Friday, Jan 26, 2018

صفحه نخست » تظاهرات مردم و گزینه های باقی مانده، مهرداد خوانساری

mehrdad-khansari1.jpgتظاهرات تکان دهنده دیماه ۹۶ در ایران بار دیگر توجه همگان را به سوی مشکلات انباشته شده و مسائل حل نشده در ایران معطوف نمود. این بار گرچه تعداد تظاهرکنندگان در مقابل اعتراضات «رای من کجاست؟» خرداد ۱۳۸۸ بسیار کمتر بود، ولی از آنجا که این تظاهرات موفق شد تا در فرصتی کوتاه و بطور بی سابقه ای، اعتراضات طبقات محروم را از نارضایتی های موجود در سراسر کشور به نمایش بگذارد، نه تنها توجه مردم و وسائل ارتباط جمعی جهان متوجه بحران های حل نشده ایران گردید،‌ بلکه مهمتر از آن، حضور پیگیر مردم در خیابان ها موفق شد تا پیامی صریح و شفاف به حاکمیت برساند که توده های مردم تا ابد، عبد و عبید سیستمی نخواهند ماند که نیازهای حیاتی آنان را فدای منافع و انحصارطلبی های قشری و پایان ناپذیر اقلیتی می سازد که نسبت به مصالح دراز مدت و منافع ملی کشور بی اعتنا می باشند.

گرچه حاکمیت توانست در درگیری های اجتناب ناپذیری که تاکنون موجبات مرگ حداقل ۲۵ شهروند ایرانی و بازداشت بیش از ۳۰۰۰ شهروند دیگر را فراهم آورده است، موقتا از ادامه تظاهراتی که بعلت گرانی، رکود و بیکاری در جامعه، کلیت نظام را لرزانده بود، جلوگیری نماید ولی همه به خوبی میدانند که فارغ از تغییرات عظیم و بنیادی، امکان بهبود اوضاع در شرایط کنونی به هیچ وجه میسر نخواهد شد. به این جهت و بخصوص با توجه به تشدید میزان تحریکات و دسته بندی هائی که در عرصه بین المللی علیه ایران بطور آشکار برنامه ریزی می شود، به احتمال زیاد ما،‌در صورت عدم ایجاد فضای مناسب در عرصه بین المللی و تمکین حاکمیت به خواسته های مردم، باز هم در آینده ای نه چندان دور،‌شاهد ناآرامی های مشابهی خواهیم بود.

در این ایام ما همچنین شاهد عکس العمل های مختلف از سازمانها و شخصیت های منفرد در ارتباط با ناآرامی های اخیر، بویژه در خارج از کشور از طریق رسانه های دست جمعی و شبکه های اجتماعی بوده ایم که اغلب بدون توجه به تجربیات گذشته و بویژه در زمانیکه مملکت باید به حق به دنبال «یک راه حل ملی با مشارکت ملی برای روبرو شدن با این بحران عظیم ملی» باشد، بیشتر در رویای «میوه چینی» از اقدامات دیگران و امید واهی به سقوط قریب الوقوع نظام، کماکان در راستای راه و روش هائی قدم به پیش میگذارند که بارها و بارها در گذشته با بن بست روبرو شده است.

در این میان، پیام و پیشنهادات پخش شده ای از سوی آقای مصطفی تاج زاده در ایران و پاسخی که متعاقبا از سوی آقای محسن مخملباف به ایشان انتشار یافت،‌حداقل فرصتی را فراهم آورد تا افکار احتمالا بسوی اولویت هائی هدایت شوند که توجهات را نه تنها متوجه مشکلات انباشته شده در جامعه ما می سازد، بلکه حد اقل، گزینه هائی را مطرح می سازد که می تواند زمینه را برای رسیدن به یک چارچوب عملی و غیر خشن، برای روبروئی با مشکلاتی که نه تنها نظام حاکم بر ایران بلکه آینده ملت و کشور ایران را با مخاطرات جدی روبرو ساخته است، فراهم آورد.

جان کلام تاج زاده

آقای تاج زاده در یک گفتار تصویری اشاره به نکاتی کرده اند که تاکید بر لزوم ایجاد شرایطی می کند که «اصل تکثر را رعایت نماید و از آن طریق مطالبات مردم را محقق سازد»، و ضمن تکیه بر این نکته که «اصلاحات کم بهاترین وبی صدمه ترین فورم تغییرات است»، اشاره به عواقب هولناکی که متوجه جامعه و مردم عادی در کشور هائی چون افغانستان و سوریه» (سناریوئی که نباید در ایران تکرار شود) نموده است. او با تاکید بر اینکه علاوه بر حاکمیت، مردم عادی نیز دارای مسئولیت در تعیین راه و روشی سازنده برای عبور از بحران های متعدد کنونی می باشند، مردم را نیز از خطرات ناشی ار سیاست های کشورهای خارجی و توطئه هائی که احتمالا می تواند مملکت را به سوی جنگ داخلی و قومی بکشاند، برحذر میدارد. خواسته ایشان در نهایت، ‌با توجه به محدودیت هائیکه در داخل ایران شامل حال ایشان می باشد، از حد و حدود برگذاری انتخابات آزاد و دمکراتیکی که درآن تمام نیروهای سیاسی بتوانند آزادانه امکان شرکت داشته باشند، فراتر نرفته است.

بازتاب مخملباف به بیانات تاج زاده

آقای مخملباف بطور کلی خطر پدید آمدن سناریوهائی شبیه سوریه در ایران را رد میکند و جمهوری اسلامی و حامیانش را مسئول فجایعی میداند که مانع از ایجاد ثبات در پی حرکت های مردمی در سوریه شده است. بطور خلاصه، ایشان معتقد است که «تغییرات یا از طریق اصلاحات، یا انقلاب و یا حمله از بیرون» میسر میشود،‌ و ما را به این ارزیابی هدایت میکند که مقوله ناکارآمد اصلاحات که بزعم ایشان از سوی امثال تاج زاده به یک «ایدئوأوژی» تبدیل شده است، کاملا شکست خورده و مردود می باشد. بر اساس منطقی که ایشان ارائه داده اند، ظاهرا راهی برای مردم ایران به منظور خروج از بحران فعلی جز انقلاب و یا تن دادن به حمله از بیرون باقی نمی ماند. بر اساس نوشته و استنتاج شخصیت هنرمندی چون آقای مخملباف، ‌اینظور بنظر می رسد که گوئی کاسه صبر ایشان به لب رسیده و امیدش به اینکه «حکومت ایران اصلاح پذیر باشد»، علیرغم هزینه سنگین و صدماتیکه که گزینه های دیگر ایشان می تواند مردم و جامعه ایران را با آن روبرو سازد، قطع شده است.

گزینه باقیمانده؟

حقیقت این است که علاوه بر مسئولیت دولت، مسئولیت همه شهروندان، ‌همانطور که آقای تاج زاده یادآور شده است،‌ایجاب می کند که ما هرگز در راستای پیاده کردن معتقداتمان نه تنها مایوس نشویم، بلکه با عبرت از تجربیات گذشته و آنچه را که در اطراف و اکناف کشورمان به وضوح دیده ایم،‌به دنبال راه و روش هائی نرویم که بنام دمکراسی و حقوق بشر و دیگر الگوهای والا و ارزشمند، ثبات جامعه و‌ آسایش و آینده ملت ایران را از آنچه که هست بدتر سازد.

وینستون چرچیل، می گوید: «موفقیت شامل عبور از یک شکست به شکست دیگر، بدون از دست دادن شور و اشتیاق» در راستای رسیدن به هدف اولیه می باشد. گرچه آنهائیکه امروز با همان شور و اشتیاق روزهای اول، مبارزه برای استقرار حاکمیت مردم را دنبال کرده اند (حد اقل نزدیک به دو دهه قبل از ورود امثال آقایان تاج زاده و مخملباف به این صحنه) کماکان در جستجوی بهترین فرمول برای حل مشکلات مردم می باشند، ولی تجربیات زیادی در رابطه با فرمول های بی اثر دارند که تلاش بیشتر در راستای بکار گرفتن آنها دیگر عقلائی بنظر نمی رسد.

مطمئنا خود آقای مخملباف هم ضمن رد مسیر اصلاحات، راهکار کارساز مشابهی را به گزینه های پیشنهادی دیگر خودشان ترجیح می دهد،‌بویژه با توجه به این واقعیت که کشور ما در شرایط حاد کنونی امروز، بهر حال از مقوله اصلاحات به نوعی که قبلا مطرح شده بود، عبور نموده است. امروز، روح اصلاحات در قالب طرح «آشتی ملی» با هدف حراست از «منافع ملی» که مورد تائید بسیاری از شخصیت های سیاسی داخل و خارج از کشور می باشد، کماکان کم بهاترین و بی صدمه ترین و از همه مهمتر،‌معقول ترین گزینه برای عبور از بحران کنونی است.

در نهایت آنچه که باقی می ماند برداشتن قدم های بعدی است. ما می توانیم پیشنهادات آقای تاج زاده با در نظر گرفتن همه ملاحظات آقای مخملباف را بطور جامع تری تبدیل به یک الگوی عملی نمائیم. بطور مثال، ما می توانیم از طرح «انتخابات آزاد آقای تاج زاده»، پیشنهادی که فراتر از صرفا کنار زدن مقوله نظارت استصوابی است و به گفته ایشان شامل نیروهائی نیز می شود که قانون اساسی جمهوری اسلامی را قبول ندارند، بعنوان آغاز مباحثی برای رسیدن به یک «جاده راه» عملی برای ایجاد تغییرات ضروری که در ضمن ثبات جامعه کشور را همچنان مجفوظ نکاهدارد، استفاده کنیم.

با استقبال از روح پیشنهادات آقای تاج زاده بعنوان قدم اول، و با اولویت دادن به اصل «گفتگوی ملی» به منظور رسیدن به یک تعریف مشترک از «منافع ملی»، می توان، در قالب طرح «آشتی ملی» زمینه هائی را فراهم آورد که بدون خدشه وارد آوردن بر ثبات و امنیت کشور و از همه مهمتر آرامش زندگی روزمره مردم، ایران را یکپارچه و قدرتمند از مشکلات کنونی اش بری ساخت و آینده نسل های بعدی را به بهترین وجه ممکنه تامین نمود.

بهمن ماه ۱۳۹۶




پر بیننده ترین ها



Copyright© 1998 - 2018 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com