او واکنش شدید عفو بین‌الملل را به دنبال داشت که آن را «فوق‌العاده بی‌رحمانه» توصیف کرد.

sochi_013018.jpgرادیو فرانسه، نشست مذاکرات صلح سوریه که به ابتکار روسیه در شهر سوچی در حاشیه دریای سیاه برگزار می‌شود، روز سه‌شنبه آغازی پرتلاطم داشت. خبرگزاری رویترز از محل برگزاری این نشست گزارش داد که برخی از نمایندگان اپوزیسیون سوریه پس از ورود به فرودگاه و دیدن پرچم دولت دمشق، حاضر به خروج از فرودگاه نشدند و سخنرانی سرگئی لاوروف وزیر امورخارجه روسیه نیز با اعتراض‌هایی مواجه شد.

یک هیأت از مخالفان مسلح بشار اسد که از ترکیه آمده بودند در اعتراض به نصب پرچم دولت سوریه، پس از ورود، حاضر نشدند که فرودگاه سوچی را ترک کنند.

احمد البوری، که پیشتر در مذاکرات آستانه شرکت کرده بود، گفت: "ما به ترکیه باز می‌گردیم." او اضافه کرد که پیشتر روس‌ها را در جریان شرایط گروه‌شان قرار داده بود و برگزارکنندگان باید تمام نمادها و پرچم‌هایی را که معرف دولت سوریه است از محل برگزاری نشست بردارند.

همچنین در مراسم گشایش نشست مذاکرات صلح سوریه در سوچی که با عنوان "کنگره گفت‌وگوی ملی" برگزار می‌شود، سخنرانی وزیر امورخارجه روسیه که حامل پیام ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری این کشور بود، با فریادهای برخی از حاضران که عملکرد روسیه در بحران سوریه را نقد می‌کردند، متوقف شد.

آنان فریاد می زدند که روسیه به عنوان متحد بشار اسد غیرنظامیان را در سوریه به قتل می‌رساند. در مقابل، برخی دیگر از حاضران از وزیر امورخارجه روسیه دفاع کردند. لاوروف از حاضران خواست تا اجازه دهند سخنرانی‌اش تمام شود و گفت که آنان بعدا فرصت بیان نظراتشان را دارند.

bandar_abbas_eteraz.jpgرادیو فردا ـ شامگاه دوشنبه نهم بهمن ماه، ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان‌ می‌دهد در چند شهر ایران، اعتراض‌هایی علیه رهبر جمهوری اسلامی و حکومت ایران صورت گرفته‌است.

این ویدئوها، از برگزاری تجمعاتی اعتراضی در بندرعباس ،‌خرم آباد،‌ اراک، کرمان و شیراز حکایت دارد و در آن معترضان شعارهایی چون «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» و «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دهند.

photo_2018-01-30_10-18-25.jpg

هر پست برق، یک ماشین گشت!

photo_2018-01-31_02-57-55.jpg

تصویر روز: زن محجبه هم با حمایت از دختران خیابان انقلاب با پوشش اجباری مخالفت کرد. سه‌شنبه 10 بهمن مشهد:

photo_2018-01-31_01-44-56.jpg

اين مادربزرگ نازنين شال سفيدش را به عصا مي بندد:

تنها نیستید!

photo_2018-01-31_05-49-22.jpg

حرف های يكی از دختران خیابان انقلاب در شيراز - مردم به او كمك كردند تا از پلیس فرار كند:

Abbas_Jafari_Dolatabadi.jpgرادیو فردا ـ دادستان تهران روز چهارشنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا، در پاسخ به این پرسش که «آیا دربارهٔ آنچه که به عنوان «دختران خیابان انقلاب» معروف شده پرونده‌ای تاکنون تشکیل شده‌است؟» گفت: «حسب گزارش پلیس یک نفر دستگیر و به دادسرای ارشاد ارجاع شده‌است.»

عباس جعفری دولت‌آبادی در پاسخ به این پرسش که «آیا صدور قرار ۵۰۰ میلیون تومانی برای این فرد که مطرح شده صحت دارد؟» اظهار کرد: «از وثیقه آن اطلاعی ندارم. قرارها متناسب خواهد بود. این اقدام خلاف شرع و خلاف قوانین است و جرم تلقی می‌شود. تجاهر به گناه جرم است.»

اشاره وی به زنانی است که به «دختران خیابان انقلاب» معروف شده‌اند و در روزهای گذشته در چند نقطه تهران و اصفهان روسری‌های خود را از سر برداشته، به یک چوب وصل کرده و با ایستادن بر روی یک بلندی، آن را مانند پرچم تکان دادند.

وی در پاسخ به این سوال که «در صورت ادامه یافتن این مسئله، دادگستری چه برخوردی خواهد کرد؟» گفت: «دادستان به وظایف خود عمل خواهد کرد.»

Jamileh_Kadivar.jpg

جمیله کدیور، نماینده‌ی دوره‌ی ششم مجلس شورای اسلامی و مشاور امور زنان مهدی کروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری، با اشاره به سیاست شکست‌خورده‌ی «حجاب اجباری» در چهار دهه‌ی گذشته، خواستار واگذاری «حق انتخاب نوع پوشش به خود زنان و دختران» ازسوی حکومت جمهوری اسلامی ایران شد.

✅ ۱- زنان نه فقط در عصر جمهوری اسلامی موضوع محوری سیاست و مبارزه قدرت بوده‌اند، در عهد پهلوی پسر و پدر هم در مرکز سیاست‌های حکومت و موضوعی برای مبارزه قدرت با طیف متدین و مذهبی و روحانیون جامعه بوده‌اند.

✅ ۲- سیاست کشف حجاب عصر رضاشاه و غربی کردن ظاهر زنان در عصر محمدرضاپهلوی، یکی از دلایل قانونی کردن سیاست حجاب اجباری بعنوان شاکله‌ای از سیاست‌های ضدغربی جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب شد.

✅ ۳- حجاب اجباری از همان ابتدا با مخالفت طیف گسترده‌ای از زنان مواجه شد. راهپیمایی زنان در تهران در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، اولین واکنش گسترده زنان مخالف این قانون بود. در این راهپیمایی نه فقط زنان بی حجاب که جمعی از زنان باحجاب نیز شرکت داشتند.

Narges_Hosseiny.jpgرادیو زمانه ـ در حالی که روز گذشته، دوشنبه ۹ بهمن، شش زن در ایران با برداشتن روسری از سر و بالا رفتن از سکوها، حرکت ویدا موحدی، زن مشهور به دختر خیابان انقلاب را ادامه دادند، یکی از این زنان به نام نرگس حسینی بازداشت شده است. نسرین ستوده، وکیل دادگستری خبر بازداشت نرگس حسینی را تایید کرده و می‌گوید که وکالت او را به عهده خواهد گرفت.

نسرین ستوده به زمانه گفته سه‌شنبه ۱۰ بهمن به درخواست خانواده نرگس حسینی برای اخذ وکالت به دادسرای ارشاد در خیابان بخارست مراجعه کرده اما تا ساعت ۱۲ نرگس حسینی را برای تفهیم اتهام به دادسرا نیاوردند. این وکیل دادگستری گفته: ‌ «من از دادسرا به محل کارم آمدم و از خانواده خواستم که به محض آمدن ایشان به دادسرا به من اطلاع دهند، اما هنوز موفق به دیدن نرگس حسنی نشده‌ام.»

حرکت همزمان چندین زن در اعتراض به حجاب اجباری، در شبکه‌های اجتماعی بسیار پربازتاب بوده و زمینه ساز بحث‌های فراوان درباره حجاب اجباری و واکنش حکومت ایران به این موضوع شده است. بسیاری این جرکت زنان را ستوده‌اند و آن را شجاعانه توصیف کرده‌اند و آن را استمرار اعتراض زنان ایرانی در کمپین‌های مبارزه با حجاب اجباری به ویژه کمپین آزادی‌های یواشکی و چهارشنبه‌های سفید دانسته‌اند. گروهی هم در مخالفت با این کمپین‌ها تلاش می‌کنند حرکت زنان ایرانی را بی تاثیر از این کمپین‌ها توصیف کنند. هشتگ دختران خیابان انقلاب از هشتگ‌های پرکابرد امروز و دیروز در توییتر و فیس بوک بوده است.

حجاب اجباری اما در ایران به یکی از چالش‌های روزمره زنان در برخورد با حکومت تبدیل شده است. در طول چهار دهه اجباری شدن حجاب در ایران، هزاران زن بازداشت و تهدید شده‌اند یا فرصت‌های شغلی و تحصیلی خود را به دلیل نافرمانی مدنی در زمینه حجاب از دست داده‌اند. بودجه کلانی هم در ایران برای مبارزه با بدحجابی و ترویج حجاب صرف می‌شود.

به گفته نسرین ستوده، مطابق تبصره ماده ۶۳۸ قانون محازات اسلامی، چنانچه زنی در معابر عمومی بذون حجاب اسلامی ظاهر شود، بعد از رعایت همه تشریفات قانونی مانند حق دفاع، حق گرفتن وکیل، حق تفهیم اتهام، و محاکمه عادلانه، قاضی می‌تواند بین ۱۰ روز تا دو ماه به او حبس بدهد یا بین پنج هزار تا ۵۰ هزار تومان او را جریمه نقدی کند.

نسرین ستوده می‌گوید: «عملا اتفاقی که در کوچه و خیابان ایران می‌افتد این است که خانمی مورد هجوم قرار می‌گیرد که اساسا دارای حجاب است اما حجابش از نطر ماموران کافی نیست و از آن به عنون بد حجابی استفاده می‌کنند، این خانم در خیابان متوقف می‌شود، با الفاظ زننده مورد تحقیر و توهین قرار می‌گیرد گاهی دستمال به او می‌دهند و از او می‌خواهند آرایشش را پاک کند، گاهی به او تذکر می‌دهند که مانتویش ۵ سانتی متر کوتاه است و با رفتار توهین آمیز به وزرا منتقل می‌شود. بسیاری در آنجا مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند و بعد از این ماجراها برای چنین کسی که شخصیتش در هم کوبیده شده، مهم نیست که مامور پرونده قضایی تشکیل بدهد با نه، چون اتفاقاتی که نباید بیفتد افتاده است.»

DE_013018.jpgآیدا قجر - ایران وایر

امروز، نهم بهمن ماه تصویر هشت زن در تهران و اصفهان و مشهد که روی بلندی ایستاده، شال‌های سفید و رنگی خود را به چوبی وصل کردند و در هوا تکان می‌دهند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. حرکتی که در پی کمپین «چهارشنبه‌های سفید» به راه افتاد و حالا به «دختران خیابان انقلاب»‌ یا «دختران انقلاب» موسوم شده است. این نام اشاره به ویدا موحد دارد، نخستین زنی که این حرکت را در خیابان انقلاب تهران انجام داد.

یکی از این دختران، شیما بابایی است. ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۶، وقتی شیما بابایی سر کار بود، پلیس «امنیت اخلاقی» با منزل مادر او تماس گرفت و گفت شیما باید برای «پاره‌ای از توضیحات» به دفتر این نهاد مراجعه کند. او با همسرش به این نهاد مراجعه و درخواست احضاریه کتبی کرد. احضاریه همان لحظه آماده شد و مهر خورد. چهارشنبه بود و شیما هم با شال سفید به پلیس امنیت اخلاقی رفته بود. مامور پلیس به او گفت روز شنبه مراجعه کند. روز شنبه که همراه با پدرش به پلیس «امنیت اخلاقی» رفت. ماموری به نام «رفیعی»‌ او را بازجویی کرد که «چرا با حجاب مخالفی؟» اما در پی بحث، صدای «رفیعی» بالا رفت و در پاسخ اعتراض پدر شیما، با او دست به یقه شد.

پدر شیما «جانباز»‌ جنگ ایران و عراق است: «پدرم عصبانی شد و گفت شما با جانباز مملکت این‌طور رفتار می‌کنید؟ من به جنگ نرفتم تا دخترم حق پوشش نداشته باشد و این‌گونه به اعتراضش پاسخ داده شود. هولش دادند بیرون از اتاق اما من را به دادسرای ناحیه ۲۱ فرستادند. دادستان دادسرا به من گفت "تن‌ت می‌خاره، سابقه سیاسی داری و علیه نظام تبلیغ می‌کنی." گفتم بله، تنم برای گرفتن حق‌م می‌خاره. بهم جواب داد "برو به شعبه ۶ دادیاری و اگر امروز حال تو را نگیرم، خودم نیستم."

دادیار که فامیلی اش "دهقانی" بوده، برخوردی ظاهرا ملایم داشته و به شیما گفته فرهنگ جامعه ما، قدرت پذیرش حجاب اختیاری ندارند و با توجه به رفتارهای شیما از طرف دادستان دستور دارد برای او قرار وثیقه‌ای سنگین تعیین کند تا نتواند تهیه کند و در بازداشت بماند. با این حال دادیار برای او قرار کفالت صادر کرد اما وقتی پدرش می‌خواست فیش حقوقی‌اش را ضامن آزادی فرزندش کند مشخص شد پلیس «امنیت اخلاقی» برای او هم به اتهام «توهین به پلیس» شکایت تنظیم کرده است. در نهایت شیما را برای ۵ ساعت بازداشت کردند تا یک وکیل ضامن او شد. در آذرماه برای پدر شیما هم «حکم جلب»‌ صادر شد.

darsahn_013018.jpgدرصحن: ۳۲ درصد از درآمد نفت بدون اجازه رهبری هزینه نمی شود. دولت مکلف است این مبلغ از درآمد نفتی را به صندوق توسعه ملی واریز کند و بدون اجازه رهبری حق هزینه کرد آن را ندارد.علی لاریجانی رئیس مجلس این موضوع را از جمله شئونات رهبری برشمرده و گفته رهبری تعیین می کند سیاست های کلان چیست و اگر دولت بخواهد این بودجه را هزینه کند باید از ایشان اجازه بگیرد.

دولت برای برداشت در حوزه عمرانی، تبصره ای در قانون بودجه سال ۹۷ پیش بینی کرده است. علی لاریجانی در جلسه روز گذشته مجلس اعلام کرد که این تبصره با اجازه مقام معظم رهبری و برای سال ۹۷ به قانون اضافه شده اگر دولت این اجازه را نگرفته بود باید این تبصره را کلا حذف می کردیم. او این سخنان را در پاسخ به تذکر کواکبیان نماینده تهران داد که نسبت به وجود این تبصره در قانون بودجه اعتراض کرده و گفته بود اگر قرار است که این بودجه با نظر رهبری هزینه شود چه لزومی به این است که در قانون بودجه بیاید. رهبری می تواند نظر دهد و دولت هزینه کند.

لاریجانی این اعتراض را قابل بحث دانست ولی بر این جمله تاکید کرد که به هر حال این تبصره در راستای اجرای سیاست های کلان است که در شئونات رهبری ایران است.

اعتراضات نمایندگان به لایحه بودجه ۹۷ به حدی گسترده بود که اکثریت نمایندگان رای به رد کلیات این لایجه دادند اتفاقی که کمتر سابقه داشته است. حذف بخشی از یارانه نقدی، گران شدن منابع انرژی، کمبود بودجه عمرانی و ... از جمله اعتراضات به این لایحه بود. کمیسیون تلفیق بودجه ۷۲ ساعت فرصت دارد تا کلیات لایحه را اصلاح و به مجلس بازگرداند اگر مجلس مجدد کلیات را رد کند، لایحه به دولت باز می گردد و این بدان معناست که دولت باید لایحه فوق العاده ارائه کند تا امور جاری دولت در سال ۹۷ دچار اخلال نشود.

Hossein_Bagherzadeh.jpg*

*

*

روسری تحمیلی‌ات
- این سند رقیت من و تو -
را برای لحظه‌ای کنار زدی
و موهایت
در صفیر باد
سرود آزادی را سر دادند،
و پیامی فرستادند
از سوی تو
به مردانی که
پوشش تو را تعیین کرده‌اند:
«ای آقایان،
من انسانم
اگر حق انتخاب داشته باشم،
شما با سلب حق انتخاب من
انسانیتم را نفی کرده‌اید
هویت انسانی مرا در هم شکسته‌اید،
اینک
من با این انتخاب نمادین
انسانیتم را باز می‌ستانم».

در صفیر باد،
موهایت
انسانیت تو را فریاد می‌زنند
انسانیت زن را باز می‌ستانند...

golpa3_013018.jpgگلپا: اگر کسی پایش را روی دستانم بگذارد، دردم می‌گیرد؛ ناچارم بگویم آخ!


همدلی | علی نامجو

شهر خلوت می شد و مغازه دارها، کرکره ها را پایین می کشیدند تا زودتر برسند به خانه و رادیو را بگیرند و گلها را بشنوند. همان گلهایی که گلپا آوازش را می خواند. تصور این صحنه حتی برای بازی تیم ملی فوتبال در جام جهانی هم شاید غیرممکن باشد اما روزگاری صدای گلپا بازار را می توانست تعطیل کند. اگر بگذریم استعفای آقای پیرنیا از مدیریت برنامه گلها و انتصاب آقای ابتهاج به عنوان مسئول این برنامه و تغییرات وسیع در چیدمان هنرمندان رادیو در آن سال‌ها، بعد از انقلاب بود که دیگر صدای گلپا، دیگر ستاره های آواز و چهره های فراموش نشدنی نوازندگی و آهنگسازی موسیقی ایرانی دیگر مجالی برای شنیده شدن در رادیو و تلویزیون رسمی ایران نیافت و این گروهِ به انزوا کشیده شدهِ (البته نه از سوی مردم)، در اوج پختگی و توانایی شدند صداهای ممنوع. جریان حاکم موسیقی در آن دوره تصمیم گرفته بود به احیا و گسترش موسیقی ردیفی و دستگاهی دوره قاجار اما شاید هیچ گاه کسی نپرسید آیا مردم هم با این تصمیم موافقند؟ اکنون چهار دهه از آن روزگار گذشته و بسیاری از افراد همان گروه خاص امروز از نوآوری در موسیقی ایرانی، سلیقه و انتخاب مردم حرف می زنند. استاد بزرگی در این عرصه می گوید دوران ما گذشته و این نسل حق شنیدن آثار تازه دارد. با کمال احترام و ادب چرا در روزهای ابتدایی انقلاب کسی از نسل جوان و حقوق و سلیقه اش حرفی نزد؟ چرا در آن دوره تعدادی معدود (هرچند کارشناس و خبره و استاد تمام! ) به جای همه مخاطبان تصمیم گرفتند؟ اگر ملاک سلیقه و انتخاب جوانان بود، چرا در دو دهه ابتدایی امکان حضور صدایی تازه فراهم نشد و همه رفتند به سوی تقلید از شیوه خوانش و نوازندگی همان گروه خاص. امروز سال هاست از آن روزگار گذشته و بسیاری از نام آوران و خاطره سازان موسیقی ایرانی دیگر نفس نمی کشند اما همان اندک نفراتی که هنوز در میان ما حضور دارند همچنان در انزوا هستند و مدافعان همان گروه خاص گاهی به درد دل‌های «نسل ممنوع شده» چنان واکنش های تندی نشان می دهند که انگار تجربه کرده اند چهل سال خانه نشینی را، آن هم نه به انتخاب مردم که به انتخاب رفقایی که روزگاری با هم همنشین بودند. امروز هشتاد و چهارمین بهار زندگی اکبر گلپایگانی(گلپا) خواننده موسیقی ایرانی است که مرد حنجره طلایی موسیقی ایران لقب گرفته است. با او به بهانه تولدش گفت و گویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:


در ذهن بسیاری از علاقه مندان موسیقی در ایران یکی از نام‌های جاودان گلپا است. آقای گلپایگانی روز تولد هشتادوچهار سالگی برای مردم ایران چه حرف‌هایی دارید؟


می خواهم به همه هموطنانم بگویم مردم سرزمینم را دوست دارم و با هیچ آدمی دشمنی ندارم اما اگر کسی پایش را روی دستانم بگذارد، دردم می‌گیرد بنابراین ناچارم بگویم آخ! این واکنش اصلا نه دلیل بر دشمنی من با کسی است و نه به سیاست ربطی دارد، فقط نشان دهنده درد گرفتن دستان من است! من به وضع امروز موسیقی ایران معترضم. مگر من همان کسی نیستم که روزگاری مردم کشورش را با آواز آشتی داد؟ از آدم هایی که در دوره انتشار «مست مستم ساقیا دستم بگیر»، زندگی می‌کردند، بپرسید: آن قطعه چقدر شنیده شد؟ مردم حتی روی دوچرخه هایشان هم این قطعه را زمزمه می‌کردند.


حدود پانزده سال است که دهم بهمن ماه در خانه شما جشن تولدتان برگزار می‌شود. چرا اینقدر به حضور هنرمندان و ورزشکاران در این جشن علاقه‌مندید؟


ابتدا این نکته را باید بگویم که امسال این روز با آغاز ایام فاطمیه مصادف شده است. برای احترام به این ایام و چون در جشن تولد، هنرمندان حضور دارند و نواختن ساز و خواندن آواز جزئی از برنامه است، بهتر است چند روز دیرتر این جشن را برگزار کنیم. همان طور که می‌دانید گاهی عده ای دنبال نکته می‌گردند تا از یک اتفاق سوءاستفاده کنند. از سوی دیگر چون بسیاری از هنرمندان، ورزشکاران و شخصیت‌های محترم برای این جشن به خانه من می‌آیند و ساعاتی را کنار هم می‌نشینیم و به گفت و گو و دید و بازدید مشغول می‌شویم، برای این عزیزان ممکن است حاشیه‌ای ایجاد شود. بنابراین قرار شد 10روز این برنامه را به تعویق بیندازیم. در این جشن، خانم پرتویی، پریسا، صالح، آقای ظریف، فرهت، روحانی و تعداد دیگری از هنرمندان ارزشمند عرصه‌های مختلف و گروهی از ورزشکاران حضور خواهند داشت. ناگفته نماند که جشن تولد مرا پنجشنبه هفته قبل در خارج از کشور در سالن معروف پالادیوم امریکا برگزار کرده‌اند. این خبر را هم به مردم ایران هرجای دنیا هستند، می‌دهم که یکی از قطعات جدیدم با نام «راز و نیاز» امروز منتشر شد.


در روز تولد ظاهرا رسم جالبی وجود دارد که در آن می‌شود یک آرزو را بر زبان آورد. شما در هشتاد و چهارمین بهار زندگی آرزویی ندارید؟


راستش به جای آرزو در این لحظه از کسانی که در این سال‌ها نگذاشتند یا نخواستند مردم ایران آثار اکبر گلپایگانی را بشنوند، سئوال ساده ای دارم. می‌خواهم بپرسم نقطه ضعف‌های من گلپا چیست؟ تا بدانم و بروم خودم را اصلاح کنم. لطفا نقاط ضعف مرا بگویند تا ببینم کدام یک از کارهایی که برای مردم در عرصه موسیقی انجام دادم، بد بود و اثرگذاری نداشت؟ یکی از دوستان گفت این موضوع را چرا باید مطرح کرد؟ گفتم چون می‌خواهم دلایل و آدم هایی که بر اساس این دلایل با من نامهربانی کردند، بشناسم. کاش بیایند و به من بگویند چرا نخواستند برای مردم ایران بخوانم؟ در این سال‌ها از هرکدام از مسئولین که این سئوال را پرسیده ام، جواب تکراری به من می‌داده‌اند. می‌گویند ما در این ماجرا نقشی نداشته‌ایم، شما از رفقای خودتان بپرسید که کدامشان این کار را بدعت گذاشتند؟ من می‌خواهم این دوستان نزدیک را بشناسم و از آنها فقط بپرسم چرا با من و مردم ایران این کار را کردید؟ نمی‌خواهم با این دوستانی که در مقابل من و بسیاری از بزرگان موسیقی دشمنی کردند، مسیر دشمنی را دنبال کنم بلکه می‌خواهم به جبران این بی مهری‌ها به آنها محبت کنم. اما تاکنون کسی دلیل این رویه را به من نگفته و سالهاست فکر می‌کنم این راه راه درستی نبوده است.

putin_013018.jpgدویچه وله - آمریکا فهرستی از نام۲۱۰ تن از میلیاردها و سیاستمداران روس را منتشر کرده که در حلقه نزدیک به پوتین هستند. روسیه به این اقدام واکنش نشان داده است. انشتار این فهرست می‌تواند برای تحت‌تاثیر قرار دادن انتخابات روسیه باشد.

وزارت دارایی آمریکا با انتشار نام گروهی ۲۱۰ نفره از قدرتمندترین افراد در روسیه که در ارتباطی نزدیک با پوتین قرار دارد، می‌خواهد میان الیت جامعه روس و ولادیمیمر پوتین رئیس جمهوری فعلی و نامزد اصلی انتخابات آتی فاصله ایجاد کند.

در این فهرست نام ۱۱۴ سیاستمدار پرنفوذ و ۹۶ تن از الیگارش‌های روسیه، مانند آلکسی میلر، مدیرعامل اجرایی گازپروم، اویگن کاسپرسکی، رئیس شرکت امنیت رایانه‌ای کاسپرسکی، دیمیتری مدودف، نخست وزیر، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه و رومان آبرامویچ، میلیارد روس نیز دیده می‌شود.

این فهرست هفت صفحه‌ای در چارچوب قانون "مقابله آمریکا با دشمنان از طریق تحریم" و به درخواست کنگره آمریکا ارائه شده است. ظاهرا آمریکا قصد ندارد ابتدا تحریم‌های جدیدی علیه روسیه وضع کند، اما این فهرست می‌تواند زمینه‌ای برای تحریم‌های بعدی باشد.

دونالد ترامپ سال گذشته با اکراه بسیار قانون یاد شده را امضا کرد و رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا این قانون را بی‌مورد دانست. او از وزارتخانه خود خواست که فهرستی از شرکت‌هایی را ارائه دهند که در ارتباط با کنسرن‌های نظامی و امنیتی روسیه هستند.

Abbas_Abdi.jpgاعتماد - به نظر می‌رسد که یک برداشت ناصواب و نادرست از مسائل اجتماعی موجب شده است که در ایران به جای آنکه دادگاه‌ها فصل‌الخطاب مجادلات و ابهامات و تردیدها باشند، خودشان موضوع مجادلات و تنش‌های بیشتر می‌شوند. نمونه روشن آن پرونده آقای سعید طوسی است؛ پرونده‌ای که خبر آن به صورت افشاگرانه و از یک رسانه فارسی‌زبان خارجی و نه از طریق عادی به افکار عمومی راه یافت و منشا مجادلات گوناگونی شد. اکنون که حکم صادر شده است، مجادله بدتری را رقم زده است که اتفاقا بیش از محکومیت به ضرر متهم تمام خواهد شد، ضمن آنکه جامعه را دچار نوعی از ناامیدی و یأس کرده است که در این یادداشت به آن می‌پردازم.

رییس محترم قوه قضاییه اخیرا اعلام کرده است که با قضات فاسد و رشوه‌گیر برخورد قاطع می‌شود و اسامی آنان رسانه‌ای می‌شود و این را اقدامی مهم جهت پاکسازی فضای دستگاه قضایی دانسته است. ولی واقعیت این است که مساله اصلی در این قوه وجود چنین قضاتی نیست، هرچند این مساله به نوبه خود بسیار مهم است، ولی مساله اصلی این است که دستگاه قضایی قادر نیست افکار عمومی را نسبت به احکام صادره از سوی دادگاه‌های خود در پرونده‌های مهم جلب کند.

falahatpishe_013018.jpgدویچه وله - یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس می‌گوید ایران نباید در تشکیل "ائتلاف ضدآمریکایی" روی حمایت روسیه حساب کند، زیرا مسکو به "نومنطقه‌گرایی" روی آورده. او می‌خواهد که ایران هم در راستای "نومنطقه‌گرایی" با منطقه تنش‌زدایی کند.

حشمت‌الله فلاحت‌‌‌پیشه، نماینده اصولگرا در توضیح مخالفت روسیه با تلاش ایران برای ایجاد ائتلافی ضدآمریکایی، سیاست کرملین را در راستای "نومنطقه‌گرایی" توصیف می‌کند که سنخیتی با سیاست‌های ضدآمریکایی ندارد.

طرح یک ائتلاف ضدآمریکایی برای مقابله با حضور ایالات متحده در شمال سوریه را سرلشکر رحیم صفوی، مشاور و دستیار ارشد آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرده است. او ایران، عراق و پاکستان را اعضای بالقوه این ائتلاف می‌داند.

فلاحت‌پیشه اما تلویحا حمایت روسیه از این ائتلاف را منتفی دانسته و در رابطه با آن در مصاحبه‌ای با سایت مجلس (خانه ملت) توضیح داده است. او می‌گوید: «کشورهایی که به دنبال جهانی شدن بوده نیز خواهان تحولات نومنطقه‌گرایی هستند که با منطقه‌گرایی گذشته تفاوت دارد. در گذشته منطقه‌گرایی رویکردی تهاجمی، جغرافیایی و موضوعی (سیاسی و نظامی) داشت ولی در شرایط کنونی تحولات نومنطقه‌گرایی با رویکرد تعامل است.»

فلاحت‌پیشه تصریح می‌کند که کشورهایی که به دنبال "نومنطقه‌گرایی" هستند به دلیل همین رویکرد تعامل‌گرا "کشورهای دچار چالش با دنیا را در میان خود راه نمی‌دهند". او اضافه می‌کند که روسیه هم رویکرد تعامل با دنیا را برای تحقق تحولات نومنطقه‌گرایی در پیش گرفته و بنابراین به دنبال افزایش تعامل با کشورهایی است تا قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهد.

روسیه در سال‌های اخیر با همه کشورهای منطقه، از جمله کشورهایی که جمهوری اسلامی در چالش و ستیز با آنهاست، مانند عربستان و اسرائیل نیز مناسبات خوبی داشته است. به عقیده بسیاری از صاحب‌نظران، مسکو گرچه با بازی با کارت و امکانات ایران توانسته حضور و نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی خود را تحکیم و گسترش ببخشد، ولی امتیاز چندانی به ایران نداده و از نزدیکی بیش از حد به تهران امتناع کرده تا مناسباتش با کشورهای دیگر منطقه دچار اختلال نشود.

Mehdi_Karoubi.jpgمهدی کروبی از حصر نامه‌ای به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نوشته و در آن ضمن اشاره به اعتراض‌های اخیر به خامنه‌ای گفته است این اعتراض‌ها «زنگ خطری است که هرچه زودتر باید آن را دریابید». او گفته است بانی دخالت سپاه پاسداران و نیروهای نظامی در اقتصاد و سیاست و فرهنگ و همچنین وابسته کردن حوزه‌های علمیه به قدرت سیاسی، رهبر جمهوری اسلامی است. کروبی همچنین رویکرد خامنه‌ای در رویدادهای سال ۸۸ را به باد انتقاد گرفته و گفته است حاضر است در مورد آن رخداد مناظره کند.

متن کامل نامه مهدی کروبی به رهبر جمهوری اسلامی را که سایت «سحام نیوز» آن را منتشر کرده در زیر بخوانید:

MohammadJafar_Montazeri.jpgایرنا - دادستان کل کشور با اشاره به اقدام دختری که در خیابان انقلاب، حجاب خود را نزد عموم برداشته است، گفت: این اقدام، یک حرکت بچگانه و از روی تحریک احساسات و القائات خارج از کشور است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایرنا، حجت الاسلام محمدجعفر منتظری روز چهارشنبه در حاشیه گردهمایی مسئولان حقوقی و امور مجلس نیروی انتظامی در جمع خبرنگاران افزود: این امر جزئی است و در مجموعه ۸۰میلیون نفری کشور ما شاهدیم که بانوان محجبه، با چادر یا حجاب تعریف شده و دارای پاکدامنی و عفاف لازم هستند و به خودشان اجازه این حرکات را نمی‌دهند.



zelzelehzadegan.jpgشرق - حدود ۸۰ روز از زلزله ۷، ۳ ریشتری کرمانشاه می‌گذرد و با گذر روزها مشکل سرما هم به مشکلات زلزله‌زدگان اضافه شده است؛ سرمایی که در مناطق کوهستانی بیشتر می‌شود و اگر سرپناه چادر باشد، سرما تا مغز استخوان می‌رود. حالا ۸۰ روز پس از زلزله، نماینده مردم بخشی از مناطق زلزله‌زده یعنی گیلانغرب، سرپل‌ذهاب و قصرشیرین می‌گوید حداقل ۳۵ تا ۴۰ درصد مردم زلزله‌زده کانکس ندارند، آن‌هم در این سرما. او همچنین به نحوه تقسیم‌بندی برای اهدای کانکس هم انتقاد دارد. نمایندگان کرمانشاه هم از اقدامات دولت یا به عبارت بهتر انجام‌نشدن اقدامی از سوی دولت انتقاد کردند.
«فرهاد تجری» در گفت‌وگو با «شرق» از وضعیت زلزله‌زدگان می‌گوید. او گفت هرچه شرایط آب و هوایی بدتر می‌شود، مشکلات مردم زلزله‌زده هم بیشتر می‌شود. تجری مشکلات سوخت‌رسانی را یکی از مشکلات موجود در این مناطق عنوان کرد و افزود: «مشکل کمبود سوخت یکی از مشکلاتی است که باید وزارت نفت در جهت تأمین آن اقدام می‌کرد. بخشی از آن را بخش خصوصی انجام داده، ولی متأسفانه برای بخشی دیگر از این مشکل، هنوز معجزه یا حرکت خاصی از وزارت نفت ندیده‌ایم». نماینده مردم گیلانغرب، سرپل‌ذهاب و قصرشیرین در مجلس درباره وضعیت اسکان مردم زلزله‌زده از نحوه تقسیم کانکس‌ها بین زلزله‌زدگان انتقاد کرد و گفت: «درباره اسکان در این هوای سرد و زیر صفر شاهد اسکان مردم در چادرها هستیم که اصلا مناسب نیست. با این شرایط بارندگی برف و باران و باد، گاهی ریزگردها هم اضافه می‌شوند که شرایط بدی را فراهم کرده است». تجری این شرایط را نیازمند حمایت بیشتر و به‌ویژه حمایت بیشتر در بحث کانکس‌ها دانست. او در ادامه با انتقاد از بنیاد مسکن گفت: «بنیاد مسکن از ابتدا دسته‌بندی غلطی را انجام داده که همان مبنای تقسیم‌بندی کانکس‌ها قرار گرفت». او ادامه داد: «همین تقسیم‌بندی باعث نارضایتی زیاد و همچنین عدم پوشش صحیح با کانکس‌ در شرایط اسکان موقت شده است».

Rizgard.jpgشرق ـ معصومه اصغری - وابستگی مناطق مختلفی از کشورمان به آب در شرایطی که خشک‌سالی و کم‌آبی سال‌هاست پایش را بر گلوی شهرهای مختلف کشور گذاشته است، مشهود است؛ اما در این میان هستند شهرهایی که نه‌تنها آب ندارند، بلکه هوا هم ندارند. وضعیتی که یک روز و دو روز نیست تا از کنار آن به‌راحتی گذشت و غافلگیرکننده‌بودن حضور ریزگردها در شهرهای استان خوزستان و برخی شهرهای اطراف آن، زندگی مردم این شهرها را تحت‌تأثیر خود قرار داده است. در این گزارش به اثرات پدیده گردوغبار بر روند مهاجرت از استان خوزستان پرداخته‌ایم.
خوزستان که سال‌ها پس از جنگ تحمیلی و تخریبی که داشت، زندگی مردمانش شرایطی عادی نداشت و بسیاری از مهاجران هشت سال جنگ هیچ‌گاه به شهرهایشان برنگشتند، تازه داشت به شرایطی نسبتا مناسب می‌رسید که وقوع پدیده‌ای با منشأ خارجی و اتفاقا از همان کشوری که سال‌ها درگیر جنگ با آنها بودند، زندگی آنها را دوباره دگرگون کرد. خوزستان به گفته شهروندان آن، در دهه‌های قبل نیز گاه‌وبی‌گاه گردوغباری را شاهد بوده است؛ اما این غبار و به ‌قولی ریزگرد، هیچ‌گاه آن اندازه نبود که چشم چشم را نبیند، مردم مجبور شوند رانندگی را کنار بگذارند چون صد متر جلوترشان را نمی‌بینند و با وجود ماسک گردوغبار راه گلویشان را ببندد.

MohammadReza_Aref.jpgمحمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید، در گفت‌وگو با «جماران» به مسائلی مانند انتخابات ۹۲ و ائتلاف سال ۹۴ پرداخت. گزیده صحبت‌های عارف در ادامه می‌آید:
‌ما همواره بر هویت اصلاح‌طلبانه خود تأکید داریم؛ اما شرایط زمانی را هم مدنظر داشته‌ایم. آیا ما می‌خواهیم تجربه دهه ۸۰ در دو انتخابات ۸۴ و ۸۶ تکرار شود؟
پاسخ ما مشخص است؛ خیر. بنابراین با حفظ هویت و ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی و گفتمانی باید تصمیم‌گیری کنیم. به همین دلیل، در انتخابات مجلس در سال ۹۴، ائتلافی عمل کردیم؛ اما در انتخابات شوراها که در سال جاری برگزار شد، مستقل و کاملا اصلاح‌طلبانه وارد رقابت شدیم.

معجزه آیت الله خامنه اى!

| No Comments

Turkey_in_Afrin.jpgشرق - ۱۱۲نفر از وکلای سرشناس دادگستری که برخی از آنان از استادان حقوق بین‌الملل دانشگاه‌های ایران هستند، حمله ارتش ترکیه و شبه‌نظامیان ملی‌گرای ترک و سلفی‌های طرفدار ترکیه را به شهر عفرین و مناطق کرد شمال سوریه محکوم کردند و از سازمان ملل متحد و مراجع بین‌الملل خواستار جلوگیری از ادامه این تجاوز شدند. حقوق‌دانان ایرانی معتقدند این تجاوز نقض حاکمیت ملی سوریه و همچنین منشور ملل متحد و اصل عدم ‌توسل به زور است، در این بیانیه آمده است:

sochiSyria_012918.jpgاعتمادآنلاین | شهاب غدیری- کنفرانس دو روزه سوچی که قرار است امروز (دوشنبه) آغاز شود به نام «کنگره گفت‌وگوی ملی سوریه» معروف شده و نخستین مذاکراتی است که در خاک روسیه، متحد اصلی سوریه، انجام می‌شود.

به گزارش گروه بین‌الملل اعتمادآنلاین، الجزیره در گزارشی نوشت: در این اجلاس سفیر سازمان ملل در امور سوریه، استفان دی‌میستورا و نمایندگانی از سوریه، ایران و ترکیه حضور خواهند داشت.
از میان گروه‌های مخالف کمیسیون مذاکرات سوری (SNC)، که با نام کمیته ارشد مذاکرات (HNC) معروف است این گفت‌وگوها را تحریم کرد. از نظر این گروه اپوزیسیون مذاکرات سوچی به دنبال برهم زدن تلاش‌های سازمان ملل برای رسیدن به توافق ملی است که پیش‌تر در مذاکرات ژنو طرح آن ریخته شده بود.
عمر کوش، تحلیل‌گر سوری مستقر در ترکیه در مصاحبه با الجزیره گفت: این مذاکرات می‌خواهد مسیر گفت‌وگوهای ژنو را منحرف کند.
کوچ در ادامه افزود: هدف این مذاکرات از میان بردن امکان رسیدن به راه حلی سیاسی است. دولت سوریه چند روز پیش از مذاکرات، آتش بس غوطه شرقی را زیر پا گذاشت. مذاکرات سوچی تلاشی است برای «به دست آوردن کنترل بیشتر خاک سوریه [...] و در روزهای اخیر شدت درگیری‌ها در این منطقه بیشتر شده است».
به رغم درخواست‌های مکرر سازمان ملل دولت بشار اسد و روسیه از انتقال آزاد افراد زخمی و بیمار جلوگیری کرده است. سوریه اکنون به کمک متحدانش موضع قوی‌تری در مذاکرات پیدا کرده و همچنان تلاش می‌کند به قدرت خود بیافزاید.
به گفته کوش، تنها 10 نماینده از میان اپوزیسیون می‌خواهند در این مذاکرات شرکت کنند.
اپوزیسیون دولت بشار اسد جناح‌های متعددی دارد. شکاف اصلی داخل مخالفان بشار میان SNC و دوگروه معارض دیگر است که با روسیه رابطه خوبی دارند و بشار اسد با آن‌ها مشکلی ندارد.

evin.jpgرادیو زمانه ـ محمدعلی وکیلی، عضو هیئت رئیسه مجلس ایران از انجام بازدید گروهی از نمایندگان مجلس از زندان اوین خبر داد اما گفت فعلاً در این باره جزئیاتی ارائه نخواهد شد.

محمدعلی وکیلی گفت بعد از ظهر امروز، سه‌شنبه ۱۰ بهمن تعدادی از نمایندگان مجلس از محل نگهداری بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در زندان اوین بازدید کردند.

با این حال وکیلی افزود: «با توجه به توافقی که پس از انجام بازدید با دیگر نمایندگان داشتیم، قرار شد فعلاً درباره جزئیات اظهارنظر نکنیم.»

Sepah_Pasdaran.jpgرادیو زمانه ـ تصویب لایحه «الحاق به کنوانسیون مقابله با جرائم سازمان یافته ملی» (پالرمو) در مجلس شورای اسلامی آن هم پیش از پایان مهلت جمهوری اسلامی برای اجرای مقررات گروه ویژه اقدام مالی (FATF) اصول‌گرایان را نگران کرده است. آن‌ها واهمه دارند که این لوایح نه تنها دست سپاه پاسداران را در حمایت از گروه‌‌های شبه‌نظامی شیعه در عراق و سوریه و لبنان و یمن ببندند، بلکه سرانجام به «خلع سلاح» سپاه پاسداران بینجامد. وزارت خارجه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده که این نگرانی‌ها بیهوده است.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی چهارشنبه ۴ بهمن با الحاق ایران به «کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی» (پالرمو) موافقت کردند. بر اساس ماده واحده این لایحه، دولت ایران موظف است مفاد کنوانسیون پالرمو از جمله مواد ۲، ۳، ۵، ۱۰ و ۲۳ این معاهده را بر اساس «قوانین و مقررات داخلی به ویژه اصول قانون اساسی» اجرا کند.

Mehdi_Ghaedi.jpgایلنا ـ هافبک جوان استقلال در راه بوشهر تصادف شدیدی کرد.

به گزارش خبرنگار ورزشی ایلنا مهدی قائدی، هافبک جوان استقلال تهران که برای کارهای مربوط به دانشگاهش به بوشهر رفته بود شب گذشته در حادثه رانندگی مصدوم و روانه بیمارستان خلیج فارس شد.

او به همراه برخی دوستانش سوار بر ماشین در حال برگشت از تماشای مسابقات فوتبال ساحلی بود که خودرو آنها در اتوبان امام علی (ع) بوشهر واژگون می‌‌‌‌‌‌شود.

در سانحه واژگونی‌خودرو، به غیر از مهدی قائدی سه نفر دیگر هم در ماشین بوده‌اند. دو نفر جراحات سطحی داشتند که بعد از مداوای سرپایی از بیمارستان ترخیص شدند. یک نفر در آی‌سی‌‌‌‌‌‌‌‌یو است و مهدی قائدی هم به علت خونریزی داخلی به اتاق عمل رفته و بعد از انجام عمل، در آی‌سی‌یو بستری شده است.

fesad_012718.jpg

مجتبی احمدی - شبکه بیان

فساد اقتصادی و سوءاستفاده‌های مالی به قدری در جمهوری اسلامی گسترده است که به یک مسئله عادی تبدیل شده و حکومت نیز راهکاری برای جلوگیری یا کاهش آن ندارد. کارشناسان مالی و اقتصاددانان بر این باورند که اختلاس و فساد مالی گردابی‌هایی قدرتمند هستند که باعث سقوط دیکتاتوری‌ها می‌شوند. حالا این گرداب قدرتمند در حال بلعیدن دولت حسن روحانی است.

دیوان محاسبات ایران که وظیفه نظارت بر همه فرایندهای مالی کشور را بر عهده دارد به تازگی گزارشی را درباره «عملکرد دولت در بودجه 1395» منتشر کرده است که نشان می‌دهد، دولت روحانی در فساد اقتصادی و بی‌نظمی‌های مالی، رکوردهای محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین ایران را شکسته است.

آمار و ارقامِ فساد و قانون‌گریزی‌های دولت روحانی در این گزارش می‌تواند به عنوان یک رکورد در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت شود. حسن روحانی یک میلیارد و 177 میلیون دلار از سهم صندوق توسعه ملی از نفت را واریز نکرده و معلوم نیست این مبلغ کلان صرف چه چیزی شده است.

عادل آذر، رئیس دیوان محاسبات ایران در مجلس شورای اسلامی پرده دیگری از تخلف‌های گسترده دولت برداشته و گفته است «11 هزار و 479 میلیارد تومان حاصل از فروش داخلی گاز طبیعی به حساب خزانه واریز نشده و باید در این موارد اقدام عاجلی صورت گیرد.» وجود این انحراف‌های مالی در کارنامه سال 95 دولت روحانی در حالی است که در پنج سال گذشته معاون اول او بارها دولت احمدی‌نژاد را بابت فساد اقتصادی محکوم کرده و خود را پرچم‌دار مبارزه با فساد اقتصادی دانسته است.

سازمان شفافیت بین‌الملل اوایل سال 2017 میلادی اعلام کرد ایران در بین 176 کشور جهان، در زمینه فساد اداری، اقتصادی و تجاری، رتبه 131 را از آن خود کرده است. از جمله حکومت‌های فاسدی که در کنار جمهوری اسلامی از آن‌ها یاد می‌شوند، سومالی، افغانستان، سودان و عراق هستند.

barjam_012918.jpgرویداد۲۴- مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه درباره نزدیک شدن مواضع آمریکا و اروپا برای اعمال تغییر در برجام با وجود مقاومت جمهوری اسلامی ایران گفت: خواستن و توانستن در سیاست فرق دارد. بر این نکته تأکید می‌کنم که در مرحله کنونی باید سنجید تا چه اندازه توانایی به کرسی نشاندن مواضع خود را داریم یا بار دیگر خواهیم گفت که در قالب تحریم‌ها یا فشارها استقلال پیدا خواهیم کرد و یک دهه هزینه می‌پردازیم و درنهایت آنچه مهم خواهد بود، حذف تحریم‌ها در لایه‌های گوناگون تحریمی بر ضد جمهوری اسلامی است که این بار دیگر فرصتی باقی نیست و باید یک تصمیم‌گیری نهایی و بسیار مهم صورت گیرد.
روزنامه وال‌استریت ژورنال به نقل از رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا نوشته است که «مقام‌های این کشور و انگلیس، فرانسه و آلمان این هفته (میلادی) برای آغاز مذاکرات رسمی در مورد نگرانی‌های واشنگتن درزمینهٔ توافق هسته‌ای، دیدار و گفت‌وگو کرده‌اند و آنچه در موردش به توافق دست‌یافته‌ایم، همکاری باهمتایان اروپایی‌مان است.»
تیلرسون البته پیش‌تر در هفته گذشته گفته بود که کارگروه‌هایی هفته آینده برای گفت‌وگو در موردتوافق هسته‌ای باهم دیدار می‌کنند، اما فردی مطلع اعلام کرد که «برایان هوک» دستیار نزدیک تیلرسون و مدیر برنامه‌ریزی سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا با مقام‌های اروپایی دیدار داشته تا مذاکرات رسمی در لندن را درحالی‌که تیلرسون در داووس سوئیس به سر می‌برد، آغاز کند.
در همین خصوص محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان نیز مطرح کرده است که «معتقدم مماشات و کج دار و مریز دراین‌باره جواب نمی‌دهد. من بر این باورم که موضع مبنایی اروپا آن است که در خصوص توافق هسته‌ای نباید دوباره مذاکره‌ای صورت گیرد و اینکه تمامی مفاد این معامله، موبه‌مو لحاظ و رعایت شوند و انتظار ما آن است که اروپا به این توافق پایبند باشد و من معتقدم این انتظاری است که جامعه جهانی نیز از شما (اروپایی‌ها) دارد.»
مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل بین‌الملل و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با رویداد۲۴ در رابطه با دیدار آمریکایی‌ها با اروپایی‌ها در خصوص برجام گفت: توافق هسته‌ای یک بهانه به‌حساب می‌آید، اصل قضایا در نشست گروه 7 در رم رقم خورده است.

ظهور نسل محزون در ایران

| No Comments

Eterazat_dokhtar_daneshjou.jpgنویسندگان: عقیل دغاغله - زکیه سلیمی

منبع: مریپ

ترجمه: سایت دیپلماسی ایرانی - تهران

روز جمعه، ۲۹ دسامبر ۲۰۱۷، ناگهان تظاهرات شهر مذهبی مشهد، کلان شهری مهم واقع در شمال شرق کشور را درنوردید. اگرچه شواهد حکایت از آن داشت که تظاهرات از سوی تندرو ها طراحی شده تا حسن روحانی ناکارآمد جلوه داده شود، اما ناآرامی ها به سرعت به سراسر کشور تسری پیدا کرد و از کنترل تمام گروه های سیاسی خارج شد. اغلب رسانه های جریان اصلی و بین المللی با عجله به این موضوع اشاره کردند که این ناآرامی ها بزرگترین تظاهرات از زمان جنبش سبز است؛ تظاهراتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ آغاز شد و جوانان پیش برنده آن بودند.


رسانه های خارجی فی الفور به تحلیل تظاهرات ایران پرداختند، اهمیت عامل اقتصادی همچون فقر، تورم و بیکاری را برجسته کرده و همزمان بر نقش هدایتگر جوانان مستاصل و فقیر در چرخه جدید ناآرامی ها تاکید کردند. هرچند برخی از شعار ها علیه افزایش چشمگیر قیمت غذا و دیگر مایحتاج ضروری بود، اما بسیاری از شعار ها حکایت از نارضایتی های سیاسی و اشاره به تغییر احساسات سیاسی جوانان ایرانی داشت. شعار و موضع یکسان علیه اصلاح طلبان و اصولگرا ها از تغییر در شیوه ارتباط جوانان ایرانی با حاکمیت حکایت دارد. تظاهرات آن ها منعکس کننده ایجاد شکاف در ساحت سیاسی ایران است. برای دهه ها در ساختار سیاسی ایران موضع اصلاح طلبانه برای مقابله با نهاد ها و سیاستمداران محافظه کار مورد حمایت قرار داشت.


غافلگیرکننده ترین جنبه تظاهرات اخیر از جانب گرایش های پوپولیستی قابل مشاهده بود که متشکل است از جوانان طبقه متوسط ایرانی، کسانی که از ناامیدی های عمومی و به ویژه از ناامیدی های نسلی خود به شعارهای رمانتیک و اغلب رادیکال ملی گرایانه نقب زده اند.


نسل محزون - Blue Generation
بهترین راه به منظور تبار شناسی تظاهرات اخیر این است که از مراسم غیرمنتظره تدفین مرتضی پاشایی آغاز کنیم، خواننده سی ساله ایرانی که نوامبر ۲۰۱۴ به دلیل ابتلا به سرطان درگذشت. خبر درگذشت او هزاران تن از جوانان ایرانی را برای تشییع جنازه به خیابان های تهران کشاند. برای چند روز، صد ها جوان، اغلب زیر ۲۵ سال، در سراسر کشور گردهم آمدند و با آواز و روشن کردن شمع یاد او را گرامی می داشتند. پاشایی برای اغلب افرادی که در این جمعیت سنی قرار نمی گرفتند ناآشنا بود. ناظران در مقالاتی که در خصوص این حضور خیابانی غیرمنتظره نوشتند اذعان کردند که نه پاشایی را می شناختند و نه ترانه های او را گوش داده بودند، انجمن جامعه شناسی ایران میزگردی برگزار و جامعه شناسان سر شناس کشور را برای تحلیل محبوبیت ناشناخته یکی از اسطوره های جوانان دعوت کرد.


مراسم تدفین پاشایی نشانه ای زودرس از ظهور نسلی جدید در ایران بود که ارتباط کمی با انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸-۱۹۸۰)، یا عصر اصلاحات پرزیدنت محمد خاتمی (۱۹۹۷-۲۰۰۵) احساس می کرد. در حقیقت بسیاری از آن ها سنشان کمتر از آن است که حتی جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ را تجربه کرده باشند.


ترانه های سودازده پاشایی، حال و هوای غم زده نسلی را نمایندگی می کرد که احساس می کند حزن و اندوه (Blues) دارد. این «نسل محزون» (blue generation) احساس می کند مورد خیانت اتوکراسی فاسد قرار گرفته است و اعتقاد اندکی به ایدئولوژی های سیاسی موجود دارد. مهم ترین شاخصه متمایزکننده احساسات سیاسی نسل آن ها فقدان هرگونه وابستگی سیاسی یا احساس تعلق خاطر به نهاد ها یا فرهنگ سیاسی پساانقلاب در ایران است.


نسل محزون در دوران کوتاه و گذرای ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر شکل گرفته است. آن ها شاهد یا تجربه اندکی از معنویت، وجدان عمومی، ایثار، عدالت اجتماعی، دوره پساانقلابی توسعه مجدد دولت و ملت، یا دوره اصلاحات اولیه و یا حتی استقلال ملی دارند که در سال های نخستین جمهوری اسلامی بخشی از فرهنگ عمومی بود.


این نسل تصورش از حاکمیت، نهادی است که گردهم آیی موسیقی را لغو می کند، دستورالعمل های اجباری پوشش وضع می کند، فعالیت های فرهنگی و تفریحی را قدغن می کند. آن ها دولت را ناکارآمد، فاسد و ناتوان در اداره کشور شناسایی کرده اند. این ایماژ به واسطه اخبار هر روزه در خصوص کمبود آب، زوال اقلیمی، آلودگی هوا و دیگر مرض های اجتماعی همچون اعتیاد، کودکان بی خانمان، خشونت خیابانی و وخامت خدمات عمومی تقویت شده است. دختران و پسران جوانی که در شهرهای کوچک و بزرگ به خیابان ها ریختند خسته از دولتی هستند که بیش از آنکه نگران فراهم کردن فرصت های اقتصادی یا احترام به حقوق و آزادی های اولیه آن ها باشد، دلواپس پوشش آن هاست. تظاهرات اخیر را بهتر است به عنوان ظهور نسلی فهمید که اعضای آن به طور کامل نسبت به حاکمیت بیگانه هستند.

ghari_012918.jpgایران اینترنشنال، محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی،‌ در پی اعلام خبر تبرئه‌شدن سعید طوسی، قاری معروف قرآن توسط شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران،‌ تصویر رأی دادگاه را نیز منتشر کرده است.

صادقی روز شنبه ۷ بهمن، سپس با انتشار چند توییت دیگر علیه قوه قضاییه، اعلام کرد: «اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را ازدادگاه گرفته بود».

وی در توئيت دیروز حود نوشت: «حکم مستشاران عاریتی شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر کیفری استان تهران مبنی بر تبرئه کودک آزار قرآنی نشان می‌دهد دستگاه قضایی صدای اعتراض مردم را خوب شنیده است.»

‏وی افزود: «شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴ سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را از دادگاه گرفته بود.»

ghariSTtabraeh1.jpgبه گزارش انصاف نیوز، سعید طوسی از قاریان نزدیک به بیت سید علی خامنه‌ای،‌ رهبر جمهوری اسلامی در واکنش به این خبر گفت: «رأی تبرئه‌ام صادر شده و به وکیلم نیز ابلاغ شده و به زودی منتشر می‌شود.»

طوسی در واکنش به سخنان محمود صادقی ادعا کرده است:«من این آقا را اصلاً نمی‌شناسم. قطعاً ایشان هر کسی هست دروغ می‌گوید و ادعای بی‌خودی دارد و برای خودش حرف زده است. اگر ایشان مشکلی دارند با وکیلم، آقای حمید هروی تماس بگیرند تا توجیه شوند».

خبر تبرئه سعید طوسی از سوی دستگاه قضا با واکنش‌های زیادی را در پی داشت.

مصطفی تاجزاده،فعال سیاسی، شهیندخت مولاوردی، دستیار ویژه رئیس جمهور ایران در امور حقوق شهروندی و الهام فخاری، نماینده شورای شهر تهران،نیز با انتشار توییتی به این خبر واکنش نشان داده‌اند.

تاجزاده در توئیت خود نوشته است:«حکم سعید طوسی با اعمال نظرهای مقامات، افکار عمومی را شدیدا جریحه دار کرده است. اگر این پرونده عادلانه رسیدگی نشود، انگشت اتهام به سوی کانونی متوجه خواهد شد که مصلحت خود او و کشور نیست.»

ghariSTtabraeh2.jpgاز سوی دیگر، تاجزاده و صادقی، هشتگ‌هایی را نیز برای اعتراض به این حکم در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته‌اند.

محمد گندم‌نژاد طوسی،‌ معروف به سعید طوسی؛ قاری مشهور قرآن که از قاریان نزدیک به بیت سید علی خامنه‌ای،‌رهبر جمهوری اسلامی، متهم به ارتباطات ناسالم با نوجوانان بوده که بنا به گفته‌ی محسنی‌اژه‌ای پس از اعتراض، در مورد «مساله خلاف عفت» منع تعقیب شد، اما برای او قرار مجرمیت برای «تشویق به فساد» صادر شد.

پرونده این اتهام از سال ۱۳۹۰ پس از شکایت چند نفر از قاریان جوان باز شد که در سال ۱۳۹۵ در رسانه‌ها علنی شد.

به گزارش برخی رسانه‌ها، وی متهم به رابطه جنسی و تجاوز به ۱۰ تا ۱۹ پسر نوجوانی شده‌است که نزد او قرائت می‌آموخته‌اند. این جوانان طوسی را متهم کردند که او آنان را آزار جنسی داده‌ است.

یورونیوز، دومین دختر خیابان انقلاب در اعتراض به حجاب اجباری بر بالای سکویی در خیابان انقلاب تهران ایستاد که ویدا موحد برای نخستین بار نام «دختر خیابان انقلاب» را بر آن حک کرد.

روز دوشنبه عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داد دختر دیگری بدون حجابی بر موهایش بر همان سکویی ایستاده است که ویدا موحد، معروف به دختر خیابان انقلاب برای نخستین بار و بطور نمادین روسریش را بر سر چوبی گره زد.

برخی از گزارش‌ها و عکس‌های منتشر شده از سومین دختر خیابان انقلاب نیز خبر می دهد که در نزدیکی میدان فردوسی بر سکویی مشابهی بالا رفته و روسری سفید رنگش را بر سر چوبی گره زده است.

d49509dfb94_249280.jpg

بعد از حرکت اعتراضی ویدا موحد ۳۱ ساله که مادر یک کودک ۱۹ ماهه نیز هست، دختران دیگری در شهرهای مختلف و نقاط مختلف تهران با اقدامی مشابه کار او را تکرار کرده بودند با این حال این دومین بار است که دختری بر همان سکویی بالا می رود که ویدا موحد اعتراضش را آغاز کرد.

کاربران شبکه‌های اجتماعی در مواجهه با اقدام دومین دختر خیابان انقلاب همانند همه سوژه های اجتماعی-سیاسی دو دسته شده اند. در توئیتر بیشتر کاربران از اقدام این دختر حمایت کرده اند و تعدادی نیز که بیشتر مشخصاتی نزدیک به جریان های اصولگرا دارند به تمسخر او پرداخته اند.

با این حال در پی دستگیری ویدا موحد و سپس آزادی او که نسرین ستوده وکیل دادگستری خبر آن را منتشر کرد، اقدام این دختر را باید اقدامی توصیف کرد که با آگاهی از احتمال دستگیر شدن و مجازاتی که قانون مجازات اسلامی برای این اقدام در نظر گرفته، انجام شده است.

در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی آمده است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»

روسری سفید بکار رفته توسط این دختران معترض با کمپین اعتراضی «چهارشنبه های سفید» پیشنهاد شده از سوی مسیح علینژاد خبرنگار مقیم آمریکا، مرتبط است که از زنان خواسته بود برای اعتراض به حجاب اجباری روزهای چهارشنبه روسری سفید بر سر کنند اما این دختران روسری سفید را نه بر سر بلکه بر سر چوب آویزان کردند.

اقدام آنها را می توان هم اعتراض به حجاب اجباری به شیوه ای رادیکال و همزمان اعتراضی صلح آمیز ارزیابی کرد. با این حال مشخص نیست در صورت گسترش این شیوه از اعتراض، مقامات حکومتی چه واکنشی به آن نشان دهند.

taksirDAIran.jpg

Ali_Keshtgar.jpgنزدیکترین کشور جهان به لحاظ تاریخ، زبان و فرهنگ به ایران، افغانستان است. این کشور در روزهای اخیر، بارها آماج وحشیانه‌ترین اقدامات تروریستی قرار گرفته و قربانیان تازه‌ترین حمله، تا هنگام نوشتن این یادداشت، به ۱۰۳ کشته و ۲۳۵زخمی رسیده است و بیمارستان‌های افغانستان پر از مجروحان جریان موج جدید بمب‌گذاری‌هاست که طالبان همه آنها را بر عهده گرفته است!

اما پرسشی که پس از انتشار پیاپی اخبار جنایات طالبان در افغانستان مطرح می‌شود این است که چرا علی خامنه‌ای و هسته اصلی قدرت تا کنون در قبال این جنایات هولناک چیزی نگفته‌اند در حالی که در حوادثی بسیار جزئی‌تر در منطقه، خود را موظف به موضع‌گیری می‌دانند.

forooghi_012918.jpgروزنامه همدلی

مهدی فیضی‌صفت - شاید اگر تورج شعبانخانی به خسرو هریتاش پیشنهادش نمی‌داد، امروز موسیقی ایران «فریدون» نداشت، شاید اگر در جوانی دل به دختر زیبارویی نمی‌باخت و ازدواج معشوقه‌اش، قلبش را آتش نمی‌زد، امروز فریدون فروغی، فریدونی نبود با سوز صدایی که غم را موج موج از گوش مخاطب به وجودش جاری می‌کند. چه کسی مانند او می‌توانست بخواند «دلم از خیلی روزا با کسی نیست»، چه کسی مثل «فریدون» می‌توانست فریاد بزند «دیگه این قوزک پام یاری رفتن نداره» و چه کسی چون فروغی می‌توانست آواز کند «غم تنهایی اسیرت می‌کنه، تا بخوای بجنبی پیرت می‌کنه.» حتی اگر نزدیک به دو دهه اسیر سکوت شود، نامش فراموش نشدنی است، دوستدارانش از یاد نبردند خواننده‌ای را که با سیل هنرمندان مهاجر همراه نشد و ماند، حتی به قیمت خاموشی. او که صدای سوزناک و سبک منحصر به فردش، آثار ماندگاری را در حافظه‌شان ثبت کرد. فریدون فروغی در ابتدا به عنوان خواننده سبک پاپ و راک در موسیقی ایرانی مطرح شد؛ اویی که روزی تصور نمی‌کرد قطعه‌ای به زبان فارسی بخواند. دهه شصت و هفتاد میلادی بود، دوران ظهور و فراگیری موسیقی راک انگلیسی. عاشق «ری چارلز» بود، گیتار در دست می‌گرفت، «ری چارلز» می‌زد و می‌خواند اما «آدمک» زندگی موسیقایی او را متحول کر. نام فریدون فروغی در کنار فرهاد مهراد به عنوان خوانندگان موسیقی اعتراضی ایران حک شده، فریدونی که غمگنانه زیست، غمگنانه آواز خواند و غمگنانه چشم از جهان فرو بست. او را در روستای قورقورک بوئین زهرا قزوین در کنار برکه‌ای کوچک به خاک سپردند، جایی که سال‌ها پیش برایش خوانده بود «قریه من رویای من بود، اون چشمه خوب دنیای من بود». فریدون فروغی اگر امروز زنده بود، شصت‌وهفتمین سالروز تولدش را جشن می‌گرفت. او را از یاد نمی‌بریم، نه به خاطر «یار دبستانی»، «زندون دل» و ده‌ها کار ماندگار دیگر، چون او فریدون فروغی بود.


فریدون، فروغی در ترانه روزگار ما


محمدعلی بهمنی - اگر قرار باشد از اسم فریدون فروغی صحبت کنم باید بگویم «او و کارهایش، فروغی در ترانه روزگار ما بودند.» او همیشه این مزیت را با خود به همراه داشت که با ارائه هر اثرش، چراغی را در ترانه و موسیقی پاپ ما روشن می‌کرد. شناخت من از او به زمانی برمی‌گردد که کاری را با آقای تورج شعبان‌خانی انجام داده بود و من در تهیه و تولید اولیه‌اش حضور داشتم و این باب آشنایی من با فریدون فروغی بود. ما منتظر «فروغی» بودیم که در موسیقی اتفاق بیفتد یا دست‌کم یک روشنی برای موسیقی پاپ ما باشد. در خصوص فرهاد نیز باید بگویم آن چه که او در موسیقی انجام داد، فراتر از حد انتظار بود. در این جا لازم می‌دانم به موضوع مهمی اشاره کنم. باید به کسانی که می‌خواهند مسیر این دو را ادامه دهند، نگاهی متفاوت داشته باشیم چرا که صدای فریدون و فرهاد متفاوت بود و به همین دلیل باید با دقت و حساسیت به ادامه‌دهندگان راه‌شان توجه کرد. به باور من اگر کسی می‌خواهد ادامه دهنده راه این عزیزان باشد ابتدا باید درک اجتماعی و هنری آنها را بیابد و به آن پی ببرد. چون فرهاد و فریدون به یک درک سوم از صدا، موسیقی و شعری رسیده بودند که قصد داشتند از آن بهره ببرند. به نظر من اگر آنهایی که می‌خواهند این راه را ادامه دهند به آن درک نرسند؛ شاید تنها یک چیزی شبیه صدای فریدون و فرهاد را ارائه دهند ولی جوانان نسل امروز باید بدانند مسیری که می‌خواهند در آن پای بگذارند در حافظه، ذهن و زبان ما زنده و ماندگار است. فرهاد و فریدون از موسیقی، شعر و صدای ارائه شده درک کاملی داشتند و جدا از آن چه خود بودند، درک اضافه‌ای نیز داشتند. امیدوارم ادامه دهنده‌های راه آنها مطالعه کنند و با زندگی آنها زیست داشته باشند. درست است که خود فریدون و فرهاد دیگر نیستند تا این جوانان زندگی‌شان کنند اما باید با زندگی‌نامه آنها و چراهای‌شان درگیر شوند. چرایی که آنها را به این سطح از واقعیت رسانده، قابل تامل است. هر کسی که راه این عزیزان را ادامه دهد بسیار دوست‌داشتنی است. در مورد تنهایی و برخوردهای نامتناسب با فریدون در قبل و بعد از انقلاب نیز باید بگویم: خلا همیشه وجود دارد. روزگار یا تاریخ آن روزگارها اولین آسیب‌ها را با کوچک‌ترین تغییر، متوجه هنر و هنرمند کرده است. یعنی هنر سرگردان است. البته هنر کار خودش را ادامه می‌دهد اما دیده نمی‌شود. این دیده نشدن برای کسانی که هنردوست هستند و آنهایی که یک مسیر شفاف را دنبال می‌کنند مدتی سرگردانی به بار می‌آورد. اگر تاریخ را ببینیم همیشه این اتفاق‌ها را شاهد بوده‌ایم اما همیشه ذات هنر و ذات آن چه یک هنرمند واقعی ارائه داده مثل یک صدا و یک آیینه روبه‌روی دوست‌داران است و آفرینش را با ایجاد کوچک‌ترین فرصت بهره دوباره، در وجود این‌ها زنده می‌کند و به همین دلیل نباید نگران بود. اکنون آن قدر فرزندان هوشمند داریم که وقتی کار فکری آنها را نظاره می‌کنیم، می‌بینیم که چه ظرفیت‌های فکری عظیمی دارند. تنها باید فضا برای‌شان فراهم شود که با شناختم از هنر می‌گویم هنر برای خود فضاسازی خواهد کرد.


به خاطر همه همراهی هایش از فریدون ممنونم


حسین زمان - ترانه‌های افرادی مثل فریدون فروغی و بیش از او، فرهاد مهراد در واقع به نوعی بیانگر مسائل و معضلات زمان خودشان بوده است. البته این آثار حاصل کار ترانه‌سرا، آهنگساز و خواننده با همدیگر بوده است اما این که پشت این ترانه‌ها چه تفکری نهفته بوده و از جانب چه کسانی بروز پیدا می‌کرده، باید خیلی دقیق‌تر بررسی شود. فضایی که هنرمند در آن زندگی می‌کند روی ترانه‌ها موثر است. اصلا بحث هنر و موسیقی را کنار بگذاریم. مردم یک جامعه در کسوت‌های مختلف مانند استاد دانشگاه یا دانشجو، خصلت‌های مختلف دارند. عده‌ای مسائل و مشکلات جامعه خود را می‌بینند و فقط نظاره‌گر هستند. بعضی دیگر می‌بینند و فقط متاثر می‌شوند. برخی هم می‌بینند، متاثر می‌شوند و البته عکس‌العمل نشان می‌دهند. خصلت آدم‌ها با همدیگر فرق دارد. هنرمندان نیز همین گونه هستند. هنرمندانی هستند که مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه خود را به خوبی درک می‌کنند اما به خاطر محافظه‌کاری یا ترس از این که موقعیت خود را از دست بدهند هیچ وقت به دنبال این موضوع نمی‌روند که اعتراض به مشکلات جامعه را در آثار و یا صحبت های خود بگنجانند. عده‌ای نیز هستند که سعی می‌کنند مشکلات را به گونه‌ای در کارهای خود مطرح کنند که خیلی لطمه نبینند.


فرهاد و فریدون مشکلات جامعه را می‌دیدند و متاثر می‌شدند و این تاثر به شکلی در کارهای آنها دیده می‌شد. حتی کارها در آن زمان نیز تا حد زیادی محافظه‌کارانه بود و عوامل کار بعضا با همان شکل هم مورد سوال و تذکر واقع می­‌شدند .آنچه مسلم است، نام هنرمندان بزرگی مانند فریدون فروغی هیچگاه از یاد و خاطره ما خارج نمی‌­شود افرادی از این دست اصلا نیازی به تمجید ندارند. هنرمندان بزرگی چون فروغی و فرهاد که حالا دیگر سال­‌هاست از میان ما رفته­‌اند مشخصه­‌هایی مخصوص به خودشان را داشتند و به بیان بهتر دارای سبک هنری مختص به خود بودند.از منظر فاکتورهای فنی صدای رسا، پر طنین و پر صلابت فریدون فروغی از ویژگی‌های منحصر به فرد این هنرمند توانمند بود. چیزی که در اکثر خوانندگان دهه پنجاه مشهود بود، عشق شان به این هنر و اصالت هنری شان بود؛ که متاسفانه این روزها چه در داخل و چه در خارج از کشور، کمتر شاهد آن هستیم. صدای فریدون فروغی یار و همدم روزها و شب‌های تنهایی من در دوران نوجوانی و جوانی بود، از این بابت از او سپاسگزارم.


ای کاش هم‌نسل تو بودم


نیما مسیحا - کارهای فریدون از دوران کودکی همراه من بود. این توفیق اجباری به خاطر علاقه‌ای بود که پدرم به فریدون و فرهاد داشت. در آن روزگار، درک کاملی از اشعار او نداشتم اما بعدها فریدون برایم آشنایی قدیمی جلوه می‌کرد. در همان سال‌های کودکی که آهنگ‌های فریدون در ناخودآگاهم می‌نشست، احساس خوب و دلنشینی نسبت به ملودی‌ها و به خصوص صدای او داشتم. فریدون فروغی در ذهنم جایگاه بلندی داشت و همچنان نیز دارد. نگاه او نسبت به کاری که ارائه می‌داد و از طرف دیگر انتخاب‌های خاصش، او را ویژه کرده بود.

تنها یک بار فریدون را دیدم و دیگر فرصتی پیش نیامد که با او ملاقاتی داشته باشم. در همان دیدار، درکم از او این گونه بود: «مردی را دیدم که مهربان، صمیمی و در عین حال عمیق بود.» ای کاش هم‌نسل او بودم. زیرا فریدون فروغی یکی از تاثیرگذارترین افراد در موسیقی پاپ ایران بود. ملودی‌های زیبا و ترانه‌های متفاوت فریدون در کنار صدای فوق‌العاده‌اش، او را به نقطه‌ای متمایز در موسیقی تبدیل کرده است. همیشه فریدون را دوست داشتم و دارم و هنوز هم به کارهای او گوش می‌دهم. در این جا لازم می‌دانم از یک حادثه وحشتناک، گله کنم. فریدون فروغی را در روستای قورقورک اشتهارد کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایه کوهی بزرگ و در آرامشی که سال‌ها انتظارش را می‌کشید به خاک سپردند. او در خاموشی و مظلومیت از دنیا رفت. در حالی که سال‌ها، هواداران خود را در حسرت ارائه قطعه‌ای جدید یا اجرای کنسرت گذاشت. با این حال او همچنان در یاد دوستداران موسیقی به خصوص پاپ مانده و با تغییر نسل، نه تنها از محبوبیت او کم نمی‌شود که بر تعداد طرفداران او افزوده می‌شود.

Iraj_Mesdaghi_2.jpgخامنه‌ای بیست و ششم دی‌ماه ۱۳۹۶ در دیدار خانواده شهید ییلاقی سخنانی را ایراد کرد که بخشی از آن ده روز بعد در پنجم بهمن ماه بطور هماهنگ در سایت‌‌های نظام اسلامی انتشار یافت.

او در مورد سرنوشت دانشجویان پیروخط امام گفت:‌

«جوان نسل اوّل، کسانی بودند که از روی احساسات، از روی هیجان [کار کردند]؛ احساسات بود، احساسات خوبی هم بود و همان احساسات کار کرد، یعنی یک نظام کهن را سرنگون کرد و اسلام را رو آورد.

این را ما کوچک نمی‌گیریم، امّا غالباً دانه‌دانه‌ی افراد ــ نمی‌گویم همه ــ از روی احساسات لانه‌ جاسوسی را آن روز رفتند و با شجاعت تمام گرفتند، امّا بعداً رفتند با آمریکایی‌ها صحبت کردند و عذرخواهی کردند.

این ناشی از چیست؟ ناشی از کم‌عمق بودنِ آن انگیزه است. آن انگیزه متّکی به یک زیرساخت محکم نبود؛ انگیزه بود، امّا زیرساختش محکم نبود.» (منابع: تسنیم، فرارو)

هرچند خامنه‌ای و رفسنجانی هنگام تسخیر سفارت آمریکا، به همراه حسن روحانی و هادی غفاری و محمد منتظری و... در سفر حج بودند و طبق گفته‌ی رفسنجانی چنانچه در تهران بودند اجازه نمی‌دادند چنین امری به وقوع بپیوندند. اما پس از اشغال سفارت هر دو به موج سواری پرداختند و خامنه‌ای در سال‌های اخیر برای تنگ‌کردن فضای سیاسی و مقابله با هرگونه گشایش، بر طبل استکبار ستیزی کوبیده و از گروگانگیری و... حمایت می‌کند.

صحبت‌های خامنه‌ای در مورد دانشجویان پیرو خط امام، انگیزه‌ای شد تا نگاهی داشته باشم به سرنوشت آن‌ها که در پی می‌آید.

درحالی که پس از بازگشایی دانشگاه‌ها در مهرماه ۱۳۵۸ انجمن‌های اسلامی و اعضای دفتر تحکیم وحدت دارای کمترین نفوذ در دانشگاه‌ها بودند و در اقلیت محض به سر می‌بردند، با یک توطئه‌ی حساب‌شده به منظور مطرح‌کردن خود و خلعِ شعارْ‌ کردنِ نیروهای سیاسی مخالف، در ۱۳ آبان‌ماه سفارت آمریکا را اشغال کرده و دیپلمات‌های آمریکایی را به گروگان گرفتند و خود را «دانشجویان پیرو خط امام» خواندند.

دانشجویان پیرو خط امام در حدود ۳۰۰ دانشجو از دانشگاه‌های شریف و پلی تکنیک (امیرکبیر) و ملی (شهید بهشتی) و تهران بودند. دانشجویان دانشگاه علم و صنعت که نمایندگی‌شان با محمود احمدی‌نژاد بود و بعدها در دولت وی پست‌های حساسی را اشغال کردند معتقد به تسخیر سفارت روسیه بودند و نقشی در اشغال سفارت آمریکا نداشتند، اما آن‌ها نیز بعدها به این دسته از دانشجویان پیوسته و در سفارت حضور یافتند. علی احمدی، هاشمی ثمره و احمدی‌نژاد عناصر اصلی انجمن اسلامی علم و صنعت بودند.

در واقع عناصر اصلی دفتر تحکیم وحدت نقش عمده را در جریان اشغال سفارت آمریکا به عهده داشتند.

سازمان‌ مجاهدین خلق اولین نیرویی بود که به حمایت گسترده از این دانشجویان پرداخت و به همراه حزب توده و دیگر گروه‌های چپ بر آتش مبارزه «ضد‌امپریالیستی»‌ دمیدند.

مجاهدین از اولین ساعات گروگانگیری با بسیج نیروهای تشکیلاتی‌ خود به صورت بیست‌و چهارساعته به گرم‌کردن فضای بیرون سفارت و خیابان‌های اطراف پرداختند و با شعارهای حمایت‌آمیز خود از اقدام دانشجویان تقدیر کرده و به یکی از بزرگترین بحران‌های سیاسی قرن بیستم دامن زدند.

شعار‌های ضد‌امپریالیستی و ضدآمریکایی و دعوت دانشجویان به افشاگری هرچه بیشتر توسط نیروهای تشکیلاتی مجاهدین تنظیم و سر داده می‌شد. نمایش فیلم «سقوط ۵۷» ساخته باربد طاهری توسط مجاهدین در پیاده‌روی مقابل سفارت، اعلام روزه سیاسی، طبخ و تقسیم آش در شب‌ها مقابل سفارت، برگزاری نماز جماعت و تنظیم شعارها تماماً به عهده‌ی مجاهدین بود. مسئولیت صحنه با سعید منبری یکی از کادرهای مجاهدین بود که در سال ۱۳۶۱در درگیری با نیروهای نظام کشته شد.‌ چریک‌های فدایی خلق نیز به منظور حمایت از دانشجویان پیروخط امام تظاهراتی را از دانشگاه تهران به سمت سفارت آمریکا سازمان دادند.

حزب توده که بره‌کشان‌‌اش بود. چرا که در اوج جنگ سرد به نیابت از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی می‌توانستند شعارهای آمریکا‌ستیزانه داده و کشور را در مسیر دلخواه خود قرار دهند.

مجاهدین از این که خمینی آمریکا را «شیطان بزرگ» خواند و رابطه با آمریکا را رابطه‌ی «گرگ و میش»‌ نامید در پوست خود نمی‌گنجیدند. این سازمان در آذرماه ۱۳۵۸ شتابزده کتابی با عنوان «۴ پیام تاریخی امام خمینی» انتشار داد که دو پیام آن مربوط بود به «سخنان امام خمینی خطاب به نماینده ویژه‌ی پاپ» و «پیام امام خمینی به شورای امنیت فرمایشی به هنگام تشکیل این شورا برای رسیدگی به مسئله‌ی جاسوسان آمریکایی در ایران»

اکثریت قریب‌ به اتفاق نیروهای سیاسی ایران به حمایت از اقدام دانشجویان پرداختند. یکی از اولین آثار گروگانگیری سقوط دولت بازرگان بود که بطور عجیبی با استقبال نیروهای سیاسی روبرو شد و صحنه‌ی سیاسی به صورت تعیین‌کننده‌ای به سمت قدرت‌گرفتن روحانیت و حزب جمهوری اسلامی و نیروهای ارتجاعی چرخید.

سپس نهضت آزادی با یک انشعاب روبرو شد و عزت‌الله سحابی با خروج علیه پدرش و بازرگان به حمایت از تسخیر سفارت آمریکا پرداخت و در سال ۱۳۶۰ از همین منظر برخلاف نظر نهضت‌آزادی به حمایت از برکناری بنی‌صدر و تحقق کودتای نیروهای ارتجاعی روحانیت و حزب‌جمهوری اسلامی پرداخت.

در پی گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا، سازمان چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق، حزب توده، پیکار و دیگر نیروهای چپ به همراه ابراهیم یزدی و ابوالحسن بنی‌صدر و... بی‌توجه به قوانین بین‌المللی خواهان محاکمه گروگان‌های آمریکایی شدند.

مجاهدین و حزب توده نیروهای اصلی مخالف آزادی گروگان‌های آمریکایی بودند. مجاهدین با شدت آن را سازش با امپریالیسم می‌خواندند و در همان دوره سرود‌های «نبرد با آمریکا»، «سرکوچه کمینه» را انتشار دادند که به ترور مستشاران آمریکایی در دهه‌ی ۵۰ اشاره داشت. این سازمان با فرصتی طلبی ترور‌های صورت گرفته توسط بخش مارکسیست-لنینیست این سازمان را به نام خود جا می‌زد و با فریبکاری ترانه می‌ساخت «مجاهد پرکینه، سرکوچه کمینه، آمریکایی بیرون شو، خون‌ات روی زمینه». مسعود رجوی رهبر این سازمان هنگامی که می‌خواست به دامان آمریکایی‌ها بیاویزد منکر این ترورها شد و مسئولیت آن‌ها را متوجه‌ی بخش مارکسیست-لنینیست این سازمان کرد. در مقاله‌ی «چه کسانی مستشاران آمریکایی را ترور کردند» در این مورد توضیح دادم.

هیچ‌یک از این نیروها توجهی نداشتند که گروگانگیری نه تنها موجب بسته شدن فضا و بسط سرکوب در جامعه خواهد شد بلکه خود دانشجویان نیز با توجه به مشروعیتی‌ که کسب کرده‌اند به نیروهای سرکوبگر خواهند پیوست و اقدامات بعدی را سازمان خواهند داد. رفراندوم قانون اساسی، ایجاد بسیج، جا افتادن سپاه پاسداران، تلاش ناکام نیروهای آمریکایی در طبس، تحریم اقتصادی، فاجعه‌ی انقلاب فرهنگی، کودتای نوژه، جنگ ایران و عراق و... از نتایج مستقیم این اقدام نابخردانه بود که باعث ویرانی ایران شد و کشور همچنان از آثار وخامت‌بار آن در عرصه‌های گوناگون رنج می‌برد.

اصغر زاده در پاسخ به سوال نشریه اندیشه پویا که می‌پرسد چه شد که شما چهارده ماه در سفارت ماندید می‌گوید:‌

«دانشجویان چنین قصدی نداشتند. دانشجویان از یک مرحله‌ای به بعد دیگر در ماجرای سفارت نقشی نداشتند.

چه کسی نقش داشت؟

اصغرزاده: تصمیم‌گیری در خصوص سفارت و گروگان‌ها به عهده‌ی حکومت و بطور مشخص امام خمینی قرار گرفت. امام خمینی رهبر انقلاب از قضیه‌ی تسخیر سفارت برای ایجاد وحدت ملی و متحد کردن همه‌ی گروه‌ها استفاده کردند، مملکت از آشفتگی عبور کرد اما باید بگویم که دانشجویان نقش تصمیم‌‌گیر را در مورد گروگان‌ها نداشتند.

این‌طور که شما می‌گویید دانشجویان از جایی به بعد کاره‌ای نبودند؟

اصغرزاده: بله ما خودمان هم داخل سفارت تبدیل به گروگان شده بودیم. ما دانشجویانی بودیم که انقلاب را دوست داشتیم و نمی‌خواستیم انقلاب ضربه بخورد.» (منبع: تاریخ ایرانی)

ابتکار نیز در مصاحبه با بی بی سی تاکید می‌کند:

«بسیاری از چیزهایی که اتفاق افتاد، از جمله آنچه که در رابطه با روابط ایران با غرب و آمریکا رخ داد، دانشجویان مستقیما در آن مداخله نداشتند و مداخله آن‌ها فقط در حد همان واقعه بود. بعد از آن دانشجویان اصلاً مداخله‌ای نداشتند و بخشی از روند تحولات نبودند.» (منبع: فارس)

بعد از شکست عملیات نیروهای آمریکایی در طبس، دانشجویان پیرو خط امام با همکاری اطلاعات سپاه به مسئولیت محسن رضایی گروگان‌ها را در دسته‌های مختلف در مشهد، ساری، تبریز، رشت، یزد، اصفهان، شیراز و چند شهر دیگر زندانی کردند.

در اواسط تابستان ۵۹ در پی فرار ناموفق یکی از گروگان‌ها در توافق با اطلاعات سپاه پاسداران، گروگان‌ها در اختیار دولت رجایی قرار دهد. بدین ترتیب گروگان‌ها به زندان اوین و زندان کمیته مشترک منتقل شدند و سرنوشت گروگان‌ها را مجلس و مذاکرات بهزاد نبوی در الجزایر تعیین کرد. بهزاد نبوی و تیم همراه او که تجربه‌ای در مذاکرات و نحوه‌ی نگارش قرارداد‌های بین‌المللی نداشتند "قرارداد الجزایر" را که باعث بر باد رفتن منافع مردم ایران بود امضا کردند و فی‌المجلس موجب میلیاردها دلار ضرر شدند.

دانشجویان پیرو خط‌ امام و دفتر تحکیم وحدت یکی از اهرم‌های نظام در تصفیه‌ی دانشگاه‌ها و سرکوب خونین پس از ۳۰ خرداد بودند.

غالب دانشجویانی که سفارت آمریکا را به اشغال در آوردند، پس از پایان گروگانگیری به وزارت کشور، وزارت خارجه، سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی، سپاه پاسداران و جهاد سازندگی پیوستند.

Sadredin_Zahed.jpgشرق ـ عسل عباسیان - صدرالدین زاهد، از بازماندگان مهم‌ترین جریان تئاتری ایران، -کارگاه نمایش- پس از ۱۸ سال دوباره به ایران بازگشته و پس از حدود ۴۰ سال، بار دیگر شب گذشته در آخرین شب جشنواره سی‌وششم تئاتر فجر، به دبيري فرهاد مهندس‌پور، با اجرای نمایش «افسانه ببر» داریو فو در تئاتر شهر روی صحنه رفته است. با این کارگردان و بازیگری که نامش در کنار نام هنرمندانی همچون آربی اُوانسیان، عباس نعلبندیان، بیژن مفید، سوسن تسلیمی، شهرو خردمند، خجسته کیا، هوشنگ توزیع و بسیاری دیگر، پیوند ناگسستنی دارد؛ و نامش در فهرست معدود بازیگران ایرانی یکی از مهم‌ترین پروژه‌های تئاتر معاصر جهان، یعنی نمایش «اورگاست» به کارگردانی پیتر بروک، قرار دارد که در دهه ٥٠ با حضور گروه بین‌المللی هنرمند نامدار دنیا در مقبره اردشیر و نقش رستم اجرا شد، درباره بازگشتش به ایران و درباره اینکه این سال‌ها دور از ایران چه می‌کرده است، گفت‌وگو کردیم.

* آقای زاهد! شما بعد از ١٨ سال به ایران بازگشتید و «افسانه ببر» را روی صحنه بردید. شاید حالا وقت خوبی باشد که بگویید این سال‌ها چه می‌کردید؟

Ahmad_Tavakoli.jpgایلنا ـ نماینده ادوار مجلس تاکید کرد: برای اسلامی ماندن ناچار هستیم به رسانه‌ها میدان دهیم.

به گزارش ایلنا، احمد توکلی در نشست «شفافیت و رسانه» که به همت انجمن اندیشه و قلم برگزار شد، گفت: در دین مقدس اسلام، تمام عبادات‌شان خود را دارند ولی امام علی (ع) می‌فرمایند اگر امر به معروف و نهی از منکر را یک طرف و طرف دیگر همه عبادات را بگذارید، همانند یک اقیانوس در برابر رطوبت است.

وی با بیان اینکه امر به معروف و نهی از منکر بیشتر متوجه حکومت است تا افراد، اظهار داشت: امر به معروف و نهی از منکر یک مسئولیت عمومی است. البته برای انجام این واجب، باید مقدمات آن را فراهم کرد. امر به معروف و نهی از منکر نیازمند اطلاعات است. اگر مردم بدانند دولت چه می‌کند، می‌توانند امر به معروف و نهی از منکر کنند.

Farzam_Karbasi.jpgچند روز پیش از این، جناب ف.‌ م. سخن در سایت گویا مطلبی با نام، "سخنی صریح با رضا پهلوی" منتشر نمودند که، من هم براساس آگاهی و شناختم از اندیشه سیاسی شاهزاده رضا پهلوی، درپاسخی به نوشته ایشان مطلبی در سایت گویا منتشرنمودم. که این پاسخ من با مطلب دیگری از جناب ف.‌م. سخن همراه بود و به نظر من این قبیل داد و ستد‌های نوشتاری منجر به شناخت بیشتر شخصیت‌های سیاسی و آگاه شدن مردم خواهد شد وجای بسی خوشحالیست. اما چند روز پیش و به صورت اتفاقی با مطلبی به قلم جناب سام قندچی برخوردم که، ایشان در رابطه با مطالب منشر شده توسط جناب ف.‌م. سخن نوشته بودند و بدون ذکر نام بنده من را "نماینده شاهزاده رضا پهلوی، بدون داشتن چنین عنوانی" خطاب کرده بودند. به همین منظور لازم دانستم توضیحات کوتاهی در این باره عرض کنم.

dollar_012918.jpgرادیو زمانه، نرخ برابری دلار پس یک دوره کوتاه مدت کاهش، بار دیگر به مرز ۴۶۰۰ تومان رسید. قیمت دلار در مرکز مبادلات ارزی هم به ۳۷۰۰ تومان نزدیک شد.

قیمت دلار دوشنبه ۹ بهمن در بازار ارز تهران بار دیگر افزایش یافت. خبرگزاری‌ها قیمت یک دلار در بازار ارز تهران را ۴۶۰۰ تومان گزارش کردند.

همچنین خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، از افزایش قیمت دلار در مرکز مبادلات ارزی خبر داد. قیمت یک دلار در این مرکز ۳۶۹۰ تومان اعلام شده است.

رئیس کل بانک مرکزی ایران هفته گذشته افزایش قیمت دلار را «مقطعی» دانسته و گفته بود که با مدیریت توزیع ارز قیمت‌ها کاهش خواهد یافت.

به‌رغم وعده ولی‌الله سیف مبنی بر کنترل قیمت ارز، صرافان تهران همچنان توزیع نامناسب دلار از سوی بانک مرکزی را عامل افزایش قیمت می‌دانند.

محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی پیش از این گفته بود که یک کمیته از نمایندگان مجلس و بانک مرکزی بر توزیع ارز نظارت خواهد کرد.

قیمت دلار در بازار آزاد ایران طی سه ماه گذشته نزدیک به ۵۰۰ تومان افزایش یافته است.

Mousavi_Rahnavard.jpgبی بی سی ـ غلامرضا حیدری، یک عضو کمیته حصر فراکسیون امید مجلس، با اشاره به تغییراتی در وضعیت حصر خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، گفت: "ان‌شاالله محدودیت‌های محصورین تا عید کمتر خواهد شد."

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) آقای حیدری با اشاره به کاهش محدودیت ملاقات فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گفت: "ما گشایشی در این وضعیت می‌بینم. ما از مدت‌ها پیش که به دیدار روسای قوا و دبیر شورای عالی امنیت ملی رفتیم، امیدوار بودیم که به سمت کاهش محدودیت‌های حصر پیش می‌رویم البته باید حوصله داشته باشیم."

Mehdi_Mazloumi.jpgخبرگزاری هرانا - مهدی مظلومی کارگردان و فیلمنامه نویس ایرانی سه سال پیش به دلیل محدودیت‌های کاری در ایران از کشور رفت و در ترکیه به شبکه جم پیوست، چندی پیش این کارگران سینما تصمیم گرفت به ایران بازگردد، او در مرز زمینی آستارا دستگیر شد و حالا با قرار وثیقه اجازه ورود به کشور پیدا کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، گفته می‌شود او که ماها قبل گفته بود دلم برای کار در ایران تنگ شده است، حالا پانزده روز است که از مرز آستارا به ایران بازگشت و هنگام ورود بازداشت شد.

Nayereh_Tohidi.jpgایران وایر ـ آیدا قجر ـ اعتراض‌ها به بیانیه همبستگی فمینیست‌های ایرانی و آمریکایی همچنان در شبکه‌های اجتماعی در جریان است. به طوری‌که کنار هم قرار گرفتن نام فمینیست‌های مختلف که این بیانیه را امضا کرده‌اند، با نام «لیندا صرصور» کنش‌گر فلسطینی‌ - آمریکایی و مونتاژ عکسی که او را در جوار «دختر خیابان انقلاب» قرار داده است، نویسندگان و امضاکنندگان را به حمایت از «یک اسلام‌گرا» متهم کرده است.

ضمن جست‌وجو در اینترنت، مواضع «لیندا صرصور» مشخص می‌شود. او در ویدیویی، همگان را به «جهاد» علیه دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا دعوت می‌کند و باور دارد که از قوانین شرعی «سوبرداشت» ‌ شده است. این کنش‌گر همچنین محمد، پیامبر اسلام را یک «فمینیست» ‌ خوانده است.

در پی انتشار این بیانیه و شدت پیدا کردن اعتراضات و حمله به شخصیت‌هایی چون مهرانگیز کار، حقوق‌دانی که در شبکه‌های اجتماعی فعال است، نویسندگان بیانیه توضیحی تکمیلی منتشر کردند و در آن شرح دادند که نام «لیندا صرصور» چطور به این بیانیه اضافه شده است: «در آخرین ساعات بسته شدن لیست امضاءها بود که امضای دو تن از برگزارکنندگان مرکزی راهپیمایی زنان در واشنگتن توسط خانم کارمن پرز به ما ارسال شد که نام خانم لیندا صرصور یکی از آن‌ها بود که ما هیچگونه سابقه ارتباط و همکاری چه قبل و چه در فرایند تهیه و تدوین این بیانیه با آنها نداشته‌ایم. واقعیت این است که ما با قبول گنجاندن این امضاء تصور نمی‌کردیم تمامی تلاش‌ها و اهداف این بیانیه و اسامی افراد شناخته شده دیگر نادیده گرفته شود.»

از همین‌روی به سراغ «نیره توحیدی» فمینیست ایرانی و استاد دانشگاه در رشته «مطالعات جنسیتی» در آمریکا رفتیم که در جریان تدوین این بیانیه بوده است. جدای از قرار گرفتن نام «لیندا صرصور»‌ به عنوان امضاکننده، مسایل دیگری هم بود که اعتراض بسیاری از جمله کاربران شبکه‌های اجتماعی را به خود جلب کرد. در این بیانیه لینکی قرار داشت که به «چهارشنبه‌های سفید»، گفته‌هایی از «مسیح علی‌نژاد» و مساله حجاب در ایران برمی‌گشت. اما عکس این مقاله، زنی محجبه را نشان می‌داد با انگشتی رنگی شده به مهر انتخابات. این اولین اعتراض‌ها بود که گفته شد نویسندگان بیانیه خواسته‌اند از شرکت در انتخابات حمایت کنند.

hamidHamidi_012718.jpgدماوند - مانی تهرانی

در بخشی از مستند قتلهای زنجیره‌ای ساخته "حمید حمیدی" به موضع حسن عباسی نظریه پرداز سپاه پاسداران درباره خشونت اشاره شده که می‌گوید ترور مقدس یعنی دوستان خدا باید دشمنان خدا را از بین ببرند. جدا از اینکه این فرد و همفکرانش نمی‌گویند چه معیار حقوقی جهان شمولی برای سنجش این دوستی و دشمنی وجود دارد و با کدام متر عقلایی خداناباوران را لایق حذف می دانند، صرف بیان این عبارات به معنی ترویج خشونت عریان است.

جمهوری اسلامی از فردای پیروزی انقلاب۵۷ با تیرباران امرای ارتش ایران در پشت بام مدرسه علوی تسلسل خشونتی را آغاز کرد که تا امروز همچنان ادامه دارد.با وقوع اعتراضات سراسری و فریاد مردم برای سرنگونی حکومت، این بحث اهمیت پیدا می کند که کارکرد خشونت چیست؟ و آیا خشونت می تواند برای مردم دستآوردی داشته باشد؟ آن هم در شرایطی که عده‌ای از مخالفان آشکارا مردم را به خشونت تشویق می کنند و البته بسیاری از چهره‌های سرشناس اپوزیسیون نظیر ابوالحسن بنی‌صدر و رضا پهلوی از مردم خواسته‌اند که از خشونت پرهیز کنند.
جمهوری اسلامی اما در طول چهار دهه گذشته اغلب مخالفان شاخص خود را به قتل رسانده تا در بزنگاه‌ها،جنبشهای اعتراضی مردم رهبر نداشته باشد و به بار ننشیند و امروز نیز از خوراندن قرصهای روانگردان به بازداشتی‌ها گرفته تا شکنجه و کشتن آن‌ها و ریختن آبرویشان؛از اعمال خشونت هیچ ابایی ندارد و حتی صادق لاریجانی رئیس دستگاه قضا مردم را تهدید کرده که اجازه نمی‌دهد هزینه اعتراض در کشور پایین بیاید! گفت و گوی تارنمای دماوند با این مستند ساز و فعال حقوق بشر را در ادامه می خوانید:

*شما درباره قتل‌های زنجیره‌ای مستند تحقیقی ساخته‌اید، فکر می‌کنید این خشونت دولتی با حذف فیزیکی آلترناتیو به قوام جمهوری اسلامی کمک کرد یا اینکه صرفأ نفرت را گسترش داد؟

قتل‌های زنجیره ای مربوط به دو دهه پیش است و در شرایط متفاوت با امروز اتفاق افتاد و با نگاه امروز اگر به آن بازگردیم، شاید یکی از دلایل و زمینه قتل‌ها همین بوده باشد و سرکوبگران حکومت اسلامی- که به قدرت سایه یا موازی نیز معروف بودند- با این تصور که روزی حکومت دچار این چالشها و گرفتاری ها خواهد شد،به حذف افرادی اقدام کردند که ظرفیت رهبری و هدایت جامعه را بالقوه دارا بودند. پرسش شما پاسخ قاطع آری یا نه ندارد و این فرضیه هم می تواند یکی از دلایل حذف این افراد بوده باشد. ضمن اینکه در طول این سالها روند اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران تغییر کرده و نمی دانیم که اگر امروز این افراد در قید حیات بودند چه مواضعی داشتند، زیرا مبنای شناخت ما از این افراد به جایی می رسد که نقطه پایان زندگی شان بوده. به طور کلی جمهوری اسلامی از روز اول بر دو مفهوم اعمال خشونت و توهم توطئه پایدار شده و سرکوب و نقض حقوق انسانی، یکی از روشهای سازمان یافته این حکومت برای بقاء است. آستانه تحمل افراد در برابر سرکوب نیز بر حسب خاستگاه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی فرد متفاوت است. مثلأ یک نویسنده و هنرمند با سانسور سرکوب می شود و مردم عادی از طریق اقتصادی محدود و هر روز فقیر تر می شوند؛ اما معنی، آستانه تحمل و نوع واکنش این دو گروه به سرکوب متفاوت است. چنانکه در اعتراضات اخیر مردم عادی خشم و انزجار خود از بی تفاوتی حکوت به فساد و ناکارآمدی را نشان دادند.

*برخی از آمران و عاملان خشونت در دهه های گذشته، امروز از عدم خشونت و لزوم اصلاحات می گویند. آیا اعمال خشونت، پشیمانی به دنبال دارد و یا تثبیت حکومت باعث این چرخش شده؟

نمی توان نیت خوانی کرد و ممکن است دیدگاههای مختلفی داشته باشند.

*منظور سوال من افراد شاخص و عمده این جریان است.

اعمال خشونت و دفاع در برابر خشونت، دو مفهوم جداگانه است. وقتی کسی از باتوم و گاز اشک آور در برابر مردم استفاده می کند، طبیعتأ مردم عاصی هم از خود دفاع می کنند. خشونت همواره از سوی حکومت به جامعه تزریق می شود و بازتاب آن را در برخورد مردم می بینیم. ساختار این حکومت بر پایه خشونت بنا شده و حاکمان جمهوری اسلامی از طریق بستن راه گفت و گو و رفتار مدنی، خشونت را در جامعه نهادینه کرده اند. البته در کنار این تصور می کنم چرخش برخی از خشونتگران سابق برآمد و دنباله خرد ورزی جامعه ایران هم است.به میزان این خرد ورزی نمی توان اشاره کرد، زیرا معیاری برای اندازه گیری آن وجود ندارد. فارغ از اینکه در جامعه اعتقادات فرد و گروه سیاسی مشخصی تأمین می شود یا نمی شود، اگر مسئولان پاسخگو باشند و مردم بتوانند بدون ترس از تحقیر و برچسب خوردن و مجازات، با مسئولان گفت و گو کنند؛ ارتباط جامعه با حکومت قطع نمی شود و کار به خشونت نمی کشد، اما این حکومت از روز اول و بر پشت بام مدرسه رفاه با کشتار و خشونت آغاز کرد و در هر دوره هم به اشکال مختلفی از خشونت دست زد.

*جمهوری اسلامی سالانه هزاران تن را به دلیل جرائم عمومی اعدام می کند. اخیرأ و در پی اصلاحیه قانون جرائم مواد مخدر گفته شده که درصد بالایی از اعدامها لغو و به مجازات جایگزین تبدیل می شود. خشونت سیاسی و مدنی با هم متفاوت و یا بر میزان هم تأثیرگذار است؟

حکومت اسلامی ناچار شده قانون مربوط به مجرمان مواد مخدر را تغییر دهد تا میزان اعدامها در این حوزه کاهش پیدا کند و مجازات جایگزین اعمال شود. این اتفاق نیک حاصل گزارشهای فعالان حقوق بشر و مخالفان اعدام است که باعث فشار بر حکومت شد و این تغییرات مثبت را به حکومت تحمیل کرد. خشونت مدنی و سیاسی را نمی توان از هم تفکیک کرد. بسیاری از فعالان مدنی صرفأ به دلیل یک مطالبه معین غیر سیاسی هدف خشونت و مجازات سنگین قرار گرفته اند. مثلأ بسیاری از زنان در بیان به ساختار سیاسی هم کاری ندارند و فقط حقوق مدنی و ابتدایی خود جهت انتخاب نوع پوشش و ورود به ورزشگاهها را طلب می کنند، اما با خشونت و سرکوب روبرو می شوند. متأسفانه حکومت در ایران -حتی حکومت پهلوی- همه مخالفان خوذ را با اتهامات واهی مثل تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی سرکوب می کند و بدون حق دسترسی به وکیل و دادرسی علدلانه افراد را محکوم می کند. این خشونت ساختاری است و از دستفروش تا فعال مدنی و سیاسی، همه را شامل می شود.

Evin.jpgاعتماد ـ ماه گذشته کشور شاهد اتفاقاتی بود که در آن تعدادی از مردم در اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشتی خود دست به تجمع زدند. این تجمعات هرچند در ظاهر در روزهای نخست خود مردمی بود اما با گذشت زمان، افراد سودجو با تحریک احساسات مردم دست به اقدامات خلاف قانون، تخریب اموال عمومی و سردادن شعار‌های هنجارشکن زدند. همین اتفاق سبب برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی با مسببان این موضوع و بازداشت این افراد شد.
پس از نزدیک به ۱۰ روز که آرامش به فضای کشور بازگشت، خبر کشته شدن چند فرد از بازداشتی‌های اعتراضات اخیر مخابره شد. هرچند مسوولان مربوطه این خبر را تکذیب و اعلام کردند، این افراد در زندان خودکشی کرده و همچنین در اعتراضات نیز بازداشت نشده‌اند. افکار عمومی خواهان روشن شدن ابعاد مختلف این جریان بود. به ویژه پس از آنکه محمود صادقی در توییتر خود نوشت: ‏طبق اعلام بستگان یکی از بازداشت‌شدگان که در زندان فوت کرد، او طی چند تماس با خانواده‌اش اظهار داشته مسوولان او و دیگر بازداشتی‌ها را مجبور به خوردن قرص‌هایی می‌کردند که حال‌شان را بد می‌کرده. این اظهارنظر آن هم از زبان یک مقام مسوول در کشور باعث شد این موضوع ابعاد پیچیده‌تری به خود بگیرد. بر این اساس تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستار بازدید از زندان اوین شدند. این هیات ۱۰ نفره‌ از نمایندگانی از کمیسیون‌های حقوقی، آموزش و امنیت ملی و همچنین سه فراکسیون ولایی، امید و مستقلین و هیات رییسه تشکیل شده که شامل عبدالکریم حسین زاده، محمد کاظمی، حسن نوروزی، محمدجواد فتحی، محمد دهقان، محمدعلی وکیلی، ‌الله‌یار ملکشاهی، فاطمه سعیدی، ولی‌الله نانواکناری و محمد برومندی هستند.

zendan_gohardasht.jpgایران وایر ـ سالن ۱۰، بند ۴، زندان گوهردشت کرج؛ اینجا محل زندگی ۳۰ زندانی است، آنها تبعیدی هستند و از زندان های مختلف به این بند فرستاده شده اند. آنها در حکم شان، «حبس در تبعید» نداشته اند ولی مسئله اصلی آنها فعلا تبعید نیست، مسئله این است که از امکانات اولیه زندگی در زندان محروم مانده اند.

رئيس زندان گوهردشت، غلامرضا ضیایی است. در لیست تازه تحریم های آمریکا علیه ایران که ۲۲ دی ماه اعلام شد، نام او هم به اتهام نقض حقوق بشر به چشم می خورد.

به گفته یک زندانی ساکن این بند، آنها حداقل امکانات گرمایشی را ندارند، بند فاقد تلفن است و برخی زندانیان که به دلیل طولانی بودن مسیر مدتی طولانی شرایط ملاقات برایشان فراهم نیست، مدت‌ها از خانواده‌هایشان بی‌خبر مانده اند.

freed_012818.jpgرادیو زمانه، نسرین ستوده از آزادی ویدا موحد، دختر معترض خیابان انقلاب خبر داده و نوشته «در مراجعه‌ای که برای پیگیری پرونده‌ی دختر خیابان انقلاب به دادسرا داشتم، مدیر دفتر گفت که وی آزاد شده است.»

او این خبر را هشتم بهمن ماه در صفحه فیس‌بوکش اعلام کرده است.

دی‌ماه گذشته همزمان با شروع اعتراضات سراسری در ایران، زنی در خیابان انقلاب تهران روسری سفید خود را بر سر چوبی آویخت و بر بالای بلندی‌ای، به حجاب اجباری اعتراض کرد. تصویر این زن جوان، به سرعت به نمادی برای اعتراض به پوشش اجباری در ایران تبدیل شد و در اعتراضات سراسری ایران هم مورد استفاده قرار گرفت اما از سرنوشت او اطلاعی در دست نبود. چند روز پس از انتشار عکس‌ها و فیلم‌های او برخی از شاهدان در صحنه اعلام کردند که این دختر در همان محل دستگیر شده است.

بعدتر، نسرین ستوده، وکیل دادگستری در فیس بوک خود خبر بازداشت این زن جوان را تأیید کرده و نوشته بود: «امروز من و رضا به همان محلی رفتیم که دختر خیابان انقلاب با پرچم سفیدش بر بلندایی ایستاده بود، رفتیم تا از وضعیت‌اش مطلع شویم. تحقیق محلی ثابت کرد که دختر جوانی که هنوز نامش را نمی‌دانیم، همان روز بازداشت شده است.»

به نوشته نسرین ستوده، او بعد از بازداشت مدت کوتاهی آزاد شده بود اما دوباره دستگیر شد. بنا بر تحقیقاتی که این حقوق دان و وکیل دادگستری انجام داد «دختر خیابان انقلاب» کودک ۱۹ ماهه‌ای دارد و ۳۱ ساله است. همچنین، گفته شده که او پس از بازداشت به کلانتری ۱۴۸ خیابان انقلاب منتقل شده و سپس پرونده‌اش را به دادسرای خیابان خارک فرستاده بودند، دادسرایی که فعلا به خیابان شیرودی در مفتح منتقل شده است.

eterazat_11.jpgمیزان - ۲۵ جلسه شورای معاونان دادسرای تهران، روز شنبه، هفتم بهمن سال جاری با حضور معاونان و سرپرستان نواحی دادسرای تهران، سرپرستان دوایر نظارت و دادیاران تحقیق ناحیه ۱۴ دادسرا، به ریاست دکتر جعفری‌دولت‌آبادی، دادستان تهران، برگزار شد. دادستان تهران اعلام کرد که تاکنون ۹۵ فقره کیفرخواست برای متهمان اعتراضات اخیر صادر شده است و ۱۰ نفر از دستگیرشدگان نیز هنوز در بازداشت به‌سر می‌برند. او با اشاره به «ادامه تحرکات در فضای مجازی» از دادسراها خواست تا به این موضوع توجه داشته باشند.
دادستان تهران با اعلام آمادگی دادسرا در ورود به موضوع ارز مطابق قانون، به بازداشت شش نفر در این زمینه در هفته گذشته اشاره کرد و افزود: برای ما تفاوتی نمی‌کند که این دولت بر سر کار باشد یا دولت دیگری و همان‌گونه که در سال ۱۳۹۱ ورود کردیم، اکنون هم مطابق قانون اقدام خواهیم کرد.
او اعلام کرد در بخش صنعت برق، متهمی از طریق ایجاد ارتباط با سیستم اطلاعاتی بیگانه و برقراری حداقل ۱۴ ملاقات با افسران اطلاعاتی موساد، بسیاری از اطلاعات مربوط به صنعت برق و هسته‌ای کشور را در قبال دریافت ۱۴۰ هزار یورو در اختیار آنان گذاشته و نتیجه اینکه، اطلاعات کشور با ثمن بخس در اختیار سرویس‌های بیگانه قرار گرفته است. این فرد به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
دادستان تهران مبارزه با فساد را از سیاست‌های اصلی دستگاه قضائی اعلام کرد و با نفی فساد سیستماتیک افزود: معتقدیم در جمهوری اسلامی که ماهیت ضدفساد دارد، فساد سیستماتیک وجود ندارد. اگرچه جلوه‌هایی از فساد مانند زخم‌هایی که مگس‌ها روی آن می‌نشینند مشاهده می‌شود، اما فساد سیستماتیک نیست و به‌هر‌حال این زخم‌ها باید برطرف شوند.

Shoray_e_Negahban_janati_Yazdi.jpgخبرآنلاین ـ بودجه شورای نگهبان از ٢٣ میلیارد و ٨١٢٦ میلیون در لایحه بودجه سال ٨٧، به ١٠٥ میلیارد و ٧٩٠٠ میلیون در لایحه بودجه سال ٩٧ رسیده است. این اعداد گویای آن است که بودجه شورای نگهبان در یک دهه اخیر ۴.۵ برابر شده است. شورای نگهبان یک ردیف بودجه مشخص و ثابت در لوایح بودجه سنواتی دارد؛ ردیف ١٠١٦٠٠.

بررسی یک دهه اخیر این ردیف بودجه نشان می‌دهد که تا سال ٩٠ تنها یک ردیف بودجه به شورای نگهبان تخصیص داده شده بود، اما از سال ٩١ ردیف تازه‌ای با نام «کمک به اشخاص حقیقی و حقوقی» هم به این بودجه اضافه شده است؛ رقمی که تا کنون توضیحی درباره محل مصرف آن داده نشده است.

با بهبود نسبی شرایط جوی و توقف بارش‌ها دو فرودگاه مهرآباد و خمینی بار دیگر فعالیت خود را آغاز کردند. طبق اطلاعات ارائه شده از سوی شرکت فرودگاه‌ها مهرآباد امروز نخستین پرواز ورودی از شهر اصفهان و پس از آن نیز پروازی از مشهد به زمین نشست.

janMehrabadSnow.jpgjanMehrabadSnow2.jpg

وبلاگ ناظران رادیو فرانسه، باکرگی در روز ازدواج همچنان در بخش بزرگی از جامعه ایران نکته شاخصه مهمی است. اما آن مسئله باعث نمی‌شود که بسیاری از زنان ایرانی از رابطه جنسی پیش از ازدواج خودداری کنند، در نتیجه بازسازی پرده بکارت به یک تجارت بزرگ در ایران بدل شده است که نه تنها برخی از پزشکان و جراحان زنان بلکه فروشندگان "قرص‌های بکارت"نیز از آن سود کلانی به جیب می‌زنند. کافی است نگاهی به شبکه‌های اجتماعی انداخت تا تبلیغ آنها را در هر استان و شهر بزرگ و متوسطی پیدا کرد.

برای دهه‌ها، عمل جراحی تنها راه برای زنانی بود که می‌خواستند در شب ازدواج "باکره"باشند. این عمل در واقع دوختن بخش‌هایی از لب‌های درونی واژن است که در هنگام "اولین"رابطه جنسی با همسر شکافته شده و خون‌ریزی خواهد کرد، تا شوهر زن باور کند که او پیش از این رابطه جنسی نداشته و خونریزی در پی پاره شدن پرده باکرگی بوده است. با اینکه بسیاری از پزشکان و دانشمندان اساساً وجود پرده باکرگی در زنان را که در اولین رابطه جنسی پاره خواهد شد و خون خواهد آمد تکذیب می‌کنند. بسیاری از زنان امکان دارد اساساً غشایی که در اولین رابطه جنسی دچار خونریزی شود را نداشته باشند و یا بسیاری دیگر به دلایل دیگر این غشای نازک را از دست بدهند. با این حال افسانه پرده باکرگی همچنان زنده است و سابقه مکتوب چنین عمل‌هایی از دهه ۵۰ خورشیدی در ایران مانند بسیاری دیگر از کشورهای دیگر مانند فرانسه وجود دارد.

ویدئویی که برای آموزش استفاده از قرص‌های باکرگی در یوتیوب منتشر شده است

قرصی با مایع سرخ

اما از دهه ۷۰ خورشیدی، قرص‌هایی تولید شد که می‌توانند در حین عمل جنسی مایعی سرخ از واژن آزاد کنند که مانند یک خونریزی خفیف بود.

قیمت، شکل و اندازه آنها متفاوت است اما شیوه کار همه یکی است. حدود یک ساعت پیش از رابطه جنسی باید آنها را درون واژن قرار داد، گرما و رطوبت درون واژن جذب غشای بیرون قرص می‌شود و آن را شکننده می‌کنند در نتیجه در هنگام رابطه جنسی این قرص پاره می‌شود و مایعی سرخ آزاد می‌کند تا احتمالاً شوهر را به اشتباه بیندازد.

کافی است در تلگرام و اینستاگرام جستجو کرد، به راحتی می‌تواند کانال‌ها و صفحات فروش این قرص‌ها را یافت. می‌توان قرص‌ها را سفارش داد و این بسته پستی بدون هیچ اشاره‌ای به ماهیت آن بر روی جعبه و بسته پستی به آدرس مورد نظر شما فرستاده خواهد شد. قیمت‌ها نیز متفاوت هستند، از سی هزار تومان تا ۳۵۰ هزار تومان.

img_2546.jpg

makhmalbaf2_012818.jpgتاجزاده عزیز!

حقیقت، آینه‌ای بود که از آسمان به زمین افتاد و شکست، هر کس تکه‌ای از آن را برداشت، خود را در آن دید و پنداشت حقیقت تنها در دست اوست. در حالى که حقیقت پیش همگان پخش بود.

گفتگو، این آینه‌های شکسته را در کنار هم مى گذارد، تا حقیقت متکثرتری نمایان شود. مبنای فلسفی دمکراسی نیز جز هم نشینی این آینه‌ها نیست.

اگر گفتگو، با معیارهاى گفتگوى صحیح، که حقیقت جویى، شنیدن سخن یکدیگر، شخصى نکردن، متهم نکردن یکدیگر، پاسخ شفاف دادن به سوالات مطرح شده، تحریف نکردن حرف یکدیگر و به حاشیه نکشاندن بحث است، به گفتمان همه ما تبدیل شود، و شنوندگان، به جاى هو کردن و هورا کشیدن، سخنان را بشنوند و استدلال برتر را بپذیرند، تاریخ ما ورق خواهد خورد.

دوست عزیزم مصطفى!

در غیابت به احترام آن که اهل گفتگوهستى، تمام قد مى ایستم. چرا که اگر گفتگو خاموش شود، سوءتفاهم و فریب و خشونت به صدا درخواهند آمد، و مى شود همانکه اکنون شده است. قصد من و شما به یقین مچ انداختن نیست، تا نتیجه اش تنها این باشد که در این بحث چه کسى برد و چه کسى باخت. که هر دوى ما سرما خورده زمستان یک استبدادیم و در جستجوى راهى براى خروج از این بن بست سیاه ملى.

با خشونت انقلاب و حمله خارجى مخالفم

مصطفى گرامى! علیرغم آن که با روشنى در نامه خود اعلام کردم:

"من همچنان امریکا را باعث کودتاى ٢٨ مرداد و استبداد بعدى آن در ایران تا زمان انقلاب ۵٧ مى دانم. ترامپ را آدمى از نظر روانى نامتعادل مى دانم و امیدوارم هرچه زودتر به دست مردم آمریکا عوض شود. همچنان با حمله خارجى مخالفم، و حمله دولت هاى خارجى را به قصد کمک به دمکراسى در ایران نمى دانم. اما دیگر باور هم ندارم حکومت ایران اصلاح پذیر باشد. خامنه‌اى آنقدر از ترس یا لجاجت، بر استبداد دینى اصرار مى کند که لاجرم با خشونت انقلاب و یا حمله خارجى هاى منفعت طلب عوض خواهد شد. در این صورت، تحمیل راه حل پر مصیبت حمله خارجی یا خشونت انقلابی بر کشور و ملت، مسئولیت اوست، و مسئولیت اصلاح طلبان بلاتکلیف، نه مردم جان به لب رسیده ایران."

اما متاسفانه شما جورى سخن مرا نقد کردید، که خوانندگان از نامه شما چنین نتیجه گرفتند که انگار من با انقلاب خشن داخلى، حمله خارجى و سوریه‌اى شدن موافقم. حال آنکه من گفته بودم خامنه‌اى و تداوم اصلاحات ناکارآمد، لاجرم ما را به سوى این فرجام بد مى برد. اگر نمى خواهید به این فرجام بد دچار شویم، به سهم خود اصلاحات را اصلاح کنید.

دیکتاتورها انقلاب را تحمیل مى کنند

مهندس بازرگان گفته بود: "شاه رهبر انقلاب ایران بود. چون با اصلاح ناپذیرى‌اش مردم را به سوى انقلاب هدایت کرد." من هم مى گویم: "خامنه‌اى رهبر انقلاب بعدى است. چون او با اصلاح ناپذیرى اش مردم را به انقلابى خشن هدایت مى کند. و با ایجاد ناامنى در خاورمیانه، اسباب حمله خارجى‌ها به ایران مى شود." از این کلام روشن من، نیت خوانى خلاف واقع، و متهم کردن گوینده به معنایى کاملا بر عکس آنچه گفته است، خارج از قواعد گفتگوى صحیح است.

درعین حال هیچ به سوال روشن من پاسخ ندادید که اگر حمله خارجی به طور مطلق بد است، چرا دولت اصلاحات، به همراه سپاه پاسداران در حمله به افغانستان با آمریکا مشارکت کرد؟

مصطفاى عزیز!

نگرانى‌ات را از احتمال کشیده شدن ایران به خشونت انقلاب، حمله خارجى و جنگ داخلى در مى‌یابم. من هم چون شما نگران خشونتم، از آن بالاتر در تکاپوى جلوگیرى از خشونت بوده‌ام. در هفته‌اى که ایران در آتش جنبشى به حق مى سوخت، ضمن همراهى و تایید این جنبش با شکوه، تمام تلاشم را کردم تا فیلم سینمایى "پرزیدنت" که چهار سال پیش آن را در نقد خشونت دیکتاتورها و انقلابهاى خشن ساخته ام، از بى بى سى فارسى پخش شود. لینک فیلم را همینجا مى گذارم تا اگر آن را ندیده اید، ببینید.

012818A_top.jpgاکبر گنجی - ویژه خبرنامه گویا

مسابقه ها و نبردها، دارای بازیگران و مبارزان متعددی هستند. "حرکت اعتراضی مردمی" یک هفته ای- ۷ الی ۱۳ دی- دیماه ۹۶ نیز از این حکم مستثنا نبود. برای تحلیل و تبیین این رخداد، باید به همه بازیگران و عاملان آن، و نقشی که بازی کردند، پرداخته شود. فروکاستن مسأله به يک عامل و خيال پردازی کردن ( آرزو را واقعیت قلمداد کردن) به جای تحليل و تبيين، نه خدمت به تقرب به حقيقت است و نه رهایی بخش. در چهار مقاله "بگوئید "مرگ بر روحانی"، بخوانید "مرگ بر حسن روحانی"" ، "ریشه های حرکت اعتراضی دی ۹۶: اقتصاد و انقلاب؟ " ، "رابطه میزان مشارکت در حرکت اعتراضی دی ماه ۹۶ و انقلاب و گذار به دموکراسی" و "تأثیر نزاع بر سر جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای بر حرکت اعتراضی دی ماه ۹۶"؛ برخی از زوایای این حرکت و بازیگرانش شکافته شد.

دولت های منطقه و قدرت های جهانی هم بازیگرانی هستند که مطابق با توان و قدرتشان در تحولات دیگر کشورها تأثیرگذار بوده و هستند. تأمین "منافع" اساس روابط است. همه دولت ها، برای منافعشان، در امور داخلی دیگر کشورها دخالت کرده و می کوشند تا در راستای اهداف و منافعشان به رخدادها شکل بخشند. دولت آمریکا همیشه به طور رسمی ادعای رهبری جهان را داشته است. زمامداران آمریکا همیشه کشورشان را "استثنایی" قلمداد کرده و می کنند. "رهبر استثنایی جهان" بیش از همه دولت های دیگر، در امور داخلی دیگر کشورها دخالت کرده و می کند )جاشوا زیتز در پولیتیکو نوشت که ترامپ و استثنایی بودن آمریکا را به معنای شونیسم ملی گرایانه پوپولیستی ضد مهاجران بازسازی کرده است).

سیاست دولت دونالد ترامپ درباره ایران

دونالد ترامپ در رقابت های انتخاباتی نوک تیز حملات خود را به مداخلات نظامی آمریکا و "تغییر رژیم" ها معطوف کرده بود و می گفت: آمریکا ۶ تریلیون دلار را در خاورمیانه در همین راستا به هدر داد(ترامپ اخیراً گفت: «پس از صرف هزینه احمقانه ۷ تریلیون دلاری در خاورمیانه، زمان بازسازی کشورمان فرا رسیده است»)، اگر من رئیس جمهور شوم، به مداخله نظامی خارجی و سیاست "تغییر رژیم" پایان داده و به ساختن آمریکا- که از نظر زیرساخت ها به کشوری جهان سومی تبدیل شده و واشنگتن هم چیزی جز باتلاقی فاسد نیست که باید نابود شود- خواهم پرداخت. شعار "اول آمریکا" (America First) نماد این رویکرد بود. اما پس از پیروزی، بودجه نظامی آمریکا را به ۷۰۰ میلیارد دلار افزایش داد، ژنرال های قدرتمند را به عنوان اعضای دولت خود برگزید و بر مداخلات نظامی آمریکا در جهان افزود.

دونالد ترامپ حتی پيش از رسيدن به مقام رياست جمهوری در رابطه با ایران، می گفت که توافق هسته ای بدترین توافق تاریخ جهان است. دولت اوباما ۱۵۰ میلیارد دلار به ایران پرداخت کرد[ اینجا، اینجا، اینجا ]. (این مدعا دروغ بود: اولاً: پول های توقیف شده، بخشی از ذخایر ارزی بانک مرکزی ایران بود که آزاد شد، نه این که آمریکا به ایران پولی داده باشد. ثانیاً: ذخایر بانک مرکزی و پول های دولت کمتر از رقم یاد شده بود. ثالثاً: ذخایر بانک مرکزی پشتوانه پول ملی است و دولت نمی تواند آن را هزینه کند). می گفت در اولین روز کاری اش- ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷- توافق هسته ای را پاره خواهد کرد. اما مخالف حمله نظامی به ایران و تغییر رژیم ایران توسط دولت آمریکا است.

عملکرد جمهوری اسلامی (حمله به سفارت آمریکا، حمله به سفارت بریتانیا، حمله به سفارت عربستان سعودی، خصوصاً شعارهای نابخردانه "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" و "نفی هولوکاست" هویت سازی ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی برای خود ساختن، عدم برقراری روابط دوستانه با آمریکا، و...) از یک سو، و لابی قدرتمند اسرائیل در درجه اول و عربستان سعودی در درجه دوم، اجماعی ضد ایرانی در واشنگتن پدید آورده است. اگر چه رئیس جمهور آمریکا قدرتمندترین سیاستمدار جهان است، اما ساختار جا افتاده دموکراتیک آمریکا و بورکراسی واشنگتن و رسانه های آزاد ، به ترامپ فهماند که قادر به عملی کردن هر خواستی نیست.

پس از آغاز ریاست جمهوری، پنج عامل رویکرد ترامپ را به شدت ایران ستیزانه کرده است:

اول- اجماع ضد ایرانی واشنگتن و اکثریت جمهوری خواه کنگره.

دوم- حامیان مالی ترامپ که عمدتاً مهمترین طرفداران راست افراطی اسرائیل به رهبری بنجامین نتانیاهو هستند. برای نمونه، شلدون ادلسون سرمایه دار طرفدار رادیکال اسرائیل یکی از حامیان اصلی مالی ترامپ بود. او گفته بود به عنوان اخطار بمب اتمی را بر روی کویر ایران بیندازید و اگر جمهوری اسلامی برنامه هسته ای اش را متوقف نکرد، تهران را بمباران اتمی کنید. پاول سینگر سرمایه دار صهیونیست دیگر حامی مالی او بود. برنی مارکوس، سرمایه دار صهیونیست صاحب شرکت home depot که سالانه یک درصد کل سود شرکت خود را به اسرائیل هدیه می کند، حامی سوم ترامپ بود( این مقاله مهم درباره حامیان مالی ترامپ را بخوانید). جرد کوشنر- داماد ترامپ- نیز که دارای روابط بسیار صمیمانه ای با نتانیاهو و محمدبن سلمان است، و شرکت او سرمایه گذاری بسیاری در شهرک سازی اسرائیل در سرزمین های اشغالی فلسطینی ها دارد، نیز در ایران ستیزی ترامپ موثر بوده است.

سوم- نظامیان های دولت ترامپ که همگی سابقه جنگ در کشورهای خاورمیانه- و در نتیجه درگیری با ایران- را داشته اند. ژنرال جیمز متئیس فرمانده کل نیروهای آمریکا در خاورمیانه بود، ژنرال جان کلی در عراق خدمت کرد و پسرش در افغانستان کشته شد ، سپهبد مک مستر در عراق خدمت کرد، و غیره. در عین حال همین ژنرال های ایران ستیز، با عقلانیت نظامی، تاکنون مانع بسیاری از هوس های غیر عقلایی ترامپ شده اند.

چهارم- ترامپ حسادت شگرفی به باراک اوباما داشته و دارد. او همه دستاوردهای اوباما را نابود ساخته و می سازد. توافق هسته ای یکی از دستاوردهای اوباما است. اگر این توافق ملغی یا کاملاً برای ایران بی فایده شود، راه جنگ با ایران گشوده خواهد شد. برای این که ایران دوباره فعالیت های هسته ای سابق را از سر خواهد گرفت. اسرائیل و سعودی ها، ترامپ را به این سو می رانند.

پنجم- گفتمان آمریکایی- اسرائیلی- سعودی، ایران را "عامل قدر قدرت بی ثبات ساز خاورمیانه" می شناساند. هنری کیسینجر و مکس بوت از "امپراتوری جدید پارس" در خاورمیانه سخن گفته اند. در مقابل اين نظر، استیون والت ، استاد دانشگاه هاروارد، در فارن پالیسی ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸ ، نوشته که اصلاً چنین تهدیدی وجود خارجی ندارد. برای این که ایران به طور کلی فاقد توان و قدرتی است که آن را به قدر قدرت خاورمیانه تبدیل سازد.

بدین ترتیب، اهریمن سازی از ایران آغاز شد و "تغییر رژیم" در دستور کار قرار گرفت. هدف دولت ترامپ، تغییر رژیم جمهوری اسلامی - از راه تحریم ، لغو توافق هسته ای، انقلاب و حمله نظامی- است. تحلیل گران آمریکایی در این مورد بسیار هشدار داده و می دهند. راجر کوهن در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۸ در نیویورک تایمز نوشت که سال اول ریاست جمهوری ترامپ بدون فاجعه گذشت. ولی سال ۲۰۱۸ باید منتظر فاجعه حمله نظامی ترامپ به ایران یا کره شمالی بود.

رادیو فرانسه، "الکسی ناوالنی"، یکی از رهبران مخالف ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه، روز یکشنبه ٨ بهمن/ ٢٨ ژانویه، از سوی پلیس در مسکو بازداشت شد. بازداشت این ناراضی سیاسی در حالی است که هزاران نفر در روسیه با فراخوان او برای محکوم کردن "تقلب" در روند انتخابات ریاست جمهوری روسیه تظاهرات کردند. قرار است این انتخابات روز ١٨ مارس برگزار شود.

خبرگزاری فرانسه از مسکو گزارش داده که چند دقیقه پس از پیوستن "الکسی ناوالنی" به هوادارانش در خیابان "تورسکایا" در مرکز مسکو، ده‌ها نیروی پلیس او را بازداشت و سوار بر یک خودرو وَن کردند. با این حال، ناوالنی پس از بازداشت در صفحه توئیتر خود نوشت:

«آنها مرا بازداشت کردند؛ این هیچ اهمیتی ندارد. به خیابان تورسکایا بیایید. شما برای من نیامده‌اید بلکه برای خودتان و آینده‌تان آمده‌اید». وی اضافه کرد: «بازداشت یک نفر اهمیتی ندارد، اگر ما بیشمار باشیم».

پس از بازداشت الکسی ناوالنی، پلیس مسکو با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که او به اتهام «نقض قانون از طریق ساماندهی یک تظاهرات» بازداشت شده‌ است.

بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، نزدیک به ٤هزار نفر در مرکز شهر "مسکو" جمع شده بودند. این درحالی است که پلیس روسیه تعداد تظاهرکنندگان را هزار نفر اعلام کرده است.
همچنین در شهر "سن پترزبورگ" دومین شهر روسیه، حدود ١۵٠٠ نفر در اعتراض به دولت تجمع کردند و شعارهایی علیه پوتین سر دادند.

در حالی که دمای هوا در برخی مناطق روسیه تا ٤۵ درجه زیر صفر پائین آمده است، خبرگزاری فرانسه اضافه کرده که هزاران نفر دیگر در نزدیک به ١٢٠ شهر در سراسر روسیه علیه دولت تظاهرات کردند.

M_Sahar.jpg*

*

*

دزد دینی با خدا دارد تماس
می کند صدمیلیاردی اختلاس


دزد دینی باخدا هم خانه است
بهرغارت صاحب پروانه است


آستینی کوته و دستی دراز

دزد دینی از خدا دارد جواز


دزد دینی باش و ملت را بچاپ

زانکه در اسلام این است انقلاب

گر تهیدستی رباید قرص نان
دست باید قطع کردش در زمان

قائدی گر ، دزد و قطاع الطریق
سربرآورد از دلِ عهد عتیق

اولیا را گفت اینک نائبم
دست در دست امام غائبم ،

کشوری را در تَفِ آتش سپرد،
کشت و ویران کرد و خُفت و خورد وبرد،

زانکه پنهان در لباس دین بود،
حاجتش نزد خدا تأمین بود

در میان ناکسان ، کس می شود
دزدی اش امری مقدس می شود

می خزد در جامۀ پیغمبری

اختلاسش می شود تقواگری

غارتش ایمان دینی می شود

بارویش دیوار چینی می شود

تا خمینی نقش زد بر اسکناس

شد وطن غارت به یُمن اختلاس

تا مدرس سکه این پول شد

هستی ایرانیان منقول شد

شیخ فضل الله تا برداشت تاج
اهل دین زد بر وطن چوب حراج

تا چنین شد شیخ برملت سوار
داد پیغمبر به دزدان اعتبار

تا به ملت چیره گشتند اهل دین
طعمۀ غارتگران شد سرزمین

ثروت ایرانیان زیر عبا
در کف دزدان دینی شد هبا

فقه دزدی را مقدس کرد وگفت
حکم قرآن است بُرد و خورد و خُفت

وینچنین ایمان و دین را پلّه کرد
برد و خورد و خفت و کشت و ذله کرد

ای تهیدستی که بی نان مانده ای
ناتوان در بند ایمان مانده ای

نان تو در حلقۀ فرمان شیخ
هست در خون تو ، خوش بر خوان شیخ

اینچنین آن پَست می دزدد ترا
نان بدزدی ، دست می دزدد ترا !

خود ولی در هستیِ تو بی هراس
از خدا دارد جوازِ اختلاس

آری ، آن دست چپاول اینچنین
حکم قرآن دارد و فرمانِ دین!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

م. سحر
http://msahar.blogspot.fr

Seid_Tousi_2.jpgرادیو زمانه ـ انتشار خبر تبرئه شدن سعید طوسی، قاری قرآن نزدیک به بیت رهبر جمهوری اسلامی، بار دیگر هشتگ‎های #سعیدطوسی و #سعید_طوسی را در شبکه‎های اجتماعی داغ کرده و موجی از اعتراض‎ها به این حکم به وجود آمده است.

فرآیند قضایی غیرشفاف رسیدگی به اتهامات مطرح شده علیه این قاری قرآن سبب شده است تا بار دیگر عملکرد قوه قضاییه در دادگاه افکار عمومی به نقد کشیده شود. این در حالی است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی انتقادها از خود در زمینه‎های مختلف (جان باختن بازداشت‌شدگان، وضعیت نگهداری زندانیان به خصوص زندانیان سیاسی، مشکلات زندان‎ها و ...) را نمی‌پذیرد و معمولا آنها را به «دشمن خارجی» و «عوامل داخلی» آن نسبت می‎دهد.

Mahmoud_Delkhasteh.jpg"روش خشونت زدایی در مبارزه، به معنی، بکار نبردن خشونت متجاوزانه و نیز بکار گیری روشهایی که امکان تولید، مصرف و باز تولید خشونت از طرف رژیم را به حداقل برساند؛ هم امکان مداخله خارجی در مبارزه جامعه ملی را به صفر نزدیک می کند و اینگونه اهرمهای دخالت در وطن و سوریه ای کردن ایران را از آنها سلب، و هم موثرترین و کم خسارت ترین روش برای استقرار مردمسالاری در استقلال و آزادی وطن را فراهم می کند."

زمانی که مخالفان دیکتاتوری رژیم اسد در تظاهرات غیر خشونت آمیز، بدست نظامیان سوریه به قتل می رسیدند و جنبش به طرف مسلح شدن حرکت می کرد، به سوریه ای هایی که تماس داشتم هشدار دادم که جنبش را مسلحانه کردن به فاجعه منجر خواهد شد و تنها هدفی که به آن نخواهند رسید همان دموکراسی خواهد بود. از نویسنده سخت انتقاد می کردند که از دور دستی بر آتش دارد و هیچ نمی فهمد که رژیم تا بحال 5000 از تظاهر کنندگان را به قتل رسانده است. پاسخ می دادم که مبارزه بر ضد دیکتاتوری و برای مردمسالاری بهایی دارد و هیچ قدرتی، بخصوص از نوع استبدادی خود را خود بخود منحل نمی کند و باید منحل شود. ولی اگر دست به اسلحه ببرید، هم به آن هدف نخواهید رسید و هم اینکه چندین اموری رخ خواهد داد:

mcmaster_012818.jpgایران اینترنشنال، نشریه‌ی آمریکایی «نشنال اینترست» در گزارشی آورده است که جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد، محتمل‌ترین جانشین برای اچ آر مک‌مستر، مشاور امنیت ملی کاخ سفید است.

در گزارش این نشریه (+لینک) آمده است:

نشانه‌های خروج مک‌مستر از کاخ سفید همچنان خودنمایی می‌کنند. شایعه‌ی خروج مشاور امنیت ملی دولت ترامپ، از ماه اوت گذشته تا امروز، بر سر زبان‌ها بوده و با این‌که او در اوایل هفته‌ی گذشته، اصرار کرده است که «من مشغول به کار هستم»، هنوز موقعیتش چندان تضمین‌شده به‌نظر نمی‌رسد.

اچ آر مک‌مستر، هفته‌ی گذشته گفته بود: «این یک شغلی که من دارم، واقعاً عالی است؛ این‌که هر روز به‌دنبال حفاظت و پیشبرد منافع مردم آمریکا باشم و تمام تلاش خودم را بکنم که بهترین گزینه‌ها را برای رئیس‌جمهوری فراهم کنم تا پس‌از تصمیم‌گیری او درمورد آن‌ها، ما در اجرای تصمیماتش، او را یاری کنیم».

اما چه کسی قرار است جانشین مک‌مستر بشود؟ یک کاندیدای جدّی و درجه یک، جان بولتون، مفسر خبری فاکس‌نیوز و سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل است.

بولتون که از هواداران سرسخت خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران است، در ماه اوت (مردادماه) گذشته، با گفتن این‌که او نمی‌تواند حتی با دونالد ترامپ، یک گفت‌وگوی رو در رو داشته باشد، خبرساز شده بود.

کیهان لندن - فرید خلیفی - سپتامبر ۱۹۴۵. جنگ جهانی دوم پایان یافته است. ساکنان زمین در حال شعف و گرامیداشت یاد از دست رفتگان عفریت جنگ هستند. اما آیا جنگ پایان یافته؟ با پایان این جنگ، خطر دیگری به سرعت در حال گسترش است. خطری به نام کمونیسم که از شرق تا غرب تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند. اتحاد جماهیر شوروی که یکی از کشورهای هم پیمان متفقین در جنگ جهانی دوم محسوب می‌شده، اکنون با پایان جنگ جهانی دوم، جبهه تازه‌ای در برابر امریکا و متحدان اروپایی‌اش می‌گشاید. جبهه‌ا‌ی تازه‌ با نام «جنگ سرد»...
اگرچه اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا هیچگاه در طی سال‌های جنگ سرد در رویارویی مستقیم نظامی با یکدیگر قرار نگرفتند، اما مسابقه تسلیحاتی بی‌سابقه‌ای میان این دو قدرت درگرفت. مسابقه‌ای که از گستره فضا تا آب‌های اقیانوس‌ به محل برگزاری آن تبدیل شد.

eterazSenfi_012818.jpgاز کارگران اتوبوسرانی تهران تا کارخانه کیان کرد ملایر

صدای آمریکا، گروهی از کارگران اتوبوسرانی تهران و کارخانه «کیان کرد» ملایر در پیگیری مطالبات صنفی خود دست به تجمع‌های اعتراضی جداگانه زدند.

به گزارش خبرگزاری‌های داخلی ایران، صبح شنبه ۷ بهمن کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در اعتراض به سالها تعویق در واگذاری منازل مسکونی خود در مقابل ساختمان شهرداری تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند.

قرار بوده این ساختمان‌ها حدود ۵ سال پیش تحویل کارگران شود اما به گفته آنها هنوز این پروژه‌ها نیمه کاره رها شده‌اند.

از سوی دیگر، سومین هفته از تجمع کارگران کارخانه «کیان کرد» ملایر در اعتراض به خلف وعده کارفرما برای پرداخت معوقات دستمزد از روز شنبه آغاز شده است.

کارگران معترض«کیان کرد» مدعی هستند دست‌کم ۵ ماه دستمزد و عیدی سال‌های ۹۵ و ۹۶ را از کارفرمای خود طلبکارند.

تجمع های اعتراضی کارکنان و کارگران واحدهای تولیدی و خدماتی و بازنشستگان در سالهای اخیر در پی تداوم رکود اقتصادی در ایران، اوج گرفته و ادامه یافته است.

بخش تولید اقتصاد ایران به ویژه در بخش تولید، منهای نفت، از پنج سال پیش در رکود فرورفته و موجب تعطیلی یا زیان دهی بسیاری از واحدها شده است.

اعتراض‌های خیابانی دی ماه امسال نیز از اعتراض به وضعیت اقتصادی، فساد و بیکاری آغاز شد و اوج گرفت. گفته می‌شود اعتراض‌ها در برخی از شهرها که نرخ بیکاری بیشتری داشتند، تندتر و شدید بوده است.

mousavi_012818.jpgپس از هفت سال؛ محدودیت‌ ملاقات‌ دختران میرحسین و رهنورد با پدر و مادر محصور برداشته شد

کلمه، دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که طی دو ماه اخیر دو بار در هفته امکان ملاقات با پدر و مادر محصور خود در زندان خانگی را داشته‌اند، حالا بر اساس اعلام ماموران امنیتی می‌توانند هر زمان که خواستند به دیدار زهرا رهنورد و همسرش نخست وزیر دوران دفاع مقدس بروند.

به گزارش کلمه، دیدارهای اعضای خانواده میرحسین و رهنورد که از دو ماه پیش، از یک بار در هفته، به دو نوبت افزایش پیدا کرده بود، حالا با اعلام مسئولان به دختران، بدون محدودیت زمان شده و اعضای درجه یک (دختران و خانواده‌شان) می‌توانند بدون زمان‌بندی هفتگی به دیدار دو محصور خانه اختر بروند.

همچنین در هفته اخیر تعداد دیگری از خانواده رهنورد، از جمله برادر و چند نفر از اعضای نزدیک نیز اجازه یافته‌اند که در منزل مادر رهنورد و هنگامی که بر بالین مادر بیمارش حاضر بوده با او دیدار داشته باشند.

خواهران میرحسین نیز توانستند به همراه همسرانشان در منزل بن‌بست اختر با وی دیدار داشته باشند.

این تغییر در ملاقات‌ها بیشترین گشایش در حصر ظالمانه طی هفت سال گذشته است؛ هفت سالی که برخی ماه‌های آن با بی‌خبری مطلق خانواده از محصوران و بالعکس همراه بوده است.

دختران میرحسین و رهنورد ضمن استقبال از امکان حضور بیشتر در کنار پدر و مادر خود می‌گویند همچنان از تماس تلفنی و ارتباط مداوم با والدین محرومند. میرحسین و رهنورد نیز کماکان در خانه اختر محصورند و امکان ارتباط و تردد آزاد و نیز دیدار آزادانه با دیگران را ندارند.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در پایان هفتمین سال حصر خانگی خود به سر می‌برند. حصری که در دوره‌هایی طولانی با بی‌خبری مطلق ادامه یافت و در چند سال اخیر بالاخره ملاقات‌های دختران و برخی دسترسی‌ها مانند دریافت روزنامه و یا دیدار چند ماه یکبار با خواهران و برادران محصوران نظم و سامان پیدا کرده بود.

طی دو ماه گذشته اما در پی گشایش‌هایی اندک، مکان ملاقات از محل امن مجاور زندان اختر، به داخل خانه منتقل شده، ماموران از حضور در ملاقات منع شدند و تعداد دیدارها به دو بار در هفته افزایش پیدا کرده بود.

jahangiri_012818.jpgادعای جهانگیری مبنی بر «پایان دوران حصر» + سانسور خبرگزاری های حکومتی

رادیو زمانه، معاون اول رئیس‌جمهوری ایران در سخنانی گفت که دوران حصر پایان یافته است. سخنان او در رسانه‌های ایران بازتاب یافت اما ساعتی بعد، بسیاری از رسانه‌های دولتی واژه «حصر» را به «حذف» تغییر دادند. او در این جلسه توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی را با قطعنامه پایان جنگ ایران و عراق مقایسه کرد.

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری یکشنبه هشتم بهمن در جلسه شورای عالی اداری استان فارس با اشاره ضمنی به اعتراضات سراسری دی‌ماه گفت که «اگر کوتاهی و قصور و غفلت مدیران باعث رنجش مردم شده است، باید طلب بخشش کنیم» اما «اگر به جای نقد، نفرت و خشونت در جامعه زیاد شود، آینده کشور به خطر می‌افتد.»

معاون اول اصلاح‌طلب رئیس‌جمهوری که در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری به دلیل مواضع انتقادی‌اش از سوی حامیان اصلاحات به «سوپرمن» تشبیه شده بود، با ستایش از علی خامنه‌ای، رهبر ایران، کارنامه رهبری او را «درخشان» خواند و خواستار وحدت اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان و اعتدالیون شد.

او بدون اشاره به نام میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، چهره‌های کلیدی جنبش سبز که در حصر خانگی به سر می‌برند، از حصر انتقاد کرد و گفت: «دوران حصر سپری شده و باید با یکدیگر گفتگو کنیم.»

هرچند رسانه‌های دولتی ایران همچون ایسنا و ایلنا این خبر را پوشش دادند، اما واژه حصر در آن ساعتی بعد به واژه «حذف» تغییر کرد.

سخنان جهانگیری درباره پایان دوران حصر پس از آن بیان می‌شود که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی در اعتراض به خبر منتشرشده از سوی الیاس حضرتی، نماینده اصلاح‌طلب تهران گفته بود «پایان حصر بدون میرحسین بی‌معنا است». حضرتی در توئیتی ادعا کرده بود که حصر رهنورد پایان یافته است.

Daemi_Eiraei_Sadeghi.jpgخبرگزاری هرانا - آرش صادقی فعال حقوق بشر محبوس در زندان رجایی شهر کرج، در پی تبعید توام با ضرب و شتم همسرش گلرخ ایرایی به همراه آتنا دائمی، دیگر کنشگران مدنی، از امروز شنبه، دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده است. این اعتصاب غذا در حالی است که خود آقای صادقی از بیماری و ضعف جسمانی شدید رنج می‌برد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه مورخ ۴ بهمن‌ماه آتنا دائمی و گلرخ ایرایی در زندان اوین مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و سپس به زندان قرچک ورامین تبعید شدند. این دو زندانی که هم اکنون در قرنطینه بند ۳ این زندان نگهداری می‌شوند از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند.

eterazat_dokhtar.jpgشبکه دفاع از مبارزات مردم ایران - فرانکفورت، در همبستگی با خیزش عمومی مردم ایران در این شهر همراه با تعدادی از فعالان سیاسی مستقل شهر ماینتس موفق به تدارک برنامه‌ی ویژه‌ای شده‌اند.

در این مراسم منیره برادران، عبدالکریم لاهیجی، هادی خرسندی، اسفندیار منفردزاده و مجید کاظمی حضور دارند.

تمام تلاش و هدف این برنامه پژواک صدای خفه‌شدگان است. این مراسم از طریق فضای مجازی پخش زنده خواهد شد.

Saudi_Woman.jpgایسنا ـ برای نخستین بار در تاریخ عربستان، وزارت دادگستری این کشور ۳۰۰ زن را استخدام می‌کند.

به گزارش ایسنا، به نقل از النشره، به دنبال تصمیم ولید صمعانی، وزیر دادگستری عربستان مبنی بر ایجاد فرصت‌های شغلی برای زنان سعودی، منابع عربستان از تصمیم این وزارت‌خانه درباره استخدام ۳۰۰ زن خبر دادند.

این اقدام برای نخستین بار در تاریخ وزارت دادگستری صورت می‌گیرد و زنان عربستانی استخدام شده در قسمت مطالعات اجتماعی، قضایی، حقوقی و دستیار امور اداری فعالیت خواهند کرد.

استخدام زنان عربستانی تنها در پنج شهر ریاض، مکه، جده، دمام و مدینه منوره خواهد بود.

پیشتر صمعانی تاکید کرده بود که وزارت دادگستری مایل است زنان را در این وزارت‌خانه استخدام کند، زیرا این امر در تسهیل ارائه خدمات به زنان در زمینه قضایی و جمع‌آوری اسناد حائز اهمیت است.

barf.jpgبه گزارش «انتخاب»، مدارس نوبت صبح و بعدازظهر در استان‌های تهران و البرز تعطیل شده‌اند. تعطیلی مدارس به مازندران، گیلان، آذربایجان غربی، شرقی، قم، همدان، کرمانشاه، کردستان و خراسان رضوی هم رسیده است.

همچنین بر اساس اعلام هما، ۱۶ پرواز هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران به دلیل شرایط جوی لغو شده. فرودگاه مهرآباد در اتفاقی کم سابقه و نادر اعلام کرد که همه پروازها تا اطلاع ثانوی لغو شده. پروازی که از چین به تهران می‌آمد هم در فرودگاه زاهدان بر زمین نشست. پروازهای متعددی در فرودگاه‌های مشهد و تبریز هم لغو شده.

majles-290117.jpgتسنیم ـ کلیات لایحه بودجه ۹۷ با رأی اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی تصویب نشد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، کلیات لایحه بودجه سال ۱۳۹۷ کل کشور در جلسه علنی نوبت عصر امروز (یکشنبه، ۸ بهمن) پارلمان با رأی اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی تصویب نشد.

نمایندگان مجلس در این جلسه، از مجموع ۲۱۶ نماینده حاضر، با ۸۳ رأی موافق، ۱۲۰ رأی مخالف و ۹ رأی ممتنع کلیات لایحه بودجه سال ۹۷ کل کشور را تصویب نکردند.

همچنین لاریجانی نیز گفت که این گزارش باید به کمیسیون تلفیق بودجه ۹۷ ارجاع شود و این کمیسیون نیز ۳ روز برای بررسی مجدد این لایحه فرصت دارد و طبیعتاً در روز چهارشنبه باید لایحه بودجه ۹۷، دوباره در صحن علنی پارلمان بررسی شود، البته یک بار برای بررسی لایحه بودجه ۹۷ فرصت دارد.

***

واکنش نوبخت به رد شدن کلیات بودجه

ایسنا ـ رییس سازمان برنامه و بودجه با تاکید بر اهمیت تصویب کلیات بودجه سال ۹۷ و لزوم تسریع در بررسی جزئیات این لایحه، خاطرنشان کرد: عدم رای نمایندگان به کلیات بودجه تنها باعث اتلاف ۷۲ ساعته وقت نمایندگان شده و پیام منفی به جامعه منتقل می‌کند.

به گزارش ایسنا، محمدباقر نوبخت رییس سازمان برنامه و بودجه بعدازظهر یکشنبه در جریان بررسی کلیات لایحه بودجه سال ۹۷ در صحن علنی مجلس شورای اسلامی پس از بیان اظهار نظرات مخالفان و موافقان این لایحه با تقدیر از موافقان کلیات لایحه بودجه سال آینده، اظهار کرد: مجلس پس از استماع بیانات موافقان و مخالفان محترم لایحه در مرحله‌ یک تصمیم قرار گرفته است؛ این تصمیم قطعا بر پایه ملاک و شاخصی خواهد بود که بتواند متناسب با این تصمیم انتخاب شود.

وی ادامه داد: تصمیم مجلس محترم این است که آیا به کلیات لایحه بودجه رای بدهد یا خیر؛ مفهوم دیگر این تصمیم آن است که مجلس محترم قرار نیست که الان در خصوص بودجه سال ۱۳۹۷ تایید یا عدم تایید داشته باشد بلکه فقط موضوع رای به کلیات مطرح است.

رییس سازمان برنامه و بودجه گفت: شاخصی که می‌تواند به ما کمک کند که آیا ما و وجدان‌مان و خدایمان و مردمی که از تصمیمات ما مطلع می‌شوند، ببینند آیا نمایندگان‌شان به حق یا شاخص درست عمل کردند یا نه، مهم این است که از چه شاخصی برای چه موضوعی استفاده شود. در جلسه امروز موضوع ما بودجه است و باید بدانیم بودجه‌ای که بر اساس ماده یک قانون محاسبات عمومی، بودجه‌ای است که قرار است توقعات ما را برطرف کند دارای چه ظرفیت‌هایی است.

نوبخت با تاکید بر اینکه این بودجه قرار نیست که بتواند به همه مشکلات کشور در طی یک سال پاسخ مثبت بدهد، خاطرنشان کرد: بودجه سال آینده بر اساس ماده یک قانون محاسبات عمومی یک پیش‌بینی از درآمد و منابع تامین اعتبار و همچنین برآوردی از مصارفی است که اگر در راستای سیاست‌های مورد نظر هزینه شود، می‌توانند ما را به اهداف‌ مورد نظرمان برسانند.

وی ادامه داد: بر اساس این ماده قانونی در بودجه تنها دو موضوع پیش‌بینی منابع و مصارف و سیاست‌ها و اهداف بیان می‌شود.

Evin.jpgرادیو فردا ـ یکی از اعضای هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی از به «تعویق» افتادن زمان بازدید نمایندگان از زندان اوین به‌دلیل آنچه «شرایط نامساعد جوی» عنوان شد٬ خبر داد.

محمدعلی وکیلی روز یکشنبه هشتم بهمن، با اعلام این موضوع در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایلنا گفت که هنوز زمان انجام این بازدید مشخص نشده است و به‌زودی در این رابطه اطلاع‌رسانی می‌شود.

قرار بود پیش از ظهر روز یکشنبه٬ ۱۰ نماینده به بازدید از زندان اوین، محل نگهداری شماری از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های دی‌ماه، بروند.

پایگاه خبری جماران روز شنبه هفتم بهمن این نمایندگان را عبدالکریم حسین زاده، محمد کاظمی، حسن نوروزی، محمدجواد فتحی، محمد دهقان، محمدعلی وکیلی، الله‌یار ملکشاهی، فاطمه سعیدی، ولی الله نانواکناری و محمد برومندی معرفی کرده بود.

خبرگزاری ایلنا و روزنامه ایران نیز نوشته‌اند که فاطمه سعیدی، تنها نماینده زنی‌ است که در جمع بازدیدکنندگان از اوین، حضور خواهد داشت.

Nobakht_Zanganeh.jpgاعتماد ـ عادل آذر، رییس دیوان محاسبات، چهارشنبه هفته قبل با حضور در صحن علنی مجلس گزارشی مفصل از تفریغ بودجه سال ۹۵ کل کشور ارایه کرد. گزارشی که در بخش‌هایی عملکرد دولت را مورد تایید قرار داده اما در برخی فصول و بخش‌ها نیز ایراداتی اساسی به کارنامه یک‌ساله دولت در اجرای لایحه بودجه سال ۹۵ وارد کرده و حتی دولت را به انجام برخی تخلفات به‌ویژه در حوزه نفت و انرژی متهم کرده است.

تفریغ بودجه یک نوع حسابرسی کلی عملیات مالی دولت است. به زبان ساده‌تر اگر بودجه سالانه را حساب و کتابِ دخل و خرج سالانه دولت بدانیم که ابتدا در لایحه‌ای مدون توسط دولت به مجلس ارایه می‌شود و پس از تصویب آن در کمیسیون تلفیق بودجه و متعاقبا صحن علنی مجلس برای اجرا به دولت بازگردانده می‌شود، گزارش تفریغ بودجه عبارت است از گزارشی که توسط مجلس و مشخصا به کمک بازوی نظارتی قوه مقننه یعنی دیوان محاسبات تهیه و در صحن علنی مجلس قرائت می‌شود. به این اعتبار آن‌چه دیوان محاسبات مجلس در گزارش تفریغ بودجه سالانه در اختیار افکار عمومی قرار می‌دهد، همان حساب و کتاب دقیق و جزیی‌نگر عملکرد دولت در اجرای لایحه بودجه مصوب مجلس در یک سال است و این دیوان در گزارش تفریغ سالانه به تفصیل بررسی می‌کند که دولت در هر بخش چه میزان از تکالیف خود را بنابر آن‌چه در لایحه بودجه لحاظ شده به انجام رسانده است.

سعید طوسی: تبرئه شدم

| No Comments

Seid_Tousi.jpgشرق - خبر کوتاه بود. سعید طوسی تبرئه شد. محمود صادقی اما در توییترش مستنداتی منتشر کرد که سویه‌های دیگری از ماجرا را نشان می‌داد. سعید طوسی اما گفته، «رأی تبرئه‌ام صادر شده و به وکیلم نیز ابلاغ شده و به‌زودی منتشر می‌شود». و سؤالات بیشتر را به وکیلش حواله داده. حمید هروی، وکیل مشهدی سعید طوسی، اما از پاسخ‌گفتن به سؤال‌ها طفره می‌رود. می‌گوید «الان پشت رول هستم. خیلی اهل رسانه نیستم. از صبح خیلی‌ها تماس گرفته‌اند. اجازه بدهید سخنگوی قوه قضائیه اعلام نظر کنند. من بعدا موضع‌گیری خواهم کرد». اصرار خبرنگار «شرق» برای پاسخ‌دادن به سؤال‌ها درنهایت به ارائه سؤالات مکتوب به آقای وکیل منتهی شد و پاسخی که به‌سادگی دریغ می‌شود.
اما واکنش‌ها به تبرئه طوسی متفاوت است. برخی نمایندگان مجلس صدا را پایین می‌آورند و چندان علاقه‌ای به ورود و اظهارنظر دراین‌باره ندارند، برخی دیگر پیگیری این خبر را به صلاح نمی‌دانند و برخی منتقدند. احمد توکلی، نماینده مجلس نهم، ازجمله منتقدان و متعجبان است. او به اعتمادآنلاین گفته: «یکه خوردم. مسائل اخلاقی و فسادهایی که در این زمینه وجود دارد یک وادی گسترده است که اگر دیده‌بان شفافیت بخواهد به آن ورود کند حریف آن نمی‌شود».

روحانی مطرب!

| No Comments

در پناه ولایت!

| No Comments

جای امن؛ نزد قاری قرآن − کارتون از اسد بیناخواهی - رادیو زمانه

Assad-Binakhahi-Sexuaon-600x337.jpg

برخی توصیه‌ها و نظرات پزشکی و بهداشتی در میان مردم رواج دارند که بخش زیادی از آنها نادرست هستند. در این‌جا به برخی از این تلقیات و توصیه جان‌سخت و دلایلی نادرستی آنها اشاره شده است. [لینک به گزارش تصویری]

19004847_303.jpgبوی بد دهان از معده برمی‌خیزد

این نظر که بوی بد دهان ناشی از بوی بد معده است، اشتباه است. دلیل اصلی بوی بد دهان، ناشی مشکلات در دهان، بینی، دندان‌ها و حلق است. این موضوع به عدم رعایت پاکیزگی دهان و دندان‌ها برمی‌گردد. به گفته پزشکان تنها در موارد بسیاری نادری بیمارهای معده می‌تواند دلیلی برای بوی بد دهان باشند. [لینک به گزارش تصویری]

snow_012818.jpgرادیو فردا، بارش برف و وزش بادهای شدید در شماری از استان‌های ایران، به تعطیلی مدارس، مسدودیت راه‌ها، تاخیر در آغاز به کار اداره‌ها و تاخیر در پروازها، انجامیده‌است.

بارش برف و در مواردی وزش بادهای تند در استان‌های مختلف ایران گزارش شده‌است؛ سازمان هواشناسی کشوری از بارش و باد در استان‌های شمال‌غرب و غرب، بخش‌هایی از اصفهان، تهران، قم، ارتفاعات خوزستان و نیز استان‌های شمالی خبر داده‌است.

مدیر کل این سازمان به خبرگزاری مهر گفته است بارش برف و بادهای تند در تهران، گیلان، مازندران، قم، اصفهان و نقاط دیگری از کشور در روز یک‌شنبه ادامه خواهد داشت.

همین موضوع سبب شده تا شماری از مدارس مقاطع مختلف در استان‌های ایران روز یک‌شنبه، هشتم بهمن ماه، تعطیل اعلام شوند.

مدارس تهران در تمامی مقاطی در شیف صبح روز یک‌شنبه تعطیل هستند. اداره‌های پایتخت نیز دست‌کم با دو ساعت تاخیر آغاز به فعالیت می‌کنند.

economy_01272018.jpgروزنامه جمهوری اسلامی خطاب به رئیس جمهور نوشت:از مجموع قوای سه‌گانه، شما یک قوه را در اختیار دارید که خانه پر آن می‌شود یک سوم قدرت البته با خوشبینی کامل. ولی همین یک سوم هم در اختیار شما نیست.
زیرا اولاً اقتصاد کشور بگونه ای طراحی شده که تقریباً 90 درصد آن در اختیار چند نهاد غیردولتی است.
ثانیاً رسانه ملی و سایر رسانه‌ها هم در اختیار دولت نیستند و اگر یک روزنامه دولتی و چند روزنامه حامی دولت وجود دارند، در برابر انبوه رسانه‌هائی که با بودجه‌های سرسام آور مشغول ناامید کردن مردم از دولت هستند چیزی بیش از قطره‌ای در برابر یک دریا نیستند.
و ثالثاً حتی کارگزاران دولت در دستگاه‌های مختلف به میزان بیش از 70 درصد با دولت هماهنگ نیستند. به زیر مجموعه وزارت کشور نگاه کنید و ببینید چند درصد استانداران و فرمانداران و بخشداران و حتی مسئولان موجود در خود وزارتخانه با سیاست‌های دولت هماهنگ و با شما همفکر هستند و کارائی لازم را دارند.

Afarin_Nisari_Karen_Vafadari.jpgبه گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، دادگاه خانم نیساری و آقای وفاداری در تاریخ ۹۶/۹/۵ و در شعبه ۱۵دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد. حکم قاضی صلواتی در حالی صادر شده که اتهامات وارد شده توسط متهمان رد شده است.

یک منبع آگاه به سایت کانون مدافعان حقوق بشر گفت که قاضی دادگاه، بدون توجه به دفاعیات وکیل و اعتراض به انتساب اتهامات بدون ارائه کمترین مستندات حقوقی، احکام سنگینی علیه خانم نیساری و آقای وفاداری صادر کرده است.

Saeid_Tousi_Rahbar.jpgایران وایر ـ رضا حقیقت‌نژاد - محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس دیروز در توییتر با انتقاد شدید از دستگاه قضایی، خبر داد که سعید طوسی، قاری قرآن که متهم به آزار جنسی کودکان بود، تبرئه شده است.

به نوشته محمود صادقی «‏شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را از دادگاه گرفته بود.»

صادقی که خبر از اعمال نفوذ در پرونده داده بود، در توییت دیگری نوشت: «‏از قرائن چنین برمی آید که کودک آزار قرآنی مستظهر به حمایت فرد یا افرادی است که در بیت مقام معظم رهبری نفوذ کرده‌اند.» منظور او از این افراد چه کسی است؟

حجت الاسلام «احمد مروی»، معاون ارتباطات حوزوی بیت آیت الله خامنه‌ای، مهرماه۹۰ در گفتگو با روزنامه جام جم به یک جزوه روزانه اشاره کرد: «یک جزوه صبح به صبح روی میز آقا [آیت الله علی خامنه ای] می‌گذارند که این خودش یک دریچه بزرگی است به سوی همه مردم.»

mehrdadPayandeh_12262017.jpgدویچه وله - مهرداد پاینده که ۳۳ سال پیش به آلمان پناهنده شده بود، به عنوان رئیس اتحادیه سندیکاهای سه ایالت آلمان انتخاب خواهد شد. او گفته است که در سیاست‌های خود به نیازهای مهاجران در آلمان توجه خواهد کرد.

رئیس بعدی اتحادیه سندیکاهای سه ایالت نیدرزاکسن، برمن و زاکسن‌آنهالت آلمان یک آلمانی ایرانی تبار است. به این ترتیب، مهرداد پاینده روز سوم فوریه قرار است جانشین هارتموت توله گردد.

مهرداد پاینده سال ۱۳۶۴ ایران را ترک کرد و پس از رفتن به ترکیه و بلغارستان به آلمان آمد و در این کشور تقاضای پناهندگی داد. او در ایران نیز سابقه کار سندیکایی دارد. سابقه فعالیت‌های سندیکایی او در زمان شاه آغاز شد و پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت.

پاینده به دشواری‌های کار سندیکایی در ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «در ایران حتی تقاضا برای اضافه حقوق نیز کافی است تا به آدم انگ وابستگی به سازمان سیا را بزنند.»

مهرداد پاینده ۵۷ ساله که دانش‌آموخته رشته اقتصاد در دانشگاه هامبورگ، برمن و سمفروپول (در کریمه اوکراین) است و دکترای خود را در همین رشته در دانشگاه برمن اخذ کرده است، همواره به فعالیت‌های سندیکایی علاقه داشته است. همین موضوع باعث شده که او فعالیت‌های سندیکایی خود را در آلمان نیز دنبال کند.

adan.jpgدویچه وله ـ درگیری شدیدی میان ارتش یمن و جدایی‌طلبان جنوب این کشور در جریان است. در این درگیری‌ها ده‌ها نفر کشته و زخمی شده‌اند. گفته می‌شود که مقر دولت عبد ربه منصور هادی به تصرف نیروهای جدایی‌طلب جنوب یمن در آمده است.

پس از تصرف پایتخت به دست حوثی‌ها دولت عبد ربه منصور هادی مجبور به انتقال پایگاه خود از صنعا به عدن شد
نمایی از شهر عدن

روز یکشنبه (۲۸ ژانویه/ ۸ بهمن) در شهر بندری عدن، محل استقرار دولت عبد ربه منصور هادی، درگیری شدیدی منجر به کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر شد. دولت پرزیدنت هادی از طرف جامعه بین‌الملل به عنوان دولت قانونی یمن به رسمیت شناخته می‌شود.

Ahmadinejad_Khamenehei.jpgرادیو زمانه ـ وبسایت دولت بهار متن نامه‌ای را منتشر کرده که در آن محمود احمدی‌نژاد به خامنه‌ای در خصوص فعالیت‌های برادران لاریجانی و دولت ایران هشدار می‌دهد. احمدی‌نژاد در این نامه قوای سه گانه ایران را متهم کرده که به دنبال حذف او هستند.

رئیس دولت نهم و دهم در این نامه ادعا کرده قوه قضائیه و صادق لاریجانی رئیس آن قصد دارند او را محکوم و از صحنه سیاسی ایران حذف کنند.

در نامه‌ای که وبسایت دولت بهار منتشر کرده، احمدی‌نژاد با اشاره به نارضایتی‌های عمومی، عملکرد برادران لاریجانی را سبب لطمات جبرانناپذیر به اعتماد عمومی، رهبر ایران و دستگاه قضایی دانسته. او از رهبر ایران خواسته تا با ورود به این مسئله جلوی تداوم تخریب دستگاهی قضایی را بگیرد.

Abdi_Nabavi.jpgشرق ـ حسین جلالی ـ اولین نشست از سلسله ‌نشست‌های کمیته آموزش حزب «اتحاد ملت» درباره انقلاب، پنجشنبه پنج بهمن با سخنرانی عباس عبدی و بهزاد نبوی در دفتر مرکزی این حزب برگزار شد. محور سخنرانی‌ها این پرسش بود که «آیا انقلاب ایران اجتناب‌پذیر بود؟». عبدی بر این باور است که این سؤال، جواب ندارد؛ چراکه «پدیده‌های اجتماعی منفرد و تکرارناپذیر هستند». او با نگاهی به سیر حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در رژیم شاه، از شکافی حرف زد که بین حوزه سیاسی و حوزه‌های دیگر به ‌وجود آمده بود. عبدی در ادامه از وضعیتی سخن گفت که کار حکومت‌ها به نقطه بحرانی فروپاشی و انقلاب یا اصلاحات می‌رسد و تأکید کرد: «بدترین زمان برای چنین حکومتی، وقتی است که می‌خواهد تغییر سیاست بدهد. بدتر از آن، وقتی است که تغییر سیاست ندهد». او نقش نیروهای اپوزیسیون را در حرکت به سمت اصلاحات یا فروپاشی نیز تعیین‌کننده دانست. بهزاد نبوی، سخنران بعدی این نشست، با اشاره به اینکه دوران شاه برای برخی از جوانان که آن زمان را ندیده‌اند جاذبه پیدا کرده است، سعی کرد تصویری از اختناق زمان شاه ترسیم کند. او شاه را یکی از عوامل اصلی انقلاب دانست و به‌عنوان چریکی که در دوران شاه برای مبارزه دست به اسلحه برده بود، گفت: «احساس می‌کردیم جایگاهی برای فعالیت‌های سیاسی و اصلاح‌طلبانه وجود ندارد؛ وگرنه همه ما، از مرحوم حنیف‌نژاد که مجاهدین خلق را تشکیل داد، تا مجید و مسعود احمدزاده که چریک‌های فدایی را تشکیل دادند و بقیه که اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی بودند، دنبال مبارزه اصلاح‌طلبانه بودیم. وقتی رژیم اصلاحات را به بن‌بست رساند، همه دنبال حرکت چریکی رفتند». در ادامه خلاصه‌ای از سخنرانی این دو چهره اصلاح‌طلب را می‌خوانید.

jebhemelli_012618.jpgهموطنان عزیز، در حدود ده ماه قبل در تاریخ دوازده اسفند ماه ۱۳۹۵جبهه ملی ایران در قسمت پایانی بیانیه ای که تحت عنوان « سی و هشت سال پس از انقلاب در کجا ایستاده ایم » منشرکرد چنین نوشت:
« جبهه ملی ایران اعتقاد دارد که حاکمیت جمهوری اسلامی برای رفع بحران های فزاینده وخطرا تی که کشور را مورد تهدید قرار میدهد باید در سیاست های داخلی و خارجی خود به صورتی جدی تجدید نظر نموده و به طرف اجرای اهداف اولیه انقلاب باز گردد، آزادی های اساسی ملت ایران، آزادی بیان وقلم وآزادی احزاب و اجتماعات را محترم بشمارد. انتخابات مهندسی شده و زیر نظارت استصوابی شورای نگهبان را موقوف وبه انتخابات آزاد و متعارف مانند تمام کشورهای آزاد جهان تن در دهد. زندانیان سیاسی و عقیدتی در بند را در سراسر کشور آزاد کند. به قوانین وحقوق بین المللی احترام بگذارد. سیاست مستقل ایرانی وراه عدم تعهد واقعی را در پیش گیرد. از حضور در منازعات منطقه ای خود داری نماید. از فساد های مالی وغارت اموال عمومی در هر جا و توسط هر مقامی به طور قاطع جلوگیری کند. از تمام منابع کشور صرفا برای رفع معضلات معیشتی مردم این سرزمین و ارتقای سطح زندگی آنها استفاده نماید. شاید که با این تمهیدات کشور از بحران های خطیر وغیر قابل پیش بینی رهایی یابد. »

متاسفانه حاکمیت جمهوری اسلامی به هشدار های میهن دوستانه و آزادیخواهانه جبهه ملی ایران گوش فرا نداد و اکنون ده ماه پس از آن تاریخ، فضای به شدت بسته سیاسی کشور همراه با اشتباهات فاحش سیاسی وهدر دادن منابع و امکانات کشور در راه هایی به دور از منافع ملی وعدم برخورد با فساد های مالی عظیم، کار را به انفجار اجتماعی رسانید. صرفنظر از شایعاتی که برنامه ریزی های پشت پرده رقیبان حکومتی را مسبب اولین جرقه حرکت اعتراضی مردم در مشهد معرفی میکند ویا اینکه تظاهرات بگونه ای خودجوش و ناگهانی آغاز شده باشد، اولین حرکت اعتراضی مردم در تاریخ هفتم دیماه در شهر مشهد اتفاق افتاد و سپس این اعتراضات در بیش از یکصد شهر کوچک وبزرگ کشور به منصه ظهور رسید وبر اساس آنچه به طور رسمی اعلام شده است، طی این خروش اجتماعی ده ها تن کشته ونزدیک به چهار هزار نفر بازداشت شده اند.

گو اینکه آمار غیر رسمی اعداد بسیار بزرگتری را گوشزد می نمایند. در شرایطی که حاکمیت جمهوری اسلامی حضور و فعالیت قانونی سازمان های سیاسی مخالف وشخصیت های مورد وثوق مردم را بر نمی تابد شاهد جنبش اعتراضی مردم بدون راهنما وبدون برنامه می باشیم. واضح است که به کار بردن زور وبر خورد خشونت بار با مردم و توهین به آنان ومنسوب کردنشان به دشمنان خارجی، راه حل خرد مندانه ای برای آرامش جامعه نیست وفقط پاک کردن صورت مسئله به جای حل کردن آن است. واقعیت این است که از سوء سیاست های داخلی وخارجی وسوء مدیریت ها، تبعیض ها وفساد ها که منجر به فقر و بیکاری وگرانی و تورم روز افزون گردیده، طاقت ملت ایران، طاق شده است. و مردم امید خود را نسبت به آینده از دست داده اند. سه سال قبل وقتی مذاکرات جمهوری اسلامی با قدرت های جهانی تحت عنوان « برجام » به نتیجه رسید، مردم ایران امیدوار شدند که هم با رفع تحریم ها و آزاد شدن دارایی هایشان و هم با جلب شدن سرمایه گذاری های خارجی مشکلات اقتصادی آن ها مرتفع خواهد شد. ولی نا گهان با تحرکات نا معقول برخی و با به پرواز در آمدن موشک های شعار نویسی شده، همه چیز متوقف گردید. ضمن آنکه مردم ایران از آزاد شدن دارایی های بلوکه شده خود نیز چیزی عایدشان نگردیدوتغییر ملموسی را حس نکردند.

Saale88اصل مطلب برای کسی که از رویداد خیابانی در کشوری مانند کشور ما عکس و ویدئو تهیه می کند همانا گرفتن عکس و ویدئو ست! به عبارتی ما نمی توانیم از تهیه کننده ی عکس و ویدئو انتظار داشته باشیم تا با ملاحظاتی که عکاسان و تصویربرداران حرفه ای در نظر می گیرند، عکس و ویدئو تهیه کند.

اصل در کار شهروند خبرنگاران ایرانی در وهله ی اول
حفظ امنیت خود
و در وهله ی دوم
تهیه عکس و ویدئوست.

بنابراین کسی به شهروند خبرنگار ایرانی نمی تواند ایراد بگیرد که چرا تصویر ناواضح است یا تکان زیاد دارد یا فوکوس کامل نیست یا صداها نامشخص است. توانایی های شهروند خبرنگار همین بوده که ارائه داده و بیش از این از او انتظاری نیست.

اما شاید بتوان با رعایت نکات کوچکی که امنیت شخص را به خطر نمی اندازد، کیفیت عکس و فیلم را بهتر کرد و به این وسیله خبر تصویری را در وسعت بیشتری در رسانه های خارجی منعکس کرد.

دوربین های موبایل امروزی و به طور کلی دوربین های دیجیتال، تصاویرشان در همه ی رسانه ها قابل پخش است. تنها مشکلی که وجود دارد کیفیت تصویر ارائه شده است که بعضی وقت ها کاملا «غیر قابل استفاده» در رسانه های بزرگ و همگانی می شود.

شهروند خبرنگار می تواند با در نظر گرفتن نکاتی که اکنون بیان خواهم کرد، کیفیت تصاویرش را به اندازه ی قابل توجهی بهبود بخشد و آن را قابل پخش در رسانه های بزرگ کند. باز تاکید می کنم که:
اساس کار، حفظ امنیت شخص است نه اصرار به گرفتن تصاویر عالی.

پس اگر امنیت مان به خطر نمی افتد می توانیم این کارها را انجام دهیم:
برای «دیده نشدن» در صحنه ی زد و خوردهای خیابانی، لازم است که موبایل را به شکلی در دست بگیریم که اطرافیان متوجه تصویربرداری ما نشوند.
زمانی که ما دوربین را روشن و خاموش می کنیم، «ناچاریم» آن را به شکلی آشکار در دست بگیریم و با نگاه به صفحه ی آن اقدام به روشن و خاموش کردن دوربین کنیم. از طرفی برای دیدن صحنه، «ناچاریم» دوربین را به طرف صحنه نشانه برویم. این دو کار کسانی را که در اطراف ما هستند متوجه تصویربرداری ما می کند.

برای روشن و خاموش کردن دوربین، روش های دیگری غیر از فشار دادن دکمه ی روی موبایل یا دکمه استارت و استوپ روی صفحه ی موبایل هست:
در آیفون، ما می توانیم هدفون آیفون را به گوشی وصل کنیم و در حالت عکاسی یا تصویر برداری، با فشار دادن دکمه ی کم و زیاد کردن صدا بر روی هدفون، عکس بگیریم یا دوربین را برای تصویر برداری روشن و خاموش کنیم.

با این روش، کسی متوجه عکاسی و تصویر برداری ما نخواهد شد.

اما با قرار دادن تصویر در کادر دوربین چه کنیم؟

Rouhani_Sepah.jpgکیهان لندن ـ احمد رأفت - دستور علی خامنه‌ای رهبر سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم خروج نیروهای مسلح از فعالیت‌های اقتصادی غیرمرتبط، ادعایی است که به سختی می‌توان آن را باور کرد. امیر حاتمی وزیر دفاع دولت «تدبیر و امید» در گفتگو با روزنامه ایران اعلام کرد «ستاد کل نیروهای مسلح بر اساس دستور آیت‌الله خامنه‌ای پیگیری خواهد کرد تا نیروهای مسلح از فعالیت‌های اقتصادی غیرمرتبط خارج شوند». هنوز ۲۴ ساعت از اظهارات وزیر دفاع نگذشته بود که دو تن از مقامات عالیرتبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حرف‌های متفاوتی زدند.

اسماعیل کوثری جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله یکی از مهم‌ترین قرارگاه‌های امنیتی سپاه در پایتخت اعلام کرد «سپاه هیچ‌گاه وارد کار اقتصادی نشده است و بیشتر فعالیت‌اش کار عمرانی آن هم بر اساس قانون اساسی و به درخواست دولت بوده است». محمد‌صالح جوکار معاون پارلمانی سپاه پاسداران اصلا منکر این دستور شد و گفت سپاه اطلاعی از دستور رهبری برای واگذاری بنگاه‌های اقتصادی‌اش ندارد. معاون پارلمانی سپاه در گفتگو با اعتماد آنلاین گفت «من نتوانستم به چنین ابلاغیه‌ای دسترسی پیدا کنم و آن را ندیدم. من نمی‌دانم ماخذ این اظهارات وزیر دفاع چیست.» البته محمدصالح جوکار مانند اسماعیل کوثری منکر فعالیت‌های اقتصادی سپاه نیز شد: «اینکه می‌گویند سپاه و ارتش فعالیت اقتصادی دارند، خود جای سوال دارد.»

dast_Khamenehei.jpgدر لایحه دولت مبلغ یک میلیارد و شش میلیون دلار معادل سه هزار میلیارد و پانصد و بیست میلیارد تومان برای کمک به تسویه بدهی پاداش پایان خدمت بازنشستگان آموزش و پرورش پیش بینی شده بود که این مبلغ پس از اذن رهبری کلا حذف شده است. ظاهرا مسئولان صدای اعتراض مردم را شنیده‌اند.

مصوبه عجیب کمیسیون تلفیق درباره برداشت از منابع صندوق توسعه ملی؛ بودجه صدا و سیما در جدول ارسالی برای اخذ اذن از رهبری ۱۰۰ میلیون دلار، مصوبه تلفیق ۱۵۰ میلیون دلار! معلوم نیست این وسط با چطور ۵۰ میلیون دلار به بودجه رسانه ملی اضافه شد! فاعل بالاختیار یا مفعول بالاضطرار؟
کمک به تسویه بدهی پاداش بازنشستگان آموزش و پرورش از صندوق توسعه ملی حذف شد. بودجه تقویت بنیه دفاعی از ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار پیشنهادی دولت به ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار افزایش یافت!
سه پارگرافی که در بالا خواندید، توئیت‌های "محمود صادقی" نماینده اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی است که به اختصاص ۴ میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی با اذن رهبری به موراد مختلفی پرداخته شده است.
اتفاقی عجیب و بدعتی بی سابقه که ظاهرا به قدر کافی توجه ارباب جرائد و رسانه‌ها را به خود جلب ننموده است. برای این که بدانیم چه اتفاقی در شرف وقوع است باید ابتدا نظری بر اساسنامه و فلسفه تشکیل صندوق ذخیره ارزی بیاندازیم.

Tajzadeدر گفت و گویی که میان محسن مخملباف و مصطفی تاجزاده بعد از حوادث اخیر ایران صورت گرفت، تاجزاده به موضوع سوریه ای شدن ایران و به قولی «سوریزاسیون» ایران اشاره کرد و مخملباف را مشفقانه نسبت به این «فاجعه» هشدار داد.

نکته ی جالب توجه اینجاست که به محض پیش کشیده شدن حرف از آینده ی بدون اسلام حکومت ایران، عده ای از اصلاح طلبان حکومتی فورا به یاد سوریه و لیبی و عراق می افتند و چنان با دستپاچگی از کلنگی شدن ایران سخن می گویند تو گویی همین فردا حکومت خواهد رفت و بولدوزر های شرق و غرب بر روی خاک ایران زمین شروع به شخم زدن خواهند کرد!

لب کلام این ها چنین است:
حکومت اسلامی به هر صورت و قیمتی شده باقی بماند تا ایران مثل سوریه کلنگی نشود!

یکی هم نیست از این حضرات سوال کند که:
چه کسی باعث کلنگی شدن سوریه شده است؟ مردم معترض یا حکومت بشار اسد و همپیمانان خارجی او؟

اگر بشار اسد حاضر می شد وارد رقابت برابر و بر اساس رای گیری واقعی با مردم معترض شود، آیا سوریه کلنگی می شد؟

اگر فردا، ایران کلنگی شود، آیا تقصیر مردم است یا حاکمیت فعلی ایران؟

گناه کلنگی شدن سوریه یا هر جای دیگر را به پای مردم و اعتراض آن ها نوشتن، یا نشانه ی نادانی و جهل است یا منفعت طلبی نویسندگان آن.

این که با هر اشاره ی جدی به تغییر نظام سیاسی کشور، اصلاح طلبان حکومتی به یاد سوریه و لیبی و عراق می افتند دیگر به حد اشباع رسیده است و تکرار آن باعث تهوع شنونده می شود.

القاء این توهم و نوشتن گناه آن به پای مردم معترض بس نبود، اکنون تاجزاده برای آن اصطلاح «سوریزاسیون» هم به کار می برد تا از این پس راحت تر بتواند در این باره داد سخن دهد!

توجه تاجزاده را اگر گوشی برای شنیدن دارد به یک مورد از تاریخ قرن اخیر جلب می کنم:
کار لجاجت ژاپن برای ادامه جنگ در دوران جنگ دوم جهانی به جایی رسید که صلح خواهان ژاپن به طور جدی افکندن بمب اتم توسط امریکایی ها را نجات بخش ژاپن نامیدند.

بی بی سی - در ادامه سیر آزادی برخی از قدرتمندترین چهره‌های عربستان سعودی از هتل ریتز کارلتون ریاض، امروز شنبه ۲۷ ژانویه شاهزاده ولید بن طلال میلیاردر اهل عربستان هم آزاد شد.

ولید بن طلال که یکی از ثروتمندترین افراد دنیا محسوب می‌شود و نامش در فهرست ثروتمندترین افراد جهان در مجله فوربز منتشر شده، نوه عبدالعزیز آل سعود، بنیان‌گذار عربستان سعودی است.

او چند ساعت بعد از اینکه در گفتگو با رویترز گفت که انتظار دارد در روزهای آتی از کلیه اتهامات مبرا و آزاد شود، آزاد شد.

92aa6a11e28.jpgعکسی از ولید بن طلال شاهزاده سعودی در بازداشت

شرایط و چگونگی آزادی او هنوز مشخص نیست، مقامات دولت عربستان هم تا این لحظه در این‌باره اظهار نظری نکرده‌اند اما یکی از اعضای خانواده ولید بن طلال آزادی او را تایید کرده است.

برخی از قدرتمندترین چهره‌های عربستان سعودی که در پی طرح مبارزه با فساد در این کشور از پاییز در هتل ریتز کارلتون ریاض زندانی بودند از روز گذشته در حال آزاد شدن هستند. در میان آزاد شدگان نام ولید الابراهیم رییس شبکه تلویزیونی ام‌بی‌سی و خالد التویجری رییس سابق دادگاه سلطنتی هم دیده می‌شوند.

Ali_Shakeri_Zand_2.jpgبه‌دنبال تظاهرات وسیع اخیر در ایران و شعارهای مردم علیه اسلامِ سیاسی و حکومتی موضوع جدایی دین از حکومت بار دیگر به یکی از موضوعات حادّ روز تبدیل شد و بحث‌ها و گفت‌و‌گوهایی پیرامون آن درگرفت که گاه بسیار دور از حقیقت و حتی بی‌پایه هم بود. بدین مناسبت ما از آقای علی شاکری زند خواستیم که در صورت امکان یادداشتی را که در این‌باره در یکی از فصول ترجمه‌ی خود از رساله‌ی دکترای دکتر شاپور بختیار نگاشته‌اند برای انتشار در اختیار ما قراردهند. با سپاس از ایشان که این متن را پس از تکمیل و با توضیحات بیشتری برای ما فرستادند ما اینک به انتشار آن اقدام‌ می‌کنیم.


احترام آزادی

*


۱

جدایی دین از حکومت یا حکومت لاییک*


حکومت لاییک، که نباید آن را با جامعه‌ی سکولار اشتباه گرفت، حکومتی است که در آن در عین کمال آزادی برای ادیان، قدرت سیاسی از نهاد دین مستقل است و کسی نمی‌تواند نظری را به‌نام دین بر آن تحمیل‌کند. در مقابل سکولار صفتی است که تنها اختصاص به حکومت و رژیم سیاسی ندارد و می‌تواند به عنوان صفت برای هر نهاد اجتماعی صدق کند و به‌کار رود، حتی در یک رژیم سیاسی غیرمستقل از دین. ‌

Fariba_Adelkhah.jpgجهت اطلاع مسئولان محترم و ایات اعظام

بدون ابراز کمترین نقد، شکایت، و یا اتهام
عرضی داشتم از سر تعامل، شعار مورد علاقه نظام
ونیز با ارزوی تسامح و قدری سعه صدر و اهتمام
سه دهه و اندی گذشته ازاجبار و عمو میت یافتن حجاب شرعی در ملع عام
حجابی که تعریف نشد، اما در سایه جنگ و با چاشنی حبس وشلاق تحمیل شد سر انجام
امروز با دقایقی پرسه زدن بر روی شبکه‌های اجتماعی پر ازدحام
یا با نگاهی به پروفایلهای پرو پیمان و عکسهای رنگین فام
بی مقدمه وذکر وامصیبتا در کوی و برزن و بر پشت بام
خواستم یاد اوری کنم که اثری نیست از اثار این حجاب پر هزینه، پر شکایت و ناکام
انچه اتفاق افتاده به نظر افتاده! بی ذره‌ای تقیه یا ابهام
و صد البته با کمترین هزینه، طغیان و یا حس انتقام
و اینهمه بی انکه پای توطئه به میان‌اید و به باد رود دین و ائین و اسلام
یا اینکه در هم ریزد پایه‌های حکومت و بلرزد اعتبارنظام
اینک برای رهائی ابدی از شر نه فقط مومنات گل اندام! که یک سبد الام
به نظر وقت باز بینی ماده ۶۳۸ قانون جزاست، سر انجام
به لطف این حرکت، هر چند برای عده‌ای با جام زهری به کام
زنان دعا گو خواهند شد و و بسیاری مرید ودر رکاب علما علیهم السلام
مناقشه نباشد هر چند در مثل که معروف است و گفته‌اند از قدیم الایام
ماهی را هر وقت از اب بگیرید تازه است و خوشگوار انشا الله به کام

شهرام رفیع زاده - ایران وایر

هفتم تیرماه 88 خبرگزاری های رسمی در ایران عکس هایی از حضور شماری از چهره های ارشد قضایی-امنیتی جناح حاکم را که مشغول قرائت فاتحه بر سنگ قبر آیت الله «محمد حسینی بهشتی» بودند، منتشر کردند. این در حالی بود که «علیرضا حسینی بهشتی»، یکی از فرزندان آیت الله بهشتی در سلول انفرادی بازداشتگاه «اوین»، تاوان آن را پس می داد که مشاور ارشد «میرحسین موسوی» در جریان انتخابات 22 خرداد همان سال و عضو کمیته پی گیری سرنوشت بازداشت شدگان و آسیب دیدگان پس از انتخابات بود.

تاثیر و نقش آیت الله بهشتی در کنار روح الله خمینی در بنیان گذاشتن و تثبیت جمهوری اسلامی در سال های نخست پس از انقلاب و نیز نقش او در مجلس خبرگان قانون اساسی و نیز بنیان گذاری آن چه اکنون «قوه قضاییه جمهوری اسلامی» خوانده می شود، چنان غیرقابل انکار است که حتی شاگردان سابق در تابستان پر تلاطم 88 نیز ترجیح دادند با وجود امضای حکم بازداشت و به زندان افکندن فرزندش، هم چنان عکس های یادگاری فاتحه خوانی برای استاد خویش را از خود دریغ نکنند.

beheshtifamilyIW2.jpgبهشتی طی انفجار دفتر «حزب جمهوری اسلامی» در هفتم تیرماه 1360 در حالی کشته شد که ریيس ديوان عالی كشور و دبیرکل حزب جمهوری اسلامی بود. او در عین حال، از دوم تیر ماه همان سال در کنار «محمدعلی رجایی» و «اکبر هاشمی رفسنجانی»، یکی از سه عضو «شورای موقت ریاست جمهوری» و هم‎زمان نایب رییس مجلس خبرگان قانون اساسی بود.

علیرضا حسینی بهشتی و دیگر اعضای خانواده آیت الله بهشتی در سه دهه پس از انقلاب، از خانواده های «شهدا» به شمار می آمدند. او البته دانش آموخته دکترای فلسفه سیاسی است و تا سال 88 از جمله استادان گروه علوم سیاسی «دانشگاه تربیت مدرس» تهران بود.

علیرضاحسینی بهشتی از سال ها پیش نیز عضو «جمعیت توحید و تعاون» بوده است که اعضای آن همگی در شمار حلقه اصلی فکری و اجرایی میرحسین موسوی هستند. او در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88، مشاور ارشد میرحسین موسوی و مدیر مسوول روزنامه «کلمه سبز» به صاحب امتیازی میرحسین موسوی بود. از همین رو، پس از انتخابات نه تنها مورد حمله رسانه های جناح حاکم قرار گرفت بلکه دوبار بازداشت شد؛ ابتدا در 18 شهریور 88 به اتهام عضویت در هیات مشترک موسوی- کروبی برای پی گیری وضعیت بازداشت شدگان و آسیب دیدگان پس از انتخابات که چهار روز بعد، در روز 22 شهریور آزادش کردند و بار دیگر در هفتم دی ماه 88، فردای روزعاشورایی که در تهران معترضان به شدت سرکوب شدند.

beheshtifamilyIW3.jpg

Mahmoud_Alavi.jpgایسنا - وزیر اطلاعات گفت: برخورد مهربانانه و روی خوش با مردم مایه رفع بحران‌ها، شکست‌ها و بن بست‌ها است.

به گزارش ایسناحجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود علوی در جلسه شورای اداری سیستان و بلوچستان افزود: وظیفه نخست ما جذب حداکثری مردم و امیدواری آنان به نظام جمهوری اسلامی است؛ چراکه مردم توانایی رفع مشکلات کلان به ویژه اشتغال و مقابله با دشمنان را دارند.

وی همچنین در ادامه بر به فعلیت رساندن امکانات و در اختیار گذاشتن آنها برای استفاده مردم تاکید کرد.

Ahmad_Mazani.jpgتابناک ـ در یک نگاه اجمالی و با تکیه بر داده‌های موجود، می‌توان ریشه وقایع دی‌ماه سال جاری را در دو مقوله «سیاست» و «معیشت» جست. در این اعتراضات، چندین شعار به گوش رسید. گروهی دغدغه‌های اقتصادی‌ و معیشتی‌شان را مطرح کردند، گروهی اصلاح‌طلبان را خطاب قرار دادند، گروهی دیگر خواستار برکناری روحانی بودند و گروهی مجموعه حاکمیت را زیر سؤال بردند و دست آخر برخی، از بازگشت سلطنت سخن گفتند.

به گزارش «تابناک»؛ اما چیزی که امروز بیش از هر زمان دیگری، فضای مجازی را پر کرده، هشتگ هایی مانند «من براندازم» و نظیر این است و بسیاری از کاربران فضای مجازی، شعار عبور از اصلاحات و عبور از روحانی را سر می‌کنند.

بنا بر این گزارش، به نظر می‌رسد، پس از ناآرامی‌های ماه گذشته، بخشی از بدنه اصلاح طلب‌ها نسبت به سران آن کامل بی اعتماد شده‌اند و تنها راه اصلاح امور را در تغییر نظام می‌جویند. این در حالی است که بسیاری از تئوریسین‌های سیاسی، این نظر را به شدت نفی می‌کنند و اعتقاد دارند، اگر گشایشی باشد، تنها با اصلاح امور با حرکت‌های آرام و به دور از خشونت است.

Babak_Zanjani.jpgایلنا ـ مسئول کمیته پیگیری مطالبات وزارت نفت گفت: شرکای خارجی بابک زنجانی به ایران آمده و اعلام کردند که ما بدهی‌هایش را پرداخت می‌کنیم، ولی هنوز خبری از پداخت بدهی‌ها نیست.

اصغر هندی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا، با اعلام اینکه تاکنون فقط یک پنجم بدهی‌های بابک زنجانی به وزارت نفت پرداخت شده است، گفت: با توجه به رای دادگاه ۹۰ درصد اموال بابک زنجانی به وزارت نفت منتقل شده که این میزان یک پنجم بدهی‌اش را می‌پوشاند و بابت بقیه مطالبات هم منتظریم ببینیم چه پیش می‌آید.

وی افزود: شرکای خارجی بابک زنجانی به ایران آمده و اعلام کردند که ما بدهی‌هایش را پرداخت می‌کنیم، ولی هنوز خبری نیست.

talab_khoshk.jpgاعتماد ـ در حالی که ۲۸ تالاب کشور آسیب جدی دیده‌اند و همچنان شش تالاب در معرض تهدید مونترو قرار دارند؛ هنوز رایزنی‌های بین‌المللی در حوزه دیپلماسی آب به نتیجه روشنی ختم نشده است. حوضه آبریز مشترک ایران با کشورهای افغانستان، عراق و ترکیه اهمیت همکاری‌های مشترک منطقه‌ای را نشان می‌دهد اما آنطور که حمید ظهرابی، سرپرست محیط زیست طبیعی و تنوع محیط زیستی سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید با وجود همکاری ما با افغانستان و عراق، ترکیه هنوز به اندازه کافی در این زمینه مشارکت نکرده است. این مقام سازمان محیط زیست دیروز در نشست خبری در آستانه روز جهانی تالاب‌ها در پاسخ به سوال «اعتماد»، گفت: رایزنی‌های بین‌المللی با همکاری وزارت امور خارجه با کشورهای افغانستان، عراق و ترکیه برای تعامل در حوزه مدیریت منابع آبی مشترک آغاز شده و در این رابطه یک کارگروه مشترک هم با کشور افغانستان تشکیل شده است. به گفته ظهرابی هر چند همکاری با کشور افغانستان در این زمینه پیشرفت مناسبی داشته اما همکاری با عراق مستلزم مشارکت ترکیه است که تاکنون همکاری مناسبی نداشته است. در صورتی که این مذاکره‌ها به نتیجه برسند می‌توان امیدوار بود بخشی از حقابه تالاب‌های کشور تامین شود. این در شرایطی است که به گفته او ۲۸ تالاب کشور آسیب جدی دیده‌اند. ظهرابی، از شناسایی ۲۵۰ تالاب در کشور خبر داد و گفت که برای ۱۰۵ تالاب مطالعه انجام شده است. به گفته ظهرابی اطلاعات به دست آمده نشان می‌دهد ۲۸ تالاب دچار آسیب جدی شده‌اند به گونه‌ای که ۴۰ درصد تا ۹۰ درصد پهنه این تالاب‌ها به کانون‌های گرد و غبار تبدیل شده است.

sepah_01272018.jpgبی بی سی - سپاه پاسداران می‌گوید روز شنبه در نواحی مرزهای غربی ایران با یک "تیم ۲۱ نفره" از اعضای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) درگیری داشته است.

محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه، می‌گوید سه نفر از نیروهای سپاه در این دریگری کشته شده‌اند.

به گفته آقای پاکپور "تعدادی" از اعضای گروه دولت اسلامی هم در درگیری کشته شدند و دو نفر از آنها هم فرار کرده‌اند.

    فرمانده نیروی زمینی سپاه می‌گوید ۱۶ نفر از اعضای این گروه دستگیر شده‌اند.

    بنا به اطلاعیه روابط عمومی قرارگاه نجف نیروی زمینی سپاه، مستقر در کرمانشاه، این افراد از مرزهای غربی وارد ایران شده بودند.

    پس از حملات همزمان اعضای داعش به مجلس ایران و آرامگاه آیت‌الله خمینی، مقام‌های ایرانی بارها از درگیری و بازداشت تیم‌های مسلحانه "تروریستی" وابسته به داعش خبر داده‌اند.

    ghari_012718.jpgصدای آمریکا، با صدور حکم تبرئه سعید طوسی قاری قرآن که به تجاوز جنسی متهم شده بود توسط یک شعبه تجدیدنظر، در فضای مجازی خیلی از کاربران به این حکم واکنش نشان دادند و حتی برخی آن را با صدور حکم زندان طولانی برای پزشک سابق تیم ژیمناستیک آمریکا مقایسه کردند و نوشتند در حالیکه در آمریکا دستگاه قضایی حکم به زندان او داد، اما در ایران این قاری با اعمال فشار تبرئه شد.

    دو سال پیش صدای آمریکا برای نخستین بار گزارش داد که «محمد گندم نژاد طوسی»، معروف به «سعید طوسی» قاری قرآنی که رابطه نزدیکی با دفتر رهبر جمهوری اسلامی دارد، در پرونده‌ای قضایی متهم به تجاوز جنسی به چند شاگرد نوجوان پسر است اما با نفوذ مقامات ارشد جمهوری اسلامی به نفع سعید طوسی، این پرونده به نتیجه نرسیده است.

    ابتدا او جوابیه ای به صدای آمریکا داد ولی بعد شکایت ها را تایید کرد. کمی بعد قوه قضائیه ایران بالاخره تایید کرد که طوسی به تجاوز متهم شده است. اما کمی بعد مقام های حکومتی از جمله مکارم شیرازی خواستار سکوت درباره این پرونده شدند.

    شاکیان این پرونده در گفتگوهای متوالی به صدای آمریکا گفته اند که در پرونده اعمال نظرهایی می شود و به آنها برای پس گرفتن شکایت فشار آورده شده است.

    چند نفر در توئیترهای خود تبرئه طوسی را با حکم طولانی زندان برای پزشک سابق تیم ژیمناستیک آمریکا مقایسه کردند. به تازگی «لری ناصر» از سوی دادگاه برای آزار جنسی و گرفتن عکس از آنها به ۱۷۵ سال زندان محکوم شد.

    کاربران ایرانی می گویند مقایسه این دو حکم نشانه خوبی برای سنجش قوه قضاییه مستقل است:

    nasserghari1.jpgبرخی هم تبرئه «سعید طوسی» را با ماجرای تبرئه دیگر چهره های صاحبنفوذ نظام جمهوری اسلامی ایران مقایسه کردند.

    تبرئه های اینچنینی در دستگاه قضایی ایران مسبوق به سابقه است. بعد از ماجرای حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، فرهاد نظری، فرمانده نیروی انتظامی که به عقیده برخی عامل حمله بود، در دادگاه تبرئه شد. یا مورد دیگر تبرئه سعید مرتضوی در پرونده کهریزک بود که بعدها با اصرار یکی از شاکیان با نفوذ نهایتا به ۲۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شد.

    nasserghari2.jpg

    gharitajdadeghimilani.jpg

    برنامه کامل جهان آرا با حضور علی علیزاده و داریوش سجادی:

    یورونیوز، با وجود طرح مسائل مهمی نظیر تغییرات اقلیمی، جلوگیری از رکود اقتصادی مجدد در جهان و مبارزه شکاف جنسیتی که در اجلاس امسال مجمع جهانی اقتصاد، داووس ۲۰۱۸ حاشیه‌ها جالب و گاه عجیبی داشته است.

    از جوراب‌های رنگارنگ نخست وزیر کانادا و تمرین یوگای نماینده هند تا دردسرهای رفت و آمد حاضران در هوای سرد داووس توجه رسانه‌ها را بخود جلب کرده است.

    جوراب‌های رنگارنگ جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا

    جاستین ترودو مثل همیشه با پوشیدن جوراب‌هایی با طرح‌های عجیب و رنگ‌های شاد، توجه عکاسان و خبرنگاران را بخود جلب کرد. او در اولین حضور در مقابل دوربین ها تنها یک جوراب ساده آبی با نقطه‌های سیاه پوشیده بود اما بعد آقای نخست وزیر با پوشیدن یک جفت جوراب آبی با اردک‌های زرد کوچک در هنگام ملاقات با ملاله یوسف‌زی، فلاش دوربین‌های خبرنگاران را روشن کرد.

    جاستین ترودو در ملاقات‌های خود از جیمز کوئینسی مدیر کوکاکولا نیز یک جفت جوراب با طرح خرس نیز هدیه گرفت.

    808x454_sto.jpg

    یوگا روی یخ توسط نمایندگان هند در داووس

    پیش از برگزاری اجلاس وزیر امور خارجه هند اعلام کرده بود که هیات شرکت کننده از این کشور در اجلاس داووس برای شرکت کنندگان کلاس یوگا برگزار خواهد کرد.

    وزارت امور خارجه هند گفته بود که دو مربی یوگا برای برگزاری این کلاس‌ها همراه هیات شرکت کننده این کشور خواهند بود.

    صحنه آخرالزمانی ورود هلیکوپترهای هیات دونالد ترامپ به داووس

    فرود هفت هلیکوپتر هیات شرکت کننده ایالات متحده و دونالد ترامپ، رئیس جمهوری این کشور به داووس بدلیل برف و یخبندان با مشکلاتی روبرو شد.

    اما رسانه ها منظره ورود این هلیکوپترها در زمان طلوع خورشید از پشت کوه‌‌های برفی داووس، تصویری آخرالزمانی توصیف کردند.

    b1-b7920c130323_29109.jpgسرویس‌های بهداشتی با نشانه جنسیت خنثی در اجلاس داووس

    بر روی در توالت‌هایی در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در شهر داووس سوئیس علامت جنسیت خنثی وجود دارد. از سرویس‌های بهداشتی بدون جنسیت هر فردی بدون توجه به جنس و جنسیت می‌تواند استفاده کند. معمولا در جهان این سرویس‌های بهداشتی توسط تمام مردم قابل استفاده‌است اما بیشتر توسط افرادی تراجنسیتی ها استفاده می‌شود.

    روی این علامت نوشته است: هر کسی بدون در نظر گرفتن جنسیت، هویت یا عقیده‌ای می‌تواند از این سرویس بهداشتی استفاده کند.

    808x53210769_945140.jpg

    janeshini_012618.jpgاکبر گنجی - رادیو فردا

    دو عامل سالخوردگی و بیماری ، احتمال مرگ آیت الله خامنه ای را افزایش داده اند. انتخاب جانشین او، کار دشواری است که همه به آن چشم دوخته اند. میان نامزدهای محتمل جانشینی هم نوعی رقابت در گرفته است. این مسأله اساسی یا جنگ قدرت ، با حرکت اعتراض مردمی دی ماه ۹۶ رابطه داشت. حرکت اعتراضی معلول علل و دلایل بسیار بود و هست. در سه مقاله "بگوئید "مرگ بر روحانی"، بخوانید "مرگ بر حسن روحانی"" ، "ریشه های حرکت اعتراضی دی ۹۶: اقتصاد و انقلاب؟ " و "رابطه میزان مشارکت در حرکت اعتراضی دی ماه ۹۶ و انقلاب و گذار به دموکراسی"؛ به برخی از زوایای این حرکت پرداختم.

    در این نوشتار فقط و فقط از رابطه مستقیم و غیر مستقیم "رقابت بر سر جانشینی رهبری" بر پیدایش "حرکت اعتراضی دی ماه ۹۶" سخن خواهم گفت. درست در سومین روز حرکت اعتراضی، آیت الله احمد جنتی- که ریاست مجلس خبرگان رهبری را هم برعهده دارد- در ۹ دی ۱۳۹۶ به نقش این مسأله اذعان کرد و گفت: "دشمنان...حتماً حتماً دارند فکر می‌ کنند که برای بعد از رهبری چه کار باید بکنند". این سخنان در روز ۹ دی ماه، که از نظر آنان، روز پایان فتنه ۸۸ است، و همه ساله آن را بزرگ می دارند، ایراد شد. نگرانی آنان بی دلیل نبوده و نیست و همین نگرانی ها بر پیدایش حرکت اعتراضی دی ماه تأثیرگذار بود.

    نامزدهای محتمل اصلی و جنگ قدرت

    در دهه ۱۳۸۰ آیت الله خامنه ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری گفت: "باید حداقل ۱۰ رهبر در آستینتان داشته باشید". پس از آن کمیته محرمانه ای در مجلس خبرگان تشکیل شد و آنان درباره افرادی که در مظان این جایگاه هستند بحث و بررسی کرده و آن ها را محرمانه انتخاب می کنند.

    اکبر هاشمی رفسنجانی هم در مصاحبه با روزنامه قانون ۲۹ خرداد ۱۳۹۵ گفت کمیسیونی در مجلس خبرگان رهبری "در مقطعی پس از مذاکره با چند صد نفر"، دو نفر را "به صورت سری" به عنوان گزینه رهبری آینده جمهوری اسلامی معرفی کرده بود. او اضافه کرد که "دو سه نفر متخصص" در کمیسیون اصل ۱۰۷ قانون اساسی روی گزینه‌های احتمالی رهبری آینده "مطالعه می ‌کنند" و "به افراد نمره می ‌دهند تا اگر روزی لازم شد، در خبرگان مطرح می‌ شود". اسامی افراد شایسته جانشینی رهبری فقط در اختیار آیت الله خامنه ای قرار گرفته و می گیرد.

    با توجه به شرط ها و ویژگیهایی که قانون اساسی برای ولی فقیه تعیین کرده است، در میان اعضای مجلس خبرگان رهبری، هاشمی شاهرودی، صادق لاریجانی و ابراهیم رئیسی از دیگران بیشتر مطرح هستند. اگرچه آیت الله خامنه ای و اصول گرایان به آیت الله محسن اراکی و آیت الله علیرضا اعرافی- مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور و رئیس جامعة المصطفی- هم توجه داشته و دارند(رجوع شود به مقاله "معجزه «شیعه کردن ۵۰ میلیون نفر» و «به شهادت رساندن» تعداد کثیری از آنان در سوریه و عراق"). اصول گرایان و سپاهیان اگرچه با این افراد نسبت واحدی ندارند، اما هر یک از آنان که انتخاب شود، جایگاه آنها در نظام همچنان تثبیت شده است.

    در این میان، حسن روحانی هم چشم به جانشینی آیت الله خامنه ای دوخته است. این خبر بسیار بدی است که هیچ یک از گروه های اصول گرا و فرماندهان سپاه و بسیج خواهان آن نیستند. برای این که او را فردی می دانند که به دنبال سازش با "کدخدای جهان"- آمریکا- و کنار گذاشتن شعارها و ارزش های انقلاب و جمهوری اسلامی است. در اعماق ذهنشان حسن روحانی را همان بوریس یلتسین به شمار می آورند.

    همه نامزدهای محتمل می دانند که عملکرد مثبت آنان از یک سو، و عملکرد منفی رقبا در انتخاب رهبری آینده موثر است. نقش ارکان حکومت- به خصوص نظامیان و فقها- و سه طیف اصول گرا، اعتدالیون و اصلاح طلبان هم در تعیین رهبر آینده دخالت دارند. بدین ترتیب اتئلاف های گوناگون و توطئه و تخریب علیه یکدیگر شکل گرفته و می گیرد.

    اتئلاف احمدی نژاد و هاشمی شاهرودی

    تنها شانس محمود احمدی نژاد برای آینده، رهبری هاشمی شاهرودی است. مطابق این ائتلاف، هاشمی شاهرودی رهبر و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور می شود. به فعالیت های احمدی نژادی ها در این چارچوب باید نگریسته شود. حملات بی امان احمدی نژاد به برادران لاریجانی و حسن روحانی برای همین مقصود صورت گرفته و می گیرد. احمدی نژادی ها اصلاً هیچ حمله ای به ابراهیم رئیسی نمی کنند.

    ائتلاف حسن روحانی و علی لاریجانی

    اصلاح طلبان هیچ چاره ای جز حمایت از نامزدی حسن روحانی برای ریاست جمهوری در سال های ۹۲ و ۹۶ نداشتند. اصلاح طلبان امیدوارند که فردی از طیف آنان در انتخابات ۱۴۰۰ رئیس جمهور شود. اما حسن روحانی که از نردبان اصلاح طلبان بالا رفته است، گویی برای ادامه مسیر به آنان نیازمند نیست. چون اصلاح طلبان نماینده ای در خبرگان رهبری ندارند. حسن روحانی با علی لاریجانی بسته است. مطابق این ائتلاف، حسن روحانی رهبر و علی لاریجانی رئیس جمهور خواهد شد. حسن روحانی تدریس درس خارج فقه را آغاز کرده است.

    سیاست این دو، به حاشیه راندن نیروهای تندرو همه جناح های حکومت، بهبود روابط با جهان غرب، ادغام در اقتصاد جهانی، و...است. در این رویکرد، بدون حل مشکل روابط با جهان غرب، نمی توان مسائل و مشکلات اقتصادی را حل و رفع کرد. برای این که آمریکا می تواند به تنهایی با تصویب تحریم های یکجانبیه، راه سرمایه گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی به ایران را مسدود سازد.

    ائتلاف ابراهیم رئیسی و قالیباف و پایداری ها

    ابراهیم رئیسی به خوبی می داند که هاشمی شاهرودی بیمار است. غیر از مسأله ایرانی نبودن، مسائل اقتصادی هم دارد. خاندان صادق لاریجانی هم گرفتار فساد اقتصادی هستند. اگرچه هر سه (شاهرودی و لاریجانی و رئیسی) سرکوبگرانی قهارند، ولی آن دو در جنایت به پای ابراهیم رئیسی نمی رسند. ابراهیم رئیسی از نظر اقتصادی "فرد پاک و متعلق به طبقه محروم" این سه نفر قلمداد می شود. صادق لاریجانی در سال های اخبر ضربات زیادی خورده است که افشای استفاده از سود حساب های قوه قضائیه یکی از آن ها بود. آیت الله موحدی کرمانی ادعا کرد که رئیسی دارای ۱۶ میلیون "رأی حلال" است. پدر همسرش- آیت الله علم الهدی- اخیراً گفت که حسن روحانی با سازماندهی و کلک در انتخابات پیروز شد. از نظر رئیسی و جبهه پشت سر او، خطر اصلی، حسن روحانی است. در این ائتلاف، رئیسی رهبر شده و سردار قالیباف یا سردار محمد باقر ذوالقدر رئیس جمهور می شوند.

    حرکت اعتراضی دی ماه ۹۶

    اصول گرایان برای رفع خطر حسن روحانی قصد داشتند کارش را در انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت ۹۶ یکسره سازند. از مدت ها قبل کل اصول گرایان مسائل و مشکلات اقتصادی را برجسته کرده و سردار رستم قاسمی- فرمانده پیشین قرارگاه خاتم الانبیأ- گفت «امروز کشور به لحاظ اقتصادی در لبه پرتگاه است». سرلشکر محسن رضایی گفت اگر روحانی دوباره رئیس جمهور شود، ایران "سودان دوم" خواهد شد. اما انتخابات را باختند. ولی مسأله را رها نکردند. آنان به شدت هرچه تمامتر در مطالبات اقتصادی دمیدند و تا تواستند به تجمعات اعتراضی اقتصادی علیه حسن روحانی دامن زدند.

    کل کابینه احمدی نژاد از انتخابات تاکنون نیروهای اصلی ابراهیم رئیسی را تشکیل داده و می دهند. آنان در مشهد با همکاری بسیج مشهد، جبهه پایداری، آیت الله علم الهدی، احمدی نژادی ها، آغاز حرکت اعتراضی دی ماه ۹۶ را کلید زدند. بدین ترتیب، اعتراض ها از مشهد آغاز شد.

    وقتی آیت الله علم الهدی برای کسب قدرت و پیروزی در انتخابات به اصول گرایان تکلیف شرعی می کند:"زنای محصنه بکنید، عرق بخورید و انواع فسق و فجور را بکنید بعد هم توبه کنید، خدا شمارا می‌ بخشد"، اما اگر وحدت و ائتلاف نکنید و انتخابات را به اصلاح طلبان و اصول گرایان ببازید، مسلماً جهنمی و خائن هستید؛ معلوم است که برای به زیرکشیدن حسن روحانی هم دست به هر کاری خواهد زد.

    آیت الله علم الهدی در ۶ دی ۹۶ - روز قبل از آغاز حرکت اعتراضی از مشهد- حملات بسیار تندی به حسن روحانی کرد که با آمریکا و اروپا برای حفظ قدرت بسته است و حتی گفت:"جریان مقابل ما در انتخابات مهندسی شده به قدرت دست یافت...هدف آنان حفظ اقتدارشان است زیرا برای تداوم اقتدار، آن ها بعد از این که با یک انتخابات مهندسی شده به قدرت دست یافتند، به هر ترتیب آن را حفظ کنند و آن را ادامه بدهند آن هم با دست گذاشتن در دست دشمن و دشمن را به عنوان پشتیبان تداوم قدرت خودشان قرار دهند این ها این هدف را دارند".

    سردار محمد باقر قالیباف در ۷ دی ۹۶ گفت "در اقتصاد به گل نشستیم" و "فساد سیستماتیک" کل کشور را فرا گرفته است.

    تمام اتومبیل های شاه

    | No Comments

    mehrdad-khansari1.jpgتظاهرات تکان دهنده دیماه ۹۶ در ایران بار دیگر توجه همگان را به سوی مشکلات انباشته شده و مسائل حل نشده در ایران معطوف نمود. این بار گرچه تعداد تظاهرکنندگان در مقابل اعتراضات «رای من کجاست؟» خرداد ۱۳۸۸ بسیار کمتر بود، ولی از آنجا که این تظاهرات موفق شد تا در فرصتی کوتاه و بطور بی سابقه ای، اعتراضات طبقات محروم را از نارضایتی های موجود در سراسر کشور به نمایش بگذارد، نه تنها توجه مردم و وسائل ارتباط جمعی جهان متوجه بحران های حل نشده ایران گردید،‌ بلکه مهمتر از آن، حضور پیگیر مردم در خیابان ها موفق شد تا پیامی صریح و شفاف به حاکمیت برساند که توده های مردم تا ابد، عبد و عبید سیستمی نخواهند ماند که نیازهای حیاتی آنان را فدای منافع و انحصارطلبی های قشری و پایان ناپذیر اقلیتی می سازد که نسبت به مصالح دراز مدت و منافع ملی کشور بی اعتنا می باشند.

    گرچه حاکمیت توانست در درگیری های اجتناب ناپذیری که تاکنون موجبات مرگ حداقل ۲۵ شهروند ایرانی و بازداشت بیش از ۳۰۰۰ شهروند دیگر را فراهم آورده است، موقتا از ادامه تظاهراتی که بعلت گرانی، رکود و بیکاری در جامعه، کلیت نظام را لرزانده بود، جلوگیری نماید ولی همه به خوبی میدانند که فارغ از تغییرات عظیم و بنیادی، امکان بهبود اوضاع در شرایط کنونی به هیچ وجه میسر نخواهد شد. به این جهت و بخصوص با توجه به تشدید میزان تحریکات و دسته بندی هائی که در عرصه بین المللی علیه ایران بطور آشکار برنامه ریزی می شود، به احتمال زیاد ما،‌در صورت عدم ایجاد فضای مناسب در عرصه بین المللی و تمکین حاکمیت به خواسته های مردم، باز هم در آینده ای نه چندان دور،‌شاهد ناآرامی های مشابهی خواهیم بود.

    در این ایام ما همچنین شاهد عکس العمل های مختلف از سازمانها و شخصیت های منفرد در ارتباط با ناآرامی های اخیر، بویژه در خارج از کشور از طریق رسانه های دست جمعی و شبکه های اجتماعی بوده ایم که اغلب بدون توجه به تجربیات گذشته و بویژه در زمانیکه مملکت باید به حق به دنبال «یک راه حل ملی با مشارکت ملی برای روبرو شدن با این بحران عظیم ملی» باشد، بیشتر در رویای «میوه چینی» از اقدامات دیگران و امید واهی به سقوط قریب الوقوع نظام، کماکان در راستای راه و روش هائی قدم به پیش میگذارند که بارها و بارها در گذشته با بن بست روبرو شده است.

    در این میان، پیام و پیشنهادات پخش شده ای از سوی آقای مصطفی تاج زاده در ایران و پاسخی که متعاقبا از سوی آقای محسن مخملباف به ایشان انتشار یافت،‌حداقل فرصتی را فراهم آورد تا افکار احتمالا بسوی اولویت هائی هدایت شوند که توجهات را نه تنها متوجه مشکلات انباشته شده در جامعه ما می سازد، بلکه حد اقل، گزینه هائی را مطرح می سازد که می تواند زمینه را برای رسیدن به یک چارچوب عملی و غیر خشن، برای روبروئی با مشکلاتی که نه تنها نظام حاکم بر ایران بلکه آینده ملت و کشور ایران را با مخاطرات جدی روبرو ساخته است، فراهم آورد.

    جان کلام تاج زاده

    آقای تاج زاده در یک گفتار تصویری اشاره به نکاتی کرده اند که تاکید بر لزوم ایجاد شرایطی می کند که «اصل تکثر را رعایت نماید و از آن طریق مطالبات مردم را محقق سازد»، و ضمن تکیه بر این نکته که «اصلاحات کم بهاترین وبی صدمه ترین فورم تغییرات است»، اشاره به عواقب هولناکی که متوجه جامعه و مردم عادی در کشور هائی چون افغانستان و سوریه» (سناریوئی که نباید در ایران تکرار شود) نموده است. او با تاکید بر اینکه علاوه بر حاکمیت، مردم عادی نیز دارای مسئولیت در تعیین راه و روشی سازنده برای عبور از بحران های متعدد کنونی می باشند، مردم را نیز از خطرات ناشی ار سیاست های کشورهای خارجی و توطئه هائی که احتمالا می تواند مملکت را به سوی جنگ داخلی و قومی بکشاند، برحذر میدارد. خواسته ایشان در نهایت، ‌با توجه به محدودیت هائیکه در داخل ایران شامل حال ایشان می باشد، از حد و حدود برگذاری انتخابات آزاد و دمکراتیکی که درآن تمام نیروهای سیاسی بتوانند آزادانه امکان شرکت داشته باشند، فراتر نرفته است.

    بازتاب مخملباف به بیانات تاج زاده

    آقای مخملباف بطور کلی خطر پدید آمدن سناریوهائی شبیه سوریه در ایران را رد میکند و جمهوری اسلامی و حامیانش را مسئول فجایعی میداند که مانع از ایجاد ثبات در پی حرکت های مردمی در سوریه شده است. بطور خلاصه، ایشان معتقد است که «تغییرات یا از طریق اصلاحات، یا انقلاب و یا حمله از بیرون» میسر میشود،‌ و ما را به این ارزیابی هدایت میکند که مقوله ناکارآمد اصلاحات که بزعم ایشان از سوی امثال تاج زاده به یک «ایدئوأوژی» تبدیل شده است، کاملا شکست خورده و مردود می باشد. بر اساس منطقی که ایشان ارائه داده اند، ظاهرا راهی برای مردم ایران به منظور خروج از بحران فعلی جز انقلاب و یا تن دادن به حمله از بیرون باقی نمی ماند. بر اساس نوشته و استنتاج شخصیت هنرمندی چون آقای مخملباف، ‌اینظور بنظر می رسد که گوئی کاسه صبر ایشان به لب رسیده و امیدش به اینکه «حکومت ایران اصلاح پذیر باشد»، علیرغم هزینه سنگین و صدماتیکه که گزینه های دیگر ایشان می تواند مردم و جامعه ایران را با آن روبرو سازد، قطع شده است.

    گزینه باقیمانده؟

    حقیقت این است که علاوه بر مسئولیت دولت، مسئولیت همه شهروندان، ‌همانطور که آقای تاج زاده یادآور شده است،‌ایجاب می کند که ما هرگز در راستای پیاده کردن معتقداتمان نه تنها مایوس نشویم، بلکه با عبرت از تجربیات گذشته و آنچه را که در اطراف و اکناف کشورمان به وضوح دیده ایم،‌به دنبال راه و روش هائی نرویم که بنام دمکراسی و حقوق بشر و دیگر الگوهای والا و ارزشمند، ثبات جامعه و‌ آسایش و آینده ملت ایران را از آنچه که هست بدتر سازد.

    وینستون چرچیل، می گوید: «موفقیت شامل عبور از یک شکست به شکست دیگر، بدون از دست دادن شور و اشتیاق» در راستای رسیدن به هدف اولیه می باشد. گرچه آنهائیکه امروز با همان شور و اشتیاق روزهای اول، مبارزه برای استقرار حاکمیت مردم را دنبال کرده اند (حد اقل نزدیک به دو دهه قبل از ورود امثال آقایان تاج زاده و مخملباف به این صحنه) کماکان در جستجوی بهترین فرمول برای حل مشکلات مردم می باشند، ولی تجربیات زیادی در رابطه با فرمول های بی اثر دارند که تلاش بیشتر در راستای بکار گرفتن آنها دیگر عقلائی بنظر نمی رسد.

    مطمئنا خود آقای مخملباف هم ضمن رد مسیر اصلاحات، راهکار کارساز مشابهی را به گزینه های پیشنهادی دیگر خودشان ترجیح می دهد،‌بویژه با توجه به این واقعیت که کشور ما در شرایط حاد کنونی امروز، بهر حال از مقوله اصلاحات به نوعی که قبلا مطرح شده بود، عبور نموده است. امروز، روح اصلاحات در قالب طرح «آشتی ملی» با هدف حراست از «منافع ملی» که مورد تائید بسیاری از شخصیت های سیاسی داخل و خارج از کشور می باشد، کماکان کم بهاترین و بی صدمه ترین و از همه مهمتر،‌معقول ترین گزینه برای عبور از بحران کنونی است.

    در نهایت آنچه که باقی می ماند برداشتن قدم های بعدی است. ما می توانیم پیشنهادات آقای تاج زاده با در نظر گرفتن همه ملاحظات آقای مخملباف را بطور جامع تری تبدیل به یک الگوی عملی نمائیم. بطور مثال، ما می توانیم از طرح «انتخابات آزاد آقای تاج زاده»، پیشنهادی که فراتر از صرفا کنار زدن مقوله نظارت استصوابی است و به گفته ایشان شامل نیروهائی نیز می شود که قانون اساسی جمهوری اسلامی را قبول ندارند، بعنوان آغاز مباحثی برای رسیدن به یک «جاده راه» عملی برای ایجاد تغییرات ضروری که در ضمن ثبات جامعه کشور را همچنان مجفوظ نکاهدارد، استفاده کنیم.

    با استقبال از روح پیشنهادات آقای تاج زاده بعنوان قدم اول، و با اولویت دادن به اصل «گفتگوی ملی» به منظور رسیدن به یک تعریف مشترک از «منافع ملی»، می توان، در قالب طرح «آشتی ملی» زمینه هائی را فراهم آورد که بدون خدشه وارد آوردن بر ثبات و امنیت کشور و از همه مهمتر آرامش زندگی روزمره مردم، ایران را یکپارچه و قدرتمند از مشکلات کنونی اش بری ساخت و آینده نسل های بعدی را به بهترین وجه ممکنه تامین نمود.

    بهمن ماه ۱۳۹۶

    terrorBook_012618.jpgالعربیه - رور به کار برده فاش می‌کند. این روش‌ها با استفاده از خمیردندان مسموم و کشنده آغاز و تا هواپیماهای بدون سرنشی، تلفن‌های همراه انفجاری و لاستیک‌های منفجرشونده خودرو از راه دور ادامه می‌یابد.

    به گزارش روزنامه بلومبرگ (+لینک) کتاب Rise and Kill First نشان داد اسرائیل در ترور تعدادی از دانشمندان هسته‌ای ایران نقش داشته و تعدادی قطعه یدکی خراب به تاسیسات اتمی ایران فروخته است. این کتاب مدعی است، برخی روسای جمهوری آمریکا از جمله باراک اوباما نیز از روش‌های اسرائیل برای ترور مخالفان استفاده کرده‌اند.

    در کتاب Rise and Kill First توسط رونین برگمان نوشته شده، آمده که اسرائیل در هفتاد سال گذشته حدود 2700 ترور انجام داده که برخی از آنها به نتیجه نرسیده‌اند.

    رونین برگمان که خبرنگار روزنامه یدعوت احرنوت اسرائیل است، توانست برخی داستان‌های ترور را از کارمندان موساد، شین‌بت و همچنین ارتش اسرائیل به دست آورد. او نام برخی از آنها را در کتاب آورده و از آوردن نام برخی دیگر خودداری کرده است.

    در این کتاب 600 صفحه‌ای حدود دو هزار مصاحبه آمده و برخی تاکتیک‌های ترور که اسرائیل از آنها برای ترور 6 دانشمند هسته‌ای ایران، به جای برافروختن جنگ با این کشور، استفاده کرده، پرده برداشت.

    کی از منابعی که رونین برگمان در نوشتن این کتاب به آنها استناد کرده، میر داگان است که 8 سال ریاست موساد را بر عهده داشت و در سال 2016 درگذشت. داگان در اواخر دوران مسئولیت خود با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل درباره موضوع حمله نظامی به ایران دچار اختلاف شد. نتانیاهو باور داشت روش‌های مورد استفاده موساد، از جمله فروش قطعات یدکی خراب به تاسیسات هسته‌ای ایران کافی نیست. به گفته برگمان، داگان اعتقاد داشت تاکتیک‌های اطلاعاتی و به ویژه ترورها نقش خود را [به خوبی] ایفا می‌کنند. او می‌گفت: «برخی مواقع بهتر است راننده را بکشید، بهتر از آنکه قطعات یدکی خراب به خودروی او بدهید.»

    مسموم کردن یاسر عرفات

    در این کتاب به وضوح آمده است که اسرائیل از روش مسموم‌سازی از طریق اشعه برای از بین بردن یاسر عرفات در سال 2004 استفاده کرد. این موضوع از سوی اسرائیل رد شد ولی برگمان گفت که نظارت ارتش اسرائیل مانع از آن است که او جزئیاتی که درباره مرگ عرفات می‌داند، را شرح دهد.

    برگمان که پیش از این نیز کتاب‌های متعددی تالیف کرده، اعتراف کرد که نهادهای اطلاعاتی اسرائیل کوشیده‌اند، مانع دیدار و گفتگوهای او با کارمندان موساد شوند ولی او در ده‌ها بار با کارمندان موساد دیدار و گفتگو کرده و توانسته با ایهود باراک و ایهود اولمرت دو نخست وزیر سابق اسرائیل نیز دیدار کند.

    Hamid_Farkhondeh.jpgچهارشنبه شب گذشته در برنامه 60 دقیقه تلویزیون فارسی بی بی سی مصاحبه ای داشت با غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی درباره اعتراضات اخیر و اینکه آیا حکومت و اصلاح طلبان از این حوادث درس گرفته اند یا نه. آقای کرباسچی قبل از ورود به موضوح مصاحبه در قامت یک طلبکار ظاهر شد و با حمله به بی بی سی فارسی این شبکه خبری را متهم کرد که گویا در نحوه بازتاب اخبار تظاهرات و اعتراضات بیطرف نبوده و "دستپاچه شد و فکر کرد که اتفاقی در ایران قرار است بیفتد.... و بسیار ناشیانه عمل کرد". ایشان در طول مصاحبه نیز نیز این حملات به بی بی سی که گویا ایران مشکلات را بیش از آنچه هست نشان می دهد و اصولا تمرکز بر روی اخبار منفی در ایران دارد و یا اینکه چرا بی بی سی فارسی با شاهزاده رضا پهلوی درباره اعتراضات مصاحبه کرده است، ادامه داد. آقای کرباسچی حدود یک سوم از وقت مصاحبه خود را به این ایرادها از بی بی سی فارسی اختصاص داد، درحالیکه می توانست از این وقت برای تبیین بهتر نقطه نظرات خود و دوستانش درباره اعتراضات اخیر و اصولا راه حل پیشنهادی حزب کارگزاران سازندگی و دیگر اصلاح طلبان به مردم و به جناح رقیب برای حل مشکلات مردم و پاسخگویی به خواسته های آنان کند.

    این اولین بار نیست که آقای کرباسچی به بی بی سی فارسی و خبرنگارش با این لحن صحبت می کند. می شود حملات و پرخاشگری ایشان را نوعی جنگ زرگری برای فرار از ایراد حکومت به وی برای شرکتش در یک شبکه خبری پربیننده خارجی باشد. بهرحال اگر مصاحبه شونده مجوز شرکت خود در مصاحبه را به قیمت حملات خیراخلاقی به مصاحبه کننده صادر کند تا شاید از فشار و تضییقات حکومت درپی یک مصاحبه مصون بماند، شاید بهتر آن باشد که اصولا از شرکت در مصاحبه صرف نظر کند، بویژه اینکه تحلیل یا حرف بعید و نویی نسبت به آنچه تاکنون که از سوی مصاحبه کنندگان دیگر ارائه شده است هم مطرح نباشد. اگر چنین بود شاید که تازگی خبر و گیرایی تحلیل اجازه می داد یک شبکه خبری و شنودگان مشتاق لقای لحن زشت مصاحبه شونده را به عطای غنی محتوای گفته هایش ببخشند.

    شبکه خبر جهانی بی بی سی در جهان بعنوان معتبرترین شبکه خبری مشهور است. بی بی سی و به شمول آن بی بی سی فارسی این شهرت و احترام را به پاس همراه کردن سرعت خبر با دقت و همچنین رعایت بیطرفی و تساوی زمانی در پخش نقطه نظرات مختلف و متضاد و تلاش حرفه ای خبرنگارانش بدست آورده است. جالب است آقای کرباسچی که در همین مصاحبه خود را اصلاح طلب می داند و موافق پخش صداهای گوناگون در صحنه سیاسی ایران، از مصاحبه بی بی سی فارسی با شاهزاده رضا پهلوی که بهرحال طرفدارانی در ایران دارد و حداقل یک صدای متفاوت است، اعتراض دارد و می خواهد برای بی بی سی فارسی نیز تعیین تکلیف کند که با چه کسانی مصاحبه کند یا نکند. ظاهرا از نظر آقای کرباسچی شرکت خود ایشان یا افرادی مانند علی علیزاده و عطا الله مهاجرانی که درمواردی صریحا از سیاست های آیت الله خامنه ای حمایت می کنند، اشکالی ندارد، اما طرح نظراتی که راهی خارج از ساختار نظام جمهوری اسلامی دنبال می کنند، ایراد دارد.

    آقای کرباسچی بی بی سی را به ارائه اخبار منفی درباره ایران متهم می کند، درحالیکه ایشان که دستی نیز در روزنامه و روزنامه نگاری دارد باید خوب بداند که کار روزنامه نگاری و خبررسانی عمدتا شامل خبر و تحلیل درمورد کمبودها و نارسایی هاست و این یک امر جهانی است و محدود به اخبار درباره ایران نیست. اتفاقا هرچه کشوری از دمکراسی بیشتری بهره مند باشد، گزارش و اخبار نارسایی ها بیشتر و بهتر از طریق رساناهایش به گوش مردم می رسد و همانطور که خبرنگار بی بی سی به آقای کرباسچی یادآوری کرد تنها کشورهایی مانند کره شمالی، کوبا و کامبوج و ویتنام هستند که علیرغم مشکلات عدیده مردمشان، کار خبرنگاران و رادیو و تلویزیونهاشان مرتب بزک کردن جامعه و ارائه "اخبار خوب" و رهبرپسند یا حزب پسند هستند.

    بعلاوه کشوری که طی چهار دهه گذشته در همه عرصه ها چنین بد مدیریت شده، کشوری که رهبرانش ادعای مدیریت جهان دارند اما توانایی مدیریت آب یک دریاچه را ندارند، کشوری که علیرغم داشتن ذخیره عظیم نفتی بخش بزرگی از مردمش زیر خط فقر زندگی می کنند، کشوری که در آن دست دزد جوان زیر دستگاه قطع دست می رود اما دزدان پیرش بر صدر می نشینند، کشوری که رئیس جمهور پیشین اش برای خروج از خانه خود با محدودیت روبروست و نخست وزیر پیشین اش همراه با همسرش و رئیس پیشین مجلس اش به جرم یک دادخواهی ساده درمورد آرای به صندوق ریخته شده مردم و زدن چند حرف حساب و قانونی نزدیک هشت سال است در حصر غیرقانونی هستند و سرانجام کشوری که گویا بلای زمینی رهبران سیاسی بی کفایتش کافی نبوده که از آسمان نیز بر سر آنها گرد و غبار میریزد، پخش اخبار خوب بیشتر به یک شوخی شبیه است.

    هیچ شبکه خبر رسانی به اندازه بی بی سی فارسی از سوی اغلب قطب های سیاسی ایران بخاطر مصاحبه با طیف سیاسی رقیب و پخش خبر و گزارش درمورد آنها، مورد حمله قرار نگرفته است. و این گواهی است بر دو موضوع: اعتبار بی بی سی فارسی و عدم مدارا در دو قطب جامعه سیاسی ایران، همه به دنبال حذف رقیب هستند، بجای به رسمیت شناختن او و گفتگو با او. تا وقتی که مصاحبه شونده خودی هست و اخبار بر وفق مراد شبکه پخش کننده خبر درست عمل کرده است و هنگامی که فرصتی در اختیار رقیب قرار می گیرد و شعاری و سخنی مثبت به نفع اوست، بلافاصله آن شبکه غیر حرفه ای، استعماری و دست بیگانه می شود.

    بهتر است آقای کرباسچی که در صدا و سیمای کشور خودش چندان محل و مجالی برای ارائه نظارات خود و طیف فکری اش ندارد اگر فرصتی دیگر از سوی بی بی سی فارسی یا دیگر رساناهای خارج کشور در اختیارش گذاشته شد حتی اگر تشکر بلد نیست، بجای لگد زدن به دیگران، نفی دیگران و ایراد از کارهایشان، به اثبات خود و دفاع از برنامه های خود بپردازد.

    hamidfarkhondeh@hotmail.com

    ahmad-faal-small01.jpgمقدمه: در مقاله‌ی قبل وقتی حکمرانان را مخاطب درس‌های خود قرار دادم، عده‌ای از دوستان و خوانندگان اظهار کردند که حکمرانان در ایران اساساً نه قابل گفتگو هستند و نه اعتنایی به درس‌ها و استدلال‌های مخالفان خود دارند. اما درس‌ها و استدلال‌ها همیشه برای اعتنا کردن بیان نمی‌شوند. چنانچه گفتگوها نیز همیشه برای دستیابی به یک امر مشترک، پیگیری نمی‌شوند. در این قسم از بحث بنا دارم تا با طرح یک بحث دامنه‌دار به جامعه نشان دهم، چرا و چگونه اعتراض‌های آنها به هیچ فرجامی نرسید؟ هرچند دورنمای این اعتراض‌ها به عنوان زمینه‌ها و پتانسیل‌های جدید نمی‌تواند قابل انکار باشد. اما آنچه که در اینجا مورد توجه است، تحلیل مقطعی و علل نافرجامی مقطعی اعتراضات است. اینکه حرکتی امروز صورت گیرد به امید فردا، خود علامت یک گسست اجتماعی است که نمی‌توان آن را بیرون از عوارض اجتماعی و تاریخی ایران تحلیل کرد. برای این منظور لازم است از راه جریان‌شناسی و گفتگو با کنش‌گرانی که در حرکت اعتراضی مشارکت داشتند، دلایل نافرجامی آنها را توضیح دهیم.

    استدلال‌ها و درس‌ها و حتی گفتگوها، برای این منظور سامان می گیرند تا واقعیتی را از پرده ابهام و تاریکی بیرون بیاورند. با این وجود گفتگوها می‌توانند به عنوان ابزار سلطه قرار گیرند. چنانچه گفتگوها در روابط بین‌الملل با همین هدف صورت می‌گیرند. هابرماس از یک وضعیت آرمانی یاد می‌کند که در آن گفتگوها نه با هدف سلطه و چیرگی، بلکه با هدف "تفاهم" صورت می‌گیرند. هابرماس وضعیت آرمانی گفتگو را وضعیتی می‌داند که طرفین گفتگو در یک موقعیت ایده‌آل، جستجوی حقیقت را هدف قرار می‌دهند. در وضعیت غیرآرمانی، یعنی در یک وضعیت واقعی زندگی اجتماعی و به خصوص زندگی سیاسی، اغلب گفتگوها با هدف چیرگی، اقناع سازی و نفوذ صورت می‌گیرند. گفتگو در وضعیت آرمانی یکی از روش‌های پرده برداشتن از ابهام و روشن کردن واقعیت است. گفتگوهای غیرآرمانی هم وقتی که استمرار پیدا کنند و به مثابه یک روش (و نه ابزار) بکار گرفته شوند، می‌توانند به گفتگو در وضعیت آرمانی نزدیک شوند. در این نوشتار بنا بر این نیست تا موضوعی به نام گفتگو میان حاکم و محکوم گشوده شود. کوشش بر این است تا از گفتگو به عنوان یک روش آزمونی استفاده شود.

    درس‌ها و استدلال‌ها، یک روش به آزمون کشاندن کسانی است که خود را در پرده واقعیت پنهان می‌کنند. شرکت‌کنندگان در گفتگو اگر به استدلال‌ها اعتنا کردند، چه بهتر، اما اگر اعتنا نکردند به مثابه ابتلاء و آزمایش آنها، بکار گرفته می‌شود. گفتگو کردن روشی است که اگر یک طرف باید درس بگیرد، ولی از درس گرفتن امتناع می‌کند، واقعیت خود را مثل آفتاب در معرض قضاوت عمومی قرار می‌دهد. ابتلاء یا آزمون، یک روش علمی مبارزه مسالمت‌آمیز است. به عنوان مثال، دولت آمریکا مدعی حقوق بشر است. ما می‌دانیم و بسیاری دیگر می‌دانند که او دروغ می‌گوید. راه حل مبارزه با آمریکا، دفاع همه جانبه از حقوق بشر و کشاندن او به آزمون حقوق بشر است. قطعاً دولت آمریکا به عنوان یک کشور دموکراتیک مجبور است ملاحظات صوری درباب حقوق بشر داشته باشد. این ملاحظات را دیکتاتوری‌ها هرگز ندارند. از جمله این ملاحظات، وجود نظام رسانه‌ای آزاد است. و از جمله ملاحظات دیگر، یک نظام حقوقی مستقل است. این دو ملاحظات سرچشمه در جامعه مدنی آمریکا دارند. جامعه مدنی، یکی از محدود کننده‌های دولت‌ها در کشورهای پیشرفته صنعتی است. همین ملاحظات ابزارها و منافذ خوبی هستند تا نشان دهیم، دولت آمریکا از حقوق بشر به عنوان یک ابزار استفاده می‌کند. در این آزمون و ابتلاست که دولت آمریکا نمی‌تواند مقاومت کند، و هیمنه آن شکسته خواهد شد. اکنون با نشان دادن گفتگو به عنوان یک روش آزمونی و سپس تحلیل جریان‌شناسی کنش‌گرانی که نقش تخریبی دارند، بر اساس همین روش آزمونی، تصویری از حرکت اعتراضی جامعه بدست خواهیم داد.

    ابتلاء جریان‌ها از راه گفتگو

    یکی از روش‌های دیگر ابتلا و به آزمون کشاندن دیگران، از راه گفتگوست. گفتگو بهترین و مهمترین ابزار دستیابی به دو امر مهم است. یکی از اهداف مهم، "دستیابی به امر مشترک"، و هدف دوم "کشف حقیقت"، و یا پرده برداشتن از واقعیتی است که یک طرف و یا هر دو طرف دچار ابهام، کجی و یا انکار هستند. اگر فردی و یا گروهی و یا یک جریان فکری و سیاسی از هر دو هدف فاصله داشته باشد، می‌توان از راه آزمون و ابتلاء چهره پنهان آنها را از پس پرده واقعیت بیرون کشاند. درس‌ها به حکمرانان روشی برای آزمون و ابتلاء آنها بود. در این قسم از مباحث به این موضوع می‌پردازم که چگونه می‌توان با کمک یک آزمون دیگر، این بار مخاطب درس‌های خود را مردم و جامعه قرار دهیم. در این آزمون وقتی دلایل خود را درباره رابطه گفتگو با ماهیت جریان‌های سیاسی ارائه می‌دهیم، این رابطه دلایل ما را درباره فرجام اعتراضات توضیح می‌دهد. به این موضوع می‌پردازیم که بنا به تجربه بیش از چند دهه، با چهار گروه و یا چهار جریان سیاسی اساساً نمی‌توان گفتگو کرد. با وجود ‌بی‌فایده بودن هرگونه گفتگو با این جریان‌های سیاسی و فکری، اما آزمون گفتگو کردن با آنها، جهت عمومی ‌اعتراض‌های اخیر را برای ما مکشوف می‌کند. حالا این به چه معناست؟ به این معنا که وقتی دانستیم که یک جریان سیاسی قابل گفتگو کردن نیست، نباید عنان اعتراض عمومی‌ را به آنها واگذار کرد. متأسفانه همین چهار گروه هدایت اعتراضات را بر عهده داشتند. یک گروه از آنها که شامل بنیادگرایان مذهبی بودند، جرقه نخست را با هدف مخالفت با دولت در مشهد زدند، اما وقتی اعتراضات مرزهای دولت را درنوردید و از محدوده مخالفت با دولت فراتر رفت، این گروه از گردونه اعتراض به موضع مقاومت در برابر آن وارد شدند. اما سه جریان دیگر تا آخر باقی ماندند و ماهیت اعتراضات را در غیاب یک اندیشه راهنما، و در غیاب نیروهای قابل توجهی از طبقه متوسط ، و در غیاب رهبرانی که دارای اندیشه راهنمای آزادی هستند، رقم زدند. این سه جریان سیاسی عبارتند از سلطنت طلبان، دین‌ستیزان و هواخواهان مجاهدین خلق ایران. در این قسمت از بحث ویژگی‌های مشترک این چهار جریان سیاسی و فکری را که مانع از هرگونه گفتگویی هستند، شرح خواهم داد. اما پیشتر لازم است یک مقدمه درباب ماهیت گفتگو ارائه دهم.

    شرایط آرمانی گفتگو

    هابرماس از یک نوع گفتگو و یا دیالوگ راستین یاد می‌کند. هر نوع گفتگویی از نظر‌هابرماس گفتگوی راستین نیست. بسیاری از گفتگوها اهدافی مانند، فریب و یا لفاظی را تعقیب می‌کنند. به علاوه هر گفتگویی به "گفتمان" منجر نمی‌شود. منظور از گفتمان نزد‌ هابرماس، فضایی از گفتگو است که امکان ارتباط و تفاهم میان طرف‌های گفتگو را ایجاد می‌کند. گفتمان نوعی توافقی اصیل برای رسیدن به یک مشارکت دست‌جمعی است[1]. گفتگو هرگاه از روابط قدرت آزاد شد، به گفتمان تبدیل می‌شود. اما آزاد شدن از روابط قدرت بدون آزاد شدن از منافع گویندگان ممکن نیست. منافع گویندگان مانع اساسی گفتگو است. این روایت از انسان که حیوانی منافع‌گراست، و دستیابی به حداکثر کردن منافع تلاش غایی و نهایی هر فرد و هر جامعه و هر دولت است، بدون هیچ گزافی نقض هر گونه گفتگویی است که حقیقت را هدف قرار می‌دهد. به همین منظور‌هابرماس برای رسیدن به تفاهم از یک وضع آرمانی گفتگو یاد می‌کند. وضع آرمانی گفتگو، وضعی است که در آن فضای گفتمانی به وجود می‌آید. ‌هابرماس سه شرط را جزو شروط اساسی یک وضع آرمانی گفتگو قرار می‌دهد. پیش از آن از سه جهان یاد می‌کند. یک جهان عینی، دوم جهان درونی و سوم جهان هنجاری[2]. جهان عینی مثل همه اشیائی که بیرون از ما و بیرون از ذهن ما وجود دارند. جهان درونی شامل احساسات، عواطف و اندیشه‌های ماست. سرانجا جهان هنجاری شامل بایدها و نبایدها و ارزش‌هایی است که درون آن زندگی اخلاقی خود را تنظیم می‌کنیم.‌ هابرماس نظریه خود را درباب وضعیت آرمانی با این سه جهان تنظیم می‌کند. بطوریکه وقتی در یک گفتگو از هر یک از این جهان‌ها یاد می‌کنیم، شروط آرمانی سامان کنش ارتباطی را به نحوی تدارک می‌بیند که طرف‌های گفتگو به یک مفاهمه مشترک دست بیابند. این شرایط عبارت اند از:

    یکم داشتن صداقت، وقتی که از جهان درونی خود سخن می‌گویم.

    دوم تجربه صدق، وقتی که از جهان عینی سخن می‌گوییم.

    سوم درست بودن، وقتی که از هنجارهای خود سخن می‌گوییم.

    هابرماس در الگوی آرمانی خود سخنی از تعهد، پایبندی و علاقه طرفین گفتگو نسبت به حقیقت، به میان نمی‌آورد. اگر بعضی از نظرها مفهوم حقیقت را امر انتزاعی به حساب می‌آورند، نقد خود را به هابرماس به این عبارت تغییر می دهم که: هابرماس در الگوی آرمانی خود سخنی از پایبندی و علاقه طرفین گفتگو نسبت به امر درست و نادرستی که مربوط به جهان هنجاری می‌شود، به میان نمی آورد. مواردی را که‌ هابرماس به عنوان پیش شرط‌های آرمانی گفتگو قرار می‌دهد، فرض‌هایی هستند که حتی در شرایط غیرآرمانی چیزی به (و یا از) باور افراد و طرف‌های گفتگو کم و یا زیاد نمی‌کند. مثلاً ممکن است کسی در مورد صادق بودن خود تردیدی نداشته باشد، اگرچه فرد صادقی نباشد. همچنین کسی درباره درست بودن "باید و نبایدهای" خود تردید ندارد، اگرچه هیچ تحقیقی درباره آنها انجام نداده باشد. سرانجام هیچکس نمی‌گوید مشاهدات او در جهان خارج صدق نمی‌کنند. اما پایبندی و تعهد به حقیقت یک آزمون ویژه است که که هم زود در گفتگو آشکار می‌شود، و هم آنکه پیش از گفتگو هر کس می‌تواند دیگری را با معیاری که شرح می‌دهم، در معرض آزمون پایبندی و تعهد قرار دهد. ممکن است گفته شود، تفاسیر مختلف درباب حقیقت وجود دارد و لذا امر حقیقت خود یک باب مهم اختلاف است. این گفته درست است، اما مراد من این نیست که حقیقت چیست، که در باب آن اختلاف باشد و یا نباشد. درست و نادرست بودن حقیقت یک امر است و تعهد داشتن و دغدغه حقیقت داشتن، یک امر دیگر است. مراد من تعهد داشتن به حقیقت است، مثل کسی که دوستدار حقیقت است. یا کسی که دغدغه و نگرانی او انجام دادن کار درست است. حالا اگر حقیقت هم یک واژه فلسفی و انتزاعی است، اما می‌توانیم از اصطلاح درست و نادرست استفاده کنیم. بسیاری از ما آدمیان در طی روز و یا در طی زندگی کارهای درست و نادرست انجام می‌دهیم. و یا آراء و افکاری را به درست و نادرست می‌پذیریم. اما نکته مهم این است که تا چه اندازه در فکر و اندیشه کار درست انجام دادن و یا فکر درست انجام دادن هستیم؟ یا مثلا اگر درست نبودند، تا چه اندازه شجاعت داریم نادرستی‌ها را از ذهن و زبان خود پس برانیم، اگرچه بدان‌ها دلبستگی قبلی داشته باشیم؟ این را هم اکیداً اضافه کنم، اینکه فردی خود را بر حق می‌داند و یا یافته‌های خود را برحق می‌شناسد و برای خود و همم‌گروه و هم‌فکران خود نوعی حقانیت قائل است، با آنچه که تعهد و پایبندی به حقیقت یاد می‌کنیم، تفاوت اساسی دارد. تمام نحله‌های فکری دنیا، مذاهب موجود، حتی در قبایل بدوی آفریقا خود را برحق می‌دانند، هیچ تردیدی در یافته‌های خود ندارند. این نوع برحق شماردن می‌تواند مشمول بسیاری از افرادی باشد، که نه تعهدی به‌ حقیقت دارند و نه نگرانی و دغدغه حقیقت دارند. تعهد و پایبندی آنها به اجرا و یا عمل به یافته‌های خود آنهاست.

    پایبندی به حقیقت و یا امر درست، یک آزمون درونی است. البته شاخص‌های بیرونی هم برای صدق آن می‌توان جستجو کرد، چنانچه محور بحث ما از این جا به بعد اشاره به همین شاخص‌های بیرونی است. صداقت آزمون درونی نیست. زیرا خیلی سخت است کسی به خود بگوید آدم صادقی نیست، و یا حتی اگر اعتراف کند که صادق نیست، عدم صداقت خود را توجیه نکند. مثلاً به این دلیل صادق نیست که دیگران با او صادق نبوده‌اند. یا به این دلیل که زندگی و زمانه عدم صداقت را از آدم می خواهد، در چنین زمانی صداقت علامت نادانی است. با این وجود، صرف نظر از توجیهات، خود را فرد صادقی می‌شناسد. لکن تعهد و پایبندی به حقیقت و یا امر درست می‌تواند به مثابه یک آزمون درونی مورد استفاده قرار گیرد. یک معیار روشن برای اینکه هر فرد بداند و خود را مورد آزمون قرار دهد، که تعهد و پایبندی به حقیقت دارد یا خیر؟ بدین‌‌ترتیب که هرگاه انسان در خلوت خود قرار می‌گیرد، آیا آماده پذیرفتن حقیقتی برخلاف یافته‌ها و باورهای پیشین خود، هست و یا نیست؟ در برابر حقایقی که برای او روشن نیست، و یا به تازگی به او عرضه می‌شوند، موضع مخالف می‌گیرد؟ دور ریختن یافته‌ها و عقاید خود، شجاعتی بس سترگ می‌خواهد، ‌بی‌جهت نیست که هم از قول پیامبر و هم از قول حضرت علی نقل شده است که: حق را بگویید و لو اینکه علیه نفس خودتان باشد.

    کم نیستند آنهایی که با خود هم صادق نیستند. نه تنها دیگران، بلکه خود را هم مدام فریب می‌دهند. برای این منظور باید به شاخص‌های بیرونی تعهد و پایبندی به حقیقت و یا امر درست مراجعه کرد. با وجود این، حتی آنهایی که با خود صادق نیستند، نمی‌توانند از دام آزمون درونی پایبندی به حقیقت و یا امر درست فرار کنند. به عنوان مثال، یک دین‌دار متعصب، و یا اغلب افرادی که مذهبی هستند، آیا می‌پذیرند که هرگاه برای آنها استدلال شد که باورهایشان غلط است، آئین خود را ترک گویند؟ آیا این استعداد و پتانسیل ترک کردن باورهای بنیادی را هرگاه اشتباه بودن آن بر انسان آشکار شد، در خود می‌بیند؟ مثال را از باورهای خود نویسنده شروع کردم، که خود را از دام خودفریبی برهانیم. با مراجعه به تجربه‌های درونی روشن می‌شود که آزمون پایبندی به حقیقت (یا امر درست)، نسبت به پیش فرض‌های ‌هابرماس، آزمون مناسب‌تر و محکم‌تری برای ایجاد یک فضای آرمانی گفتگو ایجاد می‌کند.

    با این وجود در گفتگوها به دلیل عدم صداقت و به دلیل وجود انواع منافع و امراض، از جمله میل به چیرگی در فضای گفتمانی، هیچکس آماده نیست تا خود را در معرض آزمون واقعی قرار دهد. اینجاست که باید به شاخص آزمونی که مستقل از عوامل گفتگوست، مراجعه کنیم. مهمترین شاخص بیرونی عدم تعهد و پایبندی به حقیقت، اتکا به یک مرجع و یا به یک محور بیرونی است. این مرجع می‌تواند شخص باشد، می‌تواند سازمان باشد، می‌تواند یک قومیت و فرهنگ خاص باشد، می‌تواند دولت و یا یک ایدئولوژی و مرام خاص باشد، و حتی می‌تواند خدا باشد. اجازه بدهید از همین مرجع آخری شروع کنم. توجه شما را به دو جریان فکری اشاعره و معتزله در قرون دوم و سوم هجری جلب می‌کنم. دیدگاه‌های معتزلیان نه تنها در آن ایام، بلکه در این ایام به لحاظ نقد ادبی، از پیشرفت‌های درخور توجهی برخوردار بودند. به طوری که امروز گرایش‌هایی از نومعتزلیان در میان روشن‌اندیشان دینی مشاهده می‌شود. این دو مشرب فکری وقتی با بعضی از مفاهیم کلامی مانند احکام اخلاقی مواجه می‌شدند، یکی از آنها که اشاعره بودند، هر حکم اخلاقی را از آن رو درست می‌دانستند که از فرمان خداوند صادر شده است. مثلا اگر خداوند امر به شکنجه هم داده باشد، از نظر اشاعره امر شکنجه کار درست و بر حقی است، تنها به این دلیل که خداوند بدان حکم کرده است. از این نظر درست و نادرست یک حکم شرعی و یا یک حکم اخلاقی، نه در خود آن حکم و نه در پیامدهای آن، بلکه در منشاء صدور آن وابسته است. معتزلیان این امر را نمی‌پذیرفتند و آن را خلاف عقل و شرع می‌دانستند. در دیدگاه معتزلیان، صدور احکام ضداخلاقی مانند شکنجه دور از شأن خداوند است. خداوند در ذات خود عادل است و از عدل خلاف عدل صادر نمی‌شود. شکنجه کردن حکم عادلانه‌ای نیست که از خداوند صادر شود. در اینجا وقتی ما با یک حکم اخلاقی مواجه شویم که ببینیم آیا درست است و یا نادرست، حق است و یا ناحق، اشاعره می‌گفتند که باید برویم ببینیم که این حکم از سوی خداوند صادر شده است و یا خیر؟ اما معتزلیان می‌گفتند، باید ببینیم آن حکم با عقل سازگار است و یا خیر؟ اگر سازگار نبود، حکم خداوند نیست، اگر سازگار بود حکم خداوند است[3]. اگر بخواهیم یک قدم از معتزلیان فراتر رویم و به آزمون پایبندی به حقیقت نزدیک شویم، باید از یک معتزله سؤال کنیم که اگر ناحق بودن و نادرست بودن خود خداوند به عنوان یک مرجع مطلق، بر او روشن شد، آماده است از کل آراء خود از جمله از دین‌داری دست بردارد؟ یا آنکه مثل همه دین‌داران دیگر زمین و زمان را بهم می‌دوزد تا به یُمن عقل توجیه‌گر، وجود دین و خدا را اثبات کند؟ در ادامه چهار جریان سیاسی را نشان خواهم داد که هرگونه گفتگویی با آنها بی‌حاصل است. این چهار جریان با محور قرار دادن یک کانون قدرت، و رابطه وابستگی و مرید و مرادی با این کانون، در حالی که فاقد کمترین صلاحیت اخلاقی و سیاسی بودند، هدایت حرکت اعتراضی مردم را بر عهده گرفتند. نشان خواهم داد که چگونه حرکت اعتراضی جامعه به موجب حضور این جریان‌های سیاسی و فکری بی‌نتیجه ماند.

    www.ahmadfaal.com

    ahmad_faal@yahoo.com

    @BayaneAzadi



    [1] - کتاب بحران مشروعیت، نوشته هابرماس، ترجمه جهانگیر معینی، انتشارات گام نو، صفحه 32

    [2] - برای مطالعه بیشتر به کتاب یورگن هابرماس نقد در حوزه عمومی، نوشته رابرت هولاب، ترجمه دکتر حسین بشیریه، انتشارات نشر نی، صفحه 37 مراجعه شود

    [3] - برای اطلاع از دیدگاه‌های اشاعره و معتزلیان در باره عدالت به کتاب عدل الهی نوشته مرحوم مطهری مراجعه شود

    یورونیوز - فیلمی که حدود یک هفته پیش در فرودگاه دوسلدورف آلمان ضبط شد مهارت کم نظیر خلبان به تصویر کشیده شده است. طوفان موسوم به «فردریک» روز ۱۸ ژانویه یکی از شدیدترین بادهای چند سال اخیر را برای همراه اروپا به همراه آورد. این طوفان که با حداکثر سرعت ۱۴۰ کیلومتر در ساعت از سمت دریای شمال به سمت خشکی می تاخت در هند و آلمان دست کم چهار قربانی گرفت و سیستم های حمل و نقل هر دو کشور را به شدت مختل کرد.

    در این روز و در فرودگاه دوسلدورف آلمان ویدئوی ضبط شد که در آن خلبان هواپیمایی پره دار با مهارت تمام گویی که با باد می رقصد و هواپیما را در شرایطی سخت سالم بر باند فرودگاه فرود می آورد.

    - از خبر واگذاری بنگاه‎های اقتصادی سپاه چند روز گذشته و انگار گوش فرماندهان این نهاد نظامی بدهکار دستور خامنه‎ای نیست.
    - مصباحی مقدم عضو جمع تشخیص مصلحت نظام گفته «اداره امور کشور دست روحانیون نیست»
    - آیا آن‌طور که اصلاح‌‏طلبان می‎گویند سپاه قصد کودتا دارد و خود را برای فردای پس از مرگ خامنه‌‏ای آماده می‎کند؟
    - روحانی چه نقشی برای اصلاح‏‌طلبان بازی می‎کند که این روزها به هر قیمتی پشت دولت او ایستاده‌اند؟

    ***

    tadbiromid_012618.jpgبرزو فارسی - کیهان لندن

    محمدصالح جوکار معاون پارلمانی سپاه و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی از دستور علی خامنه‌‏ای مبنی بر واگذاری بنگاه‎های اقتصادی سپاه و ارتش ابراز بی‎اطلاعی کرده و گفته است: «من نتوانستم به چنین ابلاغیه‌ای دسترسی پیدا کنم و آن را ندیدم.»

    او در گفتگو با اعتمادآنلاین، با بیان اینکه «من نمی‎دانم این خبر که شما می‎گویید وزیر دفاع اعلام کردند از کجاست» افزود: «بحث این است که این خبر می‎گوید سپاه و ارتش فعالیت اقتصادی دارند که جای سوال است! مثلاً قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء در پروژه‎های دولتی شرکت می‎کند اما نه پول می‎گیرد و نزدیک به ۳۰ هزار میلیارد از دولت طلب دارد با این حال پروژه‎ها را انجام می‎دهد. پروژه‎هایی که سپاه دارد اقتصادی نیست و درآمدزایی ندارد که بخواهد از آن استفاده کند.»

    جوکار با بیان اینکه «فعالیت‎های اقتصادی سپاه به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء خلاصه می‎شود» تصریح کرد: «این قرارگاه پروژه‎های عمرانی را انجام می دهد بدون اینکه نفعی برایشان داشته باشد. غالبا هم در این زمینه بیش از آنکه پول بگیرد کار و فعالیت ارائه داده است. من فعالیت اقتصادی در این مجموعه که منافعی برای سپاه به همراه داشته باشد نمی‎بینم.»

    شنبه، ۳۰ دی‎ماه، امیر حاتمی وزیر دفاع از دستور خامنه‌‏ای برای واگذاری بنگاه‎های اقتصادی ارتش و سپاه خبر داد و ادعا کرد مسئولیت این کار به ستاد کل نیروهای مسلح واگذار شده و «ستاد کل در کل نیروهای مسلح این موضوع را دنبال می‌کند تا این نیروها از کارهای اقتصادی غیرمرتبط به هر دلیل، خارج شوند.»

    فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح که پاسدار حسین باقری است تا امروز در این مورد سکوت کرده است؛ حتی پس از آنکه اسماعیل کوثری جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله تهران گفت اقدامات عمرانی و سازندگی سپاه و ارتش بر اساس اصول قانون اساسی است، وی واکنش نشان نداد.

    حال تردیدها در این مورد که امیر حاتمی از قول خامنه‌ای درباره دستور پیگیری واگذاری بنگاه‌های اقتصادی ارتش و سپاه خبر داده زیاد شده است. آنچه وزیر دفاع ادعا کرده چقدر واقعیت دارد؟ آیا او می‎تواند در این سمت به عنوان یک نظامی ادعایی خلاف واقع به نقل از فرمانده کل قوا یعنی علی خامنه‌‏ای بیان کند؟ اگر این دستور صحیح باشد، چرا فرماندهان سپاه که از گروه دیگری به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک هستند یا آن را کتمان و انکار می‎کنند یا می‎گویند که بر اساس قانون فعالیت می‎کنند و اصلا نه تنها درآمدی ندارند تازه طلبکار هم هستند!

    آیا این احتمال وجود دارد که آنچه خامنه‎ای دستور داده به مصلحت سپاه نباشد و آنها در مقابل آن ایستادگی کنند و این موضع‎گیری‎ها و حتی سکوت فرماندهان ارشد این نهاد نظامی از جمله رییس کل ستاد نیروهای مسلح و فرمانده کل سپاه نشانی از اختلافی مهم و عظیم بر سر «سهم شیر» باشد که به چنین تناقض‌گویی‌هایی منجر شده است؟

    بازخواست از رهبری باید در حیطه وظایف ایشان باشد

    وبسایت شفقنا روز دوم بهمن در گفتگویی با غلامرضا مصباحی‎مقدم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از او پرسید «چرا برخی از مردم بسیاری از گرفتاری‎ها به‌خصوص مشکلات اقتصادی را از چشم روحانیون می‎دانند؟» او پاسخ داده است «باید از مردم خواست که دوباره برگردند و با توجه به قلمرو مسؤولیت‎های روحانیت اظهار نظر کنند. برخی معتقدند که این کشور در دست روحانیت است، رهبری نظام، رییس قوه قضاییه، رییس خبرگان رهبری و رییس جمهور روحانیون هستند، اما اگر از این جایگاه‎های رسمی و حضور روحانیون بگذریم، اداره امور کشور دست روحانیون نیست [...] رهبری از نظر قانون اساسی مجاز به ورود در امور اجرایی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیست [...] بازخواست از رهبری باید در حیطه وظایف ایشان باشد.»

    ترس از کودتای سپاه علیه دولت

    همزمان با خبر وخامت حال جسمی علی خامنه‎ای بعضی منابع غیررسمی از احتمال کودتای سپاه پاسداران علیه دولت روحانی توسط طائب رییس اطلاعات سپاه و جعفری فرمانده کل سپاه خبر داده و مطرح شده است که قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس مخالف این طرح است. این خبر غیررسمی یا شایعه هر چه هست آنقدر در بین بخشی از دولتی‎ها و اصلاح‎طلبان اثرگذار بود که حتی بخشی از آنها از جمله حزب کارگزاران تلاش کرده‌اند خود را به سلیمانی نزدیک کنند. انتشار تیترهای پرطمطراق و مجیزگویی در وصف شجاعت و دلاوری‎های او مثل «سردار ملی» و «هراس جهان از سردار سلیمانی» را جزو علائمی می‌توان ارزیابی کرد که برخی اصلاح‎طلبان برای جذب او به کار برده‌اند تا در روز موعود پس از مرگ خامنه‎ای بتوانند حمایت بخشی از سپاه را در مقابل حزب‎اللهی‎ها و بسیجی‎های تا دندان مسلح داشته باشند.

    برادران طائب (مهدی و حسین) که یکی رییس اطلاعات سپاه و دیگری رییس قرارگاه امنیتی عمار است هر دو در آخرین سخنرانی‎ خود و به طور کل اکثر موضع‎گیری‎هاشان روی دو مسئله تاکید می‌کنند که هر دو به دولت روحانی برمی‎گردد: «پروژه نفوذ و دوتابعیتی‎ها» و «مذاکره بر سر موشک‎ها و برجام

    پس از سرکوب خشن تظاهرات سراسری و معترضان و آرام گرفتن موقتی اعتراضات، موج حمله به دولت از سوی جناح‎ اصولگرا در سپاه و نمایندگان مجلس گرفته تا رسانه‎ها و امامان جمعه و مراجع، شروع شد و آنها مثل کنه به جان کابینه و مدیران اجرایی افتاده‌اند.

    آنچه امروز اصلاح‏‌طلبان را ترسانده قدرت بی‌حد و حساب سپاه است، به‌خصوص آنکه به چشم دیده‌اند سپاه در بزنگاه‌های اساسی شاید از خامنه‎ای هم عبور کند و اتفاقاً در بدنه روحانیون هم در سراسر ایران کم نیستند کسانی که بر طبل سپاه می‎کوبند.

    khamenei_012618.jpgرادیو فردا، رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی از اینکه اکثر دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا در ایران بعد از سال‌ها «با آمریکایی‌ها صحبت کردند و عذرخواهی کردند» انتقاد کرد و این اقدام را نشانه «کم‌عمق بودنِ انگیزه» آنان دانست.

    به گزارش خبرگزاری ایلنا، آیت‌الله علی خامنه‌ای در سخنانی که روز ۲۶ دی بیان کرده و متن آن روز جمعه ۶ بهمن منتشر شده‌است، گفت: «ایشان افزودند: این را ما کوچک نمی‌گیریم، امّا غالباً دانه‌دانهٔ افراد ــ نمی‌گویم همه ــ از روی احساسات لانه جاسوسی را آن روز رفتند و با شجاعت تمام گرفتند، امّا بعداً رفتند با آمریکایی‌ها صحبت کردند و عذرخواهی کردند.»

    وی اضافه کرد: «این ناشی از چیست؟ ناشی از کم‌عمق بودنِ آن انگیزه است. آن انگیزه متّکی به یک زیرساخت محکم نبود؛ انگیزه بود، امّا زیرساختش محکم نبود».

    آقای خامنه‌ای همچنین با اشاره به محسن حججی، از نیروهای ایرانی کشته شده در سوریه، افزود: «جوان‌های امروز ــ [هرچند] بعضی [از آنها] هستند که بی‌خیال در خیابان راه می‌روند؛ زمان جنگ هم بودند، نه اینکه نبودند ــ امّا آن [جوانی] که دنبال وظیفه می‌رود، می‌فهمد چه‌کار دارد می‌کند».

    سخنان رهبر جمهوری اسلامی دربارهٔ «عذرخواهی» دانشجویان اشغال‌کننده سفارت آمریکا درحالی است که تاکنون گزارشی دربارهٔ عذرخواهی این دانشجویان از آمریکا یا افراد گروگان گرفته منتشر نشده بود.

    تنها در یک مورد عباس عبدی، از دانشجویان مؤثر در اشغال سفارت آمریکا، در سال ۷۷ با باری روزن، یکی از دیپلمات‌های گروگان‌گرفته شده در پاریس دیدار کرد.

    باری روزن، وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا در تهران در زمان گروگان‌گیری پس از این دیدار گفت که آقای عبدی از او عذرخواهی کرده‌است.

    عباس عبدی اما این موضوع را تکذیب کرد و در یادداشتی اعلام کرد که او در جایگاهی نیست که موضوع را اعم از درست یا غلط بودن این‌گونه اقدامات، شخصی تلقی کند تا بر اساس آن عذرخواهی شود.

    israel_IRI_012618.jpgرادیو فرانسه، جمهوری اسلامی ایران، بگفتۀ دَنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل متحد، هم اکنون ٣٠٠٠ تن از نفرات سپاه پاسداران را در سوریه استقرار داده و در مجموع ٨٢٠٠٠ نفر نظامی و شبه نظامی مسلح را در این کشور در کنترل خود دارد. در همین حال، نخست وزیر اسرائیل با اشاره به توافقی که برای مصونیت پرواز هواپیماهای این کشور بر فراز سوریه با روسیه امضاء کرده است، گفت کشور او استقرار نیروهای ایرانی را در سوریه نمی‌پذیرد و برای گفتگو در این باره روز دوشنبه با ولادیمیر پوتین دیدار و گفتگو می‌کند.

    دَنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل متحد، روز پنجشنبه ٢٥ ژانویه، در برابر شورای امنیت این سازمان گفت شمار نفرات مسلح حزب‌الله لبنان در سوریه ٩٠٠٠ تن، شبه نظامیان شیعۀ افغان، پاکستانی و عراقی ١٠٠٠٠ تن و دیگر گروه‌های مسلح که بویژه از شهروندان سوری تشکیل شده ٦٠٠٠٠ نفر است و کلیۀ این افراد و گروه‌ها زیر کنترل ایران قرار دارند.

    سفیر اسرائیل در سازمان ملل گفت کشور او تصمیم به افشای این گزارش محرمانه گرفته تا به جهانیان نشان دهد که اگر به رویدادهای سوریه بی توجه بمانند، خطرات وتهدیدات ناشی از اقدامات ایران هر روز بیشتر می‌شود.

    بگفتۀ دَنی دانون وجود نیروهای گوناگون مورد حمایت ایران در سوریه، نشانِ تلاش تهران برای ایجاد هرج و مرج در منطقه و تهدید اسرائیل است.

    از همین رو، نخست وزیر این کشور، بنیامین نتانیاهو، روز دوشنبه ٢٨ ژانویه/ ٨ بهمن، به مسکو می‌رود و با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، دیدار می‌کند. بنیامین نتانیاهو با اشاره به حضور نیروهای روسیه در زمین و آسمان سوریه اطمینان داد که بر اساس توافق «خودداری از برخورد» که میان مسکو و تل‌آویو امضاء شده‌است، نیروهای هیچیک از دو کشور در سوریه به یکدیگر تیراندازی نخواهند کرد. این توافق ورود هواپیماهای اسرائیلی را به حریم هوائی سوریه بی آنکه سامانه‌های ضد هوائی روسیه آنها را هدف قرار دهند، ممکن می‌سازد.

    georgeSorros_012618.jpgیورونیوز - جورج سوروس، بازرگان و سرمایه‌گذار آمریکایی مجارتبار، در جریان مراسم شام سالانه اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس عملکرد شرکت‌های اینترنتی و شبکه‎های اجتماعی همچون فیسبوک و گوگل را به چالش کشید. او با انتقاد از انحصارطلبی این شرکت‌ها آنها را تهدیدی برای دموکراسی دانست.

    وی همچنین در این مراسم هشدار داد که انحصارطلبی شرکت‌هایی چون گوگل و فیسبوک «موانعی بر سر راه نوآوری» هستند.

    آقای سوروس منتقد شرکت‌های بزرگ اینترنتی است که قادرند توجه مردم را به طور چشمگیری به خود جلب کنند. وی درباره این باره گفت: «تلاش زیادی برای دفاع از آنچه جان استوارت میل (فیلسوف و اقتصاددان سیاسی بریتانیایی قرن نوزدهم) آن را آزادی ذهن خواند لازم است.»

    وی افزود: «این امکان وجود دارد که افرادی که در عصر دیجیتال زندگی می‌کنند در بازیابی آزادی ذهن دچار مشکل شوند.»

    آقای سوروس به این مساله اشاره کرد که اتحادیه اروپا که صاحب غول‌های اینترنتی نیست، بهترین گزینه برای «محافظت از جامعه در برابر آنها» است در حالی که جامعه ایالات متحده آمریکا در این باره ضعیف عمل کرده است.

    انتقاد از ترامپ، پوتین و رشد دیکتاتوری در جهان

    جورج سوروس با اشاره به نقش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی افزود که انحصارطلبی این شرکت‌ها «پیامدهای گسترده سیاسی» دارند و از اثرات مخرب آنها بر جامعه و ذهن افراد می‌توان به انتخاب دونالد ترامپ به سمت رئیس جمهوری آمریکا اشاره کرد.

    آقای سوروس دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا را فردی با تمایلات «دیکتاتوری» خواند و دولت او را «خطری برای جهان» دانست و افزود که معتقد است آقای ترامپ تا سال ۲۰۲۰ میلادی و یا زودتر مجبور به ترک سمت خود خواهد شد.

    جورج سوروس ۸۷ ساله که از بازماندگان هولوکاست (کشتار دسته‌جمعی و نسل‌کشی در جریان جنگ جهانی دوم) است نسبت به افزایش حاکمیت دیکتاتوری و مافیایی در نقاط مختلف جهان از جمله روسیه تحت سلطه ولادیمیر پوتین هشدار داد و این برهه از تاریخ را «دردناک» توصیف کرد.

    آقای سوروس در پایان سخنانش سال ۲۰۱۸ میلادی را سال «لغزش و ریزش دموکراسی» خواند.

    - مدیر مسوول روزنامه جوان نزدیک به سپاه دولتی‎ها را که فرزندانشان خارج از ایران درس می‎خوانند «خائن بالقوه» دانسته و نوشته آنها هم دزدی می‎کنند و هم به ریش نظام می‎خندند.
    - پسر مهدی کروبی از حسام‌الدین آشنا مشاور روحانی پرسیده «آيا مردمى كه هزينه كثافت‌كارى حرام‌خواران مسلّح را داده‎اند نبايد نام آنان و وابستگى‌شان به محافل قدرت را بدانند؟»

    ***

    با بالاگرفتن انتقادات از گفتگوی تلویزیونی حسن روحانی، حسام‎الدین آشنا مشاور امنیتی او دست به توییت شد و در دفاع از او به‌ویژه در مورد ورشکستگی موسسات مالی و عدم پرداخت مطالبات مالباختگان نوشت که مقصر دولت نیست.

    آشنا گفته تقصیر به گردن «نزول‌خوران تسبیح به دست» و «پینه بر پیشانی»‎هایی است که صاحبان این موسسات هستند و با اسلحه رییس بانک مرکزی را تهدید می‎کردند و وقتی هم که کارشان خراب شد دولت را مجبور کردند از جیب ملت بدهی‌ها را بپردازد.

    دفاع مشاور روحانی از او با واکنش محمدتقی کروبی پسر مهدی کروبی روبرو شد و او نیز در توییتر خود نوشت: «آشنا از نزول‌خوران تسبیح به دست مسلّح می‌گوید که روحانى با لغو مجوز و پرداخت بدهى بساط‌شان را جمع کرد. آیا مردمى که هزینه کثافت‌کارى حرام خواران مسلّح را داده‎اند نباید نام آنان و وابستگى‌شان به محافل قدرت را بدانند؟ اگر مدعى‌العموم خواب است ملّت مال باخته امّا بیدار است.»

    از خصلت‎های رهبران و مسئولان نظام‎های خودکامه است که با لرزان شدن پایه‎های قدرت، سعی می‎کنند مسئولیت را به گردن یکدیگر بیاندازند تا خود را در افکار عمومی تبرئه کنند.

    در این بین گاهی هم بعضی‎ از آنها هول می‎شوند و خواسته یا ناخواسته از دهان‎شان حرف‌هایی در می‎رود که بیشتر افشاگری است، همچنان که پاسدار عبد‌الله گنجی مدیر مسوول روزنامه «جوان» رسانه‌ی نزدیک به سپاه در سرمقاله روز چهارشنبه، چهارم بهمن، با انتقاد از حضور دوتابعیتی‎ها در دولت به‌خصوص وزارت نفت از فهرستی ۱۰۰نفره نام برده و گفته «ننگ نظام جمهوری اسلامی است که مدیران آن دل در گرو همانجایی دارند که سال‌هاست نظام و ملت آنان را به بدترین شکل از حقوق مختلف خود محروم کرده است.»

    او پرسیده «برای بقای نظامی که بر کاکل مدیرانی بچرخد که اسب زین‌کرده‌شان بالقوه آماده پرش به سمت فرنگ است چه تضمینی وجود دارد؟!»

    423015C8-55D0-45EB-8BD9-36BCF2FC0B1A.jpegحادثه سانچی و غرق شدن این نفتکش غول پیکر پس از هشت روز سوختن، در کنار همه ابهاماتی که به دنبال داشت، سوالاتی در افکار عموم به وجود آورد که پیش از این مطرح نشده بودند. سوالاتی مهم که اکنون بهترین زمین برای پاسخ دادن آنهاست!

    به گزارش «تابناک»، از نخستین ساعاتی که خبر وقوع تصادف سانچی با یک کشتی دیگر در آب‌های دریای چین مخابره شد، بسیاری چشم انتظار اظهار نظر وزیر نفت در این خصوص بودند. انتظاری که جامه عمل نپوشید تا برخی نقد زنگنه را در دستور کار قرار دهند و بابت بی توجهی وزیر نفت به آتش گرفتن نفتکش کشورمان و سرنوشت خدمه آن، به وی بتازند.

    انتقاداتی پرشمار که بالاخره مسئولان وزارت نفت را بر آن داشت که به ماجرا واکنش نشان دهند. شفاف‌سازی به کمک اطلاعیه‌ای که در بخشی از آن آمده: «افکار عمومی اطلاع نداشت که شرکت ملی نفت کش در سال‌های گذشته و در جریان خصوصی‌سازی از شرکت ملی نفت ایران منفک شده و ۶۶ درصد سهام آن به هلدینگ شستا و صندوق بازنشستگی کشوری از زیرمجموعه‌های وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی واگذار شده و ۳۴ درصد باقی مانده در اختیار صندوق بازنشستگی نفت قرار دارد و به همین دلیل وزارت نفت یا شرکت ملی نفت ایران قانوناً نمی‌تواند دخالت موثری در اداره شرکت ملی نفت کش داشته باشد.»

    از اینجای ماجرا به بعد بود که همگان دریافتند که چرا زنگنه، وزیر نفت در این خصوص اظهار نظر نمی‌کند و به جایش ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیگیر حادثه سانچی و ابعاد آن است. وزیری که هیچ ارتباطی با نفت و نفتکش نباشد داشته باشد، اما بزرگترین شرکت نفتکش جهان در زیرمجموعه اش قرار دارد. نه در زیرمجموعه اش، که در زیرمجموعه‌ی زیر مجموعه‌ی زیرمجموعه اش!

    بله درست خوانده اید؛ شرکت ملی نفتکش ایران در زیرمجمعه چند هلدینگ در زیر مجموعه سازمان بازنشستگی کشوری و شرکت سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) قرار دارد که این دو نهاد یکی مستقیما و یکی به واسطه سازمان تامین اجتماعی در زیرمجموعه وزارت خانه‌ای که ربیعی وزیر آن است قرار دارند. ارتباطی با چند واسطه که همین نکته برای تعجب از «ملی» خواندن شرکت نفتکش کفایت می‌کند، اما علاوه بر آن نکات مهم تری نیز مطرح است. نکاتی که نشان می‌دهد این شرکت یا «ملی» نیست و باید این قید از نامش حذف شود و یا «ملی»‌ست که در این صورت می‌بایست تغییراتی در روند اداره آن به وجود آورد.

    شهرام رفیع زاده - ایران وایر

    خانواده «محمدعلی رجایی»، دومین رییس جمهوری ایران که هشتم شهریور سال 60 در انفجار دفتر نخست وزیری به همراه «محمدجواد باهنر» کشته شد، از سال 88 وقتی در حمایت از «میرحسین موسوی» به انتقاد از حاکمیت پرداختند، تقریبا از عرصه سیاست رسمی ایران حذف شدند.

    «محمود احمدی نژاد» و حامیانش در جریان انتخابات سال 84 و تا پایان دولت نهم تلاش گسترده ای در شبیه سازی خود با محمدعلی رجایی داشتند تا جایی که صدای خانواده رجایی، به ویژه همسرش، «عاتقه صدیقی» را در آورد. تلاش رییس جمهوری وقت چنان ابعادی یافت که یک سال پیش از برگزاری انتخابات 22 خرداد 88، خانم صدیقی طی گفت و گویی با روزنامه «اعتماد» در 30 خرداد 87 به چنین شبیه سازی اعتراض کرد: «در کلام شهيد رجايی هيچ گاه به اين شکل صحبت از امام زمان و هاله نور نبود. شهيد رجايی واقعيت ها را براساس ايمان و عمل صالح دنبال می کرد اما امروز گاه براساس وهم و خيال امور تعقيب می شوند.شهيد رجايی در سازمان ملل از واقعيات شکنجه ها و ظلم و ستم استعمار می گفت اما امروز از هاله نور می گويند و اين که در کل سخن رانی، يک نفر هم پلک نزد. خب، اين خيالات کجا، آن رفتار شهيد رجايی کجا؟»

    IW_rajayee1.jpgمحمدعلی و کمال رجایی

    «کمال الدین رجایی»، پسر محمدعلی رجایی نیز در آبان 87 به مجله «شهروند امروز» گفت: «الان عده‌ای راه افتاده‌اند دنبال رجایی و عكس رجایی تا او را مصادره كنند ولی اگر رجایی امروز بود، او را تحمل نمی‌كردند.»

    کمال الدین رجایی اکنون حدود 47 سال دارد. او در آن مصاحبه به اعتراض گفته بود: «امروز یک رجایی قلابی درست كرده‌اند كه به جوانان بگویند دنبال رجایی نباش و ما هر چه از رجایی بگوییم، می‌گویند دروغ است. اگر ما از رجایی واقعی صحبت كنیم، جنگ و دعوا می‌شود. رجایی را با لباس چهار جیب در عكس‌ها به نسل جدید معرفی می‌كنند. مگر تمام شخصیت رجایی همین بود؟»

    او با تاکید براین که مایل نیست یک «آقا زاده» باشد، گفته بود به همین خاطر در كوچه و خیابان، خود را به فامیلی مادرش(صدیقی) معرفی می‌كند و با پشتوانه نام پدر وارد هیچ سازمان دولتی نشده و هیچ پست دولتی نگرفته است.

    «جمیله رجایی»، فرزند ارشد محمدعلی رجایی و عاتقه صدیقی است که در زمان کشته شدن پدرش در انفجار دفتر نخست وزیری، 17 سال داشت. او که متولد 1343 است، گفته کلاس پنجم دبستان بوده که پدرش به زندان رفته و پشت نیمکت‎های کلاس سوم راهنمایی نشسته بوده که پدرش آزاد شده است.

    Naghavianبه گزارش جماران؛ ناصر نقویان در کانال تلگرامی خود نوشت:
    در آن پست نوشتم که مسؤولین دشمن را رها کرده و به درد و داد مردم برسند.
    منظورم این نبود که دشمن نداریم یا دشمن کاری نمی کند یا اساسا نباید از دشمن و دشمنی ها و نقشه های دشمنانه سخن گفت، این سخن واضح و حرف روشنی است که هم دشمن داریم و هم باید طرح و ترفندهایش را شناخت و در دامش نیفتاد و هم باید برای خنثی کردن نقشه های دشمن بیکار ننشست.
    حرف این است که رهبری، در سالگرد ارتحال امام ره در حرم امام در سال ٩٤ از سیاستهای کلی و طرح های اساسی و بنیادین تفکر و اندیشه امام صحبت کردند و آنجا گفتند که در بین همه شاخه های تفکر و اندیشه امام، "بیشترین تکیه و تاکید حضرت امام، بر حفظ مردم و احترام به افکار عمومی و بخصوص رسیدگی مسؤولین به اقشار کم درآمد و بی پناه و آسیب پذیر بوده است و باید مسؤولین و مجریان نظام بیش از هر چیز به قشر آسیب پذیر و مستضعف توجه کنند و نگذارند فاصله فقیر و غنی از هر جهت زیاد شود، حتی این مطلب در فرمایشات و دستورات امام ره از تکیه بر دشمن و آمریکا، بیشتر مورد توجه و اهتمام ایشان قرار داشت".

    kerryPalestine_012618.jpgایران اینترنشنال، مجله آمریکایی فرانت پیج در گزارشی روز جمعه ۶ بهمن‌ماه می‌نویسد جان کِری، وزیرخارجه پیشین آمریکا در دولت پرزیدنت اوباما با توصیه به فلسطینی‌ها برای «مقاومت در برابر ترامپ» در اجرای سیاست خارجی کشور «خرابکاری می‌کند.»


    فرانت پیج می‌نویسد (+لینک): «به گزارش روزنامه اسرائیلی معاریو، جان کری اخیراً با «حسین آقا» یکی از رهبران فلسطینی در لندن ملاقاتی داشته است و طی آن به وی گفته است یک پیام خصوصی و محرمانه را برای محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ببرد. پیام این بوده است که «عباس باید در حال حاضر با وقت بازی کند و تسلیم خواسته‌های پرزیدنت دونالد ترامپ نشود.» به گفته‌ی فرانت پیج، ظاهراً جان کری به عباس پیام داده بوده که «ترامپ برای مدت زیادی رئیس‌جمهور باقی نخواهد ماند و شاید این امر به بیش از یک سال هم نکشد».

    این گزارش می‌افزاید: «جان کری همچنین از عباس خواسته بوده تمام انتقاد خود را به‌جای دولت آمریکا، متوجه شخص دونالد ترامپ بکند و به‌جای تمرکز برای صلح میان فلسطین و اسرائیل مورد نظر ایالات متحده، طرح صلح اروپایی‌ها و کشورهای عرب را به‌پیش ببرد. از آن گذشته، جان کری به حسین آقا گفته است که وی به‌طور جدی قصد دارد برای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۰ خود را کاندیدا کند.»


    به گزارش فرانت پیج، جان کری هنوز واکنشی به این خبر نشان نداده است.


    هم‌زمان روزنامه نیویورک سان با انتشار این خبر کِری را متهم کرده است که «نقشی خرابکارانه در سیاست خارجی آمریکا ایفا می‌کند که نمونه کاملا روشن آن توافق هسته‌ای فاجعه‌بار با ایران است».

    IRGC-boats-uS-persian-gulf.jpgرادیو فردا: مقام های نظامی آمریکا روز پنجشنبه پنجم بهمن، گفته اند، طی پنج ماه گذشته رویارویی قایق های تندرو ایران با نیروهای آمریکا در خلیج فارس متوقف شده است.

    به گزارش وال استریت جورنال، این مقام های نظامی تاکید کرده اند: قایق های تندرو طی دو سال گذشته با کشتی های آمریکایی که در حال عبور از خلیج فارس بودند رویارویی های داشتند، که می توانست خطر اشتباه محاسباتی را افزایش دهد، اما طی پنج ماه گذشته چنین اتفاقی نیفتاده است.

    این مقام های نظامی آمریکا ضمن استقبال از این موضوع، ابراز امیدواری کرده اند که این رویکرد ایران ادامه داشته باشد.

    بیل اوربان، یک سخنگوی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکایی نیز در این باره گفته است: ما نمی خواهیم در خصوص دلایل این روند مثبت اخیر گمانه زنی کنیم، با این حال امیدواریم (این روند) در آینده نیز ادامه داشته باشد.

    در همین زمینه، ژنرال ژوزف ووتل، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا هفته جاری در جریان سفر به خاورمیانه به خبرنگاران گفته است، من امیدوارم (این توقف رویارویی‌ها) به این دلیل بوده باشد که نشان داده ایم که آمادگی لازم را داریم .... و این‌که چنین (اقداماتی) قابل تحمل نخواهد بود و ارتش‌های حرفه‌ای دست به چنین اقداماتی نمی زنند.

    پیش از این گزارش‌های متعددی از رویارویی شناورهای سپاه پاسداران با کشتی‌های جنگی آمریکایی در منطقه خلیج فارس منتشر شده و مقام‌های آمریکایی نیز بارها اقدامات شناورهای سپاه در نزدیک‌شدن به ناوهای این کشور را «غیرحرفه‌ای» و «ناایمن» توصیف کرده، و در مورد «خطر اشتباه محاسباتی» ناشی از این رویارویی‌ها هشدار داده‌‌ بودند.

    این در حالی بود که مقام‌های جمهوری اسلامی می گفتند، مأموریت این شناورها در مرزهای آبی ایران انجام می‌شود، و وزارت دفاع ایران نیز تاکید می کرد که نظارت یکان‌های دریایی ایران بر رفت‌و‌آمد شناور‌های خارجی در خلیج فارس «به طور طبیعی در آب‌های سرزمینی ایران صورت می‌گیرد».

    در یکی از آخرین موارد پیش آمده، یک پهپاد سپاه پاسداران در مردادماه سال جاری به یک ناوهواپیما بر آمریکایی نزدیک شد.

    یک سخنگوی مرکز فرماندهی نیروی دریایی آمریکا، عبور بدون چراغ ناوبری یک پهپاد ایران در شب از نزدیکی ناو هواپیمابر نیمیتز را اقدامی «غیرحرفه‌ای و خطرناک» خوانده بود.

    در اردیبهشت‌ماه نیز، نیروی دریایی ایالات متحده از رویارویی «تنش‌آمیز» یک ناوشکن خود با یکی از شناورهای سپاه پاسداران در خلیج فارس خبر داد و اعلام کرد که ناوشکن آمریکایی در این رویارویی به سوی قایق سپاه گلوله منوّر شلیک کرده است.

    با این حال، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در زمان رقابت‌های انتخاباتی گفته بود در صورت پیروزی، اگر شناورهای تندروی ایرانی برای ناوهای آمریکایی «مزاحمتی ایجاد کنند» او دستور خواهد داد تا شناورها هدف قرار گیرند.

    وی با بیان اینکه «سیاست او در قبال مزاحمت‌های قایق‌های سپاه در خلیج فارس متفاوت خواهد بود»، افزوده بود: «درباره ایران، زمانی که آنها بخواهند با قایق‌های کوچک خود دور ناوشکن‌های زیبای ما بچرخند و حرکاتی نسبت به مردم ما انجام دهند که نبایست به آنها چنین اجازه‌ای داده می‌شد، به آنها شلیک کرده و از (این) آب‌ها بیرون انداخته خواهند شد».

    kurdsSyria_012618.jpgدویچه وله - دولت محلی عفرین از بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، خواسته است که برای حفاظت از مرزهای این کشور نیروهای ارتش را به عفرین اعزام کند. ارتش ترکیه عملیات گسترده‌ای را علیه کردها در خاک سوریه آغاز کرده است.

    دولت محلی عفرین با انتشار بیانیه‌ای در وب‌سایت خود از بشار اسد کمک خواسته است. در این بیانیه آمده است: «ما از حکومت سوریه می‌خواهیم که به وظیفه خود برای حفاظت از مرزهای کشور عمل کند و نیروهای ارتش را برای مقابله با اشغال‌گران ارتش ترکیه به منطقه بفرستد.» عفرین یکی از سه منطقه‌ شمال سوریه است که توسط کردها به صورت نیمه خودمختار اداره می‌شود. این منطقه، بر اساس تخمین سازمان ملل متحد، حدود ۳۲۴ هزار نفر سکنه دارد.

    ارتش ترکیه از شنبه گذشته (۳۰ دی‌ / ۲۰ ژانویه) عملیات تهاجمی گسترد‌ه‌ای را علیه کردهای شمال سوریه آغاز کرده است. هدف از این عملیات که "شاخه زیتون" نام دارد بیرون راندن نیروهای مسلح "یگان‌های مدافع خلق" (ی‌پ‌گ) از عفرین عنوان شده است. ترکیه قصد دارد یک "منطقه امن" به وسعت ۳۰ کیلومتر در سرحدات خود با عفرین ایجاد کند.

    رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، پنج‌شنبه شب (۲۵ ژانویه) از نیروهای ارتش ترکیه در این منطقه دیدار و تأکید کرد که این عملیات "تا دست‌یابی به هدف" ادامه خواهد داشت.

    هشدار برای پرهیز از درگیری با نیروهای آمریکایی

    نیروهای مسلح "یگان‌های مدافع خلق" ارتباط نزدیکی با حزب کارگران کردستان "پ‌‌ک‌ک" دارند که از سال‌ها پیش وارد نبرد مسلحانه با دولت مرکزی ترکیه شده است. "یگان‌های مدافع خلق" همزمان از مهم‌ترین متحدان آمریکا در نبرد علیه گروه تروریستی داعش به شمار می‌روند و توسط آمریکا با ارسال سلاح و پشتیبانی نیروهای ویژه ارتش حمایت می‌شوند.

    رئیس‌جمهور آمریکا در یک گفتگوی تلفنی با همتای ترک خود، رجب طیب اردوغان، از او خواسته است تا از هرگونه اقدامی که منجر به درگیری با نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه شود بپرهیزد. آمریکا تصریح کرده است که افزایش خشونت ‌در سوریه منجر به تضعیف اهداف مشترک در این کشور خواهد شد.

    به گفته وزیر امور خارجه ترکیه، رئیس‌جمهور ترکیه در مقابل از دونالد ترامپ خواسته است که نیروهای آمریکایی را از منطقه منبج در شمال سوریه خارج کند.

    عفرین، منبج و جزیره سه منطقه تحت کنترل کردها در شمال سوریه هستند که دولت محلی نیمه خودمختار دارند. کردهای سوریه از زمان آغاز جنگ داخلی این کشور با پرهیز از درگیری مستقیم با نیروهای اسد، منطقه تحت نفوذ خود را در شمال سوریه گسترش داده‌اند. بشار اسد که در چند جبهه درگیر نبرد با گروه‌های شورشی مختلف است تا کنون گسترش نفوذ کردها در شمال سوریه را تحمل کرده است.

    oil_012518.jpgرادیوفردا، بهای نفت شاخص برنت، روز پنج‌شنبه ۵ بهمن ماه با افزایشی چشمگیر به حدود ۷۱ دلار رسید.

    به گزارش خبرگزاری رویترز، کاهش ارزش دلار و افت ذخایر راهبردی نفت آمریکا برای دهمین ماه پیاپی باعث شد که قیمت نفت به بالاترین میزان از سال ۲۰۱۴ برسد. قیمت نفت شاخص وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز به ۶۰ دلار رسید.

    هر دو شاخص عمده نفت یاد شده نسبت به نیمه سال گذشته میلادی ۶۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند.

    بر اساس آخرین گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، ذخایر استراتژیک آمریکا در هفته جاری ۱٫۱ میلیون بشکه کاهش یافته و به حدود ۴۱۱ میلیون بشکه رسیده‌است که کمترین میزان از سال ۲۰۱۵ است.

    در این میان ارزش دلار نیز نسبت به ارزهای دیگر به کمترین میزان از دسامبر سال ۲۰۱۴ سقوط کرده‌است. معمولاً وقتی ارزش دلار کاهش پیدا می‌کند، سرمایه‌داران به بازارهای کالا، از جمله خرید نفت روی می‌آورند که باعث افزایش تقاضا و در نتیجه اوج‌گیری قیمت نفت می‌شود.

    فریدون فشارکی، مدیر شرکت مشاوره «گلوبال انرژی فکتز» به رویترز گفته‌است که قیمت نفت می‌تواند دوباره افزایش یابد.

    Modafean_Haram.jpgرادیو فردا ـ سفیر اسرائیل در سازمان ملل می‌گوید ایران قصد دارد سوریه را به بزرگترین پایگاه نظامی در جهان تبدیل کند. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس دنی دنون روز پنجشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل گفت بر اساس مدارک سری که وی منتشر می‌کند هم اکنون بیش از ۸۲ هزار جنگجو در سوریه تحت کنترل ایران هستند.

    به گفته او ۶۰ هزار سرباز سوری، نُه هزار تن از افراد حزب الله لبنان، سه هزار نفر از اعضای سپاه پاسداران و حدود ده هزار نفر از شبه نظامیان شیعه عراقی، افغان و پاکستانی در سوریه تحت کنترل ایران هستند.

    20A55171-E08B-45C9-ADB1-AB38D65DECB9.jpegعکس «دختر خیابان انقلاب» در عرض یکی دو روز، پهنه ی گیتی را در نوردید و نه تنها در اغلب رسانه های اپوزیسیون و صفحات مجازی بازتاب یافت بلکه در نشریات خارجی نیز به شکلی در خور توجه انعکاس پیدا کرد.

    در دوران ما، بخش عمده ی خبر رسانی در باره ی حرکت های اعتراضی علیه حکومت اسلامی از طریق رسانه های مجازی صورت می پذیرد. «شهروند خبرنگار» عنوان زنان و مردانی ست که با یک دستگاه موبایل، از موارد جالب توجهِ حرکت های اعتراضی عکس و فیلم تهیه می کنند و آن را همراه با نوشته ای در صفحات مجازی منتشر می کنند.

    مهم ترین نکته ی این پدیده، همان عکس و فیلم است که به صورت مصور و مستند واقعه را نشان می دهد. اگر در گفتار و نوشتار موضوع صحت خبر قابل اثبات نباشد، در عکس و فیلم تردید کمتر می شود. می گوییم کمتر می شود چون در این زمینه هم گرفتار تصاویر و فیلم های جعلی هستیم ولی به هر حال دریافت صحت و سقم عکس و فیلم از نوشته آسان تر است.

    در دوره ی ما، «شهروند خبرنگاران» نقش مهمی در انتقال کیفیت و کمیت رویدادها دارند. در کشوری که رادیو تلویزیون در اختیار حکومت است و رسانه های غیر حکومتی نیز گرفتار تیغ سانسور و خودسانسوری هستند انتشار آنچه «شهروند خبرنگاران» تهیه می کنند از اهمیت خاصی بر خوردار است. اگر دستگاه های کوچک و همراه در اختیار ما نبود و «شهروند خبرنگار» به وسیله ی آن ها رویدادها را ضبط نمی کرد، از بسیاری از رویدادهای اعتراضی بی خبر می ماندیم و هرگز نمی توانستیم به صحت و سقم شنیده ها پی ببریم.

    کار شهروند خبرنگار، به نوعی کار فردی ست. شهروند خبرنگاری که از رویدادی فیلم تهیه می کند، به نوعی solo video journalist است. البته سولو ویدئو ژورنالیستی که بابت کاری که می کند، دستمزدی دریافت نمی دارد. تنها عاملی که به چنین شهروند خبرنگاری انگیزه ی تهیه ی تصویر می دهد کنجکاوی او و نیز دریافت ضرورت انتشار خبر و مطلع کردن همگان است.

    بنگاه های خبری، به سولو ویدئو ژورنالیست، مولتی مدیا ژورنالیست multimedia journalist یا MMJ، یا one-man band، یا backpack journalist (ژورنالیست کوله به پشت)، یا do-it-all reporter (گزارشگر همه کاره)، نیز می گویند.

    به گزارش "ورزش سه"، دختر اسکی باز ایرانی که در 20 سالگی حضور در المپیک زمستانی سوچی 2014 را تجربه کرده بود، چندی پیش به عنوان یکی از مشعل داران المپیک 2018 پیونگ چانگ کره جنوبی راه این کشور شد. او که حمل مشعل المپیک را یکی از بهترین تجربه های زندگی خود می داند، دیروز توانست در رقابت با عاطفه احمدی سهمیه المپیک زمستانی را برای دومین دوره متوالی کسب کند. حالا فروغ عباسی با تجربه بیشتری نسبت به دوره قبلی راهی المپیک زمستانی می شود که تا چند هفته دیگر در کره جنوبی استارت خواهد خورد. او در کنار محمد کیادربندسری، سید ستار صید و سمانه بیرامی باهر 4 نماینده ایران در المپیک زمستانی خواهند بود. به همین بهانه با فروغ عباسی بعد از قطعی شدن سهمیه المپیک زمستانی همکلام شدیم که در ادامه مشروح صحبت های وی را می خوانید.

    forooghabbasi18olymp0.jpgforooghabbasi18olymp00.jpgبا اقتدار سهمیه گرفتم
    من نتایج بهتری در مسابقات بین المللی کسب کرده بودم و همه تصور می کردند که سهمیه مستقیم المپیک از سوی فدراسیون به من داده شود. با این حال کمیته فنی به خاطر نتایج خوبی که اخیرا عاطفه احمدی در لیگ گرفته بود، در انتخاب من مردد شد. به همین خاطر روز گذشته یک مسابقه انتخابی بین من و احمدی برگزار شد که خدا را شکر توانستم با اقتدار پیروز شوم و سهمیه خودم را قطعی کنم.

    forooghabbasi18olymp2.jpgخوشحالم حرف و حدیثی باقی نماند
    شاید اگر مسابقه انتخابی برگزار نمی شد، دادن سهمیه مستقیم به من حرف و حدیث های زیادی را بر جای می گذاشت. با این حال خوشحالم که بدون حرف و حدیث راهی المپیک می شوم. در واقع گرفتن سهمیه به این شکل به خودم هم بیشتر چسبید. اینکه با سختی توانستم به هدفم برسم، قطعا برای من خیلی با ارزش تر از دوره قبلی است.


    این سهمیه برایم ارزش بالایی داشت
    من به عنوان مشعل دار به کره جنوبی رفته بودم و خیلی دوست داشتم که به عنوان ورزشکار هم به این کشور بروم. کسب این سهمیه برای من خیلی مهم بود و ارزش بالایی داشت. در چند ماه اخیر تمام تمرکزم را روی این مساله گذاشته بودم و خدا را شکر می کنم که به هدفم رسیدم.
    المپیک قبلی هدفم رسیدن به خط پایان بود اما...


    من در المپیک سوچی هم حضور داشتم. آن موقع خیلی جوان و بی تجربه بودم. حتی می توانم بگویم در اولین تجربه مسابقات بین المللی به المپیک رفتم و هدفم این بود که به خط پایان برسم. همه مسئولان اطرافیان با رسیدن من به خط پایان خوشحال می شدند. این بار اما شرایط متفاوت است و تجربه بیشتری دارم. امیدوارم بتوانم عملکرد بهتری را از خود به ثبت برسانم تا پیشرفت را احساس کنم.

    ماهنامه فیلم نوشت: «از میان هفت داور جشنواره فجر، شش نفر چهره‌های سینمایی هستند که سینمادوستان و تماشاگران جشنواره آن‌ها را می‌شناسند اما داور هفتم برای بسیاری ناآشناست، زیرا او بیش‌تر یک شخصیت رادیویی است...

    rahbari_fajr_davar.jpgحسن خجسته متولد ۱۳۳۱ در مشهد، معاون صدای جمهوری اسلامی و برادر همسر آیت‌الله خامنه‌ای است. به گزارش ماهنامه فیلم، خجسته کتاب‌ها و مقالات زیادی نیز در زمینه رادیو نوشته. لیسانس جامعه‌شناسی، فوق لیسانس مردم‌شناسی، دکترای مدیریت استراتژیک از دانشگاه عالی دفاع ملی و عضو هیات علمی دانشکده تولید دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
    از جمله سوابق اجرائی و پژوهش وی (که بیشتر در زمینه رادیو بوده):
    - تهیه‌کننده برنامه صبحگاهی رادیو
    - مدیر گروه اجتماعی رادیو تهران
    -دوره رئیس جشنواره بین‌المللی رادیو
    - عضو ستاد عالی تدوین برنامه پنجم سازمان صدا و سیما 1386
    - نایب رئیس اتحادیه رادیو تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه (ABU)
    - عضو هیأت امناء بنیاد سینمایی فارابی از آبان 1392»

    mg6154_9icl.jpg

    nuttela_012618.jpgیورونیوز - ظاهرا شبکه های اجتماعی نقش اصلی را در ایجاد این جنون خرید نوتلا ایجاد کردند. امیرا دختر جوان ساکن پاریس در توئیتر خود این حراج را اعلام کرد. مطلب وی ۱۶ هزار بار ریتوئیت شد. او می‌گوید: «برای خنده این توئیت را ارسال کردم فکر نمی کردم کسی به آن توجه کند اما ناگهان این همه ریتوئیت شد.»

    تخفیف هفتاد درصدی «نوتلا» در یک فروشگاه های زنجیره‌ای فرانسه به آشوب و دعوا و در برخی موارد مداخله پلیس انجامید.

    در پی تبلیغات حراج یک فروشگاه زنجیره برای تخفیف فروش شیشه‌های ۹۵۰ گرمی نوتلا به قیمت ۱/۴۱ یورو، صبح روز پنجشنبه علاقمندان به این شکلات در مقابل سوپر مارکت‌های زنجیره‌ای، صف‌های طولانی تشکیل دادند.

    با باز شدن در فروشگاه صحنه‌های عجیبی شکل گرفت. در برخی از شهرها ژاندارمری و پلیس مجبور به مداخله برای آرام کردن مشتریان مشتاق شد.

    کارمند یک سوپر مارکت به روزنامه پاریزین می‌گوید: «صحنه مبارزه بود. ما به اندازه موجودی سه ماه فروختیم. در صندوق‌ها بجز نوتلا نبود. اما یک خانم موهای خانم دیگری را می‌کشید. پیرزنی یک کارتون نوتلا بر روی سرش گذاشته بود. دست یک نفر دیگر خون‌آلود بود.»

    در شهرستان «اوآز»، «پا دو کاله» و چندین شهر جنوبی فرانسه، فروشندگان شاهد دعوا و درگیری میان مشتریان بودند.

    ظاهرا شبکه های اجتماعی نقش اصلی را در ایجاد این «جنون خرید نوتلا» ایجاد کردند. امیرا، دختر جوان ساکن پاریس در توئیتر خود اتبلیغ ین فروشگاه برای حراج را منتشر کرد. مطلب وی ۱۶ هزار بار ریتوئیت شد. او می‌گوید: «برای خنده این توئیت را ارسال کردم. فکر نمی کردم کسی به آن توجه کند اما ناگهان این همه ریتوئیت شد.»

    trumpToilet_012618.jpgیورونیوز - دونالد ترامپ و همسرش ملانیا از موزه ای در نیویورک خواستند تا نقاشی موسوم به «چشم انداز برفی» اثر ون گوگ را برای کاخ سفید به امانت بگیرند اما موزه «گوگنهایم» نیویورک با احترام و ظاهراً به کنایه و طنز پاسخ داده که حاضر است به جای آن توالتی طلایی را امانت دهد.

    رئیس جمهوری و بانوی اول آمریکا می توانند برای تزیین و آراستن کاخ سفید آثار هنری را به امانت بگیرند و درخواست کاخ سفید برای امانت گرفتن آثار هنری امری غیرمعمول به شمار نمی رود.

    موزه «گوگنهایم» با این استدلال که نقاشی «چشم انداز برفی» اثر ونسان ون‌گوگ با اجازه صاحبان اصلی اثر و همکاری آنان با این موزه نمایش و امانت داده می‌شود به کاخ سفید پاسخ داده است که متاسف هستیم، نمی توانیم این نقاشی را که «انتقال آن به جز در موارد خیلی خیلی نادر» ممنوع است، امانت دهیم.

    trumpgoldtoilet.jpgاین موزه نیویورک در ادامه افزوده که می تواند توالت طلا، اثر موریزو کاتلان، هنرمند ایتالیایی را که با طلای ۱۸ عیار ساخته شده است، برای مدتی طولانی به کاخ سفید امانت دهد.

    کاخ سفید هنوز واکنشی به گزارش رسانه های آمریکایی نشان نداده است.

    گرداندن متهم در شهر با لباس زنانه، شکستن شیشه خودروها توسط ماموران پلیس به دلیل "عصبانیت"، حمله به پارتی‌های شبانه، توقیف خودروها به دلیل «بدحجابی راننده» [لینک به گزارش تصویری]

    16819748_303.jpgاسماعیل احمدی مقدم: از زنان کردستان عذرخواهی می‌کنم

    اسماعیل احمدی مقدم رئیس پلیس ایران، ۲۳ اردیبهشت، درباره پوشاندن لباس زنانه بر تن یک متهم در شهر مریوان گفته: «لباس زنانه تن این اراذل و اوباش نکردند و آن یک تنبان بود که روی سرش بسته بودند. البته بار دیگر از تمام زنان کردستان عذرخواهی می‌کنم». پیش‌تر دادگاهی در شهر مریوان این متهم به نزاع خانوادگی را به گردش در سطح شهر با لباس زنانه محکوم کرد. اجرای این حکم با اعتراض بسیاری از زنان کرد روبه‌رو شد. [لینک به گزارش تصویری]

    Reza_Maghsadi_new.jpg*

    *

    *

    یک شعرِ عاشقانه به رنگِ سپیده بود

    وقتی که دست‌های سپیدت زمانه را-

    معنای تازه داد.

    zan_rousari_sefid.jpg

    آیینه‌ها ز دورترین جای این جهان

    هریک به میهمانیِ دست تو آمدند

    تا عطرِ شادمانه‌ی آن جانِ تشنه را -

    برباغ ما دوباره، ببارانند.

    بانوی سربلند!

    بانوی درد وُ "بند"!

    در روبه‌روی تیره‌ترین روزگارِ تلخ

    دست تو از تبارِ زُلالِ سپیده‌هاست.

    بگذار از برابرت، سرمست بگذریم.

    زیباست

    آوازِ دست‌های تو زییاست.

    tahrimBarjam_012518.jpgرویداد۲۴، امیر ساعدی داریان

    اروپایی‌ها دست‌به‌کار شده‌اند؛ پیش از آنکه دیر شود و فرصت جلب نظر دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا از دست برود؛ فرصت راضی کردن او به ماندن در برجام و حفظ توافق هسته‌ای؛ آن‌هم با برنامه‌ریزی برای اعمال تحریم‌های تازه علیه جمهوری اسلامی ایران.

    ضرب‌الاجل 12 ژانویه دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا درباره توافق هسته‌ای بار دیگر نگرانی‌ها درباره آینده این توافق را افزایش داده به‌ویژه نزد طرف‌های دیگر این توافق که تاکنون تلاش بسیاری برای حفظ آن داشته‌اند.
    در همین حال اروپایی‌های از هراس اینکه رئیس‌جمهوری آمریکا شاید سر حرف خود در خروج از برجام در صورت عدم‌تغییر و حفظ ساختار فعلی بمانند به تکاپو افتاده‌اند تا به هر شکل ممکن حرارت ترامپ را فرونشانند.
    اروپایی‌ها گمان می‌کنند که هنوز می‌توانند به آینده برجام امیدوار باشند و این توافق را از خطر نابودی کامل در همان سال‌های ابتدای عمرش پیش از آن حتی به بلوغ برسد نجات دهند، آن‌هم با همراه شدن باسیاست‌های ترامپ درباره ایران.
    در همین راستا فرانسه، آلمان، بریتانیا و اتحادیه اروپا در حال برنامه‌ریزی حول این محور هستند که چطور نگرانی‌های عمیق رئیس‌جمهوری آمریکا در رابطه با برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران را برطرف کنند و یا در پایان دوره برخی از محدودیت‌ها برای ایران - در چارچوب برجام- چه‌کاری باید انجام دهند.
    پیش‌ازاین ابتدا فرانسوی‌ها نسبت به برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران ابراز نگرانی کرده بودند و خواستار اعمال محدودیت‌هایی برای مهار برنامه موشکی جمهوری اسلامی شدند. بر همین اساس امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه در دیدارها و تماس‌هایی که با همتایی آمریکایی‌اش داشت، ضمن تأکید بر درک نگرانی‌های واشنگتن نسبت به برنامه موشکی ایران، خواستار ازسرگیری مذاکراتی با ایران خارج از چارچوب برنامه هسته‌ای به‌منظور دستیابی به توافقی همچون برجام شده بود.
    رئیس‌جمهوری فرانسه همچنین در سفری که به خاورمیانه داشت در کنفرانس خبری در کشور امارات با تأکید بر اینکه «باید با ایران در مورد برنامه‌ موشکی‌اش وارد گفت‌وگو شد» گفته بود: «اعمال تحریم‌ها علیه ایران می‌تواند گزینه‌ای برای پاسخ به برنامه موشکی ایران باشد.» این سخنان ماکرون در حالی مطرح شد که او همچنان فرانسه را متعهد به توافق هسته‌ای دانسته و بر پایبندی تمامی طرف‌ها بر حفظ این توافق تأکید داشت.
    بر این اساس آنچه از سخنان و مواضع فرانسوی‌ها می‌توان برداشت کرد، این است که آن‌ها همچنان خواستار حفظ برجام هستند؛ البته با روش خودشان یعنی پاسخ دادن به نگرانی‌های رئیس‌جمهوری آمریکا و آرام کردن او در رابطه با تهدید پاره کردن برجام.
    این روش به نظر می‌رسد اکنون طرفداران تازه‌ای پیداکرده است. در همین راستا اخباری منتشرشده است که حکایت از آن دارد، آلمانی‌ها مشتری این روش شده‌اند و به‌واسطه آن خواستار حفظ برجام هستند.

    Jamshid_Chalangi.jpgیکی از نکاتی که در پی جنبش اخیر در ایران نظر مرا جلب کرد، ارائه‌ی نظرات و تحلیل‌های گاه بسیار «مشعشعانه»‌ای بود در باب طبقه یا طبقات شرکت کننده در این جنبش و مطالبات آنها.

    جالب تر اینکه بیشتر کسانی که در تلاش برای غالب ساختن نظرات خود در این زمینه در رسانه‌ها بودند، میانه‌ی چندانی نیز با نگاه سنتی طبقاتی به تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، آنگونه که بطور مثال مارکسیست‌ها دارند، نداشته و ندارند.

    اینان، بیشتر همسو با نگرانی نظام از جنبش، با نادیده گرفتن آگاهانه‌ی واقعیت‌های جنبش از جمله نارضایتی‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... مردم بر اساس وظیفه‌ی ولایتمدارانه‌ی خود عمل کرده و عمل می‌کنند. یعنی بازتاب رویداد‌های ایران آنگونه که دستگاه تبلیغاتی - اطلاعاتی ولایت می‌طلبد.

    در این مسیر، تحلیلگران و گزارشگران ولایتمداررویداد‌های ایران، علاوه بر داخل، رسانه‌های جهان آزاد را نیز جولانگاه عرضه‌ی نظرات و تحلیل هائی ساختند بی ارتباط با واقعیت‌های رویدادهای ایران والبته مرتبط با کرامات نفتی ولایت!

    Ramin_Hossein_Panahi.jpgخبرگزاری هرانا - وکیل رامین حسین پناهی زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی سنندج که مورخ ۲۶ دی‌ماه سال جاری در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق بغی محاکمه شده بود، صبح امروز از دریافت خبر محکومیت موکل خود به اعدام خبر داد. هرانا علاوه بر بررسی این موضوع در گفتگو با وکیل رامین حسین پناهی موفق به گفتگوی کوتاهی با رامین حسین پناهی در خصوص محکومیتش به اعدام شد که در پی می آید.

    به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رامین حسین پناهی زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی سنندج، که پیش‌تر در ۲۶ دی‌ماه سال جاری در شعبه اول دادگاه انقلاب محاکمه شده بود، صبح امروز مورخ ۵ بهمن ماه ۹۶ با ابلاغ حکم از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

    پیش تر وکیل رامین حسین پناهی در گفتگو با هرانا موکل خود را از دست بردن به سلاح مبرا دانسته بود و اتهام او را "بغی" عنوان کرده بود.

    حسین احمدی نیاز در گفتگویی کوتاه با گزارشگر هرانا در پاسخ به صحت صدور حکم اعدام برای موکلش گفت: "بله این حکم به من ابلاغ شده و من هم ظرف بیست روز نسبت به این حکم اعتراض خواهم کرد و فرجام خواهی در دیوان عالی کشور را به عمل خواهم آورد."

    وی در مورد اتهام منجر به صدور حکم توضیح افزود: "اتهامات موکلم، بغی است و عضویت در کومله که به اعدام با طناب دار محکوم شده‌اند".

    وکیل رامین حسین پناهی در نهایت تاکید کرد: "ما تنها نگران این هستیم که نباید چنین حکمی صادر می‌شد و دولت و حکومت ایران باید بردباری بیشتری به خرج می داد، متاسفانه استدلال بنده که بغی جز جرائم سیاسی هست را لحاظ نکردند و من ظرف مدت بیست روز نسبت به این مسئله اعتراض خواهم کرد. من عرض می کنم که اعدام نمی تواند راهکار منطقی و صحیحی برای برون رفت کشور از مشکلات باشد."

    علاوه بر حسین احمدی نیاز، هرانا موفق شد گفتگویی کوتاه و "با واسطه" با رامین حسین پناهی که در زندان سنندج به سر می برد داشته باشد که به دلیل اهمیت موضوع عینا در پی می آید:

    آقای حسین پناهی آیا حکم به شما ابلاغ شده است؟

    khamenei_012318.jpgایران اینترناشنال ـ اندیشکده آمریکایی بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در مقاله‌ای (+لینک) روز چهارشنبه ۴ بهمن‌ماه، موضوع ثروت‌های زیر کنترل بیت آیت‌الله خامنه‌ای را مطرح کرده و می‌نویسد: «یکی از راه‌های حمایت از مبارزه مردم ایران برای آزادی و عدالت اجتماعی درآوردن این ثروت‌ها از جیب او است».


    در این گزارش آمده است: «دولت ترامپ تاکنون حمایت لفظی و معنوی خود از معترضان ایرانی در مقابل دولتشان را اعلام کرده است. امروز نزدیک به یک ماه پس از آغاز این تظاهرات، پرسش اینست که دولت آمریکا چگونه می‌تواند یک کمک عملی را به مردم ایران بکند؟ پاسخ آسان است: به دنبال پول مردم بگردید که کجاست؟»


    این یادداشت می‌افزاید: «درحالی که هواداران آیت‌الله خامنه‌ای همواره لاف این را می‌زنند که رهبرشان یک زندگی ساده و معمولی دارد، آنها یادشان می‌رود که خامنه‌ای اداره یک مجمتع تجاری عظیم و چند هزار میلیارد دلاری را به‌عهده دارد که شبکه‌های سیاسی مورد حمایت خودش را تغذیه مالی می‌کند.

    toosi_012618.jpgبنا به توییت «محمود صادقی» - نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی - دادگاه تجدیدنظر حکم چهارسال حبس سعید طوسی را نقض و او را از اتهامات وارده تبرئه کرد.

    آقای صادقی در توییتر خود نوشت: «شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴ سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را ازدادگاه گرفته بود».

    گفتنی ست سعید طوسی - قاری و مربی برجسته قرآن - چندی پیش به دلیل آزار جنسی شاگردان قرآنی خود مورد آماج انتقادات فراوان قرار گرفته بود. روند قضایی پرونده او نیز به دلیل اعمال نفوذ نهادهای بالادستی و پرنفوذ از شفافیت چندانی برخوردار نبود. بنا به ادعای برخی منابع او از حمایت بیت آیت الله خامنه ای برخوردار بوده است.

    sadeghiToosi.jpg

    faezehEUROnews_012318.jpgفائزه هاشمی بهرمانی دومین دختر اکبر هاشمی، متولد سال ۱۳۴۱ خورشیدی است. وی در پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران نامزد شد و توانست به مجلس راه یابد .علاوه بر این خانم هاشمی سابقه مدیر مسئولی روزنامه زن و ریاست بر فدراسیون اسلامی ورزش بانوان را در كارنامه خود دارد. روزنامه‌ای كه در سال ۷۸ توقیف و فدراسیونی كه در سال ۱۳۹۰ بدلیل عدم تخصیص بودجه در دولت محمود احمدی نژاد منحل شد. وی هم اكنون به عنوان یك فعال سیاسی، فعال در حوزه بانوان و عضو حزب كارگزاران سازندگی مشغول به فعالیت است.

    نوزدهم دی ماه امسال مصادف بود با نخستین سالگرد درگذشت پدر فائزه هاشمی، اكبر هاشمی رفسنجانی؛ چهره شناخته شده‌ای كه از او به عنوان یكی از پرنفوذترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران یاد می‌شود.

    به همین بهانه خبرنگار یورونیوز در تهران به سراغ خانم هاشمی رفته تا در گفت‌و‌گویی اختصاصی از وی در خصوص مسایل مرتبط با حوزه بانوان و همچنین خانواده هاشمی پس از درگذشت پدرش سوال كند.

    «از ابتدای انقلاب تا به امروز تحولات عظیمی اتفاق افتاده»

    فائزه هاشمی در پاسخ به این سوال كه چرا حضور زنان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی علیرغم حساسیت‌های جامعه محقق نشده و سدهای موجود در این راه چگونه باید شكسته شوند می گوید: «اعتقاد ندارد كه اتفاقاتی نیافتاده» است.

    وی با اشاره به موضوع حضور فعلی زنان در عرصه‌های ورزشی و سیاسی می‌گوید: «در ورزش یا در عرصه اجتماعی و سیاسی از ابتدای انقلاب تا به امروز تحولات عظیمی اتفاق افتاده است. در دوره اقای احمدی نژاد وزیر زن داشتیم یا مدیران زن در حد معاون وزیر و نمایندگان مجلس وجود دارند اما این تعداد كم است.»

    «حضور جدی بانوان در عرصه های مختلف نیازمند سهمیه است»

    نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی ایران عدم تخصیص سهمیه برای حضور بانوان در عرصه‌های مختلف به ویژه انتخابات، را از دلایل عدم توفیق بانوان در انتخابات می‌داند و با اشاره به تجربه غرب در این خصوص می گوید: «ما سهمیه نداریم، كشورهای غربی و توسعه یافته ابتدا با سهمیه شروع كردند و بعد از عادی شدن حضور زنان سهمیه برداشته شد.»

    519A4613-6E5B-4362-A4E3-4B52873846D4.jpegباور کردنی نیست، ولی باید باور کنم:
    برای اولین بار کلمه کم آورده ام!

    قرن ها شعرای ما می ستودند:
    پادشاه ها را، امرا را، می را، عشق را...

    تا صد و پنجاه سال پیش که ستایش ها جهت ملی و میهنی پیدا کرد:
    ستایشِ آزادی، ستایش پیشرفت، ستایش شجاعت و شرف انسانی...

    و چند تن از شعرا نیز شروع کردند به سرودن شعر در باره ی موجودی که جایش گوشه ی آشپزخانه های تاریک و نمور بود؛ جایش در قبرستان خانه ی پدری و شوهر بود:
    زن!

    آری زن! موجودی فراموش شده در ظلمت دین؛ موجودی سرکوب شده در میدان جهل...

    و چراغ به دست او دادند! او را آماده ی رزم کردند! او را ستودند و بزرگ داشتند...

    و شد آن چه باید می شد. زنان از گورستان بیرون آمدند، زنده شدند، به ایران ما چهره ای تازه دادند؛ چهره ای شاداب.

    زنان در همه عرصه ها به پیشرفت های باور نکردنی دست یافتند. پزشک شدند، وکیل شدند، کارگر ماهر شدند، یکی شان حتی به فضا رفت... آیا این همان زنی ست که با آب حوض، کهنه ی بچه می شست و کاری جز این برایش متصور نبود؟

    و دو سه هفته پیش یک زن دیگر در تاریک خانه ی وحشتناک دین مانند ستاره ای درخشید و چون دنباله داری روشن و تابناک، فضای یاس زده ی کشورمان را روشن کرد:
    دختر خیابان انقلاب!
    دختری که با یک تکه چوب و روسری یی که به آن بسته بود، نه تنها ایران بلکه جهان را تحت تاثیر خود قرار داد...

    و همه به دنبال او روان شدند! کیست این دختر که چنین شجاعانه، تک و تنها، در برابر لشکر خصم، قد علم کرده و هماورد می طلبد؟ کیست که چنین دلیرانه، در مقابل ژ۳ ها و کلت ها، با یک تکه چوب و یک روسری که به آن بسته شده می ایستد و حریف را به نبرد فرا می خواند؟

    و امروز مشخص شد که این دختر، نامش ویدا موحد است...

    و من اگر شاعر بودم، زیبا ترین شعر ها را برای او می سرودم...

    افسوس که شاعر نیستم و به نوشتن همین چند کلمه ی ساده، به سادگی «دختر خیابان انقلاب» بسنده می کنم...

    E700F7ED-7CD6-402B-96C6-F0969A07306A.jpeg

    55841AEB-5A0E-43E3-88F4-805112D078E1.jpeg

    demoStats_012518.jpgسحام به متن گزارشی دست یافته که در آن آمار دقیق تری از اعتراضات سراسری در اختیار قرار می دهد.
    صبح دیروز منابع داخلی از ارسال گزارشی از سوی وزارت کشور به دفتر ریاست جمهوری خبر دادند.
    همچنین حسین ذوالفقاری معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور جزئیاتی از گزارش وزارت کشور به حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی درباره اعتراضات سراسری دی ۱۳۹۶ را اعلام کرده بود.
    بنا به گفته این مقام ارشد، گزارش وزرات کشور به رئیس جمهوری اسلامی «فارغ از برداشت‌های شخصی، علائق جریان‌های سیاسی» و صرفاً بر اساس «داده‌های تخصصی و اطلاعات معتبر» تهیه شده است.

    سحام بخشی از آمار این گزارش را در ذیل منتشر کرده است:

    Porotest-in-iranStats.jpg

    jonnati_012518.jpgرادیوفردا، رئیس مجلس خبرگان رهبری از جلسه «چندساعته» رهبر جمهوری اسلامی با شماری از «متخصصان» فضای مجازی خبر داد و افزود که در پی این جلسه، قرار است «یک حرکتی انجام دهند.»

    احمد جنتی همچنی افزود که «فضای مجازی بلایی است که به جان ما افتاده‌است و اگر جلو فضای مجازی را می‌گرفتند کار به اینجا نمی‌رسید. من گفته‌ام که نمی‌شود کلاً جلو فضای مجازی را گرفت ولی می‌توانیم آن را کند کنیم.»

    به گزارش روز پنج‌شنبه (پنجم بهمن) خبرگزاری تسنیم، احمد جنتی این موضوع را در جلسه مشترک هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با کمیسیون‌های داخلی خود بیان کرد.

    آن‌طور که آقای جنتی اعلام کرده، آیت‌الله علی خامنه‌ای، «روز سه‌شنبه با عده‌ای از متخصصان فضای مجازی جلسه چندساعته‌ای برگزار کرده و در مورد این مسائل صحبت‌های مهمی انجام شد.»

    وی به محتوای این دیدار اشاره‌ای نکرد، اما افزود که بدنبال آن، «قرار است یک حرکتی انجام دهند. اما مهم این است که باید بدانیم چه باید کرد و چه کسی باید این کار را انجام دهد.»

    رئیس مجلس خبرگان بدون اشاره به جزئیات، اضافه کرده که «باید افرادی را که ناتوان هستند تغییر داده و افراد توانا را مورد استفاده قرار دهیم. پس باید تحولاتی در این تشکیلات به‌وجود بیاید.»

    DE_012518.jpgدویچه وله - اعتراض مسالمت‌آمیز ویدا موحد که به "دختر خیابان انقلاب" شهرت یافت و دستگیری او بار دیگر نشان داد که شهروند ایرانی در نظام جمهوری اسلامی از حق اعتراض بی بهره است. نگاهی داریم به بازتاب این اعتراض در شبکه‌های اجتماعی.

    نام "دختر خیابان انقلاب" بالاخره مشخص شد: ویدا موحد. این عنوان زمانی بر سر زبان‌ها افتاد که تصویر و ویدئویی از این زن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و بر صفحه‌ی اول روزنامه ایتالیایی "لا رپوبلیکا" جای گرفت.

    ویدا موحد زن ۳۱ ساله‌ای است که اوایل دی‌ماه ۹۶ و چند روز پیش از آغاز موج اعتراضات در ده‌ها شهر ایران، در تقاطع خیابان انقلاب و وصال شیرازی، در اعتراض به حجاب اجباری بی‌حجاب و در حالی که یک روسری سفیدرنگ را بر سر چوب کرده بود بر سکویی ایستاد و آن را در سکوت کامل تکان داد. موحد اندکی بعد دستگیر می‌شود و تا کنون خبری سرنوشت او در دسترس نیست.

    از قرار معلوم دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و به طبع آن نیروهای امنیتی تاب تحمل کوچک‌ترین حرکت اعتراضی مسالمت‌آمیز را ندارند، و جای شگفتی نیست که این انسداد سیاسی ابعادی همچون موج گسترده‌ی اعتراضات در سراسر ایران به خود گیرد.

    در اول بهمن‌ماه فعال مدنی و وکیل دادگستری، نسرین ستوده، در پی یک تحقیق محلی، در اکانت فیس‌بوک خود گفته است که این زن جوان که دارای کودکی ۱۹ ماهه است، در همان روز "بعد از بازداشت مدت کوتاهی آزاد شده و دوباره بازداشت شده است".

    خانم ستوده افزوده است: «ابتدا او را به کلانتری ۱۴۸ خیابان انقلاب منتقل می‌کنند و برایش پرونده‌ای در دادسرای مشهور به خیابان خارک تشکیل شده‌است.» وی همچنان در بازداشت و در زندان به سر می‌برد.

    نسرین ستوده سپس در گفت‌وگو با دویچه‌وله گفته است، این زن که نام او هنوز مشخص نبوده، به احتمال زیاد در زندان اوین به سر می‌برد. بالاخره در ۴ بهمن خبری انتشار یافت که نام واقعی "زن شجاع خیابان انقلاب" را ویدا موحد اعلام کرد.

    این گونه حرکت‌های اعتراضی بسیاری کاربران را در شبکه‌های اجتماعی فعال کرده است.

    بهزاد معزی در شبکه توییتر خود می‌نویسد:

    "تحمل مسالمت‌آمیزترین نوع اعتراض راندارند. اما به زودی تمام خیابان‌های ایران با این نماد پر می‌شود. نماد ایستادگی، نمادصلح‌طلبی و نماد عدالت‌جویی".

    dokhtarehENGTwt1.jpg

    Sazgara_Tajzadeh.jpgرادیو زمانه ـ مکتوب مصطفی تاجزاده در جواب محسن مخملباف را دیدم و خوشحال شدم که مصطفی (اگراجازه داشته باشم اورا به نام کوچک صدا کنم)، دوکار را کرده است، اول این که مثل خیلی اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از موضع خداوند عالم به دیگران نگاه نکرده و حاضر به گفت‌‌‌وگو شده و دوم این که بر لزوم گفت‌‌‌وگوی دمکراتیک به عنوان مقدمه‌‌‌ای واجب برای رسیدن به دمکراسی تاکید کرده است. ولو این گفت‌‌‌وگو با افراد بیرون از حلقه نظام باشد.

    من چرا این چند خط را به مصطفی می‌‌‌نویسم؟

    اول این که مصطفی را سالم و پاک و دور از رانت خواری و فساد می‌‌‌دانم. چون با کسانی که ساختمان‌‌‌های چند میلیاردی به قیمت حلوا جوزی از حکومت گرفته‌‌‌اند و اکنون تیغ به روی مردم می‌‌‌کشند و آن‌‌‌ها را کرکس می‌‌‌خوانند، قاعدتا حرف زدن بر سرحقوق وخواسته‌‌‌های مردم بی‌‌‌فایده است.

    دوم این که مصطفی را از آن دسته اصلاح طلبانی نمی‌‌‌دانم که می‌‌‌گویند حاضرنیستیم این بساط جمهوری اسلامی به هم بخورد، چون در آن حالت باید برویم ته صفی بایستیم که از مدت‌‌‌ها قبل غیر مسلمان‌‌‌ها سر آن صف ایستاده‌‌‌اند. مصطفی را امروزه دمکراتی می‌‌‌شناسم که به حاکمیت صندوق رای باور دارد، ولو از درون آن، نفی جمهوری اسلامی و اسلامگرایی بیرون بیاید.

    مصطفای عزیز،

    لطفا از سه راهی سوریه شدن یا انقلاب خشونت بار وماندن نظام ولایت فقیه بیرون بیا. شاه هم می‌‌‌گفت اگر من بروم، ایران ایرانستان می‌‌‌شود. رفت و نشد. جمهوری اسلامی هم می‌‌‌گوید اگر من بروم، ایران سوریه می‌‌‌شود. می رود و نخواهد شد.

    Zibakalam.jpgایلنا ـ یک استاد دانشگاه تهران درباره درخواست احمدی‌نژاد و طرفدارنش برای راهپیمایی و گردهمایی گفت: ماهیت این مجوز برای این است که لبه تیز اعتراضات اخیر را به سمت دولت بگیرند.

    صادق زیباکلام در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایلنا درباره درخواست راهپیمایی و تجمع از سوی احمدی‌نژاد و جریان منتسب به وی، گفت: اساسا راهپیمایی، تظاهرات، گردهمایی‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی که غیرمسلحانه باشد حسب قانون اساسی آزاد است.

    وی ادامه داد: مجلس قانونی را تصویب کرده است مبنی بر این‌که باید از وزارت کشور مجوز راهپیمایی گرفته شود، شاید این قانون به این خاطر است که اختلالی در نظم عمومی و ترافیک ایجاد نشود.

    این فعال سیاسی اصلاح طلب با بیان این که دوستان و طرفداران آقای احمدی نژاد یا هر جریان سیاسی دیگری اگر بخواهند در جایی که محل عبور و مرور نیست تجمع برگزار کنند، نیازی به مجور ندارد، گفت: مجوز وزارت کشور برای زمانی است که ممکن است یک بی نظمی و یا اختلالی پیش بیاید، اگر گردهمایی در جایی صورت بگیرد که مسئله برهم خوردن نظم عمومی درمیان نباشد قطعا باید از این حق برخوردار شوند و تشکیل اجتماع دهند.

    girl-enghelab-ave.jpgرادیو زمانه: عفو بین‌الملل با انتشار گزارشی خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط زنی شده که به خاطر انجام یک عمل اعتراضی مسالمت‌آمیز علیه حجاب اجباری در تاریخ ۲۷ دسامبر/۶ دی در تهران بازداشت شد. این زن در شبکه‌های اجتماعی به نام دختر خیابان انقلاب مشهور شده است.

    بر اساس برخی از گزارش‌ها در شبکه‌های اجتماعی، نام این زن ویدا موحد است. نسرین ستوده، وکیل دادگستری چند روز قبل در فیسبوک خود اعلام کرده بود که ویدا موحد، دختر خیابان انقلاب ۳۱ ساله است و یک کودک ۱۹ ماهه دارد.

    عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای با تأکید بر این موضوع که حجاب اجباری تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز است، اعلام کرده که مقامات ایران باید به آزار و تعقیب قضایی زنانی که صدایشان را علیه حجاب اجباری بلند می‌کنند خاتمه دهند و حجاب اجباری را لغو کنند.

    عفو بین‌الملل همچنین تأکید کرده که حجاب اجباری حقوق متعدد زنان در ایران را در چند دهه گذشته نقض کرده است. این حقوق شامل حق آزادی عقیده و مذهب، حق آزادی بیان و حق محافظت در برابر تبعیض، دستگیری و بازداشت خودسرانه، شکنجه و دیگر رفتارها و مجازات‌های بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز می‌شوند.

    عفو بین‌الملل همچنین اعلام کرده که در روز ۶ دی یک زن جوان دیگر نیز که در حدود ۱۸ سال دارد، در ارتباط با اعتراض به حجاب اجباری در تهران دستگیر شده است و هم‌اکنون در زندان قرچک به سر می‌برد.

    به گفته عفو بین‌الملل، این دستگیری‌ها ظاهراً بخشی از یک جریان گسترده‌تر سرکوب علیه زنانی است که حجاب اجباری را از طریق مسالمت‌آمیز از جمله با شرکت و حمایت از کمپین «چهارشنبه‌های سفید» به چالش می‌کشند. عفو بین‌الملل نسبت به بازداشت، احضار و بازجویی، محاکمه و زندانی کردن این زنان اعلام نگرانی کرده است.

    این سازمان در همین رابطه به جزئیات وضعیت شیما بابایی مدافع حقوق زنان اشاره کرده است که پلیس امنیت اخلاقی تهران در مرداد ۱۳۹۶ او را برای بازجویی احضار کرد و هم‌اکنون در خطر محاکمه و مجازات کیفری قرار دارد.

    متوقف کردن زنان در خیابان، استفاده از الفاظ توهین‌آمیز و تهدیدآمیز، دستور به جلو کشیدن روسری، دادن دستمال برای پاک کردن آرایش در مقابل مأموران، هل دادن و کشیدن دست، زدن سیلی و ضرب و شتم و پرتاب وحشیانه‌‌ زنان به داخل ماشین‌های پلیس از جمله نمونه‌های آزار و خشونت فیزیکی است که عفو بین‌الملل در بیانیه خود به آن اشاره کرده است.

    این سازمان حقوق بشری اعلام کرده که این اعمال مصداق شکنجه و رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز هستند که در قوانین بین‌الملل مطلقاً ممنوع شده‌ است.

    در بیانیه عفو بین‌الملل به ممنوعیت ورود زنان بدحجاب به اماکن عمومی همچون فرودگاه‌ها، دانشگاه‌ها، مراکز تفریحی، بیمارستان‌ها و ادارات دولتی و اخراج زنان از دانشگاه یا محل کار به دلایل خودسرانه‌ای مانند بیرون بودن مو از زیر روسری، آرایش «غلیظ» و یا پوشیدن شلوار کوتاه، تنگ یا رنگین نیز اشاره شده است.

    عفو بین‌الملل اعلام کرده است که مقامات جمهوری اسلامی باید فوراً ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی و دیگر مقررات تحقیرآمیز و تبعیض‌آمیزی که حضور بدون روسری زنان در اماکن عمومی را ممنوع می‌کند، لغو کنند.

    اصل عدم تبعیض یکی از اصول پایه‌ای قوانین بین‌المللی حقوق بشر است و در میثاق بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی که ایران هم آن را امضاء کرده، تضمین شده است. بر این اساس، حکومت‌ها مجاز نیستند که زنان را ملزم به داشتن یا نداشتن یک نوع خاص از پوشش کنند.

    اجبار به رعایت یک نوع پوشش خاص مذهبی و فرهنگی ناقض حق آزادی عقیده و مذهب و حق آزادی بیان زنان است. زنان باید این آزادی را داشته باشند که در مورد پوشیدن یا نپوشیدن لباس‌ها و نمادهای مذهبی بر اساس باورهای شخصی خود تصمیم بگیرند.

    cezcElections_012618.jpgرادیو فرانسه، در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری چک دو نامزد، با دو نگرش و مشی سیاسی بسیار متفاوت و حتی متضاد در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند. قرار است که نتیجۀ رای‌گیری شنبه شب، ٢٧ ژانویه اعلام شود. این انتخابات دو قطبی شدن صحنۀ سیاسی چک را به خوبی نشان می‌دهد: یک سو نامزد ناسیونالیست و محافظه‌کار که علاقۀ خود را به نظام سوسیالیستی پیشین پنهان نمی‌کند و در سوی دیگر نامزد لیبرال ترقی‌خواه که به اتحادیۀ اروپا گرایش دارد.

    روز جمعه ٢۶ ژانویه/۶ بهمن، دور دوم انتخابات ریاست جمهوری چک برگزار شد. در این مرحله، رئیس جمهوری کنونی، میلوش زِمان که نزدیک به روسیه توصیف می‌شود، رو در روی جیری دراهوس قرار گرفت که بیشتر به اروپای غربی نزدیک است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که میزان آرای دو طرف بسیار به هم نزدیک خواهد بود.

    میلوش زِمان ٧٣ ساله که از فعالان و رهبران تاریخی چپ چِک محسوب می‌شود، به خاطر طرفداری‌هایش از نظام سیاسی چین و همچنین جبهه‌گیری‌هایش علیه مسلمانان شناخته شده است. گفته می‌شود که او در جامعۀ روستایی و در شهرهای کوچک هواداران زیادی دارد. آقای زمان در دور اول نزدیک به ٣٩درصد آراء را به خود اختصاص داد در حالی که رقیبش، آقای دراهوس ۶٨ ساله فقط ٢٧درصد آرا را جمع کرد. به نظر می‌رسد که ساکنان شهرهای بزرگ و به ویژه پراگ، پایتخت جمهوری چک، از این کاندیدا بیشتر حمایت کنند.

    در آخرین مناظره تلویزیونی، جیری دراهوس رقیبش را متهم کرد که "نماد تفرقه و نفاق" است. او گفت که رئیس جمهوری کنونی نمایندۀ دوران سپری‌شده است و هیچ برنامۀ جدیدی برای کشور ندارد. در مقابل، میلوش زمان که به تجربۀ سیاسی طولانی خود می‌بالد، پاسخ داد که رقیبش فاقد درک و واقع‌بینی سیاسی است.

    در حالی که اکثر مردم چک از مسئلۀ مهاجرت و ورود خارجی‌ها سخت ناراحت و نگرانند، میلوش زمان که گاه "پوپولیست" توصیف می‌شود، مدام بر این موضوع تأکید می‌کند و می‌گوید که جلو ورود مهاجران را خواهد گرفت. او دراهوس را متهم می‌کند که طرفدار پذیرش مهاجران است.

    به گفتۀ اکثر ناظران چک، دور دوم انتخابات عملاً نوعی همه‌پرسی است که طی آن مردم به نفع یا علیه میلوش زمان رای می‌دهند.

    dollar_012518.jpgرویداد۲۴- حاج اسماعیلی، کارشناس مسائل اقتصادی، بر این عقیده است که نرخ دلار به دلایل عوامل مختلفی ازجمله فضای بین‌المللی، واردات و عدم ثبات در اقتصاد کشور، افزایش پیداکرده است و به نظر می‌رسد نرخ دلار تا 5 هزار تومان هم افزایش پیدا کند.
    بازار سکه و ارز در روزهای اخیر مدام در حال پایین و بالا شدن است. مرزها را هم رد کرده‌اند و قیمت‌های بی‌سابقه‌ای را از خود به نمایش می‌گذارند. این نوسانات ارزی آن‌قدر زیاد شده است که برخی از صرافان ترجیح دادند تا قیمت ارز را از روی تابلو‌های دیجیتال خود حذف کنند و آرام و بی‌صدا منتظر قیمت‌های جدید نرخ ارز باشند.
    92 و 96 سال وعده‌های جذاب شیخ دیپلماسی در سطوح مختلف سیاسی، اجتماعی و خصوصاً اقتصادی بود. همان روزهای که رئیس دولت تدبیر و امید بااقتدار و قاطعیت اعلام کرد: «دولت تلاش می‌کند تا در رابطه با نرخ ارز یکسان‌سازی صورت گیرد و در این مسیر حرکتی تدریجی و سنجیده را دنبال می‌کنیم» یا زمانی که ولی‌الله سیف رئیس بانک مرکزی، گفت: «بازار ارز طی روزهای آینده روند باثبات بیشتری را به خود خواهد دید و حتی شاهد سیر نزولی در بازار آزاد خواهیم بود». همین سخنان و وعده‌ها تا حد زیادی باعث آرام شدن بازار سکه و ارز شده بود و به گفته بسیاری از کارشناسان، هرچند وضعیت اقتصادی مردم در دولت یازدهم بهبود پیدا نکرد اما فضای حاکم بر اقتصاد، فضای باثباتی بود.
    در چندماهه اخیر اما گویی دولت دیگر همانند چهار سال گذشته توان کنترل و تنظیم بازار ارز را ندارد؛ زیرا در همین چندماهه که از دولت دوازدهم می‌گذرد نرخ سکه و ارز روند صعودی به خود گرفته است و مشخص هم نیست تا کجا قرار است ادامه پیدا کند.

    majlis_012518.jpgصدای آمریکا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی رای به پیوستن جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی دادند. کنوانسیونی که حمایت از گروه های تروریستی را منع می کند و جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته بارها مورد انتقاد آمریکا و غرب به خاطر حمایت از گروههای تروریستی همچون حزب الله لبنان بوده است.

    خبرگزاری‌های داخلی ایران گزارش دادند که نمایندگان روز چهارشنبه ۴ بهمن با اکثریت آرا به لایحه‌ای رای دادند که به دولت اجازه می داد با چند شرط به کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان یافته پیوندد.


    گره حزب الله

    ایران که حامی اصلی حزب الله لبنان و یکی از حامیان حماس است، از سوی آمریکا و برخی از کشورهای منطقه متهم به تغذیه مالی گروه‌های تروریستی است. عضویت نداشتن در این کنوانسیون‌های بین‌المللی این کشور را بیشتر در مورد اتهام حمایت از تروریسم و پولشویی قرار می‌دهد.

    پرزیدنت ترامپ و مایک پنس بارها جمهوری اسلامی ایران را بزرگترین دولت حامی تروریسم نامیده اند.

    وزارت خارجه ایالات متحده تابستان گذشته در گزارشی اعلام کرد که حمایت از تروریسم توسط ایران در جهان کاسته نشده و از طریق نیروی قدس سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و همچنین حزب الله لبنان ادامه دارد.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، نیز حدود ۱۰ روز پیش در بیانیه‌ای که کاخ سفید منتشر کرد حکومت جمهوری اسلامی را بزرگترین حامی ترور خواند و گفت: «این رژیم، حزب الله لبنان، حماس و تروریست‌های بسیار دیگری را قادر به ایجاد هرج و مرد و کشتن افراد بی گناه ساخته است. این رژیم برای بیش از صد هزار پیکارجو تامین مالی، تسلیحات و آموزش فراهم کرده است تا تخریب و نابودی را به منطقه خاورمیانه تعمیم بدهند.»

    نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز پیشتر ایران را به نقض قطعنامه‌های شورای امنیت و حمایت از گروه‌هایی چون حوثی‌های یمن و حزب الله لبنان متهم کرد.

    Rouhani_osoulgaraian.jpgاعتماد ـ مرجان زهرانی ـ به نظر می‌رسد در جناح اصولگرا محافظه‌کاری‌ بر کنش‌های رادیکالی غلبه کرده است. این شرح حال و روز اصولگرایانی است که حسن روحانی را از خود نمی‌دانند. نه حالا و در دولت دوازدهم، بلکه از همان روزهای مناظرات انتخاباتی سال ۹۲ بود که متوجه شدند این روحانی همان روحانی نیست که مدت‌ها و سال‌ها با «روحانیت مبارز» نشست و برخاست داشت. حالا قریب به ۶ ماه پس از روی کار آمدن دولت دوازدهم و ۴ سال و ۶ ماه بعد از حضور روحانی در جایگاه عالی‌ترین مقام اجرایی دریافته‌اند که «عبور از روحانی» آنها را به پاستور نمی‌رساند. این گزاره را گرچه نه به صراحت اما می‌توان از لا به لای مواضع و اظهارات‌شان دریافت. از همین روی شاید شعار «مرگ بر روحانی»‌شان کنار رفته و احتمالا پای ایده حمایت از دولت به جلسات خصوصی و پشت پرده‌شان راه یافته است. همان جلساتی که روزگاری فرمان شلیک به روحانی را صادر می‌کرد گویی حالا فرمان آتش‌بس داده است.



    رانت و فساد بزرگ سفارت ایران در استرالیا (اسناد)، بهرام قاسمی: بررسی می‎کنیم

    رویداد۲۴- دامنه فساد و رانت دیگر محدود به دایره مرزهای جغرافیایی کشور نیست. فساد و رانت مرزهای کشور را درنوردیده و به سفارتخانه‎های ایران رسیده است؛ از جمله در سفارت ایران در استرالیا؛ جایی که پسر سفیر با استفاده از رانت ویژه، مجوز تاسیس دفتر کارگزاری خدمات کنسولی در شهر ملبورن را دریافت می‎کند و اکنون خدماتی بیش از تعرفه‎های تعیین شده ارایه می‎دهد.

    مدتی است صدای اعتراض ایرانیان مقیم استرالیا به ویژه شهر ملبورن از ارایه خدمات کنسولی سفارت ایران در این شهر بلند شده است؛ صدایی که البته احتمالا به دلیل مسافت زیاد این شهر تا تهران! تاکنون شنیده نشده است.

    اعتراض ایرانیان مقیم شهر ملبورن نسبت به تخلفات شرکت کارگزاری ارایه خدمات کنسولی در این شهر است. شرکتی که تحت مدیریت فرزند سفیر ایران در استرالیا مجوز فعالیت گرفته است که نه تنها آغاز فعالیت آن با رانت و عملا غیرقانونی بوده، بلکه این شرکت در رفتاری عجیب و بی‎سابقه، اقدام به دریافت مبالغی بیش از تعرفه های تعیین شده می کند.

    AustFesad1.jpgعبدالحسین وهاجی سفیر ایران در استرالیا

    ملبورن با حدود ۴ میلیون نفر جمعیت، پایتخت ایالت ویکتوریا، اولین پایتخت کشور استرالیا قبل از شهر کانبرا و مهمترین شهر فرهنگی این کشور است. ملبورن به لحاظ جمعیت دومین شهر کشور پهناور استرالیا است و همانند سایر شهرها و کشورهای دنیا، ایرانیان مهاجر زیادی را در خود جای داده است. طبق آمارهای منتشر شده، استرالیا پنجمین مقصد ایرانیان برای مهاجرت است و شهر ملبورن نیز یکی از محبوب‎ترین مقاصد مهاجرت برای ایرانیان محسوب می‎شود.

    با این حال تا سال‎های گذشته ایرانیان مقیم در این شهر از دریافت خدمات کنسولی همچون صدور یا تعویض شناسنامه، تعویض کارت ملی و پاسپورت، ثبت ازدواج و طلاق و... محروم بودند و به ناچار برای دریافت این خدمات باید به سفارت ایران در شهر کانبرا سفر می‎کردند.

    بنابراین نیاز به تاسیس یک دفتر ارایه خدمات کنسولی برای ایرانیان مقیم ملبورن از سال‎های قبل احساس می‎شد. اما نه با روش و شیوه‎ای که عبدالحسین وهاجی سفیر جمهوری اسلامی ایران برگزید؛ شیوه‎ای که بدون کوچکترین تردیدی پدیدآورنده ظن رانت و وجود ژن خوب است؛ آن هم با اعطای مجوز تاسیس دفتر خدمات کنسولی در شهر ملبورن به پسر 31 ساله‌اش «محمد صادق وهاجی».

    سفارتخانه‎ها می‎توانند خدمات کنسولی به شهروندان را به دفاتر بخش خصوصی واگذر کنند و عموما برای این موضوع، فراخوانی صادر می‎شود تا از میان واجدین شرایط یک شرکت انتخاب شود و با کسب مجوز دفتر خدمات کنسولی را در شهری دورتر از محل استقرار سفارت ارایه دهند. اما در مورد شرکت «تابنده» که محمدصادق وهاجی پسر سفیر ایران در استرالیا آن را تاسیس و راه اندازی کرده است نه سفارت ایران در استرالیا فراخوانی را برای واجدین شرایط راه اندازی «دفتر کارگزاری خدمات کنسولی» در این شهر صادر کرد و نه وزارت امور خارجه ایران.

    از سوی دیگر این در حالی است که اساسا راه‎اندازی دفاتر کارگزاری با مدیریت اقوام درجه یک مسئولین بلندپایه دولتی خلاف قانون محسوب می‎شود.


    AustFesad2.jpgمدارک ثبت شرکت «تابنده» توسط محمد صادق وهاجی، پسر عبدالحسین وهاجی سفیر ایران در استرالیا

    جدا از این رانت آشکار در اعطای مجوز به پسر سفیر موضوع دیگری که باعث انتقاد و اعتراض بسیاری از ایرانیان مقیم در این کشور شده است، بحث تعرفه خدمات است که کارگزاری «تابنده» ارایه می‎کند. دفاتر کارگزاری‎ خدمات کنسولی معمولا باید بر اساس تعرفه مصوب هیئت دولت که از سوی وزارت خارجه به تمامی سفارت‌خانه‌ها ابلاغ می‎شود به ارایه خدمات بپردازند.

    2FAF73F3-F977-47B1-9D9A-500C071110E1.jpegمولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان و مدیر مدرسه دینی دارالعلوم زاهدان در مصاحبه با کمپین حقوق بشر در ایران گفت که برای سفر به سایر استان‌ها و شهرهای ایران باید با مسوولان استانداری سیستان و بلوچستان هماهنگی کند در غیر این صورت اجازه سفر به خارج از این استان به او داده نمی‌شود.

    عبدالحمید به کمپین گفت بارها شده برای سفر به خارج از سیستان و بلوچستان هم هماهنگی کرده و اطلاع داده اما باز مانع سفر او شده‌اند.

    وی افزود: ما با استانداری سیستان و بلوچستان هماهنگ کردیم که می‌خواهیم برویم رمشک در استان کرمان و از آنها خواستیم که با استانداری کرمان هماهنگ کنند. هماهنگ کردند و گفتند هیچ مانعی نیست. اما بعد به من آنطور که از استانداری سیستان و بلوچستان اعلام کردند گفتند شورای تامین استان جلسه‌ای تشکیل داده و اعضای شورا با این سفر مخالفت کرده‌‌اند. ظاهر قضیه همین است.

    مولوی عبدالحمید تاکید کرد: ما چون فشارها و وضعیت را می‌دانستیم گفتیم که هماهنگی بکنیم. می‌دانستیم که اگر بدون خبر و هماهنگی برویم مشکلات ایجاد می‌کنند و محدودیت ایجاد می‌کنند و بعد می‌گویند به ما خبر ندادید. برای همین گفتیم هماهنگی بکنیم و با هماهنگی برویم که نگذاشتند. قبلا می‌خواستیم برویم مشهد که نگذاشتند. گفتیم روزی هزاران نفر وارد مشهد می‌شوند گفتند اینها با شما فرق می‌کنند و شما بیایید مردم می‌آیند ملاقات شما و باید اطلاع بدهید که در جریان باشیم. آن بار گفتند اطلاع ندادید. حالا برای کرمان گفتیم اطلاع بدهیم که مشکلی نباشد ولی اجازه ندادند. البته من فکر نمی‌کنم که با هماهنگی هم موافقت کنند. بارها هماهنگی کرده‌ام ولی موافقت نکرده‌اند.

    امام جمعه اهل سنت زاهدان، کوتاه فکری و تنگ نظری را دلیل این محدودیت‌ها دانسته و به کمپین گفت: غیر از تنگ نظری چیز دیگری نمی‌بینم. ما شهروند این کشور هستیم حق داریم از حق شهروندی خودمان استفاده کنیم. ایران کشور و وطن ما است و می‌خواهیم شهرهای مختلف برویم اما نمی‌گذارند. مردم در مناطقی که اهل سنت هستند دعوت می‌کنند، انتظار دارند برویم هموطنان‌مان را ملاقات کنیم ولی مشکلات است.

    Rabiiوزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از تأمین منابع عیدی بازنشستگان خبر داد و گفت: در شورای عالی کار چانه‌زنی‌ها برای تعیین حداقل دستمزد در جریان است و تلاش می‌کنیم این مسئله به شب عید کشیده نشود.
    به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، علی ربیعی از تأمین منابع عیدی و پاداش بازنشستگان خبر داده درباره تعیین مزد کارگران گفت: در شورای عالی کار چانه‌زنی‌ها برای تعیین حداقل دستمزد در جریان است و تلاش می‌کنیم این مسئله به شب عید کشیده نشود.

    وی اعلام کرد: استراتژی ما این است که این افزایش حقوق از نرخ تورم بیشتر باشد البته دریافتی‌های تا سقف 2میلیون تومان را درصدی افزایش خواهیم داد تا فاصله دریافتی‌های پایین و بالا را کمتر کنیم.
    وی در ادامه از ثبت‌نام 50هزار نفر برای وام اشتغال روستایی خبر داد و گفت: از 50هزار درخواست وام در مرحله اول، حدود 8000 وام پذیرفته شده است که از امروز پرداخت این وام‌ها در 5 استان انجام می‌شود.

    ربیعی افزود: امسال از مبلغ 12هزار میلیارد تومان پیش‌بینی‌شده در این طرح، دو هزار میلیارد تومان پرداخت می‌شود. البته این طرح طبق قواعدی انجام می‌شود که منجر به ایجاد اشتغال شود.

    وی درباره باز شدن جعبه سیاه نفتکش سانچی توضیح داد: جعبه سیاه این کشتی دیروز با حضور نمایندگان سازمان بنادر و دریانوردی، کشتیرانی، طرف سوئدی سازنده کشتی و طرف پانامایی باز شد. قرار بود جعبه سیاه دو کشتی (سانچی و کریستال) همزمان باز شود که ما گفتیم ابتدا جعبه سیاه سانچی باز شود.

    وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ابراز کرد: با توجه به وجود سم در کشتی نمی‌توان داخل آن رفت. رباتها هم فقط عکس می‌گیرند و آنها هم نمی‌توانند داخل کابین‌ها بروند.

    وی درباره مقصر سانحه سانچی، گفت: شکایت در دریا قواعد خاصی دارد و شرکت‌های بیمه و حقوقی میزان خسارت را تعیین می‌کنند. در دریا این طور نیست که یک طرف صددرصد مقصر باشد بلکه هر دو طرف را با درصدهای متفاوت مقصر می‌گیرند.

    ربیعی همچنین درباره دو صندوق فولاد و بازنشستگان کشوری گفت: طرحی در مجلس مطرح است که بر اساس آن صندوق فولاد با صندوق بازنشستگان کشوری ادغام شود ولی ادغام مشکلی را در این زمینه حل نمی‌کند.

    570D7DE1-F1AD-4840-9E7C-9E291CA5C190.jpegمعلوم نیست رئیس جمهور آمریکا چه طرحی برای صلح خاورمیانه دارد. تنها روشن است که او میلیون‌ها دلار کمک به فلسطینی‌ها را تا زمان بازگشت آنها به میز مذاکره با اسرائیل نخواهد پرداخت.
    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در نظر دارد کمک‌های مالی به فلسطینی‌ها را تا زمان اعلام آمادگی آنها برای از سرگیری مذاکرات صلح با تل آویو معلق کند.
    ترامپ در ملاقات با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در داووس گفت، این پول روی میز است اما وقتی به فلسطینی‌ها تحویل داده می‌شود که مذاکرات صلح را از سر بگیرند.
    ترامپ با ابراز خشم از این که محمود عباس با معاون‌ رئیس‌جمهور آمریکا در سفر هفته گذشته او به خاورمیانه ملاقات نکرده گفت: «آنها هفته گذشته نخواستند مایک پنس را ببینند و احترام ما را نگاه نداشتند.»
    دیدار برنامه ریزی شده پنس و محمود عباس به خاطر کشمکش ناشی از تصمیم ترامپ در مورد پایتخت اسرائیل لغو شد. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در واکنش به تعیین اورشلیم (بیت‌المقدس) به عنوان پایتخت اسرائیل، حاضر نشد معاون ترامپ را در سفر خاورمیانه‌ای او ملاقات کند. مایک پنس در این سفر، با پادشاه اردن، رئیس جمهوری مصر و بنیامین نتانیاهو دیدار داشت.

    poul.jpgشرق - خلاصه گزارش تفریغ بودجه ٩۵ که صبح دیروز در صحن علنی مجلس قرائت شد نشان می‌دهد که وزارت نفت در مجموع ۱۶هزار میلیارد تومان از درآمدهای ناشی از فروش گاز و همچنین تحویل خوراک به شرکت‌های پتروشیمی در سال ۹۵ را به خزانه واریز نکرده است. بر‌اساس این گزارش که از سوی دیوان محاسبات منتشر شده شرکت ملی گاز مبلغ ١١ هزار و ۴٧٩ میلیارد تومان از منابع حاصل از فروش داخلی گاز طبیعی در سال ٩۵ را به حساب خزانه واریز نکرده است. همچنین شرکت ملی نفت ایران مبلغ چهار هزار و ۴٧٩ میلیارد تومان از وجوه واریزی توسط شرکت‌های پتروشیمی بابت ارزش خوراک دریافتی را به حساب خزانه‌داری کل کشور واریز نکرده است. این اتفاق در حالی رخ داده است که طبق آیین‌نامه اجرائی تبصره ١۴ قانون بودجه ٩۶، درآمدهای سازمان هدفمندی یارانه‌ها از محل اصلاح قیمت حامل‌های انرژی تأمین می‌شود؛ بنابراین این اتفاق نیز می‌تواند مشکلاتی را متوجه دولت کند. درهمین ارتباط کارشناسان اقتصادی تأكید می‌کنند که احتمالا وزارت نفت با واریزنکردن مبلغ ١۶ هزار میلیارد تومان به خزانه قصد دارد درخصوص دریافت ١۴,۵ درصد فروش نفت و گاز تهاتر کند. این کارشناسان همچنین با تأكید بر اینکه قطعا این رقم صرف توسعه صنعت نفت و گاز و نه هزینه‌های جاری شده اضافه می‌کنند که طبق اصل ۵٢ و ۵۴ قانون اساسی که مربوط به اصل بودجه و دیوان محاسبات است، همه درآمدهای دولت ابتدا باید به خزانه واریز و سپس هزینه شود. بنابراین واریز‌نشدن این رقم به خزانه خلاف است اما باید دید این میزان پول که اهمیت زیادی هم دارد، صرف چه اموری شده است.

    Atena_Daemi_Golrokh_Eiraei.jpgکیهان لندن ـ آتنا دائمی و گلرخ ایرایی، دو فعال مدنی زندانی در زندان اوین، روز چهارشنبه، ۴ بهمن‌ماه، در زندان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند و سپس به زندان قرچک ورامین منتقل شدند.

    آتنا دائمی و گلرخ ایرایی روز چهارشنبه به بخش اجرای احکام زندان اوین فراخوانده و سپس برای بازجویی به بند دو-الف منتقل شدند.

    به دلیل مخالفت این دو فعال مدنی برای بازجویی جداگانه، روند بازجویی با مشکل مواجه شد. سپس مامورین که شامل ۵ مرد و ۲ زن بودند برای انتفال این دو فعال مدنی وارد اتاق آنها شده در پاسخ به اعتراض و درخواست برگه یا حکم انتقال، به‌شدت از سوی ماموران مرد مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

    hamedan_012518.jpgرادیوزمانه، جواد و امین اشرفی، دو مهندس نیروگاه همدان دو هفته است در مکانی نامعلوم در بازداشتند. بنا بر اطلاع منابع نزدیک به خانواده‎های آنها، این دو برای اعتراف‌ اجباری زیر فشار هستند.

    یک منبع آگاه درباره روند بازداشت و شرایط این دو مهندس بازداشت شده به زمانه می‎گوید: «ماموران امنیتی ساعت هشت صبح روز ۲۱ دی‌ ماه، این دو را بدون ارائه‌ حکم بازداشت و همراه با ضرب‌ و شتم و از محل کارشان ربوده و به مکانی نامعلومی منتقل کردند.»

    جواد و امین اشرفی بعد از چندین روز بی‌خبری سرانجام در تماسی کوتاه با خانواده‌های‎شان گفته‎اند برای اعتراف‌ اجباری تحت فشار بازجوها قرار دارند: «آنها در این تماس گفته‌اند چند روز اول بعد از بازداشت را تحت بازجویی‌های سنگین بوده‌اند و بعد از چند روز به زندان همدان تحویل شده‌اند.»

    با وجود این اما چند روز بعد، نهادی که نام و نشانش برای خانواده‎های این دو بازداشت شده روشن نیست، آنها را از زندان همدان خارج و به مکانی نامعلوم منتقل کرده است.

    نانوایی زنانه در کرج

    | No Comments

    larijaniMajlis_012318.jpgرادیو فرانسه، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پاسخ به درخواست و تذکر شهباز حسن پور بیگلری، نمایندۀ سیرجان در مجلس شورای اسلامی، گفت که بررسی لایحۀ بودجۀ سال ٩٧ در مجلس شورای اسلامی ایران از هفتۀ آیندۀ آغاز می شود و در صورت نیاز مجلس در جلسات غیرعلنی لایحۀ بودجه را بررسی خواهد کرد تا نمایندگان بتوانند نظرات خود را در مورد آن ارایه کنند.

    پیشتر نمایندۀ سیرجان از علی لاریجانی خواسته بود که بررسی لایحۀ بودجۀ سال آینده توسط مجلس به طور غیرعلنی صورت بپذیرد.

    نه رئیس و نه نمایندۀ مجلس شورای اسلامی در مورد ضرورت بررسی غیرعلنی لایحۀ بودجۀ سال ۹٧ توضیحی نداده اند. آنان نگفته اند که به چه دلیل بررسی شفاف و علنی لایحۀ بودجه مانع از ارایۀ نظرات نمایندگان مجلس می شود. با این حال، اعلام علنی ردیف ها و جزئیات این لایحه یکی از دلایل ناآرامی های دی ماه ایران شناخته شده است، به این دلیل که مردم برای اولین بار پی بردند که سالانه مبالغ هنگفت و بی حساب و کتابی از دارایی های عمومی به بنیادها و سازمان های مذهبی و وابسته به روحانیت و همچنین به سپاه پاسداران و سازمان بسیج تعلق می گیرد، در حالی که کشور با مشکلات و مسائل عدیدۀ اقتصادی به ویژه فقر و بیکاری روبرو است.

    این رویکرد در تضاد آشکار با ادعای شخص رئیس جمهوری است که از مردم دعوت کرده بود که در شفافیت کامل دربارۀ جزئیات لایحۀ بودجۀ سال آینده علناً ابراز نظر کنند. با این حال، معلوم نیست که چگونه رئیس جمهوری از عموم مردم می خواهد که دربارۀ این لایحه علناً ابراز نظر کنند، در حالی که خود مجلس رعایت چنین شفافیتی را مانع بررسی لایحۀ بودجه می داند.

    richardNephew_012318.jpgآرش عزیزی - ایران وایر

    در تک‌تک جلسات مذاکرات هسته‌ای حاضر بود اما چهره‌اش را کم‌تر می‌دیدیم. ظریف و کری که جلوی دوربین‌ها می‌خندیدند و دست می‌دادند، ریچارد نفیو در اتاق‌های پشتی به دنبال جزئیات کارشناسی بود. هم او بود که تحریم‌های گسترده جهانی علیه ایران را طراحی کرده بود و حالا می‌خواست آن‌چه خودش «بازی طولانی مدت» می‌بیند به نتیجه برسد. ریچارد نفیو تا پیش از روز ۱ فوریه ۲۰۱۵، یعنی چند ماه پیش از توافق وین، معاون ارشد هماهنگ‌کننده سیاست‌گذاری تحریم‌ها در وزارت خارجه آمریکا بود و دقیقا دو سال در این سمت حضور داشت. پیش از آن او از مه ۲۰۱۱ تا ژانویه ۲۰۱۳ مدیر ایران تیم امنیت ملی دولت آمریکا بود. در همین سال‌ها بود که تحریم‌های آمریکا به اوج خود رسیدند و یکی از گسترده‌ترین موارد اعمال فشار اینچنینی در تاریخ جهان معاصر شدند. نفیو پیش از آن در «دفتر امنیت بین‌المللی و عدم گسترش تسلیحاتی» وزارت خارجه و دفتر مشابهی در وزارت انرژی کار می‌کرد. پس از پایان دوران شلوغ و پراضطراب مذاکرات هسته‌ای او به فضای دانشگاهی آمد و اکنون به طرح نظراتش در رسانه‌ها درباره سیاست ترامپ در مورد برجام و ایران مشهور است. نفیو به عنوان «دانشور پژوهشی ارشد» در «مرکز سیاست‌گذاری جهانی انرژی» در دانشگاه کلمبیا کار می‌کند و در قالب همین سمت کتابی با عنوان «هنر تحریم‌ها»‌ نوشته که در پرتوی تجربه ایران به موضوع عمومی استفاده از تحریم به عنوان وسیله‌ای در دیپلماسی می‌پردازد و از مشروعیت آن دفاع می‌کند. آقای نفیو پیش از این لیسانس مسائل بین‌المللی و فوق لیسانس مطالعات سیاست‌گذاری امنیتی را از دانشگاه جرج واشنگتن گرفته. روز ۱۹ دسامبر بود که به دفترش در دانشگاه کلمبیا واقع در شمال منهتنِن نیویورک رفتم. در روزهای شلوغ مذاکرات هسته‌ای گاه از راه دور دیده بودم که چطور با عجله وارد اتاق مذاکرات می‌شود. این‌بار اما با آرامش محیط دانشگاهی در یکی از اتاق‌های جلسات نشستیم و حدود یک ساعت گپ زدیم. بعد از صحبت اتاقش را نشانم داد و از جمله عکس‌های یادگاری‌‌اش به همراه خانواده و با روسای سابقش از جمله رئیس‌جمهور اوباما و جان کری. درگرفتن اعتراضات در ایران انتشار این گفتگو را بیش از یک ماه به عقب انداخت.

    روز توافق هسته‌ای وین من از جان کری، وزیر وقت امور خارجه آمریکا، پرسیدم اگر دولت آمریکا عوض شود بر سر برجام چه می‌آید؟ گفت این توافقی است که هر دولتی باید به آن پایدار باشد. حالا می‌بینیم که به موقعیت کنونی رسیده‌ایم. به نظرتان وضع برجام که در کتاب‌تان‌ آن‌را «یک پیروزی» می‌نامید که هزاران نفر برایش کار کرده‌اند، امروز چطور است؟

    • به نظرم شکی نیست که برجام به خطر افتاده. به نظرم اگر آن سوالی که از وزیر خارجه پرسیدید در سال ۲۰۱۵ از من پرسیده بودید، من هم همان جواب را می‌دادم. تا حدودی به این خاطر که فرضی داشتیم در مورد نوع دولتی که خواهیم داشت، حالا چه جمهوری‌خواه و چه دمکرات. هیچ کس واقعا فکر نمی‌کرد دونالد ترامپ رئیس‌جمهور شود و مواضعی اینچنینی بگیرد. کری به نظرم داشت به نمونه‌های تاریخی نگاه می‌کرد، مثلا رونالد ریگان هم وقتی نامزد انتخابات بود، علیه توافق الجزایر موضع گرفت اما به دلایل واضح بعدا با آن کنار آمد. از این نظر، قصد ما گمراه کردن کسی نبود. ما هم مثل بقیه غافلگیر شدیم. اما بالاخره رئیس‌جمهورمان همینی است که هست. ایشان با کلی نمایش می‌خواهد به انواع مختلف بخش‌های عظیمی از میراث باراک اوباما را از میان ببرد. انگیزه‌های او متفاوت از رئیس‌جمهور قبلی است. ایشان در ضمن به روشنی تصمیم گرفته نگرانی‌های بعضی کشورهای خاورمیانه را بیشتر از بقیه جدی بگیرد و این بخصوص در مورد ایران است. اگر چیزی جلوی ترامپ را نگرفته بود تا همین حالا از برجام خارج شده بود، یعنی در همان ماه ژانویه. اما به نظرم هنوز بعضی از تیم دولت او هستند که نتوانسته‌اند به این سوال بنیادین پاسخ دهند که بدون برجام چطور می‌شود برنامه هسته‌ای ایران را کنترل کرد؟ برای این سوال پاسخی پیدا نمی‌کنند. تا وقتی اهمیت این سوال پابرجا باشد به نظرم برجام هم حفظ می‌شود. اما احتمال دارد که این اهمیت دیری نپاید و چندین مورد هست که می‌تواند باعث شود در شش ماه یا یک سال آینده بحرانی دربگیرد که باعث از میان رفتن برجام شود. من به هیچ وجه مطمئن نیستم که سال آینده این موقع سرجایش باشد اما چیزهای از این غریب‌تری هم قبلا اتفاق افتاده‌اند.

    وقتی صحبت از سیاست‌های ترامپ نسبت به ایران یا خاورمیانه می‌شود با چه روبرو هستیم؟ ایشان اصلا سیاست یا استراتژی مشخصی دارد؟ یا به حرف مشاورین متفاوت گوش می‌کند؟ مثلا آیا از اساس طرفدار سعودی‌ها است؟

    • اتفاقا همین الان دارم سند سیاست امنیت ملی‌اش را می‌خوانم که همین را بفهمم! به نظرم چهارچوب استراتژیکش بر بنیان سه مفهوم است. اول این‌که آمریکا در زمان اوباما برخورد مناسبی با متحدین سنتی خود نداشته. برای همین است که می‌خواهد رابطه بهتری با نتانیاهو و سعودی‌ها و دیگران داشته باشد. از این نظر می‌خواهد نظرات و نگرانی‌هایشان را جدی بگیرد. دوم، او مشاورین بسیاری دارد که تجربه اصلی‌شان در خاورمیانه در تخاصم‌های افغانستان و عراق بوده و نقش دولت ایران هر هیچ یک از این دو از زاویه آمریکا مثبت نبوده. در نتیجه دارد به حرف کسانی گوش می‌دهد که کارهای ایران را از نزدیک دیده‌اند و دل خوشی ازشان ندارند. سوم، جهت‌گیری عمده استراتژیک او این است که با دشمن باید مثل دشمن برخورد کرد. اگر به طرقی مختلف با کشورهایی مثل ایران مخالف هستیم باید به تمام طرق مخالف‌شان باشیم. نوعی نگاه سیاه و سفید به امور است. به نظرم این نگاه باعث می‌شود توافق ایران را بالکل بی‌ارزش بداند. این‌را اضافه کنید به حرف‌های مشاورینش و حرف‌های نتانیاهو و محمد بن سلمان و چشم‌انداز غریزی سیاه و سفید خودش و می‌بینیم جای تعجبی نیست که حاضر شده استراتژی‌ای داشته باشد که در آن ایران در مرکز تمام امور شر منطقه است. در نتیجه هر کاری ایران می‌کند بد تلقی می‌شود و هر کاری در مقابلش انجام دهیم هم خوب است. این چارچوب کلی رویکرد استراتژیک ترامپ است.

    پس آیا می‌شود گفت شاهد بازگشت نومحافظه‌کاران عصر مثل بوش یعنی چهره‌هایی مثل جان بولتون هستیم؟‌ چون گرایش ضددخالت‌جویی هم در کارزار انتخاباتی ترامپ حاضر بود و بخشی از طرفداران راست‌گرای او هم همین را می‌خواهند. آیا این دو گرایش در تناقضند؟

    • حزب جمهوری‌خواه آمریکا سنتا سه چشم‌انداز در سیاست خارجی دارد که در تصادم با یکدیگر هستند. یک گروه انزواگرایان افراطی هستند که حرف‌شان این است که «اصلا ما چرا در هیچ کجای دنیا حاضر باشیم؟ ما باید همین‌جا در کشور خودمان باشیم و بس.» دومی، نگاه غالب است که می‌گوید ما باید نسبت به تمام متحدین و شرکایما‌ن خیلی نزدیک باشیم و بهشان کمک کنیم. یعنی اساس کار این‌ها مدیریت اتحاد با کشورها است. سومی، نومحافظه‌کاران هستند که می‌گوید آمریکا باید بی‌توجه به دوستان و متحدین خود دست به گسترش دموکراسی بزند و چشم‌انداز کلان آمریکا این است. در دولت جورج دبلیو بوش به روشنی بین جمهوری‌خواهان جریان غالب که خواستشان «همکاری با کشورهای متحد» بود و نومحافظه‌کاران تصادم وجود داشت. اما میزان این تصادم اصلا به پای این دولت نمی‌رسید. چون این دو گرایش نزدیک به هم هستند و به کلی مجزا از یکدیگر نیستند. به نظرم در دولت ترامپ دقیقا دو گرایش متضاد با یکدیگر وجود دارند. به نظرم او خودش را انزواگرا می‌داند، یعنی اصلا نمی‌فهمد نیروهای آمریکا چرا باید در خارج از مرزها حاضر باشند. اصولا قدر چندانی برای مسائل بین‌المللی قائل نیست و برای همین اصلا نمی‌فهمد ما چرا در صحنه جهانی حاضریم اما در ضمن گرایش قوی نومحافظه‌کاری در بعضی از مهم‌ترین مشاورین او را باید در نظر گرفت، کسانی مثل نیکی هیلی که از رفتارشان برمی‌آید که رویکردی نومحافظه‌کارانه دارند. آن چهره‌هایی که در این دولت اصلا حضور ندارند چهره‌های جریان غالب هستند. در نتیجه ترامپ زیگزاگی عمل می‌کند و گاهی اوقات از روز به روز موضعش عوض می‌شود. یک روز موضعی تهاجمی دارد که مثلا هر کاری لازم هست انجام می‌دهیم تا دنیا جای بهتری شود. بعد روز بعد جوری عمل می‌کند که انگار دارد می‌پرسد اصلا ما چرا در هیچ کجای دنیا حاضر هستیم؟ به نظرم او قادر به حل این تنش نخواهد بود، چون در تفکر خودش و بعضی متفکرین کلیدی‌اش شکافی ماهوی وجود دارد.

    زوج های سینمایی ایران

    | No Comments

    Hossein_Bastani.jpgحسین ذوالفقاری دبیرشورای امنیت کشور، امروز سرفصل‌های گزارشی را اعلام کرده که به گفته او، بر مبنای "بررسی‌های همه جانبه دستگاه‌های مختلف عضو جامعه امنیتی-انتظامی ایران" در مورد اعتراضات دی ماه تهیه شده است. این گزارش، که از سوی وزارت کشور به رئیس جمهور داده شده، حاوی مجموعه آماری است که به دلایل مشخص، گمراه کننده به نظر می‌رسند.

    این مقام امنیتی، از جمله گفته است: "۵۹ درصد افراد بررسی شده از شرکت کنندگان در تجمعات دارای تحصیلات زیر دیپلم و دیپلم، ۲۶ درصد نامعلوم، ۱۴ درصد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و یک درصد با مدارک بالاتر بودند. همچنین ۸۴ درصد افراد زیر ۳۵ سال سن داشته و فاقد سابقه امنیتی بودند. "

    پیش از هر چیز، تعریف مجموعه‌ای تحت عنوان افراد "دارای تحصیلات زیر دیپلم و دیپلم" برای شرکت کنندگان در تجمعات اعتراضی، سردرگم کننده خواهد بود. به این علت که دانش آموزان مدارس و دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه‌ها -که آخرین مدرک تحصیلی آنها هنوز دیپلم است- نیز، در چنین گروهی طبقه بندی می‌شوند.

    eterazat_dokhtar.jpgروز سه شنبه ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸ دیداری بین مهرداد درویش پور و مریم ابراهیمی از سوی "جمعیت دفاع از مبارزات مردم ایران" با آگنس یولین مسئول مسائل مربوط به ایران در بخش خاورمیانه و شمال آفریقا وزارت امورخارجه سوئد صورت گرفت.


    در این دیدار هیئت نمایندگی، ضمن اشاره به تظاهرات ۶ ژانویه در استکهلم و دیگر شهرها و نامه صد نفر از چهره‌های هنری و فرهنگی ایرانی تبار مقیم سوئد درحمایت از مبارزات مردم ایران و سرکوب آن توسط حکومت که نسخه‌ای ازآن برای وزارت امور خارجه سوئد ارسال شده بود، نگرانی خود را از دستگیری‌های گسترده اخیر و شکنجه آنان و دیگر زندانیان سیاسی بیان کردند. آنان با اشاره به موارد مشکوک مرگ برخی از این زندانیان نظیر سیما قنبری جوان ۲۲ ساله و برخی دیگر که با خوراندن قرص به آنها موجب مرگ‌شان شده و بی اطلاعی از سرنوشت "دختر خیابانی انقلاب" که حجاب خود را در حین تظاهرات برداشته بود، از امکان سر به نیست کردن دستگیر شدگان باقی مانده در زندان و وضعیت نابسامان سایر زندانیان سیاسی ابراز نگرانی کردند. آنان خواهان اعمال فشار دولت سوئد برای آزادی دستگیر شدگان و ارسال هیئتی بین المللی مستقل برای رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی ایران شدند. دیدارکنندگان ضمن تاکید بر مخالفت‌شان با هر نوع زمینه سازی برای حمله نظامی به ایران، خواستار آن شدند سوئد با تشویق اتحادیه اروپا و سازمان ملل، فشار سیاسی و دیپلماتیک برای متوقف کردن سرکوب‌ها توسط جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهند. آنان همچنین خواستار آن شدند سوئد با احضار سفیر ایران به وزارت امورخارجه سوئد به گونه‌ای جدی تر مخالفت خود با سرکوب تظاهرات و اعتراضات مردم ایران را بیان کند. علاوه برآن هیئت دیدارکننده بر ضرورت واکنش شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و نقش مبتکرانه‌ای که سوئد می‌تواند در این زمینه ایفا کند تاکید کردند.



    Ahmadinejad_Friends.jpgایران اینترناشنال ـ هفت نفر از یاران احمدی نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران، ‌ با ارسال نامه‌ای به وزیر کشور، ‌ خواستار برگزاری تجمع اعتراضی نسبت به برخی «روندهای جاری در ایران و انتقاد از شرایط بد اقتصادی» شد‌ه‌اند.

    این نامه خطاب به عبدالرضا رحمانی، ‌ وزیر کشور ایران روز چهارشنبه ۴بهمن در سایت دولت بهار، (سایت وابسته به محمود احمدی نژاد) منتشر شده است.

    در متن این نامه ضمن اشاره به تجمعات اعتراضی دی ماه سال‌جاری در تهران و سایر شهرهای ایران آمده است: «طی ماه‌های اخیر جمع کثیری از مردم در مناطق مختلف در اعتراض به برخی سیاست‌ها، رفتارها و شرایط بد اقتصادی و نحوه مدیریت بخش‌های گوناگون کشور، اقدام به تجمع و راهپیمایی کردند که در مجموع از سوی مدیران سازمان‌های مخاطب و همچنین نهادهای امنیتی با پاسخ و برخورد مناسبی مواجه نشدند.»

    Zendan.jpgما زنان ـ بر اساس گزارش‌هایی که از زندان‌های مخوف سراسر ایران به گوش می‌رسد، بازجویان و شکنجه‌گران ماشین امنیتی رژیم در محل استقرار خود در سیاهچال‌ها، با وارد آوردن فشار و شکنجه کردن دستگیرشدگانی که هیچ‌گونه دسترسی به وکیل‌مدافع ندارند، در حال سناریوسازی ابراز ندامت از سوی بازداشت‌شدگان جنبش اعتراضی توده‌ها هستند و تاکنون مرگ سینا قنبری در تهران، محسن عادلی در دزفول، وحید حیدری و شهاب ابطحی زاده در اراک، حسین قادری ، کیانوش زندی، سارو قهرمانی ، محمد نصیری در زنجان، علی پولادی در چالوس و چند نفر دیگر با عناوینی چون خودکشی یا زیاده‌روی در مصرف مواد مخدر و یا مرگ در حین درگیری مسلحانه در رسانه‌های رسمی و یا فضای مجازی مطرح شده‌اند.

    در پی تظاهرات مردم جان به لب رسیده دیماه ۹۶ در بیش از ۷۰ شهر ایران، ۲۵ نفر در خیابان‌ها به ضرب گلوله ماموران رژیم کشته و هزاران نفر دستگیر و به شکنجه کاههای مخوف رژیم در سراسر ایران تحویل داده شده اند. تعداد واقعی و رسمی بازداشت شدگان هیچ گاه از طرف مقامات رسمی قضایی رژیم اعلام نشد، اما در برخی از مطبوعات رسمی ایران از ۳۷۰۰ نفر(به نقل از محمود صادقی نماینده مجلس) تا ۴۰۰۰ نفر نام برده می‌شود که توسط ارگان‌های متعدد رژیم در سراسر ایران بازداشت شده‌اند . طبق اخبارغیررسمی که به بیرون درز کرده است، تلاش شبانه روزی ماموران شکنجه رژیم برای درهم شکستن روحیه زندانیان به اشکال مختلف ادامه دارد تا به قول مقامات غائله را هرچه زودتر «جمع» کرده باشند.

    arthurwagner_012318.jpgیورونیوز، حزب «آلترناتیو برای آلمان» در برنامه خود ضمن هشدار نسبت به «خطر اسلامگرایی» در آلمان خواستار کنترل بیشتر مرزهای این کشور شده است.

    حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» روز سه شنبه ضمن تائید گرویدن یکی از اعضای خود به دین اسلام از کناره گیری او از کمیته اجرایی حزب خبر داد.

    به گفته دانیل فریسه، سخنگوی حزب «آلترناتیو برای آلمان» آرتور واگنر، یکی از اعضای سرشناس این حزب در ایالت براندنبورگ از روز ۱۱ ژانویه (۲۱ دی) از کمیته اجرایی این حزب استعفاء داده است. وی علت کناره گیری آرتور واگنر را «دلایل شخصی» اعلام کرد.

    دانیل فریسه افزود که حزب متبوعش مشکلی با کناره گیری آرتور واگنر ندارد. او در عین حال تاکید کرد که برنامه این حزب افراطگرا علاوه بر مسیحیان و همجنسگرایان تامین کننده منافع مسلمانان نیز هست.

    alternative-for-deutschland555.jpg

    آرتور واگنر که اصلتی روسی دارد از سال ۲۰۱۵ میلادی تاکنون از نمایندگان ارشد حزب «آلترناتیو برای آلمان» در ایالت براندنبورگ محسوب می شد. وی عضو کمیته ایالتی حزب برای رسیدگی به مسائل کلیساها و اجتماعات مذهبی بود.

    او پیش از عضویت در حزب اسلام ستیز «آلترناتیو برای آلمان» به فعالیت در حزب دموکرات مسیحی به رهبری آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان مشغول بود. آرتور واگنر تاکنون شخصا واکنشی به گزارشهای منتشر شده در مورد گرویدن او به اسلام نشان نداده است.

    حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» در جریان انتخابات سراسری ماه سپتامبر سال ۲۰۱۷ (شهریور ماه) ضمن کسب آرای قابل توجه به سومین حزب بزرگ در بوندستاگ (پارلمان آلمان) تبدیل شد. این در حالی است که راست افراطی آلمان از زمان جنگ جهانی دوم موفق به راهیابی به پارلمان فدرال نشده بود.

    حزب «آلترناتیو برای آلمان» در برنامه خود ضمن هشدار نسبت به «خطر اسلامگرایی» خواستار کنترل بیشتر مرزهای آلمان شده است.

    oboor_012318.jpgدویچه وله - اعتراض‌های دی‌ماه در شهرهای ایران عجالتا فروکش کرده اما همچنان بحث روز رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و محافل سیاسی است. اعتراض‌های ماه گذشته سومین رخداد در ۲۰ سال اخیر است که طی آن معترضان کلیت نظام سیاسی را زیر سوال بردند.

    عبور از این و آن سال‌هاست که بخشی از بحث‌های ایرانیان در حوزه سیاست شده؛ "عبور از روحانی"، "عبور از اصلاح‌طلبان"، "عبور از خاتمی"، "عبور از جمهوری اسلامی". هر یک از این مفاهیم در شرایط مشخص سیاسی معنای خاص خود را داشته و دارد.

    مفهوم "عبور" برای نخستین بار در سال ۱۳۷۸ و در میانه نخستین دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی مطرح شد؛ وقتی که اعتراض دانشجویان به بسته‌شدن روزنامه "سلام" در تیرماه آن سال با حمله بی‌رحمانه نیروهای امنیتی و انصار حزب‌الله به کوی دانشگاه در امیرآباد تهران مواجه شد.

    با وجود آن که بسیاری از دانشجویان معترض حاضر در ناآرامی‌های تیر ماه ۷۸ هوادار دولت خاتمی بودند، اما آن روزها بسیاری از آنان حاضر نبودند به سخنان یاران و مشاوران خاتمی گوش فرا دهند. "عبور از خاتمی" برای نخستین بار در جریان همین ناآرامی‌ها زمزمه شد.

    "عبور از روحانی" تازه است و برای اولین بار در مشهد و در تظاهراتی مطرح شد که آغازگر اعتراض‌های موج‌وار در دهها شهر کشور بود. تظاهرات مشهد که گفته می‌شود طرفداران علم‌الهدی و رئیسی سازمانگران آن بودند، ظاهرا هدفش عبور از حسن روحانی و شعارش "مرگ بر روحانی" بود، اما به‌سرعت و در همان نخستین ساعات، به "عبور از نظام" فرا رویید و شعارهای معترضان، راس هرم قدرت در ایران را نشانه گرفت.

    بعد از اعتراض‌های دی‌ماه امسال "عبور از اصلاح‌طلبان" نیز در مباحث سیاسی ایرانیان جای ویژه‌ای را به خود اختصاص داد. کلید این بحث‌ها را شعار "اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تموم شد ماجرا" زد که در جریان اعتراض‌های دی‌ماه در برخی شهرها داده شد. به‌ویژه آنکه بسیاری از "اصلاح‌طلبان"، حتی آنها که تا پیش از موج اعتراض‌های اخیر از موقعیت و محبوبیتی خاص در میان مردم برخوردار بودند، با برخی شعارهای معترضان که از نظر آنها براندازانه بود، همدلی نشان ندادند.

    بحث "عبور از اصلاح‌طلبان" هم‌چنان ادامه دارد و تقریبا یکی از موضوع‌های ثابت مناظره‌ها و گفت‌وگوها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. این بحث‌ها به تازگی با سخنرانی اخیر محمد خاتمی در جمع اعضای انجمن مدرسین دانشگاهها اوج تازه‌ای پیدا کرد. این سخنرانی خاتمی در حقیقت ارزیابی و تحلیل او از ریشه‌ها و عوامل به‌وجود آورنده اعتراض‌های اخیر در کشور بود.

    خاتمی در سخنرانی خود گفت که منشا اعتراض‌ها "بروز نارضایتی و بروز نوعی بی‌اعتمادی جامعه به حاکمان و جریاناتی است که در نظام هستند اعم از اصلاح‌طلبان و دیگران". اما او در عین‌حال گفت: «جوانانی که حتی شعارهای تند و ساختارشکنانه می‌دادند، برانداز نبودند. اینها اعتراض داشتند؛ "آشغال" و "آشوب‌طلب" نبودند بلکه جوانانی بودند که احساساتشان غلبه کرده...»

    این سخنان خاتمی با واکنش منفی کاربران در شبکه توییتر مواجه شد. هزاران توییت با هشتگ "#براندازم" در توییتر منتشر شد که در آنها از این سخنان خاتمی انتقاد شده بود. در برخی گزارش‌ها گفته می‌شد که در کمتر از ۲۴ ساعت نزدیک به ۳۰ هزار توییت با این هشتگ در توییتر منتشر شد.

    Soal_Question.jpgنوشته پیش رو نقد مختصری است به مقاله «#براندازم، و حمله بی‌سابقه به خاتمی؛ پایان اصلاح‌طلبی حکومتی؟» به قلم آقای جمشید برزگر که در سایت بی‌بی‌سی فارسی منتشر شده است. مقاله‌ی مورد اشاره به طور خلاصه با توجه به واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی با «#براندازم» به سخنان اخیر آقای خاتمی که حساب معترضین را از برانداز‌ها جدا کرده بود، و همچنین شعارهای مورد استفاده در اعتراضات اخیر همچون «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا»، پیش بینی می‌کند که تسلط آقای خاتمی و مشی اصلاح‌طبانه او در گفتمان سیاسی ایران رو به پایان است.

    این نوشته در پی پاسخ به این سوال است که آیا تحلیل ارائه شده در مقاله مورد اشاره به لحاظ آماری دقیق است یا خیر؟ پاسخ این پرسش به طور خلاصه منفی است. در ادامه چرایی این پاسخ را توضیح خواهیم داد.

    paresh.jpgهر مخلوقی از بدو پدیداری آن تا بلوغ و شکوفایی، مسیر و زمانی را طی می‌نماید؛ هرچند این پدیده و موجود، ممکن است گاهی بر اثر جهش، فاقد تراز زمان و مکان معین بوده و از فاکتور میانبرهای مثبت برخوردار باشد و بالعکس، همین جنین مورد نظر ممکن است به دلایل درونی و یا بیرونی سقط شود که این بخش از پروسه مد نظر ما نمی‌باشد.

    اگر مدل حکومت‌ها را همچون موجودی زنده و پویا به حساب آوریم که در علوم سیاسی و اجتماعی این یک اصل پذیرفته شده است و مدل‌های سیاسی را نیز در این قالب بریزیم، متوجه این سیر تکاملی در آنها خواهیم شد؛ همچنان که شاهد هستیم سیستم حکومت‌ها تا به امروز مراحل گوناگونی را سپری کرده‌اند و بشر آرمانگرا ناگزیر از سیر این فرایند بوده و خواهد بود؛ اما نکته‌ی بسیار با اهمیت در مباحث حکومت و حاکمیت که نباید از آن غافل ماند این است که هیچگاه فاکتورها و مولفه‌های داخلی محض، نسخه‌ای نخواهند بود تا با اتکاء به آن نوعی از حکومت را برای یک سرزمین تجویز و تاسیس نمود، بلکه فضای پیرامونی و محیطی نیز یک متغیر تاثیر گذار است که چاره‌ای جز دخیل کردن آن در معادلات داخلی نخواهیم داشت!

    Sepah_dourbin.jpgرادیو زمانه ـ یاسین آل‌نعمه - نظامیان بیش از ۲ دهه است که بازیگر اصلی اقتصاد ایران به شمار می‌آیند. سپاه پاسداران و شرکت‌های متعدد و زنجیره‌ای که در هم تنیده‌اند، نیروی انتظامی و بنگاه‌هایی که هم تجارت می‌کنند و هم بانکداری و ارتش که البته هنوز سهم کمتری دارد، در کنار بنیادهای حکومتی بیشترین سهم از اقتصاد ایران را دارند: ۴۰ تا ۶۰ درصد.

    بنگاهداری نظامیان در دو دهه گذشته محل اختلاف جناح‌های درون قدرت جمهوری اسلامی بوده و همچنان هست. حسن روحانی در نخستین دور تبلیغات ریاست جمهوری‌اش وعده کرد که از حجم فعالیت اقتصادی نظامیان بکاهد. وعده‌ای که نه تنها تحقق نیافت که به فربه‌تر شدن نظامیان انجامید.

    حالا اما وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در شرایطی که روحانی و دولتش از مواضع پیشین کامل عقب نشسته و فرمانبرداری محض پیشه کرده، می‌گوید که نظامیان به فرمان رهبر جمهوری اسلامی از اقتصاد بیرون خواهند رفت. او وعده کرده است که ارتش تاپایان سال ۱۳۹۷ از اقتصاد بیرون برود.

    اقدامی که شعف گروهی را برانگیخته و «فرمان خروج» را گامی مثبت و اصلاح‌طلبانه می‌خوانند و معتقدند که حضورشان در انتخابات اردیبهشت ۹۶ حداقل یک دستاورد داشته است.

    Saeid_Hajarian.jpgسعید حجاریان ـ اعتماد ـ در یک نگاه اجمالی و با تکیه بر داده‌های موجود، می‌توان ریشه وقایع دی‌ماه سال جاری را در دو مقوله «سیاست» و «معیشت» جست. در این اعتراضات، چندین شعار به گوش رسید. گروهی دغدغه‌های اقتصادی‌ و معیشتی‌شان را مطرح کردند، گروهی اصلاح‌طلبان را خطاب قرار دادند، گروهی دیگر خواستار برکناری روحانی بودند و گروهی مجموعه حاکمیت را زیر سوال بردند و دست آخر بعضی، از بازگشت سلطنت سخن گفتند.

    بخش نخست یادداشت حاضر را به بررسی ریشه‌ها و تبعات گزاره «عبور از روحانی» اختصاص داده و در بخش دوم تا حد امکان نحوه مواجهه با این اعتراضات را تشریح خواهم کرد.

    دولت یازدهم زمینی سوخته‌ و مجموعه‌ای از بدهی‌های انباشته را از دولت پیش از خود به ارث برد. این ارثیه نامیمون، به همراه مطالبات هشت‌ساله (۹۲-۸۴) مردم و شعارهای مطرح شده در انتخابات سال ۹۲ به انتظارات مردم دامن زد و در نتیجه بر شدت فشارها بر دولت افزوده شد. ریشه مشکلات فعلی را لزوما نباید در عملکرد و نگرش دولت روحانی جست؛ یعنی اگر رقیب وی نیز به پاستور می‌رفت، چنین وضعیتی خواه‌ناخواه حادث می‌شد چرا که احمدی‌نژاد درآمد بادآورده کشور (از فروش نفت) را به نام عدالت، هزینه کرد و یک گام در جهت توسعه کشور بر نداشت.

    - از بست نشینی و افشاگری و ویدیو‏های پی‎درپی اعتراضی تا سکوت مطلق و غیبت طولانی!
    - سکوت او به این دلیل نیست که محصور شده بلکه اطرافیان‎اش می‎گویند سالم است و هیچ محدودیتی ندارد.
    - رییس دولت‌های نهم و دهم در نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام حاضر شد.
    - اصلاح‏‌طلبان و سپاه به او مشکوک‎اند و متهم‎اش می‎کنند که سر و صداها زیر سر اوست.
    - شایعه شده، بخشی از هواداران احمدی‌نژاد در میان ری‏‌استارتی‎ها هستند که نه نظام را قبول دارند و نه اپوزیسیون دمکرات را و مردم را تشویق به درگیری و خشونت و انتقام‌جویی می‌کنند.

    ***

    AN22_012318.jpgسه روز پس از اظهارات تند علی خامنه‎ای رهبر جمهوری اسلامی ایران علیه محمود احمدی‌نژاد رییس دولت‌های نهم و دهم، نخستین شعله اعتراضات سراسری علیه حکومت و شرایط اقتصادی و اجتماعی موجود از مشهد که جمهوری اسلامی آن را در کنار شهر قم یکی از پایگاه‌های معنوی خود می‌داند آغاز شد.

    هسته‌های اصلی این تجمع مال‏باختگانِ موسسات مالی و اعتباری ورشکسته و همچنین بازنشستگان و بیکاران بودند، اما با پیوستن گروه‌های دیگر جامعه به آنها تظاهرات در سراسر ایران گسترش یافت و شعارهای ضدخامنه‎ای و ضدحکومت و به گفته جمهوری اسلامی «ساختارشکنانه» با صدای بلند فریاد زده شد. این تظاهرات اگرچه با دخالت نیرو‌های امنیتی و انتظامی به شدت سرکوب شد اما در بیش از ۹۰ شهر ایران مردم به خیابان‌ها رفته و نارضایتی عمیق خود را به نمایش گذاشتند.

    و اما رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، ششم دی‌ماه، در تهران رو به احمدی‎نژاد گفته بود، نمی‌شود که انسان یک دهه همه‌کاره کشور باشد، بعد در دهه بعدی تبدیل شود به «مخالف‌خوانِ» کشور.

    وی همچنین تاکید کرد این کسانی که کشور در اختیارشان هست یا بوده، دیگر حق ندارند علیه کشور حرف بزنند، اینها باید پاسخگو باشند.

    این سخنان هشداردهنده به نورچشم سابق «رهبر» و رییس دو دوره قوه‌ مجریه جمهوری اسلامی ایران در حالی از سوی بزرگترین حامی او بیان شد که محمود احمدی‌نژاد و تیم او پیش از آن انتقادات بسیار تندی علیه قوه قضائیه و براداران لاریجانی مطرح کرده و نه تنها آنها را فاسد خواندند بلکه خواستار محاکمه‎شان در یک دادگاه صالح شدند.

    پیش از این، در آبان ۹۶ احمدی‎نژاد در یک سخنرانی گفته بود «هر کسی در هر مقام و منصبی که باشد، اگر ملت او را نخواهد، او غاصب است... هر اقدامی انجام دهد، تخلف است. هر تصرفی در بیت‌المال انجام دهد، بعدا باید پاسخگو باشد.»

    جدال لفظی بین احمدی‎نژادی‎ها و حکومت حتی به درگیری و تهدید بین هواداران آنها هم رسید. اما سردی روابط خامنه‎ای و احمدی‎نژاد ریشه در دوره دوم ریاست جمهوری او (اواسط دولت دهم) دارد که بعدا ظاهرا به شدت تیره و تار شد و کار به آنجا رسید که خامنه‎ای به صراحت احمدی‎نژاد را از حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ منع کرد؛ ولی احمدی‎نژاد بی‌اعتنا به توصیه‌ی خامنه‌ای ثبت نام کرد و در نهایت شورای نگهبان صلاحیت او را که دو دوره در رأس قوه مجریه قرار داشت و شخص دوم مملکت بود، رد کرد.

    dollar_012318.jpgهنوز دلاری بین صرافی‌ها توزیع نشده است

    به گزارش خبرنگار ایلنا، در حال حاضر عرضه دلار بانکی متوقف شده است.

    یکی از صرافان به خبرنگار ایلنا، از عرضه احتمالی دلار بانکی از ساعت ۱۵ خبر داد و گفت : در صورت توزیع دلار به صرافان، عرضه دلار بانکی از سر گرفته می‌شود.

    وی گفت: علیرغم وعده به صرافان هنوز دلاری به صرافی‌ها عرضه نشده است.

    این صراف ادامه داد: به دلیل اتمام موجودی عرضه دلار را متوقف کرده‌ایم.

    قیمت دلار در بازار آزاد، ۴ هزار و ۶۰۰ تومان عنوان می‌شود.

    Abbas_Abdi_370.jpgاعتماد ـ اگر بخواهیم در میان نهادهای موجود کشور یکی را مهم‌تر از سایر نهادها معرفی کنیم، به نظرم باید میان دستگاه قضایی و شورای نگهبان یکی را بر دیگری ترجیح دهیم. اهمیت این دو نهاد، حتی قابل مقایسه با مجلس و دولت نیز نیست. در این یادداشت، فعلا شورای نگهبان را ترجیح می‌دهیم؛ شورایی که باید مظهر یک فرهنگ حقوقی و فقهی بالا باشد. شورایی که باید تصمیمات و نظرات آن در بالاترین سطوح فقهی و حقوقی شناخته شود. منظور از بالا بودن این جایگاه، فقط وجه قانونی آن نیست، بلکه وجه واقعی آن است که باید هم‌شأن و متناسب با وجه قانونی آن باشد. برای نمونه هنگامی که می‌گوییم یک نفر مرجع تقلید است، این امر بدان معناست که همه اهل فن درباره لغت به لغت فتاوای این مرجع تقلید فکر و اظهارنظر و دقت می‌کنند. ادبیات یک مرجع تقلید از یک روحانی متوسط متفاوت است. فتاوای او و ادبیات فتوا باید خالی از تعلقات سیاسی و مادی باشد. قضات هم در چنین جایگاهی هستند. برای نمونه ممکن است افراد عادی در توصیف بعضی افراد از کلمه اراذل و اوباش استفاده کنند، ولی هیچ حقوقدان و قاضی معتبری از این لحن سود نمی‌جوید، چون بار معنایی حقوقی ندارد. این فقط یک برچسب است که علیه دیگران زده می‌شود و تبعات خاصی دارد که یک قاضی نمی‌تواند آن را به کار برد. ادبیات قضات بسیار پاکیزه و دارای بار معنایی حقوقی و دقیق است. به دور از سیاست است. ادبیات یک مرجع تقلید نیز چنین است و نیز ادبیات شورای نگهبان باید از هر نظر شسته و رفته و به دور از کلمات غیرحقوقی و برچسب‌زنی باشد.

    hasan_Rouhani_2.jpgاعتماد ـ آرزو فرشید ـ بر سر شاخ نشسته و بن می‌برند. همان‌هایی که ساز «عبور از روحانی» را کوک کرده و به فردای بعد از او نمی‌اندیشند. بدون در نظر گرفتن شرایط و محدودیت‌های موجود، مطالبات برحق اما بر زمین مانده را پتک کرده و بر سر دولت و حامیان اصلاح‌طلبش می‌کوبند. حال آنکه اگر رقیب هم راهی پاستور می‌شد، معلوم نبود از این بهتر عمل کند. «عبور از روحانی» آتشی است که هم اصلاح‌طلبان پشیمان بر آن هیزم می‌ریزند و هم اصولگرایان تندرو. تندروهای اصولگرا گمان می‌کنند که عبور از روحانی به منزله عبور از اصلاح‌طلبی و نهایتا بازگشت به دامن آنهاست. برخی به ظاهر اصلاح‌طلب نیز تصور می‌کنند با خالی کردن پشت رییس‌جمهور و انتقاد از او فضا را برای حضور پرقدرت‌تر در انتخابات آتی مهیا می‌کنند. از همین رو است که شاهدیم برخی به اسحاق جهانگیری پیشنهاد خروج از دولت می‌دهند تا چهار سال پیش‌رو را صرف بیان نظرات خود کند و در صورت کاندیداتوری در ۱۴۰۰ به چوب ناکامی‌های روحانی رانده نشود. بازندگان انتخابات ۹۶ که گویی در اردیبهشت ماه متوقف شده و با همان رویکرد تبلیغاتی سفر می‌روند و سخنرانی می‌کنند نیز در خیال جذب رای‌هایی هستند که از سبد روحانی می‌ریزد. هیچ یک از دو گروه مذکور اما به آخر و عاقبت این عبور کردن‌ها فکر نمی‌کنند. نه یادشان مانده حاصل «عبور از خاتمی» چه بود و نه تندروهای اصولگرا دست از خوش‌خیالی برداشته و با شنیدن شعارهای ساختارشکنانه اعتراضات اخیر به خود می‌آیند.

    Mahtab_Karamati.jpgشرق ـ معصومه تاجیک، قهرمان ایرانی موی‌تای جهان به‌عنوان سفیر ورزشی-گردشگری کشور تایلند در ایران انتخاب شد. دیروز در جریان یازدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته تهران تفاهم‌نامه‌ای بین معصومه تاجیک و سفارت تایلند امضا شد. در این مراسم که سفیر تایلند در ایران، معاون خاورمیانه نهاد گردشگری تایلند، مهتاب کرامتی و الهه منصوریان، قهرمان ایرانی ووشوی جهان هم حضور داشتند، درباره اهداف این تفاهم‌نامه توضیح داده شد. معرفی تاجیک به‌عنوان سفیر ورزشی تایلند در راستای حمایت از ورزش موی‌تای که ورزش اصیل تایلندی است و همچنین حمایت از ورزش بانوان و مسئولیت اجتماعی (csr) صورت گرفت. گروه فیلم مستند صفرتاسکو که قصه زندگی خواهران منصوریان، قهرمانان ووشوی جهان بود و اخیرا اکران بسیار موفقی داشت، به‌عنوان حامیان معنوی معصومه تاجیک در این مراسم حضور داشتند.لزوم حمایت از ورزش زنان هدف اصلی برگزارکنندگان این مراسم بود. قرار است به‌زودی رکوردهای معصومه تاجیک ۲۸ساله در گینس ثبت شود. کالایانا ویپاتی پومی پراتس، سفیر تایلند در ایران در گفت‌وگوی کوتاهی با «شرق» درباره اهداف گردشگری برگزاری چنین مراسمی گفت: «در حقیقت هدف کشور تایلند از شرکت در چنین مراسمی ارتباط بیشتر مردم تایلند و ایران با همدیگر و شناساندن تایلند و زیبایی این کشور به مردم ایران است. ما خیلی خوشحالیم که تایلندی‌های زیادی در حال سفر به ایران‌اند. در آن‌سو هم طبق اعلام مقامات ایرانی در سال ۲۰۱۷ تایلند مقصد اول گردشگری ایرانی‌ها بوده است». از گروه فیلم صفر تا سکو مهتاب کرامتی، سحر مصیبی، الهه منصوریان، و شیدا آبا در مراسم حاضر بودند.



    Mahmoud_Vaezi.jpgایسنا - رئیس دفتر رئیس‌جمهور روز گذشته در حاشیه جلسه هیئت‌دولت، درباره دستور مقام معظم رهبری به ستاد کل نیروهای مسلح مبنی بر خروج ارتش و سپاه از فعالیت‌های اقتصادی و تأکیدات رئیس‌جمهوری در‌این‌باره گفت: «موضوع واگذاری فعالیت‌های اقتصادی، تصمیمی است که آقای رئیس‌جمهور بر آن مصمم هستند و فقط به نیروهای مسلح محدود نمی‌شود. رئیس‌جمهوری در‌این‌باره دستوراتی را به بنیاد شهید، سازمان تأمین اجتماعی و بانک‌ها داده‌اند و اعتقاد دارند دولت تا جایی که می‌تواند باید از تصدی‌گری خود کاهش دهد تا در آینده تصدی‌گری دولت در حوزه اقتصادی به صفر برسد».

    محمود واعظی افزود: «در مقابل باید تلاش کنیم که از بخش خصوصی واقعی حمایت کنیم. در این راستا، آنچه در کشور در حال انجام است، مربوط به همه اعضای دولت است و فقط برای نیروهای مسلح نیست».

    او همچنین درباره اظهارات وزیر خارجه آمریکا مبنی بر تشکیل کارگروهی مشترک میان اروپا و آمریکا برای بررسی اعمال تعدیل‌هایی در برجام، عنوان کرد: «موضع نظام، دولت و وزارت خارجه در ارتباط با برجام موضعی یکسان است و از نظر ما مذاکرات برجام تمام شده و تحت هیچ شرایط و عنوانی دوباره انجام نخواهد شد».

    Rashidpour_Rouhani.jpgاعتماد ـ علیرضا بهداد، نرگس رسولی - سخنان دوشنبه شب رییس‌جمهور درباره مسائل مختلف کشور، در حوزه اقتصاد، آنگونه که باید انتظار اقتصاددانان و فعالان اقتصادی را برآورده نکرد و سبب شد تا برخی از آنان در گفت‌وگو با «اعتماد» به بیان نقدهای خود در این خصوص بپردازند.

    به باور این دسته از اقتصاددانان، انتظار بر آن بود تا رییس‌جمهور با توجه به تغییرات عمیق در بودجه ۹۷، تبعات مصوب نشدن بودجه مد نظر خود در کمیسیون تلفیق را شرح دهد، از اصلاح قیمت‌ها سخن بگوید و به این موضوع اشاره کند که اقتصاد ایران در چه درجه‌ای از چالش‌ها قرار گرفته و اگر اصلاحات عمیق در آن اجرا نشود، آحاد اقتصادی با چه ضرر و زیان‌هایی مواجه خواهند شد.

    شاید بهتر بود تا رییس‌جمهور از بودجه‌ای که با دستان خود به مجلس تقدیم کرده جانانه دفاع می‌کرد و با شرح دلایل اقتصادی افزایش قیمت‌ سوخت در بودجه ۹۶، مسوولیت افزایش قیمت حامل‌های انرژی را بر عهده می‌گرفت و بیصدا از کنار آن نمی‌گذشت.

    از کیفیت سوالات این‌گونه بر می‌آمد که حسن روحانی نمی‌خواهد درباره اصلاحات اقتصادی و واقعی‌سازی قیمت‌ها سخن بگوید و افکار عمومی را از خود برنجاند ولی در مقابل هم نتوانست با توضیحاتی که درباره سرنوشت سپرده‌گذاران و بازار ارز داد دل آنان را به دست آورد.

    اما آخرین سوال مجری از رییس‌جمهور که تحت تاثیر خبرهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی بود، حسن روحانی را به جایی رساند که جلوی چشم میلیون‌ها بیننده اعتراف کند، توجیه قانع‌کننده‌ای برای بالا بردن تعرفه واردات خودروهای هیبریدی ندارد. اینکه خودروهای وارد شده هیبریدی واقعی نبوده‌اند.

    روی دیگر این سوال قول مجری از رییس‌جمهور بود. وقتی که او از روحانی پرسید آیا تعرفه واردات خودروهای هیبریدی واقعی را کم خواهد کرد، رییس‌جمهور به جای آنکه سازوکارهای موجود واردات را بیان کند، به سرعت پاسخ مثبت داد تا واردکنندگان خودرو از این پس با برچسب «هیبریدی واقعی» وارد بازار شوند.

    یک فقیری اگر دزدی بکند نامش می‌شود «سرقت»، ثروتمندی اگر دزدی بکند نامش می‌شود «اختلاس» که پرونده‌اش در دست بررسی است».

    العربیه - یک مادر بزرگ روس، نتوانست شکست نوه‌اش را در کشتی فرنگی مشاهده کند و پس از اینکه نزدیک بود ضربه فنی شود، با ورود به تشک بازی، یک ضربه محکم بر سر حریف نوه‌اش وارد کرد.

    به گزارش شبکه عرب‎زبان روس "روسیا الیوم"، در این مسابقه محلی که «غوراش» نامیده می‌شود، مادر بزرگ که ظاهرا از داوری بازی هم ناراضی بود، با ورود به تشک، مسابقه را به جنجال کشاند.

    ویدیویی که در یوتیوپ و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، نشان می‌دهد که پیرزن در طول بازی، به داوران این مسابقه اعتراض می‌کرد.

    مسابقه دو گشتی‌گیر که در منطقه روستوک روسیه برگزار می‌شد، به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه نوه پیرزن که لباس آبی به تن داشت، به زمین افتاد و در حالیکه از سوی حریفش، ضربه فنی می‌شد، ناگهان پیرزن وارد میدان شد و ضربه محکمی را به سر حریف نوه‌اش وارد کرد.

    موشک کروز برد بلند قدیر برای اولین بار توسط یگان‌های شناور نیروی دریایی ارتش در دومین روز از رزمایش مشترک محمد رسول الله(ص) در دریای عمان شلیک شد.

    به گزارش خبرگزاری مهر، در دومین روز از مرحله اصلی رزمایش مشترک محمد رسول الله (ص) ارتش جمهوری اسلامی ایران، یگان‌های شناور نیروی دریایی ارتش با موفقیت توانستند با شلیک یک فروند موشک کروز برد بلند قدیر، شناور دشمن فرضی را در فاصله دور و در عمق دریا منهدم کنند.

    2696783.jpgموشک کروز برد بلند قدیر که برای اولین بار است، توسط یگان های شناور نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران تست عملیاتی می‌شود، یک موشک پیشرفته با قابلیت آماده سازی سریع، ارتفاع پروازی پایین، ضد جنگ الکترونیک،برخورداری از نقطه چرخش و دقت بالای ناوبری است که جزء موشک های پیشرفته و به روز ضد سطحی به شمار می رود.

    یکی از مهمترین ویژگی‌های موشک کروز قدیر، انهدام دقیق اهداف و قدرت تخریب بالاست که این ویژگی امروز در رزمایش مشترک محمد رسول الله(ص) ارتش با موفقیت مورد ارزیابی قرار گرفت.

    در ادامه یگان موشکی نیروی دریایی ارتش، با شلیک یک فروند موشک کروز نصرساحل پایه ارتقاء یافته با دقت بالای نشانه گیری و هدف یابی دقیق نسبت به انهدام هدف از پیش تعیین شده اقدام کرد.

    cat_012518.jpgبی بی سی - یک دادگاه فدرال در کالیفرنیا به گربه‌ای که به دلیل قیافه اخمویش در شبکه‌های اجتماعی معروف شده ۷۱۰ هزار دلار (۵۰۰ هزار پوند) پرداخت کرده است. دادگاه این حکم را پس از رسیدگی به پرونده کپی رایتی که این گربه در آن دخیل بوده، صادر کرد.

    شرکت موسوم به "گربه اخمو" از صاحبان کمپانی تولید قهوه گرنید در آمریکا به دلیل سوء‌استفاده از توافقی که مربوط به استفاده از عکس‌های این گربه بود، شکایت کرد.

    براساس این توافق کمپانی گرنید تنها حق استفاده از عکس این گربه را برای فروش نوشیدنی به اسم "گرامپوچینو" داشته، اما این کمپانی سایر محصولات از جمله تی شرت و نوعی قهوه را هم تحت نام این گربه فروخته بود.

    gorbehakhmoo1.jpg

    اسم واقعی این گربه تاردار سوس است. انتشار عکس‌هایی از این گربه در سال ۲۰۱۲ در اینترنت به دلیل قیافه اخمو و بداخلاقش با واکنش‌های زیادی همراه شد.

    گفته شده که این گربه اخمو در یکی از جلسات دادگاه حضور داشته است.

    این گربه ۶ ساله یک شرکت به نام خودش دارد و محصولاتی از جمله لباس، تقویم و اسباب بازی با تصاویر او تولید می شود.

    او سفرهای زیادی به کشو‌ر‌های جهان داشته و در برنامه‌های تلویزیونی حضور پیدا کرده است.

    gorbehakhmoo2.jpg

    MohammadJafar_Montazeri.jpgخبرگزاری صداوسیما - دادستان کل کشور از دادستان‌ها خواست از مدیران ذیربط بخواهند دوتابعیتی‌ها را معرفی کنند تا برخورد شود.

    حجت الاسلام و المسلمین محمدجعفر منتظری در گردهمایی رؤسای کل دادگستری‌ها، دادستان‌ها، معاونان اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم و معاونان راهبردی دادگستری‌های سراسر کشور تاکید کرد: وقتی یک کشور به یک نفر تابعیت مضاعف می‌دهد مشخص است که امیدی دارد تا او را به عنوان عامل نفوذی خود انتخاب کند و رئیس یکی از بانک‌ها که دو تابعیتی بود، خیانت کرد و به دامن کانادا رفت.

    دادستان کل کشور خاطرنشان کرد: انتظار داریم وقتی گفته می‌شود صد و چندنفر دو تابعیتی وجود دارد باید بررسی شود، همه مسئولان حساس شوند و ذره بین به دست گرفته و با وسواس مسئله را پیگیری کنند.

    Ahmad_Janati.jpgایسنا ـ رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: در مورد اقتصاد، گرفتاری‌های مان کم نیست. یکی مسائل بانکی است که بانک‌ها خود منشاء فساد شده‌اند. خیلی‌ها پیش از این نسبت به این موضوع هشدار دادند، اما گوش ندادند و مجبور شدند برخی از این بانک‌های قلابی را تعطیل کنند و پول مردم را هم تمام و کمال ندادند و در آن مانده‌اند.

    به گزارش ایسنا، آیت‌الله احمد جنتی صبح امروز طی سخنانی در سومین جلسه مشترک هیئت رئیسه مجلس خبرگان با کمیسیون‌های این مجلس با تبریک فرا رسیدن میلاد حضرت زینب (س) و در پیش رو بودن دهه فجر اظهار کرد: جامعه طلبگی و اعضای مجلس خبرگان در سطح عالی قرار دارند و اگر رعایت احکام اسلام را آنطور که باید و شاید نکنند پسندیده نیست؛ چرا که مسئولیت آنان بیشتر است.

    gheysar_012518.jpgبی بی سی - پلیس در ایالت ویرجینیای آمریکا ویدیوی تعقیب و گریز خودروی یک ایرانی-‌آمریکایی به نام بیژن قیصر را منتشر کرده که در نهایت به کشته شدن او منجر شد.

    ویدیو نشان می‌دهد که پلیس پارک‌های آمریکا - که یک نهاد فدرال است - عصر دوشنبه ۲۷ نوامبر ۲۰۱۷ (حدود دو ماه پیش) دو بار خودروی جیپ آقای قیصر، ۲۵ ساله، را در کنار جاده متوقف می‌کند ولی او ناگهان از صحنه می‌گریزد.

    دفعه سوم که خودرو در یک ناحیه مسکونی مجبور به توقف می‌شود، مامور پلیس از خودروی خود پیاده می‌شود و در شرایطی که به نظر می‌رسد شیشه در طرف راننده خودروی آقای قیصر پایین نیست و فعل و انفعالی بین او و ماموران رخ نمی‌دهد، به سمت راننده شلیک می‌کند.

    همچنین به نظر می‌رسد وقتی خودروی جیپ قدری به جلو حرکت کرد، ماموران پنج گلوله اول را شلیک می‌کنند.

    این ویدیو با دوربین نصب شده در خودروی پلیس محلی فرفاکس ویرجینیا ضبط شده که در صحنه حضور داشتند. ویدیو نشان می‌دهد که هر بار خودرو قدری حرکت می‌کند ماموران چند تیر دیگر شلیک می‌کنند. در نهایت جیپ آقای قیصر در حاشیه خیابان به حالت نیمه واژگون متوقف شد.

    وکیل خانواده قیصر به روزنامه واشنگتن پست گفته مدارک پزشکی نشان می‌دهد که چهار گلوله به ناحیه سر و یک گلوله به مچ اصابت کرده است.

    خانواده قیصر روز چهارشنبه (۲۴ ژانویه) با صدور بیانیه‌ای از تصمیم پلیس فیرفاکس ویرجینیا برای انتشار این ویدیو قدردانی کرد.

    در بیانیه آمده است: "این ویدیوی آزاردهنده، قتل بی‌دلیل یک مرد جوان توسط افرادی را نشان می‌دهد که مسئول حفظ ایمنی عمومی هستند."

    بیانیه می‌افزاید: "هیچ کس ابدا در معرض آسیب نبود تا این که دو مامور پارک‌های آمریکا چند بار به بیژن قیصر تیراندازی کردند، در حالی که بدون اسلحه در جیپ خود نشسته بود."

    خیلی نگران هستم. به‌ویژه آنکه می‌بینیم بسیاری از تندروهای داخلی و خارجی علیه برجام با یکدیگر همراه شده‌اند. هدف ترامپ و تندروهای داخلی هم تنها بلااثر کردن موضوع برجام است.

    ***

    nabavi_012318.jpgروزنامه وقایع اتفاقیه با بهزاد نبوی مصاحبه ای انجام داده است. بخشهایی از اظهارات او را می خوانید:

    * خیلی نگران هستم. به‌ویژه آنکه می‌بینیم بسیاری از تندروهای داخلی و خارجی علیه برجام با یکدیگر همراه شده‌اند. هدف ترامپ و تندروهای داخلی هم تنها بلااثر کردن موضوع برجام است.

    *در شرایط فعلی، اوضاع اقتصادی خوبی نداریم. لایحه بودجه‌ پیشنهادی دولت به مجلس کسری قابل‌توجهی داشت که در صورت تصویب تغییرات پیشنهادی کمیسیون تلفیق، این کسری بیشتر هم می‌شود.

    *شرایط امروز در مواردی نامناسب‌تر از اواخر جنگ است، حتی با دوره میانی دهه هفتاد نیز قابل قیاس نیست، اگرچه درآمد ارزی کشور در آن ایام حدود هفت میلیارد دلار بود اما میزان واردات در دولت هشتم، بسیار محدود بود و این واردات در دولت‌های نهم و دهم بر‌اساس سیاست «آوردن درآمد نفت بر سر سفره‌های مردم!» و با استفاده از درآمدهای افسانه‌ای نفت به حدود ۷۰‌میلیارد دلار در سال رسید.

    *من در زندان، ضد انقلاب ،یعنی ضد همه انقلاب‌ها شدم! از انقلاب فرانسه تا بهار عربی. از نگاه من انقلاب‌ها مشکلات اساسی دارند. مهم‌ترین مشکل آنها این است که با تفکر انقلابی، ساختار موجود کشور را نابود می‌کنند و به‌دلیل بی‌تجربگی در ایجاد ساختار جدید دچار مشکلات اساسی می‌شوند. خود ما هم در ابتدای انقلاب تجربه نداشتیم و طبعا در اداره کشور دچار مشکلات اساسی بودیم. اجرایی‌ترین فرد در میان ما مرحوم مهدی بازرگان بود که تصور می‌کنم مهم‌ترین سمت اجرایی‌اش ریاست سازمان آب تهران در زمان مرحوم محمد مصدق بود. به این نتیجه رسیدم که در عصر حاضر برای ما و همه ملت‌ها و کشورها، تنها راه، اصلاحات است. گفتمان اصلاح‌طلبی تعطیل‌بردار نیست. در هیچ کجای دنیا، امروز دیگر انقلاب مقبولیتی ندارد.

    * در سال ۹۲ در زندان وقتی روحانی به ریاست‌جمهوری برگزیده شد، نامه‌ای برای ایشان نوشتم و ضمن تبریک انتخاب‌شان، تاکید کردم که ما در حال تحمل حبس‌مان هستیم و مشکلی هم نداریم. انتظارمان از شما حل مسائل سیاست خارجی و به تبع آن، مسائل اقتصادی است. واقعیت این است که من از همان موقع معتقد بودم که اگر روحانی در زمینه حل‌کردن این مسائل توفیق پیدا کند، در سایر زمینه‌ها هم قدرت بیشتری خواهد داشت.

    *سه راه برای تغییر وضع موجود به وضع مطلوب متصور است: انقلاب، دخالت خارجی و اصلاحات. دو مورد اول را هم خودمان و هم سایر کشورهای دنیا تجربه کرده‌ایم. در سراسر جهان جز داعش به انقلاب فکر نمی‌کند، حتی القاعده هم دیگر کمتر به اقدامات انقلابی دست می‌زند. این نظر من پیرمرد نیست که رمق انقلاب ندارم و ممکن است محافظه‌کار شده باشم، بلکه حتی جوانان هم دیگر اعتقاد و انگیزه انقلاب را مثل دوره جوانی ما ندارند. دخالت خارجی هم دیگر یک راه‌حل شکست‌خورده است که مثال بارز آن را در افغانستان، عراق، یمن و سوریه می‌بینیم. دخالت آمریکا در عراق و افغانستان را دیدیم چه نتیجه‌ای در پی داشت؟ حالا این کشورها چه دارند؟ یمن و سوریه هم در آتش جنگ داخلی می‌سوزند؛ بنابراین دو راه مذکور را امروز همه مردود می‌دانند و دنبال آن نیستند. تنها راهی که می‌ماند همین اصلاحات است که از دوم خرداد ۷۶ در کشور ما مطرح شد.

    *من شنیده‌ام که تقریبا در کل کشور در حدود ۶۰‌شهر و جمعا حدود ۶۰‌ تا ۱۰۰‌هزار نفر به خیابان‌ها آمده بودند. این آمار نشان می‌دهد که این اعتراضات آن‌چنان وسیع نبوده است و به‌همین علت، هم نسبتا زود فروکش کرد. ضمنا به‌نظر می‌رسد که ناآرامی‌های اخیر، در کوتاه‌مدت دستاوردهای مطلوبی هم برای مخالفان دولت داشت. به‌عنوان مثال، فضای مجازی تا اندازه‌ای محدود و موضع‌گیری‌ها علیه اصلاح‌طلبان در فضای مجازی بسیار تند شد. به‌ویژه آنکه تلاش ویژه‌ای کردند تا شخص آقای خاتمی را هم تخریب کنند.

    * این جو درمیان‌مدت بعید می‌دانم که استمرار پیدا کند. بالاخره گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، به‌ویژه در خارج از کشور از این شرایط و به‌ویژه حملات به اصلاح‌طلبان و میانه‌روها که برای اولین‌بار آنها در ۱۳۷۶ از دوم خرداد به‌عنوان «فتنه خاتمی» نام بردند، ذوق‌زده شده بودند. چندی قبل از این ناآرامی‌ها، جمعی در فضای مجازی و به نام اصلاح‌طلب هیاهوی «پشیمانی از رای به روحانی» را مطرح کردند که مورد استقبال مخالفان ائتلاف اعتدال، میانه‌روی و اطلاح‌طلبی هم قرار‌گرفت، شبیه موج «عبور از خاتمی» که اواخر دوره دوم ریاست‌جمهوری او مطرح شد. شاید برخی با حسن‌نیت تصور کنند با این «اعلام پشیمانی» خرج خود را از روحانی جدا می‌کنند. حال آنکه امکان جدایی این خرج برای اصلاح‌طلبان وجود ندارد. به‌فرض شکست دولت، اصلاح‌طلبان هم شکست خواهند خورد. اصلاح‌طلبان باید تمام تلاش‌شان را کنند تا روحانی موفق شود. تنها کاری هم که در دولت دوم روحانی همگی‌ باید برای تحققش تلاش کنیم جلب سرمایه‌های خارجی است. همان‌طور که می‌دانید ما برای اینکه اشتغال را در وضع فعلی حفظ کنیم، باید چند سال پیاپی، سالانه ۶۰‌میلیارد دلار سرمایه‌گذاری داشته باشیم. این درحالی است که از سال ۹۲ تاکنون هر سال کمتر از پنج میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در کشور عملا تحقق یافته است».

    Sadegh_Zibakalam.jpg

    پوک و سطحی بود

    انتخاب ـ صادق زیباکلام نسبت به گفتگوی تلویزیونی دیشب روحانی با مردم واکنش نشان داد.

    زیباکلام در توئیتی نوشت: ایکاش آقای روحانی متوجه میشدند که هربار که با مردم صحبت میکنند بخش دیگری از ۲۴میلیون رای‌شان را از دست میدهند. ایکاش ایشان میتوانستند متوجه شوند که وقتی بجای پرداختن به مشکلات و مسائل جدی و واقعی جامعه به سئوال و جوابهای تصنعی، پوک و سطحی میپردازند در حقیقت به شعور مردم توهین میکنند.

    ***

    موج انتقاد از سخنان رئیس جمهور

    بی بی سی - گفتگوی تلویزیونی یک ساعته حسن روحانی که دیشب از دو شبکه سراسری صدا و سیمای ایران، شبکه یک و شبکه خبر، پخش شد، واکنش کاربران را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت. واکنش‌هایی عموما انتقادی که از شکل مصاحبه و پرسشگری رضا رشیدپور، مجری تلویزیونی تا پاسخ‌ها و نکته‌های روحانی را در بر می‌گیرد.

    دو هشتگ #روحانی و #رشیدپور از دیشب تا لحظه نگارش این گزارش بیش از ۱۲ هزار بار در توییتر استفاده شده است. شبکه‌ای اجتماعی که فیلترینگ آن، موضوع پرسش و پاسخ این گفتگو هم بود.

    حسام‌الدین آشنا، مشاور رسانه‌ای حسن روحانی، در یک نظرسنجی توییتری عملکرد رئیس‌جمهور ایران در مصاحبه را به رای گذاشته است. از حدود بیش از شش هزار و ۵۰۰ نفری که در این رای‌گیری شرکت کرده‌اند، ۸۳ درصد گزینه ضعیف را انتخاب کرده‌اند. نتایجی بسیار نزدیک به نظرسنجی مشابه پایگاه خبری جماران از "میزان موفقیت رئیس‌جمهور در پاسخگویی به دغدغه‌های مردم" که از حدود پنج هزار نفری که در این رای‌گیری شرکت کرده‌اند، ۷۸ درصد گزینه ضعیف را انتخاب کرده‌اند.

    _99715529_ashna111.jpg_99715533_img_2041.jpg

    منتقدان گفتگوی تلویزیونی چه می‌گویند؟

    یکی از اصلی‌ترین انتقادها، اشاره نکردن به اعتراضات اخیر و موضوع کشته‌ها و دستگیرشده‌ها بود. مساله‌ای که مجری به آن اشاره‌ای نکرد و روحانی در خلال سخنانش با اشاره‌ای گذرا، به مجاز بودن "اعتراض مردم در خیابان در چارچوب قانون" از آن عبور کرد.

    اما عیسی سحرخیز، فعال سیاسی پس از اشاره به مغفول ماندن این موضوع در گفتگو تلویزیونی توییت کرده است:

    shahrkhizRJinterview11.jpg

    ستاره گفت‌وگو "مجری" بود

    وبسایت "فرارو" در یادداشتی درباره گفت‌وگوی تلویزیونی حسن روحانی به انتخاب یک ستاره به عنوان مجری (رضا رشیدپور) اشاره کرده و نوشته است: «احتمالا برنامه‌ریزان گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس جمهور با انتخاب یک ستاره به عنوان مجری آن تلاش می‌کردند که بر جذابیت‌های آن بیافزایند تا خشکی و عدم انعطاف گفت‌وگوی‌های پیشین را نداشته باشد.»

    اما به اعتقاد نویسنده یادداشت، از این نکته غافل شده‌اند که ممکن است به جای رئیس جمهور این مجری سرشناس به ستاره گفت‌وگوی تلویزیونی بدل شود. اتفاقی که عملا شب گذشته رخ داد؛ حالا اگر برنامه‌ریزان گفت‌وگو شب گذشته به دنبال تبدیل کردن روحانی به ستاره آن بودند باید گفت در این رابطه شکست خوردند، اما اگر صرفا به دنبال افزایش مخاطب بودند، به هدف خود رسیدند.

    گفت‌وگو "مهندسی‌شده" بود

    نویسنده یادداشت مزبور در ادامه مدعی است که گفت‌وگوی شب گذشته حسن روحانی مهندسی‌شده بوده است: «مشخص بود که به مجری برنامه حداقل در مواردی خطوط قرمز داده شده است. آنجا این مسئله روشن شد که رشیدپور هیچ سوال جدی درباره مهمترین اتفاق پس از آغاز دولت دوازدهم از رئیس جمهور نپرسید. این نقطه ضعف مهم مصاحبه روحانی بود.»

    نویسنده این یادداشت می‌گوید: «اگر این گفت‌وگو مهندسی نشده بود قاعدتا باید مجری از رئیس جمهور با صراحت بسیار بیشتری درباره اعتراضات و ناآرامی‌های اخیر سئوال می‌کرد.»

    اما هستند کسانی که نوک انتقادها را به سمت دیگر گفتگو ببرند. عزت‌الله ضرغامی، رئیس پیشین صدا و سیما در کانال تلگرامش نوشته: " نتیجه بازی دیشب چیزی از ارزش‌های رضا رشیدپور کم نکرد! سخنان "تکراری"! کلیشه ای و غیر متفاوت رئیس جمهور باعث شد تا همه قضاوت ها به سمت مجری برود و این خوب نیست!"

    بخش نسبتا مفصلی از گفتگوی تلویزیونی روحانی درباره بحران ریزگردها در جنوب ایران و آلودگی هوا در شهرهای بزرگ بود. جایی که روحانی با توضیح طرح آبرسانی به هورالعظیم و ارائه طرح اشتغالزای «جایگزینی خودرو فرسوده» تاکید کرد مقابله با این معضل‌ها "زمانبر است و احتیاج به پول دارد".

    اعترافی که به مذاق عده‌ای از شهروندان که با مساله ریزگردها دست به گریبانند چندان خوش نیامد که "بالاخره کِی؟"

    این اتفاق در مورد موضوع دلار هم افتاد. روحانی با اشاره به نقش نداشتن دولت در بالا رفتن قیمت ارز، از تامین بودن منابع ارزی دولت خبر داد و گفت: "هیچ مشکلی در واردات و صادرات نداریم." اما بعضی از کاربران می‌پرسند چرا روحانی اشاره‌ای نکرد که بالاخره دلیل رکوردشکنی قیمت دلار در روزهای اخیر چیست؟

    سخنان روحانی درباره پروژه مسکن مهر و تعبیر "قوطی‌هایی که در مناطق دور افتاده ساخته شده‌اند" خشم عده‌ای از کاربران نزدیک به جریان اصولگرایی را برانگیخته است و حسن روحانی را متهم به برخورد اشرافی و از بالا به پایین با ساکنان این خانه‌ها کرده‌اند.

    گفتگوی شب گذشته رضا رشیدپور و حسن روحانی:

    Mohammadali_Abtahi.jpgاعتماد ـ ۱- روحانی سوال مربوط به سانچی را متفاوت جواب داد. تاکید روحانی بر اینکه کشتی نفتکش در اختیار وزارت کار بوده و از این مساله به کوچک کردن بنگاه‌های اقتصادی گریز زد جالب بود اما بخش مربوط به خانواده‌های آسیب‌دیده در این حادثه رسمی بود.
    ۲- در مورد زلزله رشید‌پور سوال خوبی را مطرح کرد و جواب روحانی التیام‌بخش بود. با این حال کاش به بحث مشکلات حفاظتی در کنار مرز اشاره بیشتری می‌کرد. نسبت به بافت فرسوده و تخصیص مجانی زمین و ساختمان ادعای بزرگی کرد که بعید است این در توان دولت باشد و احتمالا از مواردی است که بعد از کلنگ زدن جامعه مدنی باید در این مورد پرسشگر باشد.

    Mahmoud_Sadeghi.jpg

    خاتمی گفت باید مرز فعالیت‌های اصلاح‌طلبی را با برخی جریان‌ها مشخص کنیم

    ایلنا ـ دبیرکل انجمن مدرسین دانشگاه‌ها گفت: در دیدار با خاتمی تاکید داشتیم که اگرچه اصلاح‌طلبان هم‌اکنون در مصدر امور نیستند اما به لحاظ پشتیبانی‌ که آقای خاتمی از روحانی داشت الان انتظار از آقای خاتمی این است که با بیان نقدهایی که به آقای روحانی وجود دارد و به نوعی به دولت تذکر دهند.

    محمود صادقی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایلنا با اشاره به دیدار اخیر اعضای شورای مرکزی انجمن مدرسین دانشگاه‌ها با سید محمد خاتمی عنوان کرد: این دیدار پیرو کنگره انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه که در دوم آذر برگزار شد و انتخاب اعضای جدید شورای مرکزی این تشکل ترتیب داده شد. در این دیدار گزارشی از کنگره و برنامه‌های آینده انجمن به آقای خاتمی ارائه شد. طبق قانون جدید احزاب اعضای شورای مرکزی در این دوره از ۱۵ نفر به ۲۱ نفر رسید که چهار نفر آنها را خانم‌ها تشکیل می‌دهند.

    Mostafa_Tajzadeh.jpgبنام خدا

    دوست عزیز و قدیمی
    جناب آقای محسن مخملباف

    با سلام و احترام
    نامه ۱۰ ژانویه ۲۰۱۸ جناب‌عالی را بدقت خواندم. از اینکه باوجود دوری از وطن همچنان اخبار و حوادث ایران را دنبال می‌کنید خوشحالم، اگر چه برخی مواضع شما متاسف و نگرانم کرد، بویژه فراز پایانی نامه که "حمله خارجی" یا "انقلاب خشونت‌بار" را سرنوشت گریزناپذیر کشور می‌خوانید و درعین حال به من انتقاد می‌کنید که چرا خطر سوریه شدن ایران را جدی می‌دانم!؟ مگر تهدیدی مهیب‌تر از جنگ و آشوب داریم؟ سوریه با بیست و اندی میلیون جمعیت تاکنون چند صد هزار کشته و مجروح، میلیون‌ها آواره و میلیاردها دلار خسارت داده و هنوز معلوم نیست کی به ثبات می‌رسد و امنیت گذشته خود را باز می‌یابد! ایران با ۸۰ میلیون جمعیت چه هزینه‌ای باید بپردازد، اگر گرفتار جنگ و آشوب شود؟
    روشن بگویم. "سوریزاسیون" از نظر من همین است که شما سرنوشت شوم ایران و ایرانی می‌خوانید؛ بروز خشونت‌های داخلی و دخالت‌های خارجی. ایران اگر گرفتار یکی از آن دو شود، وقوع دیگری به نظر من قطعی است. به این ترتیب اولین اختلاف ما به تحلیل و پیشگویی مطلقا بدبینانه شما برمی‌گردد که جنگ یا خشونت انقلابی را تقدیر مسلم و اجتناب‌ناپذیر ایران می‌بینید و هم‌زمان اصلاحات و خاتمی را که می‌توانند نقش استثنایی در جلوگیری از وقوع هر دو ایفا کنند، زیر ضرب گرفته‌اید. من برعکس شما همچنان به رشد آگاهی‌های عمومی و نیز مواجهه عقلانی حکومت با مسائل، بویژه بعد از اجتماعات اعتراضی اخیر امیدوارم و اینکه هنوز می‌توان از بهم خوردن اوضاع، آشفتگی امور و درگیری مردم با مردم جلوگیری کرد.
    اما قبل از نقد پیش‌بینی شما درباره آینده کشور اجازه می‌خواهم چند نکته درباره سه کشوری که نام برده‌اید، یادآور شوم.
    ۱. چرا شما از حمله امریکا و متحدینش به افغانستان دفاع می‌کنید ولی «مخالف حمله خارجی به ایران هستید» و تاکید دارید که «حمله دولت‌های خارجی را به قصد کمک به دموکراسی در ایران نمی دانید»؟ مگر افغانستان طالبانی و جمهوری اسلامی چه تفاوتی دارند که اشغال یکی را لازم و آزادی‌بخش می‌خوانید ولی با حمله نظامی به دیگری مخالفت می‌کنید؟ پاسخ شما هرچه باشد، به این معناست که معتقدید دخالت نظامی خارجی در ایران وضع میهن و مردم را بهبود نخواهد بخشید بلکه بدتر خواهد کرد.

    Ali_Motahari.jpg

    علی مطهری به حسین شریعتمداری: چرا کیهان به آزادی و حقوق بشر نمی‌پردازد؟

    انتخاب - علی مطهری، نایب رییس مجلس در پاسخ به یکی از مطالب روزنامه کیهان نوشت: درست نیست که تا دولتی به حقوق ملت توجه کرد و به آزادی‌های انسانی احترام گزارد، دائم از معیشت مردم که همیشه می‌توان نقصی در آن یافت بگوئیم و وقتی دولتی همسوی خودمان روی کار آمد معیشت را فراموش کنیم.

    به گزارش «انتخاب»، متن پاسخ مطهری به روزنامه کیهان به شرح زیر است:

    Kourosh_Golnam.jpgهوشنگ امیر احمدی را بیشتر بشناسیم

    نگاهی کوتاه به مقاله امیر احمدی و "نقشه راه" ِ او


    آنچه در ایران رُخ داد، با شتابی شگفت انگیز ردپای خود را نه تنها در ایران که در بیرون از مرزهای ایران نیز نهاده و خواهد نهاد. در باره خیزش گسترده مردم که برای نخستین بار همه "خطِ قرمزهای" حکومت را در هم شکست، در زمانِ کوتاهی که از آن گذشته، فراوان نوشته شده است ولی به فرصت طلبانی که تا دیروز به هر دری زدند تا جایی در حکومت به آنان داده شود و با همه التماس‌ها، تملق گویی‌ها و لابی گری‌ها، به جایی نرسیدند، ولی مطلبی نوشته نشده و یا نگارنده ندیده است. من در این نوشته کوشش کرده‌ام به یکی از این فرصت طلبان که به قول خودش "به چوب دو سر طلا مبدل شده" یعنی با همه خوش رقصی‌ها، امروز نه اصلاح طلبان حکومتی و نه اصول گرایان اهمیتی به او نمی‌دهند و اینک حتا در نقش "نجات دهنده" پا به میدان نهاده، پرداخته‌ام.


    دستپاچگی فرصت طلبانِ بد نام


    هوشنگ امیر احمدی یکی از این فرصت طلبانِ بد نامی است که به شتاب دست بکار شده است و برای مردم بپا خواسته ایران، در مقاله‌ای به درازای پیشینه خوش رقصی‌ها و همکاری‌هایش با حکومت اسلامی، در نقش آموزگارِ دلسوز و مشگل گشا نمایان شده است (۱). ایشان خیال می‌کند مردم پیشینه او، لابی گری برای حکومت، مجیز گویی از "آقا" و (با پوزش از خوانندگان) حتا از ابلهی چون احمدی نژاد، نامه نویسی به جنتی، دلسوزی جانانه برای سپاه پاسداران جنایت پیشه و... را فراموش کرده‌اند! شگفت است که در مقاله‌ای که سر هم بندی کرده است، گذشته از این که در"نقشه راهِ " خود برای حل مشکل به علی خامنه‌ای که "مشکل ساز اصلیِ" مردم است رو کرده و او را تنها کسی دانسته که راه حل مسئله را در دست دارد؛ نیز کوشش کرده است که حکومت را با قدرت و صلابت بنمایاند. این در حالی است که تنی چند از آخوندها به خامنه‌ای و بی کفایتی او تاخته‌اند و یکی از آن‌ها حتا او را آخوند درجه سه و چهار نامیده است.
    فرازهایی از دُر افشانی‌های "استاد" در مقاله‌اش:
    " ازطرف دیگر، نیروهایی در داخل و خارج از کشور هستند که به کمتر از براندازی کامل نظام اسلامی رضایت نمی‌دهند. آنها هم دراشتباه هستند. جمهوری اسلامی ایران، نظامی کماکان قدرتمند است و طرفداران بسیار و پر صلابتی دارد. درگیری با چنین نظامی که ایدئولوژیک هم هست حتی اگر خارجی‌ها هم در طرف براندازان باشند بسیار مشکل خواهد بود. "
    این "طرفداران بسیار و پُر صلابت" کجا هستند و کی هستند؟ آیا نیروهای سرکویگر در درون و مزدوران حکومت چون حزب الله لبنان در برون مرز هستندکه اگر پولی که از کیسه ملت دزدیده شده و به آنان پرداخت می‌شود؛ بریده شود، چون برف در برابر خورشید، ذوب و آب می‌شوند؟ چاقو کش‌ها و چماق به دست‌ها هستند که به فرمان رهبر دستشان به خون مردم آغشته است؟ این‌ها را می‌گویند" طرفدارانِ بسیار و پُر صلابت؟! " این‌ها برای کسی چون جنابعالی که با این اوباش حشر و نشر داشته، اندک آسیبی ندیده و در جای گرم و نرم خود نشسته است، پُر صلابتند نه برای مردم گرفتاری که زیر سایه رهبری حکیمانه "آقا"، امروز در کشوری ثروتمند، نیازمند نان شب شده‌اند.

    Mohammad_Jafari.jpgدر ابتدا، این نکته را لازم میدانم خاطر نشان کنم: بسیاری در تحلیلهای خود از خلاف قانون اساسی و یا قانونهای مصوب مجلس شورای اسلامی، عمل کردن هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای و دور زدن این قوانین سخن میگویند و مینویسند که به جای خود، درست و بجاست است و وجاهت دارد. اما مهمتر از همه، هم در نظر و هم در عمل، عقیده نداشتن آقای خمینی به هیچ قاعده و قانونی بود. او جز قانون قدرت و آنچه که خود بمثابه تجسم قدرت میخواست را قانون میکرد و همان را نیز مرتب تغییر میداد. نمونه‌ها به اندازه‌ای زیاد است که امروز هر آدم بی طرف و با انصافی بخواهد در آن تشکیک کند، آب در هاون می‌کوبد. بنا براین کسانی که در پی رسیدن به آزادی، دموکراسی، حقوق مداری، عدالت و رشد هستند، یکی از مهمترین کارشان باید نقد روش و منش آقای خمینی و حاصل آناست که رهبری خامنهای و وضعیت امروز کشوراست. البته در این نقد به نکات مثبت وی هم باید پرداخته شود. مگر نشنیدیم وقتی آقای خمینی قدرت را قبضه کرد، گفت: «اگر سی و پنج ملیون بگویند آری، من می‌گویم نه!؟» و یا «اگر ملت موافقت کند، من مخالفت میکنم»؟. مگر مجلس به او ننوشت که نقض قانون اساسی از سوی شما از حد گذشت و مگر پاسخ نداد بعلت جنگ بود و از این پس به قانون اساسی عمل میشود و مگر پس از آن، به نقض قانون ادامه نداد و دم از ولایت مطلقه فقیه نزد؟ هنوز متوجه نشدهایم که آقای خمینی به هیچ قانونی پایبند نبود؟ یا باز وقتی گفت: «حفظ حکومت اوجب واجبات است» و یا برای حفظ دین باید، «جاسوسی کرد، مشروب خورد و دروغ گفت» بازهم متوجه نشدیم که آقای خمینی به احکام دین نیز پیابند نیست؟ و یا در خرداد ۶۰ که برضد منتخب ملت ایران کودتا کرد یعنی مرحله نهایی کودتا را به انجام رساند، باز هم متوجه نشدیم آقای خمینی قدرتمداری خویش را قانون میداند؟ در آن تاریخ فقط و فقط یک آزادی خواه از اقلیت نمایندگان آزاده و پای بند قانون در مجلس، از طرف مردم درسخنرانی روشنگرایانهاش از جمله فریاد زد: بعد از این کودتا "انا لله و انا الیه راجعون" یعنی فاتحه قانون و دموکراسی و آزادی خوانده شد. آن شخصیت ایراندوست، جز زنده یاد مهندس علی اکبر معین فر، اولین وزیر نفت در حکومت موقت مهندس بازرگان و نماینده بعدی درمجلس که اخیراً چهره در نقاب خاک کشید، نبود.

    این‌ها همه یکطرف قضیه است. طرف دیگر قضیه این است: کسانی که امروز خود دم از قانون اساسی و دور زدن آن و اجرا نشدن قانون و آزادی می‌زنند، نباید بگویند وقتی رهبر انقلاب خود و حواریونش به قانون اعتناء و حتی عقیده نداشتند، چه توقعی می‌توان داشت که قانون اساسی به اجرا در آید؟ در پاریس، در همان زمان که زمان اوج انقلاب بود و آقای خمینی در نقش رهبر و سخنگوی انقلاب در انظار ملت ایران و جهان به مردم ایران وعده استقلال و همه نوع آزادی، برابری، عدالت و رشد می‌داد، که آن به «بیان انقلاب» و یا «بیان پاریس» مشهور شد، آقای دکتر یزدی (موافق جلد سوم خاطراتش) برنامه قبضه کردن قدرت، تحت نام «برنامه سیاسی راهبردی» را به آقای خمینی میداد و او با اجرای آن موافقت میکرد. یادآور میشود که این طرح تا حدود ۳۵ سال بعد از پیروزی انقلاب از دید عمومی پنهان مانده بود، و به قلم اینجانب در نقد خاطرات آقای دکتر ابراهیم یزدی، سه مقاله در اردیبهشت ۱۳۹۵ و مقاله چهارمی در آذر ۱۳۹۵، با نام «خشونت، خشونت زاست و بر خود می‌افزاید» انتشار یافت. نقد من، بدون کم و کاست، روشنائی انداختن به آن طرح بود و من از خودم چیزی در نیاورده بودم و هم اکنون هم کتاب خاطرات آقای یزدی در اختیارهمه است و میتوانند خود به قول معروف راستی آزمایی کنند. بنا برآن خاطرات ۵ نفر دیگر به جز خود دکتر یزدی، آقایان: مطهری، بهشتی، بازرگان، اشراقی (داماد آقای خمینی) و احمد آقا از آن طرح اطلاع داشته‌اند.

    Mahmoud_Delkhasteh.jpgمقدمه

    کار جامعه شناسی سیاسی، بخصوص جنبشهای اجتماعی از سطح به عمق گذر کردن است. در عین حال که امواج و تلاطمها و کف ها دریای خشمگین را ملاحظه می کند، ولی می داند که نیاز دارد برای درک بهتر دینامیسمهایی که این تلاطمها را سبب شده، به زیر سطح آب رفته و جریانهای زیر آبی این دریای طوفانی را مطالعه کند، تا از این طریق به تفسیری دست بزند و پیش بینی هایی بکند که درجه صحت آنها در حد ممکن بالا باشد. شاید آنالوژی مطالعه روانکاوانه ضمیر آگاه و ضمیر نیمه آگاه و ضمیر نا خود آگاه، در اینجا بکار بیاید، تا روش کار روشنتر قابل رویت شود.

    البته این کار از دو جهت سخت می شود:

    dualcitizens_012318.jpgدر صورت تصویب طرح اصلاح قانون تابعیت...

    ایران اینترنشنال، جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، طرح «اصلاح قانون تابعیت» را تهیه و تدوین کرده‌اند که قرار است پس از تحقیق و تفحص از دوتابعیتی‌ها، به هیات رئیسه مجلس ارائه شود و در دستور کار مجلس قرار گیرد.

    به گزارش فارس (+لینک)، نمایندگان مجلس هدف از این طرح را اتخاذ تصمیمات لازم جهت رفع خلاءهای قانونی متعدد که در حوزه مسوولان و مدیران ارشد دوتابعتی مطرح است، دانسته‌اند.

    براساس این طرح به‌‌کارگیری یا استخدام افرادی که بدون ترک تابعیت ایرانی، تابعیت سایر کشورها را کسب کرده‌اند، ممنوع بوده و مرتکب علاوه بر اجرای مقررات ماده ۹۸۹ قانون مدنی، به جزای نقدی درجه۴یا حبس درجه ۶ و استرداد تمام حقوق و مزایایی که دریافت کرده است، محکوم می‌شود.
    این طرح همچنین شامل کسانی می‌شود که در حین به کارگیری یا اشتغال، تابعیت سایر کشورها را کسب کرده‌اند، نیز می‌باشد.
    بر اساس این طرح افراد دوتابعیتی مکلفند ظرف مدت سه ماه پس از لازم‌الاجرا شدن این قانون، خدمت خود را ترک نماید. در غیر این صورت به مجازات‌های مقرر در ماده یک این قانون و استرداد تمامی حقوق و مزایایی که پس از پایان مهلت سه ماهه مذکور دریافت کرده‌اند محکوم می‌شوند.
    همچنین در این طرح افرادی که به هر دلیلی نظیر قوانین محل تولد یا ازدواج با اتباع خارجی و مانند آن بدون کسب تابعیت، تابعیت سایر کشورها به آنان تحمیل شده است یا خواهد شد و هم‌چنین افرادی که تابعیت ایرانی را کسب کرده یا می‌کنند نیز، از اشتغال به مقامات ذیل ممنوع بوده و به جزای نقدی درجه ۴ یا حبس درجه ۶ و استرداد تمام حقوق و مزایایی که دریافت کرده است، محکوم می‌شود.

    - ریاست جمهوری و معاونین و مشاورین او
    - عضویت در شورای نگهبان و ریاست قوه قضاییه و دادستانی کل
    - وزارت و معاونت وزارت و کفالت وزارت و استانداری و فرمانداری
    - نمایندگی مجلس شورای اسلامی
    - عضویت شوراهای استان و شهرستان و شهر
    - استخدام در وزارت امور خارجه و نیز احراز هر گونه پست و مأموریت سیاسی
    - قضاوت
    - عالی‌ترین رده فرماندهی در ارتش و سپاه و نیروی انتظامی
    - تصدی کلیه پست‌های حساس یا اطلاعاتی یا امنیتی.

    - بی بی سی

    تنها نقشی که احمدی نژاد در شرایط دشوار امروز می توانست برای خود متصور باشد رهبری یک انقلاب بود چون ریاست جمهوری را از وی دریغ داشته‌ بودند و رهبر کشور نیز نمی تواند باشد اما با نظریه‌ "انقلاب دائمی" در جمهوری اسلامی می توانست نقشی تازه برای خود دست و پا کند. او نمی دانست که "انقلاب" دارد از وی پیشی می گیرد

    ***

    ahmadinejad_012318.jpgسخنان احمدی نژاد در بوشهر (۷ دی ۱۳۹۶) بیانگر نقشی تازه بود که وی برای خود در دوران مابعد انتخابات ۹۶ ریاست جمهوری قائل بود. او زمانی که در بوشهر از انقلاب سخن می گفت احتمالا از شروع یک حرکت اعتراضی علیه نظام در مشهد خبر نداشت.

    او از حمله به قوه‌ قضاییه در بست نشینی شهر ری (۲۵ آبان ۱۳۹۶) آغاز کرد. بعد در جمع دانشجویان در بافق کرمان (۲۵ آذر ۱۳۹۶) و بوشهر به دولت روحانی و مجلس رسید: "اگر مردم هر صاحب منصبی در دولت، مجلس یا دستگاه قضایی را نخواهند آیا آنها حق تصرف دارند و می توانند مدیریت کنند؟" او در بوشهر به کلیت نظام نیز رسید: "نمی توانید حتی یک مدیر الهی و مردمی پیدا کنید که در برابر فقر اکثریت مردم و چپاول و سیری ناپذیری عده‌ای اندک سکوت کرده باشد و خروش انقلابی نداشته باشد." (۷ دی ۱۳۹۶) نتیجه‌ منطقی این سخن با توجه به سکوت همه مدیران و مقامات عالی رتبه‌ نظام در برابر فقر اکثریت مردم آن بود که هیچکدام الهی و مردمی نیستند.

    این سیری است که وی به طور طبیعی (بر اساس منش و شخصیتش) داشت بعد از ممانعت از نامزدی برای ریاست جمهوری و محاکمه‌‌ نزدیکانش طی می کرد. تنها نقشی که وی در شرایط دشوار امروز می توانست برای خود متصور باشد رهبری یک انقلاب بود چون ریاست جمهوری را از وی دریغ داشته‌ بودند و رهبر کشور نیز نمی تواند باشد اما با نظریه‌ "انقلاب دائمی" در جمهوری اسلامی می توانست نقشی تازه برای خود دست و پا کند. او نمی دانست که "انقلاب" دارد از وی پیشی می گیرد.

    احمدی نژاد عدم رضایت انبوه مردم از شرایط معیشتی و اقتصادی را می دید و در آستانه‌ گرانی و فلاکت بیشتر جای خالی یک رهبر برای معترضان را احساس می کرد. در شرایطی که محمد خاتمی "پشیمانی از رای به روحانی" را در قالبی کاملا محافظه کارانه و حکومتی "دسیسه" معرفی می کرد و دیگر اصلاح طلبان هر روز در پی دیدار با نهادهای حکومتی بودند تا وفاداری خود را به نظام و رهبری اثبات کنند او فضا را برای قرار گرفتن در جلوی صف ناراضیان بسیار مناسب می دید. او شامه‌ تیزی برای درک شرایط دارد. اگر چنین شامه‌ای نداشت نمی توانست حتی رفسنجانی و ناطق نوری را پشت سرگذاشته و خامنه‌ای را از همه‌ رفقای قدیم خود جدا سازد.

    خطاب‌های خامنه‌ای به وی در ششم دی ۹۶ هم تاثیری بر مواضع و سخنرانی‌های وی نگذاشت؛ او به صراحت گفت که مخالفان نظر رهبر نمی توانند بروند و بمیرند. احمدی نژاد تصور می کرد که حتی اگر تعداد بیشتری از نزدیکان وی را بازداشت یا محاکمه کنند یا خود وی را در حصر خانگی قرار دهند او در موقعیتی متفاوت با موسوی، کروبی و خاتمی قرار می گیرد: او کسی است که نظرات رهبر را آشکارا به دیوار می زند و بدون هراس از بسیجیان برای سخنرانی به شهرستان‌ها می رود.

    البته هواداران وی از جنس همان بسیجیانی هستند که چهار دهه مشغول سرکوب مردم بوده‌اند. آن سه به هیچ وجه حکومت جمهوری اسلامی را حکومت ظلم و مقامات سه قوه را غاصب معرفی نکردند. اصلاح طلبان از وفاداران به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بوده و هستند و در چارچوب نظام عمل کرده‌اند. حتی موسوی و کروبی که نتایج انتخابات ۸۸ را نپذیرفتند مبشر انقلاب علیه جمهوری اسلامی نبودند.

    ضرورت انقلاب

    احمدی نژاد اما همچنان- به ظاهر- انقلابی است. او در جمع دانشجویان می گوید: "انقلاب خیلی پدیده خوبی ست، یک هدیه الهی است. ما همواره باید در حال انقلاب و تحول به سمت کمال باشیم... بگونه‌ای رفتار می کنند که انقلاب چیز بدی بود، این جا شیاطین هم می آیند تبلیغ و طراحی می کنند که آقا انقلاب چیست بگذارید کنار، انقلاب تمام شد، خیلی خسارت داشت، بدبخت شدیم، بیچاره شدیم!... عملکرد این آقایان مشکلات درست کرده، چرا انقلاب برود؟ این آقایان بروند. آقا یعنی انقلاب با این عظمت، ملت با این عظمت برود که این آقایان بمانند! نخیر ملت هست و می ماند، شماها باید بروید، تشریفتان را ببرید." (دولت بهار ۲۵ آذر ۱۳۹۶) به نظر نمی آید که وی بخواهد از طرق عادی در انتخابات یا گفتگوی پشت پرده با خامنه‌ای و دیگر مقامات اهدافش را به پیش ببرد و باعث شود "آقایان بروند" چون راه این کارها بر وی بسته است. تنها راه بسیج عمومی و حرکت انقلابی بود.

    او به قدرتمندان حکومت نوید خشم و قهر انقلابی می داد: "ملت را نمی خواهم بگویم سیل است، نمی خواهم بگویم زلزله است، نمی خواهم بگویم طوفان است، ملت یک قدرت الهی بی نظیر و بلامنازع است و اگر این برآیند اراده ملت بر جایی متمرکز شود هر چه بر سر راه باشد از جا می کند." (۷ دی ۱۳۹۶) تنها در شرایط انقلابی است که انقلابیون "هرچه بر سر راه باشد از جا می کنند." او در این جمله کسی را استثنا نمی کرد.

    نقش رهبری

    تحلیل ادبیات احمدی نژاد در سخنرانی بوشهر نشان می دهد که وی خود را در قد و قامت رهبر یک جنبش مردمی ضد ظلم و امتیاز و تبعیض و فساد می دید، گویی در دوران هشت ساله‌ ریاست جمهوری وی فسادی در کشور رخ نداده است. تصور این بود که پس از ۵ سال از پایان دولت وی، اکنون بسیاری از شهروندانی که در سفرهای استانی عریضه نوشته و مبلغی دریافت می کردند سوابق فساد و سرکوب در دوران وی را فراموش کرده و نوستالژی بریز و بپاش دوران وی را دارند. دولت روحانی نیز بریز و بپاش دارد اما خرده ریزهای آن به روستاییان نمی رسد. احمدی نژاد در حالی به میدان آمد که بسیاری از روحانی قطع امید کرده بودند اما بلافاصله بعد از شروع حرکت غیبش زد.

    برخلاف خاتمی و رفسنجانی که پس از ریاست جمهوری خود را در معرض پرسش‌های مردم قرار نمی دادند و دیدارهای کنترل شده داشتند او به میان مردم می رفت و با بسیجیان و "متدینان" به محاجه می ایستاد. او از موضع رهبری مردم به مقامات توصیه می کرد، امید و آرزوهای آنها را بیان می کرد، مخالفان خود را به مجازات وعید می داد، روسای سه قوه را غاصب و خود و دوستانش را مظلوم معرفی می کرد، و نزدیکانش در میان جمعیت شعار انقلابی "هیهات من الذله" می دادند. اما بلافاصله بعد از آن که شعار معترضان در یک هفته‌ای که ایران را تکان داد او و همراهانش به غارهای خود خزیدند.

    reportToRouhani_012318.jpgبی بی سی - حسین ذوالفقاری، دبیر شورای امنیت کشور و معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور ایران، جزئیاتی از گزارش این وزارتخانه به رئیس جمهور درباره اعتراض های اخیر در شهرهای ایران ارایه کرده است.

    به گفته این مقام بلندپایه وزارت کشور ایران، در گزارش ارائه شده به حسن روحانی، رئیس جمهور، از سه موضوع "استمرار فعالیت دشمنان خارجی"، "کاهش اعتماد عمومی" و "مدیریت ناصحیح افکار عمومی" به عنوان دلایل اعتراضات مردمی ماه گذشته یاد شده است.

    سه عاملی که وزارت کشور ایران می گوید دلیل اعتراض ها بود:

    ۱. استمرار فعالیت های دشمنان خارجی کشور از جمله آمریکا و اقدامات اذنابش در منطقه و گروهک های معاند.

    ۲. کاهش اعتماد عمومی بدلایل گوناگون از جمله ضعف کارآمدی سازمانها و نهادها در پاسخگویی به شرایط کنونی جامعه و نارضایتی ناشی از منازعات و برخی ضعف ها.

    ۳. مدیریت ناصحیح افکار عمومی و افزایش مطالبات و انتظارات چه در رقابت های انتخاباتی و چه در رقابت های سیاسی بدون توجه به منابع و امکانات کشور و در نتیجه انباشت انتظارات تحقق نیافته و نارضایتی مردمی.

    آقای ذوالفقاری گفته "این گزارش فارغ از برداشت های شخصی، علائق جریان های سیاسی" تهیه شده و اضافه کرده "دخالت اینگونه جهت گیری‌ها منجر به اشتباه محاسباتی و در نهایت نتیجه مثبتی برای کشور ندارد".

    وی تاکید کرده است که "گزارش وزارت کشور مبتنی بر داده های گردآوری شده تخصصی و اطلاعات معتبر است."

    او همچنین درباره ترکیب سنی و تحصیلات معترضان آماری ارائه داده است. بر این اساس ۵۹ درصد افراد بررسی شده از شرکت کنندگان در تجمعات دارای تحصیلات زیر دیپلم و دیپلم، ۲۶ درصد نامعلوم، ۱۴ درصد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و یک درصد با مدارک بالاتر بودند. همچنین ۸۴ درصد افراد زیر ۳۵ سال سن داشته و فاقد "سابقه امنیتی" بودند.

    معاون وزیر کشور در توضیح این ناآرامی ها با اعلام اینکه از اول آذر ماه امسال تغییراتی در ترکیب افراد حاضر در تجمعات و رادیکالتر شدن شعارهای مطرح شده ایجاد شد، گفت: "در طول سالجاری ۳۷درصد فراخوانها درخصوص مسائل اقتصادی بوده است از این میزان ۷۴ درصد فراخوان ها در اعتراض به عملکرد موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز بوده، در حالی که با وجود تزریق ۱۱ هزار میلیارد تومان از خزانه کشور توسط دولت برای جبران ضرر و زیان سپرده گذاران و پرداخت حدود ۹۰ درصد وجوه سپرده گذاران، انتظار می رفت مسائل موجود در این اقشار تاحد زیادی مرتفع شده باشد اما متاسفانه در این زمینه اطلاع رسانی درستی از سوی مسؤولان صورت نگرفته بود این در حالی است که اگر اقدامات، به زبان مردم و کاملاً شفاف، اطلاع رسانی شده بود، با وضعیت متفاوتی روبرو بودیم."

    jalalSadatian_012318.jpgگفتگوی کیهان لندن با جلال ساداتیان سفیر پیشین جمهوری اسلامی در لندن

    - محمد جواد ظریف در روزنامه فايننشال تايمز ایده «منطقه قوی، بر اساس امنیت دسته‎جمعی» را مطرح کرده است.
    - ظریف در مقاله خود تلویحاً چند پیشنهاد مطرح کرده که مضمون عموم آنها نظامی و تسلیحاتی است.
    - چراغ قرمزهای کیهان چاپ تهران در روزهای اخیر روی «برنامه تسلیحات موشکی» روشن شده و نسبت به عقب‌نشینی از آن هشدار می‎دهد.
    - جلال ساداتیان به کیهان لندن می‎گوید: طرح ظریف یک چشم‎انداز است برای همگرایی کشورهای اسلامی و یک واقعیت طبیعی است که برخی از پارامترها و شرایط تحقق آن را نداریم.

    محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در مقاله‎ای در روزنامه فایننشال تایمز به شرایط جدید منطقه خاورمیانه پس از داعش اشاره کرده و نوشته است که شکست این گروه تنها نویدبخش بازگشت ثبات نبوده و همزمان به ‏تنش‎ها و بحران‌های جدیدی دامن زده که یکی از آنها تلاش هماهنگ برای «احیای هیجانات عصبی» است که به باور او ‏مدت‌هاست واقعیت سیاست خارجی ایران را پوشانده است.‏

    او در این مقاله تاکید کرده شرایط جدید، فرصت برای اقدام مشترکِ کشورهای منطقه جهت رسیدن به ثبات و امنیت را فراهم کرده، اما رسیدن به آن نیاز به «زبان و رهیافت جدید» است.

    به ادعای محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، جهان و همین طور خاورمیانه «در ‏حال گذار به یک نظم جهانی پساغربی است.»

    وزیر خارجه جمهوری اسلامی با همین فرض ایده تشکیل «منطقه قوی» در غرب آسیا را بر اساس «شبکه‌سازی امنیتی» مطرح کرده و نوشته کشورهای کوچک و بزرگ و حتی ‏آنهایی که در طول تاریخ، رقیب هم بوده‌اند به ایجاد ثبات در منطقه کمک می‌کنند.‏

    ظریف نوشته که در این ایده «استیلاطلبی و حذف دیگر بازیگران» جایی ندارد و فعالیت‎های بی‌ثبات‌کننده، مسابقه تسلیحاتی و رقابت‌های مخرب باید کنار گذاشته شود.

    او در بخش دیگری از این مقاله «شبکه‌سازی امنیتی» را مطرح کرده و برای پرهیز از واگرایی و برای جلوگیری از «ایجاد یک نظام الیگارشی توسط ‏کشورهای بزرگ» پیشنهاد مشارکت و همگرایی بر اساس «حق حاکمیت دولت‌ها»، پرهیز از تهدید یا توسل به زور، حل مسالمت‌آمیز مناقشات، احترام به ‏تمامیت ارضی کشورها، عدم مداخله در امور داخلی کشورها و احترام به حق تعیین سرنوشت کشورها» را مطرح کرده است.

    ظریف همچنین تاکید کرده برای گذار از آشفتگی فعلی به سوی ثبات، باید قبل از هرچیز «رو به گفتگو و سایر اقدامات اعتمادساز ‏بیاوریم.» او در این بخش به «روابط بین حاکمان و مردم، بین دولت‌ها ‏و بین ملت‌ها» در خاورمیانه اشاره کرده و گفته چنین گفتگویی می‌تواند و باید جایگزین تبلیغات و لفاظی‌ها شود.

    RezaPahlaviبا سپاس فراوان، جناب فرزام کرباسی مطلبی با عنوان «پاسخی به مطلب ف.‌ م. سخن با نام "سخنی صریح با رضا پهلوی"» نوشته اند که با اشتیاق آن را خواندم و این چند خط را که به نظرم آمد خدمت شان تقدیم می کنم.

    در همین جا از ایشان اجازه می خواهم به دوستی که نوشته ی قبلی مرا در صفحه ی فیس بوکم «همراه با لحن تحقیر آمیز و حق به جانب علیه شاهزاده...» دانسته بود پاسخ دهم که من اهل تحقیر کسی خصوصا کسی که در راه ایران تلاش می کند نیستم ولی ممکن است صراحت زبان من در ارتباط با «بزرگان»، حق به جانب به نظر بیاید. این هم علت دارد. چشم ما از عاقبت «بزرگان» ترسیده است! بزرگانی که با احترامات فراوان به اوج آسمان ها برده شده اند به گونه ای که خود را در آن اوج ها گم کرده اند. من سعی می کنم در ارتباط با بزرگان حد وسط را رعایت کنم و حتی بر خلاف رفتارم با «آدم های معمولی» احترامات عادی را نیز به کناری بگذارم. به عبارتی اگر نوشته های من در گفت و گو با انسان های عادیِ امثال خودم حاوی احترامات رایج است، سعی می کنم در گفت و گو با بزرگان همان احترامات را هم به کار نبرم و اجازه بدهم حرف ام، صاف و پوست کنده به گوش شخصیت مربوط برسد.

    اما می رسیم به مهمترین موضوعی که آقای فرزام کرباسی در نوشته ی متین و منسجم شان به آن اشاره کرده اند: موضوع رفراندوم برای انتخاب نوع نظام سیاسی.

    به عبارتی نکته ای که رضا پهلوی بر آن همیشه تاکید دارد موکول کردن انتخاب «نوع» نظام، به فردای ایران آزاد است.

    در این مورد من این توضیح را می دهم که امیدوارم جناب کرباسی آن را کافی بدانند:


    اولا روزی که حکومت اسلامی برود، روز آرام و تر و تمیزی نخواهد بود. این حکومت موقع رفتن اش خون های بسیار خواهد ریخت و مردم هم طبیعتا در مقابل این خونریزی ها واکنش سخت و خونبار نشان خواهند داد. بعد نوبت آشوب و اغتشاش و ادامه ی درگیری ها و ورود سازمان ها و احزاب و شخصیت های سیاسی خارج از کشور به داخل گود مبارزات مردم خواهد رسید و خلاصه ما از هر سوی ایران صداهای مختلف با خواسته های مختلف و نحوه ی مبارزه ی مختلف خواهیم شنید. «هر قدر حکومت اسلامی دیرتر برود، این زد و خوردها و کشمکش ها و خونریزی ها بیشتر و طولانی تر خواهد شد.»

    اگر در سال ۵۷ حکومت اسلامی توانست آشوب های داخل کشور را جمع کند به خاطر «رهبری خمینی» و همراه بودن اکثریت مردم با او بود. آشوب ها هم تا سال ۵۹ ادامه داشت و بعد هم با جنگ همراه شد.

    بنابراین ما مثل انسان های شیک و فرهیخته، نخواهیم توانست که در روز رفتن آقایان، سر میز تصمیم گیری بنشینیم و سر فرصت و با آرامش خیال به رتق و فتق امور رفراندوم بپردازیم و مردم و سایر گروه ها هم مودبانه و ساکت و آرام به این رفراندوم تن در دهند.

    این است که می گویم موضوع انتخاب نوع نظام در فردای آزادی ایران، تخیلی و موهوم است و در واقعیت امر هرگز به سادگی تحقق نخواهد یافت.

    علی‌اصغر بادبان در گفت‌وگو با ایلنا:

    اگر خدای ناکرده تامین اجتماعی ورشکست شود، هیچکس از پس این قصه برنخواهد آمد. وقتی چهار میلیون نفر را در هر ضریبی که مایلید ضرب کنید، درمی‌یابید که با ورشکستگیِ سازمان، چه تعداد آدم، گرسنه خواهند ماند. دولت هم به طریق اولی از پسِ پرداخت مستمری اینها برنخواهد آمد.

    ***

    AA_Badban_012318.jpgبه گزارش خبرنگار ایلنا، کمیسیون تلفیقِ مجلس شورای اسلامی در بررسی بودجه سال آینده، پیشنهادات سازمان تامین اجتماعی را نپذیرفت. در بودجه‌ای که تنظیم و ارائه شده، نه تنها پرداخت اصل و فرع بدهی‌های سازمان تامین اجتماعی به عنوان مهم‌ترین سازمانِ بیمه‌گر کشور نادیده گرفته شده، بلکه به عقیده خیلی از کارشناسان، مصوبات کمیسیون تلفیق به دنبالِ رفع کسری‌های بودجه دولت از جیب تامین اجتماعی است که این رویکرد، معضل را به شدت پررنگ‌تر می‌کند. به همین منظور به سراغ علی‌اصغر بادبان (کارشناس و عضو سابق شورای عالی سازمان تامین اجتماعی) رفتیم تا چند و چون مصوبات کمیسیون تلفیق و تاثیر آن بر آینده تامین اجتماعی را مورد ارزیابی قرار دهیم. بادبان در گفتگوی زیر تاکید می‌کند اگر راه‌حل عاجلی برای مشکلات تامین اجتماعی اندیشیده نشود، بحرانِ قریب‌الوقوع، نیمی از جمعیت کشور را درگیر خواهد کرد.

    کمیسیون تلفیقِ مجلس بررسی بودجه را به پایان رساند و نمایندگان مجلس هم نتوانستند به دولت بابت پرداخت بدهی‌های سازمان تامین اجتماعی فشار بیاورند. نه تنها راهکاری برای پرداخت این بدهی‌ها ارائه نشد؛ بلکه کمیسیون تلفیق مصوباتی در تعارض با منافع تامین اجتماعی داشت. مثلا اینکه منابع درمان سازمان را به خزانه کل منتقل کنند؛ تهاتر اموال و قس‌علیهذا... سوال اینجاست که چرا نمایندگان نخواستند یا در بهترین حال نتوانستند به دولت فشار بیاورند که بدهی‌های انباشته کارگران را پرداخت کند؟ آن هم در شرایطی که عموم کارشناسان بیمه‌ای معتقدند اگر طلب سازمان پرداخت نشود، بحران تامین اجتماعی قریب‌الوقوع است؟

    در اینکه چرا نتوانستند به دولت فشار لازم را بیاورند، تکلیف روشن است؛ آقایان تهِ قُلَک دولت را هم می‌دانند چه خبر است. متاسفانه دولت جاهایی که نباید هزینه کند، هزینه می‌کند و جاهایی که باید هزینه کند، پول ندارد و نمی‌تواند هزینه کند. اینکه نمایندگان مجلس نتوانستند ضرورت پرداخت بدهی‌های تامین اجتماعی را جا بیندازند، به این دلیل بود که طرفداران تامین اجتماعی، طرفداران بقای تامین اجتماعی، طرفداران نزدیک به چهارمیلیون خانوار مستمری‌بگیر تامین اجتماعی و طرفداران این همه بیمه شده‌ی تامین اجتماعی که نصف جمعیت کشور را شامل می‌شود، تعدادشان در مجلس کم است. در کمیسیون تلفیق که بسیار هم کمتر هست. به نظر من؛ اگر این فشار به دولت وارد نشود و کاری صورت نگیرد، اوضاع به شدت بحرانی می‌شود. تامین اجتماعی فی‌الحال نیز برای پرداخت مستمری‌ها و برای پرداخت هزینه‌های درمان به بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها، شدیدا لَنگ است.

    منظورتان این است که همین الان که با هم صحبت می‌کنیم نیز تامین اجتماعی مشکل دارد.

    بله، همین الساعه؛ همین الان تامین اجتماعی ده هزار میلیارد تومان به بانک رفاه با نرخ ۱۴ درصد بدهکار است. این پول را گرفته که مستمری‌ها را بدهد. مساله اینجاست که با ده هزار میلیارد تومان هم مشکل پرداخت‌های تامین اجتماعی حل نمی‌شود. باید هر ماه همین مقدار وام بگیرد تا بتواند مستمری‌های ماهانه را بپردازد. پس قاعدتا به جایی خواهد رسید که توان بازپرداخت همین وام‌ها را هم نداشته باشد. تامین اجتماعی بدون تعارف در حال ورشکستگی است. هرکس بگوید اوضاع غیر از این است، لاپوشانی می‌کند، می‌خواهد روی مشکلات، روکش و سرپوش بگذارد؛ می‌خواهد مردم نبینند و نفهمند که چه خبر است. اگر خدای ناکرده تامین اجتماعی ورشکست شود، هیچ کس از پس این قصه برنخواهد آمد. هیچ کس نخواهد توانست این معضل را حل کند؛ چون چهار میلیون نفر را در هر ضریبی که مایلید ضرب کنید، آنوقت درمی‌یابید که با ورشکستگیِ سازمان، چه تعداد آدم، گرسنه خواهند ماند. دولت هم به طریق اولی از پسِ پرداخت مستمری اینها برنخواهد آمد. آقای رئیس جمهور از اول هم وعده داده بود که بایستی تامین اجتماعی را در شرایط بسیار اضطراری ببینیم و برای حل مشکلاتش، راهکارهایی درخور بیندیشیم.

    muller_sessions_012318.jpgبی بی سی - سخنگوی جف سشنز، دادستان کل آمریکا تایید کرده هفته گذشته در مصاحبه با تیم رابرت مولر، بازرس ویژه پرونده ترامپ-روسیه حاضر شده است. دادستان کل، بالاترین مقام دولتی است که تاکنون برای مصاحبه با بازرسان ویژه پرونده ترامپ-روسیه فراخوانده شده است.

    ماموریت بازرس ویژه که بهار گذشته و در پی اخراج جیمز کومی، رئیس وقت پلیس فدرال (اف‌بی‌آی) آغاز شد بر یافتن حقایق درباره ارتباط میان ستاد انتخاباتی و حلقه یاران آقای ترامپ با روسیه و تاثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری نوامبر ۲۰۱۶ است.

    آقای مولر که خود برای سال‌ها رئیس اف‌بی‌آی بوده همچنین درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا رئیس جمهور آمریکا با اخراج جیمز کومی قانون شکنی کرده است یا خیر.

    آقای سشنز که ماه مه سال گذشته در نامه‌ای به دونالد ترامپ، اخراج رئیس وقت اف‌بی‌آی را توصیه کرده بود، نامش در ارتباط با پرونده ترامپ-روسیه همواره خبرساز بوده و در یک سال گذشته بارها برای ادای توضیحات به کنگره فراخوانده شده بود. با وجود این، او نخستین وزیر کابینه آقای ترامپ است که رسما برای پاسخ دادن به سوالات بازرس ویژه به مصاحبه دعوت شده است.

    rahbar_012318.jpgزیتون - سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال ۹۷ مجلس خبر داد که با «اجازه» رهبر جمهوری اسلامی، چهار میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برداشت خواهد شد. قرار است ۶۳ درصد از این مبلغ صرف فعالیت‌های نظامی جمهوری اسلامی در سال آینده شود.


    اصغر یوسف‌نژاد امروز (سه‌شنبه) اعلام کرد که از این مبلغ ۲.۵ میلیارد دلار برای بنیه دفاعی و برای صداوسیما ۱۵۰ میلیون دلار در نظر گرفته شده است.


    بر اساس گفته او ۱۵۰ میلیون دلار برای مقابله با ریزگردها،۲۰۰ میلیون دلار برای آب‌رسانی به روستاها،۲۵۰ میلیون دلار برای آبیاری تحت فشار و ۲۰۰ میلیون دلار برای آبخیزداری هزینه خواهد شد.


    همچنین قرار است که برای بازسازی مناطق زلزله‌‌زده و سیل‌زده ۱۰۰ میلیون دلار، واکسینه پهلو و عفونت کودکان ۱۰۰ میلیون دلار و پروژه‌های استان سیستان‌وبلوچستان ۳۵۰ میلیون دلار اختصاص یابد.


    مبلغی که برای برنامه‌های نظامی ایران برداشت شده، بیش از ۱۶ برابر مبلغی است که برای مقابله با ریزگردها اختصاص یافته است.


    در حالی با «اجازه» آیت‌الله خامنه‌ای این مبلغ از صندوق توسعه ملی برداشته می‌شود که طبق اساس نامه آن جایی برای «اجازه» رهبری دیده نشده است.

    بر اساس اساسنامه منتشر شده در وب سایت صندوق توسعه ملی

    ترکیب اعضای هیأت امناء به شرح زیر است:


    ۱. ریٔیس جمهور (ریٔیس هیأت امناء)؛ ۲. ریٔیس سازمان برنامه و بودجه کشور (دبیر هیأت امناء)؛ ۳. وزیر امور اقتصادی و دارایٔی؛ ۴. وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی؛ ۵. وزیر نفت؛ ۶. ریٔیس کل بانک مرکزی جمهوری اس می ایران؛ ۷. ریٔیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران به عنوان عضو ناظر و بدون حق رأی؛ ۸. ریٔیس اتاق تعاون ایران به عنوان عضو ناظر و بدون حق رأی؛ ۱. دو نفر نماینده از کمیسیونهای اقتصادی و برنامه و بودجه و محاسبات به انتخاب مجلس شورای اس می؛ ۱۱. دادستان کل کشور؛
    تبصره دوم این ماده تاکید می‌کند که تصمیمات هیئت امنا با حداقل پنج رأی اتخاذ میگردد؛ تبصره ششم نیز تصریح می‌کند که بودجه ستاد صندوق به تصویب هیئت امنا می‌رسد.


    صندوق توسعه ملی سال ۸۴ به عنوان جایگزین صندوق ذخیره ارزی تاسیس شد

    avay_e_tabeid.jpgچهارمین شماره فصلنامه "آوای تبعید" منتشر شد. در این شماره با همکاری بیش از پنجاه شاعر و نویسنده و هنرمند، آثاری در عرصه شعر، داستان، تئاتر، نقد و بررسی ادبیات، تاریخ و اسلام‌شناسی انتشار یافته است.

    "آوای تبعید" نشریه‌ای است که از سال گذشته بر گستره ادبیات و فرهنگ منتشر می‌شود. در معرفی این نشریه آمده است:

    "تبعیدی فقط آن کس نیست که از زادبوم خویش تارانده شده باشد. تبعیدی می‌تواند از زبان، فرهنگ و هویتِ خویش نیز تبعید گردد. آن‌کس که شعر، داستان، هنر، فکر و اندیشه‌اش در کشور خودی امکان چاپ و نشر نداشته باشد، نیز تبعیدی است. این نشریه می‌کوشد تا زبان تبعیدیان باشد. تبعید را نه به مرزهای جغرافیایی، و تعریف کلاسیک آن، بل‌که در انطباق با جهان معاصر می‌شناسد.