Tuesday, Jan 23, 2018

صفحه نخست » رضا پهلوی و موضوع مبارزه برای دمکراسی و دمکراسی در اثنای مبارزه؛ پاسخی به آقای فرزام کرباسی؛ ف. م. سخن

RezaPahlaviبا سپاس فراوان، جناب فرزام کرباسی مطلبی با عنوان «پاسخی به مطلب ف.‌ م. سخن با نام "سخنی صریح با رضا پهلوی"» نوشته اند که با اشتیاق آن را خواندم و این چند خط را که به نظرم آمد خدمت شان تقدیم می کنم.

در همین جا از ایشان اجازه می خواهم به دوستی که نوشته ی قبلی مرا در صفحه ی فیس بوکم «همراه با لحن تحقیر آمیز و حق به جانب علیه شاهزاده...» دانسته بود پاسخ دهم که من اهل تحقیر کسی خصوصا کسی که در راه ایران تلاش می کند نیستم ولی ممکن است صراحت زبان من در ارتباط با «بزرگان»، حق به جانب به نظر بیاید. این هم علت دارد. چشم ما از عاقبت «بزرگان» ترسیده است! بزرگانی که با احترامات فراوان به اوج آسمان ها برده شده اند به گونه ای که خود را در آن اوج ها گم کرده اند. من سعی می کنم در ارتباط با بزرگان حد وسط را رعایت کنم و حتی بر خلاف رفتارم با «آدم های معمولی» احترامات عادی را نیز به کناری بگذارم. به عبارتی اگر نوشته های من در گفت و گو با انسان های عادیِ امثال خودم حاوی احترامات رایج است، سعی می کنم در گفت و گو با بزرگان همان احترامات را هم به کار نبرم و اجازه بدهم حرف ام، صاف و پوست کنده به گوش شخصیت مربوط برسد.

اما می رسیم به مهمترین موضوعی که آقای فرزام کرباسی در نوشته ی متین و منسجم شان به آن اشاره کرده اند: موضوع رفراندوم برای انتخاب نوع نظام سیاسی.

به عبارتی نکته ای که رضا پهلوی بر آن همیشه تاکید دارد موکول کردن انتخاب «نوع» نظام، به فردای ایران آزاد است.

در این مورد من این توضیح را می دهم که امیدوارم جناب کرباسی آن را کافی بدانند:


اولا روزی که حکومت اسلامی برود، روز آرام و تر و تمیزی نخواهد بود. این حکومت موقع رفتن اش خون های بسیار خواهد ریخت و مردم هم طبیعتا در مقابل این خونریزی ها واکنش سخت و خونبار نشان خواهند داد. بعد نوبت آشوب و اغتشاش و ادامه ی درگیری ها و ورود سازمان ها و احزاب و شخصیت های سیاسی خارج از کشور به داخل گود مبارزات مردم خواهد رسید و خلاصه ما از هر سوی ایران صداهای مختلف با خواسته های مختلف و نحوه ی مبارزه ی مختلف خواهیم شنید. «هر قدر حکومت اسلامی دیرتر برود، این زد و خوردها و کشمکش ها و خونریزی ها بیشتر و طولانی تر خواهد شد.»

اگر در سال ۵۷ حکومت اسلامی توانست آشوب های داخل کشور را جمع کند به خاطر «رهبری خمینی» و همراه بودن اکثریت مردم با او بود. آشوب ها هم تا سال ۵۹ ادامه داشت و بعد هم با جنگ همراه شد.

بنابراین ما مثل انسان های شیک و فرهیخته، نخواهیم توانست که در روز رفتن آقایان، سر میز تصمیم گیری بنشینیم و سر فرصت و با آرامش خیال به رتق و فتق امور رفراندوم بپردازیم و مردم و سایر گروه ها هم مودبانه و ساکت و آرام به این رفراندوم تن در دهند.

این است که می گویم موضوع انتخاب نوع نظام در فردای آزادی ایران، تخیلی و موهوم است و در واقعیت امر هرگز به سادگی تحقق نخواهد یافت.

اگر کسی مخالف این حرف باشد در پاسخ اش خواهم گفت اکنون در آرامش اروپا و امریکا، آقایان مخالف نمی توانند به اندازه ی یک ساعت دور یک میز بنشینند و در آرامش «موجود» در باره ی فردای ایران گفت و گو کنند. آن وقت شما تصور می کنید که در بکش بکش بعد از تغییر نظام که هر کس یک ساز می زند و هر کس می خواهد قدرت خود را تثبیت کند، آقایان مخالفان می توانند رفراندوم پادشاهی یا جمهوری بر پا کنند؟!

این یک مورد.

مورد دوم این است که مبارزه در راه دمکراسی با دمکراسی در اثنای مبارزه فرق دارد. جامعه ی در هم شکسته و از هم گسیخته ی ما در مبارزه نیاز به هدایت «قاطع» برای رسیدن به دمکراسی دارد. نمی توان با اگر و مگر و شاید و ببینیم چه می شود و فردای ایران آزاد و بحث های کتابی و کلاسیک، مردم را به مبارزه فراخواند و آن ها را آماده ی حرکت دگرگون ساز کرد.

هدایت مردم در مبارزه باید قاطع باشد. باید خواست ها مشخص باشد. باید اگر و مگر در کار نباشد. حتی کم و کسری در کار مبارزه را باید پذیرفت و با قاطعیت کار را پیش برد. هیچ انقلابی، با دمکراسی هدایت نشده ولی همین انقلاب می تواند به دمکراسی ختم شود.

مثال ساده می زنم. در مرحله ی تحصیل در پیش از دانشگاه باید مکانیک نیوتونی را به رغم تمام کمبودها و اشکالات اش آموخت و با «قاطعیت» و به عنوان حقیقت مسلم هم آموخت. سپس در مراحل بعد به مکانیک کوانتوم پرداخت که صد و هشتاد درجه با مکانیک نیوتونی اختلاف دارد. معلم نمی تواند در مرحله اول آموزش، مکانیک نیوتونی را با اگر و مگر همراه کند والا دانش آموز هرگز چیزی نمی آموزد و دائم با شک و تردید رو به رو می شود.

تمام عرض من این است.




پر بیننده ترین ها



Copyright© 1998 - 2018 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com