February 2018 Archives

bloomberg_021818.jpgایران اینترنشنال، خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی می‌نویسد علی کریمی، فوتبالیست سرشناس ایرانی، یک‌تنه با انتقادهای خود از اوضاع اجتماعی ایران حکومت جمهوری اسلامی را به‌چالش کشیده است.

در گزارش بلومبرگ که روز جمعه ۲۷ بهمن‌ماه منتشر شد، آمده است که در ایران اگر کسی بخشی از حکومت نباشد، غیرممکن است بتوانند آزادانه آن را در طریق صدا و سیمای شدیداً کنترل شده دولتی، به انتقاد بکشد.

اما ظاهراً فوتبالیست‌های مشهور کشور در این مورد جزء استثناءها هستند.

هر دوشنبه شب، برنامه بسیار محبوب و پربیننده ۹۰ مطالب مختلفی از مسابقات تیم‌های کشور گرفته تا موضوع فساد در مراکز دولتی، را پوشش خبری می‌دهد.

در این برنامه، اجراکنندگان با مقامات و مفسران ورزشی به بحث و جدل می‌پردازند و این برنامه به یکی از بلندگوهای اعتراض مردم در مورد شرایط کشور تبدیل شده است. همان شرایطی که به اعتراضات گسترده اخیر در کشور بر علیه اوضاع بد اقتصادی و مسأله حجاب اجباری، منجر شد.

به گفته بلومبرگ، هفته گذشته، در مناظره علی کریمی، فوتبالیست برجسته ایرانی و بازیکن سابق تیم بایرن مونیخ، با محمدرضا ساکت، دبیر فدراسیون فوتبال ایران، کریمی فدراسیون کشور را متهم کرد که با زدوبندهای اقتصادی برای گرفتن آگهی‌های تجاری به‌جای حمایت از ورزشکاران کشور در داخل و صحنه‌های بین‌المللی، به سوءاستفاده‌های مالی برای محافل وابسته به قدرت تمرکز کرده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

علی کریمی با شجاعت خطاب به محمدرضا ساکت گفت: «تا روزی که شما در فوتبال هستید ما رنگ خوشی را نخواهیم دید».

به گفته عماد عمادی که خود یک ورزشکار ایرانی است: «توفان توئیتری در دفاع از علی کریمی نشان داد که سخنان او درد دل ملت ایران است».

tougherEU_021818.jpgدماوند - نیکی هیلی، سفیر و نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد ۲۶ بهمن‌ماه جاری با استناد به گزارش کارشناسان این سازمان درباره نقض تحریم تسلیحاتی یمن توسط جمهوری اسلامی، از شورای امنیت خواست تا «در مورد ایران دست به کار شود.»

هربرت مک مستر، مشاور امنیت ملی آمریکا هم روز ۲۸ بهمن، گفت که جمهوری اسلامی شبکه‌های نیابتی قدرتمندی در سوریه، یمن و عراق ایجاد و مسلح کرده است که می‌توانند علیه حکومت‌های این کشورها وارد عمل شوند.

ژنرال مک مستر تصریح کرد: «اکنون زمان اقدام علیه ایران است».

در روزهای اخیر، لحن رهبران اروپایی هم علیه فعالیت های منطقه ای جمهوری اسلامی تندتر شده است.

جمعه ۲۷ بهمن، ترزا می، نخست وزیر بریتانیا پس از دیدار با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان گفت: «امروز با خانم مرکل توافق کردیم که به تلاش برای حفظ توافق هسته ای ادامه دهیم، اما ما همچنین در نگرانی‌های آمریکا از اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران در خاورمیانه سهیم هستیم.»

نخست وزیر بریتانیا با اشاره به اقدامات بی ثبات کننده جمهوری اسلامی در منطقه گفت: «آماده‌ایم تا اقدامات بیشتری را برای مقابله با این مسایل انجام دهیم.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

پیشتر بوریس جانسون، وزیر خارجه بریتانیا هم گفته بود: «لندن از نقش احتمالی ایران در سرنگونی جنگنده اسرائیلی در سوریه نگران است.»

NYT_021718.jpgراجر کوهن، نیویورک تایمز

راجر کوهن، نویسنده نیویورک تایمز در مطلب پیش رو به دلالت‌های مرگ کاووس سید امامی در میانه تنش‌های درون حاکمیت می‌پردازد.

رادیو زمانه - کاووس سید امامی استاد دانشگاه و فعال محیط زیست دو هفته پس از دستگیری در زندان اوین در تهران «خودکشی کرد». جمعه گذشته همسر او مریم را به زندان فرا خواندند تا جسد حلق آویز شده شوهرش را به او نشان دهند. مراسم خاکسپاری او چهار روز پس از این اتفاق در دهکده‌ای در شمال تهران و بدون هر نوع کالبد شکافی برگزار شد. خانواده سیدامامی همچنین از سوی نیروها سپاه پاسدارن تحت فشار قرار گرفتند تا روایت رسمی از مرگ او را بپذیرند.

من سید امامی را در سال ۲۰۰۹ و در شب انتخابات جنجال آمیز ریاست جمهوری ملاقات کردم، انتخاباتی که به تظاهراتی گسترده و سرکوبی خونین از سوی حکومت انجامید. سیدامامی انسانی متفکر و جامعه‌شناسی میهن‌دوست و انسانی دوستدار طبیعت بود. تصور اینکه او خود را در زندان حلق‌آویز کرده یعنی جایی که حتی باید بند کفش‌ها را تحویل داد به نظر من مضحک می‌آید.

از زمان اعتراضات ضد حکومتی که در اواخر سال میلادی گذشته در مناطق عمدتاً فقیرنشین آغاز شد، مرگ سیدامامی سومین مورد از خودکشی‌های مشکوک در حین بازداشت است.

سید امامی از چندین لحاظ برای تندروهای ایرانی تنفرانگیز بود. سیدامامی از آن افراد دوتابعیتی‌ای بود که حسن روحانی، رئیس جمهوری به منظور رشد اقتصادی در پی تشویقشان به بازگشت به کشور بود. او فعال محیط زیست و یکی بنیانگذاران موسسه حیات وحش میراث پارسیان بود، آن هم در زمانی که سوءمدیریت منابع آبی و مشکلات فراوان سدهای ساخته شده توسط نیروهای سپاه پاسداران به بحران آب منجر شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

سید امامی همچنین یکی از هواداران تحصیل ‌کرده حسن روحانی به شمار می آمد، رئیس جمهوری که رویارویی‌اش با آیت الله خامنه‌ای وارد مرحله‌ای حساس شده است. ولی چرا حساس؟ زیرا هیچ‌ کس نمی‌داند چگونه باید دوران پس از خامنه‌ای را مدیریت کرد،‌ رهبری ۷۸ ساله که تاکنون سه دهه است بر ایران حکمرانی کرده،‌ و چونان حاکمی مقدس تجسم دخالت ضد دموکراتیک آسمان بر نظامی با رویه‌ای از نهادهای دموکراتیک است.

netenyahu_021818.jpgنتانیاهو قطعه‌ای از «پهپاد سرنگون شده ایران» را در مونیخ نمایش داد

یورونیوز، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در جریان سخنرانی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ با نشان دادن بخشی از شیئی -که به گفته او قسمتی از لاشه پهپاد سرنگون شده ایران در آسمان اسرائیل بود- گفت در صورت لزوم مستقیما علیه ایران و نه «نمایندگان» این کشور اقدام خواهد کرد.

آقای نتانیاهو فعالیت‌های جاه‌طلبانه ایران در منطقه را مانع بالقوه دستیابی به صلح میان اسرائیل و فلسطین دانست.

وی در زمان نمایش قطعه پهپاد ادعایی به تندی و با لحنی طعنه آمیز، از سخنان محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران انتقاد کرد. وی با اشاره به تکذیب ادعای تهران درباره ایرانی بودن پهپاد گفت: «آقای ظریف این تکه را می‌شناسید؟»

نخست وزیر اسرائیل از آقای ظریف خواست تا این پیام تل‌آویو را به تهران منتقل کند: «قدرت اسرائیل را آزمایش نکنید.» وی افزود: «اجازه نمی‌دهیم رژیم [ایران] بر گردن ما طناب ببندد.»

تنش میان اسرائیل و ایران پس از سرنگونی یک فروند پهپاد «ساخت ایران» پس از ورود به حریم هوایی اسرائیل شدت گرفت. نیروی هوایی اسرائیل پس از این اتفاق مواضعی را در سوریه بمباران کرد. یک جنگنده اف‌۱۶ این کشور در جریان این حمله توسط پدافند ارتش عربی سوریه سرنگون شد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

نخست وزیر اسرائیل همچنین با نمایش نقشه‌ای از گسترش نفوذ ایران در خاورمیانه از کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا خواست تا فورا با ایران برخورد کنند.

تل‌آویو بارها نسبت به افزایش حضور ایران در سوریه و امکان تاسیس پایگاه‌های نظامی ایران به ویژه در بلند‌های جولان اشغالی ابراز نگرانی کرده است.

B7C45749-0223-4497-93F9-33AC8BCF4A42.jpegدر کشور ما هر اتفاقی باید تبدیل به یک معضل پیچیده و یک معمای غیر قابل حل شود. در لحظاتی که خانواده های ۶۶ انسان کشته شده در پرواز یاسوج، به عزای عزیزان خود نشسته اند، مسوولان کشور، همچنان در جست و جوی بقایای هواپیمای ساقط شده هستند؛ تو گویی هواپیما در اقیانوسی پهناور سقوط کرده و قطعات آن به اعماق آب فرو رفته است.

بد تر از این، داستان هایی ست که مسوولان -لابد برای تشفی خاطر بازماندگان- می سازند و بیان می کنند که آن کس که اهل فن نیست از تناقض های آن و آن کس که اهل فن است از یاوه های آن به ستوه می آید.

حوزه ی هوایی در ایران، یکی از امنیتی ترین حوزه های کشور است و از صدر تا ذیل آن زیر نگاه و نظر ماموران امنیتی قرار دارد. به همین لحاظ کمتر کسی از داخل این فیلد می تواند به صورت مستقل حرف و نظر خود را بیان کند. کسانی هم که در خارج هستند معمولا اطلاعات اولیه و خام در اختیارشان نیست و باید بر اساس شواهدی چون گزارش های رسمی خارجی، و اطلاعاتی که از عکس ها و فیلم ها به دست می آید نظر خود را بیان کنند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

اولین اظهار نظر من بر اساس فیلم منتشر شده ای بود که ارتباط آن به حادثه ی امروز قطعی نبود و این فیلم بعد از یکی دو ساعتی که در یوتیوب قرار داشت از صفحات آن حذف شد. البته در آن فیلم هم، هواپیما متعلق به شرکت آسمان بود.

اما بازگردیم به موضوع مکان یابی هواپیما. از یک سو عابدزاده رییس هواپیمایی کشوری برای این که بگوید هواپیما خوب و سالم بوده در گفت و گویش با سیما مدعی می شود که بر روی هواپیمای اخیرا اورهال شده ی آسمان، مدرن ترین تجهیزات ناوبری کار گذاشته شده است.

از سوی دیگر، بعد از ساعت ها که از وقوع حادثه گذشته و بقایای هواپیما پیدا نشده، معاون اسبق سازمان هواپیمایی کشوری نحوه ردیابی مکان هواپیما با ماهواره ی تجسس و نجات را در گفت و گو با «فارس» تشریح می کند و به مواردی مانند «ناتوانی شرکت آسمان در پرداخت آبونمان ELT به دلیل تحریم ها» و «عمده سهام شرکت ارائه دهنده خدمات ELT متعلق به امریکاست» و یاوه ی بزرگی مانند «تجهیز هواپیما به ELT از الزامات ایکائو و کتاب هواپیما نیست» می پردازد که انعکاس چنین مطالبی حتی اگر سانحه «عادی» بوده باشد به آن رنگ «غیر عادی» و «مشکوک» می دهد.

67C5A82E-698C-4CBF-AEFA-F33F0A18A497.jpeg

قیمت دستگاه ای.ال.تی. که به کمک آن می توان موقعیت هواپیمای سانحه دیده را پیدا کرد میان ۸۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار (نوع پیشرفته دستگاه که با جی.پی.اس. هم کار می کند)

ای.ال.تی که سرنامِ Emergency Locator Transmitter است، فرستنده ای ست که در داخل بدنه ی هواپیما قرار دارد و توسط باتری مستقل از باتری هواپیما کار می کند. این دستگاه، دستگاهی مستقل است و ربطی به شرق و غرب جهان و تحریم و غیره ندارد و همه ی هواپیماهای امروزی حتی هواپیماهای آموزشی خریداری شده در زمان شاه، مجهز به این دستگاه بودند و هستند. کار این دستگاه این است که بعد از وقوع تصادم و وارد آمدن ضربه ی شدید یا فشار شدید به طور خودکار شروع به کار می کند و امواجی را روی فرکانس ۱۲۱/۵ و ۲۴۳ مگاهرتز که فرکانس های وضعیت اضطراری هستند و اگر خطری پدیدار شود خلبان ها روی این دو فرکانس که همیشه به گوش هستند مورد خطر را اطلاع می دهند ارسال می کنند و نه تنها هواپیمایی کشوری در داخل بلکه سازمان های دولتی و غیر دولتی خارجی، بیست و چهار ساعته به دقت این فرکانس ها را رصد می کنند و به محض دریافت صدا یا پالس آن را به مسوولان کشور مربوط اطلاع می دهند به عبارت دیگر در این زمینه کسی به دنبال پول گرفتن و معامله کردن و تحریم و غیر تحریم نیست و کشورهای غربی هم مورد مربوط به «امرجنسی» را دقیقا به کشور مربوط گزارش می کنند.

موردی که خود شاهد بودم سقوط هواپیمای آموزشی سازمان هواپیمایی کشوری در دریاچه ی لار بود که یکی از اساتید پرواز به همراه دانشجوی خود در دریاچه سقوط کرد و سقوط این هواپیما که هواپیمای مدرن و نویی هم بود موجب کشته شدن استاد خلبان -آقای طاریان- شد.

24E3E8D1-C78D-465A-BA2E-38D0E9738FAF.jpegموارد تعجب بر انگیز در داستان سقوط هواپیمای آسمان بسیار است. یکی از این موارد این است که «مسوولان»، از همان دقایق اولیه انتشار خبر سقوط هواپیمای تهران-یاسوج اظهار داشتند که تمام مسافران کشته شده اند و هیچ کس در این سانحه زنده نمانده است!

وقتی بقایای هواپیمای ساقط شده پیدا نشده، و حتی محل سقوط مشخص نیست، چگونه «مسوولان» با قاطعیت و بدون کوچکترین تردیدی می گویند که «تمام» سرنشینان هواپیما کشته شده اند و هیچکس زنده نمانده است؟!

نکته ی تعجب انگیز دیگر این است که حتی اشخاص محلی، هیچ نوع مشاهده ی مستقیمی از این سانحه نداشته اند و در نهایت به گفتن این حرف بسنده شده که صدای مهیبی به گوش رسیده است. ولی چه کسانی این صدای مهیب را شنیده اند مشخص نیست و معلوم نیست که اگر محل صدای مهیب مشخص است چرا نیروهای امداد به آن منطقه گسیل نشده اند بلکه در سه نقطه ی دور از هم به جست و جوی هواپیما می پردازند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

آیا شنیدن صدای مهیب دلیل مناسبی برای کشته شدن تمام سرنشینان یک هواپیماست؟!
با در نظر گرفتن این که سانحه در طول روز رخ داده، آیا کسی همراه با این صدای مهیب، انفجار یا دود برخاسته از هواپیمای ساقط شده را دیده است؟!
نکته قابل توجه اینجاست که طبق گزارش هواشناسی هوایی که در مطلب اولم آن را ارائه دادم، دید افقی بالای ۱۰ کیلومتر گزارش شده است!

آیا ممکن نیست که در بدترین وضعیت مفروض باز چند نفری زنده مانده باشند (و اگر بخت با آن ها یار باشد در اثر سرما و برودت در ساعات اخیر نمرده باشند؟)

صدای مهیب می تواند در اثر برخورد هواپیما با سطح زمین یا کوه تولید شده باشد. چرا احتمال داده نمی شود که بخشی از بدنه سالم مانده باشد و عده ای از مسافران زنده باشند؟!

تاکید قطعی «مسوولان» بر کشته شدن همه ی سرنشینان هواپیما از چه روست؟ آن ها چه اطلاعاتی از هواپیما دارند که چنین گمانه زنی قطعی یی کرده اند؟ و اگر اطلاعی در دست هست چرا برای مکان یابی هواپیما استفاده نمی شود؟

آیا تلفن های همراه ۶۶ سرنشین هواپیما همگی خاموش بوده و نمی توان از طریق این تلفن ها اقدام به مکان یابی کرد. گفته شده است که تلفن یکی از مسافران «به طور قطع» در ساعات بعد از سقوط روشن بوده است.

arz_froush.jpgمیزان ـ دادستان تهران از بازداشت ۲۷ نفر در رابطه با ارز طی هفته اخیر خبر داد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، عباس جعفری دولت‌آبادی در بیست و هشتمین جلسه شورای معاونان دادسرای تهران،

دادستان تهران از بازداشت ۲۷ نفر در رابطه با ارز طی هفته اخیر خبر داد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، عباس جعفری دولت‌آبادی در بیست و هشتمین جلسه شورای معاونان دادسرای تهران، پیرامون مساله ارز و سیر صعودی بهای ارز در روزهای اخیر، با اشاره به ورود دولت به موضوع، اظهار داشت: بانک مرکزی از دادستانی تهران انتظار دارد با استفاده از قوه قهریه و پلیس، حمایت خود را از ورود به این عرصه اعمال نماید.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

ما نیز با وجود آنکه معتقدیم مسائل ارزی چندبعدی و پیچیده است و نمی‌توان به صرف دستگیری متهمان ارزی بهای ارز را مهار کرد، اما از سرپرست دادسرای پولی-بانکی خواسته‌ایم که به این موضوع ورود کند. جعفری دولت‌آبادی از بازداشت ۲۷ نفر در این رابطه طی روزهای اخیر خبر داد و اثربخش بودن چنین اقداماتی از سوی دادسرا را منوط به تعطیلی صرافی‌های غیرمجاز دانست و در توضیح اظهار داشت: نقش پول در جامعه مانند نقش خون در بدن است. اقتصاددانان بر آنند که کاهش ارزش پول داخلی ملی در تقاضای ارز در بازار موثر است چراکه افراد جامعه در جهت حفظ منافع خود سعی دارند نقدینگی را در اموری سرمایه‌گذاری کنند که با خطر کاهش ارزش مواجه نباشد و یکی از این موارد، حضور در بازار ارز است. دادستان تهران یکی از علل اقبال عموم به موضوع ارز را ناشی از کاهش سود پول بانک‌ها در داخل و افزایش آن در بازار جهانی دانست که موجبات خروج وجوه مردم از بانک‌ها و هجوم آنها به بازار ارز و طلا را فراهم کرده است.

بخشی از مناظره صادق زیباکلام و علی علیزاده: چهل سال رفرمیسم در ایران

jonnati_021718.jpgاعتمادآنلاین | زینب نورانیان- احمد جنتی گویا بعد از ربع قرن از نمازجمعه تهران خداحافظی می‌کند. سیدرضا اکرمی، عضو جامعه روحانیت امروز در لابه‌لای مصاحبه‌ای که با خبرآنلاین داشت اعلام کرد که «آقای جنتی دیگر نماز جمعه نمی‌خواند.» گرچه این خبر هنوز از سوی ستاد برگزاری نمازجمعه تأیید نشده است اما انتصاب سیدمحمد ابوترابی فرد به سمت امامت جمعه تهران می‌تواند مهر تأییدی بر درستی این خبر باشد.

اکرمی البته در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در مورد منبع این خبر گفت که من این موضوع را شنیده‌ام؛ ضمن اینکه مدت‌هاست آقای جنتی امام جمعه نبوده است؛ ضمن آنکه آقای جنتی خودش هم تا به حال چند بار از رهبری درخواست کرده بود که دیگر نماز جمعه را امامت نکند که موافقت نشده بود.

پیش از این نیز چند بار شایعه کناره‌گیری جنتی از تریبون نماز جمعه تهران مطرح شده بود؛ یک بار در سال 90 و بار دیگر سال در 93 و یک سال بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی. گرچه این شایعه هربار تکذیب شد اما از سال 93 به بعد حضور دبیر باسابقه شورای نگهبان پشت تریبون نمازجمعه کم‌رنگ‌تر از قبل شد.

سال 90 که اخبار مربوط به خداحافظی احمد جنتی در رسانه‌ها منتشر شد، یدالله شیرمردی، رئیس ستاد نمازجمعه تهران آن را تکذیب کرد و گفت که «برای شخص آیت‌الله جنتی بازنشستگی معنا ندارد و ایشان محکمتر از گذشته در سنگر نماز جمعه حضور خواهند داشت.» اما سه سال بعد که بار دیگر اخباری مبنی بر کناره گیری دبیرشورای نگهبان از امامت جمعه تهران در رسانه‌ها دست‌به‌دست شد شیرمردی آن را تکذیب اما تأکید کرد که «با توجه به شرایط سنی آیت‌الله جنتی حضور ایشان را طوری برنامه‌ریزی کرده‌ایم که کمتر به عنوان امام جمعه حضور یابند اما اینکه ایشان درخواستی برای عدم حضور در نماز جمعه داشته باشند، صحت ندارد.»

mohitzist_021718.jpgکوروش بهرامی - ایران وایر

حدود یک ماه از دستگیری «امیرحسین خالقی»، از گردانندگان کمپین زیست محیطی «یوز تا ابد» می گذرد و نگرانی‌ها بابت سرنوشت آن ها روز به روز بیش تر می‌شود.
دستگیری او و برخی از فعالان محیط زیست چند روز پیش با انتشار خبر مرگ مشکوک «کاووس سید امامی»، مدیر موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» در زندان «اوین» علنی شد.

حفاظت از یوز آسیایی از جمله فعالیت های اجتماعی و مدنی مشهوری است که در سال های اخیر مورد حمایت طیف وسیعی از حامیان محیط زیست بوده است؛ از سازمان حفاظت محیط زیست ایران گرفته تا بازیگران مشهوری چون «هدیه تهرانی».

یکی از دوستان امیرحسین که از سال های تحصیل در «دانشگاه علم و فرهنگ» با او آشنا بوده، در مصاحبه با «ایران وایر» جزییات بیش تری درباره فعالیت های این فعال محیط زیست می گوید.

او که به دلیل حساسیت های این پرونده مایل به ذکر نامش نیست، می گوید با این که رشته تحصیلی امیرحسین محیط زیست نبوده اما از همان زمان به شدت عاشق این حوزه بوده است: «آن زمان کم تر کسی در ایران به فکر موضوع تفکیک زباله یا حقوق حیوانات بود. امیرحسین در دانشگاه گروهی در زمینه محیط زیست و طبیعت گردی تشکیل داد که به کوه و مناظر طبیعی می رفتیم.»

فعالیت های گروهی امیرحسین خالقی بعد در قالب کمپین یوز تا ابد، شکل ملی به خود گرفت. سال ها مطالعه درباره گونه‌های جانوری در حال انقراض در همان حلقه دانشگاهی به او کمک کرد تا در سال 1390 کمپینی برای نجات یوز ایرانی تشکیل دهد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

یکی از اقدامات مهم کمپین یوز تا ابد، خرید آغل‌های پارک ملی «توران» در سال 1395 بود؛ پروژه ای که برای آن از مردم درخواست کمک مالی کرد. بودجه اندوخته کمپین یوز تا ابد یکی از ابهام‌هایی است که برخی آن را نشانه‌ای برای مشکوک خواندن فعالیت آن ارزیابی می‌کنند. این در حالی است که این کمپین توانست با درخواست از مردم و با حمایت مشاهیری مانند هدیه تهرانی، بازیگر سینمای ایران که تبلیغات وسیعی برای این حرکت انجام داد، بودجه‌ای در حدود 800 میلیون تومان را در سال گذشته جمع‌آوری کند.

emmaGonzales_021718.jpgدویچه وله - در پی کشتار فلوریدا، هزاران نفر در آمریکا از جمله دانش‌آموزان به خیابان‌ها آمدند. آنان همدردی ترامپ با قربانیان را کافی نمی‌دانند و خواستار سختگیری در مورد مالکیت سلاح هستند. یکی از دانش‌آموزان به شخص ترامپ حمله کرد.

هزاران نفر از مردم آمریکا روز شنبه (۱۷ فوریه/ ۲۸ بهمن به وقت محلی) در اعتراض به قانون مالکیت سلاح و با خواست اتخاذ تدابیر سختگیرانه‌تر در ارتباط با آن، به خیابان‌ها آمدند. این تظاهرات اندک‌زمانی پس از کشتار "پارکلند" برگزار شد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در میان تظاهرکنندگان شهر "فورت لادردیل" فلوریدا ده‌ها دانش‌آموز دبیرستان "استون‌من داگلس" شهر پارکلند هم حضور داشتند.

چهارشنبه گذشته جوانی ۱۹ ساله به نام نیکلاس کروز به دبیرستانی در شهر "پارکلند" واقع در ایالت فلوریدا حمله کرده و با سلاح نیمه‌خودکار خود ۱۷ نفر را به قتل رسانده بود. او ساعاتی پس از حمله دستگیر شد.

حمله جوان ۱۹ ساله به ترامپ

گونزالس Emma Gonzalez، دختر جوانی از شرکت‌کنندگان در این تظاهرات اعتراضی، خطاب به دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا گفت: «شرم کنید!».

گونزالس که خود دانش‌آموز دبیرستانی است که در پارکلند مورد حمله قرار گرفته، گفت: «اگر رئیس جمهوری به من بگوید که این حادثه یک تراژدی هولناک بوده (...) و کاری نمی‌توان علیه آن کرد، از او می‌پرسم، چقدر پول از "انجمن ملی سلاح" گرفته است». این دختر ۱۹ ساله با تأکید بر اینکه "من اطلاع دارم: ۳۰ میلیون دلار"، افزود که این روند بایستی پایان یابد.

نطق خشمگینانه این دانش‌آموز به‌سرعت شبکه‌های اجتماعی را تسخیر کرد و نام او در توییتر به هشتگی جهانی شد.

39732200-F2EF-4043-85B9-434A865AB9CA.jpegآدم هایی هستند که هر کار هم بکنند و هر پشتک واروی فکری و سیاسی-ایدئولوژیک که بزنند، نمی توان به آن ها اعتماد کرد؛ نمی توان به آن ها علاقه پیدا کرد؛ نمی توان با تمام قلب، حرف هایشان را باور کرد.

در طول چهل سال گذشته بسیاری افراد بوده اند که در مقابل مردم پشتک واروی سیاسی و ایدئولوژیک زده اند. برخی حتی چند بار و به اشکال مختلف این کار را کرده اند.

یکی از «شخصیت»هایی که هرگز نتوانسته ام با او ارتباط فکری و سیاسی بر قرار کنم محسن مخملباف بوده است. این شخص که فیلمساز نیز هست، سعی کرده است در طول زندگی سیاسی و هنری اش دست به «ابتکاراتی» بزند که شاید جذاب و خیره کننده هم بوده، اما همیشه مواردی به صورت پنهان با خود همراه داشته که نمی توانسته باعث جلب اعتماد من شود. حتی یکی دو اثر سینمایی قابل توجه او نتوانسته نگاه درونی مرا نسبت به او تغییر دهد.

زمانی که لونا شاد در فیلم «فریاد مورچه ها» ی مخملباف بازی کرد، بعد که حکایت صحبت های مخملباف با او را شنیدم دلیلی برای بی اعتمادی خود به مخملباف پیدا کردم.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

بعد در جریان جنبش سبز و داستان های عجیب از ثروت و دارایی و عصا و اسب خامنه ای که توسط مخملباف منتشر شد، دلیل دیگری پیدا کردم برای بی اعتماد بودن به او.

و یکی دو روز پیش که سخنان مخملباف در بی بی سی در باره ی رفراندوم را شنیدم، متوجه علت بی اعتمادی خود به او شدم:
سال ها کار در حوزه ی فرهنگ هم نمی تواند دلیلی برای فرهنگی شدن انسان شود و لوازم فرهنگی شدن انسان «تنها» یک بخش اش کار در حوزه ی فرهنگ است.

Hamid_Farkhondeh.jpg hamidfarkhondeh@hotmail.com

بيانيه ١٥ فعال سیاسي و فرهنگي کشور برای برگزاری رفراندم گذار از جمهوری اسلامی، به شكل عجيبی کوتاه است. مختصر بودن یک نوشته البته می تواند حسن آن باشد به شرطی که مفید نیز باشد. اما این بیانیه نیم صفحه ای که ظاهرا کوتاه نوشته شده تا از آشکار شدن ناهمخوانی ها توسط اطناب کلام در امان بماند و بر وجوه اشتراک امضاکنندگان انگشت بگذارد، نتوانسته از تناقض هم در شکل و هم در محتوا در امان باشد. تناقض در شکل را در غیبت امضای یک خانواده سیاسی ایران در پای این بیانیه می بینیم. از یک سو ساختار نظام آینده موکول به برگزاری رفراندم تحت نظارت سازمان ملل می شود و تنها از "یک دمکراسی سکولار پارلمانی مبتنی بر آرای مردم" سخن می گوید اما از سوی دیگر چرا امضای هیچ مشروطه خواهی پای این بیانیه دیده نمی شود؟ بنابه فرمولبندی این بیانیه امضای شاهزاده رضا پهلوی نیز می توانست در پای این بیانیه باشد. اما ظاهرا از او که رهبر اصلی جریان مشروط خواه سکولار ایران است، برای امضا دعوت نشده است. اخلاقا و حتی از نظر سیاسی شایسته نیست در یک بیانیه همزمان به هواداران سلطنت مشروطه چراغ سبز نشان دهیم ولی برای امضای رهبری آن جریان چراغ قرمز را بالا ببریم.

نکته دیگری که در این بیانیه مسکوت گذاشته شده پایگاه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی است که به زعم امضاکنندگان بیانیه نه جایی برای جمهوریت در آن باقی ماده و نه اصلاح پذیر است. اگر آنها نمی خواهند سهم و نقش دولت میانه رو-اصلاح طلب روحاتی که با رای 57 درصدی مردم بر سرکار آمده را ببینند، از رقیب خود که نباید غافل باشند. حاکمیت اصلاح ناپذیر و سرکوبگر موجود که تنها رهبری، نهادهای وابسته به آن و دستگاههای سرکوب نیستند. اینها یعنی اصولگرایانی که اهرام اصلی قدرت را در دست دارند و کشور را به چنان روزی رسانده اند که در بیانیه گفته شده، حداقل چنانکه انتخابات های مختلف نشان داده اند 15 تا 20 درصد آرای مردم را پشت سر خودشان دارند و اقلیت مجلس را تشکیل می دهند، بخش مهمی که نه تنها سودای دمکراسی سکولار ندارند بلکه اصولا باور و اعتقاداتشان در مخالفت با "رعایت کامل حقوق بشر و رفع همه تبعیض های نهادینه شده" است. از این گذشته آنها هم بخشی از مردم ایران هستند و در برنامه رفراندم برای تعیین شکل حکومت که این فعالان سیاسی و فرهنگی پیشنهاد می کنند، نظر و حق انتخاب دارند. ایراد آنها این است که برای وزن 20 درصدی خود 90 درصد قدرت را می خواهند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در بیانیه این فعالان سیاسی و فرهنگی نوعی نوستالژی وحدت همه اقشار و گروهها مانند آنجه در انقلاب 57 شاهد بودیم دیده می شود. جامعه ایران اما دیگر آن جامعه توده وار گذشته نیست تا مذهبی، کمونیست و لیبرال از جنوب شهر، مرکز و شمال شهر همه درکنار هم مرگ بر شاه بگویند و از محفل دانشگاه به منبر مسجد و بالعکس در حرکت باشند. ملت ایران جامعه ای متکثر را تشکیل می دهد با خودآگاهی 40 ساله و با خواست های مختلف. جامعه ایران از جمله به دلیل تجربه انقلاب به این نتیجه رسیده که در این "همه با هم" های ظاهرا زیبا چه آش های شوری می تواند پخته شود. درست است که فصل مشترک این جامعه متکثر برای عبور از بحران ها، تخفیف مشکلات و رسیدن به جامعه ای پایدار و نسبتا عادلانه، دمکراسی است، دمکراسی اما با دعوت و دیالوگ شروع می شود و با "حذف هیچکس" شروع می شود. روح و ادبیات این بیانیه اما با این پیام بیگانه است و گویا به این نتیجه رسیده که عده ای فقط بدرد کنار گذاشته شدن می خورند آن هم با رفراندمی که خودشان مجبور به برگزاری آن می شوند. نوعی سرنگونی شیک و دمکراتیک که هیچ چیز کم ندارد.

سومین نکته یا تناقض درونی که این بیانیه با آن روبروست این است که چگونه بزعم امضاکنندگان نظامی که اصلاح ناپذیر است، هیچ تغییری به نفع دمکراسی نمی تواند در آن صورت گیرد و در آن هیج راهی به اصلاح طلبی گشوده نیست، می تواند در آن راهی به رفراندم گشوده باشد، آن هم رفراندم بر سر هست و نیست خویش؟!

جالب است که امضاکنندگان بیانیه آنجا که صحبت از برگزاری رفراندم است می گویند مردم حکومت را مجبور به پذیرش رفراندم می کنند اما زمانی که صحبت از اصلاحات است حکومت را در انجام یا عدم انجام اصلاحات فعال مایشاء می دانند.

اگر مردمی با همبستگی با رهبران سیاسی مورد اعتمادش بتوانند حکومت خودکامه حاکم بر خویش را محاصره مدنی کنند و آنقدر عرصه را بر او تنگ کنند که تن به رفراندم برای گذار از خودش بدهد، به طریق اولی می توانند و مدت ها قبل از توانسته اند خواست های اصلاحی خود را نیز به حکومت تحمیل کنند یا بعبارت دیگر در همین نظام سیاسی به پیش ببرند.

طبیعتا نقد این بیانیه به معنای نادیده گرفتن مبارزات این فعالان سیاسی و فرهنگی و رنجی که آنها برای پیشبرد دمکراسی و حقوق بشر در ایران برده اند و می برند، نیست.

kooroush-zaim11.jpgجمهوری ایالات متحده امریکا از میان خشونت و بیرحمی و فقر مردم امپراتوری بریتانیای کبیر برخاست. خشونت های بریتانیا در تلاش برای سلطه بر کشورهای دارای منابع طبیعی در آسیا، مانند چین و هندوستان، در رقابت با اسپانیا، پرتقال و فرانسه که بر قاره امریکای جنوبی و افریقا چیره شده و دست درازی به کشورهای آسیایی را آغاز کرده بودند بود. بیشتر مهاجران قاره امریکای شمالی از بریتانیا بودند. سلطه و بیرحمی دولت بریتانیا نسبت به بومیان و مهاجران در قاره امریکا، بویژه اینکه وضع و تحمیل قانون ها و مالیات برای ساکنان مستعمرات امریکا در لندن وضع می شد، سرانجام باعث شد که مهاجران که اکثریت انگیسی بودند به ستوه آیند، و برای استقلال از حکومتی که از آن گریخته بودند وارد جنگ شوند. هر چه بریتانیا در جنگ انقلاب امریکا بیشتر خشونت انجام داد، انقلابیان بیشتری به جنگ می پیوستند و مبارزه گسترش بیشتری می یافت. اتحاد ۱۳ مستعمره بریتانیا در امریکا که در ۱۷۶۵ تشکیل شد، همگی در جنگ ۱۷۷۵ با اشغالگران شرکت کردند.

سرانجام، در ۱۷۷۶، در واپسین جنگ که ۱۶ هزار داوطلب امریکایی هزار سرباز انگلیسی را کشتند، آنها را برای همیشه از امریکا راندند. البته کمک های پنهانی فرانسه و اسپانیا و هلند که در اروپا در رقابت و ستیز با بریتانیا بودند و برای انقلابیان پنهانی مهمات و اسلحه و تدارکات میفرستادند بسیار موثر بود، بویژه فرانسه که ژنرال ژیلبر لافایت را آشکارا به جنگ با بریتانیا فرستاده بود. در جنگهای چند ساله استقلال، افزون بر ۷۵ هزار انگلیسی مهاجر و داوطلبان، ۳۰ هزار آلمانی مهاجر و ۱۳ هزار سرخپوست هم شرکت داشتند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

رهبران انقلاب، بنجامین فرانکلین، توماس جفرسون، جان ادامز و سه تن دیگر نشستند و قانون اساسی امریکا را، با الهام از فرهنگ ایرانی هخامنشی، نوشتند و پرچم ۱۳ ستاره امریکا را به نشانه ۱۳ ایالت که مستعمره بریتانیا بودند، استقلال امریکا را رسمیت دادند و جرج واشنگتن را به عنوان نخستین رییس جمهور امریکا برگزیدند. انقلاب آمریکا، به گفته فیلسوف انگلیسی توماس پین، "برای حفظ آمریکا به عنوان پناهگاه آزادی و مقاومت عقل سلیم آدمی در برابر تهدیدهای خودکامگان انگلیسی بود".

این آغاز امریکا بود که با کمک فرانسه با شعارهای آزادی، برابری و برادری جمهوری خود را با یکی از بهترین و مردمی ترین قانونهای اساسی جهان بنیانگذاری کرد. تا هنگامی که کشوری درگیر اصلاح خود و پیشرفت بود مورد احترام و رشگ بسیاری از کشورها و مردمان بود و تا جنگ یکم جهانی که با ترغیب انگلستان در اواخر جنگ به کمک اروپا آمد و سیاست خارجی آن در راستای بینش و آرمانهای بنیانگذارانش، مورد ستایش همه جهان بود. از آن پس به تدریج زیر نفوذ انگلستان و پس از جنگ دوم زیر نفوذ سهیونیسم بین الملل تغییر ماهیت داد:

جنگ جهانی یکم و آغاز ورود به سیاست جهانی

تا جنگ جهانی یکم، امریکا همان بود که پدران جمهوری خواسته و پرداخته بودند، تا این دوران رئیسیان جمهوری به نسبت بزرگی روی کار آمدند. مانند واشنگتن، جاکسون، لینکلن که با برده داری زمینداران کشاورز انگلیسی تبار و نابرابری انسانها جنگید، تا توماس وودرو ویلسون، با دکتری علوم سیاسی، برنده جایزه نوبل که اصلاحات گسترده ای را در سامانه نظام دولتی ایجاد کرد، و جامعه ملل برای همگرایی و هم اندیشی جهانی در راستای جلوگیری از جنگ جهانی به وجود آورد که زیربنای سازمان ملل متحد شد. امریکا در اواخر جنگ با اصرار انگلستان و با اکراه به جنگ جهانی ورود کرد، ولی با پیروزی در بزرگترین و پر تلفات ترین جنگی که تا آن زمان جهان به خود دیده بود، اعتبار جهانی کسب کرد.

تا آن رمان، امریکا ایران هخامنشی را زنده کرده بود: فراخوان همه مردم ستمدیده جهان به آغوش خود، برقراری آزادیهای مدنی، دادگری و برابری همه تحت قانونی مردم گرا و دفاع بجای حمله. امریکا مانند ایران کهن قدرتمندترین، محبوبترین، ثروتمندترین و دموکرات ترین کشور جهان شده بود. تندیس آزادی که فرانسویان بعنوان نماد نوعدوستی و آزادی ساخته و به امریکا هدیه کرده بودند، ناخودآگاه چهره تندیس آناهیتای ایرانی موجود در موزه لوور با تاج خورشید آیین مهر ایرانی را دارد. امریکا پس از هزاره ها جای ایران کهن را در جهان گرفته بود.

با پایان جنگ جهانی و شکست امپراتوری خشن و خونریز عثمانی، لابد برای جلوگیری از بازپس گیری سرزمین های ایران از عثمانی، با وجود اعلام بی طرفی ایران در جنگ، انگلستان به ایران حمله و بسیاری از تاسیسات نظامی و غیرنظامی را بیرحمانه بمباران و با کشتار بی دلیل مردم و ویرانی بسیار کشور را اشغال کرد. آنگاه با خرید اجباری تمامی غله و مواد خوراکی از انبارها و کشاورزان با قیمت های کمتر از هزینه تولید، کشور را در شرایط یکی از سخت ترین قحطی های تاریخ قرار داد؛ تا جایی که مردم برای زنده ماندن علف می خوردند و در کوچه و خیابان و بیابان از گرسنگی جان می دادند. بیش از نیمی از جمعیت بیست میلیونی کشور در این حمله جان خود را از دست دادند و هولوکاستی که بعلت نفوذ انگلستان و موقعیت زمانی در رسانه های جهان غرب، که معدود هم بودند بر آن سرپوش گذاشته شد. امریکا کوشید کمک های انسان دوستانه خود را با کشتی برای ایران بفرستد، ولی انگلستان اجازه تخلیه آنها را نداد. تنها سفارت امریکا مقداری آذوغه به عنوان سفارت خودش به ایران فرستاد که توسط الهیار صالح میان مردم نیازمند پخش شد.

اشغال ایران و آغاز رهبری جهانی امریکا (۱۹۴۶-۱۳۲۵)

پس از جنگ جهانی دوم، امریکا یک قدرت جهانی بلامنازع شده بود. آخرین باری که امریکا در راستای استقلال کشورها گام برداشت در کنفرانس تهران میان روزولت، چرچیل و استالین بود. سه رهبر پیروز جنگ بی اجازه ایران به تهران آمده بودند و در قطعنامه کنفرانس خود در تهران بر خروج نیروهای متفقین از ایران توافق کردند. در پی آن، امریکا و بریتانیا نیروهای خود را از ایران خارج کردند، ولی شوروی که در آذربایجان ایران یک دولت دست نشانده تشکیل داده و با نیروی نظامی خود از آن پشتیبانی میکرد تا آذربایجان را از ایران جدا کند، از بیرون بردن نیروهای نظامی خود از آذربایجان خودداری کرد. معاون رییس جمهور دموکرات امریکا، هری ترومن، که پس از مرگ روزولت رییس جمهور شده بود، با تهدید استالین به بمباران مسکو در صورت عدم خروج از ایران، آذربایجان را از اشغال آزاد کرد. روسها که با مشاهده بمباران اتمی ژاپن توسط ترومن او را باور کردند، نیروهای خود را از ایران بیرون کشیدند. پس از ترومن که به دموکراسی و استقلال کشورها باور داشت، امریکا کم کم چهره ای دیگر به خود گرفت.

ایجاد سرزمین اسراییل در پلتسین (۱۹۴۸-۱۳۲۶)

در پایان جنگ جهانی یکم و شکست امپراتوری عثمانی، آرتور ج. بالفور، وزیر خارجه انگلستان بیانیه ای با این پیشنهاد که پلستین بعنوان خانه ملی یهودیان تعیین شود، که هدف جنبش سهیونیسم از ۱۸۹۷ بود، صادر کرد. جامعه ملل پلستین را در قیمومیت بریتانیا قرار داد و موج مهاجرت یهودیان اروپا که از اواخر سده نوزدهم دچار یهودی ستیزی در اروپا شده بودند اوج گرفت. در سال ۱۹۴۸، فراریان یهودی که از آلمان و کشورهای دیگر به پلستین رفته بودند با قطعنامه شورای امنیت و پشتیبانی انگلستان و امریکا استقلال کشور اسرائیل را اعلام کردند.

در آن دوران، ایران تنها کشوری بود که یهودیان فراری یا مهاجر را با آغوش باز می پذیرفت، و حتی در پاریس سفیر ایران برای آنان گذرنامه ایرانی صادر میکرد تا مورد پیگرد نازیها قرار نگیرند. ولی با پشتوانه و سکوت انگلستان و امریکا، یهودیان اروپایی که نیاکانشان هم بومی پلستین نبودند، به رهبری گلدا مائیر ، موشه دایان و اوریل شارون با خشونت و قساوت وصف ناپذیر، ساکنان بومی پلستین را کشتار و از خانه هایشان بیرون کردند تا جا برای مهاجران اروپایی باز شود. پس از پیروزی یهودیان مهاجر و تثبیت آنها در پلستین، انگلستان به پشت صحنه خزید و امریکا زیر نورافکن پشتیبانی از این جابجایی هدف اعتراض و تنفر بومیان منطقه و کشورهای مسلمان قرار گرفت.

واگذاری برلین به شوروی (۱۹۴۵-۱۳۲۶)

در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم، نیروهای ژنرال جرج پتن امریکایی و فیلد مارشال برنارد مونتگمری انگلیسی در رقابت با هم برای رسیدن و تسخیر برلین، خود را به رود راین رساندند. در آنجا ژنرال دوایت ایزنهاور، فرمانده کل نیروهای متفقین دستور توقف داد تا نیروهای شوروی هم برسند و با هم وارد برلین شوند. این دستور دو ژنرال امریکایی و انگلیسی را خشمگین کرد، چون هر کدام میخواست فاتح برلین، یعنی همه آلمان، باشد. استدلال ایزنهاور این بود که روسها در جنگ بیش از بیست میلیون تلفات داده اند و منصفانه نیست که در پیروزی سهیم نباشند.

از سوی دیگر، روسها به فرماندهی ژنرال گئورگی ژوکف، در ۴۲ کیلومتری برلین توقف کرده بودند. آدمیرال کارل دونیتس، فرمانده نیروهای آلمان، که آدولف هیتلر پیش از خودکشی، او را به جانشینی خود گماشته بود، به ایزنهاور پیام داد که اجازه دهد نیروهایش را برای جلوگیری از ورود روسها به برلین متمرکز کند. ایزنهاور پیشنهاد را نامردی خوانده رد کرد. روسها به سوی برلین پیشروی کردند و دونیتس که پیشتر تسلیم ایزنهاور شده بود، در برلین هم تسلیم ژنرال ژوکف شد و برلین به تصرف روسها درآمده به دو بخش خاوری و باختری تقسیم شد. این اشتباه راهبردی ایزنهاور که ناشی از عدم شناخت ماهییت شوروی و کمونیسم جهانی بود، کابوس دوران ریاست جمهوری او شد و بر سیاست او نسبت به ایران اثر گذاشت.

جنگ ابلهانه کره (۱۹۵۱-۱۳۳۰)

امریکا پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم، خود را در مقام رهبری جهان یافت، هر چند که هنوز تجربه سیاستمداری و سیاستگزاری جهانی را نداشت و بیشر زیر تاثیر دیدگاههای سیاسی انگلستان بود. خودداری شوروی از خروج از ایران و تلاش برای پایه گذاری یک دولت کمونیستی در آذربایجان، رفتار شوروی در برلین، و اکنون انقلاب کمونیستی مائو تسه تونگ در چین، آنتن های امنیتی امریکا را برافراشته و حساس کرده بود. بنابراین برای حفظ امنیت اروپا که اکنون خود را مسئول و رهبر آنها میدانست، و البته امریکای جنوبی، اکنون سیاست راهبردی جهانی خود را کمک به دموکراسی در کشورهای غیر کمونیست در راستای جلوگیری از پیشرفت کمونیسم تغییر داد. یکی از کشورهای نگران کننده چین کمونیست بود که ایدئولوژی ویژه آن جذابیت زیادی برای ملت های عقب افتاده داشت.

در طی جنگ جهانی دوم، پس از اینکه نیروهای امریکا، بریتانیا و چین، ژاپنی ها را از کره بیرون کردند، به کره ای ها که در جنگ علیه ژاپن با متفقین و چین همکاری می کردند، قول استقلال دادند. پس از جنگ، در کنفرانس پوتسدام و یالتا (۱۹۴۵) کره به دو بخش شمالی و جنوبی در مدار ۳۸ درجه تقسیم شد که شمال در تصرف شوروی و جنوب در تصرف امریکا ماند. در ۱۹۴۸، نیروهای خارجی از کره خارج شدند و کره شمالی به رهبری کیم ایل سونگ به نام جمهوری خلق کره اعلام استقلال کرد. در ژوئن ۱۹۵۰، شمال به جنوب حمله و به سرعت پیشرفت کرد. شورای امنیت بی درنگ در قطعنامه ۸۴ درخواست توقف عملیات و بازگشت به مدار ۳۸ درجه را کرد، و امریکا همراه با نیروهای ۱۵ کشور دیگر به فرماندهی ژنرال داگلاس مک آرتور به کره جنوبی اعزام شد.

در آغاز نیروهای امریکایی شکست خوردند و سئول سقوط کرد، ولی با ورود نیروهای تازه نفس و محاصره دریایی امریکا مسیر جنگ عوض شد و کره شمالی به عقب رانده شد. اکتبر آن سال نیروهای غرب پیونگ یانگ را تصرف کردند و تا مرز منچوری پیش رفتند. چین که می ترسید نیروهای غرب وارد چین هم بشوند، به کره شمالی نیرو فرستاد و توانستند نیروهای غربی را عقب برانند و تا دسامبر دوباره سئول را تصرف کنند. نیروهای امریکایی با تلاشی دوباره در طی دو سال توانستند در ۱۹۵۲ برای بار سوم سئول را تصرف کنند. ژنرال مک آرتور که قصد داشت مرز کره و چین را بمباران اتمی کند فوری از فرماندهی خلع شد و ژنرال ریجوی جای او را گرفت. نیروهای غرب توانستند در ماه مه ۱۹۵۳، سئول را بار دیگر تصرف کنند. پس از این پیروزی هر دو طرف خواستار مذاکره شدند. ماه بعد آتش بس شد ولی صلح نشد، و هر دو سوی مناقشه تا امروز در حالت جنگی باقی مانده اند.

برخی تاریخ نویسان میگویند این امریکا بود که کره شمالی وادار به حمله به کره جنوبی کرد تا بتوانند خودشان به کره شمالی حمله و آنرا از چنگ کمونیستها رها کنند. شبیه همین کار را آمریکاییان چهل سال بعد با صدام حسین در حمله به کویت کردند و موفق هم بود. در این جنگ احمقانه بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار تن کشته و زخمی شدند: امریکا ۴۰۰ هزار کشته و ۴۹۰ هزار زخمی، چین ۱۵۰ هزار کشته و ۹۰۰ هزار زخمی، کره شمالی ۲۱۵ هزار کشته و ۳۰۰ هزار زخمی، افزون بر ۵/۲ میلیون کشته و زخمی غیر نظامی.

کودتای ۲۸ امرداد ایران (۱۹۵۳-۱۳۳۲)

کودتای ۲۸ امرداد و سرنگونی تنها دولت مردم سالار و آزادیخواه و محبوب مردم در تمامی آسیا، نخستین تجربه امریکا در براندازی دولت کشورهای دیگر بود. طراحی از بخش خارجی اینتلیجنت سرویس (ام آی ۶) انگلستان برای بازگشت منافع از دست رفته خود در جنبش ملی کردن نفت ایران که توسط دکتر محمد مصدق، نخست وزیر ایران، با کاربرد قانونهای بین المللی و رجوع به مراجع و دادگاههای بین المللی و رعایت همه حقوق بین الملل به انجام رسیده بود، به سازمان سیا پیشنهاد شده بود. سازمان نوبنیاد سیا که مشتاق انجام نخستین تجربه براندازی برونمرزی خود بود موافقت کرد. ولی رییس جمهور امریکا، هری ترومن، با این استدلال که یک دولت دموکراتیک انتخابی مورد پشتیبانی مردم را براندازی نمی کند، طرح را رد کرد. دو بار دیگر هم با اصرار ام آی ۶ انگلستان، سی آی ای طرح را به ترومن پیشنهاد کرد که این طرح برای جلوگیری از تسلط حزب کمونیست توده بر دولت ایران است. ولی ترومن این بهانه را باور نکرد و زیر بار براندازی نرفت.

انگلستان که شبکه جاسوسی گسترده و با نفوذی در ایران مستقر و آماده داشت، صبر کرد تا دوره ترومن پایان یابد و ایزنهاور به ریاست جمهوری برسد. ایزنهاور هم در آغاز طرح کودتا را رد کرد. در طی سه ماه بعد، سازمان جاسوسی انگلستان برای ترساندن ایزنهاور از تسلط حزب توده بر ایران، با علم به اینکه او برای از دست دادن نیمه آلمان خودش را سرزنش میکرد، ترتیب تظاهرات گسترده و خشونت باری را در تهران با جمعیتی مزدور که به "توده ای انگلیسی" مشهور شدند، و شعارهای تند کمونیستی میدادند، داد. درگیری و زد و خورد آنها با ملی گرایان را بی بی سی با آب و تاب گزارش میداد. ام آی ۶ توسط سازمان سیا به ایزنهاور گزارش داد که ایران در شرف سقوط به دامان کمونیسم است و باید اقدامی عاجل کرد. این بار ایزنهاور پذیرفت و به این ترتیب نخستین کودتای ساخت انگلستان با همکاری ام آی ۶ و رهبری سازمان سیا در ایران شکل گرفت. اگر شبکه وسیع جاسوسی انگلستان در ایران نبود، امریکا هرگز نمیتوانست عملیات براندازی را اجرا کند. پس از موفقیت کودتا، انگلستان خود را زیرکانه پشت پرده نگه داشت تا تنها امریکا عامل کودتا شناخته شود. امریکا مست موفقیت در نخستین طرح براندازی یک دولت در صدر خبرها قرار گرفت و هدف سرزنش و نفرت جهانی شد. هنوز پس از دهها سال دولت امریکا گهگاه مجبور میشود به این اقدام خود اعتراف کند و از مردم ایران پوزش بخواهد!

من شرح کامل این براندازی را در جزئیات نوشته و در مصاحبه ها شرح داده ام. فریب خوردن امریکا و مشارکت در براندازی با تنها یک مامور سیا، کرمیت روزولت، با پشتوانه شبکه گسترده و مقتدر جاسوسی انگلستان در ایران و براندازی دولتی محبوب و مردمی کشوری مستقل آنهم برای تامین منافع نامشروع یک کشور دیگر، همیشه مانند کابوسی در سیاست خارجی امریکا خواهد ماند. ولی، در هر حال، این آغازگر دخالتهای سازمان سیا در کشورهای دیگر بود که اغلب سرانجامی ناخوشایند داشته و مایه سرافکندگی امریکا و آغاز روند تباهی در سیاست خارجی امریکا بوده است.

حمله نظامی به اردن (۱۹۵۷-۱۳۳۶)

پس از جنگ جهانی یکم و فروپاشی امپراتوری عثمانی، بریتانیا و فرانسه در ماه مه ۱۹۱۶، در طرحی که به نام سایکس-پیکو (وزیران خارجه بریتانیا و فرانسه) معروف شد، سرزمین عراق و شام (سوریه و لبنان) را که شامل سرزمین های از دست رفته کردستان ایران هم بود به چند کشور و به عنوان قیمومیت بین خود تقسیم کردند. کشورهای بوجود آمده عبارت بودند از سوریه، لبنان، عراق شمالی (موصل و دیار بکر) برای فرانسه، جنوب عراق، (بغداد و بصره، اردن، حیفا و عکا) برای انگلستان. شش ولایت ارمنی و کرد نشین آناتولی و داردانل و بوسفور (ترکیه کنونی) هم به روسیه قول داده شد که با طرح موافقت کرده بود. با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، سهم روسیه منتفی و ترکیه مستقل شد. این تقسیم بندی خلاف قول استقلال به آن کشورها بود.

انگلستان جدا از طرح سایکس-پیکو و پیش از آزاد سازی عراق و شام از عثمانی، پنهانی به شریف حسین، امیر مکه، قول داده بود که در صورت شورش قبیله های نجد و حجاز علیه عثمانی که توسط افسر انگلیسی توماس لاورنس تجهیز و آموزش داده می شد، حجاز و جنوب عراق (میانرودان) و سوریه را به عربستان واگذار کنند. به همین دلیل پس از جنگ و افشای طرح سری سایکس-پیکو، که امیر مکه را از حقه انگلستان آزرده کرد، ملک فیصل پسر و ملک عبدالله برادرزاده شریف مکه را به ترتیب به پادشاهی عراق و اردن منصوب شدند. در عراق ملک فیصل یکم که درگذشت، پسرش غازی یکم به پادشاهی رسید (۱۹۵۱). در عراق، با ظهور ملی گرایی، کودتاهای متعددی علیه پادشاه عربستانی رخ داد. پس از مرگ او ملک فیصل دوم خردسال به پادشاهی رسید.

در اردن، انگلستان ملک عبدالله یکم را پادشاه کرد (۱۹۲۱)، و به اردن استقلال داد. ملک عبداله ترور شد و پسرش طلال ابن عبدالله بر تخت نشست که به علل بیماری روانی از کار برکنار شد و پسر نوجوان او ملک حسین شاه شد (۱۹۵۳). همزمان در مصر جمال عبدالناصر رهبر انقلابی بود که خاندان محمدعلی (ملک فاروق پدر فوزیه ملکه ایران) را سرنگون کرد (۱۹۵۲). عبدالناصر با الهام از دکتر مصدق و ملی کردن صنعت نفت ایران، کانال سوئز را ملی کرد، و پس از رییس جمهور شدن در ۱۹۵۶، برای همبسته کردن و رهبری کشورهای عرب-زبان زیر یک پرچم پان عربیسم را به وجود آورد. در اردن، پس از چهار دهه پادشاهی تحمیلی انگلستان مردم قیام کردند. آیزنهاور که تحت نفوذ انگلستان در سیاست خارجی منطقه غرب آسیا بود، و موفقیت کودتا در ایران را تجربه کرده بود، به ناوگان ششم نیروی دریایی امریکا در مدیترانه دستور مداخله برای نجات ملک حسین را داد. نیروی دریایی نگران از سلطه عبدالناصر که به شوروی نزدیک بود، قیام را سرکوب کرد و ملک حسین را دوباره بر تخت نشاند. به این ترتیب امریکا بار دیگر دست به اقدامی ضد ملی و ضد دموکراتیک و خلاف خواسته مردم یک کشور زد.

دخالت نظامی در لبنان (۱۹۵۸-۱۳۳۷)

جمال عبدالناصر با شعار سوسیالیسمِ عربی، رهبر مصر شده و تلاش برای ایجاد همبستگی سیاسی و نظامی میان کشورهای عرب-زبان زیر پرچم پان عربیسم و از میان برداشتن اسرائیل، منطقه را دچار تنش کرده بود که منجر به حمله اسرائیل هم شد. دولت لبنان به پان عربیسم عبدالناصر گرایش پیدا کرده بود، و این موضع در غرب این ترس را به وجود آورده بود که مبادا لبنان هم مانند مصر به شوروی گرایش پیدا کند.

این بار هم ایزنهاور ۱۴۰۰۰ تن از نیروهای نظامی خود را به لبنان اعزام کرد تا اپوزیسیون کمیل شمعون و نیروهای کشورهای همسایه را سرکوب کنند و جلوی هرگونه تغییر در سیاست راهبردی این کشور را بگیرند. تحرکات نظامی علنی و غیرقانونی امریکا در اردن و لبنان نشانگر فقدان یک دیپلماسی جهانی سازمان یافته باتجربه بود که دولت امریکا را وادار به عملیات خام در دخالت در امور کشورهای دیگر میکرد. پیشرانه این اقدامات ترس از گسترش کمونیسم، بویژه در خاورمیانه که مهمترین منبع انرژی جهان را در خود داشت بود. شاید هنوز احساس گناه از دست دادن برلین به شوروی ایزنهاور را وادار به واکنش سریع میکرد.

حمله ناشیانه به کوبا (۱۹۶۰-۱۳۳۹)

جان کندی رییس جمهور دموکرات امریکا، مردی خردمند و آزاده بود، و درباره دموکراسی و آزادی کشورها شبیه هری ترومن میاندیشید. برای مثال، در مورد ایران، برای جلوگیری از شورش مردم ناراضی علیه شاه که می توانست دست کمونیستها و شوروی را باز گذارد، پیشنهاد اصلاحات اقتصادی و سیاسی و روی کار آمدن یک دولت ملی بجای نظامی را به شاه کرد. کشور کوبا پس از چند سال مبارزه با دیکتاتوری سرانجام به رهبری فیدل کاسترو انقلابی کمونیستی کرده و رژیم دیکتاتوری فولگنسیو باتیستا را سرنگون کرده او را فراری داده بود.

در آغاز شکل گیری دولت انقلابی و قول دموکراسی، دولت امریکا نظر مساعد نشان داده بود، ولی با قانونی شدن حزب کمونیست و اعدام بیش از ۳۲۰۰ تن از مخالفان و افراد رژیم گذشته (برخی مراجع اعدام ها را بین ۴۰۰۰ تا ۳۲۰۰۰ تخمین زده اند)، اوج گرفتن فراریان و مهاجران، مصادره هزاران هکتار زمین های امریکاییان کشاورز در کوبا، سیاست امریکا نسبت به جمهوری کاسترو تغییر کرد. از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴، تحریم های اقتصادی زیادی علیه کوبا وضع و حساب های کوبا در امریکا مسدود شدند. در سال ۶۰، کوبا با شوروی پیمان بازرگانی و همکاری بست. سازمان کشورهای امریکایی کوبا را اخراج و با تحریم کوبا روابط خود را قطع کردند. بحران انتقال موشک های بالیستیک از شوروی به کوبا در سال ۶۲ رخ داد که پرزیدنت جان کندی با تهدید کردن نیکیتا خروشچف رهبر شوروی خطر را رفع کرد. از آن پس رژیم کوبا با امضای یک پیمان همکاری و بازرگانی به شوروی وابسته شد.

در ماه مارس سال ۶۰، ایزنهاور طرح سازمان سیا را برای آموزش و تجهیز حدود ۱۴۰۰ تن از دهها هزار از پناهندگان کوبایی در استان فلوریدا را برای حمله به کوبا و براندازی رژیم کاسترو تایید کرد. حمله در آوریل ۱۹۶۱، در دوران ریاست جمهوری جان کندی اجرا شد. طبیعی بود که امریکا از حضور یک رژیم کمونیستی در ۱۴۰ کیلومتری خود و تاثیرگزاری آن بر کشورهای دیگر امریکای جنوبی نگران باشد. جمعیت زیادی از مهاجران کوبایی در فلوریدا منتظر فرصتی برای بازگشت به میهن خود بودند.

سازمان سیا که هنوز تجربه اش در اعمال سیاست جهانی امریکا و عملیات پنهانی ژرف نبود، بی اینکه شبکه اطلاعاتی و امنیتی چندانی در درون کوبا داشته باشد، شکست سختی در این ماجراجویی خورد. سازمان سیا مخالفان دولت کاسترو را با اسلحه و کشتی و پشتیبانی هوایی تجهیز کرد، و بدون اطلاعات قابل اعتمادی درباره آنچه در کوبا می توانستند انتظار داشته باشند، حمله اجرا شد. این جنگ که به نبرد خلیج خوکها معروف شد، تلفات زیاد و شکست خفت باری برای مخالفان کاسترو داشت و چون لکه ننگی بر پیشانی سیاست خارجی امریکا نقش بست.

کودتا در جمهوری دومینیک (۱۹۶۳-۱۳۴۲)

جمهوری دومینیک در جزیره هیسپانیولا در دریای کارائیب قرار دارد، که نیمه خاوری این جزیره جمهوری دومینیک و نیمه باختری کشور هائیتی است. دومینیک ۳۲۰۰ کیلومتر با مرز امریکا فاصله دارد. مردم دومینیک در انتخابات ۱۹۶۳، خوان بوش را به ریاست جمهوری انتخاب کردند. بوش یک ملیگرای مستقل و محبوب مردم بود. از آنجا که بوش خواستار حسن همجواری و تعامل با کوبا بود، رئیس جمهور امریکا، لیندن جانسون (دموکرات)، بوش را به وسیله ارتش دومینیک سرنگون کرد و دونالد ریه کابرال را به کرسی ریاست جمهوری نشاند.

بدنه ارتش دومینیک که طرفدار بوش و از این کودتا ناراضی و خشمگین بودند، کابرال را سرنگون کردند. امریکا به بهانه اینکه براندازی توسط عوامل فیدل کاسترو انجام گرفته، با اعزام لشگر ۸۲ هوابرد به دومینک، کابرال را دوباره به ریاست جمهوری نشاندند.

این عملیات نشانگر بی اعتنایی دولت امریکا به خواست مردم کشورهای دیگر، و سیاستش ۱۸۰ درجه در جهت مخالف قانون اساسی کشور و هواداری از دموکراسی و حقوق بشری بود که امثال ابراهام لینکلن، هری ترومن و جان کندی بر آن اصرار داشتند. ظاهرا موفقیت عملیات براندازی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، در ایران، برخی سیاستمداران امریکا روش جدیدی را بدون همکاری انگلستان برای براندازی دولتهای مستقل و مردمی یافته بودند.

جنگ ویتنام (۱۹۶۴-۱۳۴۳)

پس از جنگ جهانی یکم، هندوچین، شامل ویتنام، کامبوج و لائوس، مستعمره فرانسه بود. در دسامبر ۱۹۴۶، ویتنام به رهبری هوشی مین علیه استعمار فرانسه وارد جنگ شد که تا اوت ۱۹۵۴ به درازا کشید و سرانجام در نبرد دین بین فو فرانسه بشدت شکست خورد و برای حفظ ویتنام جنوبی درخواست صلح کرد. در پیمان صلح ژنو مقرر شد که پس از خروج فرانسه از ویتنام، هیچکدام از دو بخش ویتنام شمالی به رهبری هوشی مین، و ویتنام جنوبی به رهبری نگودین دیم اجازه حضور نیروهای نظامی هیچ کشوری را در ویتنام ندهند. ولی فرانسه با توجیه خطر کمونیسم چینی، امریکا را وادار کرد که ۹۰۰ مستشار نظامی امریکایی خود را در ویتنام جنوبی باقی بگذارد.

در سال ۱۹۶۰، امریکا نگودین دیم را تحریک کرد که به ویتنام شمالی حمله کند. در همان سال مردم ویتنام جنوبی علیه حضور امریکا قیام کردند. جان کندی که رییس جمهور شد، مستشاران امریکا را به ۱۰۰۰ و سپس به ۱۵ هزار تن افزایش داد. در اکتبر ۱۹۶۳، ارتش ویتنام با کمک سازمان سیا نگودین دیم را برکنار کرد و کُشت. سه هفته بعد، جان کندی کشته شد.

رییس جمهور جدید امریکا، لیندن جانسون (دموکرات) در تابستان ۱۹۶۴ (۱۳۴۳)، با یک درگیری ساختگی در خلیج تونکین، به بهانه نقض مقررات بین المللی آبهای آزاد، با مصوبه کنگره امریکا دستور حمله به ویتنام شمالی را داد. جانسون چنان با سرعت نیروهای نظامی امریکا را افزایش داد که تا ۱۹۶۵، پانسد هزار نیروی نظامی امریکایی درگیر جنگ با ویتنام شمالی شده بود.

افزایش تلفات امریکا و موج فزاینده نارضایتی مردم امریکا و خودداری جوانان از اعزام به جبهه جنگ، همراه با ۲۰ میلیارد دلار هزینه جنگ، باعث شد که جانسون برای دور دوم انتخاب نشود.

در سال ۱۹۷۵ (۱۳۴۳)، پس از یازده سال جنگ بی حاصل، ریچارد نیکسون (جمهوری خواه) در سال واپسین ریاست جمهوری خود، مجبور شد دستور عقب نشینی بدهد که هوشی مین در پی آن تمامی ویتنام را تصرف کرد و امریکاییان با شتاب وصف ناشدنی ویتنام را ترک کردند. در این جنگ امریکا ۵۰ هزار کشته و ویتنام ۳ میلیون کشته دادند. جنگ ویتنام نشانگر ناآگاهی امریکا از شرایط حاکم بر آسیای جنوب خاوری، ویتنام، قدرت چین و شرایط سیاسی و فرهنگی در آن کشورها بود. جنگ ویتنام چون لکه ننگی بر پیشانی سیاست خارجی امریکا میدرخشد.

حمله به کامبوج (۱۹۷۰-۱۳۳۹)

در سال ۱۹۷۰، ریچارد نیکسون با مخالفت و اعتراض گسترده، بویژه در جامعه دانشگاهی، علیه جنگ ویتنام مواجه شده بود که روز بروز خشونتبارتر می شد و نتیجه یا پایانی بر آن متصور نبود. نیکسون به بهانه اینکه میخواهد جبهه دیگری علیه کمونیست های آن منطقه باز کند تا ارتش امریکا فرصت یابد از ویتنام خارج شود، به کامبوج در همسایگی ویتنام حمله کرد. اعتراضات دانشجویان گسترده تر شد و در دانشگاه اوهایو چند دانشجو در رویارویی با نیروهای امنیتی کشته شدند. در پی آن، کنگره امریکا علیه حمله و اشغال کامبوج رای داد و نیکسون مجبور شد در زمستان ۱۹۷۱ نیروهای امریکا را از کامبوج خارج کند. به نظر میرسد که بی تجربگی و ناکامی امریکا در تدوین سیاستهای دیپلوماتیک برای حل مشکلات بین المللی، مست قدرت نظامی پیروز در جنگ جهانی دوم و در مسابقه تسلیحاتی با شوروی، تنها به راه حل نظامی متکی شده بود. ویتنام و کامبوج از شکست های تاریخی ارتش امریکا بشمار می آید، ولی هیچکدام درس عبرتی نشد.

دخالت در سرنگونی رئیس جمهور شیلی (۱۹۷۳-۱۳۴۲)

در انتخابات ۱۹۷۰ ریاست جمهوری شیلی، سالوادور آلینده، یک مارکسیست، بیشترین رای (۶/۳۶٪) را آورد و خرخه الساندرو رودریگز، یک محافظه کار نزدیک به امریکا را شکست داد. آمریکا که نمی توانست در اوج جنگ سرد یک دولت چپگرا را در حیاط خلوت خود بپذیرد، به اعمال فشار اقتصادی و دیپلماتیک زیادی روی دولت شیلی پرداخت. بازسازی اقتصاد شیلی توسط آلینده منجر به تورم فزاینده، کمبود مواد خوراکی و اعتصاب های فراوان شد که اقتصاد را فلج کرده بود. دو حزب بزرگ شیلی درخواست کناره گیری آلینده را کردند که او خودداری کرد.

سرانجام، در سپتامبر ۱۹۷۳، ارتش شیلی به رهبری فرمانده خود، ژنرال آگوستو پینوشه، و همکاری مستقیم سازمان سیا، به کاخ ریاست جمهوری حمله کرد. جنگنده‌های نیروی هوایی با راکت و بمب به کاخ ریاست جمهوری حمله کردند و تانک‌ها به سوی مقر ریاست جمهوری آتش گشودند. در این عملیات، سه هزار تن از یاران آینده و خود او کشته شدند و پینوشه ریاست جمهوری را برعهده گرفت. گفته شده که آلینده خودش با اسلحه خودکشی کرده بود. به این ترتیب آگوستو پینوشه، خود را به عنوان رئیس جمهور جدید معرفی کرد. گزارش‌ها حاکی از کشته شدن هزاران تن و گم شدن ده‌ها تن خبر دادند.

دخالت نظامی در آنگولا (۱۹۷۴-۱۳۴۳)

ریچارد نیکسون که در خانه دچار چالشهای متعدد و بزرگی شده بود، از جمله ماجرای واترگیت (جاسوسی حزب دموکرات) و هزینه رنگ آمیزی استخر خانه اش با پول دولت. در سالهای آخر ریاست جمهوری خود از اینکه مردم درکش نمی کنند بسیار افسرده شده بود و می خواست دست به اقدامی پیروزمندانه بزند. جنگ ویتنام و کامبوج او را منفور نسل جوان و نخبگان کشور کرده بود و به دنبال یک پیروزی در کارنامه خود می گشت.

در سال ۱۹۷۴، در کشور پرتقال یک کودتای نظامی رخ داد و دولت پرتقال با این اتهام که دست به جنگهای ناموفق در مستعمرات افریقایی خود میزند و بودجه کشور را تباه میکند سقوط کرد.

دولت امریکا این رویداد را یک فرصت دلخواه ارزیابی کرد و نیروهای خود را به آنگولا اعزام کرد تا مستعمرات پرتقال را تحت سلطه امریکا درآورد. شوروی هم به همین نیت نیروهای خود را وارد ماجرا کرد. هر دو کشور به تقویت نبروهای خود پرداختند و احتمال درگیری دو ابرقدرت افزایش یافت. اعتراضات عمومی مردم امریکا بار دیگر گسترش یافت و سرانجام کنگره امریکا به خروج نیروهای امریکا از آنگولا رای قاطع داد و نیکسون باز ناکام ماند.

حمله نظامی به گرانادا (۱۹۸۱-۱۳۶۰)

در واپسین سال ریاست جمهوری جیمی کارتر (دموکرات)، در کشور کوچک گرانادا در امریکای مرکزی، که حیات خلوت امریکا به شمار می آید، کودتایی علیه دولت وابسته به امریکا رخ داد. گرانادا جزیره کوچکی در دریای کارائیب با ۹۰ هزار جمعیت است. جیمی کارتر بیدرنگ آن کشور را تحریم اقتصادی کرد و زیر فشار گذاشت.

سال بعد، ۱۹۸۱، رونالد ریگان (جمهوریخواه) رییس جمهور جدید امریکا که در زمان او بحران گروگانگیری تهران حل شده بود، دولت مستقل گرانادا را بر نتابید و به بهانه حفاظت از شهروندان امریکا، تفنگداران نیروی دریایی امریکا را به گرانادا فرستاد و کشور را با فرود آوردن چتربازان و حمله تفنگداران نیروی دریایی اشغال کرد و دولت مورد حمایت امریکا را بر کرسی نشاند.

این حمله نظامی به یک کشور که به اندازه یک روستا در امریکا بود در عرض چند هفته به دست آمد! با احتساب پیروزی نظامی بر جمهوری دومینیک که در زمان حمله ۴ میلیون جمعیت داشت، این دومین پیروزی نظامی امریکا پس از جنگ جهانی دوم بود!

دخالت نظامی به لبنان (۱۹۸۲-۱۳۶۱)

در سال ۱۹۸۲، با حمله اسراییل به لبنان در عملیات «صلح برای گالیله»، درگیری میان حزب الله لبنان و اسراییل در اعتراض به اشغال بخشی از پلستین رخ داد. در این عملیات نيروهاي اسرائيلي لبنان را به اشغال خود درآوردند و ۱۱ هزار مبارز پلستيني و هزاران سرباز سوري را مجبور به تخليه بیروت پايتخت لبنان كردند. در این عملیات نیروهای فرانسوی، امریکایی و ایتالیایی هم وارد لبنان شدند و همراه با ۲۲۰۰ تن نیروهای فرانسوی که در لبنان مستقر بودند سازمان آزادی بخش پلستین را وادار به خروج از بیروت و عقب نشینی به تونس کردند. در آوریل ۸۳، یک انفجار بزرگ در سفارت امریکا در بیروت رخ داد که باعث کشته شدن شمار زیادی از نیروهای امریکایی و خروج امریکا از لبنان شد.

حمله نظامی به پاناما (۱۹۸۷-۱۳۶۶)

در پاناما ژنرال مانوئل نوریگا که پیشتر با سازمان سیا همکاری داشته و بعد رئیس سرویس اطلاعاتی پاناما شد، به ریاست جمهوری رسیده بود. ولی پس از رسیدن به قدرت خط سیاسی خود را عوض کرد و بنای مخالفت با سیاستهای امریکا را گذاشت. مهمترین مخالفت او خودداری از تمدید پیمان واگذاری آبراه پاناما به امریکا بود. نخست انتظار میرفت که امریکا با دیپلماسی و مذاکره یا عملیات سیاسی پنهانی نوریگا را تضعیف یا با تحریم اقتصادی-نظامی او را زیر فشار بگذارد. ولی برخلاف انتظار واکنش امریکا تند و خشن و خارج از اصول سیاست بین الملل بود. پرزیدنت جرج بوش (پدر) با این ادعا که ژنرال نوریگا یکی از قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر است، دستور حمله به پاناما و دستگیری نوریگا را داد و سپس او را به امریکا برده و با حکم حبس ابد زندانی نمود. سیاست خارجی امریکا به آدم ربایی یک رییس دولت مستقل تقلیل یافته بود.

حمله نظامی به عراق (۱۹۹۰-۱۳۶۹)

در دوران حکومت استبدادی صدام حسین در عراق، تنها پشتیبان او شوروی بود که تسلیحات و آموزش نیروهای نظامی عراق را تامین می کرد. پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۰، امریکا که می دانست عراق دیگر نمی تواند روی یاری شوروی حساب کند، تصمیم به فرو پاشاندن رژیم صدام حسین گرفت و دنبال بهانه می گشت. جرج بوش، رییس جمهور جمهوریخواه امریکا، سیاست نظم نوین جهانی را اعلام کرده بود که یکی از عناصر مهم آن تسلط بر تمام خاورمیانه و تجزیه کشورها به حکومتهای کوچکتر و قابل کنترل بود. برای جنگ یک بهانه لازم بود. عراق اول وادار به جنگ با ایران شد. پس از جنگ ایران، عراق تضعیف شده و با اقتصادی فروپاشیده روبرو شده و نیاز شدید مالی برای بازسازی عراق داشت. عراق ۳۰ میلیارد دلار به کویت و ۴۵ میلیارد دلار هم به دیگر کشورهای عرب بدهکار بود. کویت به درخواست او برای بخشش بدهی عراق پاسخ منفی داد. کشورهای خلیج پارس از جنگ عراق علیه ایران سود سرشاری برده و دارای ذخیره های ارزی ارزشمندی بودند. ذخایر نفتی کویت هم کمتر از خود عراق نبود، در صورتیکه کویت کمتر از ده درصد عراق جمعیت داشت. از سوی دیگر، صدام کویت را جزوی از خاک عراق می دانست.

سفیر امریکا در عراق، بانو آوریل گلاسپی، در پاسخ به پرسش صدام که آیا امریکا در جنگ عراق با کویت دخالت خواهد کرد، گفته بوده که این منازعه مربوط به امریکا نیست، ولی حاضرند میانجیگری کنند. جرج بوش هم در امریکا به صراحت گفته بود که در اختلافات مرزی عراق و کویت بیطرف خواهند ماند. عراق در تابستان ۱۹۹۰ به کویت حمله و آن را اشغال کرد. صدام به دام افتاده بود!

در پی سقوط کویت و درخواست امیر کویت برای کمک، امریکا و متحدانش اقدام به احداث یک پایگاه نظامی بسیار بزرگ و مجهز در عربستان و خلیج پارس کردند. به نظر می رسید که چنین پایگاهی تنها برای نجات کویت نیست، و برنامه های دیگری هم برای این منطقه طراحی شده است. عملیات گسترده نظامی امریکا و متحدانش به نام «توفان صحرا» با بمباران صدها هدف راهبردی در خاک عراق آغاز شد. صدام حسین مجبور به عقب نشینی و کویت آزاد شد. ولی امکانات نظامی امریکا در عربستان همچنان برقرار ماند.

این نخستین بار بود که عامل "فریب" هم وارد سیاست خارجی امریکا شده بود. اکنون دیگر خاورمیانه هم مانند دریای کارائیب حیاط خلوت امریکا بشمار می آمد.

عملیات نظامی در سومالی (۱۹۹۲-۱۳۷۱)

درگیری های داخلی در سومالی بر سر قدرت منجر به جنگ میان ژنرال محمد عیدید و نیروهای اتحاد ملی سومالی شد. برای خواباندن خشونتها، شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۹۹۲، سومالی را تحریم تسلیحاتی کرد. قحطی سومالی را فرا گرفت و شمار زیادی از مردم دچار گرسنگی و بی خانمان شدند. پرزیدنت جرج بوش (پدر) به بهانه کمک رسانی به گرسنگان و کمکهای حقوق بشری، ۲۸ هزار نیروی نظامی را وارد سومالی کرد. هدف اصلی امریکا جلوگیری از سلطه شوروی و به کرسی نشاندن دولتی طرفدار امریکا بود.

ژنرال عیدید وارد جنگ مستقیم با امریکا شد و تلفات سنگینی به نیروهای امریکایی وارد آورد. افکار عمومی امریکا به هیجان آمد و موج گسترده ای از اعتراضات علیه سیاست جرج بوش براه افتاد تا اینکه کنگره مجبور شد دستور به خروج نیروهای امریکایی از سومالی را بدهد. این ماجرا یک سرافکندگی دیگر برای سیاست خارجی امریکا بود که همیشه خالی از تدبیر سیاسی و بدون امکان سنجی دست به ماجراجویی های شکست خورده می زند.

حمله نظامی به هائیتی (۱۹۹۴-۱۳۷۳)

در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون (دموکرات)، ژنرال رائول سدراس، رهبر ملی گرایان مخالف سلطه امریکا علیه رییس جمهور اریستید که مهره وفادار امریکا بشمار میرفت، کودتا کرد. اریستید یک روحانی بود که برای نخستین بار در هائیتی در یک انتخابات چند حزبی آزاد به ریاست جمهوری برگزیده شده بود. ارتش که تا انتخابات از اریستید پشتیبانی میکرد، نتیجه آن را که گزینش اریستید بود برنتابید. ریاست جمهوری اریستید بیش از هفت ماه نپایید و نظامیان به رهبری ژنرال سدراس او را برکنار و از کشو فراری دادند.

بیل کلینتون، رئیس جمهور امریکا بیدرنگ دستور داد هائیتی محاصره دریایی شود، و از سدراس خواست که اریستید به کرسی قدرت باز گردانده شود. ژنرال سدراس که نمی خواست در کشور جنگ وخونریزی شود، شرایط امریکا را پذیرفت و خود هائیتی را ترک کرد.

حمله و تصرف عراق (۲۰۰۳-۱۳۸۱)

از زمان جنگ توفان صحرا، امریکا و انگلستان (جرج بوش پسر و تونی بلر) و وزیر دفاع امریکا، عراق را متهم به داشتن زرادخانه اتمی و بمب های شیمیایی می کردند و درخواست داشتند که عراق اجازه بازدید به بازرسان آژانس انرژی اتمی و سازمان ملل را بدهد. عراق اجازه بازدیدها را نداد و توسط شورای امنیت تحریم اقتصادی و تسلیحاتی شد. آلمان نه تنها سلاح شیمیایی به عراق داده بود که مشغول طراحی و ساخت یک توپ قدرتمند دورزن برای صدام بود. در اکتبر ۱۹۹۴، بدون مصوبه شورای امنیت، امریکا (بیل کلینتون) عراق را هدف حمله موشکی قرار داد تا نیروهای نظامی عراق مستقر در نزدیکی مرز کویت عقب نشینی کنند، که با اعتراض روسیه و چین و فرانسه روبرو شد.

در سپتامبر ۱۹۹۶، عراق به منطقه ممنوعه شمال کشور (کردستان عراق) حمله و شهر اربیل را تصرف کرد. ارتش امریکا با موشک های کروز و تاماهاک تاسیسات راهبردی عراق را هدف قرار داد. سرانجام صدام حسین شرط خروج از اربیل را برای توقف حمله های موشکی پذیرفت.

در پی این رویداد، کمیسیون خلع سلاح "آنسکام" درخواست بازدید از کاخ های صدام حسین را کرد و بازرسان خود را راهی عراق نمود، که صدام از ورودشان جلوگیری کرد. شلیک چند موشک دیگر صدام را وادار به تمکین کرد. امریکا و انگلستان (بیل کلینتون و جان میجر) در طی سالهای ۹۲ تا ۹۹، دهها بار به عراق حمله هوایی، بمباران و موشک پرانی کردند.

در ۱۹۹۸، بیل کلینتون که عراق را تهدیدی برای هم پیمانان عرب امریکا می دانست، لایحه آزادسازی عراق و تغییر رژیم را برای "پیوستن به خانواده جهانی" امضاء کرد. در پی آن عملیات "روباه صحرا" انجام شد که در آن در طی سه روز کلیه کارخانه های تولید سلاح عراق نابود شدند.

در سال ۲۰۰۱، نو محافظه کاران در امریکا روی کار آمدند، و جرج بوش پسر رییس جمهور شد. در شرایط آن روزها بسیاری از تحلیلگران در حالیکه امریکا در حال برنامه ریزی برای یک حمله گسترده زمینی به عراق بود، بر این باور بودند که یک شورش محدود مردمی هم میتواند صدام حسین را پایین بکشد.

در سال ۲۰۰۲ جرج بوش در سخنرانی خود در کنگره امریکا، ایران، عراق و کره شمالی را "محور شرارت" خواند، و در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله زمینی کرد. ارتش عراق در هم شکست و تسلیم شد. صدام حسین هم که پنهان شده بود دستگیر و تحویل دولت موقت عراق داده شد که او را به جرم جنایتهایی که علیه مردم عراق کرده بود، محاکمه و سرانجام اعدام کرد. امریکا پس از اشغال عراق و گماشتن یک حاکم موقت امریکایی (جی گارنر) که یک ژنرال بازنشسته بود، ارتش عراق را منحل کرد، که یکی از بزرگترین اشتباه های راهبردی امریکا در عراق بود.

دخالت نظامی در لیبی (۲۰۱۱-۱۳۸۹)

پس از آغاز جنگ داخلی لیبی علیه معمر قذافی، قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت با پیشنهاد ائتلافی از چند کشور صادر شد. در مارس ۲۰۱۱ لیبی محاصره دریایی شد و تانکهای ارتش لیبی هدف موشکهای امریکا و انگلستان و بمباران نیروی هوایی فرانسه قرار گرفت. در طی عملیات، شمار کشورهای درون ائتلاف به ۱۹ عضو ناتو رسید که عملیات پرواز ممنوع و رساندن تسلیحات را انجام می دادند. این عملیات تا دستگیری و مرگ معمر قذافی ادامه داشت. در اکتبر ۲۰۱۱، ناتو به عملیات پایان داد.

حمله به پاکستان برای دستگیری اسامه بن لادن (۲۰۱۱-۱۳۹۰)

در ماه مه ۲۰۱۱، نیروهای ویژه نیروی دریایی امریکا، بدستور باراک اوباما، رییس جمهور امریکا، برای انجام نقشه ای از پیش طراحی شده ای، بدون آگاهی دولت پاکستان، به ایبت آباد در ۵۰ کیلومتری شمال اسلام آباد، به مقر زندگی اسامه بن لادن رهبر عربستانی گروه تروریستی القاعده، که خود امریکا و انگلستان برای مبارزه با شوروی در افغانستان در دهه ۱۹۹۰ ایجاد کرده بودند، حمله و در یک رویارویی او را کشتند.

راهبرد عملیات تروریستی بجای نظامی (1979-1989)

در دوران اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروی (۱۳۵۸-۱۳۶۸)، امریکا و انگلستان در پی راهی بودند که بدون درگیری مستقیم، افغانستان را برای شوروی پرهزینه کنند. رو در رویی نظامی دو طرف میتوانست به جنگی بسیار گسترده و پر تلفات منجر شود. ام آی ۶ انگلستان و سازمان سیا طرحی را عملیاتی کردند، که اسامه یکی از ۵۴ پسر ثروتمندترین پیمانکار ساختمانی عربستان که فوق لیسانس مهندسی مکانیک و ماجراجو بود، را راضی کردند که گروهی جهادی را برای رویارویی چریکی با شوروی سازمان بدهد. هزینه پروژه را عربستان پرداخت کرد و تشکیلات القاعده که نامش اشاره به نام پایگاه نظامی آنها "قاعده الجهاد" میباشد تشکیل شد. هرچند شوروی عمدتا با جنگهای چریکی گروههای مجاهد افغانستانی مانند احمد شاه مسعود، گلبدین حکمتیار، ژنرال دوستم به عقب رانده شدند، و ضربه نهایی را فروپاشی شوروی از درون وارد شد که باعث فراخوانی نیروهای شوروی از افغانستان گردید.

القاعده کاربرد موثری برای کنترل اقدامات ضد غربی و ایجاد عدم تعادل در کشورها بود، ولی همچنان که بزرگتر و گسترده تر شد و شمار پیروان و مراکز آنها زیادتر شد مایه دردسر برای امریکا شد. حمله به برج های دو قلوی نیویورک، هرچند که گمان غالب میرود که گروههایی

در امریکا از آن آگاه بوده اند، ولی بهر حال برای رییس جمهور آمریکا رفتارشان ناپذیرفتنی شده بود و باید از بین میرفتند. تولد القاعده گمان میرود که باعث یا مشوق گروههای تروریستی دیگر مانند طالبان، الشباب، النصره، و سرانجام داعش شده باشد که برخی از آنها برای غرب جانشین القاعده شده اند تا برای رسیدن به هدفهایی راهبردی که نیاز به بی ثبات کردن برخی کشورها است نیازی به لشگرکشی نداشته باشند.

طرح تجزیه سوریه، عراق و ایران با کاربرد داعش (۲۰۱۳-۱۳۹۲)

نیروهای حکومت اسلامی وارد سوریه شدند و در ۸ آوریل ۲۰۱۳ نام «دولت اسلامی عراق و شام» را بر خود نهادند و از آن پس با نام مخفف داعش معروف شدند. آنها به سرعت بخش‌هایی از شمال شرقی سوریه را تصرف و شهر رقه را به عنوان پایتخت خود انتخاب کردند. سپس به عراق حمله کرده موفق شدند شهر رمادی را تصرف کنند.

در خرداد ۹۳، داعش با افراشتن پرچم "داعش خراسان" در سوریه اعلان جنگ به ایران داد. من بیدرنگ در ۲۳ خرداد ۹۳، مقاله ای زیر عنوان "چالش عراق و خطر داعش برای ایران" نوشتم و ضرورت ورود ایران را به عراق و سوریه و خاموش کردن خطر داعش نوشتم، که خوشبختانه با وجود دریافت انتقادهایی، این کار انجام شد، هرچند که هنوز خطر داعش از خاور ایران وجود دارد.

داعش یک ماه بعد (تیر ۱۳۹۳) ادعای خلافت اسلامی جهانی را کرد. آنها در ماه‌های بعد نیز پیشروی‌های زیادی داشته و تا خرداد ۹۴ حدود نیمی از خاک سوریه و بخش‌های شمال غربی عراق را در تصرف خود بگیرند که اوج آن تصرف بسیار آسان شهر مهم موصل که بزرگترین پادگان نظامی عراق در آن مستقر بود.

تسلیم بی قید و شرط ارتش عراق در موصل و برجا گذاشتن همه تسلیحات سنگین زرهی آنهم بدستور تلفنی شخصیتی در بغداد، معنای عملیات داعش را از ماهییت تروریستی به یک توطئه بین المللی تغییر داد. در خبرهای بعدی فاش شد که انبوه تسلیحات سنگین زرهی امریکایی از راه ترکیه به داعش تحویل داده میشود، در خاک ترکیه پایگاه آموزشی و بیمارستان صحرایی برای داعش برپا کرده اند و در خاک اسراییل هم بیمارستان صحرایی برای مداوای زخمیان داعش برپا شده است. هلیکوپترهای نظامی امریکا به بهانه کمک به مدافعان سوریه (مخالفان سوری بشار اسد) بسته های کمکهای نظامی را یکی برای آنها و یکی برای داعش می انداختند.

در سوریه و عراق، داعش به نیابت از کشورهای پشتبان خود (امریکا، انگلستان، اسراییل، عربستان و ترکیه) برای کنترل و تجزیه سوریه و عراق و بی تردید سپس ایران می جنگیدند.

شرکت و رهبری امریکا در عملیات تروریستی داعش در خاورمیانه، در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما که مشهور به صلح دوستی و حقوق بشر بود؛ بویژه وقتیکه جایزه صلح نوبل را در آستانه ریاست جمهوری پیش از اینکه کاری برای صلح جهانی کرده باشد به او اعطا کرده بودند، و نیز در سخنرانی او در تابستان ۱۳۸۸، که دستش را به حکومت ایران دراز کرد نه مردم معترض ایران، نشان داد که سیاست راهبردی امریکا همیشه در دست رییس جمهور نیست.

نتیجه گیری:

امریکا روزی نماد دموکراسی و آزادی و حقوق بشر، و آغوشی برای پناهندگان از کشورهای استبدادی و فاسد و خشونتگرا بود. تا اواسط سده بیستم هم بدور از آلودگیهای سیاسی که اروپا به آن گرفتار بود، کمابیش این ویژگی خود را حفظ کرده بود. اروپا طی سده های طولانی از میان تعصبات مذهبی و آتش و خون و جنگ و رقابت های سرزمینی بیرون آمده و در سده بیستم خود را یافته به همگرایی و منافع مشترک روی آورد. ولی امریکا از پایان جنگ جهانی دوم بتدریج نغییر ماهیت داد؛ البته با ترغیب و هدایت سیاست خارجی بریتانیا، به دخالت در امور داخلی کشورهای عمدتا خاورمیانه، آنهم نه همیشه مثبت، پرداخت.

پشتیبانی آغازین امریکا از حق مهاجرت یهودیان به پلستین و ایجاد کشور مستقل اسراییل توسط سازمان سهیونیسم جهانی، و مهاجرت گسترده آنان به امریکا قدرت و نفوذ آنان را در جامعه مالی و سیاسی امریکا بشدت افزایش داد، و به تدریج امریکا را از مسیری که پدران جمهوری برای کشور ترسیم کرده بودند منحرف کرد. امروزه سیاست خارجی امریکا بطور عمده توسط گروههای فشار قدرتمند مالی، بویژه پیروان ثروتمند مسیحی اوانجلیسیم و سهیونیسم، که بر سیاست خارجی امریکا چنگ انداخته اند هدایت میشود. این روش نوین راهبرد سیاسی و بکارگیری قدرت مالی و نظامی که تا فروپاشی شوروی در راستای خنثی کردن نفوذ و قدرت کمونیسم به کار گرفته می شد، اکنون بیشتر در راستای نقشه های این دو گروه فشار مدیریت میشود و امریکا دیگر آن امریکای دموکرات مردم گرای پشتیبان مردم و محبوب ملتها نیست. بنابراین، کشورها در تعامل با این کشور باید هشیارانه عمل کنند. افت شدید سالهای اخیر در کیفیت سیاسی نهادهای ریاست جمهوری و کنگره در امریکا نشانگر روند افول قدرت معنوی و شایستگی امریکا در رهبری جهان است.

تهران - زندان اوین

۲۰ آبان ۱۳۹۶خ

Emadedin_Baghi.jpgدر پی انتشار گفتگوی اینجانب با پایگاه خبری انصاف نیوز در تاریخ تاریخ 14بهمن96 برابر با 3 فوریه 2018 پیرامون مسئله موسوم به دختران خیابان انقلاب و بر چوب آویختن روسری ها در اعتراض به حجاب اجباری ( https://goo.gl/WNEf8c ) یکی از روحانیون محترم جناب آقای محمدرضا نایینی که هموند یک گروه مجازی مشترک با نگارنده هستند ایراداتی را مطرح فرموده و درخواست پاسخ داشتند که توضیحات کوتاهی تقدیم شده است. ابتدا نوشته ایشان سپس توضیحات در پی می آید:

جناب آقای عماد الدین باقی

سلام علیکم؛

پیرو بیاناتی که پیرامون "ضروری" نبودن حکم حجاب بیان داشته اید ذیلا نکاتی را به عرض مبارک می رسانم:

1- واژگان "ضروری دین" تا جائی که من اطلاع دارم در عبارات قدماء؛ اصلا مطرح نبوده تا حجاب را ضروری دین بشمارند؛ اما صرف نظر از این واژگان، در کتب قدماء و متأخران اصحاب، برخى از امور به عنوان اموری که روا دانستن آن ها مخالفت با دین اسلام است بیان گردیده که بسیار ساده تر از "حجاب" هستند؛ به عنوان نمونه می توانیم به کتاب های مقنعه: ص ۸۰۱ و نهایه ی شیخ طوسی ره :۷۱۳ مراجعه کنیم؛ ابو الصلاح حلبی ره بدون آوردن کلمه ی "ضروری"، معیار ارتداد را "اظهار شعار کفر پس از مسلمانی، به گونه ای که به انکار نبوت یا امری که از امور واضح دین است باز گردد" دانسته و انکار حکم نماز و زکات و شرب خمر را از مو جبات ارتداد دانسته است. (کافی: ص ۳۱۱).

ابو المجد حلبی ره نیز بدون نام بردن از عنوان "ضروری"، مخالفت عالمانه با حرام و حلال شرع را مصداق انکار ضروری می داند. (اشارة السبق: 144).

قاضى ابن براج مخالفت با حکم روزه را موجب خروج از دین برشمرده است.(المهذب: ج ۲ ص ۵۵۱ و ۵۵۲).

از این دست عبارات فراوانند و خلاصه ی برداشت من از این ها چنین است:

"ضروری" عبارت از : "حکمی است که انکار آن سر از انکار اسلام در آورد".

2- با تورقی ساده در کتب فقهاء اماميه در می یابیم که اصل مسأله ى وجوب حجاب در ميان آنان از مسلمات دینی بوده و آن را از احکام روشن اسلامی می دانسته اند و لذا تنها از برخی از خصوصیات آن بحث فرموده اند؛ در این مورد می توانیم به عبارات آنان در مسأله ى لباس نمازگزار و یا باب تخلی و غیر آن مراجعه کنیم که اگر مایل بودید مواردی را تقدیم خواهم نمود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

3- بنده با توجه به مطالب فوق تردیدی ندارم که وجوب حجاب از احکام ضروری اسلام است؛

برادر گرامی؛

کاش چند مورد از مواردی که فقهاء بزرگ شیعه تصریح فرموده باشند: "وجوب حجاب از احکام ضروری دین نیست" را ذکر می فرمودید؛

4- الزام قانونی به حجاب مسأله اى دیگر است که هرگز نباید با اصل ضروری بودن آن خلط شود؛

کما این که بی حجابی نیز با انکار حجاب متفاوت است.

5- بنده استفاده از کلماتی که موجب نفرت و خشم در مخالفان فکری می شوند را صحیح نمی دانم و لذا به برخی واژه هائی که به کار برده اید انتقاد جدی دارم؛

این که نظرات دیگران را "شانتاژهای عبوسان"بدانیم و یا آنان را "آدمیانی عقب مانده تر از مردمان ۱۴۰۰ سال پیش" و یا "متحجر" خطاب کنیم ابدا با روح آزاد اندیشی تناسبی ندارد.

معلوم است که: "آن چه را بر خود نمی پسندیم نباید بر دیگران روا داریم".

با احترام. محمد رضا نائینی

سلامم بر آن پیر خلقت که او

چنین بر تنت جامه ناز دوخت (کمالی)

فاضل مستطاب آقای نایینی گرامی باسلام و دعای خیر. لابد استحضار دارید که این پست ها و گروه های گپ و گعده مجازی جای بحث های جدی علمی و دامنه دار نیست و معمول و مرسوم، کامنت گذاری و ایراد جملات و نکات کوتاه است. مطلوب آن است که این نوع بحث ها به صورت مقاله استدلالی و استنادی تفصیلی نوشته و فایل آن عرضه شود و هرکس مایل بود مطالعه کند و یا کامنت بگذارد یا مقاله ای تفصیلی بنویسد ولی مقتضای این نوع موضوعات و مسایل (به ویژه وقتی به تفاوت دیدگاه هایی از نوع مورد بحث ما می رسد) ارایه کار پژوهشی است. در فضای مجازی نه تنها جای آن نیست که در نوع جمعی آن مانند گروه ما یک نوع تحمیل به دیگرانی است که شاید نخواهند درگیر یک بحث گسترده علمی شوند. به همین دلیل من هم به آن نوشته ارجاع دادم. در عین حال چند نکته را معروض می دارم و گرچه بنا داشتم صرفا به احترام درخواست حضرتعالی توضیحات را در گروه بگذارم اما چون مطلع شدم در صفحه شخصی تان انتشار عام داده اید نشر عام پاسخ هم بلامانع است.

1_بحث حجاب شرعی و قرانی و سنت پیامبر یک قضیه است و اینکه فقها چه گفته اند موضوعی دیگر است، خصوصا که در همین نوشته کوتاه بنده و شما معلوم است چقدر میان فقها تفاوت نظر وجود دارد.

2_ بحث پوشش عورت و وجوب آن بر مرد و زن یک چیز است و بحث ستر شعر و پوشش سر و گردن چیز دیگر.

3_ در احکام پوشش سر و گردن هیچ اجماعی نیست و شیخ صدوق و برخی معاصرانش بر زنان برده مسلمان حرام می دانستند و صاحب جواهر سترشعر را مطابق احتیاط می داند. ابن جنید هم قایل به عدم وجوب پوشش سر و گردن زن حر و غیر حر است. در بحث ستر هم میان ستر صلاتی و ستر غیر صلاتی میان فقها اختلاف وجود دارد. در میان غالب فقها که قایل به وجوب پوشش سر هستند(و وجوب غیر از ضروری دین بودن است) درباب شمول حکم موهای بلند (ما طال من الشعر عن الراس) اختلاف است(جواهر ج8 ص169) و محمدباقرسبزواری در کفایه الاحکام و سیدمحمدعاملی در مدارک الاحکام و نیز محمدباقر مجلسی و ملا احمد نراقی در مستند الشیعه(با عبارت: و منه یظهرالحال فی الشعر، و انه لایجب ستره کما صرح به بعضهم) و ازفقهای متاخر، مرحوم محقق داماد، در وجوب پوشش مو تردید کرده اند که مجتهد ارجمند مرحوم احمد قابل عین عبارات شان را در کتاب احکام بانوان نقل کرده اند.

4_ ادعای ضرورت به معنای مصطلح فقهی امروز ابداع برخی فقیهان متاخر است ولی آنچه قول فصل است آیات قران کریم است. در قران آیه ای به معنای آیه حجاب نداریم و حجاب در آیه 53سوره احزاب موسوم به ایه حجاب، به معنای پرده جدا کننده حجله خواب از حضور غیر است و آیات دیگر هم دلالتی صریح بر وجوب عام حجاب به معنی پوشاندن موی سر ندارند. در آیه 31 نور(ولیضربن بخمرهن....) گرچه اکثر فقها در بعضی موارد مانند ـانفقوا مما رزقناکم» صیغه امر را دال بر استحباب گرفته اند اما برفرض که آیه31نور دال بر وجوب باشد برای زنان مؤمنه(قل للمومنات) است نه مطلق زنان و بلکه در مواردی(آیه 60 سوره نور) دلالت صریح بر عدم وجوب حجاب سر و شعر و حتی ثیاب در برخی از زنان مسلمان حر دارد(و یضعن ثیابهن).

5_ فرموده اید: واژگان "ضروری دین" تا جائی که من اطلاع دارم در عبارات قدماء؛ اصلا مطرح نبوده تا حجاب را ضروری دین بشمارند.. اما برخى از امور به عنوان اموری که روا دانستن آن ها مخالفت با دین اسلام است بیان گردیده که بسیار ساده تر از "حجاب" هستند. ضمن تصدیق فراز نخست، چنانکه در نامه به جناب مکارم هم متذکر شده ام مرحوم محمدباقر مجلسی در کتاب قطور حق الیقین که به تفصیل درباب ضروریات دین سخن گفته و ضروریات اسلام، ضروریات شیعه و حتی در مواردی هم ضروریات ادیان را برشمرده است و چندان گشاده دستی کرده که دهها ضروری را برشمرده و حتی وجود پل صراط را از ضروریات اسلام و انکار متعه را انکار ضروری شیعه دانسته اما یکبار هم از حجاب به عنوان ضروری دین نام نبرده است. اتفاقا موارد ساده ای را ذکر کرده اند الا حجاب.

6_ منظور از ضرورت هم طیفی از وجوب تا مقوم دین و از مهم تا رکن بودن را شامل می شود که انکار مقوم دین و رکن، کفر است و چون حضرتعالی معنای دوم را اختیار فرموده اید که منکر ضروری مرتد است پس منکر حجاب اجباری کافر و مرتد است در حالی ایت الله خمینی نیز مانند کثیری از فقها منکر نماز را که اجماعا ضروری دین است کافر نمی داند مگر اینکه منجر به انکار اصول گردد ( الطهاره جلد 3 ص 328 - 327)

7_ فرموده اید: «الزام قانونی به حجاب مسأله اى دیگر است که هرگز نباید با اصل ضروری بودن آن خلط شود». الزام قانونی همان اجبار است که از تصریح بدان ابا فرموده اید و اتفاقا به استناد ضروری دین بودن آن را اجباری می کنند گرچه ضروری دین بودن هم جواز اجبار و الزام قانونی را نمی دهد اما در گفتگوی من با انصاف نیوز، محل نزاع، بحث اجبار بود و مسئله ضرورت، حاشیه ای ترین بحث بود. نکته مهم این است که حتی بر فرض احراز ضرورت(که مستندات ناصواب بودنش را در نامه معهود آورده ام) حتی ضرورت هم اجبار را توجیه نمی کند. در آن گفتگو نیز اشاره کرده ام نماز جزو ضروریات دین است اما اجباری نیست و نمی توان کسی را به موجب تارک الصلوه بودن مجازات کرد یا مانع تصدی اش در عمده امور شد چه رسد به حجاب که هیچ دلیل قرانی بر ضروری دین بودن آن نیست(نه دلایل روایی ظنی و اجتهاد بعض فقها).

8_ در پایان، به عرض عالی می رسانم که به پندار راقم، امروز حکم عقل و اهمیت حقوق و حقوق بشر و سیره مسلمانان در جهان برای تشخیص وظیفه نافذتر است. چنانکه مرحوم مطهری هم پذیرفته اند حقوق بشر حقوق فطری است و آنچه فطری و موافق فطرت است دینی هم هست و حجاب اجباری از امور فطری نیست بل مخالف آن است و هر اجباری علیه حقوق فردی و جمعی پایمال کننده کرامت انسانی است. عده ای با ادعای بدون مبنای ضرورت برای حجاب به توجیه اجباری کردن آن و در نتیجه به قطبی سازی و تعارض آلود کردن یک امر استحبابی یا وجوبی فردی، پرداخته اند که آثارش نه فقط واکنش منفی به حجاب اجباری است که به اصل دین تسری یافته است. تصادفا همین امروز(یکشنبه29بهمن) در مطبوعات دیدم که آیت الله مصباح برای چندمین بار از حجاب اجباری دفاع کرده اند. اگر پیامبر اسلام می خواست دین را اینگونه محافظت کند امروز به دست ما نمی رسید و امروزه هم با ادامه این روش ها نه از تاک نشان ماند و نه تاک نشان. بنیاد دین بر عدالت است و هرچه عادلانه نباشد دینی هم نیست و اجبار در حجاب مخالف عدالت و یک فورمالیسم فقهی است نه فقه.

از مطول و ملال آورشدن کلام پوزش می طلبم و اگر سخنی بود بهتر است در قالب مقاله عرضه شود که واقعا حجم وسیع اشتغالات فعلا مجال آن را نمی دهد و الحديث ذو شجون و به قول مولانا: اندر همه ده اگر کسی هست- والله که اشارتی تمامست.

تو کامران و پیاپی مدبران قضا - بروی تو در هر اختیار بگشایند (عبید زاکانی)

بامهر- عمادالدین باقی

یکشنبه29بهمن1396

کانال گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi

http://www.emadbaghi.com/archives/001437.php#more

021818_top.jpgاعتمادآنلاین| فاطمه رجبی

در 10 روز گذشته حوزه محیط زیست کشور حاشیه‌های زیادی به خود دیده است، از دستگیری هشت نفر از فعالان محیط زیست گرفته تا خودکشی یکی از چهره‌های شاخص آنها یعنی کاووس سید امامی در زندان. حالا هم بررسی‌ها نشان می‌دهد که چندین نفر از سرنشینان هواپیمای سانحه دیده پرواز تهران- یاسوج جزو فعالان محیط زیست کشور بوده‌اند.


این موضوع را اولین‌بار محمدرضا تابش، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس در اطلاعیه‌ای اعلام کرد. او بدون اشاره به اسامی و تعداد فعالان محیط زیست کشته شده در سانحه هوایی صبح امروز، نوشت: «حادثه تأسف‌بار سقوط هواپیما در مسیر یاسوج که منجر به جان باختن ده‌ها تن از سرنشینان و کادر هدایت‌کننده هواپیما شد، و جمعی از متخصصان متعهد و از خود گذشته محیط زیست و منابع طبیعی که در روزهای اخیر با حضور در مجلس شورای اسلامی از تلاشگران این عرصه و فعالیت‌های آن‌ها مستندا دفاع نمودند را به کام مرگ کشید، موجب تأسف و تأثر فراوان شد.»

بررسی‌های اعتمادآنلاین نشان می‌دهد که حداقل هفت نفر از کشته‌شدگان دارای فعالیت جدی در حوزه محیط زیست هستند. اسامی و سابقه فعالیت این افراد به شرح زیر است:

- محمد فهیمی؛ کارشناس حیات وحش در NGO خزندگان پارس و خواهرزاده هوشنگ ضیایی از پیشکسوتان حوزه محیط زیست

- علی فرزانه، از فعالان سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور

- سیدرضا فاطمی‌طلب، محقق کشاورزی و منابع طبیعی و عضو گروه محیط زیست دانشگاه آباده

- احمد چرمیان، عضو گروه محیط زیست دانشگاه آباده

- خلیل آهنگران، عضو گروه محیط زیست دانشگاه آباده

- مژگان نظری، دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد در رشته برنامه‌ریزی، مدیریت و آموزش محیط زیست و از فعالان این حوزه

- بهنام برزگر، سرپرست نمایندگی حفاظت محیط زیست شهرستان بیله‌سوار

اسم هفت نفر دیگر هم در فهرست کشته‌شده‌های این سانحه دیده می‌شود که با جست‌وجو در گوگل می‌توان نشانی از فعالیت‌های زیست محیطی آنها پیدا کرد، هرچند هویت آن‌ها کاملاً قابل تأیید نیست. اسامی این افراد هم از این قرار است:

- احمد نظری، دکتری تخصصی و دارای علایق پژوهشی در زمینه‌هایی مانند کنترل آلودگی محیط زیست

- غلامعلی احمدی، دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت و مدرس دانشگاه آزاد بهبهان، نویسنده مقاله برنامه‌ریزی برای تغییر رفتار در جهت حفظ محیط زیست

- سلمان شریف آذری، محقق حوزه محیط زیست

- مهدی جاویدپور، روزنامه‌نگار فعال محیط زیست

- حامد امیری مهندس کشاورزی، محقق علوم و تکنولوژی محیط زیست

- سیدبهزاد سیادتی، کارشناس ارشد زمین‌شناسی

- اردشیر راد، مهندس کشاورزی و منابع طبیعی

- مصطفی رضایی، کارشناس کشاورزی و منابع طبیعی

- علی زارع، محقق حوزه کشاورزی و منابع طبیعی

222222_021718.jpgهواپیمای تایپ ATR 72-212 متعلق به شرکت هواپیمایی آسمان، با ۶۶ سرنشین، شامل ۶۰ مسافر، سرخلبان و کمک خلبان، دو خدمه کابین، و دو مامور امنیت پرواز، در ساعت نه و بیست و شش دقیقه صبح در ۲۲ کیلومتری شمال یاسوج سقوط کرد و به احتمال قوی تمام سرنشینان آن جان سپرده اند.

این هواپیما اولین پروازش را در بیست و ششم اکتبر سال ۱۹۹۳، یعنی بیست و چهار سال و چهار ماه پیش انجام داده بود. سقوط این هواپیما در زمان طی مسیر (یعنی نه در حالت نشست و نه در حالت برخاست) اتفاق افتاده است. علامت این هواپیما EP-ATS و شماره ی پرواز آن EP3704 بوده است. مبدا پرواز، فرودگاه مهرآباد تهران، و مقصد آن فرودگاه یاسوج بوده است.

محل سقوط هواپیما طبق گزارش های دریافتی در منطقه ی قله ی «دنا» در جنوب اصفهان است. آخرین تماس رادیویی در ساعت نه و بیست و دو دقیقه و بر روی فرستنده ی VOR اصفهان بر قرار شده است. در این لحظه به خلبان اجازه ی نزول از سطح پرواز ۲۱۰۰۰ به سطح پرواز ۱۷۰۰۰ داده شده است. درست در لحظه ای که هواپیما به سطح پرواز ۱۷۰۰۰ رسید تصویر هواپیما از صفحه ی رادار حذف شده است.

نحوه ی فرود در فرودگاه یاسوج به کمک دستگاه ساده و ابتدایی NDB صورت می پذیرد و حداقل ارتفاع پرواز با دید کم، با این دستگاه، یازده تا پانزده هزار پاست (معادل سه تا چهار هزار متر). مرتفع ترین نقطه ی منطقه حدود چهار هزار و چهارصد متر است. فرود در فرودگاه یاسوج بر روی باند ۱۳ یا ۳۱ بسته به جهت وزش باد صورت می پذیرد.

وضعیت هوا در منطقه ی سقوط، برفی همراه با باد شدید بوده ولی در گزارش هواشناسی منطقه، سرعت باد ۶ نات اعلام شده و برفی بودن هوا قید نشده است. طبق گزارش هواشناسی هوایی، دید افقی در منطقه ده کیلومتر یا بیشتر بوده است.

نخستین احتمالاتِ مربوط به سقوط، بدی آب و هوا و کمبود دید خلبان بوده است. حال آن که طبق گزارش هواشناسی هوایی، دید کامل افقی وجود داشته.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

اما فیلمی که در لحظات پیش از سقوط از هواپیما برداشته شده، به شرط صحت و مربوط بودن آن به این سقوط، وضع هوا و میزان دید افقی را کاملا عادی نشان می دهد. این فیلم همچنین کاهش ناگهانی ارتفاع هواپیما و پایین افتادن ناگهانی نوک هواپیما را نشان می دهد. بعد از چند ثانیه نزول سریع، هواپیما آهسته آهسته وضعیت مستقیم و افقی خود را باز می یابد. این اتفاق در لحظات فرود افتاده چرا که چرخ های هواپیما باز است.

صدای هواپیما در لحظات نزول ناگهانی، عادی ست و جدا شدن قطعه و انفجار یا حالت غیر عادی در بیرون از هواپیما مشاهده نمی شود. علت نزول ناگهانی، قیچی باد (ویند شیر) نمی تواند باشد چون در ویند شیر کل هواپیما به طرف پایین کشیده می شود و نه نوک آن.

علت پایین افتادن نوک، از کار افتادن سیستم «الویتور» که نوک هواپیما را بالا و پایین می دهد نیز نبوده، چون بعد از شیرجه زدن، هواپیما به حالت عادی برگردانده می شود.

تنها دلیل منطقی که می توان برای افتادن ناگهانی نوک هواپیما به طرف پایین نام برد، رها شدن بارها در قسمت بار، و به طرف جلو پرتاب شدن آن ها می باشد که باعث می شود مرکز ثقل هواپیما به طور ناگهانی جا به جا شود و نوک هواپیما رو به زمین قرار گیرد هر چند، بعد از چند ثانیه، خلبان با هوشیاری و مهارت وضعیت هواپیما را به حالت عادی بر می گرداند و سقوط، دقایقی بعد از پرواز عادی اتفاق می افتد. به هر حال در صورت صحت فیلم، سقوط در هوای عادی، و با دید کافی و کامل اتفاق افتاده است.

ویدئوی مربوط به هواپیمای آسمان بنا به دلائل نامعلوم از روی یوتیوب برداشته شده است.


54D42355-825E-4256-AFEC-689CCEB45DF4.jpeg

تصویر هوایی از فرودگاه یاسوج و موقعیت آن در میان کوه ها

1B93EB55-3D2E-4CD9-A406-E659711668E4.jpeg

مسیر پرواز تهران - یاسوج

8BC1A10D-9FE4-46BB-BE1D-BCC551434B65.jpeg

نقشه فرود به کمک دستگاه در دید کم

330EC620-4305-481C-8FBF-494370C137FC.jpeg

گزارش وضع هوا در سه فاصله ی نیم ساعته. کد وضع هوا نشان می دهد که دید در منطقه خوب و سرعت وزش باد کم بوده است

jafaro-dowlatabaldi23.jpgدویچه وله: دادستان تهران گفت با مسامحه و قصور مامورین زندان در ارتباط با "خودکشی" سید‌امامی، استاد جامعه‌شناسی و فعال محیط زیست در بازداشتگاه اوین، برخورد می‌شود. او تاکید کرد تحقیقات در مورد پرونده سید امامی ادامه دارد.

جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران در جلسه شورای معاونان دادسرای تهران که روز شنبه (۲۸ بهمن/۱۷ فوریه) برگزار شد از محمد شهریاری سرپرست دادسرای جنایی خواست در پرونده فوت کاووس سیدامامی با انجام تحقیقات لازم و تحقیق از افراد مرتبط با زندانی، نسبت به هرگونه مسامحه و قصور در نظارت بر زندانی و تعقیب افراد مقصر اقدام کند.

دادستان تهران همچنین گفت که تحقیقات پیرامون این پرونده هنوز ادامه دارد. او در این ارتباط خبر داد که "قاضی ویژه‌ دادسرای جنایی به محل حادثه مراجعه کرده و ضمن تحقیق از پزشک بهداری زندان به عنوان مطلع و همچنین از مأمورین مراقب، پرونده قضایی تشکیل شد؛ اظهارات اولیای دم نیز استماع شده و تحقیقات پرونده هنوز ادامه دارد".

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

سخنان دادستان تهران در حالی بیان می‌شود که دو روز پیش از آن غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول و سخنگوی قوه قضائیه روز پنجشنبه (۱۵ فوریه/ ۲۴ بهمن) از خودکشی سیدامامی صحبت کرده و گفته بود: «پس از خودکشی از همان ابتدا بازپرس مخصوص قتل از تمام محیط‌هایی که باید، بازدید کرد و اقدامات خود را انجام داد و پزشک قانونی نیز نظر خود را اعلام کرد.»

در رد صحبت های محسنی اژه‌ای وکیل خانواده سیدامامی گفته بود که پزشک قانونی هنوز علت مرگ را در گزارش معاینه جسد اعلام نکرده است.

مسئولیت جان زندانیان بر عهده کیست؟

مرگ کاووس سیدامامی، استاد جامعه‌شناسی و فعال محیط زیست در بازداشتگاه اوین، موجی از پرسش نزد افکار عمومی، محافل دانشگاهی و سازمان‌های حقوق بشری ایجاد کرده است. دو هزار فعال مدنی در نامه‌ای سرگشاده از حسن روحانی خواستند از این مرگ ابهام‌زدایی کند و مشخص شود که مسئول جان زندانیان برعهده چه فرد و ارگانی است و پاسخگو کیست؟

علی مطهری، نایب رئیس مجلس ایران روز شنبه ۲۸ بهمن در حاشیه جلسه علنی مجلس از وزارت اطلاعات خواست در خصوص مرگ سید امامی توضیح دهد. او گفت: «وزارت اطلاعات تاکنون یک کلمه هم در این باره صحبت نکرده و این خوب نیست. ضمن این‌که رسیدگی به مساله جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است و آن‌ها باید در این باره صحبت کنند. این‌که سکوت کنند کار درستی نیست.»

فیلمی که نمایندگان مجلس دیدند

اما مقامات امنیتی و قضایی در پاسخ به این پرسش‌ها توضیحات قانع کننده‌ای نداده‌اند. آنها به فیلمی هم اشاره می‌کنند که در آن آخرین لحظات حضور سید امامی در زندان اوین را نشان می‌دهد.

کاووس سیدامامی در سلول انفرادی محبوس بوده است. سازمان اطلاعات سپاه با نصب دوربین رفتار او را تحت نظر داشته و فیلمی برای نمایندگان مجلس پخش شده شده که به گفته علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست، نشان می‌دهد "کاووس سیدامامی خودکشی کرده است".

سید حسین نقوی ‌حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس هم پس از این دیدن فیلم نتیجه گرفته است: «مسئله کاملاً روشن است چراکه آقای سیدامامی پیراهن خود را به‌صورت حلقه آماده می‌کند و خودکشی را صورت می‌دهد.» حسین نقوی حسینی تأکید کرده است که "در فیلم همه ‌چیز شفاف و گویا است".

برای بسیاری اما پرسش اینجاست که زندانبان که مسئول ضبط تصاویر بوده است چرا با دیدن این شواهد "شفاف و گویا"وارد عمل نشده یا حتی این رفتار را گزارش نکرده است؟

زندانبان کجا بوده است؟

خود دادستان تهران هم در بخشی از صحبت‌های خود به فیلم سید امامی در زندان اشاره می‌کند و می‌گوید که وظیفه زندانبان است که با رصد دوربین، چنانچه مدت حضور زندانی در مکان فاقد دوربین بیش از اندازه متعارف به طول انجامید، علت را پیگیر شود.

جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران در این رابطه ضمن اشاره به فیلم موجود، کاووس سیدامامی تاکید می‌کند: «( سیدامامی) از سرویس بهداشتی خارج شده و با در آوردن پیراهن خود و پرتاب شی به سوی لامپ، سعی در شکستن آن داشته است و چنانچه مأمور از طریق دوربین توجه بیشتری می‌کرد، با مشاهده حرکات غیرمتعارف متهم می‌توانست از خودکشی وی جلوگیری کند.»

crash_021818.jpg

در سقوط هواپیمای تهران ـ یاسوج همه ۶۶ سرنشین کشته شدند

اورنگ ایلامی رئیس دانشگاه علوم‌پزشکی استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: این هوایپما سقوط کرده است.

فرماندار بویراحمد: هواپیمای مسافربری تهران یاسوج در کوه های پادنا سقوط کرد

به دلیل مه آلود بودن هوا، اورژانس هوایی استان قادر به فرود نشد و هم اکنون با خودرو در حال اعزام به محل هستند.

کشته شدن 66 نفر از مسافران و کارکنان هواپیما

این هواپیما با 60 مسافر و شش خدمه که صبح امروز از تهران به مقصد یاسوج در حال پرواز بود 20 دقیقه پس از پرواز از رادار محو شده و در محدوده سمیرم اصفهان سقوط کرد و همگی آنها درگذشته اند.

فرمانده هوانیروز ارتش گفت: به دلیل شرایط نامساعد جوی در منطقه سمیرم، امکان پرواز بالگردها برای شناسایی منطقه وجود ندارد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مشاهدات مردمی نشان دهنده وقوع سانحه هوایی بود

علاءالدین بروجردی درباره سقوط هوایپمای مسافربری تهران یاسوج گفت: هواپیمای ATR شرکت هواپیمایی آسمان صبح امروز از رادار خارج شد و مشاهدات مردمی نشان دهنده وقوع سانحه هوایی بود.

وی افزود: این هوایپما 60 مسافر و 6 خدمه پرواز داشت.

گفتنی هوایپمای مذکور صبح امروز ساعت 8 صبح فرودگاه مهرآباد را به مقصد یاسوج ترک کرد که بیست دقیقه پس از پرواز از صفحه رادار محو شد.

babakDAd_021718.jpg▪️ در هواپیما ۱۴ فعال محیط‌زیست بوده‌اند! ▪️

از ساعت ۹ صبح که پرواز تهران-یاسوج از رادار محو شد، دهها خبر مختلف و متناقض درباره‌ی حادثه، و محل احتمالی سقوط و سرنوشت ۶۶ سرنشین هواپیما منتشر و تکذیب و بازنشر و بازتکذیب شد. هنوز لاشه هواپیما پیدا نشده، اما از ظهر آقای خامنه‌ای آب پاکی را روی دست همه ریخت: انالله و انا الیه راجعون! تمام!

🔹 در کشوری که سپاه ادعا می‌کند با «پهپاد»های فوق مدرنش، روی آسمان خلیج فارس تا اسرائیل «اِشراف اطلاعاتی!» دارد، کسی از سرداران به دنا پهپاد نفرستاد تا جان سرنشینان را نجات دهد.
کشوری که ادعا می‌کند آماده است با دنیا بجنگد، غروب نشده جستجوها را متوقف و به صبح فردا موکول کردند. این شانس دوباره‌ای است که فقط در ایران به آدمها عطا می‌شود؛ شانس دوباره‌ای برای مردن! همان که به بچه‌های سانچی داده شد!

🔹 به عبارت دیگر حتی اگر خلبان موفق شده باشد هواپیما را در یک باریکه بنشاند، و یا اگر «سقوط ناقصی» کرده باشد و سرنشینان آن هم (به لطف خدا) زنده مانده باشند، امشب عملیات جستجو تعطیل است و باید در دمای زیرصفر کوهستان، تا صبح و ظهر فردا دوام بیاورند! یکی از مسئولان که گفته شاید پیدا کردن لاشه هواپیما «چند روز» طول بکشد!

می‌بینید؟ شانس این «مردن مفت» را، مسئولان به ما مردم می‌دهند تا به راحتی از شر این جهان فانی خلاص شویم! و پیشاپیش جزو کشته‌شدگان «فهرست‌مان» می‌کنند!


🔹 برای همین اطمینان از بی‌نتیجه بودن نجات است که ظهر نشده، مقام معظم رهبری و رئیس جمهور و حتی آقای پوتین، پیام تسلیت‌شان را صادر کردند و رفتند. یعنی همه می‌دانند «نجات» و امداد و مدیریت بحران در این سرزمین معنایی ندارد. اما تا دلتان بخواهد «روش برای مردن» در اختیار شهروندان عزیز قرار دارد!

🔹 فرقی ندارد در کشتی سانچی گیر افتاده باشم، یا در جاده و زیر برف، یا در پلاسکو اسیر آتش شده باشم، و یا در زلزله زیر آوار هنوز نفس بکشم و یا جزو سرنشینان هواپیمایی سقوط کرده در کوهستان باشم. مسئولان حکومتی که درگیر بازسازی سوریه و هزینه کردن در لبنان و یمن هستند و «برادران قاچاقچی» که در حال جابجا کردن پول و کالا و موشک و پهپاد... کک‌شان هم از مرگ من و تو نمی‌گزد. تازه اگر خودشان سهمی در وقوع این مصیبت‌ها نداشته باشند، که معمولاً یک نقش‌های ریزی هم دارند!

🔺 از «تئوری توطئه» دوری می‌کنم و تا از چیزی مطمئن نباشم، اظهارنظر نمی‌کنم. اما حداقل «چهارده فعال محیط زیست» در این پرواز حضور داشته‌اند. این جای تأمل و تأسف دارد.

🔹 باری! تا الان که حدود ۱۳ ساعت از غیب شدن هواپیما از صفحه رادار می‌گذرد، به اینجا رسیده‌اند که صبح جستجو کنیم! مدیریت بحران کشور هم که فشار خونش افتاده بود، با آب قندی که دادند حالش را جا آورده‌اند و جای نگرانی نیست!
از مکزیک تا نپال، از هائیتی تا فرانسه، هیچ کجای جهان مثل ایران نیست که عملیات جستجو و امداد و نجات، با غروب آفتاب متوقف بشود یا به بارندگی که بخورند، عملیات نجات را تعطیل کنند و بروند تا فردا صبح!

🔹 حدود دو سال‌و‌نیم پیش، ۴ فروردین ۹۴ یک هواپیمای آ-۳۲۰ با ۱۵۰ سرنشین در ارتفاعات برفی رشته کوههای آلپ فرانسه، از صفحه رادار محو و در نزدیکی یک روستای دورافتاده سقوط کرد. اتفاق حدود ۱۰ صبح افتاد. ساعت ۱۵ (پنج ساعت بعد) وزیر کشور با هلی‌کوپتر در صحنه بود و از کار تیم‌های امدادی در محل سقوط بازدید می‌کرد! فقط «یک ساعت» از سانحه تا رسیدن امدادگران به آن ارتفاعات برفی گذشت. و بالاترین مقام مسئول وزارت کشور هم عصر نشده، سر صحنه بود. آلپ هم مثل دنا و زاگرس، آن ایام برفی بود. و سایر شرایط شبیه اتفاق امروز بود. اما هواپیما فقط «ده دقیقه» از دید رادارها پنهان ماند و بلافاصله محل سقوط آن رهگیری شد... همه چیز هم روی آنتن تلویزیون‌های خبری آزاد فرانسه، لحظه به لحظه پخش می‌شدند.
ماجرایش را بعدتر می‌گویم. همینقدر بگویم که برای تردد بازماندگان، ظرف یک هفته در آن ارتفاعات یک «جاده مخصوص» کشیدند!

🔹 ایرانی بودن درد دارد... در ایران «نجات» مردم بی‌معناست و مخصوص افراد خاصی است. اما مرگ برای همه رایگان است!
امشب اگر سرنشینان هواپیمای آسمان در کوههای سمیرم و کهکیلویه و بویراحمد زنده مانده باشند، مثل چادرنشینان سرپل‌ذهاب که دیشب تا زانو در آب ماندند، شب بسیار سختی خواهند داشت. دعا کنیم زنده بمانند.

🔹 هیچ انسانی لایق اینگونه «مرگ‌های تحمیلی، سریع و بدون رسیدگی و نجات» نیست. از زلزله و سیل تا سانچی و پلاسکو و هواپیما... هیچ جای این دنیا، «شانس مردن» را به این آسانی به شهروندان خود هدیه نمی‌کنند! چرایش معلوم است...
بابک‌داد

ساعت ۲۳ به وقت تهران (۱۳ ساعت پس از حادثه)
۲۹ بهمن‌ماه ۹۶


🔹 تلگرام:
🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

rahbar_021818.jpgرادیو فرانسه - آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با گروهی از اهالی استان آذربایجان شرقی گفت که مردم به رغم نارضایتی و انتقادها، از نظام جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند. او گفت مردم شاید "از شخص حقیر" هم انتقادهایی داشته باشند. خامنه‌ای به ویژه گفت که در زمینۀ عدالت مشکلات زیادی داریم و باید از مردم عذرخواهی کنیم.

خامنه‌ای گفت: "ما کاملاً در جریان ‌گله‌ها و شِکوه‌های مردم هستیم... انتقاد مردم، فقط از دولت و مجلس و قوۀ قضائیه نیست؛ نه، ممکن است از شخص حقیر هم انتقاد داشته باشند".

خامنه‌ای سپس الویت‌های انقلاب را شرح داد و از جمله گفت:

- در حوزۀ سیاست داخلی باید متن مردم را بر اقلیت‌های حزبی و جناحی ترجیح بدهیم

- در باب خدمات، باید مستضعفان را بر مرفهین ترجیح دهیم.

- در سیاست خارجی باید شرق را به غرب ترجیح دهیم: ترجیح همسایه بر دور، ترجیح کشورهایی که با ما وجه مشترک دارند بر دیگران.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

خامنه‌ای بار دیگر به نارضایتی مردم از قوۀ قضاییه اشاره کرد و گفت: "در همۀ زمینه‌ها پیشرفت اتفاق افتاده، اما در زمینۀ عدالت باید کار کنیم و باید از مردم و خدا عذرخواهی کنیم. درباره عدالت مشکل داریم"...

عذرخواهی امروز رهبر جمهوری اسلامی چه معنایی دارد؟

رضا حقیقت‌نژاد - ایران وایر

آیت الله خامنه ای امروز در سخنانی که تا اندازه ای غیرمنتظره به نظر می رسد، گفت جمهوری اسلامی در زمینه عدالت عقب مانده و باید از مردم و خدا عذرخواهی کنیم.

این سخنان عذرخواهانه از این نظر مهم است که مهم ترین شعارهای معترضان در دی ماه ۹۶، علیه سیاست های حکومتی در حوزه عدالت و شخص رهبری بیان شد.

رهبر جمهوری اسلامی ۱۹بهمن در واکنش به این رخدادها گفته بود: «مردم همان کسانی هستند که حماسه‌ی بیست‌ودوّم بهمن را به وجود می‌آورند ... مردم آن کسانی هستند که بعد از آنکه یک تعدادی اغتشاشگر وارد میدان میشوند، اگر هم اعتراضی داشتند، بمجرّدی که می‌بینند شعار اغتشاشگر را، خودشان را کنار می کشند. بعد در روز نهم دی می‌آیند در میدان شعار خودشان را می دهند. مردم اینها هستند؛ اشتباهی نگیرند مردم را.» او امروز نیز در تفسیری شبیه به همان گفت «انتقاد منافاتی با ایستادگی پای نظام اسلامی و انقلابی ندارد» ولی جملات امروز متفاوت از ادبیات قبلی است: «درباره عدالت مشکل داریم، خودمان اعتراف میکنیم. باید کار کنیم و باید از مردم و خدا عذرخواهی کنیم.»

این نخستین بار نیست که او اعتراف به کوتاهی می کند. ۱۹مهرماه۹۱، در یک سخنرانی علنی گفت: «مسئله‌ی تحدید نسل ... اشتباه بود ... مسئولین کشور در این اشتباه سهیمند، خود بنده‌ی حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد.»

این گفته ها نیز به معنای عذرخواهی تلویحی بود ولی عذرخواهی امروز او صریح تر و شفاف تر بود.

برای درک بهتر این عذرخواهی می توان یک گریز تاریخی زد به یک عذرخواهی دیگر. نهم و دهم خرداد۷۱، اعتراض های مردم محروم در محله طلاب مشهد شروع شد که به سرعت کل این شهر را فرا گرفت و در روز دوم با حضور گسترده نیروهای سپاه، سرکوب شد. بیست خرداد۷۱ آیت الله خامنه ای در دیدار با نمایندگان مجلس از مردم مشهد عذرخواهی کرد و گفت: « متأسفانه در بعضی از مطبوعات، تحلیلهای نادرستی کردند. مردم را متّهم کردند. من باید از مردم مشهد، به خاطر بعضی از تحلیلهایی که شد، عذرخواهی کنم.»

flag_021818.jpgکودک ۱۵ساله‌ای که در اعتراضات اخیر در یکی از میدان‌های ملایر پرچم جمهوری اسلامی ایران را پایین کشیده بود به ۵سال حبس محکوم شد

محمد کاظمی، نایب‌رئیس کمیسیون حقوقی قضایی مجلس و نماینده ملایر، روز یک‌شنبه ۲۹ بهمن ماه در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد با تایید این خبر گفت که در بازدید ۴ ساعته‌ای که به همراه مدیرکل زندان‌ها با هدف ارائه گزارشی از وضعیت بازداشت‌شدگان حوادث اعتراضی دی‌ماه صورت گرفت، مشخص شد که حدود چهل نفر در اعتراضات اخیر در استان همدان بازداشت شده‌اند، که در میان آن‌ها یک پسر نوجوان ۱۵ ساله نیز وجود دارد.

به گفته نماینده ملایر، این نوجوان که به جرم پایین کشیدن پرچم ایران زندانی شده است، در دادگاه بدوی به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است. کاظمی افزود با اعتراض این شخص، پرونده به مرجع تجدیدنظر ارسال‌شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

محمد کاظمی، پذیرش قرار تأمین صادره از سوی مقام قضایی و تبدیل قرارهای بازداشت به تأمین سبک‌تر و تسریع در رسیدگی به وضعیت بازداشتی‌ها را، از مهمترین خواسته بازداشتی‌ها اعلام کرد.

درپی اعتراضات مردمی که دی‌ماه سال جاری در سرتاسر ایران رخ داد، صدها نفز بازداشت و دست کم ۲۵ نفر کشته شدند.

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، روز سه‌شنبه ۱۹ دی‌ماه، آمار کل افراد بازداشت‌شده در این تجمعات را حدود ۳هزار و ۷۰۰ بازداشتی در سراسر ایران اعلام کرد.

hokoomati_021718.jpgبهروز مفید - شبکه بیان

مدتی پس از انتشار گفتگوی مرضیه برومند در برنامه «بین خودمان باشد»، سیل انتقادات به سوی او روانه شد تا جاییکه وی در مصاحبه دیگری اعلام کرد با حجاب اجباری مخالف است و تنها با مصادره حرکت دختران خیابان انقلاب مخالفت کرده.

در جریان جشنواره فیلم فجر، ابراهیم حاتمی کیا پس از دریافت سیمرغ بلورین، با انتقادات تندی، رضا رشیدپور را خطاب قرار داد چراکه در برنامه هایی که صدا و سیما تدارک دیده، آنطور که مورد نظر حاتمی کیا بوده به تعریف و تمجید از فیلم پرداخت نشده است.

بیان این مساله که طیف وسیعی از کسانی که سالها در تلویزیون و سینمای ایران پس از انقلاب 57 فعال بوده اند، سمت و سوی جناحی دارند، موضوع تازه ای نیست اما همیشه می بایست واکنش های بعضا تند و تیزی خطاب به این دست اندرکاران داده شود تا اثبات شود جامعه آگاه است و در رخوت به سر نمی برد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

انتشار سخنان این دو فرد، از این روی مورد توجه قرار گرفت چراکه شاید کمتر از ایشان انتظار می رفت که خود را وابسته به حکومت بدانند. این موضوع در ارتباط با خانم مرضیه برومند بیشتر صادق است. در ارتباط با آثار ابراهیم حاتمی کیا، جامعه مدنی کمتر حساسیت نشان می داد و موضوعاتی چون دریافت بودجه های میلیاردی، آنچنان بولد نبود گرچه همگان از این موضوعات اطلاع داشتند. اما تصوری که در ذهن عامۀ مردم صلح طلب ایرانی از او نقش بسته بود، این بود که وی شخصی است که گرچه فیلم هایش تبلیغی پررنگ در راستای اهداف جمهوری اسلامی است اما نمایش "از کرخه تا راین" و "آژانس شیشه ای" آنچنان به مذاق هنردوستان خوش آمد که سازنده این آثار را نکوهش نکرده و تنها گفتند که اعتقاداتش را به تصویر کشیده است. مضاف بر آنکه حاتمی کیا، سوابق زد و خوردهای امنیتی و نظامی با اقشار مختلف جامعه همچون مسعود ده نمکی را نداشته است.

saudiSelfi_021718.jpgپروانه معصومی - ایران وایر

یک گزارش تحقیقی و پژوهشی پلیس ایران از موفقیت برنامه‌های عربستان سعودی در ترویج «سلفی‌گری» و گرایش روز افزون مرزنشینان در استان خراسان رضوی به «وهابیت» حکایت دارد.

نتایج این تحقیق که برای کاربران خارج از ایران در دسترس نیست، در تازه‌ترین شماره «پژوهش‌نامه مطالعات مرزی» پلیس و با عنوان «جایگاه جریان سلفی- تکفیری وهابیت در بین مرزنشینان استان خراسان رضوی» منتشر شده است.

در این تحقیق کم‌سابقه، ۲۹۰ نفر از کارشناسان، مدیران، فرماندهان انتظامی و مرزبانی، دستگاه‌های قضایی و نهادهای سیاسی-امنیتی استان خراسان رضوی اعلام کرده‌اند که برنامه‌های عربستان در مناطق مرزی این استان موفقیت‌امیز بوده است.

این افراد گفته‌اند عربستان و جریان سلفی‌-‌تکفیری در اجرای برنامه‌های خود در استفاده از اهرم‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای برای نفوذ در میان مرز‌نشینان موفق عمل کرده اند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

این گزارش با تشریح موقعیت جغرافیایی مرز‌نشینان در استان خراسان رضوی، از «اشتراکات مذهبی و قومی» و «ازدواج‌های اهل سنت با ساکنان آن‌طرف مرز» به عنوان نمونه هایی از بستر‌های این موفقیت نام برده است.

پلیس ایران در پژوهش خود اعلام کرده که پشتوانه‌های مالی و تبلیغاتی سازمان يافته عربستان سعودی از اهل سنت، زمینه‌ها و بستر گسترش تفکرات سلفی‌گری در بین ساکنان این استان را فراهم کرده است.

این تحقیق هم‏چنین از راه‌اندازی گروه‌های سازمان‌دهی شده با عنوان «جماعت تبلیغی» در استان خراسان رضوی خبر داده و نتیجه گرفته است: «جوانان را به صورت آرام و کاملا هوشمندانه به سمت تفکرات سلفی و وهابی سوق می‌دهد.»

B28DF07F-76D2-46BF-99B7-D918FD054602.jpegزیتون- مهسا محمدی: «یک باره حس کردم گلوله ای از گونه راستم وارد شد از دهانم گذشت و از گونه چانه چپم خارج شد... گلوله دوم به پشت گردنم خورد، حس کردم دارم می‌میرم و شروع کردم به خواندن سوره فاتحه، حس کردم درد خیلی شدیدی دارم و به خودم گفتم اینکه درد را حس می‌کنم یعنی هنوز زنده‌ام...»

این جملات شرح ترور نافرجام حسن صبرا سردبیر هفته‌نامه عربی «الشراع» در لبنان است که به دلیل افشای آن‌چه که در ایران به ماجرای «مک فارلین» مشهور شد و در خارج از ایران آن را «ایران‌کنترا» یا «ایران‌گیت» می‌نامند، اتفاق افتاد.

مهدی هاشمی و آیت‌الله امید نجف‌آبادی اما به اندازه حسن صبرا خوش‌شانس نبود و در نهایت اعدام شدند. برخی، یکی از دلایل اعدام این دو را افشای ماجرای مک فارلین می‌دانند، هر چند دراین‌باره شواهد قطعی وجود ندارد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در دور دوم ریاست‌جمهوری رونالد ریگان در ایالات متحده، این کشور در قراردادی مخفیانه با سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و با اطلاع هاشمی رفسنجانی به فروش تسلیحات به جمهوری اسلامی ایران پرداخت. بعدها گفته شد که آیت‌الله خمینی هم از طریق احمد خمینی در جریان این معامله بود و احمد خمینی از طرف وی در جریان مذاکرات حضور داشت.

حاتمی‌کیا روی صندلی تتلو

| No Comments

بعد از تتلو، اینک نوبت «ابراهیم»!

ابراهیم حاتمی‌کیا که به خاطر نمایش «به وقت شام» برای خانواده‌های شهدای مدافع حرم به مشهد سفر کرده، با ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی و نامزد انتخابات ریاست جمهوری انتخابات اخیر دیدار کرد. در این دیدار رئیسی از او به خاطر حرف‌هایش در اختتامیه جشنواره فیلم فجر تقدیر کرد.

خبرگزاری مهر گزارش داده که رئیسی در این دیدار گفته است: «سخنان آقای حاتمی‌کیا در جشنواره فیلم فجر را کاملاً تحت الشعاع قرار داد و این سخنان برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی یک قوت قلب بود. این سخنان نشان داد خوشبختانه خط شکن‌های عرصه هنر فاخر پای ارزش‌های انقلاب اسلامی ایستاده‌اند.»

396112897.jpg

این عضو مجلس خبرگان رهبری از فیلم جدید حاتمی کیا هم تقدیر کرده است: «هجمه‌ها به فیلم «به وقت شام» نشانه تاثیرگذاری این اثر هنری است.»

ابراهیم رئیسی همچنین گفته است: «مجاهدان دوران دفاع مقدس و جبهه مقاومت باید از سوی همه اقشار مورد توجه و تقدیر قرار گیرند زیرا این افراد قهرمانان ملی هستند. دفاع از سرزمین در بین همه ملت‌های جهان جزو حماسه‌های ملی محسوب می‌شود و نسل‌های مختلف به عنوان یک افتخار ملی از آن یاد کنند، اما متاسفانه برخی در کشور ما نسبت به هشت سال دفاع مقدس چنین نگاهی ندارند.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

حاتمی‌کیا: فیلم ساختن در نفی نظام سینمای مستقل است؟

همچنین کانال تلگرام «به وقت شام» حرف‌های حاتمی کیا در این دیدار را منتشر کرده است: «آیا اگر فیلمی در نفی نظام اسلامی ساخته شود، سینمای مستقل است ولی اگر از رشادت‌ها و جانفشانی‌های این ملت سخنی بیان شود، سینمای وابسته است؟ اگر این وابستگی است، همچنان که در جشنواره فجر گفتم به وابستگی به ارزش‌ها و از جان‌گذشتگی مردم کشورم افتخار می‌کنم.»

حاتمی‌کیا در ادامه گفته است: «برخی می‌خواهند با هجمه به آثار هنری انقلابی، فیلم‌سازان جوان را دلسرد و از رویش‌های پر‌توان در عرصه هنر انقلاب اسلامی جلوگیری کنند.»

667350CF-B318-49BF-AE9F-DADE9AEB89B8.jpegنماینده مردم تهران در مجلس گفت: به صدا و سیما تذکر می‌دهم که به جای نقض حریم خصوصی شهروندان و ایراد اتهام و نقض اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصل ۲۲ قانون اساسی یک بار هم که شده از حقوق حقه مردم دفاع کنند.

محمود صادقی در نشست علنی شنبه، ۲۸ بهمن ماه مجلس شورای اسلامی در تذکر شفاهی خود گفت: ابتدا یک موضوع را به همکاران نماینده مجلس یادآور میشوم که معمولا با استناد به اصل ۱۱۰ قانون اساسی، قواعد عام حقوقی را استثنا می‌کنیم و دستگاه های زیرمجموعه و وابسته به رهبری را از شمول قوانین خارج می‌کنیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: باید تمامی اصول قانون اساسی را مد نظر قرار دهیم از جمله اصل ۱۰۷، ۱۹، ۲۰ ، بند ۶ و ۹ اصل سوم، اصل ۱۰۷ در سطر آخر مقرر شده که رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است، رهبر معظم انقلاب اخیرا فساد را به اژده های هفت سر افسانه‌ها تشبیه کرده که هر سرش را که بزنید با سرهای دیگر حمله می‌کند.

صادقی اضافه کرد: به نظر می‌رسد خارج ساختن بخشی از دستگاه‌ها و ایجاد تبعیض، خارج ساختن آنها از شمول قوانین یکی از عوامل فسادها است، همچنین به وزرای دادگستری، اطلاعات و کشور در خصوص اصول ۳۵، ۳۷ و ۳۸ قانون اساسی تذکر می‌دهم، ظرف مدت کوتاهی اخیرا چند نفر از بازداشت شدگان در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها به دلایل نامعلوم فوت کردند، مقامات قضایی به جای توجیه بی‌مبالاتی ضابطان و زندان بانان به وظیفه مقرر در اصل ۱۵۶ قانون اساسی عمل کنند و از حقوق فردی و اجتماعی و آزادی مشروع شهروندان دفاع کنند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

این نماینده مردم در مجلس دهم افزود: باید توضیح داده شود که چرا کسی که سالم بازداشت می‌شود، جنازه او را تحویل خانواده‌اش می‌دهند. همچنین به صدا و سیما تذکر می‌دهم که به جای نقض حریم خصوصی شهروندان و ایراد اتهام و نقض اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصل ۲۲ قانون اساسی یک بار هم که شده از حقوق حقه مردم دفاع کنند.

صادقی یاداور شد: بعضی از کدهایی که در برنامه اخیر صدا و سیما وجود دارد به شدت این موضوع را مسئله برانگیز می‌کند که صدا و سیما موضوع محیط زیست و بازداشت‌شدگان زیست محیطی را به بحران‌های اقلیمی و خشکسالی‌ها ارتباط می‌دهد. اتفاقا اگر چنین شبهه‌ای باشد شبهه بیشتر در مورد کسانی است که به مناطق حفاظت شده محیط زیست تعرض می‌کنند.

khamenei-1212.jpgدویچه وله: رهبر جمهوری اسلامی می‌گوید، به انتقادهایی که از او می‌شود واقف است و از دولت، مجلس و قوه قضائیه نیز انتقادهایی وجود دارد. او همچنین گفت، مردم گله‌مندند ولی به نظام اعتقاد دارند.

رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی در تهران گفت، از انتقادها و گلایه‌های مردم نسبت به برخی مسائل کاملا آگاه است و انتقاد "هیچ منافاتی با ایستادگی پای نظام اسلامی و انقلابی برآمده از پایداری ملت و فداکاری صدها هزار شهید ندارد."

آیت‌الله علی خامنه‌ای گفت: «نه فقط از دولت و قوه قضائیه و مجلس، بلکه ممکن است فردی از شخص حقیر نیز انتقاد داشته باشد.» او در همین حال هشدار داد: «خطاست که برخی تصور کنند به اسم انقلاب باید به همه‌چیز و به همه حوادث و بخش‌های نظام اسلامی زبان انتقاد و اعتراض داشت.» او تصریح کرد که به رغم انتقادها مردم با نظام جمهوری اسلامی مخالف نیستند.

خامنه‌ای از مهم‌ترین دستاورد انقلاب ایران که به بیان او، "تبدیل نظام طاغوت به نظام مردم‌سالار" و در پی آن "پیشرفت در عرصه‌های مختلف" است تقدیر و در عین حال اقرار کرد که ایران "در زمینه عدالت" عقب مانده است.

او بر "ضرورت عذرخواهی‌" به خاطر عقب افتادن در زمینه عدالت" تأکید و ابراز امیدواری کرد که "با همت مسئولان و مردم در این زمینه نیز پیشرفت حاصل شود."

خامنه‌ای یادآور شد: «اگر به جوانان اهمیت بیشتری دهیم، از شدت استعداد و ابتکار، آماده پرواز و اوج‌گیری هستند ولی ما مسئولان قدری در این زمینه کوتاهی داریم و باید همت و تلاش بیشتری صورت پذیرد.»

او "حرکت به سمت اشرافی‌گری"، "دل سپردن به طبقات مرفه به جای توجه به مستضعفان و قشرهای ضعیف"، "تکیه و اعتماد به خارجی‌ها به جای تکیه بر مردم" و "بی مبالاتی به بیت‌المال" را نمونه‌های حرکت در مسیری ارتجاعی و بازگشت به اوضاع قبل از انقلاب خواند.

خامنه‌ای روی کار بودن "آدم‌های سابقا انقلابی" اما عوض‌شدن خط و راه انقلاب را به معنای ارتجاع دانست و گوشزد کرد: «انقلاب یعنی دگرگونی، تغییر مسیر و حرکت به سمت اهداف والا که اگر این اهداف فراموش شود، انقلاب معنایی ندارد.»

او همچنین برداشت "منفی از تعبیر انقلابی" را نکوهید و گفت، نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی باید محترم بماند و "انقلاب بدون نظام" امکان تحقق نخواهد داشت.

تأکید بر اقتصاد

آیت‌الله خامنه‌ای اقتصاد را اولویت کنونی کشور نامید و گفت، همکاری با همسایگان ایران، کشورهای شرقی و آن‌هایی که با ایران منافع مشترک دارند ترجیح دارد. او "اشتغال و تولید" را اولویت‌های کنونی اقتصاد ایران خواند.

راه اساسی مشکلات اقتصادی به بیان خامنه‌ای تکیه بر ظرفیت‌های درونی است و "رونق اقتصاد داخلی نیازمند صادرات خوب" و "جلب سرمایه‌گذاری خارجی" است به نحوی که "سررشته و تدبیر کار" در دست مدیران داخی باشد و "کار به بیگانگان سپرده نشود."

اعتراضات دی‌ماه سال ۹۶ که به‌سرعت از مشهد به بسیاری از شهرهای ایران سرایت کرد از انتقاد از وضعیت معیشتی آغاز شد و بعد نظام جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای، رهبر آن را نشانه گرفت.

منتقدان می‌گویند، در این نظام آزادی فعالیت سیاسی، بیان و عقیده وجود ندارد و حتی اصل برگزاری اجتماعات که در قانون اساسی تصریح شده نیز محترم شمرده نمی‌شود.

برجام و دفاع از برنامه موشکی

رهبر جمهوری اسلامی به توافق ایران در زمینه برنامه اتمی اشاره کرد و گفت: «در قضیه مذاکرات هسته‌ای به آن‌ها اعتماد کردیم اما سودی نبردیم.»

او همچنین از محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران تشکر کرد و گفت، او "با خباثت آمریکایی‌ها و به نعل و به میخ زدن اروپایی‌ها، برخورد خیلی خوب و قوی دارد که این راه باید ادامه یابد."

خامنه‌ای با اشاره به مخالفت جامعه جهانی با برنامه موشکی ایران گفت: «بدون لحظه‌ای تردید، کشور باید به سمت هر چیزی که برای دفاع نیاز دارد حرکت کند، ولو همه دنیا مخالف باشند.»

او کشورهایی که مخالف برنامه موشکی ایران‌اند را خطاب قرار داد و گفت: «این مسئله به شما چه ربطی دارد؟ شما می‌خواهید ملت ایران موشک و دیگر امکانات دفاع از خود را نداشته باشد، تا به او زور بگویید.»

او در عین حال بمب هسته‌ای و سلاح کشتار جمعی را "حرام" شمرد.

منتقدان جمهوری اسلامی می‌گویند، در حالی که فقر و بیکاری در کشور بیداد می‌کند بخش عمده‌ای از سرمایه‌های ایران صرف فعالیت‌های نظامی ایران در خارج از کشور و اموری می‌شود که جز از دست رفتن سرمایه‌ها حاصلی ندارد.

mcMaster_021718.jpgیورونیوز، هربرت ریموند مک مستر، مشاور امنیت ملی آمریکا می گوید زمان واکنش به ایران فرا رسیده است.

مشاور امنیت ملی ایالات متحده در سخنان خود در کنفرانس امنیتی مونیخ از افزایش قدرت شبکه تحت نفوذ ایران در کشورهای دیگر منطقه ابراز نگرانی کرد. به گفته هربرت ریموند مک مستر شبکه گروه های تحت نفوذ ایران در سوریه، یمن و عراق می تواند در نهایت علیه دولت های مستقر در این کشورها وارد عمل شود.

وی همچنین خواستار توقف رابطه تجاری دیگر کشورها از جمله اعضای اتحادیه اروپا با نهادها و شرکت های زیرمجموعه سپاه پاسداران ایران شد.

سخنان روز شنبه هربرت ریموند مک مستر در حالی ایراد شد که نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل روز پنجشنبه گفته بود زمان واکنش شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به دلیل نقش تهران در جنگ داخلی یمن فرا رسیده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

روحانی: چانه زنی پس از امضای پیمان مضحک است

از سوی دیگر حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران که به هند سفر کرده است روز شنبه بر پایبندی کشورش به تعهدات خود در چارچوب توافق هسته ای با قدرتهای جهانی تاکید کرد. به گزارش خبرگزاری ایسنا رئیس جمهوری ایران گفت: «برجام تعهد هفت کشور و مورد تایید شورای امنیت سازمان ملل است و مطابق فرهنگ اسلامی و ایرانی، تا برجام را نقض نکنند، نقض کننده آن نخواهیم بود.»

حسن روحانی «چانه زنی» پس از امضای یک پیمان را کاری «مضحک» خواند و افزود: «آمریکا نباید دنیای سیاست را با دنیای تجارت اشتباه بگیرند و اگر در برجام پیمان بشکند، دولت و ملت آمریکا پشیمان خواهند شد.»

021718_top.jpg

سوری‌ها این آمادگی را دارند که از نفت، گاز و معادن فسفات سوریه این هزینه‌ها را برگردانند / ایران از معادن فسفات سوریه در حال صادرات است / روس‌ها قرارداد ۴۹ ساله با سوریه بستند، هم پایگاه نظامی گرفتند هم امتیاز اقتصادی و سیاسی

سرلشکر سید یحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در نشست «بررسی بحران سوریه، آخرین تحولات میدانی و سیاسی» که در موسسه آینده پژوهی جهان اسلام برگزار شد، اظهار داشت: منطقه غرب آسیا در مرحله گذار ژئوپولتیکی به سر می‌برد.

منطقه ما در غرب آسیا محل رقابت قدرت‌های بزرگ مثل امریکا، روسیه و اتحادیه اروپا خواهد بود و به نظر من در آینده نزدیک چین و هند هم در این منطقه حضور پیدا خواهند کرد و به رقابت با امریکا خواهند پرداخت و رقابت چین و هند را به طور خاص در پاکستان، افغانستان، حتی ایران، و آسیای میانه جدی می‌بینم.

به گزارش نامه نیوز وی سوریه و عراق را محل رقابت‌های ژئواستراتژیکی امریکا و روسیه دانست و گفت: می‌دانید که عراق و سوریه تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی و روسیه بودند. عراق در ۱۹۳۲ به استقلال رسید و نظام پادشاهی بر آن حاکم شد. ۱۹۵۸ کودتای ژنرال عبدالکریم قاسم نظام پادشاهی را به جمهوری تبدیل کرد. حسن البکر و صدام حسین هم ۱۹۶۸ کودتا کردند. ساختار ارتش عراق و سوریه، روسی است. تمام تجهیزات از تانک‌ها T-۵۴، T-۶۲، T-۷۲ گرفته تا هواپیماها و ناوگان دریایی هر دو کشور روسی است. ایران هم قبل از انقلاب تحت تسلط امریکایی‌ها بود.

صفوی افزود: امریکایی‌ها تقریبا از ۱۹۷۱ که انگلیس از خلیج فارس خارج شد، استراتژی دو ستونی نیکسون، یعنی ایران به عنوان قدرت منطقه‌ای و امنیت منطقه خلیج فارس و عربستان به عنوان قدرت اقتصادی را اتخاذ کردند. امریکایی‌ها سال ۲۰۰۳ بر عراق مسلط شدند و آن را از دست روس‌ها بیرون کشیدند. فقط کشوری به نام سوریه باقی مانده بود. سوریه و عراق همچنین محل رقابت ژئوپلتیکی، ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیکی قدرت‌های منطقه‌ای مثل ایران، ترکیه و عربستان هم هستند. یعنی دو رقابت در این کشورها داریم: یک رقابت جهانی و یک رقابت منطقه‌ای.

رئیس موسسه آینده پژوهی جهان اسلام با اشاره به اهداف ژئواستراتژیکی امریکا در منطقه تصریح کرد: از نظر من تسلط بر مناطق تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی سابق و روسیه فعلی، حفظ بقا و امنیت اسرائیل، تضعیف دولت‌های محور مقاومت به طور خاص سوریه و تضعیف قدرت حزب الله لبنان و زمینه‌سازی برای برخورد با آن. از اهداف ژئواستراتژیکی امریکا در این منطقه است.

irib_021718.jpgرادیو فردا - معاون برون‌مرزی صداوسیما با اشاره به احتمال «قطع» شبکه‌های برون‌مرزی این سازمان بر اساس آنچه «تهدیدهای» دولت آمریکا نامیده، از تلاش برای تولید و توزیع محتوا در شبکه‌های اجتماعی خبر داد.

پیمان جبلی روز شنبه (۲۸ بهمن) در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا گفت که «اخیراً دولت آمریکا تهدیدهایی را برای اعمال تحریم بر صداوسیما و برداشتن شبکه‌های برون‌مرزی ما» مطرح کرده‌است.

به گفته آقای جبلی، این موضوع و نیز «بازنگری ذوق مخاطبان» از سوی سازمان صداوسیما، مسئولان این سازمان را به این نتیجه رسانده که «حتی اگر محدودیتی روی ماهواره‌ها نداشته باشیم باید فضای تولید و توزیع محتوای خود را به سمت فضای شبکه‌های اجتماعی ببریم.»

وی افزود که «مخاطبان غربی به ویژه نسل جوان آنها مانند کشور خودمان بیش از اینکه با رسانه‌های سنتی همراه باشند، به رسانه‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی تمایل دارند.»

آن‌طور که معاون برون‌مرزی صداوسیما اعلام کرده، این سازمان قصد دارد کارمندانش، «آشنایی و آگاهی کاملی از قوانین و قواعد شبکه‌ها و بخش تولید پیام در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند تا حداقل بهانه را دست شبکه‌های اجتماعی دهیم و بتوانیم در این فضا حضور داشته باشیم.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

جبلی توضیح بیشتری درباره منظور خود مبنی بر «بهانه» به دست شبکه‌های اجتماعی نداد.

معاون برون‌مرزی صداوسیما اما گفت که شبکه العالم متعلق به ایران، «بیش از هفت میلیون فالوور در فیس‌بوک دارد یا شبکه هیسپان تی‌وی بیش از ۴۰۰ هزار فالوور در یوتیوب دارد»، و «این تعداد پایدار نیستند یعنی ممکن است ما را دچار مشکل و چالش کنند.»

وی بدون اشاره به ماهیت این «چالش»، از آموزش تدریجی این سازمان به کارمندان خود برای تولید محتوا بر روی «برودکست» به جای ماهواره خبر داده‌است.

رئیس جمهور را به نماز جمعه تهران راه نمیدادند، رفت در نماز جمعه ی حیدرآباد هند سخنرانی کرد!

photo_2018-02-17_07-05-52.jpgphoto_2018-02-17_07-05-54.jpgphoto_2018-02-17_07-05-53.jpg

Hamed_Ayinehvand_3.jpgدکتر مجید محمدی در نقد بیانیه رفراندوم نوشته اند، برخی از چهره های امضا کننده بیانیه از قضا در جریان انقلاب 57 حضور داشتند و می دانند فرو پاشی نظام های سیاسی دیکتاتوری از مسیر برگزاری رفراندوم نیست و استدلال کرده اند چون در خواست آنها در برگیرنده ماهیت نظام و به منظور گذار از جمهوری اسلامی است نظام سیاسی مطابق قانون اساسی به آن تن نخواهد داد و با ارائه مثالهایی از سرنوشت نظامهای دیکتاتوری به درستی نشان داده اند این نظامها تنها با حمله نظامی، انقلاب کلاسیک یا مخملی از بین رفته اند و نتیجه گیری کرده اند که محال است نظامهای دیکتاتوری برای خودشان رفراندوم برگزار کنند. بنابراین چنین درخواستی از جمهوری اسلامی را به نوعی مضحک می دانند. بی تردید استدلال های ایشان در مقاله "رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند" در ست هستند. اما اهمیت این بیانیه که از جمهوری اسلامی می خواهد برای گذار از وضعیت تراژیک فعلی که در آن وضعیت همه حوزه های سیاسی،اقتصادی ،اجتماعی و.. از بحران عبور کرده و در مرز انفجار است تن به رفراندومی زیر نظر سازمان ملل بدهد در کجاست؟

1- جمهوری اسلامی محصول انقلاب کلاسیک سال 1357 به رهبری آیت ا.. خمینی است و بسیاری از روشنفکران،رهبران احزاب ملی گرا و چپ به ایشان لبیک گفتند و در صفوف نخست براندازی رژیم پهلوی حضور فعال داشتند. بدون آنکه تصویر درستی از اعتقادات و برنامه های ایشان و روحانیت داشته باشند با این تصور کودکانه که آیت ا.. خمینی به قم خواهند رفت و حکومت را به نمایندگان مردم و کارشناسان حوزه های مختلف می سپارند با انقلاب همراهی کردند. نخستین قربانی این تفکر بازرگان ، سپس بنی صدر و احزاب چپ بودند. واقعیت این است که آنها روحانیت را در حکم جاده صاف کنی برای رسیدن خودشان به قدرت می دیدند و "آخوند رئیس جمهور" در خوابشان هم نمی آمد ...

2- وقتی "ولایت مطلقه فقیه " در سال 68 تبدیل به مهمترین اصل قانون اساسی شد از خواب غفلت بر خواستند اما دیگر دیر شده بود. در سال 76 بر اثر اشتباه محاسباتی آیت ا.. خامنه ای ،خاتمی به ریاست جمهوری رسید و ندای اصلاحات سر داد .مخالفان پشت او جمع شدند تا از او گورباچفی برای ایران بسازند اما در میانه های راه خاتمی اقرار کرد تدارکاتچی بیش نیست. آن روزها برخی اصلاح طلبان در پاسخ به عباس عبدی که تز خروج از قدرت و استعفای خاتمی را مطرح کرده بود گفته بودند آنها از دایره قدرت بیرونند و نیاز به خروج نیست . در واقع منظورشان این بود که مملکت را سپاه و بیت رهبری اداره می کنند و نتیجه خروج آنها فقط محروم شدن از #سفره انقلاب است.

3- پیگیری اصلاح طلبی پس از سال 84 ،توسط اصلاح طلبان نه پیگیری مطالبات اصلاح طلبانه به منظور اصلاح ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بلکه پیگیری سهم جریان اصلاح طلب از# سفره انقلاب بود. نشانه هم این است که هیچ انتخاباتی تحریم نشد و همه اصول اصلاح طلبی برای بستن لیست مقبول شورای نگهبان نادیده گرفته شد. اما در 88 به واسطه ایستادگی موسوی و کروبی که هردو با رویکرد غالب اصلاح طلبان و به ویژه خاتمی در مواجه با نظام زاویه داشتند جنبشی شکل گرفت که آشکارا با جریان اصلاح طلبی و سقف مطالبات آنها فاصله معنا داری داشت و عملا سیاست را برای پیگیری خواسته ها خیابانی کرد . مادامی که رهبران جنبش سبز آزاد بودند جریان اصلاح طلبی در حاشیه بود اما حصر رهبران جنبش سبز فرصت ترمیم رابطه اصلاح طلبان با حاکمیت و هم چنین کاسبی با شعار رفع حصر را فراهم کرد.

4- بیانیه مطالبه رفراندوم از جمهوری اسلامی که پس از اعتراضات فراگیر دی ماه 96 در سراسر کشور، صادر شده است دو خواست موازی را دنبال می کند. اولا بیانیه به صراحت عدم مشروعیت و کارآمدی نظام را به همگان اعلام می کند و بیش از آنکه درخواستی از جمهوری اسلامی باشد نوعی اتمام حجت با اصلاح طلبان ، و تاکید بر اصلاح ناپذیری نظام سیاسی است وثانیا اعلام فرمایشی بودن انتخابات در جمهوری اسلامی و پنهان شدن استبداد دینی پشت نقاب برگزاری انتخابات است هم چنانکه حسن روحانی بعد از طرح رفراندوم،نتیجه آن را رای 98 درصدی مجدد مردم به نظام دانست.او به مخالفان اعلام کرد رفراندوم پلی برای عبور از جمهوری اسلامی نیست. این سخنان به نوعی تائید همان شعار معروف اصلاح طب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا اما این بار از زبان رئیس جمهور است. اهمیت این بیانیه،تنگ کردن عرصه بازی بر اصلاح طلبان بر ای استمرار بخشیدن به تناول از# سفره انقلاب ، برداشتن نقاب تکیه بر رای مردم ، و اعلام پایان اصلاح ساختار سیاسی از مسیر شرکت در انتخابات تحت نظارت استصوابی شورای نگهبان و مدیریت سیاسی سپاه و آیت ا..خامنه ای است .

https://t.me/hamedaynehvand

ahmadinejad_012318.jpgنگام: روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: وقتی مسئولان قضائی اعلام می‌کنند فلان زندانی در اثر خودکشی از دنیا رفته، آنقدر باید اعتماد مردم زیاد باشد که همه بدون درنگ این خبر را بپذیرند و در صحت آن تردیدی به خود راه ندهند و دست رد به سینه کسانی بزنند که در خارج از مرزها تلاش می‌کنند مسئولین ما را زیر سئوال ببرند.

متاسفانه این اعتماد آنچنان که باید و شاید وجود ندارد. وقتی گفته می‌شود فلان مدرس دانشگاه که به اتهام جاسوسی برای بیگانگان تحت پوشش فعالیت‌های محیط زیستی به دشمنان اطلاعات نظامی می‌داد بعد از دستگیری و بازجوئی‌ در زندان خودکشی کرد، همه جا پر از علامت سئوال می‌شود که آیا خودکشی کرده یا کشته شده؟

ما اکنون درصدد پاسخ دادن به این سئوال نیستیم ولی با قاطعیت طرفدار این تفکر هستیم که مسئولان ذیربط در تمام موارد به ویژه در مواردی که موضوع و افراد از حساسیت بالائی برخوردارند باید با دقت و وسواس زیاد مواظب باشند به زندانیان آسیبی نرسد تا اولا بتوانند اطلاعات لازم را از آنها به دست بیاورند و ثانیا با پیش آمدن حوادثی از این قبیل، فرصتی برای دامن زدن به بی‌اعتمادی به دست این و آن نیفتد.

در این حادثه از هرچه بگذریم، از این بی‌احتیاطی‌ و بی‌توجهی نمی‌توان گذشت. از یک طرف همه می‌خواهند اعتماد کنند و از طرف دیگر این بی‌احتیاطی‌ها به اعتماد لطمه می‌زند. تکلیف مردم با این دوگانگی چیست؟

درست در همین مقطع زمانی، رئیس‌جمهور سابق دوباره در برابر دوربین‌ها ظاهر می‌شود و هرچه می‌خواهد علیه قوه قضائیه و بالاتر از آن می‌گوید و تهدید می‌کند که به زودی همه چیز تغییر می‌کند و ما همه شماها را محاکمه خواهیم کرد. او با این عبارات تند، اساس را زیر سئوال می‌برد و برخلاف دوران ریاست جمهوری خود که تمام برخورد‌های خشن را توجیه می‌کرد و قانونی می‌دانست، حالا به دلیل محاکمه قانونی اطرافیان خود همه چیز و همه کس را زیر سئوال می‌برد و تهدید می‌کند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مردم با مشاهده این وضعیت می‌پرسند چگونه است که این آقا می‌تواند هرچیز و هر کس را تا بالاترین رده زیر سئوال ببرد و کسی کاری به او ندارد ولی در همین کشور افراد دیگری به مجرد اینکه زبان به انتقاد از همین دستگاه‌ها و افراد بگشایند محاکمه و محکوم می‌شوند؟ این دوگانگی چرا؟

در روز ۲۲ بهمن رئیس‌جمهور از قانون اساسی سخن می‌گوید و اینکه اگر در موضوع مهمی اختلاف نظر به سرانجام نرسید، اصل ۵۹ قانون اساسی راهگشاست و می‌توان آن موضوع را به همه پرسی گذاشت و تکلیف آن را روشن کرد. این سخن رئیس جمهور، در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و همراه با تاکید بر اصل نظام والتزام به لوازم آنست. اصل ۵۹ قانون اساسی می‌گوید: «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد»

پیشنهاد همه‌پرسی را هر شهروندی می‌تواند بدهد و هیچ منعی در این زمینه وجود ندارد. البته عملی شدن آن راهکار قانونی خود را دارد که اصل ۵۹ آن را نشان داده است. این سخن، نه جرم است و نه زیر سئوال بردن نظام است. با اینحال، عده‌ای با زبان و قلم تا توانستند به گوینده آن تاختند و حتی بعضی افراد، او را متهم به پیشنهاد رفراندوم برای تغییر نظام کردند!

این افراد از یک طرف می‌گویند همه حق دارند آزادانه نظر خود را بگویند و البته درست هم می‌گویند و از طرف دیگر وقتی شخص اول اجرائی کشور می‌گوید چاره کار در مورد مسائل مهمی که مورد اختلاف نظر است مراجعه به همه پرسی است و اصل ۵۹ قانون اساسی تکلیف را روشن کرده است او را متهم به حرکت در جهت خلاف نظام و حتی ضدیت با نظام می‌کنند! واقعا تکلیف مردم با این دوگانگی چیست؟

دوگانگی‌ها به این چند مورد ختم نمی‌شود. بسیاری از مشکلات کشور به همین بلاتکلیفی‌ها برمی‌گردد. این وضعیت، شایسته یک جامعه اسلامی و انقلابی نیست. اینهاچیز‌های غیرقابل حل نیستند. اگر اراده‌ای برای حل مشکلات و قرار دادن کشور روی ریل قانون وجود داشته باشد، تکلیف تمام این دوگانگی‌ها را می‌توان روشن کرد.

babak-dad-01.jpgشهروندان را آسان می‌گیرند و راحت می‌کشند. اما آیا به راحتی هم از عقوبت این جنایات خود رهایی خواهند یافت؟ امکان ندارد!
در مورد به اصطلاح «خودکشی» فعال محیط زیست در بازداشتگاه، خیلی‌ها می‌پرسند مگر این کار شدنی است؟ پاسخ منفی است. چون همه جای دنیا، «آبروی نهاد امنیتی و قضایی»، در گرو حفظ جان فرد بازداشتی است.
در ایران چندین نهاد موازی اطلاعاتی و امنیتی وجود دارند که هم به همدیگر اعتماد ندارند، و هم در کار یکدیگر دخالت می‌کنند و هم گوی سبُعیت و بی‌لیاقتی را از همدیگر می‌ربایند! اما همگی این «نهادهای موازی شله قلمکار»، برای نگهداری بازداشتی‌های موقت (که تحت بازجویی هستند)، از «یک دستورالعمل واحد» و از «یک پروتکل امنیتی یکسان» استفاده می‌کنند. اولین اصل این پروتکل؛ بستن هرگونه راهی برای خلاص شدن متهم (مانند فرار یا خودزنی) اوست.
در حقیقت در تمام دنیا، بیماری یا مرگ و بخصوص خودکشی فرد بازداشت شده، مایه‌ی ننگ و نشانه‌ی ناتوانی دستگاههای امنیتی و قضایی است!
زیرا خودکشی کسی که هنوز تحت بازجویی است، راه تحقیقات امنیتی را می‌بندد و کار خود بازجویان را سخت می‌کند. پس اعلام خودکشی دکتر کاووس سیدامامی فقط بیانگر «قتل عمد» او زیر شکنجه و فشار و یا «حذف فیزیکی و تعمدی» او بابت یافته‌های مهم اوست.
چرا اقدام به خودکشی در بازداشتگاه (برای بازداشتی تحت‌نظر) امکان عملی ندارد؟ یعنی از نظر فیزیکی، چرا «بازداشتی تحت‌نظر» وقت و امکان «خودکشی موفق» ندارد؟ می‌گویم‌تان.
هم از قوانین و هم از مشاهداتم از دو بار سابقه‌ی بازداشت موقتم (در مرحله تحت‌نظر و بازجویی) به پرسش بالا پاسخ می‌دهم.
طبق قوانین عادی، تمام بازداشتی‌ها در هنگام ورود به اولین بازداشتگاه، تفتیش کامل بدنی می‌شوند. هر چیز بُرنده‌ای (نظیر ساعت، سنجاق، قلم، عینک و حتی کارت پرس‌شده و...) و هر چیز کِشنده‌ای (مثل شال، بندکفش، کمربند و حتی برخی لباسهای خاص نظیر سویشرت) و دارو و حتی سکه پول و... از وی گرفته و ضبط می‌شود.
فرد بازداشتی را، پس از بازجویی در بدو ورود به «زندان»، کاملاً لخت می‌کنند تا با دقت بازرسی بدنی شود که مبادا با «انباری کردن»، هرگونه دارو یا مواد مخدر و... را درون بدن خود جاسازی کرده باشد.
توالت‌های اماکن بازداشتگاهی و حتی دادگاهها، فاقد «پنجره شیشه‌ای» هستند و با تور فلزی، شیشه‌ها مهار شده‌اند. درب توالتها نصفه هستند. یعنی از بالا و پایین حدود نیم متر، درب توالت ناقص است تا متهم در هنگام قضای حاجت هم دیده شود. هیچ میخ یا چیز تیزی و بخصوص هیچ «آویزگاهی» در توالت و حمام نیست که بتوان از آن آویزان شد و خود را مثلاً دار زد!
در واقع هیچ امکانی برای خودکشی‌موفق (به فرض اینکه متهم قصد انجامش را داشته باشد) وجود ندارد. با حضور دائمی مأموران، از هرگونه اقدام به «خودزنی متهم» بلافاصله جلوگیری می‌شود.
تمام این پیشگیری‌ها برای آن است که فرار جسم یا روح متهم، روند تحقیقات را متوقف و اسباب دردسر و بی‌آبرویی کل سیستم امنیتی خواهد شد.
حال در همین یک ماه، به اقرار دادستان حداقل ۳ نفر در بازداشتگاه‌ها و تحت‌نظر بازجویان «خودکشی» کرده‌اند! جسد مقتولان بدون تحقیقات پزشکی و با تهدید خانواده‌ها دفن شده و بعد برای آنها مضحک‌ترین اتهامات را ساخته و منتشر می‌کنند!
به گمان دادستان و یا سخنگوی روان‌پریش قوه قضائیه (که سابقه‌ی «گاز گرفتن» نماینده مطبوعات در جلسه رسمی را در پرونده دارد)، حالا که دست هر نهاد مستقلی از جسد کوتاه است، می‌توان اتهامات کلیشه‌ای مثل اعتیاد، یا موادفروشی و یا «جاسوسی» به مقتولان زد! رذیلانه‌ترین کار بعد از قتل عمد متهم!
‌دکتر سیدامامی استاد دانشگاه امام صادق (وابسته به نظام مقدس!) و پژوهشگر پرامید و سرزنده محیط زیست را، پس از سربه‌نیست کردن، به انواع اتهامات آلوده می‌کنند. چرا؟ چون او ردپای ماجراجویانه سپاه را در تخریب محیط زیست دیده و لابد اهل «تعامل!» نبوده است!
آقایان متوّهم سپاه و قوه قضاییه!
کسی که دلش برای محیط زیست و گیاهان و جانداران می‌تپد، به خودکشی فکر نمی‌کند. با جار زدن «خودکشی سیدامامی»، دارید اعتراف می‌کنید که در بازجویی، چه بر سر متهم می‌آورید که به مرگ راضی می‌شود! دارید اعتراف می‌کنید که با این چند مورد خودکشی اخیر، «امکانات خودکشی» در توالت و سلولهای شما، بیشتر از خیابانهاست!
بفهمید! خودکشی متهم، یعنی سند بی‌آبرویی خودتان! یعنی اقرار به فرار روح زندانی از دست بازجویان شما! یعنی شکست یک «پرونده‌سازی» دیگر سپاه و قوه قضاییه!
ظاهراً کسی که اینجا دارد با ناشی‌گری و بلاهت «خودزنی» می‌کند خود شمایید؛ نه آن متهمان بیگناهی که خونشان را زیر شکنجه ریخته‌اید! بفهمید!
بابک‌داد ۲۷ بهمن ۹۶
تلگرام:
تماس:
لینک: دکتر سیدامامی از سپاه چه فهمیده بود؟

7958366C-0B6F-45F1-BE88-51F757C055F0.jpegکلمه - گروه خبر: چندی پیش که اخباری مبنی بر بازداشت یک جاسوس هسته‌ای توسط مقامات قضایی مطرح شد، وزیر اطلاعات با تکذیب آن اظهارات، مطرح کرد که تنها مرجع رسیدگی به مباحث مربوط به جاسوسی وزارت اطلاعات است و نهادهای دیگر نباید در این خصوص ورود کنند.

وزیر اطلاعات در آن مقطع در خصوص اتهام جاسوسی دری اصفهانی، تصریح کرد: "در خصوص دری اصفهانی قبلا در چند نوبت تصریح کرده و باز هم به صراحت اعلام می‌کنم، از آنجا که مرجع تشخیص موضوعات مرتبط به جاسوسی معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات است، از نظر این معاونت، آقای دری اصفهانی نه تنها مرتکب جاسوسی نشده بلکه در برابر هجمه‌هایی که برخی سرویس‌های بیگانه به وی داشته‌اند، هوشیارانه مقاومت کرده و با معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات همکاری داشته است."

این روزها و پس از پس از انتشار خبر مرگ مشکوک کاووس سید امامی در بند دو الف، و اظهارات مقامات قضایی مبنی بر جاسوس بودن این فعال محیط زیست، مجددا این بحث از سوی فعالان سیاسی شکل گرفته که باتوجه به اینکه وزارت اطلاعات مرجع رسیدگی به بحث جاسوسی است، چرا اطلاعات سپاه وارد موضوع به این مهمی شده است. بیشتر انتقادها متوجه نهادهای موزاری وزارت اطلاعات چون اطلاعات سپاه است. این مساله نه تنها در خصوص اتهامات مربوط به جاسوسی که در خصوص دیگر فعالیت‌های این نهاد در خصوص بازداشت فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، ادمین‌های کانال‌های تلگرامی و ... نیز مطرح می‌شود.

در همین رابطه صبح امروز علی مطهری نایب رییس مجلس شورای اسلامی در جمع خبرنگاران گفت: "رسیدگی به مساله جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است. نمی‌توانیم از اطلاعات سپاه توضیح بخواهیم"

seyedEmami_021718.jpgرادیو فرانسه - علی مطهری، نائب رییس مجلس شورای اسلامی ایران می گوید مجلس نمی تواند درباره درگذشت کاووس سیدامامی از اطلاعات سپاه سوال کند. کاووس سید امامی، فعال محیط زیست و استاد جامعه شناسی در ۱۹ بهمن ماه در زندان به طرز مشکوکی درگذشت. مسئولان جمهوری اسلامی ایران دلیل مرگ این فعال محیط زیستی را خودکشی اعلام کردند.

علی مطهری، روز شنبه ۲۸ بهمن ماه در جمع خبرنگاران، در پاسخ به ابهامات موجود در خصوص مرگ دکتر کاووس سیدامامی، گفت: اطلاعات ما در این رابطه ناقص است. نهاد رسمی که باید پاسخگوی مجلس باشد وزارت اطلاعات است و ما می توانیم بصورت رسمی یا غیررسمی از آن‌ها توصیح بخواهیم و آنها هم باید توضیح بدهند.

نائب رییس مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه مساله جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است، تاکید کرد : وزارت اطلاعات تاکنون یک کلمه هم در این رابطه صحبت نکرده است.

محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران، در مهر ماه ۹۶ و بدنبال انتشار گزارش‌هایی مبنی بر ادعای جاسوسی در باره رسول دری اصفهانی، مشاور تیم هسته‌ای ایران و زهرا لاریجانی، دختر صادق لاریجانی، گفت: «یگانه مرجع حرفه‌ای تشخیص اقدامات جاسوسی در کشور، معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات است».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

علی مطهری هم، چهار روز پیش (در روز ۲۴ بهمن) گفته بود: مبارزه با جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است و بهتر است این دو نهاد (سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات) در کار یکدیگر دخالت نکنند.

این نماینده مجلس شورای اسلامی، در سخنان امروز خود، با بیان اینکه وزارت اطلاعات تاکنون درباره پرونده کاووس سیدامامی پاسخی نداده است، گفت: مجلس نمی‌تواند از سازمان اطلاعات سپاه (در این‌باره) توضیح بخواهد.

refrendom_021718.jpgرویداد۲۴- درباره برگزاری همه‎پرسی و یا رفراندم میان حقوقدانان هم همانند سیاستمداران اختلاف نظر است. آنچنان که در حالی محمدحسین ساکت، مسشتار سابق دیوان عالی کشور، تنها برای تغییر ساختار نظام می داند که کامبیر نوروزی، حقوقدان، معتقد است که اصل 59 قانون اساسی ربطی به تغییر نظام ندارد. با این حال بهمن کشاورز، حقوقدان قائل به این است که اساسا کشور ما شرایط برگزاری رفراندوم را ندارد.

از روز 22 بهمن ماه هنوز بازتاب‌ها به سخنان رئیس جمهور درباره برگزاری رفراندوم در مسائل مهم کشور ادامه دارد. واکنش‌های تند و تیز از سوی برخی مسئولان نشان می‌دهد که نظرخواهی از مردم در کشور ما تا چه حد تبدیل به تابو شده است. درصورتی که طبق اصل 59 قانون اساسی این حق به مردم داده شده است. 3 حقوقدان درباره گفته رئیس جمهور از نظر حقوقی و قانونی بررسی می‌کنند.
حسن روحانی در سخنرانی مراسم 22 بهمن گفت: «قانون اساسی بن بست‌ها را برداشته؛ اگر جایی بحثی دارد به اصل 59 قانون اساسی مراجعه کنیم. اصل 59 قانونی درباره رفراندوم است؛ یعنی صندوق بیاوریم و هر چه مردم گفتند عمل کنیم». البته رئیس‌جمهور سه سال پیش هم این پیشنهاد را داده بود. روحانی در یک سخنرانی گفته بود: «برای یک‌بار هم که شده، درباره مسئله بسیار مهم که ممکن است اختلافی هم باشد(مسئله‌ای که) برای همه اهمیت دارد و در زندگی همه تاثیرگذار است، نظر مستقیم مردم پرسیده شود».
این سخنان در روزهای اخیر باعث شده تا برخی از جریان‌های فکری نگران از اینکه چنین موضوعی اتفاق بیفتد، مخالفت شدید خود را مطرح می‌کنند. در همین حال سه حقوقدان در گفت‎وگو با رویداد۲۴ درباره اینکه رفراندوم از نظر حقوقی و طبق اصل 59 در چه مواردی باید برگزار شود، سازوکار آن چیست و آیا با سخن رئیس‌جمهور مطابقت دارد یا خیر! نظرات خود را بیان کردند.
کشاورز: رفراندوم نشانه کشور دموکراتیک
بهمن کشاورز، رئیس پیشین اتحادیه سراسری کانون‎های وکلای دادگستری ایران در گفت‌وگویی کوتاه به رویداد۲۴ گفت: رفراندوم در یک کشور دموکراتیک باید انجام شود اما اکنون شرایط آن در جامعه ما فراهم نیست و نمی‌توان این‌همه‌پرسی را برگزار کرد.
ساکت: رفراندوم برای تغییر ساختار نظام است
محمدحسین ساکت، قاضی بازنشسته دیوان عالی کشور نیز در گفت‌وگو با رویداد۲۴ گفت: طبق قانون، همه‌پرسی در موارد بسیار نادر اتفاق می‌افتد. نمی‌توان برای هر موضوعی آن را مطرح کرد. همه‌پرسی برای تغییر نظام یا ساختاری از نظام است. ما که اکنون نمی‌خواهیم ساختار یا قانون نظام را تغییر دهیم.
مسشتار سابق دیوان عالی کشور ادامه داد: همه‌پرسی در دو مورد خاص در نظر گرفته می‌شود. یکی درباره قانون اساسی است و یکی درباره مشکلی است که آنقدر پیچیده شده که دیگر هیچ راه‌حلی غیر از رفراندوم برای آن دیده نمی‌شود. یعنی وقتی همه راه‌ها به بن‌بست رسیده باشد و تنها گره مشکل با همه‌پرسی حل می‌شود باید از این گزینه استفاده کرد.
این حقوقدان تاکید کرد: همه‌پرسی یکی از نشانه‌های دموکراسی و مردم‌سالاری است اما باید در نظر گرفت وقتی در جناح‌های سیاسی اختلاف باشد، نمی‌توان همه‌پرسی را اجرا کرد. چون افرادی هستند که نمی‌خواهند مسائل حل شود و احساس می‌کنند همه‌پرسی می‌تواند به زیان آنها تمام شود. برای همین هیچ‌گاه تن به رفراندوم نخواهند داد.
ساکت تصریح کرد: اگر اختلافات سیاسی بین افراد اهل قدرت و جناح‌ها کنار گذاشته شود و مسئولان دلسوزانه منفعت ملی را در نظر بگیرند، مشکلات موجود رفع خواهد شد. مسئله ما اکنون همه‌پرسی نیست بلکه این است که مسئولان همدست و همفکر نیستند و از گذشته کینه و اختلاف دارند. به همین دلیل اهرمی برای حل مشکلات پیدا نمی‌کنند.

fridayprayer_021718.jpgدماوند - با حکم سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، سیدمحمدحسن‌ ابوترابی‌ فرد به امامت جمعه موقت تهران منصوب شده است.

این خبر با استقبال شخصیتهای سیاسی اصلاح طلب و مقام های دولت حسن روحانی مواجه شد.

علی شکوری راد دبیر حزب اتحاد ملت در توییتر خود نوشت: «حجه الاسلام والمسلمین سیدمحمدحسن‌ ابوترابی‌فرد یک اصولگرای آرام، معتدل و اخلاق مدار است. اگر به او باشد، جانب انصاف را نگاه می دارد و اگر حقی را بشناسد آن را پاس می دارد. از او نسبت به بزرگان و محترمین در بین مردم، بی ادبی و بی‌احترامی ندیده و نشنیده‌ام.»

محمود صادقی، نماینده اصلاح طلب تهران در مجلس شورای اسلامی هم در واکنش به این انتصاب در توئیتر خود نوشت: «انتصاب روحانی وارسته آقای ابوترابی به امامت جمعه تهران، خبر مسرت بخش و امیدوارکننده ای بود. خطبه‌های جمعه، به جای نفرت پراکنی باید وحدت آفرین باشد. کسی می تواند دیگران را به وارستگی سفارش کند که خود نشان از وارستگی داشته باشد.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

حسام‌الدین آشنا مشاور حسن روحانی و رییس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری نیز در توییتر خود از انتخاب حجت‌الاسلام ابوترابی به عنوان امام جمعه موقت تهران استقبال کرد و نوشت: «اگر تهران باشم؛ این هفته به نماز جمعه خواهم رفت.»

حمایت اصلاح طلبان از امام جمعه موقت و جدید تهران در حالی صورت می گیرد که ابوترابی فرد همواره از حامیان برخورد شدید با اصلاح طلبان و جنبش سبز و رهبران آن بوده است.

او از جمله گفته که «میوه تلخ فتنه ۸۸ ثمره زاويه از راهي بود که رهبر معظم انقلاب طراحی کرده بودند» و در جای دیگری، و در موضی مشابه با احمد جنتی، گفته بود که «اگر رافت اسلامی نبود با سران فتنه به گونه دیگری برخورد می شد».

78B43E99-8E36-4935-BA59-1DDF285C9F64.jpegبا وجود اصرار شهرداری تهران، مبنی بر اجرای غیرکارشناسی طرح ترافیک، عضو کمیته انطباق فرمانداری تهران می‌گوید، باید شورای حل اختلاف در مورد طرح جدید ترافیک نظر دهد و اجرای آن در سال آینده با اوضاع کنونی امکان ندارد.

به گزارش «تابناک»؛ سه ماه بیشتر از عمر مدیریت جدید شهری نگذشته بود که خبر رسید، قرار است، شهرداری طرح جدید ترافیک را اجرایی کند؛ طرحی که از همان ابتدا کارشناسان انتقادات جدی به آن داشته و آن را خام و ناپخته عنوان کردند.

با توجه به اینکه حدود چهل سال از اجرای طرح ترافیک تهران می‌گذرد، ارائه طرح جدید یکی از ملزومات شهر تهران محسوب می‌شود، چون پایتخت نسبت به گذشته توسعه و افزایش جمعیت داشته است. حال مدیریت جدید شهر تهران در اولین اقدام خود، طرح جدید ترافیک را با ابهامات و مشکلات زیادی مطرح کرد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در ابتدا مسئولان امر، چراغ خاموش حرکت می‌کردند و توضیحی در این باره نمی‌دادند. سؤالات زیادی ایجاد شد و هر روز موج انتقادات بیشتر می‌شد.

در بررسی‌های اولیه طرح جدید ترافیک تهران، اعضای شورای شهر اطلاعات کافی و دقیقی در این باره نداشتند و در این خصوص برداشت‌های خود را اعلام می‌کردند که موجب سرگردانی مردم در طرح جدید ترافیک می‌شد؛ یکی از تذکرات آن‌ها به مدیریت شهری این بود که چرا اطلاعات طرح در اختیار اعضای شورا قرار نگرفته است؟

محمد علیخانی، رئیس کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران اعلام کرد: بازنگری طرح ترافیک شهر تهران در کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران در حال انجام است، ولی هنوز پیشنهادی از سوی شهرداری تهران مبنی بر مطرح شدن آن در صحن علنی شورا ارائه نشده است؛ این در حالی است که معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران، باید قبل ارائه لایحه بودجه سال آینده پیشنهاد خود را مبنی بر تعیین وضعیت و سرنوشت طرح ترافیک سال آینده به شورای شهر ارائه کند.

shahidi_021718.jpgهنگامه شهیدی، روزنامه نگار و فعال سیاسی در یادداشتی به یادداشت اخیر محمد قوچانی، سردبیر روزنامه‌ی سازندگی (ارگان حزب كارگزاران سازندگي) درباره‌ی احمدی‌نژاد و اصلاح‌طلبان پاسخ داد. متن یادداشت شهیدی به نقل از سايت انصاف نیوز در پی می‌آید:

اخیرا آقای محمد قوچانی در مقاله‌ای به نوعی به تحلیل رفتاری آقای محمود احمدی نژاد پرداخته است که از همین تحلیل ایشان می‌توان به تحلیل دیدگاهی بخشی از اصلاح طلبان رسانه‌ای نزدیک به دولت آقای حسن روحانی رسید:

١- آقای قوچانی در مقاله‌ی خود اظهار داشته: «ما به عنوان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان با احمدی‌نژاد تازه‌ای که از خاکستر احمدی‌نژاد قدیم سر بر آورده است چه باید بکنیم؟»

وی در این بخش از مقاله‌اش به صراحت اقرار کرده که جریان اصولگرا و اصلاح طلب عملا به دنبال حذف احمدی نژاد هستند و سوال اصلی که باید جواب داده شود این است که این همه دعوا و نزاع بین این دو جریان در سال‌های اخیر بر سر چه بوده و آیا احمدی نژاد این دو ‌جریان را بهم نزدیک کرده و یا حضور در دولت به‌عنوان مشاور رسانه‌ای، ایشان را مجبور کرده تا مواضع اعتدالی بگیرد و با جریان اصولگرا هم پیمان و هم قسم شود؟

٢- ایشان در بخشی دیگر از اظهاراتش به اصولگرایان سرکوفت می‌زند که:

این شما بودید که روال بازى معمول را بر هم زدید و احمدى نژاد را آوردید پس بیایید از این به بعد از گذشته درس بگیریم و از غیر خودمان را در بازی‌های سیاسی آینده راه ندهیم؛
نتیجه‌ای که از این حرف می‌توان گرفت این است که جریان اصلاح طلب انحصار طلب ‌‌و خودبرتر بین بوده و هر جریانی بخواهد اصلاح طلبان را از مسند قدرت کنار بزند با آن جریان مخالفت شدید می‌کند و این همان «اشرافیت سیاسی» است که ایشان هم معتقد به این اشرافیت است و هم خود در دایره‌ی آن قرار دارد.

٣- آقای قوچانی که خود در دهه‌ی هفتاد از منتقدین جدی آیت الله هاشمی رفسنجانی است گویا بسیار زود تاریخ سیاسی اصلاح طلبان و اصولگرایان را به فراموشی سپرده و فراموش کرده‌اند که مقالات انتقادی ایشان و برخی دیگر از روشنفکران آن دوره زمینه‌ساز حذف مرحوم هاشمی از معادلات سیاسی در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری سال ٨٤ شد؛

اینکه حضور آقای احمدی نژاد در انتخابات سال ۸۴ باعث شد آیت الله هاشمی با اصلاح رویکرد خویش عملا در آن سال کاندیدای نزدیک به جریان اصلاح طلبی باشد نه اصولگرایان، یک واقعیت است اما ایشان توقع حمایت اصولگرایان از هاشمی در انتخابات ٨٤ را دارند؛ البته تاریخ قابل تغییر نیست و همه می‌دانند اصلاح طلبان و رییس دولت اصلاحات با آوردن مهر علیزاده و معین در مقابل آقایان کروبی و هاشمی زمینه‌ساز ظهور آقای احمدی نژاد شدند و بهتر است در این باره قلب واقعیت و فرافکنی نکنیم و با صداقت با مردم سخن بگویید.

٤- ایشان اشاره دارند که تجدیدنظرطلبانی در جبهه‌ی اصلاح‌طلبان (احتمالا منظورشان اصلاح طلبان غیر حکومتی است) و بنیادگرایانی در جبهه‌ی اصولگرایان هستند که تک روى می‌کنند و به تعبیری زیرآبى می‌روند و احمدى نژادبازى در می‌آورند که این افراد معادلات قدرت را بر هم می‌زنند؛ همچنین از نظر آقای قوچانی بى‌شناسنامه‌ها را نباید در قدرت سهیم کرد که احتمالا منظورشان افراد خارج از خاندان هزار فامیل و غیرخودى‌ها است. از این کلام از دیدگاه من چیزی جز اشرافیت سیاسی و برتری طلبی که ایشان و بخشی از بدنه‌ی اصلاح طلبان به آن اعتقاد دارند استشمام نمی‌کنم.

٥- اینکه احمدی نژاد برای سخنرانی در حرم حضرت عبدالعظیم و روى پله‌ی دادسرا آزادی بیان دارد و سایرین ندارند کمی غلو آمیز به نظر می‌رسد ‌و در این خصوص باید گفت؛ کدام یک از اصلاح طلبان در این سال‌های اخیر همت کرده‌اند دست از محافظه کاری بردارند و به این منظور که نکند با طرفداری از زندانیان سیاسی مجددا از مسند قدرت کنار زده شوند همراه یارانشان که مورد ظلم واقع شده‌اند در جایی با اعلام بیانیه یا سخنرانی و یا مصاحبه حمایت خود را نشان دهند و از حقوق یارانشان دفاع کنند که امروز بسیاری از افرادی سیاسی در بدنه‌ی اصلاح طلبان و اصولگرایان به آزادی بیان احمدی نژاد غبطه می‌خورند و آرزوی داشتن چنین رهبری را در راس جریان خود می‌کنند.

٦- اظهارات امروز احمدی‌نژاد به نوعی خوشایند جریان اصلاح طلبی است چرا که او حرف‌هایی را که آنان جرات بازگو کردنش را ندارند بر زبان می‌آورد ولی چون در استراتژی مواضع احمدی نژاد با جریان اصلاح طلب یکی نیست او را محکوم می‌کنند.

C328BCD1-DC23-44D8-B533-D6F22C4CF329.jpegروزنامه «سان» چاپ لندن در گزارشی می‌نویسد، گوگل تحقیقات خود را در مورد اَپ (App) موبوگرام (Mobogram) که گفته می‌شود از سوی دولت ایران برای فعالیت‌های جاسوسی برنامه‌ریزی شده آغاز کرده است.

به گفته سان ، این روزنامه روز گذشته به صورت انحصاری به کارکرد جاسوسی این اَپ پی برده و فروشگاه‌های آنلاین گوگل و اَپل را متوجه این موضوع کرده است.

سان می‌نویسد: «میلیون‌ها کاربر این اَپ می‌توانند قربانی فعالیت‌های جاسوسی رژیم ایران بشوند».

یک سخنگوی گوگل به این روزنامه گفته است که این غول اینترنتی اکنون تحقیقات ویژه خود را در این مورد آغاز کرده است.

وی اضافه کرده: «ما همواره به نظرات و نگرانی‌های کاربران اینترنتی توجه ویژه داریم و در حال حاضر مشغول تحقیق در مورد این موضوع هستیم، با آنکه ما هیچگاه در مورد هیچ اَپ مشخصی اظهارنظر نمی‌کنیم. اَپ‌هایی را که گوگل در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد تنها به منظور رفاه حال و کارکرد مفید برای آنهاست».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

روزنامه سان به نقل از یکی از مخالفان حکومت ایران می‌نویسد: «میلیون‌ها ایرانی در سراسر جهان، به‌ویژه آنهایی که در انگلیس ساکن هستند، با استفاده از اَپ موبوگرام با یکدیگر و اعضای خانواده خود در کشور در تماس روزانه هستند».

بر اساس این گزارش، بلافاصله پس از پیاده کردن این برنامه بر روی تلفن‌های موبایل، لیست همه شماره تلفن‌ها دوستان و آشنایان و متن پیام‌های رد و بدل شده میان یکدیگر قابل دسترسی برنامه‌ریزان داخل ایران می‌شود.

venezuela_021618.jpgایران اینترنشنال، وبسایت خبری تحلیلی میدل ایست فوروم در آمریکا در گزارشی پیرامون بحران کشور ونزوئلا می‌نویسد:« حکومت‌های ایران و روسیه و حتی چین در بوجود آمدن این بحران نقش اساسی دارند، به طوری‌که نیروهای دولتی این کشور به کمک ایران مخالفان آن را سرکوب می‌کنند».

در مقاله مزبور آمده است: رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا اخیراً یک سفر موفقیت‌آمیز را به پنج کشور آمریکای لاتین به‌پایان برد.

وی در طول این سفر یادآوری کرد که احتمالاً ارتش ونزوئلا می‌تواند با یک انتقال قدرت مسالمت‌آمیز به بحران فزاینده این کشور و حکومت خودکامه نیکلاس مادورو پایان دهد. این سخنان تیلرسون همسو با پیشنهاد سال گذشته ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بیان شده که گفته بود شاید یک دخالت نظامی از سوی ارتش‌های چندملیتی منطقه از سقوط کامل کشور ونزوئلا جلوگیری کند.

میدل ایست فوروم در این گزارش می‌نویسد: « اگرچه تیلرسون در سخنان خود نام روسیه و چین را آورده، اما وی نامی از ایران نبرده است».

در ادامه این گزارش آمده است، «درست همانند جنگ داخلی سوریه، ایران نقش اساسی در بحران ونزوئلا دارد که با اجرای عملیات جنگ‌های غیرمتعارف قصد گسترش نفوذ خود در این کشور را دارد».

بر اساس این گزارش، نقش ایران معمولاً چندان در صحنه کشمکش‌های سیاسی ونزوئلا دیده نمی‌شود، اما نقش این کشور پشت صحنه در تعلیم و مسلح ساختن نیروهای سرکوبگر رژیم ونزوئلا برای سرکوب مخالفان در آشوب‌های سال۲۰۱۷ آشکار است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

بر اساس این گزارش، «در جریان سرکوب تظاهرات ضدرژیم مادورو ، این کشور شاهد حمله موتورسوارانی از اعضای شبه‌نظامیان ونزوئلایی موسوم به کالکتیووس (Collectivus) بودند که کاملاً شبیه نیروهای سرکوبگر بسیج در ایران سازماندهی شده‌اند».

venezuelanBasij1.jpgvenezuelanBasij2.jpgvenezuelanBasij3.jpegvenezuelanBasij4.jpegمیدل ایست فوروم همچنین می‌افزاید، «این نیروهای سرکوبگر نخست قدرت خود را علیه معترضان در جنبش سبز نشان دادند، و امروز پس از ده سال دامنه اقدامات خود را به ونزوئلا کشانده‌اند».

در پایان این گزارش تاکید شده است که «هرگونه تلاش برای پایان دادن به بحران ونزوئلا بدون برخورد مستقیم با نیروهای خارجی بانفوذ در این کشور، مانند ایران و روسیه، بی‌ثمر خواهد بود».

0A4B961C-8FFE-4889-9198-BD9D714AB473.jpegبه گزارش خبرگزاری فارس، محمدجواد آذری جهرمی در برنامه نگاه یک سیما گفت: در ارتباط با طرح ثبت تلفن همراه یا همان ریجستری وارد فاز 5 شده ایم. در این فاز، گوشی‌هایی که از طرق مختلف غیرقانونی وارد کشور شده و هزینه گمرکی آنها پرداخت نشده است 30 روز روشن می ماند و پس از آن قابلیت استفاده نخواهد داشت.

وی ادامه داد: مهم ترین موضوع دیده شده در این طرح مبارزه با قاچاق کالا است. مبارزه با قاچاق فقط پایش مرزها نیست، امروزه بسیاری از صنایع ما قابلیت رقابت را از دست داده و دلیل آن فقط فرآیند قاچاق کالا است.

آذری جهرمی گفت: کالاهای قاچاق گاهی از مبادی قانونی وارد کشور می شود و فقط علائم قانونی مورد جعل قرار می گیرد که البته این هم نوعی قاچاق محسوب می شود. روش دیگر دور زدن نظام گمرکی این است که قطعات یک کالا جداگانه وارد و پس از ورود به کشور سرهم می شود و با تعرفه قیمت جدیدی به فروش می رسد.

وی تصریح کرد: برخورد و مقابله با مقوله قاچاق کالا نیازمند همکاری و حمایت چند جانبه دستگاه های مختلف از جمله وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است و به این دلیل ما متولی این امر شده‌ایم تقریبا تمامی زیرساخت‌های گوشی های همراه توسط این وزارتخانه قابل رسیدگی و بررسی است. ریالی از درآمدهای گمرک بواسطه برخورد با قاچاق کالا، به جیب وزارت ارتباطات نخواهد رفت اما پایش سلامت مردم یکی از منافع این وزارتخانه خواهد بود.

EBCA82BB-32D6-4625-87ED-120DA33D348C.jpegسردار محمد شرفی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با بیان اینکه در شورای عالی تحول در کلانتری‌ها به ریاست فرمانده ناجا برنامه ریزی های متنوعی در زمینه تحول در ساختارهای کلانتری و پاسگاه‌ها انجام شده است، گفت: این تحولات در زمینه های مختلفی از جمله ساختاری، نظامات اداری و مسائل مربوط به روندهای انجام کار در کلانتری‌ها بود.

او با بیان اینکه مسائل ساختاری، نظامات اداری و روند انجام کارها در کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها نیازمند بازنگری بود، خاطرنشان کرد: برخی از ساختارها باید متناسب با نیاز جامعه توسعه پیدا می‌کرد، چراکه ما نسبت به شاخص‌های کل جهان عقب هستیم.

رییس پلیس پیشگیری ناجا با بیان اینکه در پلیس پیشگیری پلیس ۲۴ کشور دنیا مطالعه شده است، تصریح کرد: در اکثر کشورها برای هر هزار نفر جمعیت ۵ تا ۷ پلیس وجود دارد، اما در کشور ما در شرایط فعلی ۱.۵ نفر پلیس برای هر هزار نفر وجود دارد. بنابراین عددمان نسبت به میانگین جهانی بسیار پایین است.

سردار شرفی به یکی از راه‌های حل این معضل اشاره کرد و گفت: تقویت ساختارها یکی از راه‌های حل برطرف کردن این معضل است. این موضوع نیز در کمیسیون ساختار در ذیل شورای عالی تحول در جلسات متعدد بررسی شد و اقداماتی نیز صورت گرفت.

7EFC7835-5AAB-49BA-B19F-ABFB7ADF4552.jpegبه گفته‌ی یک مقام مسئول در شرکت هواپیمایی آسمان، صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) یک هواپیمای این شرکت که از تهران به یاسوج پرواز می‌کرده، در منطقه‌ی سمیرم در جنوب اصفهان سقوط کرده و ۶۶ مسافر و خدمه‌ی آن جان باخته‌اند.
طباطبایی، مدیر روابط عمومی شرکت آسمان، در گفت‌وگویی با رسانه‌ها گفت که هواپیمای تهران ـ یاسوج که صبح یکشنبه از فرودگاه مهرآباد پرواز کرده بود، در منطقه‌ی‌ سمیرم در جنوب اصفهان سقوط کرده است.
او افزود که این هواپیما ۵۰ دقیقه پس از پرواز به دلیل شرایط جوی به کوه دنا برخورد کرده است و متاسفانه تمام مسافران و خدمه‌ی این پرواز کشته شده‌اند. به گفته‌ی طباطبایی، این هواپیما حامل ۶۰ مسافر، ۲ مهماندار، ۲ نفر امنیت پرواز و ۲ خلبان و کمک خلبان بوده است.
معاون امداد و نجات هلال احمر اصفهان از اعزام تیم پادنا، شهرضا و دهاقان به محل سقوط هواپیما خبر داده‌ است.
هواپیمای تهران ـ یاسوج هر روز یک پرواز رفت و برگشت دارد و به صورت میانگین ۵۰ تا ۶۰ مسافر حمل می‌کند.
مجتبی خالدی، سخنگوی اورژانس کشور گفت که این هواپیما ۲۰ دقیقه پس از پرواز از صفحه‌ی رادار محو شده است.

hezbollah_021718.jpgرادیو فردا - رهبر حزب‌الله لبنان روز جمعه، ۲۷ بهمن‌ماه، ضمن توصیه به دولت این کشور به ایستادگی در زمینه اختلاف نظر با اسرائیل درباره استخراج انرژی در دریا، تهدید کرد که این گروه در صورت لزوم به تأسیسات انرژی اسرائیل ضربه خواهد زد.

لبنان هفته گذشته اولین قرارداد استخراج نفت و گاز خود در دو منطقه دریایی را با کنسرسیومی از سه کمپانی فرانسوی و ایتالیایی و روسی به امضا رساند.

لبنان در مورد یکی از این مناطق دریایی با همسایه جنوبی خود یعنی اسرائیل اختلاف نظر دارد.

توصیه شیخ حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان که از حمایت قاطع جمهوری اسلامی برخوردار است، در مورد ایستادگی در موضع خود به همین اختلاف نظر با اسرائیل مربوط می‌شود.

آقای نصرالله روز جمعه در یک سخنرانی با اشاره به همین قرارداد نفتی چنین اظهار نظر کرد که گروه حزب‌الله می‌تواند به عنوان تنها اهرم فشار لبنان عمل کند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

به گزارش خبرگزاری فرانسه، آمریکا تلاش کرده است برای حل این اختلاف نظر نقش میانجی را بازی کند و یکی از معاونان وزارت خارجه آمریکا از اوایل ماه جاری میلادی برای دیدار با مقامات لبنان در این کشور به سر می‌برد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، مقامات ارشد لبنان روز جمعه در همین زمینه با نماینده ایالات متحده دیدار کرده‌اند.

courts_021618.jpgرادیو فردا - بر اساس گزارش‌ها محمد نجفی، وکیل دادگستری که پس از سخنانش دربارهٔ مرگ وحید حیدری یکی از معترضان تجمع‌های دی‌ماه بازداشت شده بود، در دادسرا به ۹ فقره اتهام، متهم شده‌است.

در جریان اعتراضات اخیر، یک نوجوان به نام وحید حیدری در بازداشتگاه کلانتری اراک جان باخت که مقام‌های جمهوری اسلامی درباره او گفتند که «معتاد بوده و مواد مخدر همراه داشته» و در زندان «خودکشی» کرده است.

پس از آن، یک نماینده مجلس گفت که محمد نجفی، وکیل دادگستری، با تحقیقات محلی در روستای محل سکونت این نوجوان جان‌باخته «ثابت کرده هیچ‌کس او را موادفروش نمی‌شناسد.» در پی این قضیه، قوه قضائیه اتهامات متعددی را متوجه این وکیل دادگستری کرد.

پیام درفشان، وکیل محمد نجفی در مصاحبه با وب‌سایت کمپین حقوق بشر در ایران، خبر داد که پیش از این هشت اتهام به موکلش «تفهیم» شده بود و در آخرین جلسه بازپرسی مشهور به «دفاع آخر» نیز یک اتهام اضافه شده‌است که هنوز وکلای آقای نجفی از جزئیات آن اطلاع ندارند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

به گفته آقای درفشان، «تشکیل دسته و گروه جهت برهم زدن امنیت کشور»، «عضویت در گروه‌های معاند نظام به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به مقام رهبری»، «نشر اکاذیب»، «ارسال اطلاعات و اخبار به خارج از کشور»، «اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور» و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» از طریق شرکت در تجمعات اعتراضی، هشت اتهامی است که به آقای نجفی «تفهیم اتهام» شده‌است.

وکیل آقای نجفی گفت که برای این اتهام‌ها «هیچ مستنداتی وجود ندارد» و همه آن‌ها، «یک اتهام» است که به شکل‌های دیگر «تکرار شده‌است».

وی اضافه کرد: «مثلاً اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور، همان عضویت در گروهای معاند به قصد برهم زدن امنیت کشور است».

dokhtarEngh_021618.jpgیک دختر خیابان انقلاب دیگر در تهران، مقابل قنادی فرانسه در خیابان وصال روی پست برق رفت، روسری‌اش را در اعتراض به حجاب اجباری از سر برداشت و بر سر چوبی آویخت.

پنجشنبه ۱۵ بهمن در شبکه‌های اجتماعی فیلم‌ها و تصاویری از کشف حجاب یک دختر خیابان انقلاب دیگر در تقاطع خیابان وصال با خیابان انقلاب در تهران منتشر شده است. زنی که کشف حجاب کرد، خود را به عنوان اعظم جنگروی معرفی کرده است.

از فیلمی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، چنین پیداست که دستی او را با خشونت از بالای پست برق در تقاطع وصال به زیر می‌کشد. خبرهای تأیید نشده‌ای از بازداشت اعظم جنگروی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

گفته می‌شود که مأموران در اثر مقاومت مردم به دشواری موفق به بازداشت اعظم جنگروی شده‌اند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

اعظم جنگروی توضیح داده با امید به اصلاحات فعالیت سیاسی خود را در حزب مجمع زنان اصلاح‌طلب و حزب کارگزاران آغاز کرده، اما دیگر امیدی به اصلاحات ندارد:

«خسته شدم. باید عمل کرد. شعار بس است. این کار را انجام دادم برای آزادی، برای اتمام تمام قوانین و مقرراتی که علیه ما زنان است و تمام عواقبش را هم می‌پذیرم.»

اعظم جنگروی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده که حرکت اعتراضی او «به هیچ سازمان یا گروه یا فردی چه در داخل و چه در خارج از ایران مربوط نمی‌شود.»

او در ادامه نوشته است که صرفاً به حجاب اجباری معترض است:

«بگذارید خودمان حجابمان را انتخاب کنیم. من به عنوان یک فرد حق انتخاب دارم.»

نخستین بار ویدا موحد اوایل دی ۹۶، چند روز قبل از آغاز اعتراضات سراسری در خیابان انقلاب روی یک پست برق رفت، روسری‌اش را از سر برداشت و آن را به تکه چوبی آویخت. او به زودی به نماد اعتراض زنان ایران به حجاب اجباری تبدیل شد. در روزهای ٩ و ١٠ و ١١ بهمن ده‌ها زن ایرانی به این حرکت اعتراضی پیوستند.

پلیس تهران ۱۲بهمن اعلام کرده بود که ۲۹ زن معترض را به اتهام کشف حجاب بازداشت کرده و تحویل مراجع قضایی داده است. یکی از این زنان نرگس حسینی نام دارد. او که در زندان قرچک در شرایط نامناسبی زندانی بود حاضر نشده بود اظهار ندامت کند.

نسرین ستوده وکیل او از کاهش وثیقه نرگس حسینی از ۵۰۰ میلیون تومان به ۶۰ میلیون تومان خبر داده بود. خانواده این دانشجوی فوق‌لیسانس علوم اجتماعی به زحمت این وثیقه را تأمین کردند.

دادستان کل ایران در سخنانی که ۱۱ بهمن ایراد کرد، این حرکت اعتراضی و نمادین دختران خیابان انقلاب را بچه‌گانه توصیف کرد و به «القائات دشمن» نسبت داد.

علی مطهری، نایب رییس مجلس شورای اسلام در واکنش به حرکت اعتراضی دختران خیابان انقلاب گفته بود هیچ اجباری برای حجاب زنان در جامعه دیده نمی‌شود و بسیاری از آنان با هر وضعی که دوست دارند در جامعه حضور پیدا می‌کنند: پس اجباری در کار نیست.

«این‌که چهار نفر روسری خود را هوا می‌کنند، اتفاق مهمی نیست. اگر قرار بر مساله مهمی باشد باید پرسید که چرا دولت در رعایت حجاب نظارت کافی ندارد؟ مشکل امروز کشور حجاب نیست و زنان کم و بیش حجاب را رعایت می‌کنند و ما هم قائل به سختگیری نیستیم.»

۳۹ سال از اجباری شدن حجاب در ایران می‌گذرد و هر روز زنان زیادی در کشور به علت بدحجابی از سوی پلیس و گشت ارشاد تذکر دریافت می‌کنند یا بازداشت می‌شوند. در سال‌های اخیر حتی خودروی اشخاص بدحجاب توقیف و به پارکینگ منتقل می‌شود.

sweden_021718.jpgبی بی سی - وزارت خارجه سوئد اعلام کرده احمدرضا جلالی، استاد دانشگاهی که به جرم "جاسوسی" در ایران به اعدام محکوم شده، شهروند این کشور اروپایی است و نباید اعدام شود. دیوان عالی قضایی ایران چند روز پیش با درخواست تجدیدنظر در حکم اعدام آقای جلالی مخالفت کرد.

بنابر گزارش رسانه‌های سوئد و خبرگزاری رویترز این خبر را یکی از مقام‌های وزارت خارجه سوئد امروز شنبه (۱۷ فوریه) به رادیو ملی این کشور، اس‌وی‌تی، گفته است.

به گزارش رویترز، پاتریک نیلسون، سخنگوی وزارت خارجه سوئد گفته: "ما مطلع هستیم که اداره مهاجرت شهروندی آقای جلالی را تایید کرده است و بر همین مبنا پیگیر سرنوشت این شهروند سوئد هستیم."

"ما به طور منظم با مقام‌های ایران در ارتباطیم و از نظرگاه خودمان و قوانین سوئد در ارتباط با مجازات اعدام آنها را مطلع کرده‌ایم، ما خواستار توقف اجرای حکم اعدام آقای جلالی هستیم و تصمیم‌مان در این باره هم تغییرناپذیر است."

خبر تایید شهروندی سوئدی آقای جلالی در حالی طرح شده که دو هفته پیش، وکیل او گفته بود دیوان عالی ایران درخواست بازبینی حکم اعدام را رد کرده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

به خبرگزاری فرانسه زینت طاهری روز سه‌شنبه (هفتم فوریه - ۱۸ بهمن) گفته بود: "قاضی درخواست ما را ظرف کمتر از یک ساعت در روز یکشنبه رد کرد."

او گفته بود با توجه به حساسیت این پرونده بار دیگر از دیوان عالی خواهد خواست درخواست آنها را به طور کامل بخواند و بررسی کند.

به گفته خانم طاهری امکان ارائه درخواست های متعدد برای بازبینی پرونده وجود دارد هرچند هیچ تضمینی برای پذیرش آن وجود ندارد.

آقای جلالی که برای دانشگاه پزشکی کارولینسکای استکهلم کار می کرد در آوریل سال ۲۰۱۶ در جریان سفری به ایران دستگیر شد. دیوان عالی آذر ماه - دسامبر ۲۰۱۷ - حکم اعدام او را تایید کرد.

0189341C-2730-49F4-96F7-256A272F743A.jpegافغانستان می‌گوید حقابه تالاب هامون را داده‌ایم اما نماینده مردم زاهدان در مجلس می‌گوید با سیمان خودمان جلوی حقابه هامون سد می‌سازند.
خبرگزاری مهر، گروه جامعه-مسعود بُربُر: نماینده مردم زاهدان در مجلس می‌گوید دولت باید به فکر حقابه تالاب هامون باشد. معاون سازمان محیط زیست می‌گوید احیای تالاب بین‌المللی هامون باید به عنوان مسئله‌ای ملی مورد توجه باشد و کمیته آن در سطح ملی تشکیل شود. مدیرکل محیط زیست سیستان و بلوچستان از تفاهم‌نامه مشترک حفاظت و مدیریت پایدار تالاب بین‌المللی هامون سخن می‌گوید و معاون سفیر افغانستان در تهران می‌گوید در سال ۱۳۹۴ بیش از ۲ میلیارد و یکصد میلیون متر مکعب آب داخل هامون شده یعنی سالانه بیشتر از ۳ برابر مقدار حقابه ایران، آب وارد ایران می شود، اما نگاه ساکنان مناطق اطراف هامون همچنان از برقابرق آفتاب بر آب‌های هامون محروم است و چشمانشان هیچ نمی‌بیند مگر غباری که از بستر «تالاب» هامون بر می‌خیزد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

با سیمان خودمان جلوی حقابه هامون سد می‌سازند

نماینده مردم زاهدان در مجلس به خبرنگار مهر می‌گوید: دولت دو سال قبل اعلام کرد فقیرترین استان کشور سیستان و بلوچستان است. ما علیرغم اینکه مرز گسترده‌ای با پاکستان و افغانستان داریم که این مرز می‌تواند برای فرصت باشد، و علیرغم اینکه ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی با خلیج فارس و دریای عمان و آب‌های آزاد داریم متأسفانه به علت سوء مدیریت دولتمردان به استان سیستان و بلوچستان همیشه به چشم طعمه انتخاباتی نگاه کرده‌اند.

zeidabadi_021518.jpgاز کانال تلگرام نویسنده

از نگاه من محمود احمدی نژاد، به عنوان یک مدیر اجرایی، آدم متوهمی است. "توهم" موجود شاخ و دم داری نیست؛ هر فردی که نسبتِ بین امکانات، موانع و محدودیت های منابع ثروت و قدرت را با واقع بینی ارزیابی نکند؛ اهل توهم است. با این تعریف، بسیاری از افراد در دایرۀ وهم اندیشی قرار می گیرند؛ اما شاید فرق احمدی نژاد با دیگران در این باشد که او به توهمات خود پر و بال و بیشتری برای پرواز می دهد و آنها را بی باکانه از پردۀ ذهن خود بیرون می افکند.


با این حال، اگر بپنداریم که نوع انسان موجوی عاقل است و از متوهمان پرهیز می کند؛ بیراه رفته ایم. عقل به عنوان ابزاری برای ادارۀ جامعه و حل مشکلات آن، معمولاً هنگامی مورد اعتماد بشر است که اوضاع سیاسی و اجتماعی، کم و بیش رو به راه و آرام و با ثبات و معطوف به آینده ای امید بخش باشد؛ اما همین که حجم مشکلات اقتصادی و اجتماعی یک جامعه از حدی فراتر رود و افق حل تدریجی معضلات تاریک شود؛ نخستین قربانی آن، همین عقل است به گونه ای که بشر نه فقط اعتماد خود را به آن از دست می دهد؛ بلکه به عنوان مانعی بر سر راه نجات و رهایی خود از انبوه مشکلات کمر شکن به شمارش می آورد و اجازۀ نفس کشیدن به آن نمی دهد.


از این رو، در میانۀ بحران های عظیم اقتصادی و اجتماعی، عقل متاعی بی ارزش و ناچیز است که باید در پستوی ذهن زندانی شود و امکان بروز و ظهور نیابد چرا که عقل اصولاً موجوی شکاک و محتاط و حسابگر و حتی به عبارتی ترسو است و بر دست و پایِ قدرت سیل آسای توهم و عاطفه و شور و هیجان، غل و زنجیر می زند و مانع تحولی عظیم و فوری می شود.


با این حساب، توهم احمدی نژاد اگر در دوران آخر ریاست جمهوری اش، قاتل جانش شده بود؛ امروزه سبکبار از تحمل هر نوع بار اجرایی، در پناه سربرآوردن ابرچالش های اقتصادی و اجتماعی در جامعه، قاتوق نانش شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید


به نظرم احمدی نژاد به قدرت شهود و غریزۀ خود، این وضعیت را درک کرده است. از همین رو، او بدون آنکه چندان پرده پوشی کند، خود را در مقام رهبر اپوزیسیون حرکت های اجتماعی آینده تعریف می کند. البته شاید او از ابتدا در این اندیشه نبوده و تنها به قصد دفاع از همکاران خود وارد منازعه با برخی نهادهای قدرتمند شده است؛ اما به گمانم در مسیر پیش آمده، تغییر وضعیت داده است.


می توان به سادگی گفت که این هم یکی دیگر از توهمات احمدی نژاد است که راه به جایی نخواهد برد؛ اما گمان نمی کنم موضوع به این سادگی باشد. از قضا زمینۀ اجتماعی برای اقبال به نوع توهمات احمدی نژاد روز به روز مساعدتر می شود و آنچه در این میان به او کمک می کند جسارت و بی باکی عریان اوست که در حملۀ صریح و بی پردۀ او بخصوص به قوۀ قضائیه تبلور می یابد.

iranSyria_021618.jpgیادداشتی در وبسایت نشریه نیوزویک از کنت پولاک، پژوهشگر «انستیتو آمریکن اینترپرایز»

برگردان فارسی: صدای آمریکا

سوریه جایی ایده آل برای برخورد ایالات متحده آمریکا با ایران است. با این وجود، آمریکایی ها طی هفت سال گذشته درباره منطق ایفای نقشی فعال تر در آن مناقشه بحث و مجادله کرده اند.

حملات هوایی چند روز پیش اسرائیل یادآور این واقعیت است که وضعیت در سوریه کماکان مبهم و پیچیده است و این یعنی هر سیاست آمریکا در برابر سوریه به یقین با خطرات و هزینه هایی همراه خواهد بود که لازم است به روشنی و بدون جانبداری در باره آن صحبت شود.

برخورد با ایران به هیچ عنوان ساده نیست. همین امر درباره سوریه هم مصداق دارد. برخورد با ایران در سوریه هم ساده نخواهد بود.

جنگ سوریه طی سه سال گذشته تغییرات چشمگیری کرده است. ایران در جریان مقابله با داعش و نیروهای مخالف بشار اسد عملا کنترل ارتش سوریه و ساز و کار اطلاعاتی آن کشور را برای بهبود کارآیی آن در اختیار گرفت.

پیروزی ایران در سوریه به نقطه آسیب پذیری اش بدل شده است.

ایرانی ها در سوریه در همان وضعیتی گیر افتاده اند که ایالات متحده در دهه شصت در ویتنام و شوروی در دهه هشتاد در افغانستان در آن گرفتار شده بودند.

ایرانی ها در جنگی گیر افتاده اند که پر هزینه تر از آن است که فکر می کردند ولی مهم تر از آن است که رهایش کنند.

اگر سوریه در انزوا قرار داشت ایرانی ها طی چند سال مخالفان را سرکوب کرده بودند. استراتژی آمریکا در سوریه باید مشابه استفاده از مجاهدین در افغانستان باشد.

اگر این استراتژی با همان عزم ایالات متحده در افغانستان و شوروی در ویتنام دنبال شود، احتمالا بیشتر از واکنش های متقابل تهران علیه ما به خود ایران آسیب خواهد زد.

Munich_021618.jpgرادیوزمانه - کنفرانس امنیتی مونیخ در شرایط ویژه‌ای برگزار می‌شود. رئیس این کنفرانس می‌گوید خطر جنگی جدید بیش از هر زمانی جامعه جهانی را تهدید می‌کند. او این خطر را ناشی از عدم اعتماد بین روسیه و آمریکا می‌داند.

کنفرانس امنیتی مونیخ جمعه ۱۶ فوریه / ۲۷ بهمن با حضور ۵۰۰ سیاستمدار و کارشناس، از جمله ۲۰ نفر از سران کشورها و ده‌ها وزیر در هتل بایریشر هوف آغاز شد.

در این کنفرانس به مسائل سیاست خارجی، دفاعی و بحران‌های بین‌المللی پرداخته خواهد شد و نیاز به‌گفت‌وگو در این زمینه‌ها بیش از هر زمانی احساس می‌شود.

از ایران نیز محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران به همراه معاونانش در کنفرانس سه روزه مونیخ حضور دارند.

پیش از آغاز این کنفرانس، ولفگانگ ایشینگر، رئیس آن، وضعیت کنونی جهان را «بسیار ویژه» ارزیابی کرد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

ایشینگر در گفت‌وگو با رادیو آلمان نسبت به وقوع جنگی جدید هشدار داد و گفت: «از زمان پایان اتحاد جماهیر شوروی تاکنون، ما هرگز با چنین خطر بالایی از رویارویی نظامی قدرت‌های بزرگ مواجه نبوده‌ایم.»

به‌گفته او عدم اعتماد بین رهبران نظامی مسکو و واشنگتن بسیار عمیق است و «بدتر از این نمی‌تواند باشد.»

wrestling_021618.jpgشهریار نکوزاد - ایران وایر

محرومیت «علیرضا کریمی» و فدراسیون کشتی ایران قطعی شده است. خبرهای ضدونقیضی در مورد میزان این محرومیت مخابره شده اما هنوز «اتحادیه جهانی کشتی» یا فدراسیون ایران این اخبار را تایید نکرده‌اند. آن چه به گوش می‌رسد، فعلاً به محرومیت یک ساله فدراسیون کشتی ایران و محرومیت مادام‌العمر علیرضا کریمی خلاصه‌ می شود.

چهارم آبان ماه امسال علیرضا کریمی، کشتی‌گیر جوان ایرانی در رقابت‌های زیر ۲۳ سال جهان به دستور مربیانش، مقابل حریف روس خود شکست خورد تا با حریف اسراییلی مبارزه نکند. با این ‌حال، او در مرحله بعد دوباره مجبور شد با حریف اسراییلی کشتی بگیرد اما این بار از مبارزه پرهیز کرد.

پس از آن که کریمی حاضر به مبارزه با حریف اسراییلی نشد، کادر فنی کشتی آزاد ایران به هیات برگزاری مسابقات اعلام کرد او در دیدار مقابل حریف روس مصدوم شده است و قادر به مبارزه با «یوری کلاشینکوف» اسراییلی نیست. اما خبرگزاری «ایسنا» به ‌صراحت نوشت: «کریمی درحالی‌که شایستگی پیروزی مقابل حریف روس را داشت، به این خاطر که در دور دوم به حریف اسراییلی نخورد، درحالی ‌که از حریف روس پیش بود، در ثانیه‌های پایانی شکست خورد تا مقابل این حریف به روی تشک نرود. اما با راه‌یابی کشتی‌گیر روس به فینال، کریمی باید در شانس مجدد با رژیم صهیونیستی مبارزه می‌کرد که با انصراف کریمی این مسابقه برگزار نشد.»

پس از این اتفاق، «رسول خادم»، رییس فدراسیون کشتی ایران در مقام انتقاد از سیاست منع مبارزه ورزشکاران ایرانی مقابل حریفان اسراییلی درآمد و گفت: «برای یک قهرمان، از دست دادن نتیجه یعنی از دست دادن هر آن چه داشته است و این آسان نیست. حال این کشتی‌گیر مظلوم واقع شده و هیچ توجهی به این ندارد که فلان سازمان دعوتش کرده و با یک سکه از او تقدیر خواهد کرد.»

او برخلاف همیشه که به بدنه دولت «حسن روحانی» حمله می‌کرد، مقابل جریان منع مبارزه ورزشکاران ایرانی با حریفان اسراییلی ایستاد و با لحنی توأم با طعنه گفت: «به نظر می‌رسد مردم فلسطین هم از این گونه ایثارها اطلاعی ندارند. درواقع، دستگاه‌های مسوول نمی‌توانند در انعکاس این فداکاری‌ها به خوبی عمل کنند.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

خادم گفت: «مهم‌ترین مشکل این است که غیر از خود ورزشکاران اسراییلی، کسی در دنیا متوجه نمی‌شود که چرا ورزشکاران ایرانی در برابر نمایندگان اسراییل مبارزه نمی‌کنند.»


او سپس خبر از احتمال تعلیق فدراسیون کشتی ایران داد. رییس فدراسیون کشتی ایران روز ۲۸ آذرماه در گفت‌وگو با خبرگزاری «مهر»، احتمال تعلیق کشتی ایران را بالا عنوان کرد.

FrenchIntelec_57_021618.jpgرادیو فرانسه - میشل فوکو انقلاب ایران را انقلابی معنوی می‌انگاشت که گویا اسلام برای آن پوششی بیش نبود. می‌گفت: ایرانیان خوب می‌دانند چگونه از اسلام بهره‌برداری کنند تا از خطر افتادن در دام تعصب دینی در امان بمانند. او چند ماه پس از انقلاب متوجه اشتباه خود شد. دربارۀ ژان پل سارتر گفته اند که او زیر تأثیر تبلیغات علی شریعتی هوادار رهبر انقلاب اسلامی ایران شده بود. سندی در دست نیست که علی شریعتی او را به هواداری از آیت‌الله خمینی ترغیب کرده باشد. سیمون دو بووار یک ماه پس از انقلاب نوشت: اگر این رژیم به خواست‌های زنان توجه نکند و به حقوق آنان احترام نگذارد، رژیمی استبدادی خواهد بود.

یکشنبۀ گذشته ۲۲ بهمن (۱۱ فوریۀ ۲۰۱۸) سی و نهمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران بود. ۳۹ سال پیش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (۱۱ فوریۀ ۱۹۷۹) ایرانیان به پیروی از آیت‌الله خمینی نظام پادشاهی را برانداختند و روز دوازدهم فروردین ۱۳۵۸ در یک همه‌پرسی با رأی بیش از ۹۸ درصدِ شرکت کنندگان به برپایی نظام جمهوری اسلامی «آری» گفتند. امروز بسیاری از ایرانیانی که به انقلاب پیوستند، چه آنان که در ایران ماندند و چه آنان که به خارج از کشور کوچیدند، از سپردن سرنوشت کشورشان به دست روحانیانِ شیعه پشیمان اند. انقلاب اسلامی در میان روشنفکرانِ کشورهای غربی به ویژه فرانسه نیز شور و شوق برانگیخت. روشنفکرانِ نامداری مانند ژان پل سارتر، سیمون دوبووار و میشل فوکو دست کم در آغاز از آن پشتیبانی کردند. بعضی از آنان خیلی زود و بعضی دیگر با کمی درنگ به اشتباه خود پی بردند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

هم‌گامی و هم‌نوایی این سه روشنفکرِ فرانسوی در دفاع از اپوزیسیون ایران از سال‌ها پیش آغاز شده بود. در سال ۱۹۶۶ ژان پل سارتر کمیته ای زیر عنوانِ «کمیتۀ دفاع از زندانیان سیاسی ایران» تشکیل داد. همسر و همراه او، سیمون دو بووار، از همان آغاز جزو فعالان آن بود. اما میشل فوکو در سال ۱۹۷۱ به آن کمیته پیوست و تا انقلاب همۀ دادخواست‌ها و اعلامیه‌های آن را امضا ‌کرد. در چهارم فوریۀ ۱۹۷۶ آن کمیته اعلامیه ای را در روزنامۀ لوموند منتشر کرد که در آن امضا کنندگان به «سکوت مقام‌های فرانسوی در برابر نقض آشکار حقوق بشر در ایران» اعتراض کرده بودند. چندی پیش از آن رژیم ایران گروهی از انقلابیان را اعدام کرده بود. از امضاکنندگان نامدار آن اعلامیه افزون بر سارتر و سیمون دو بووار می‌توان از فرانسوا میتران، میشل روکار، لیونل ژوسپن، ژان پی‌یر شِوِنمان، میشل فوکو، ژیل دولوز، کلود موریاک و ایو مونتان یاد کرد.

refrendom_021618.jpgمجید محمدی - رادیوفردا

سخنان حسن روحانی در ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ در باب همه‌پرسی جهت حل برخی معضلات کشور موجب موجی از موضع‌گیری‌ها و مباحث در مورد همه‌پرسی در فضای سیاسی ایران شد. این موضع‌گیری‌ها را به سه دستهٔ متمایز می‌توان تقسیم کرد:

۱. گروهی که نظام جمهوری اسلامی را دیگر اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و به دنبال روشی بدون خشونت برای گذار از آن به دمکراسی پارلمانی سکولار هستند. بیانیهٔ ۱۵ فعال سیاسی مقیم خارج و داخل از این جنس است. این بیانیه خواهان گذار با برگزاری رفراندم است.

۲. بوق‌های تبلیغاتی نظام که پیشنهاد همه‌پرسی روحانی را خواب و خیال دشمنان و دشمن شادکن (احمد خاتمی فارس ۲۵ بهمن ۱۳۹۶)، بد سلیقگی و بی‌تدبیری (عزت‌الله ضرغامی، خبر آنلاین ۲۳ بهمن ۱۳۹۶)، نشانهٔ نارضایی از تظاهرات ۲۲ بهمن و اهانت به تظاهرکنندگان (حسین شریعتمداری، تسنیم ۲۳ بهمن ۱۳۹۶)، کارشناسی نشده (عباسعلی کدخدایی، ایسنا ۲۴ بهمن ۱۳۹۶) و نشانهٔ بی‌کفایتی سیاسی رئیس‌جمهور و انحراف افکار عمومی از اولویت‌ها (عبدالله گنجی مدیر مسئول روزنامهٔ جوان، مشرق نیوز ۲۵ بهمن ۱۳۹۶) نامیدند. این گروه هر گونه مراجعه به آرای عمومی حتی در چارچوب قانون اساسی رژیم را یک تهدید امنیتی تلقی می‌کند.

۳. جناح اصلاح‌طلبان حکومتی که همه‌پرسی را در شرایط حاضر تاکتیکی غیر مثمر ثمر و به ضرر دولت روحانی می‌دانند. (کرباسچی و حجاریان) اعضای این گروه با فراموش کردن سقط شدن طرح‌های دوقلوی دوران خاتمی (لغو نظارت استصوابی و افزایش اختیارات رئیس‌جمهور) و «هر نه روز یک بحران» آن دوره، از روحانی می‌خواهند به سراغ اختیارات رئیس‌جمهور در قانون اساسی برود، اختیاراتی که خود آنها بارها از فقدانش شکایت کرده‌اند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

طناب روحانی و چاه رفراندم

پیشنهاد روحانی در مورد رفراندم در شرایط حاضر جمهوری اسلامی به همان اندازه بی‌وزن و بی‌ربط است که سخن دو روز بعد وی در باب همه‌پرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ مبنی بر این که «همان بیش از ۹۸ درصدی که آن روز رای دادند به جمهوری اسلامی، امروز هم رای می‌دهند.» (الف ۲۴ بهمن ۱۳۹۶) با طناب چنین فردی هیچ‌کس وارد چاله نمی‌شود چه برسد به چاه. روحانی نتیجهٔ همه‌پرسی توسط نظام را حتی در سال ۱۳۹۶ از پیش اعلام کرده و نیازی به انجام چنین کاری نیست. نظارت سازمان ملل یا هر سازمان بین‌المللی دیگر ساختار مهندسی انتخابات در ایران را تغییر نمی‌دهد، همان‌طور که حضور خبرنگاران خارجی در تظاهرات ۲۲ بهمن هیچ واقعیتی از مهندسی تظاهرات در کشور را آشکارتر از آنچه هست در برابر چشمان دیگران نمی‌گذارد.

021618_top.jpgیورونیوز - نیکی هیلی، سفیر ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل خواستار واکنش شورای امنیت علیه ایران به دلیل نقض تحریم‌های تسلیحاتی شورشیان یمن شد.

این درخواست پس از آن صورت گرفت که گزارش کارشناسان سازمان ملل متحد درباره نقض تحریم تسلیحاتی شورشیان در یمن منتشر شد. حدود یک ماه پیش (۱۸ ژانویه)‌ این گزارش «محرمانه» به شورای امنیت ارسال شده بود.

بر اساس این گزارش، ایران در اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت برای ممانعت از انتقال تسلیحات به شورشیان یمنی ناکام بوده است. کارشناسان ملل متحد می‌گویند که قطعاتی از موشک‌های شلیک شده از یمن به سوی عربستان سعودی، ساخت جمهوری اسلامی ایران است.

خانم هیلی با اشاره به نتیجه تحقیقات کارشناسان سازمان ملل گفت: «این گزارش آنچه را که ما از ماه‌ها پیش می‌گفتیم، تایید می‌کند. این که ایران بصورت غیرقانونی و با نقض قطعنامه‌های پرشمار شورای امنیت، سلاح به یمن فرستاده است.»

سفیر ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل ۱۱ ژانویه با نمایش قطعاتی از موشک شلیک شده حوثی‌ها به سوی ریاض، اعلام کرد این جنگ‌افزار ساخت ایران بوده و نشان «گروه صنعتی شهید باقری» متعلق به وزارت دفاع این کشور را داشته است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مقام‌های نظامی و سیاسی ایران بارها این اتهام را رد کرده و واشنگتن را به همکاری با ریاض و سندسازی متهم کرده اند. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران اتهامات نیکی هیلی را مشابه دروغ‌های کالین پاول، وزیر خارجه پیشین آمریکا علیه عراق در سال ۲۰۰۳ توصیف کرده و در یک پیام توییتری گفته است: «نشان استاندارد در ایران روی محصولات مصرفی قرار می‌گیرد و نه موشک‌های بالستیک.»

ایران حمایت از جنبش انصار‌الله، بازوی سیاسی حوثی‌های یمن را انکار نمی‌کند اما می‌گوید که با توجه به محاصره همه جانبه این کشور، امکان ارسال سلاح به شورشیان شمال را ندارد.

jasoos_021618.jpgیورونیوز - به گزارش برخی رسانه‌های عرب زبان نیروهای ارتش سوریه بزودی به مناطق تحت کنترل یگان‌های مدافع خلق در عفرین اعزام خواهند شد.

به گزارش شبکه المیادین لبنان این بخشی از توافق دولت سوریه و یگان‌های مدافع خلق برای مقابله با حملات ترکیه در این منطقه است. به گفته این شبکه، دو طرف مذاکرات طولانی در این مورد داشته‌اند و توافق روز پنجم بهمن (۲۵ ژانویه ۲۰۱۸) انجام شده است.

در همین زمینه شبکه خبری اسپوتنیک روسیه نیز از توافق دو طرف خبر داد. به گفته اسپوتنیک، آمریکا به عنوان مهمترین پشتیبان نیروهای کرد در سوریه در جریان این توافق نبوده است.

فیصل مقداد، معاون وزیر خارجه سوریه در یک کنفرانس خبری تاکید کرد که ارتش از عفرین به عنوان «بخش جدانشدنی از خاک کشور» دفاع خواهد کرد. وی عملیات ترکیه در شمال سوریه را «تجاوز» به خاک کشورش خواند و تاکید کرد که آنکارا مسئول «اتفاقات احتمالی» در منطقه است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

فیصل مقداد در بخش دیگری از سخنانش در کنفرانس خبری، کردها و عرب‌های منطقه را به وحدت فراخواند و گفت: «ارتش از هر سانتیمتر از سرزمین سوریه دفاع می‌کند. سوریه همچنان که در طول تاریخ یکپارچه بوده بار دیگر متحد خواهد شد.»

هنوز دولت سوریه هیچ واکنشی به احتمال حضور ارتش در منطقه مرزی با ترکیه نشان نداده است اما شبکه المیادین به نقل یک منبع آگاه گزارش داد که بزودی بیانیه‌ای در این باره صادر خواهد شد.

Nasrin_Sotoudeh.jpgدویچه وله: انتشار فراخوان رفراندوم از سوی ۱۵ فعال سیاسی و مدنی تنها با انتقادات نظری روبرو نشده است. نسرین ستوده یکی از امضاکنندگان این فراخوان به دویچه‌وله گفت که یک ایمیل تهدیدآمیز از سوی شخصی به نام "حمید احمدآبادی" دریافت کرده است.

فراخوان برای انجام رفراندوم به منظور تعیین نوع حکومت ایران از سوی ۱۵ فعال سیاسی و مدنی، پرسش‌ها و انتقادات زیادی را برانگیخته است.

این که آیا این رفراندوم قرار است در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی صورت بگیرد یا پس از آن، چه سازوکاری برای برگزاری این رفراندوم در نظر گرفته شده است، آیا نوع حکومت آینده که قرار است به رفراندوم گذاشته شود مشخص شده است یا این رفراندوم نیز همانند رفراندوم جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ تنها انتخابی بین دو نوع حکومت به طور کلی است و پرسش‌هایی از این دست.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

نسرین ستوده وکیل دادگستری و یکی از امضاکنندگان این بیانیه می‌گوید این بیانیه یک طرح خام است که باید روی آن کار شود و این تنها از پس ۱۵ نفر بر نمی‌آید. او تاکید می‌کند که امضاکنندگان اصراری بر زمان انجام این رفراندوم ندارند و این اصلا در اولویت نیست که این رفراندوم حتما در زمان حیات جمهوری اسلامی یا الزاما پس از آن انجام شود.

ستوده همچنین می‌گوید ۴۸ ساعت پس از انتشار این فراخوان، ایمیلی تهدیدآمیز از طرف شخصی به نام "حمید احمدآبادی" که در رسانه‌ها از او با نام "بسیجی دهن‌گشاد" یاد می‌شود، دریافت کرده است. او می‌گوید حتما این موضوع را پیگیری قضایی خواهد کرد.

21E27F6C-281E-4400-97E2-3C2BDBCC6EE8.jpegنایب رئیس مجلس دهم می‌گوید مقامات امنیتی و قضایی وعده‌ کرده‌اند که تا پایان سال مسئله حصر را رفع کنند اما خواسته‌اند که زیاد در این باره در رسانه‌ها اظهارنظر نشود.


روز شنبه ۲۸ بهمن، علی مطهری از وعده رفع حصر تا پایان سال ۱۳۹۶ خبر داد و گفت منتظریم ببینیم آیا به قول‌شان عمل می‌کنند یا نه. مطهری اعلام کرد که این قول در ملاقات‌ها و مذاکرات با مقامات امنیتی و قضایی داده شده‌ است.


او در حاشیه جلسه علنی مجلس به خبرنگاران گفت در مورد مهدی کروبی گشایش‌ بیشتری صورت گرفته و در مورد میرحسین موسوی ملاقات با اقوام راحت‌تر شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید


مطهری اضافه کرده که هنوز مسئولانی که این موضوع به آن‌ها مربوط است اظهارنظری نکرده‌اند، اما افراد غیرمسئول حرف‌هایی برخلاف این تصمیم زده‌اند: «اما چون مسئولان حرف روشنی نزده‌اند ما روی قول‌هایی که داده‌اند حساب می‌کنیم تا ببینیم آیا این اتفاق تا پایان سال رخ می‌دهد یا نه؟ در غیر این صورت اعتراضات‌مان را شروع می‌کنیم!»


نایب رئیس مجلس دهم این را نیز گفته که اگر محصورین خطایی هم کرده‌ باشند، هفت سال حصر خانگی واقعا مجازات قابل توجهی است و کافی است.


حصر خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ شروع شد. وزارت خارجه آمریکا به مناسبت هفتمین سال این حصر، در بیانیه‌ای خواستار آزادی هرچه سریع‌تر آنها شد.

Esmaeil_Nouriala.jpgبه نظر می رسد که يکی از هنرهای «سياست مداران» و «سياست بازان» ما بيان مطلبی شده است که برای افعال مندرج در آن فاعلی وجود ندارد؛ بخصوص وقتی که پای ارائهء پيشنهادی در ميان باشد. اينکه اينگونه اظهار نظر کردن ها و پيشنهادات، بخاطر روشن نبودن «فاعل» و «انجام دهندهء فعل» هرگز به عمل در نمی آيند را نه تنها از لحاظ آن منطق بديهی که در اين «فقدان فاعل» موجود است بلکه حتی از نظر عملی نيز در طی لااقل چهل سال گذشته تجريه کرده ايم. در نتيجه، می توان از خود پرسيد که اگر، منطقاً و عملاً، اين سخنان به نتيجه ای نمی رسند چگونه است که اهل سياست، که قطعاً دارای عقل و شعوری بالاتر از حد متوسط هستند، چرا به اين کار ادامه می دهند و همچنان به صادر کردن افعال بی فاعل مشغولند؟

مثلاً، وقتی می گوئيم «بهتر آن است که در فلان زمينه اينگونه اقدام شود» و معلوم نمی کنيم که چه کسی بايد اين اقدام را عملی سازد، و يا تعيين فاعل را بر عهدهء مخاطب می گذاريم، در واقع حرفی را زده ايم که توخالی و بيهوده و ناشدنی است و اگر عامدانه چنين کرده باشيم خواسته ايم بگوئيم که هر کس می توان از «ظن» خود يار سخن ما باشد که در محدودهء سياست يعنی هيچ!

باری، در اين مطلب قصد من آن است که، با ارائهء تنها يک نمونهء تکراری [که چندين سال پيش در مورد شبا زنده ياد داريوش همايون مناظره ای داشتم](1)، مطالبی را دربارهء اينکه چه دلايلی را می توان در پس پشت اينگونه سخن گفتن تصور کرد مطرح سازم. نمونهء مورد نظر من، ارائهء پيشنهاد اخيری است که در سپهر سياسی معطل اپوزيسيون هميشه سرگردان ما توفان بپا کرده است: «برگزاری رفراندوم جهت تعیین نوع حکومت، تحت نظارت سازمان ملل متحد» تا از آن طريق «ملت ایران بتواند، با تعیین نحوه حکومت مطلوبْ، خود مسئولیت سرنوشت اش را بر عهده گیرد»؛ پيشنهادی که با اين واژگان تعريف شده است: «راهكار برون رفت از مشكلات بنيادين، [و] گذار مسالمت آميز از نظام اسلامى به يك دموكراسى سکولار پارلمانى مبتنى بر آرای آزاد مردم، [و] رعايت كامل حقوق بشر و رفع همهء تبعيض هاى نهادينه، بخصوص برابرى كامل زنان، قومیت‌ها، ادیان و مذاهب در همه زمينه هاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسی و اقتصادى».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

اين تمام مقدمه چينی و نتيجه گيری يک جمع 15 نفرهء سابقاً مشهور به اصلاح طلب بودن است که گويا اکنون - و در جوف اين پيشنهاد و بعنوان پيشزمينهء آن ت به اين نتيجه رسيده اند که «مجموعهء تجربیات 40 ساله حاکی از اصلاح ناپذیری نظام اسلامی ایران است».

پيشنهاد دهندگان هم عبارتند از يک حقوقدان و برندهء نوبل حقوق بشر، ساکن برون مرز (شيرين عبادی) و يک حقوقدارن بين المللی (پيام اخوان)، دو حقوقدان ساکن ايران (نسرين ستوده و محمد سيف زاده)، چند فعال سياسی در ايران (نرگس محمدی، حشمت الله طبرزدی، ابوالفضل قديانی و محمد نوری زاد) و چند خارج کشوری ديگر (محسن سازگارا، حسن شريعتمداری، کاظم کردوانی) که اغلب منفردانه و بدون تعلق به تشکلات سياسی عمل می کنند، يک فقيه خارج کشوری (محسن کديور) و يک رئيس اسبق دانشگاه تهران مقيم ايران (محمد ملکی) و دو سينماگر يکی در ايران (جعفر پناهی) و يکی در خارج (محسن مخملباف).

نگاهی به تلاش های ديگر اين «نخبگان سياسی»، از يکسو به ما می فهماند که آنها ساده لوحانه و خوشبينانه به اين نتيجه و پيشنهاد نرسيده اند اما، از سوی ديگر، به يادمان می آورد که همين عده تازه بعد از چهل سال تجربه به اين نتيجه رسيده اند که نظام اسلامی قابل اصلاح نيست و اين تأخير در درک واقعيتی که هزاران نفر چهل سال است دربارهء آن می نويسند خود می تواند دليلی بر غفلتی از جانب آنان باشد که لابد با خود دلايلی دارد.

اما، پيش از پرداختن به اين دلايل، بهتر است برگردم به آن «مفروض اوليه»ای که می گويد اينگونه نخبگان بلندند چگونه افعال بی فاعلی را ارائه دهند که عملی نيستند اما ممکن است اغراض ديگری را با خود داشته باشند. پيشنهاد اين عده شامل چند جزء است:

1. تشخيص درد: مشکلات بنيادين مردم و پايان يافتن کوشش های اصلاح طلبانه

2. مشخصات دارو: يافتن راهكاری برای برون رفت از مشكلات بنيادين

3. شرط افاقهء دارو: گذار مسالمت آميز از نظام اسلامى به يك دموكراسى سکولار پارلمانى

4. خود دارو: برگزاری رفراندوم جهت تعیین نوع حکومت، تحت نظارت سازمان ملل متحد!

از نظر من، بندهای يک تا سهء اين ملاحظات، اگرچه جای گفتگو دارند اما بهر حال، قابل فهم اند. ولی در آنجا که به «خود دارو» می رسيم يکباره با يکی از موارد بارز افعال بی فاعل روبرو می شويم. فکرش را بکنيد: آيا کسی می تواند با خواندن اين نسخهء پزشکانه به پرسش زير پاسخ دهد؟

- چه کسی يا چه نهادی بايد اين رفراندوم را انجام دهد؟ رژيمی که پس از فروپاشی رژيم کنونی برقرار می شود؟ و يا خود رژيم کنونی؟

اگر گزينهء اول مورد نظر باشد که چيزی جز «تحصيل حاصل» نيست و احتياجی هم به صدور اينگونه پيشنهادها وجود ندارد. رژيمی رفته است و رژيم ديگری آمده است و «برگزاری رفراندوم جهت تعیین نوع حکومت جديد»، حتی اگر برنده روح الله خمينی در 1358 باشد، امری بديهی است.

- پس لابد منظور نخبگان ما برگزاری رفراندوم بوسيلهء خود رژيم حاکم بر کشور است که بايد اسباب «گذار مسالمت آميز از نظام اسلامى به يك دموكراسى سکولار پارلمانى» را فراهم آورد! حال اگر «منظور بيان نشده»ی اين نخبگان آن است که رفراندوم مورد نظر را خود حکومت اسلامی بايد انجام دهد آنگاه بايد منتظر بود تا آنها به ما بگويند که چگونه قصد دارند رزيم کنونی را وادار به اين «خودکشی قانون مدار» کنند.

- متأسفانه اما، به نظر می رسد که ارائهء راهنمائی در اينگونه موارد ديگر وظيفهء بزرگان سياسی و حقوقی و فقهی و هنری ما نيست. آنها که نمی توانند در مورد همهء زوايای اينگونه مطالب بجای ما فکر کنند. آنها راه حل را يافته اند و لابد منتظرند داوطلبی پيدا شود که اين راه حل و چگونگی تحقق آن را پيدا کند.

- يک حدس هم ناگفته نماند: شايد اين نخبگان فکر می کنند که فاعل اين عمل سازمان ملل است؛ که بايد بر اين رفراندوم نظارت نموده و صحت آن را تصديق نمايد. اما در اينجا نيز «فاعل» غايب است و معلوم نيست چه کسی بايد سازمان ملل را برای انجام اين کار دعوت کند؟ اپوزيسيون يا خود حکومت سر عقل آمدهء اسلامی؟ سازمان ملل که نهادی بی در و پيکر نيست که سر خود راه بيافتد و در يک کشور عضوش و تحت نظارت خودش رفراندومی را در جهت تعیین نوع حکومت انجام دهد. بهر حال برای دعوت ار اين سازمان وجود «فاعلی» لازم است.

- اما شايد وقتی نظارت سازمان ملل به اين جمله سنجاق شده که قرار است، در ظل نظارت مزبور، «ملت ایران بتواند، با تعیین نحوه حکومت مطلوبْ، خود مسئولیت سرنوشتش را بر عهده گیرد» اشارهء مکتومی به موضوع «حق ملت ها برای تعيين سرنوشت خود» وجود دارد که لابد سازمان ملل بايد آن را تضمين کند. اما يک «ملت» که نهادی منسجم و تشکيلاتی نيست که خود بتواند برای استفاده حق اش رأساً اقدام به دعوت از سازمان ملل کند. لاجرم اين دعوت بايد يا از جانب حکومتی باشد که قصد خودکشی کرده است و يا از جانب اپوزيسيون منسجمی که، در قامت يک آلترناتيو، از جانب ملت برای انجام اين دعوت مأموريت يافته است. پس، در اين پيشنهاد، فاعل فعل دعوت کردن هم معين نشده است.

- ضمناً در سخنانی که اين نخبگان، پس از صدور پيشنهاد خود، در مصاحبه های گوناگون مطرح کرده اند، بارها به مورد افريقای جنوبی و کشورهای پشت پردهء آهنين در اروپای شرقی و اينکه اين کشورها توانسته اند تحت نظارت سازمان ملل رفراندوم برگزار کرده و به آزادی برسند اشاره شده است. اما همين پيشنهاد دهندگان از اشاره به اين نکته سر باز زده اند که حکومت های مورد اشارهء آنها نخست توانسته اند با اپوزيسيون به مذاکره بنشينند و به توافق برسند و سپس، مشترکاً، هم از ناظران سازمان ملل دعوت کنند و هم رفراندوم برای تغيير حکومت را انجام دهند. در نتيجه، در اين نسخه پيچی نيز بايد روشن باشد که طرف مذاکره با حکومت مستقر در ايران کيست يا چيست؟ آيا اپوزيسيون حکومت اسلامی به چنان انسجام و وحدت رهبری و هدف رسيده است که بتواند چنين نقشی را بازی کند؟ آيا در ميان رهبران خودبرانگيختهء فعلی اپوزيسيون کسی هم هست که، بعنوان رهبر خيزش ملت ايران، هم با حکومت اسلامی مذاکره کند و هم يکی از دو فاعل دعوت کننده از سازمان ملل باشد؟ در نتيجه، دليل امتناع نخبگان ما از ورود به اين جزئيات از کار نيز آن است که در حال حاضر لشگر بی شمار اپوزيسيون حکومت اسلامی دارای تشکيلات و مرکزيت و رهبريتی نيست که بتواند حکومت اسلامی را به چنان نقطه ای بکشاند که سر ميز مذاکره حاضر شود و با انجام رفراندوم برای «گذار مسالمت آميز از نظام اسلامى به يك دموكراسى سکولار پارلمانى» موافقت کند و در امضاء دعوت از سازمان ملل نيز با رهبريت اپوزيسيون شريک شود.

- در عين حال، ديدم که اغلب امضاء کنندگان اين پيشنهاد در مصاحبه های مختلف اذعان کرده اند که پيشنهادشان ناقص و ناپخته و محتاج تکميل است. اما نگفته اند که چرا و چگونه از يکسو همديگر را پيدا کرده اند و، از سوی ديگر به اين نتيجه رسيده اند که لازم است هرچه زودتر پيشنهادِ شبه راه حلِ خود را به اطلاع همگان برسانند. و به همين دليل فکر می کنم که يافتن پاسخی برای پرسش های اخير شايد از محتوای خود پيشنهاد اهميت بيشتری داشته باشد؛ پاسخی که می تواند راهگشای ما برای درک اين نکته باشد که 15 آدم عاقل و بالغ و هوشمند و حقوقدان و دانشمند و هنرمند و فعال سياسی چگونه يکباره به چنين اشتراک فکر و عملی رسيده اند. بخصوص اينکه خانم شيرين عبادی در مصاحبه ای اهميت اين پيشنهاد را در آن دانسته است که «مرزهای بين داخل و خارج را از ميان بر می دارد» و نشان می دهد که از اين نظر بين کوشندگان اپوزيسيون حکومت اسلامی در خارج و داخل کشور فاصله ای وجود ندارد. و همين مضمون را آقای سازگارا هم در مصاحبه های خود تکرار کرده اند.

از نظر من به اين موضوع می توان از چند ديدگاه نگريست:

1. يکی اينکه کوشش برای برداشتن مرز بين داخل و خارج، کوششی زيان آور است؛ چرا که اپوزيسيون داخل کشور که زير سرکوب حکومت بسر می برد نمی تواند جز سخنان کلی و ارائهء «راه حل های بی فاعل» و مطالبات رد نشده از خطوط قرمز رژيم حرفی بزند و کاری بکند، حال آنکه اپوزيسيون خارج کشور در آزادی بسر می برد و دليلی برای زبان بسته حرف زدن ندارد. اختلاط و يکی کردن اين دو گروه هم قطعاً به ضرر گروه خارج کشور است که بايد ملاحظهء گروه داخل کشور را بکنند و چنان سخن بگويد که برای داخلی ها خطری جدی پيش نيايد. در اين مورد من چند سال پيش، وقتی آقای حشمت طبرزدی هوس رهبری اپوزيسيون خارج کشور را کرد و به نمايندهء خود، آقای عباس خرسندی، مأموريت داد که اپوزيسيون خارج کشور را تحت رهبری ايشان گرد هم آورد، مطالبی نوشته ام و در اينجا تکرارشان نمی کنم(2).

2. در عين حال، نه خارج کشوری های امضاء کنندهء اين پيشنهاد، که هر کدام برای خود شهرت و اهميتی دارند و نه داخل کشوری هاشان (جز آقای طبرزدی)، هيچ يک معرف گروه و سازمانی سياسی نيستند و گرد هم آمدن شان هم نويد ايجاد يک تشکيلات منسجم اپوزيسيون را، که بتواند به آلترناتيوی در برابر حکومت اسلامی تبديل شود، با خود ندارد. يعنی، ديده ايم که هر يک، از همان لحظه که پيشنهاد را امضاء کرده اند، براه خود رفته اند و بصورت سلحشوران منفردی که به جنگ آسياب های بادی می روند عمل کرده اند. حال آنکه چنين پيشنهادی (با همهء ضعف ها و بی هدف بودن هايش) می تواند و بايد زمينه ساز اعلام يک تشکيلات اپوزيسيونل منسجم باشد تا بتواند برای افعال سرگردان متن اين پيشنهاد فاعلی بيابد و معرفی کند.

3. همچنين می توان پرسيد که اين عده چگونه همديگر را يافته اند؛ چرا که، علاوه بر آشنائی يا دوستی، حتماً وجوه سياسی - عقيدتیِ مشترکی نيز بايد در بين شان وجود داشته باشد تا، مثلاً، يکی شان به فکر رفراندوم بيافتد و آن را با بقيه در ميان بگذارد و دايره متحدان را از يک به پانزده برساند. يعنی بايد ديد کدام وجه اشتراکی بين خانم عبادی و آقای ملکی، يا بين خانم ستوده و آقای نوری زاد، و يا بين آقای سازگارا و آقای کردوانی وجود دارد که آنها را به صدور اين پيشنهاد رهنمون شده است.

در اين مورد من تنها دو دليل را منطقی يافته ام:

الف: وجود زمينهء «اصلاح طلبی غير حکومتی» مشترک. همانطور که می دانيم، «اصلاح طلبان» به دو دسته تقسيم می شوند: آنها که حکومت اسلامی ولی فقيه را با همين قانون اساسی هولناک اش قبول دارند اما حاکمان فعلی را خراب کنندهء انقلاب اسلامی می دانند و می کوشند تا، با حضور در قدرت، آب رفته را به جوی برگردانند. آنها را اصلاح طلبان حکومتی می ناميم و می توانيم از امثال حجاريان و عبدی و گنجی و نظايرشان ياد کنيم. گروهی ديگر اما در خارج از حوزهأ حکومت به صفت اصلاح طلب متصف می شوند. من فکر می کنم آنها را می توان «گذاريون» خواند. آنها کسانی هستند که در ابتدا با اسلامی بودن حکومت مشکلی نداشتند و در شکل گيری آن هم کم و بيش شراکت کردند اما، رفته رفته، ابتدا با اصلاح طلب حکومتی (مثل خاتمی) همراه شدند و، سپس، با طرد شدن اين دسته از جانب قدرت يافتگان بنيادگرا، از پيروزی اصلاح طلبان حکومتی دل کندند، بی آنکه فراموش کنند که اين انقلاب اسلامی بود که آنان را از اعماق گمنامی بيرون کشيد و به نحبگان سياسی تبديل کرد. براستی که اگر انقلاب اسلامی نبود اکنون کدام يک از امضاء کنندگان اين پيشنهاد را کسی می شناخت؟ کی به خانم عبادی نوبل می داد؟ کی آقای سازگارا را به طراحی سپاه پاسداران می کشاند؟ و کی به آقای کديور کرسی تدريس اسلام شناسی در دانشگاه های امريکائی اعطا می کرد؟ پس اغلب اعضاء اين گروه مشترکاً می دانند که بر سر شاخی نشسته اند که نبايد آن را از بن بريد.

ب: احتمال ديگر هم، به قول آخوندها، به موضوع «اسقاط تکليف» مربوط می شود. آنها بايد به کسانی که حمايت شان می کنند و بهشان جايزه و مأوا و حقوق می دهند نشان دهند که مشغول فعاليت اند و دارند در راستای بقدرت رساندن اصلاح طلبانی می کوشند که ديگر سکولار شده و خواستار دموکراسی اند اما با سکولار دموکرات های برانداز معاشر نمی شوند و دائماً بر طبل «گذار مسالمت آميز» کوبيده و عملاً ملت را در مقابل حکومتی که منشاء اصلی خشونت است خلع سلاح می کنند؛ چرا که می دانند راستا و نتايج يک انقلاب مردمی را نمی توان چندان کنترل کرد اما تظاهرات به اصطلاح مدنی و مسالمت آميز (در وجه واکنش نشان ندادن به خشونت حکومتی) را می توان مديريت کرده و از آن استفادهء بهينه برد. در آن ميان، البته کسانی هم هستند که وظيفه و تکليفی ندارند که بتوانند با انجام اعمالی نمايشی آن را «اسقاط» کنند اما وجوه مشترک ديگر از يکسو و کوشش در عقب نماندن از قافله ای که سر در منابعی نامرئی دارد، از سوی ديگر، جلوی امضاء نکردن شان را می گيرد.

پ: و بالاخره بايد، در اين ميان، برای معمای شرکت آقای پيام اخوان هم پاسخی يافت. من قبلاً در مورد دلايل سياست اقليت های مذهبی در نزديکی با اصلاح طلبان مطلبی را نوشته ام که علاقمندان می توانند به آن رجوع کنند(3).

در پايان بايد بيافزايم که کشف اينکه اينگونه پيشنهاد دادن ها به نفع چه کسی تمام می شود موضوع مقالهء کنونی نيست و نويسنده نمی خواهد وارد اينگونه مباحث شود که:

- آيا حکومت اسلامی هم از اين مواضع سود می برد يا نه؛

- يا آيا اين حرکت می تواند به ظهور تشکل سياسی جديدی در سپهر اپوزيسيون بيانجامد،

- يا آيا کوشش امضاء کنندگان اين پيشنهاد موجب تقويت راه پيمائی کوشندگان راه استقرار سکولار دموکراسی بسوی مقصد ايجاد آلترناتيو منسجمی در برابر حکومت اسلامی خواهد شد و يا، بر عکس، در جهت تضعيف آن عمل خواهد کرد.

به نظر من، اينگونه مطالب را می توان در چهارچوب مباحثی وسيع تر از ماجرای صدور پيشنهاد اين پانزده نفر مطرح کرده و به موضوع انديشيدن خود تبديل کرد.

________________________________________

1. http://www.puyeshgaraan.com/ES.ETC/DH_yaran_041210.rm

2. http://www.puyeshgaraan.com/ES.Notes/2014/011714.EN-PU-Seige-of-outside-from-inside.htm

3. http://www.puyeshgaraan.com/ES.Notes/2011/082611-PU-EN-Secularism-and-religious-minorities.htm

Manouchehr_TaghaviBayat.jpgآقای بنی صدر در سایت خود مقاله ای به مناسبت سی و نهمین سال انقلاب ۱۳۵۷ نوشته است با عنوان؛ "هموطنان عزیزم" و من هم چون یکی از هموطنان هستم آن مقاله را خواندم. خواندن آن مقاله موجب شد که من هم در برابر دیدگاه انقلاب اسلامی ایشان تأملات و ملاحظات خودم را برای نسل های آینده بنویسم. من که خود را از پیروان راه دکتر مصدق می دانم از آغاز جوانی به آرمان ایشان یعنی جبهه ملی پیوستم. جبهه ای که برای پیروزی ملت ایران باید همه ی حزب ها و سازمان ها و انجمن های ایرانی را در بر گیرد. در ادامه ی همان اندیشه و راه در جریان انقلاب بسیار فعال بودم. اما من انقلاب ۱۳۵۷ را که توسط خمینی و مذهبی ها مصادره شده است انقلاب اسلامی نمی نامم بلکه آن را انقلاب ۱۳۵۷می نامم. این انقلاب دنباله ی انقلاب مشروطیت بود که سرنگونی دیکتاتوری دست نشانده ی پهلوی را بدنبال داشت.

روشن است که نگاه من به جهان و به تاریخ با نگاه آقای بنی صدر یکی نیست. از همان سالی که سازمان دانشجویان دانشگاه تهران وابسته به جبهه ی ملی به وجود آمد با این که ما هر دو هموند یک سازمان بودیم و هر دو خود را پیرو دکتر مصدق می دانستیم دیدگاه های متفاوتی داشتیم. ایشان مذهبی بود و همچنان هست و من مذهبی نبودم هنوز هم نیستم و فقط ملی هستم. ایشان در آن روزگار ملی بود و در جبهه ملی فعالیت می کرد و همانطور که در بالا نوشتم مذهبی هم بود اما هنوز اصطلاح "ملی مذهبی" ساخته نشده بود. در آن روزگار نهضت آزادی هم هنوز نبود و آقای بازرگان از بنیان گزاران جبهه ملی دوم بشمار می آمد. تنها حزب مذهبی، حزب مردم ایران بود که آقایان حسین راضی، کاظم سامی کرمانی و حبیب الله پیمان در آن فعالیت می کردند. آن ها خود را سوسیالیست های خداپرست می نامیدند اما من به یاد ندارم که آقای بنی صدر از پیروان آن حزب بوده باشد. اگر بوده من از آن آگاهی نداشتم.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

پس از تشکیل کنگره ی جبهه ملی در سال۱۳۴۱ اختلافاتی بین سران جبهه ملی پدید آمد. دکتر مصدق که در احمدآباد در خانه ی خودش زندانی بود کوشید از راه دور این اختلافات را سامان دهد که نشد. در سال ۱۳۴۳ با استعفای شورای مرکزی، جبهه ملی دوم منحل شد. البته چنین به یاد دارم که آقای بنی صدر پیش تر از آن روزها به فرانسه رفته بود. شماری از کادرهای سازمان دانشجویان وابسته به جبهه ی ملی به سوی جنگ مسلحانه کشیده شدند. گروهی ازآن ها فدایی و گروهی خود را مجاهد نامیدند. غیر مذهبی ها(بیشتر تندروها و کمونیست ها) هم دست به جنگ مسلحانه زدند. مذهبی ها از ملی ها جدا شدند. هر چه این جدایی بیشتر شد، شکست در جبهه ی ملت ایران گسترده تر شد. راه مصدق و مبارزه ی ملی فراموش شد.

سه سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷ یعنی در فروردین ۱۳۵۴ نُه نفراز زندانیانی را که پرونده ی مبارزه ی مسلحانه داشتند و دوران محکومیت خود را در زندان می گذراندند، ساواک آن ها را بدون هیچ بهانه ی تازه ای به دستور شاه و اربابانش، در تپه های اوین تیرباران کرد. هشت نفر ازئآن ها از دوستان دانشجوی ما بودند.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ آن مذهبی هایی که ملی بودند راه خود را گم کردند و به دنبال خمینی رفتند، در نتیجه آرمان های انقلاب مشروطیت و همه ی ملت ایران قربانی انقلاب اسلامی شدند. بسیاری از آن هایی که براستی میهن خود را دوست داشتند، کشته و شماری هم زندانی شدند. فداکارترین و صمیمی ترین فرزندان ایران؛ ملی ها، چپ ها و ملی ـ مذهبی ها را پس از انقلاب ۱۳۵۷ به نام دشمنان انقلاب اسلامی کشتند. دکتر کاظم سامی کرمانی را که راستین ترین و مبارزترین ملی ـ مذهبی ها بود، در سال ۱۳۶۷ به شکل فجیع و ناجوانمردانه ای در مطب اش سربریدند، همانگونه که در سال ۱۳۷۷ داریوش فروهر و پروانه ی اسکندری را در خانه شان با دشنه و چاقو تکه تکه کردند.

اگر شاه و اربابانش حکومت قانونی دکتر مصدق را ساقط نمی کردند، اگر جلوی فعالیت های نیمه علنی جبهه ملی و دیگر سازمان ها را نمی گرفتند و شهروندان را آزاد می گذاشتند تا درباره ی اصلاحاتی که مدعی آن بودند، اظهار نظرکنند و دخالت داشته باشند، قیام خرداد ۱۳۴۲ پدید نمی آمد. چون قیام همیشه عکس العمل در برابر عدم آزادی و خفقان است.

درباره ی انقلاب باید بگویم همه ی انقلاب ها ویژگی همسانی ندارند. برخی از آن ها راستین و طبیعی هستند و برخی غیرطبیعی و غیر متعارف هستند. در تاریخ انقلاب های فراوانی روی داده است اما از نگاه من انقلاب هایی که در پایان سده بیستم و در آغاز سده بیست و یکم میلادی در کشورهای واپس مانده روی می دهد بیشترشان به دست جاسوسان کشورهای بزرگ صنتعی در جهت منافع سرمایه داران جهانی به سرانجام می رسد. انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، انقلاب اخوان المسلمین در مصر، انقلاب لیبی، انقلاب سوریه و ...

انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران دنباله ی انقلاب ناکام مشروطیت(ناکام با کودتای ایرونساید ـ رضا خان) و دنباله ی شکست های اجتماعی ـ سیاسی دیگر و نیز دنباله ی جنبش ناکام ملی به رهبری دکتر مصدق بود. تا زمانی که مردم ایران به حقوق اجتماعی ـ سیاسی خود و حاکمیت ملی نرسند این انقلاب ها ادامه خواهد یافت. همچنان که نسل امروزی هم به دنبال همان خواست های انقلاب مشروطیت، در تلاش به دست آوردن حقوق اجتماعی ـ سیاسی و حاکمیت ملی خود است.

درباره ی انقلاب ۱۳۵۷ رویداد مهم دیگری رخ داده است که برخی از تحلیل گران آن را ندیده می گیرند. در همان روزها که کنفرانس گوادولوپ در جریان بود، سران ارتش شاه وابسته از دخالت در کار انقلاب پرهیز داده شدند. اما برخلاف سردمداران ارتش گروهی از افسران مستقل ارتش( مستقل از سران کنفرانس گوادولوپ) در روز بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ دست به یک قیام یا کودتا زدند، اما خیزش خود به خودی مردمان کوچه و بازار در برابر آنان بود که موجب سقوط دولت بختیار شد. من خودم در خیابان انقلاب(خیابان شاهرضا) و میدان انقلاب( میدان امیرآباد) به چشم خود دیدم که طلبه هایی مانند معادی خواه و هادی غفاری بر بالای وانت با ناسزاهای زشت به مردمانی که به طرف باختر تهران و نیروی هوایی برای مقابله با کودتاچیان می رفتند، فریاد می زدند و به مردم می گفتند به خانه های خود بروید، امام هنوز حکم جهاد نداده است. در کار گُـل و گل بازی ها، به جز مهربانی و عشق مردمان میهن ما به یکدیگر، عوامل دیگری نیز دخالت داشتند.

به گواهی تاریخ و فیلم ها، روزنامه ها، کتاب ها و اسنادی که هست، همه می دانند که تا پیش از رسیدن خمینی و همراهانش از پاریس در خیابان های شهرهای سراسر کشور و در سخنرانی ها و تظاهرات و اعتراضات، هیچ آخوندی نبود. آخوندها در ستمگری به مردم، شریک حکومت شاه بودند. کارمندان دولت (به ویژه شرکت نفت) و طبقه ی متوسط شهری چرخ انقلاب را به جلو می راندند و مردمان زحمت کش کوچه و بازار در مبارزه بر ضد شاه جان خود را از دست می دادند. البته عوامل و جاسوسان سران کنفرانس گوادولوپ در داخل ایران هم نقش مهمی در چگونگی اوضاع انقلاب داشتند. رهبران اعتصابات سراسری ایران پس از تشکیل دولت موقت در نیمه ی بهمن ماه ۱۳۵۷ خود را منحل کردند و زمام انقلاب را به مهندس بازرگان و خمینی سپردند. رهبران اعتصابات سراسری خیلی پیش از آمدن خمینی به ایران می باید کابینه ی بر آمده از انقلاب را در برابر کابینه ی بختیار به ملت ایران معرفی می کردند. آقای خمینی به کمک مهندس بازرگان، دکترها ( آن روزها آقای بنی صدر هنوز درجه دکتری خود را از سوربن فرانسه نگرفته بود)، مهندس ها، مکلا ها، کراواتی ها، ملی ها و ملی مذهبی ها و نیز چپ هایی که خمینی را امام می نامیدند، توانست کم کم کودتای خزنده را بر ضد انقلاب مردمی رهبری کند و پیش ببرد.

اگر فراموش کنیم که حکومت پهلوی بر خلاف اراده ی ملت ایران و به کمک بیگانگان بر سر پا بود و در درازای ۵۸ سال ملت ایران برای به دست آوردن حقوق اجتماعی ـ سیاسی خود با پهلوی ها و اربابان خارجی آن ها جنگیدند، اگر فراموش کنیم که این جنگ در مراحل پیروزی نهایی بود که رهبران چهار کشور بزرگ جهان ( آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان) در گوادولوپ تصمیم گرفتند که خمینی را جانشین شاه کنند، اگر کتاب خاطرات جیمی کارتر، کتاب خاطرات ژیسکاردستن، مصاحبه هایی که محمدرضا پهلوی انجام داده و درباره ی کنفرانس گوادولوپ سخن گفته و اسناد و کتاب ها و مقاله های بی شمار دیگری که در باره ی کنفرانس گوادولوپ نوشته شده را ندیده بگیریم، "مقایسه ی صوری سبب غفلت عقل ها می شود".

از نسل انقلاب من یکی، از این که در نابود کردن" بد" کوشیده ام و در بازسازی "بدتر" دخالتی نداشته ام شرمنده نیستم، اما از این که من هم مانند تک تک شما، نتوانستم جلوی به قدرت رسیدن "بدتر" را بگیرم احساس سرشکستگی و گناه می کنم. من هم مانند توده های عامی و بی خبر از همه جا، در اوج انقلاب وادادم و گول خوشنامی ملی مذهبی ها را خوردم. مهندس بازرگان، ملی مذهبی ها، ملی ها، چپ ها و کاروانی که همراه خمینی از فرانسه آمده بود، همه ی مسئولیت شکست انقلاب بیست و دوم بهمن ماه ۱۳۵۷ را بعهده دارند. همه ی ما جاده صاف کن آخوندهای عوامفریب "ملاتاریا" بودیم. باید اشتباهات و ندانم کاری ها و جاه طلبی های خود را اعتراف کنیم. باید با صمیمیت چراغ گذشته را فرا راه آیندگان بگذاریم.

همین آخوندها بودند که در سال ۱۳۳۲ به کمک اوباش و کودتاچیان حکومت ملی دکتر مصدق را ساقط کردند تا فداییان اسلام در ایران حکومت اسلامی تشکیل دهند. اما آمریکایی ها که کارگردان کودتا بودند جلوی این کار را گرفتند. سید جمال الدین افغانی و اربابانش نقشه ی حکومت اسلامی را از زمان ناصرالدین شاه در سر می پرورانیدند. خبرنامه گویا در ۱۹ اوت ۲۰۱۷ به مناسبت کودتای آمریکایی /انگلیسی/فقیهانه می نویسد:« زبانی که آیت الله کاشانی از آن علیه دکتر مصدق استفاده می کرد، زبان تکفیرگرانه فقیهانه بود. وقتی مصدق خواستار تمدید اختیارات شد، کاشانی علیه او نوشت:

"رئیس دولت بر خلاف قانون اساسی در صدد است ایران را به حکومت استبداد بازگرداند ولی من به شما می‌ گویم بر خلاف آن یاغی طاغی که در کشور مشروطه ایران به خیال خداوندگاری افتاده ‌است، مشروطه ایران نخواهد مرد. روح پاک پیغمبر اسلام اجازه نخواهد داد ملتی مسلمان و مستقل با چنین افکار پست و اهریمنی تسلیم بیگانگان شود و آن شّر خودسر که در راه بد کاری و خیال ایجاد دیکتاتوری قدم بگذارد محکوم به شکست و تسلیم چوبه دار خواهد شد"( کیهان، ۱۵ تیر ۱۳۳۲).

آیت الله کاشانی همزمان شاه را "مرد تربیت شده عاقل"(روزنامه اطلاعات، ۱۰ فروردین ۳۲) و "مردی معقول تحصیل کرده و با تحصیلات"(خواندنیها، ۱۵ فروردین ۱۳۳۲) قلمداد کرد و گفت:"عقیده من این است که ایران سالیان دراز حساسیت سلطنت دارد و فی الحقیقته وجود شاه یک جهت جامعی برای جمع‌آوری کلیه طبقات مردم به ‌دور این مرکز ثابت است"( کیهان، ۸ فروردین ۳۲).

آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی ، ۳ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت محمد مصدق در گفت و گو با روزنامه مصری اخبار الیوم درباره مصدق ، کودتای ۲۸ مرداد و شاه نظراتش را به صراحت بیان کرد. دیدگاه او روشن بود، شاه سلطان و بیضه اسلام بود و مصدق به دلیل عدم اطاعت از او و ایستادن در برابر سلطان باید اعدام می شد ... او در پاسخ به سوال خبرنگار اخبار الیوم مبنی بر این که به‌ نظر شما بزرگ‌ ترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: "پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه". او هم‌ چنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: "مصدق برای برقراری جمهوریت می ‌کوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد"».

درباره ی آن هایی که انقلاب ۱۳۵۷ را از ملت ایران دزدیدند، آقای بنی صدر به درستی می گوید: "در انقلاب نقش نداشتند". آری آن ها با انقلاب نبودند و نیستند، آن ها دشمنان ملت ایران بودند و همچنان دشمن هستند. از پیش از انقلاب مشروطیت شهروندان ایرانی می دانستند چه می خواهند و برای همین است که هنوز مردمان کوچه و بازار سخن فرخی یزدی را فریاد می زنند؛ « آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی، دست خود ز جان شستم از برای آزادی ... دل نثار استقلال جان فدای آزادی».

خمینی و یارانش اجازه ندادند تا نمایندگان جمهور مردمان به مجلس مؤسسان راه بیابند تا قانون اساسی دلخواه خود را تدوین و تصویب کنند. مجلس خبرگان خمینی، که در واقع خبرگان دشمنان ملت ایران بودند همان هایی بودند که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به سقوط دکتر مصدق کمک کردند.

خبرنامه گویا می نویسد: « آیت الله خمینی در دوران قبل از انقلاب، انتقاداتش از مصدق را بسیار ملایم بیان می کرد. چرا که می دانست مصدق جایگاه بلند مرتبه ای در میان همه نیروهای مخالف شاه داشته و دارد. مصدق اسطوره نسل های سیاسی پس از کودتا بود.

آیت الله خمینی در ۱۶ آبان ۱۳۵۷ درباره خطاهای دکتر مصدق گفت :

"قوام‏السلطنه می‏ توانست این کارها[برکناری شاه] را بکند لکن با غفلتها، با ضعف نفس ها نکرد. از او بالاتر دکتر مصدق بود. قدرت دست دکتر مصدق آمد لکن اشتباهات هم داشت. او برای مملکت می ‏خواست خدمت بکند لکن اشتباه هم داشت. یکی از اشتباهات این بود که آن وقتی که قدرت دستش آمد، این[محمد رضا شاه] را خفه‏اش نکرد که تمام کند قضیه را. "( صحیفه امام، جلد ۴ ،ص ۳۷۰ ).» «آقایان سریك ملی شدن چیز (نفت) امروز دیدید كه التماس می كنند كه بگذارید یك قدری بگذرد یك قدری بگذرد ببینیم ملی چطوری است... بروند كنار اینها بروند گم بشوند اینها اینها منحل باید باشند. ما نمی توانیم تحمل كنیم به این كه هركسی هر جور دلش می خواهد «خیر من دلم می خواهد كه حالا دموكرات باشد من دلم می خواهد كه ملی باشد من دلم می خواهد كه ملی و اسلامی باشد» ما از اینها ضربه دیده ایم ما اسلام را می خواهیم غیر اسلام را نمی خواهیم مجلس باید اسلامی باشد مجلس باید افكارش افكار اسلامی باشد تا ما بتوانیم چه كنیم.» (صحیفه نور جلد ۱۲ ص ۲۵۶)

در دوران گذار و حکومت موقت مهندس بازرگان، دارو دسته ی اوباش اسلامی؛ زهرا خانم ها به مردم حمله می کردند و با چوب و چماق آن ها از اجتماع کردن و اظهار نظر کردن باز می داشتند. معترضان و فعالان سیاسی و ملی ها و چپ ها را در خیابان ها شناسایی می کردند، با موتور به دنبال آن ها می رفتند و خانه ی آن ها را پیدا می کردند و آن ها را یکی یکی دستگیر می کردند و به نام زانی و ضد انقلاب اعدام می کردند.

آن هایی هم که از سابقه ی سیاسی خمینی خبر داشتند و می دانستند او از پادوهای آخوندهایی مانند ابوالقاسم کاشانی و محمد بهبهانی بوده و با ملی ها دشمن است چیزی نگقتند. همان هایی که کشف الاسرار خمینی را از سال ۱۳۲۳ در دست داشتند و تبلیغ مذهب شیعه را می کردند حقیقت خمینی را از مردم پنهان کردند. در کتاب کشف الاسرار؛ چگونگی حکومت اسلامی و ولایت فقیه در عصر غیبت امام دوازدهم مطرح شده است. در بین روشنفکران ایران، تنها دکتر مصطفی رحیمی در نامه ای بسیار دلیرانه نوشت؛ "چرا با جمهوری اسلامی مخالفم".

در صحیفه ی امام خمینی جلد ۱۴ ص ۴۵۶ نوشته شده است:« ... اولش هم وقتی که مرحوم آیت الله کاشانی دید که اینها خلاف دارند می‌کنند و صحبت کرد،... من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زده‌اند و به اسم «آیت الله» توی خیابانها می‌گردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست؛ این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید که سیلی ... »

مردمانی که این روزها در کوچه و خیابان بر ضد حکومت اسلامی به پا خواسته اند به ماهیت حکومت اسلامی پی برده اند. اما نسلی که انقلاب سال ۱۳۵۷ را به آخوندها باخته است باید آنچه از دسیسه های دشمنان داخلی و خارجی می داند برای نسل های آینده باز گو کند. باید به نسل های آینده یادآور شود که این دشمنان داخلی؛ گماشتگان جهانخوران و دزدان آن سوی دریاها هستند و از همه ی امکانات آن ها برای شستشوی مغزی مردمان ما استفاده می کنند. تا پیش از آمدن خمینی به ایران و پیش از پیدا شدن تصویر او در ماه، تمام رسانه های کشورهای باختری ساعت ها به دروغ از کرامات و فضائل و زندگی خمینی داستان ها برای مردم جهان می گفتند و در تلویزیون ها نشان می دادند. تلویزیون و رادیوی بی بی سی همه ی خبرهای لازم را از سوی خمینی و برای او تبلیغ می کرد و او را به مقام رهبری شیعیان جهان ارتقاء داد.

نسل امروز و آیندگان باید معنای استقلال و آزادی، چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ اجتماعی و سیاسی را بیاموزند. کسی که اسیر یک ایدئولوژی و مذهب است، آزاد نیست و استقلال ندارد. کسی که از پیش شیوه ی اندیشیدنش تعیین شده و حق چند و چون در آن را ندارد، آزاد نیست و هرگز به استقلال دست نخواهد یافت. وابستگی به یک مذهب و یا تقلید از یک مرجع با آزادی و استقلال نمی خواند و شدنی نیست. آزادی اندیشه از قید همه ی مذهب ها و همه ی ایدئولوژی ها به انسان اجازه می دهد در همه ی باید ها و نبایدها و تعصب ها تجدید نظر کند. یک عیسوی هرگز نمی تواند شک کند و یا بپذیرد که عیسایی نبوده و یا پیامبر نبوده است. چنین کسی که اندیشه اش قفل است اگر یک کشیش یا اسقف یا پاپ هر چه به او تلقین کند می پذیرد. آزادی یعنی آموختن و آزمون کردن و پژوهش کردن در هر پدیده ای که با دانش و خرد هم سو باشد.

هم میهنان مذهبی ما، ملی ـ مذهبی ها اگر کلاه خود را قاضی کنند، خواهند فهمید که به نام مذهب و خدا چه کلاهی بر سر آن ها و ملت ایران گذاشتند. اول آزادی را از مردم، جبهه ملی، چپ ها و مذهبی ها حتا آیت الله شریعتمداری، آیت الله منتظری و آیت الله طالقانی گرفتند و سپس استقلال را از ملت ایران به یغما بردند.

آزادی اجتماعی و سیاسی یعنی هر کس حق داشته باشد هرگونه اندیشه ای را بیان کند واز هیچ کسی حتا از خدا هم نترسد (البته خدا اگر مهربان و مردم دوست باشد ترسی ندارد). استقلال سیاسی هم احترام گذاشتن و گفت و گو کردن با همه است بدون گردن نهادن به خواست های زیان آور آنان. هم در بین مردم و هم در بین کشورهای بزرگ و کوچک جهان باید چنین باشد تا استقلال معنا پیدا کند.

هر شهروند ایرانی که در ایران زاده شده است و در ایران پرورش یافته است، تک تک یاخته های بدنش از آب و خاک ایران ساخته شده است و ایران خانه و زادگاه اوست. او از ایران است و ایران از اوست. ایران ملک مشاع همه کسانی است که ایرانی نامیده می شوند. پس همه ی ایرانیان برای نگهداری و آبادی خانه ی خود باید بکوشند وگرنه خانه شان به غارت می رود و ویران می شود، همچنان که امروز ویران شده است و روز به روز بیشتر ویران می شود.

اندیشمندان، استادان دانشگاه ها، آموزگاران، مادران و پدران باید به فرزندان و نسل آینده معنای میهن دوستی و این که ایران خانه ی همه ما است را بیاموزند. آن کسانی هم که می گویند ما به سیاست کاری نداریم و این حرف ها به ما مربوط نیست با بی تفاوتی شان میهن ما را به این روز تیره دچار ساخته اند. زنده یاد علی اکبر دهخدا بیش از صد سال پیش برای ما و نسل های آینده این معنا را به خوبی بیان داشته است.

هنوزم ز خردی به خاطر دَرَست

که در لانه ی ماکیان برده دست

به منقارم آنسان به سختی گزید

که اشکم چو خون از رگ آن دم جهید

پدر خنده بر گریه ام زد که، هان !

وطن داری آموز از ماکیان!

منوچهر تقوی بیات

استکهلم ـ بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ خورشیدی برابر به ۱۴ فوریه ۲۰۱۸ میلادی

alamalhoda-small01.jpgرادیو فردا: در ادامه واکنش‌های نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی به موضوع همه‌پرسی، امام جمعه مشهد پیشنهاد رئیس‌جمهور ایران برای برگزاری همه‌پرسی‌ها را نشانه طرفداری او از «مردم‌سالاری سکولار» دانست.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، احمد علم‌الهدی در خطبه‌های نماز جمعه روز ۲۷ بهمن گفت: «همه گره‌های سردرگم مدیریت نظام را رهبری حل می‌کند آن وقت مردم را به اصل رفراندوم حواله می‌دهید؟».

وی تأکید کرد که صدور دستور اجرای فرمان همه‌پرسی «از اختیارات» رهبر جمهوری اسلامی است.

امام جمعه مشهد با ذکر این‌که «نظام جمهوری اسلامی نظام مردم‌سالاری دینی است و نظام مردم‌سالاری سکولار غلط است»، اظهار کرد: «حواله دادن مردم به رفراندوم زمانی را تداعی می‌کند که مردم به جای مردم‌سالاری دینی طرفدار مردم‌سالاری سکولار باشند.»

آقای علم الهدی خطاب به حسن روحانی گفت که مطرح کردن موضوع رفراندوم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، «این مسئله به ذهن تداعی می‌شود که شما طرفدار مردم‌سالاری سکولار هستید».

وی اضافه کرد: «اساس نظام و این انقلاب را به‌خاطر خوشایند یک اقلیت لائیک وابسته به غرب، به باد اشکال نگیرید».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

تعدادی از دیگر امامان جمعه از جمله علی شاه‌چراغی، امام جمعه شهرری و علیرضا اعرافی، امام جمعه قم، راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن را «به معنای رفراندوم» و «تجدید بیعت مردم» با حکومت جمهوری اسلامی دانسته و از مسئولان خواستند، وارد موضوعات به گفته آنان، «حاشیه‌ساز»، نشوند.

حسن روحانی روز یکشنبه ۲۲ بهمن، با اشاره به موضوعاتی مانند رد صلاحیت نامزدها در انتخابات و حریم خصوصی مردم و با اشاره به اصل ۵۹ قانون اساسی، اعلام کرده بود که در موضوعات مورد اختلاف بین نهادهای جمهوری اسلامی باید به همه‌پرسی مراجعه کرد.

هرچند پیشنهاد حسن روحانی تنها به موارد اختلاف درونی ارتباط دارد و پیشنهاد او ارتباطی با بر برگزاری همه‌پرسی در مورد کلیت نظام ندارد، این سخنان واکنش شدید برخی از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی را به دنبال داشته است.

از جمله حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، این درخواست را «حاشیه‌سازی»، «بازی در زمین دشمن» و «اهانت» به شرکت‌کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن و به معنای «نفی آنان» دانسته است.

محمد نبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی، نیز از حسن روحانی خواسته است که دعوت این حزب برای مناظره را درباره «طرح مسائلی از قبیل رفراندوم و بن‌بست سیاسی و ارائه تصویری ناقص از اوضاع اقتصادی و به خصوص معیشت مردم» قبول کند.

احمد خاتمی، امام جمعه تهران، نیز از حسن روحانی خواسته بود که سخنان خود را «اصلاح» کند و خطاب به کسانی که به گفته او، «دل‌خوش» به این اظهار نظر شده‌اند، گفت که «هرگز به آرزوی خود برای رفراندوم و همه‌پرسی عمومی نخواهید رسید».

عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان نیز در واکنش به این پیشنهاد گفته بود که «بی‌اعتقادی به بخشی از» قانون اساسی «افراد را از مدار انقلاب خارج می‌کند.

در مقابل عباس عبدی، فعال سیاسی، هم در یادداشتی در روزنامه اعتماد همه‌پرسی را از زاویه دیگر بررسی کرده و نوشته‌است که مخالفان بگویند در چه مواردی باید به همه‌پرسی رجوع کرد.

به نوشته عباس عبدی، اگر این مخالفان هرچند به‌طور «انتزاعی» مصداقی برای همه‌پرسی مطرح نکنند، به معنای «لغو و بیهوده» بودن اصولی است که در قانون اساسی به همه‌پرسی اشاره دارند.

براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، «در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‌پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد».

با این حال، براساس اصل ۱۷۷ قانون اساسی، رهبر جمهوری اسلامی «پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رئیس‌جمهور موارد اصلاح» قانون اساسی را پیشنهاد می‌کند.

همزمان با پیشنهاد حسن روحانی برای همه‌پرسی، ۱۵ فعال سیاسی و مدنی، وکیل و فیلم‌ساز در بیانیه‌ای با تأکید بر «اصلاح‌ناپذیری» حکومت جمهوری اسلامی، خواستار برگزاری همه‌پرسی تحت نظارت سازمان ملل متحد برای «گذار مسالمت‌آمیز» از حکومت فعلی «به یک دموکراسی سکولار پارلمانی» شده‌اند.

نسرین ستوده، شیرین عبادی، نرگس محمدی، پیام اخوان، جعفر پناهی، محسن سازگارا، محمد سیف‌زاده، حسن شریعتمداری، حشمت‌الله طبرزدی، ابوالفضل قدیانی، محسن کدیور، کاظم کردوانی، محسن مخملباف، محمد ملکی و محمد نوری‌زاد این بیانیه را امضا کرده‌اند.

US_CHINA_021618.jpgیورونیوز - دریادار هری هریس، سفیر جدید ایالات متحده در استرالیا روز چهارشنبه ۱۴ فوریه در جلسه کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان، نسبت به احتمال رویارویی نظامی آمریکا و چین هشدار داد.

این فرمانده نظامی عالی‌رتبه آمریکایی که حدود دو هفته پیش از سوی دونالد ترامپ به‌عنوان سفیر این کشور در استرالیا معرفی شد، می‌گوید پیشرفت‌های نظامی گسترده چین در سال‌های اخیر، به‌ویژه «پیشرفت‌های گسترده و چشمگیر سامانه‌های موشکی، توسعه نسل پنجم هواپیمای جنگنده و افزایش کمی و کیفی نیروهای دریایی چین» از جمله مواردی است که پکن را قادر ‌می‌سازد تا در تمام دنیا آمریکا را به چالش بکشد.

سرمایه داری اژدهای زرد یا فوردیسم کلاسیک آمریکایی؟

در حالیکه چین پس از به قدرت رسیدن دنگ شیائو پنگ در دهه هفتاد قرن بیستم آزادسازی اقتصادی و دور شدن از نظام سرمایه‌داری دولتی «کمونیستی» را آغاز و در نتیجه اختلافات «ایدئولوژیک» با جهان غرب را کاهش داد، با این حال همواره به‌عنوان یک رقیب ژئوپولیتیک برای آمریکا باقی ماند.

این کشور پس از پشت سر گذاشتن بحران تیان ‌آن من و سرکوب نیروهای «دموکرسی خواه»، با تکیه بیشتر بر نیروی کار ارزان، گسترش خصوصی سازی و بازتوزیع ناعادلانه ثروت، به یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین اقتصادهای جهان بدل شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

براساس آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول، چین پس از ایالات متحده آمریکا بالاترین نرخ تولید ناخالص داخلی را در جهان دارد. اما رقابت میان این دو ابرقدرت، تنها به اقتصاد محدود نیست.

Dokhtar_Khiaban.jpgبی بی سی ـ در شبکه‌های اجتماعی تصاویری از یک معترض به حجاب اجباری منتشر شده که در تقاطع خیابان‌های وصال و انقلاب روسری خود را برداشته و بالای پست برق ایستاده است.

چنان که از تصاویر منتشرشده برمی‌آید این زن جوان توسط ماموران پلیس از پست برق پایین کشیده می‌شود. گفته شده که او بازداشت شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

این معترض در همان محلی ایستاده که دست کم دو معترض دیگر نیز روسری خود را برداشتند.

hatamiKia_021518.jpgرادیو زمانه، ابراهیم حاتمی‌کیا در اختتامیه جشنواره فیلم فجر با تقدیر از مؤسسه «اوج» گفته بود افتخار می‌کند فیلمساز نظام است. منابع مالی سازمان سینمایی اوج - سازمان سپاه پاسداران - مشخص نیست، با این‌حال سینماگران ایرانی از این مؤسسه که ادعا می‌کند «مردم‌نهاد» است به عنوان «عابر بانک» سینمای ایران یاد می‌کنند. مؤسسه‌ای که هم در فیلم‌های سینمایی به سبک هالیوودی اما برای تحریف تاریخ سرمایه‌گذاری می‌کند، هم در تولید سریال‌های پربیینده برای پخش از سیمای جمهوری اسلامی ایران دست دارد و هم اینکه به وقتش تلاش می‌کند با تولید انیمیشن‌ها و بیلبوردها و نماهنگ‌هایی سیاست روز ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان رسانه‌ای اوج در سال ۱۳۹۰ در دوران زمامداری محمود احمدی‌نژاد که بحث «سینمای فاخر» مطرح بود پدید آمد. منابع مالی این سازمان که ریاست آن را شخصی به نام احسان محمد حسنی (حدودا ۳۰ ساله) به عهده دارد مشخص نیست. این سازمان که به عنوان بک سازمان مردم‌نهاد ثبت شده، اعتبارات لازم را می‌تواند از همه دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی تأمین کند. از بودجه این سازمان و منابع تأمین بودجه‌اش اطلاعی در دست نیست. از وسعت کار «اوج» اما می‌توان تصوری از بودجه کلان آن به دست آورد: ۸۰ مؤسسه به عنوان زیرمجموعه‌های سازمان هنری رسانه‌ای اوج در داخل و خارج از کشور فعالیت می‌کنند. بیش از ۲۶۰۰ هنرمند با این سازمان همکاری می‌کنند و ۷۰۰ مستند هم هر سال توسط این سازمان تولید می‌شود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

فجر در قبضه اوج

از حضور سازمان اوج در جشنواره فیلم فجر می‌توان به میزان نفوذش در سینمای ایران و برخورداری‌اش از حمایت نهادهای نظام پی برد:

سازمان سینمایی سپاه در سال ۱۳۹۴ در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر با فیلم‌های «فهرست مقدس» (انیمیشن درباره یمن به کارگردانی محمد امین همدانی)، «بادیگارد» (به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا درباره محافظان مسئولان جمهوری اسلامی) و «ایستاده در غبار» (درباره احمد متوسلیان، فرمانده جنگ در فتح خرمشهر، ساخته محمد حسین مهدویان) حضور داشت. سال گذشته با فیلم «ماجرای نیمروز» (درباره درگیری با مجاهدین خلق، به کارگردانی محمد حسین مهدویان) برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم شد و در سال جاری هم «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا، «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی و «سوءتفاهم» به کارگردانی محمدرضا معتمدی را در فجر به نمایش درآورد. هزینه تولید این سه فیلم آخر ۲۰ میلیارد تومان برآورد شده است. معلوم نیست این مبلغ از چه محلی تأمین شده.

«به وقت شام» سه سیمرغ بلورین، از جمله سیمرغ بهترین کارگردانی را به دست آورد. ابراهیم حاتمی‌کیا روی صحنه فجر گفته بود:

«حاج قاسم سلیمانی می‌گوید من برای "به وقت شام" گریه کردم اما اُف بر آن کسی که می‌گوید این فیلم کمدی است. من افتخار می‌کنم فیلمی درباره مدافعان حرم ساخته‌ام و افتخار می‌کنم بابت ساخت این فیلم از عزیزی مثل حاج قاسم سلیمانی هدیه گرفتم.»

021518A_top.jpgفرارو - اظهارات سرلشکر فیروزآبادی پیرامون استفاده غرب از برخی جانوران برای جاسوسی توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد. وبگاه نشنال‌جئوگرافیک طی گزارشی (+ لینک) ضمن بررسی اظهارات این مقام ایرانی، به تاریخچه اتهام حیوانات گوناگون به جاسوسی پرداخت.

سرلشکر فیروزآبادی، مشاور عالی نظامی فرمانده کل قوا، گفته بود که برخی از غربی‌ها برای جاسوسی اتمی از ایران از جانورانی مانند سوسمار، مارمولک و آفتاب‌پرست استفاده می‌کنند. زیرا پوست این جانوران امواج اتمی را جذب می‌کند.

نشنال جئوگرافیک نوشت: «مارمولک‌ها در اعماق معادن اورانیوم، کمین کرده و امواجی اتمی جذب می‌کنند و اطلاعاتی درباره دولت ایران تحویل می‌دهند. یا حداقل این روایتی است که حسن فیروزآبادی، مشاور نظامی، در اوایل هفته جاری به رسانه‌ها گفته است.»

این مجله از امکان جاسوسی از طریق به کارگیری جانوران اظهار تعجب کرد و افزود: «معلوم نیست که فیروزآبادی چگونه و چرا به این نتیجه رسیده است... . زیرا دانشمندان می‌گویند پوست مارمولک قادر به جذبِ امواجِ اتمیِ قابل‌اندازه‌گیری نیست. علاوه بر این، مارمولک‌ها به عنوان حیوانات خونسرد، احتمالا به دنبال غار‌های سرد و تاریک نیستند. اگر چه ممکن است این مارمولک‌های غارنشین، گونه‌های جدیدی شوند.»

به گفته این وبگاه، این اولین بار نیست که حیوانات به جاسوسی متهم می‌شوند. در گذشته، کشور‌های متعددی درباره استفاده از حیوانات برای جاسوسی سخن گفته‌اند.

در سال ۲۰۱۶، یک کرکس بزرگ، از مرز اسرائیل وارد لبنان شد. هنگامی که روستائیان محلی آن را گرفتند، در پای کرکس یک دستگاه کوچک مسیریابی یافتند. آن‌ها مشکوک شدند که از این کرکس برای جاسوسی از آن‌ها استفاده می‌شود.

بعدا معلوم شد که تعبیه مسیریاب در پای این کرکس، بخشی از یک طرح برای سازماندهی جمعیت پرندگان شکاری در خاورمیانه بود که در منطقه حفاظت‌شده گاملا در اسرائیل زندگی می‌کردند. سرانجام، کرکس مزبور پس از مداخله نیرو‌های حافظ صلح سازمان ملل، به منطقه خود بازگشت.


یک کرکس دیگر اسرائیلی، در سال ۲۰۱۱ در عربستان سعودی بازداشت شد. این کرکس برچسب GPS از دانشگاه تل آویو داشت.

interestRate_021518.jpgرادیو فرانسه، برای مبارزه با افزایش بی‌سابقه قیمت ارز در بازار ایران و حمایت از پول ملی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تصمیم‌های تازه‌ای را برای مهار ارزی اتخاذ و اعلام کرد. بازگشت موقت نرخ ۲۰ درصدی برای سپرده‌ها، انتشار اوراق مشارکت ارزی و پیش فروش ۶ ماهه و یکساله سکه بهار آزادی از جمله موازین جدیدی است که بانک مرکزی برای مهار بازار ارز اعلام کرده است.

دلار در روزهای گذشته تا مرز ۵ هزار تومان بالا رفت و موجب بروز نگرانی‌هایی در میان مردم و فعالان اقتصادی کشور شد. پلیس تهران روز گذشته با هماهنگی بانک مرکزی، ۱۰ صرافی را مهر و موم کرد، ۹۰ دلال ارز را بازداشت و ۷۵۵ حساب بانکی متعلق به دلالان ارزی را مسدود نمود؛ با این وجود، قیمت دلار در پایان دیروز چهارشنبه ٢۵ بهمن/ ١٤ فوریه فقط ۳۷ تومان کاهش یافت.

برای مقابله با شرایط بحرانی ارز در ایران، بانک مرکزی از بسته مهار ارزی با ۳ محور، رونمایی کرد: محور اول افزایش نرخ سود از کانال گواهی سپرده؛ محور دوم انتشار اوراق مشارکت ارزی و محور سوم؛ پیش‌فروش سکه بهار آزادی است.

انتشار گواهی سپرده ریالی، گام اول تصمیمات بانک مرکزی برای مهار ارزی از طریق جذاب کردن سپرده‌های داخلی است. در این راستا بانک مرکزی اعلام کرد که شبکه بانکی کشور می‌تواند از شنبه هفته آینده ۲۸ بهمن‌ماه/ ۱٧فوریه، به مدت ۲ هفته مبادرت به انتشار گواهی سپرده ریالی با نرخ ۲۰ درصد کند. اوراق مزبور با سررسید یک‌ساله منتشر خواهند شد و نرخ سود بازخرید قبل از موعد آن، ۱۴ درصد خواهد بود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید


در واقع دارنده اوراق در صورت نگهداری آن به مدت یک سال، می‌تواند از نرخ سود ۲۰ درصد بهره‌مند شود و در حالت دوم، یعنی فروش اوراق در بازه کمتر از یک سال، سود ۱۴ درصدی را کسب کند.

دلار هم امنیتی شد: یواشکی ۵۰۶۰ تومان؛ «سین» کیست؟!

خبرگزاری مهر نوشته به علت افت 25 درصدی ارزش پول ملی دستگاه‌های امنیتی برای برخورد با سوداگران وارد میدان شده‌اند.
- بعد از بازداشت 90 دلال ارز و پلمپ 16 صرافی و جلسه محرمانه دولتی‎ها، بانک مرکزی «بسته ضدالتهاب بازار ارز» را منتشر کرد.
- رییس پلیس تهران از دستگیری «سین» خبر داد که گویا جانشین جمشید بسم‌الله شده است.

کنترل نرخ ارز توسط بانک مرکزی شکست خورده، قیمت دلار و یورو همچنان رکورد می‎زند و تنها کاری که برای دولت مانده پلیسی کردن بازار ارز است.

البته این سیاست هم جواب نمی‌دهد و ظهر چهارشنبه، ۲۵ بهمن، کار به آنجا رسید که صرافی‎ها قید خرید و فروش ارز را زدند و دلال‌ها هم یواشکی در کوچه‌های اطراف جمهوری و چهارراه استانبول دلار را به «دلار لازم‎ها» تا ۵۰۶۰ تومان فروختند.

صبح چهارشنبه، ۲۵ بهمن، دولت با کمک نیروی انتظامی و حکم قضایی صبح عزم خود را جزم کرده بود تا شاید با شوک چَکشی نبض بازار ارز را در دست خود بگیرد. چند گروه کت و شلواری با ته‌ریش و پرونده زیر بغل و خودکار به دست به همراه چند سرهنگ و سرگرد کُلت به کمر بسته و چند سرباز به میدان فردوسی و چهارراه استانبول و جمهوری ریختند و ۱۰ صرافی را پلمپ کردند، گوش ۱۶ صراف را پیچاندند و هشدار پلمپ دادند و ۹۰ دلال را هم که آنها را «اخلالگران بازار ارز» معرفی کرده‌اند بازداشت کرده و با خود بردند.

سردار حسین رحیمی رییس پلیس تهران درباره اینکه آیا «جمشید بسم‌الله» نیز در این عملیات دستگیر شده یا نه، گفت: «فردی به نام «س» که جایگزین این فرد شده بود در عملیات امروز دستگیر شد.» در مهرماه سال ۹۱ هم وقتی نرخ ارز به طور جهشی بالا می‌رفت، دولت احمدی‌نژاد اعلام که عامل این اخلال که فردی است معروف به جمشید بسم‌الله بازداشت شده است. سردار حیمی اما توضیح نداد که «سین» کیست و چکاره است که می‌تواند یک‌تنه نرخ ارز را تعیین کند؛‌ ولی تاکید کرده که پلیس فضای دلالان و اخلالگران بازار ارز را با حضور و نظارت مؤثر از بین خواهد برد.

خبرگزاری مهر نیز نوشته به علت افت ۲۵ درصدی ارزش پول ملی دستگاه‌های امنیتی برای برخورد با سوداگران وارد میدان شده‌اند.

ادعا شده ۷۵۵ حساب متعلق به دلالان ارزی با ۲۰ هزار میلیارد تومان گردش مالی مسدود شده است تا بلکه اوضاع سامان پیدا کند.

hizbollah_021518.jpgاسرائیل به دنبال نابودی موشک های حزب الله

ایدن لندو

منبع : لوبلاگ / ترجمه دیپلماسی ایرانی

اسرائیل به زودی عملیات نظامی در اسرائیل راه می اندازد. نه حمله ای از پیش تعیین شده به کاروان یا کارخانه تسلیحاتی، بلکه همزمان به تولیدات موشکی و سایت های پرتاب موشک حزب الله. این حمله همزمان یا بلافاصله بعد از ترور چند فرمانده عملیاتی مشهور حزب الله انجام خواهد شد. سازمان حزب الله به طور قطع با پرتاب سنگین موشک به شهرهای پرجمعیت در اسرائیل واکنش نشان خواهد داد و حماس نیز به سهم خود در جنوب این کار را انجام می دهد. ما هفته گذشته مطلع شدیم که یک سامانه رهگیر موشک به عنوان بخشی از مانور نظامی مشترک ارتش اسرائیل و ارتش ایالات متحده در سراسر اسرائیل مستقر شده است. واشنگتن همین حالا چراغ سبز داده است و این را می شود از مقاله اخیر توماس فریدمن، مجیز نویس سیاست خارجی آمریکا دریافت.

در این رویداد از پیش تنظیم شده، آنها که مقاله نویس اسرائیل هستند یک حرف دارند: ایران و حزب الله از خط قرمز عبور کرده اند و اگر روسیه به مثابه حامی آنها، نتواند مهارشان کند (مساله بغرنج هماهنگی امنیتی روسیه - اسرائیل ) اسرائیل دست به حمله ای سخت خواهد زد (و این حمله به این خاطر است که روسیه نتوانسته ایران و حزب الله را مهار کند). لیبرمن وزیر دفاع اسرائیل وعده داده است که "تمام اهالی بیروت در پناهگاه ها پنهان خواهند شد" و نفتالی بنت از وزرای کابینه قول داده است که "لبنان تقاص پس خواهد داد." (تهدیدی آشکار مبنی بر به راه افتادن جنایت جنگی). به طور قطع این بهترین زمان برای ژنرال های بازنشسته است تا آزادانه به حرف بیایند. سرلشگر نوام تیبون گفته است "ارتش اسرائیل قرار است قدرت زیادی به خرج دهد. مکان هایی در لبنان تقریبا نابود خواهد شد." سرلشگر امیرام لوین نیز آتش دیگری به راه انداخته است: "لبنان با خاک یکسان خواهد شد."

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

این بار از کدام "خط قرمز" عبور شده است؟ اسرائیل می گوید تاسیس کارخانه ساخت موشک ایران در خاک لبنان. تا جایی که من خاطرم هست، اسرائیل دست کم سه کارخانه تولید موشک هدایت شونده دارد. (رافائل، آی اِی آی و البیت) اما ظاهرا این بستر کافی برای حمله به لبنان را مهیا نمی سازد. این مقدمه سازی ها صرفا به نفع اسرائیل است. اسرائیل مدت ها است به همسایگان خود در خصوص خرید تسلیحات (موشک های دوربرد یا هدایت شونده) هشدار داده و مراقب است که کاروان هایی که این دست تسلیحات را به لبنان منتقل می کنند را نابود سازد. این چیزی نیست جز خلاصه ای از اورول (اشاره به رمان های جورج اورول).

نرخ ارز در بازار

| No Comments

یورونیوز - یک مدل سابق مجله «پلی بوی» می گوید با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا رابطه داشته است.

به گزارش نشریه «نیویورکر» دونالد ترامپ و اطرافیان او تلاشهایی برای پنهان نگه داشتن این رابطه انجام داده اند. از جمله این اقدامات می توان به برگزاری ملاقاتهای مخفیانه، تلاش برای پرداخت حق السکوت و دستیابی به توافقات حقوقی اشاره کرد.

کرن مک دوگال، یک مدل سابق مجله «پلی بوی» است که در متنی هشت صفحه ای مدعی رابطه ای ۹ ماهه با دونالد ترامپ شده است.

karenMD3.jpgkarenMD4.jpgبه گفته این مدل ۴۶ ساله دونالد ترامپ به طور خاص نسبت به عدم به جا ماندن اثری از رابطه شان حساس بوده است. او به طور مشخص به تلاش دونالد ترامپ برای عدم خرید بلیط هواپیما برای او اشاره کرده است. این مدل سابق «پلی بوی» می گوید دونالد ترامپ هزینه بلیط ها را پس از خرید به وی بازپرداخت می کرده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

رئیس جمهوری آمریکا برقراری رابطه با کرن مک دوگال را تکذیب کرده است. به گزارش شبکه «ان بی سی» سخنگوی کاخ سفید در این مورد اظهار داشته است: «این یک ماجرای قدیمی و بخش دیگری از اخبار جعلی است. رئیس جمهوری می گوید هرگز با مک دوگال رابطه نداشته است.»

karenMD0.jpgهفته نامه «نیویورکر» در حالی ادعاهای کرن مک دوگال را منتشر کرده است که مایکل کوهن، وکیل دونالد ترامپ دو روز پیش پرداخت مبلغ ۱۳۰ هزار دلار به استورمی دنیلز، هنرپیشه فیلمهای پورنو را تائید کرده بود. استورمی دنیلز ادعا کرده که با دونالد ترامپ در سال ۲۰۰۶ میلادی رابطه جنسی داشته است.

مایکل کوهن تاکید کرده که دونالد ترامپ با استورمی دنیلز رابطه نداشته است و او از منابع مالی شخصی خود تصمیم به پرداخت ۱۳۰ هزار دلار به این هنرپیشه فیلمهای پورنو گرفته است.

به گفته کرن مک دوگال رابطه او با دونالد ترامپ در ماه آوریل سال ۲۰۰۷ خاتمه یافت. دوستان کرن مک دوگال دلیل اتمام این رابطه را توهین دونالد ترامپ به مادر این مدل سابق «پلی بوی» و اظهارات نژادپرستانه و توهین آمیز درباره یکی از دوستان وی اعلام کرده اند.

karenMD1.jpg

کمک داوری در لیگ محلات فوتبال ایران اقدام به قلیان کشیدن کرد.

photo_2018-02-16_19-05-25.jpg

شوخی پرویز پرستویی با فردی که با پرچم کمک‌داوری کنار زمین قلیان می‌کشد

18-2-16-1759272.jpg

photo_2018-02-15_16-28-51.jpg

سمانه بیرامی باهر 26 ساله یکی از چهار ایرانی است که در بازی های المپیک زمستانی 2018 کره جنوبی در رشته اسکی صحرانوردی رقابت می کنند. این تصاویر را الجزیره از تمرینات او در ایران منتشر کرده است.

samanehBirami00.jpgsamanehBirami01.jpg

hugevalentine.jpg

یورونیوز - پلیس شانگهای چین ویدئویی از تلاش دو نفر برای سرقت منتشر کرد که در آن سارقان قصد داشتند با یک جسم سخت که آجر به نظر می رسد شیشه را بشکنند و به هدف خود برسند. اما اوضاع بر وفق مراد این دو دزد بدشانس یا بی دقت پیش نرفت.

ویدئو نشان می‌دهد که نفر اول سنگ را پرتاب می‌کند اما سارق دوم به جای اینکه شیشه را هدف بگیرد، سنگ را با تمام توان به سمت سر همدستش پرتاب می‌کند.

در ادامه تصاویر دوربین‌ مداربسته نشان می‌دهد که قربانی بی هوش شده و سارق دیگر تلاش می‌کند او را از جا بلند کند.

پلیس شانگهای در توضیح این ویدئو نوشت: «اگر همه سارقان اینطور باشند ما کار زیادی نداریم!»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

این ویدئوی کوتاه در طول تنها دو روز بیش از ۴ میلیون بیننده در شبکه‌های مجازی داشت.

یورونیوز - این تصویری از دسری است که مهمانان ویژه مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی کره جنوبی بعد از صرف غذا خوردند. دسری که شاید پیش از خوردن تصویری از رنج مردم دو کره و رویای صلح میان دو کشور جنوبی و شمالی این شبه جزیره بحران زده باشد.

طرح این دسر قطعه شکلاتی به شکل شبه جزیره کره در آورده و شکلاتی به شکل سیم خاردار میان آن قرار داده است. هنگام صرف دسر از مهمانان خواسته شد تا شکلات داغ سفر را بر روی سیم خاردار شکلاتی بریزند تا گرمای آن سیم خاردار را آب کند.

b048322208.jpg

کیم یونگ نام و مایک پنس بر سر یک میز

ضیافت شام به دعوت رئیس جمهوری کره جنوبی برگزار شد. در این مراسم رهبران و نمایندگان بلندپایه کشورها از جمله کیم یونگ نام، خواهر رهبر کره شمالی و مایک پنس، معاون رئیس جمهوری آمریکا حضور داشتند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

به گفته سخنگوی ریاست جمهوری کره جنوبی، مایک پنس برای گرفتن عکس در مراسم حاضر شده بود و قصد داشت پس از عکاسی محل را ترک کند اما رئیس جمهوری کره جنوبی با گفتن جمله «تشریف بیاورید به دوستان سلام کنید» او را به داخل سالن شام هدایت کرد.

آقای پنس با تمام مهمانان ویژه، بجز خواهر رهبر کره شمالی دست داد. در مقابل شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن دستان کیم یونگ نام را فشرد.

seyedalikhomeini_021518.jpgروحانیون با سیلی صورتشان را سرخ نگه می دارند، زندگی چند روحانی را به حساب همه نگذارید

روزنامه شرق به نقل از سیدعلی خمینی نوشت: اگر فرض کنیم هیچ‌گونه مشکلی در جمهوری اسلامی نداریم و اگر کوتاهی نهادهای مختلف‌ را به نفع جمهوری اسلامی نگوییم، قطعا کار درستی نیست.
وی افزود: تک‌تک وظيفه داريم که جست‌وجو کنيم؛ وظيفه‌اي که امام بر دوش تک‌تک مردم قرار داده اين است که جست‌وجو کنيم. امام هم فرموده بودند اگر من هم پايم را کج گذاشتم فرياد بزنيد. اما تفاوت ما با ضدانقلاب‌ها عداوت و نصيحت است. ضدانقلاب‌ها حقيقتا از انحرافات ما خوشحال هستند. اگر کسي فرياد مي‌زند و انحرافات را بزرگ مي‌کند قطعا خوشحال است که جمهوري اسلامي دچار مشکل شده و هرچه از دستش برآيد براي ايجاد اختلاف و مشکل کوتاهي نخواهد کرد.
به گزارش نامه نیوز سیدعلی خمینی ادامه داد: اما انقلابي‌هاي ما نقد مي‌کنند و فرياد مي‌زنند، دلگيري و ناراحتي‌هاي خود را بيان مي‌کنند، اما اگر قلبشان را نگاه کنيد، از انحرافات ناراحت هستند و خون‌دل مي‌خورند.
نوه امام خميني ادامه داد:بدترين مورد براي روحانيت اين است که طالب دنيا شود.ويژگي‌ای که در خانواده امام معروف است ساده‌زيستي امام و عدم رغبت به دنياست. امام واقعا هيچ رغبتي به دنيا نداشت و زندگي امام سراسر خالي از مظاهر و رغبت به دنيا بود. امام فرد گوشه‌گيري نبود و نمونه آن حرکت و انقلاب عظيم امام بود که نشان‌دهنده توجه امام به دنياست، اما ايشان از دنيا به يک يا دو دست لباس بسنده کرده بود. يکي از ناراحتي‌هايي که براي ساخت موزه امام دارند اين است که امام وسايل شخصي ندارد تا بتوانند از آن استفاده کنند؛ جز چند عبا و دمپايي که متعلق به امام است.
او گفت: بعضي از افراد تصور مي‌کنند هرکسي که روحاني است و عمامه به سر دارد، به حکومت وصل است و وضعش خوب است و از داخل خبر ندارند. ضعيف‌ترين قشر جامعه امروز هم جامعه روحانيت است که با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي‌دارند و مشکلات اقتصادي و معيشتي دارند، اما مردم درک نمي‌کنند؛ تعدادي روحاني را مي‌بينند و فکر مي‌کنند همه اقشار روحانيت هم مانند هم هستند.
نوه امام خميني گفت: روحانيوني که به سراغ تجمل مي‌روند، علاوه‌بر دين خدا، همه اقشار روحانيت را بدنام مي‌کنند، چون مردم با نگاه به آنها مي‌گويند که همه مانند هم هستند. کساني که در جمهوري اسلامي مسئوليتي را مي‌پذيرند بايد بيش از افراد ديگر نسبت به رفت‌وآمد و زندگي‌شان مراقب باشند و اين بار سنگيني است که اول پيامبر اسلام(ص) روي دوش ما گذاشته است که مراقب باشيم اگر مسئوليتي گرفته مي‌شود بايد دقت شود طرفش پيامبر‌(ص) است و در آخرت بايد اول به پيامبر (ص) پاسخ داده شود.
zakani_021518.jpgرویداد ۲۴ - علیرضا زاکانی، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی بر این عقیده است که همت کافی و لازم برای مبارزه با فساد در کشور ما وجود ندارد و اگر این همت و شفافیت به کار گرفته شود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. حتی اگر مبارزه با فساد از دستگاه‌ها و زیرمجموعه‌های نهاد رهبری آغاز شود، می‌تواند یک نقطه قوت برای مبارزه با فساد باشد، زیرا رهبر انقلاب هیچ‌گاه در این خصوص خط قرمزی نداشته‎اند.
فساد و مبارزه با فساد آن هم از نوع اقتصادی، سال‌هاست که به کلیدواژه اصلی مسئولین کشور تبدیل شده است. تقریبا به عمر انقلاب اسلامی ایران.
انقلاب اسلامی ایران که اساسا برای مبارزه با فساد در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رقم خورد، به نظر می‌رسد بعد از گذشت 40 سال، همچنان به عنوان یک دغدغه مهم و اساسی در میان مردم و مسئولین وجود دارد و مدام مباحث و قانون‌های جدید برای «مبارزه با فساد» گذاشته می‌شود. بحران فساد در کشور ما به حدی رسیده است که رهبر انقلاب از آن با عنوان «اژده‌های هفت‌سر» نام برده است و می‌فرمایند:«باید با فساد مبارزه بشود،با ظلم مبارزه بشود،البته خیلی سخت است. فساد مثل اژدهای هفت‌سر افسانه‌هاست، یک سرش را که می‌زنی با شش سر دیگر حرکت می‌کند، از بین بردنش آسان نیست. برخورد با آن کسانی که منتفع از فساد هستند کار بسیار سختی است ولی از آن کارهایی است که حتماً باید انجام بگیرد.»
تقلای مسئولین و تاکید موکد رهبر انقلاب برای مبارزه با فساد، همه و همه نشان دهنده این است که فساد در کشور ما نه تنها ریشه‌کن نشده، بلکه روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شود و فاسدان نیز به دلیل نفوذ در دستگاه‌های قدرت، حاشیه‌های امن خود را گسترش می‌دهند.
علیرضا زاکانی، نماینده اصولگرای سابق مجلس شورای اسلامی در گفت‎وگو با رویداد۲۴ گفت: طبیعتا موضوع فساد در کشور ما یک موضوع پیچیده‌ای است و وجود ذره‌ای از آن‌هم مایه بی‌آبرویی و بی‌حیثیتی نظام و مسئولین است. امروز شرایط کشور، شرایط بسیار سختی است، لذا به اعتقاد بنده قیام کردن برعلیه فساد، تبعیض و فقر، یک امر ضروری است.

Marzieh_Broumand.jpgبی بی سی ـ مرضیه برومند درباره مصاحبه‌ای که به تازگی از او پخش شده توضیحاتی داده است.

خانم برومند گفته است خودش با حجاب اجباری مخالف است اما با "رهبری‌نمایی" برای مصادره جنبش‌های اجتماعی نیز مخالف است.

او در مصاحبه‌ای می‌گفت از شخصی بدش می‌آید. به نظر می‌رسد منظور او مسیح علی نژاد بوده باشد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

خانم برومند در اینستاگرام خود نوشته است: "من با حجاب اجبارى مخالفم و خودم هم به مفهوم رایج هرگز محجبه نبوده و نیستم، اما با دخالت و رهبرى نمایى انهایى که در خارج از کشور و در امان به سر میبرند و مترصد هستند تا هر جنبش اجتماعى را در داخل به نفع خودشان مصادره کنند و بهانه به دست تندروها بدهند و جوانهاى نازنین ما را به مخاطره بیاندازند نیز به شدت مخالفم، گفتگوى من با احمد طالبى نژاد هم جدید نیست و در مهرماه گذشته انجام شده، بهتر است انرا کامل ببینید. "

Babak_Dad_Small_new.jpgشک نکنید این بار، «فعالان محیط زیست» به رازی پی برده‌اند که نباید فاش می‌شد! قربانی این دانستن، استاد دانشگاه امام صادق و فعال محیط زیست دکتر کاووس سیدامامی بود. فرد امیدواری که برای زیستن زمین و جاندارانش می‌جنگید، نه برای کشتن خودش در توالت کثیف یک زندان!

🔹 او از افتضاحی سر در آورده که شاید معلوم کند «سهم برادران قاچاقچی سپاه!» از این خشکسالی نقطه‌ای ایران و زلزله‌های غیرمعمول و مسائل دیگر چقدر است؟ شاید برای همین است که باز هم پرونده‌های کلیشه‌ای جاسوسی را، این بار برای «محققان و فعالان محیط زیست!» جور کرده‌اند تا مردم را در بی‌خبری بگذارند.
مرگ مشکوک دکتر سیدامامی خواه زیر شکنجه و خواه قتلی تعمدای برای حذفش، گرچه بسیار تلخ است، اما نوری بر تاریکخانه «کارگاه خودکشی نظام» می‌تاباند که سبب خیر و آگاهی خواهد شد!

Mansoureh_Behkish_60X78.jpg

درست در زمانی که مردم مرزهای اصلاح طلبی و سازش کاری را شکسته اند و دارند با سازماندهی افقی و از پایین و با ابتکارهای جسورانه و متفاوت و بی‌نظیر خود به جلو می روند. تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی در یک هم زمانی عجیب با پیشنهاد رفراندوم از طرف حسن روحانی، شعار رفراندوم برای تغییر وضعیت موجود به شیوه مسالمت آمیز و زیر نظر سازمان ملل را رونمایی کرده اند.

من به عنوان یکی از خانواده‌هایی که در سی و نه سال گذشته شش نفر از نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌ام (خواهر، چهار برادر و همسر خواهرم) را برای مبارزه با بی‌عدالتی از دست داده‌ام و خودم نیز برای مبارزات دادخواهانه، هم‌اکنون با یازده سال و نیم حکم زندان روبرو هستم، از طراحان این ایده می‌پرسم؛ برنامه تان برای تحقق چنین طرحی چیست و چگونه می‌خواهید این طرح را به پیش ببرید و عملی سازید؟

این حق مسلم من و تمامی آن‌هایی است که در طی این سال‌ها علیه بیدادگری حکومت مبارزه کرده و به اشکال مختلف از این حکومت و مدافعان آن آسیب دیده و گزیده شده‌ایم، ما دیگر نمی‌خواهیم و اجازه نمی‌دهیم همان بلایی که در سی و نه سال پیش بر سرمان آوردند و با رفراندوم سر بسته آری یا نه، ما را در گردابی عمیق اسیر کردند، دوباره تکرار شود.

بی تردید این طرح مدافعانی هم خواهد داشت، از میان آن‌هایی که این حکومت را نمی‌خواهند، ولی پایداری و شاید توان پیگیری مبارزه سخت و مستمر و مستقل از وابستگان به قدرت‌ها را به دلایل مختلف ندارند و اغلب برای خلاصی از وضعیت موجود، به اجبار حکومت به انتخاب بین بد و بدتر تن داده‌اند، ولی دیگر صبرشان لبریز شده و به دنبال یافتن راهی آسان و سریع برای گذر از این حکومت هستند و هم چنین در میان کسانی که خواهان بازگشت به سلطنت بوده و هستند و به کمک کشورهای غربی برای تغییر وضعیت موجود دل بسته اند.

خیزش مردمی دی ماه ۹۶، نقطه عطفی در تغییر روند مسیر جنبش ها در ایران بود و نشان داد که مردم بی کم و کاست خواهان تغییر جدی وضعیت موجود هستند و این پیروزی بزرگی برای مردم ایران بود. در همین جا با افتخار می‌خواهم به تمامی آن‌هایی که با خواست آزادی، برابری و رفع بی عدالتی به خیابان آمدند و با هرگونه تبعیض، تحقیر، نژادپرستی و اشکال مختلف استبداد مرزبندی دارند و باعث تولد این جنبش مردمی شدند و جان شیرین شان را در این راه دادند یا بازداشت و شکنجه شدند، درود بفرستم که حرکتی بسیار شجاعانه و کارستان کردند و تن حکومت را به لرزه انداختند. مردمی که از حرکت‌های اصلاح طلبانه گذر کردند و شعار اصلی شان شد « اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» و زنانی که با جسارت بی‌نظیری علیه حجاب اجباری قد علم کردند. این حرکت‌ها نشان داد که مردم عزم شان را جزم کرده‌اند که از پایین و در همبستگی با تمام جنبش های مردمی، برای تغییر وضعیت موجود قدم بردارند.

به نظر من، تدوین کنندگان بیانیه رفراندوم، آگاهانه یا ناآگاهانه، می‌خواهند مسیر حرکت پیش رونده مردم را کنترل کنند و با دنده به عقب، همان مسیری را تبلیغ کنند که در طی سال‌ها آزموده ایم، منتها با شعاری فریبنده تر. آن‌ها می‌خواهند که پدر را با روش آشتی جویانه، از تخت سلطنت به زیر کشند.

من می‌پرسم چگونه می‌توان با وجود یک حکومت تمامیت خواه که دیکتاتوری بر تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن حاکم است و سیاست خشونت و سرکوب و ایجاد رعب و وحشت و روش قهرآمیز جزو ذاتی وجود آن است و در نتیجه ما از حقوق اجتماعی خود شامل: آزادی اندیشه و بیان و قلم، برابری حقوق زنان با مردان، حقوق اقلیت ها، حق انتخاب مذهب، حق پوشش و کنترل بر بدن، و در ساده‌ترین شکل مدنی آن؛ حق انتخابات آزاد، حق پرسش گری از حکومت و از حق اعتراض، اعتصاب، تشکل و تجمع نیز محروم شده‌ایم، می‌توان به روش مسالمت آمیز خواهان تغییرش شد و چگونه امکان دارد این حکومت بپذیرد که رفراندومی با نظارت سازمان ملل در کشور انجام شود؟ این ایده بیشتر به یک بازی مسخره با مردم شبیه است و البته بسیار تلخ، زیرا مدافعانی را هم با خود همراه خواهد کرد.

من می‌پرسم چگونه می‌توان با حکومتی که سی و نه سال بر خوان سفره مردم نشسته و بلعیده است و روز به روز فاسدتر و فربه تر شده و با جود این همه منابع، هنوز نمی‌تواند یا نمی‌خواهد ساده‌ترین مشکلات اقتصادی و اجتماعی و بحران های زیست محیطی مردم را حل کند که نفس کشیدن عادی نیز در شهر دشوار شده است و روز به روز بحران های ساختاری عمیق‌تر و عمیق‌تر می شود، می‌توان با روش مسالمت آمیز جلو رفت. و از همه مهم‌تر حکومتی که هیچ گاه شرمنده مردم نشده است و نه تنها از مردم پوزش نمی خواهد، هم چنان با وحشیانه ترین روش‌های خشونت آمیز مردم را به سلابه می کشد، می‌توان با زبان آشتی و مسالمت صحبت کرد. درست در «همین لحظه»، چندین نفر از زنان و مردان شجاع ما زیر تیغ اعدام اند یا برای ساده‌ترین خواسته خود مجبور به اعتصاب غذای خشک شده‌اند و در خطر مرگ قرار دارند و بسیاری در زندان های مختلف رسمی و غیر رسمی، زیر شکنجه های قرون وسطایی جان می‌دهند.

چگونه می‌توان با دولتی هم صدا شد که هنوز پاسخی به چرایی و چگونگی کشته شدن جوان‌های ما در دی ماه ۹۶ نداده است و نمی‌دانیم چرا و چگونه چندین نفر از زندانیان در زندان، با «خودکشی» کشته شده‌اند و این جنایت ها ادامه دارد؟ چگونه می‌توان با حکومتی که تا بن دندان مسلح است و هر چه دلش می‌خواهد بر سر مردم می‌آورد، از راه مسالمت آمیز و آشتی ملی حرف از تغییر زد؟!

اشتباه برداشت نشود، من از مبارزه مسلحانه حرف نمی زنم، حرف من این است که این طرح ها مانند روش‌های اصلاح طلبانه نگاه به بالا دارد و جلوی پویایی و نقش آفرینی حرکت‌های مردمی و ایجاد تشکل های مستقل را می گیرد، در حالی که ما نیاز داریم بر شانه های خودمان تکیه کنیم و تشکل های مستقل و قدرتمند خود را تشکیل دهیم و مطالبات مان را تعریف و ساختارمند کنیم و جنبش هایی مستقل و پیگیر و پویا داشته باشیم. در این صورت است که تغییر می‌تواند پایه‌های قدرتمندی داشته باشد و بر مبنای خواست ها و مطالبات واقعی مردمی جریان یابد، نه تغییر از بالا و در یک رأی گیری بی‌محتوا.

آقای نوری زاد یکی از امضا کنندگان این بیانیه می‌فرمایند « خیلی فاصله است با روزی که مردم نهراسند و به خیابان بیایند و خواستار رفراندوم بشوند». گویی امر به ایشان مشتبه شده که خیلی شجاع هستند و فراموش کرده‌اند که سی و یک سال در کنار حکومت و رو در روی مردم بوده‌اند. من مانده‌ام ایشان با چه رویی می‌توانند از نهراسیدن مردمی صحبت کنند که جمهوری اسلامی زندگی‌شان را فلج و نابود کرده است. مردمی که در این جهنم سوزان تلاش کرده‌اند زندگی خودشان و خانواده‌ را سرپا و سالم نگاه دارند. ایشان چگونه می‌توانند از نهراسیدن مردمی بگویند که در زمان همراهی ایشان با حکومت، هزاران نفر از بهترین عزیزان شان در طی این سال‌ها کشته و زندانی و شکنجه شده‌اند و این بی عدالتی ها و تبعیض ها و تحقیرها بدون توقف در موردشان ادامه داشته است. آن هم در شرایطی که برای ساده‌ترین اعتراض مورد سرکوب و خشونت بی حد و حصر حکومت قرار می گیریم. پس این همه زندانی سیاسی که یا در زندان ها و زیر انواع شکنجه و بیماری و خودکشی و اعتصاب غذا، با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند را نمی بینند یا معترضانی که یا با وثیقه های سنگین در بیرون از زندان محبوس اند یا از کار اخراج شده‌ یا راهی تبعید شده‌اند! چگونه ایشان می‌توانند این همه اعتراض و اعتصاب های کارگری و معلمان و پرستاران که برای ساده‌ترین خواسته صنفی خود مورد بازداشت و اخراج و تهدید و تحقیر مدوام بوده آند را نادیده بگیرند؟ یا سال‌ها ایستادگی خانواده‌ها برای دادخواهی یا اعتراض زنان و دختران به تبعیض و نابرابری و تحقیر مداوم در زندگی اجتماعی و خصوصی که شجاعانه ایستاده‌اند، یا اعتراض های دانشجویی و ستاره دار شدن و اخراج آن‌ها از دانشگاه، یا اعتراض نویسندگان و روزنامه نگاران و شاعران و هنرمندان و غیره و غیره.

مبارزات جسورانه معترضان به استبداد و نابرابری و بی‌عدالتی از همان روزهای به قدرت رسیدن دیکتاتوری اسلامی آغاز شد و هزاران نفر جان شان را بر سر آن داده اند، زمانی که شما در کنار آقای خامنه ای و سرداران شان گل می‌گفتید و گل می شنیدید.

البته ایشان حق دارند، زیرا تازه به دوران رسیده‌اند و باید برای پوشش اشتباه های خود قدم‌های پر سر و صداتری برداند تا بتوانند جبران مافات کنند، ولی آقای نوری زاد، اگر واقعاً به سمت مردم آمده‌اید، لطفاً نهراسید و به پرسش های من که در چند سال پیش در یکی از مراسم خانواده‌های دادخواه در حضور جمع از شما پرسیدم و قانع نشدم را دقیق‌تر پاسخ دهید.

آن زمان از شما به عنوان کسی که به قول خودتان قبل از سال ۸۸ با حکومت بوده‌اید و جنبش سال ۸۸ چشمان شما را باز کرد پرسیدم:

پرسش یکم: شما قبل از سال ۸۸ متوجه این جنایت ها نمی شدید؟

پاسخ شما: آن موقع من شبیه آدم‌هایی بودم که همین الان در کنار آقای خامنه ای هستند، سرداران، پاسداران، جهادگران، بسیجی ها. ما در یک خانواده ده، بیست، سی، چهل میلیونی بودیم که اخبار و تحلیل‌های خاص وارد این خانواده می‌شد و به این خانواده گفته می‌شد که آن‌ها منافقند، براندازند، آمده‌اند اسلام را بربچینند، ما این‌جوری بودیم:

۱- جهالت با تمام شکل و شمایل اش،

۲- ترس با تمام شکل و شمایل اش، ما می‌دانستیم این‌ها چگونه می روبند،

۳- طمع به حقوق ماهانه و سود و منفعت،

۴- امید به اینکه آینده شاید بهتر شود.

پرسش دوم: من باور نمی‌کنم که این‌ افراد متوجه این جنایت ها نمی‌شوند. شما آدم آگاهی هستید و با یک بسجی ساده متفاوتید.من بعید می‌دانم که آن زمان شما از اعدام های دهه شصت باخبر نبودید، چرا زندانیان مجاهد را که حکم داشتند در زندان ها کشتند؟ چرا زندانیان چپ را کشتند؟ من آن بخش‌های مربوط به ترس، حقوق ماهانه و حتی امید به آینده برایم قابل درک است، ولی شما که ادعا می‌کنید انسانیت برای تان مهم بوده است، چرا اخبار را ازاطرافیان آقای خامنه ای، آقای خمینی می شنیدید، اخبار واقعی در میان مردم بود. چرا به میان مردم نرفتید؟ چرا ده بیست سال پیش به یکی از این خانواده‌ها سر نزدید، ببینید چرا عزیزشان اعدام شده است؟

پاسخ شما: من یک چیزی را صادقانه به شما بگویم، اگر ماجرای ۸۸ پیش نمی‌آید، من شاید هنوز آن طرف بودم.

آقای نوری زاد اگر قبلاً در زمان دوستی تان با حکومت از اعدام ها بی اطلاع بوده اید!؟ حتماً پس از سال ۸۸ و پرسش های امثال من و دیگر خانواده‌ها، کند و کاوی در مورد چرایی و چگونگی اعدام های دهه شصت از دوستان نزدیک تان به حکومت کرده‌اید و حالا از شما می‌خواهم که نهراسید و به دو پرسش زیر نیز شفاف و دقیق پاسخ دهید:

۱- چرا و چگونه زندانیان سیاسی که حکم زندان داشتند را در سال ۶۷، در دادگاه های چند دقیقه‌ای و پنهان از چشم خانواده و اطلاع زندانیان، گروهی اعدام کردند؟

۲- چه گروه‌هایی از حکومت یا نزدیکان به حاکمیت، با این اعدام ها موافق بودند یا آن را به حق می‌دانستند و چرا؟

۳- نحوه اعدام و خاک سپاری زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه شصت و به ويژه سال ۶۷ در تهران و شهرستان‌ها چگونه بوده است؟

در پایان، از امضا کنندگان این بیانیه به جد می خواهم، اگر قصدشان گمراه کردن مردم و لگام زدن به اسب سرکش اعتراض های مستقل و مردمی نیست، ضرورت دارد که نهراسند و برنامه راه بدهند. در غیر اینصورت، فقط شعاری توخالی داده‌اند که بارها و به شکل‌های مختلف شنیده‌ایم و در این شرایط حساس و سرنوشت ساز، مسوولیت سنگینی بر عهده شان قرار خواهد گرفت و باید پاسخ‌گوی آن باشند.

سربلند و پایدار باشیم

منصوره بهکیش

۲۶ بهمن ۱۳۹۶/ ۱۵ فوریه ۲۰۱۸

Ali_Mirfetrous.jpg• دوستانی که در خارج از کشور با انجام رفراندوم -زیرنظرسازمان های ملّی و بین المللی- مخالف هستند، متاسفانه بین دو انتخابات (رفراندوم برای رفتنِ جمهوری اسلامی و انتخابات برای آمدنِ رژیمی سکولار و پارلمانی)اشتباه می کنند.

***

نگارنده -بارها- به ضرورت انجام رفراندوم -نه توسط جمهوری اسلامی بلکه زیر نظر سازمان های ملّی و بین المللی- برای عبورِ مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی اشاره نموده و در این باره -خصوصاً- به مسئولیّت سنگین خانم شیرین عبادی (به عنوان یک حقوقدان و برندهء جایزهء صلح نوبل) تأکید کرده است. این مسئولیّت -چنانکه خواسته بودیم- متضمنِ طرح و ثبیت انجام رفراندوم آزاد در نزدِ نهادهای حقوق بشری سازمان ملل و دولت های غربی بود.

Shahram_Ahmadi_Nasab_Omran.jpgاز زمان به قدرت رسیدن خمینی در سال ۱۳۵۷ ایران در زمینه‌های گوناگون پس رفته است۰ در زمینه سیاسی حکومت بی قانون ولایت فقیه جانشین نظام سیاسی غیر دموکراتیک شاه شد۰اگر چه در حکومت ولایت فقیه قانون اساسی، قوه قضائیه و دادگاه، و مجلس قانون گذاری هم پیدا می‌شوند اما بر اساس اندیشه خمینی مصلحت نظام بالاتر از هر ملاحظه دیگر است و حاکم می‌تواند هر اصل، قانون، یا هنجاری را زیر پا بگذارد۰ با توجه به این که وجود قاعده و هنجار کانون و بنیان مفهوم "سیاسی" است، تردیدی نیست که ایران خمینی زده به دوران "مادون سیاسی" و بدون هنجار و قاعده پس رفته است۰ از نظر اجتماعی و در نبود حداقل آزادی‌های انسانی، ایرانیان به واقع در مناسبات اجتماعی دوران برده داری به سر می‌برند۰ در زمینه منطقه‌ای و بین المللی، نزدیک به چهار دهه پشتیبانی حکومت ولایت فقیه از گروه‌های تروریستی در منطقه و جهان و نیز آتش افروزی و دامن زدن به تنش‌ها و درگیری‌ها، ایران را به تهدیدی برای صلح و امنیت منطقه‌ای و بین المللی تبدیل کرده است۰چکیده سخن این که دستگاه ولایت فقیه ایران را در همه زمینه‌های سیاسی و اجتماعی به قهقرا برده است۰ در این نوشتار نگارنده بر آن است تا با استفاده از مفهوم "سرمایه اجتماعی" طرح کلی تحلیلی جامعه شناختی برای فهم و تبیین دگرگونی‌های ایران خمینی زده در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی، و بین المللی ارائه کند۰

Kavous_Seyed_Emami_2.jpgایران وایر ـ رضا حقیقت‌نژاد ـ پرونده خودکشی کاووس سیدامامی یک نمونه تازه و دقیق برای واکاوی تسلط کامل سپاه پاسداران بر فعالیت‌های امنیتی و اطلاعاتی ایران است.

شروع ماجرا را عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران ۱۹ دی ماه سالجاری اعلام کرده است؛ گزارش کتبی یکی از نهادهای امنیتی. این نهاد امنیتی سازمان اطلاعات سپاه بوده است. چکیده روایت دادستان از این گزارش کتبی این است که کاووس سیدامامی و سایر همکارانش در موسسه حیات وحش پارسیان به جاسوسی از مراکز حیاتی ایران از جمله پایگاه‌های موشکی کشور مشغول بوده‌اند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مهرماه ۹۶، محمود علوی، وزیر اطلاعات در حاشیه پرونده جاسوسی رسول دری اصفهانی، مشاور تیم هسته‌ای ایران گفت: «مرجع تشخیص موضوعات مرتبط به جاسوسی، معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات» است و در حاشیه شایعه جاسوسی زهرا لاریجانی، دختر صادق لاریجانی تاکید کرد: «یگانه مرجع حرفه‌ای تشخیص اقدامات جاسوسی در کشور، معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات است.» این حرف موافقانی هم دارد، از جمله علی مطهری، نایب رئیس مجلس که ۲۴بهمن در حاشیه پرونده سیدامامی گفت: «مبارزه با جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است و بهتر است این دو نهاد [سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات] در کار یکدیگر دخالت نکنند.»

kargari_shoar.jpgکیهان لندن ـ (+عکس، ویدیو) یک روز پس از روز ۲۲ بهمن و بزرگداشت حکومتی و فرمایشی ۳۹امین سالگرد پیروزی انقلاب و آغاز حکومت اسلامی در ایران، کارگران در شهرهای مختلف اعتراضات صنفی خود را از سر گرفتند. همچنین دانشجویان، پزشکان و کارمندان نیز اعتراض‌های صنفی برگزار کردند و به این ترتیب در طی ۳ روز پس از سالگرد انقلاب بیش از ۳۰ تجمع و اعتصاب صنفی در ایران صورت گرفت.

کارگران واحدهای تولیدی و صنعتی در ایران ماه‌هاست به شکل پیوسته اعتراضات خود نسبت به شرایط کار و پرداخت نشدن حقوق و مزایا و تهدید امنیت شغلی را ادامه می‌دهند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

یک روز پس از آنکه مقامات جمهوری اسلامی با سخنرانی در شهرهای مختلف یا گفتگو با رسانه‌ها شادی و رضایت خود از آغاز چهلمین سال روی کار آمدن جمهوری اسلامی را در بوق و کرنا کردند، کارگران ناراضی از شرایط معیشتی و درآمدی اعتراضات خود را از سر گرفته و چند تجمع اعتراضی مختلف در روزهای گذشته برپا شد.

Gholamhosein_Mohseni_Egehei.jpgتسنیم - حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی‌اژه‌ای ظهر امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به جریانات اخیر سید‌امامی اظهار داشت: یکسری افراد به اتهام جاسوسی دستگیر شدند که اینها زیرپوشش محیط زیست و بعضی مراکز علمی و با سرویس‌های بیگانه از جمله آمریکا و صهیونیست مرتبط بودند و بعضی از آن‌ها اطلاعات را از مراکز حساس و مهم و استراتژیک ‌تهیه می‌کردند و برای بیگانگان می‌فرستادند که دستگیر شدند و یکی از آن‌ها سید‌امامی بود.

وی افزود: سید‌امامی زمانی که متوجه می‌شود مسئولان پرونده اطلاعات بسیار مهم و زیادی را از آنها به دست آورده‌اند و باور نمی‌کرد که این اطلاعات در اختیار سیستم امنیتی و قضایی ‌قرار گرفته باشد به محض اینکه متوجه می‌شود و به محل نگهداری خودش باز می‌گردد خودکشی می‌کند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

معاون اول قوه قضائیه بیان کرد: از همان ابتدای خودکشی بازپرس مخصوص قتل از تمام ‌محیط‌ها‌ اقدامات اولیه را شروع کرد و پزشکی قانونی بلافاصله نظر داد و برخی دیگر از نمایندگان مجلس نیز خودکشی وی را تأیید کردند.

Ar67j323244w2w2_small.jpgبا ترفند رفراندوم ،علیه قیام ملی مردم...

از فیسبوک علی اکبر امیدمهر، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی

سرانجام در پی چند جلسه با رهبر و جرح و تعدیل برنامه ها، استراتزی رژیم، جهت خنثی کردن و از نفس انداختن قیام ملی برای تغییر رژیم، که از دیماه رقم خورد بشکل زیر خلاصه شده است:


-پس از بررسی شعارهای مردم، تنها شعار قابل قبول برای رژیم (رفراندوم رفراندوم این است شعار ملی) به عنوان بحث کلیدی این ترفند انتخاب شد.


-اجرای ترفند انتخاب بین پلیس خوب و پلیس بد، در همه ی پیچ های تاریخی و مهم و بخصوص در انتخابات ، امتحان خود را پس داده، درین خصوص، باید با ریزه کاری های روان شناختی مردم، بروز و بهینه کردن این پروژه، می توان بر بحران جاری نیز غلبه نمود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید


-برخی گزارشات واصله از محافل اطلاعاتی امنیتی و حتی سیاسی خارج از کشور حاکی است .که هم دولتمردان آمریکایی و هم اروپا و دیگران به این پروژه، باور داشته و در تنظیم سیاست های خود با رژیم،آنرا بعنوان نقطه محوری در نظر میگیرند.حاصل اتخاذ این سیاست،متمرکز شدن افکار متخصصین این نهاد ها و دولتمردان خارجی،روی محور این مسئله است.که در ایران نیروهای میانه رویی هستند.که می توان با اتکا به آنها، سیاست های تند رو های رژیم در منطقه و جهان را خنثی نمود.(برای مثال این خبر- پیش بینی جامعه اطلاعات آمریکا ،از افزایش درگیری های فزاینده میان سیاستمداران میانه رو و تند روی رژیم در آینده).در نتیجه رژیم با اعلام مسئله رفراندوم از زبان روحانی با یک تیر چند نشان زده است:


1- توپ را در زمین ملت که خواهان تغییر رژیم اند و طرفدارانشان در خارج انداخته، تا هم در درون کشور بین مردم و هم فعالان سیاسی در خارج و بین این دو طیف ،ایجاد اختلاف نموده،تداوم مبارزه به سبک دیماه خاتمه یافته و اتحاد ملی و ادامه روند قبلی با خواسته های براندازی ،با این توهم ،که خود رژیم حاضر به رفراندوم و تغییرات ساختار شکن شده ، به گل نشیند.


2- با تقسیم نقش ها در پشت صحنه،روحانی به عنوان فرشته نجات و در ظاهر امر به طرفداری از مردم ،وارد میدان شده و احمد خاتمی ها ،همچون همیشه نقش شیطان و مقابله با وی و مخالفت با خواسته رفراندوم ،را عهده دار شده اند.


نتیجه: هدف مردم از بر گزاری رفراندوم، انجام آن پس از فروپاشی رژیم، جهت انتخاب نوع رژیم مردمی آینده بود.اما رژیم با سوار شدن تنها بر یک موج،در پی به گل نشاندن طوفان براندازی با ترفند های کارشناسانه-حیله گرایانه بوده و هست.تا با مشت و لگد پرانی طیف پلیس خوب (روحانی ) و طیف پلیس بد (احمد خاتمی) به همدیگر،هم مردم ایران و هم جامعه جهانی را با دادن آدرس های غلط و دروغین ،بر سر کار بگذارند و این در حالی است .که با مراجعه به قانون اساسی رژیم،یا همانطور که یکی از کارگزاران رژیم گفته ،این رفراندوم حداکثر می تواند به مسائلی چون نظارت استصوابی و حدود قانونی حجاب و مسائلی ازین قبیل (حذف یا تداوم یارانه های نقدی و کشاندن یارانه بگیر ها به پای صندوق رای، جهت کسب مشروعیت به رژیم )در چهار چوب احیای مجدد و تحکیم پایه های نظام محدود گردد و بس.


توضیح: این گزارش در اختیار نهادهای رسمی مدنی و رسانه ای جامعه جهانی گذاشته شد.

Saeid_Hajarian.jpgسایت جماران ـ سعید حجاریان ـ اخیراً آقای رئیس‌جمهور با طرح مسأله همه‌پرسی فرمودند: «اصل ۵۹ قانون اساسی می‌گوید در برخی موارد قانون‌گذاری و اعمال قوه مقننه در مسائل مهم اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، مراجعه به آرای مستقیم مردم است. اگر در دو تا مسأله اختلاف نظر داریم، جناح‌ها اختلاف دارند، دعوا و شعار ندارد، صندوق آرا را بیاوریم و طبق اصل ۵۹ قانون اساسی هر چه مردم گفتند، به آن عمل کنیم. این ظرفیت قانون اساسی ماست و باید به ظرفیت‌های قانون اساسی‌مان عمل کنیم.» این گفته ایشان نزد نیروهای سیاسی اصول‌گرا و اصلاح‌طلب مناقشه‌انگیز شد و بحث‌هایی را به‌ دنبال داشت.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

اگر مقصود ایشان اختلاف جناح‌ها بر سر سیاست‌هاست، طبیعتاً قوه مقننه بنا به کارکردش این اختلافات را حل می‌کند و اگر مجلس در این امر ناموفق بود، مجمع تشخیص مصلحت نظام به موضوع ورود کرده و حل اختلاف می‌کند. وانگهی، در بند هشتم اصل یکصد و دهم قانون اساسی آمده است: «حل‌ معضلات‌ نظام‌ که‌ از طرق‌ عادی‌ [مجمع تشخیص مصلحت نظام] قابل‌ حل‌ نیست، بر عهده رهبری است» لذا باید این پرسش را مطرح کرد که اساساً اصل پنجاه و نهم قانون اساسی به چه کار آقای روحانی می‌آید؟ اصلی که پیچ و خم‌های زیادی دارد. اولاً رهبری یا دو - سوم نمایندگان باید موضوع همه‌پرسی را تأیید کنند، ثانیاً شورای نگهبان چون آن را مصوبه مجلس می‌داند، برای خود حق وتو قائل است. لابد در ذهن آقای روحانی مسأله‌ای بالاتر از اختلاف جناح‌ها بوده است که اصل پنجاه و نهم را پیش کشیده است.

Kavous_Seyed_Emami.jpgرادیو فردا ـ فرزند کاووس سیدامامی٬ فعال محیط‌زیست که هفته گذشته در زندان نیروهای امنیتی درگذشت، می‌گوید ماموران قضایی به مدت سه ساعت مادرش را بازجویی و تهدید کردند که درباره مرگ همسرش با رسانه‌ها حرف نزند و گرنه او را هم بازداشت می‌کنند.

روز ۲۱ بهمن اعلام شد که کاووس سید امامی، استاد دانشگاه امام صادق و مدیرعامل موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» دارای تابعیت دوگانهٔ ایرانی‌- کانادایی، دو هفته پس از بازداشت، در زندان درگذشته است.

آقای سیدامامی چهارم بهمن دستگیر و دو هفته بعد خبر درگذشت وی تحت عنوان «خودکشی»٬ به همسرش اطلاع داده می‌شود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

رامین سیدامامی در یادداشتی در بلاگ شخصی‌اش جزئیات بیشتری از اتفاقات پس از مرگ پدرش می‌دهد و می‌گوید که دادسرای ناحیه ۲۷ روز جمعه ۲۰ بهمن‌ ۱۳۹۶، «مادرم را احضار کرد و بهش گفتن برای "دیدن همسرت" بیا و قبل از اعلام مرگ کاووس سه ساعت ازش بازجویی و تهدید کردن و در آخر هم ازش تعهد کتبی گرفتن که هیچ حرفی با رسانه‌ها نزنه و الا خودش رو هم می‌گیرن».

وی افزوده است: «این‌گونه تهدیدها به آزار کاووس پس از دستگیریش باعث شده بود که تا اون زمان سکوت کنیم. از همین دادسرا مادرم رو به همراه عمویم، کامران، بردن به سردخونه و جسد پدرم رو بهشون نشون دادن».

mousavi-karroubi-rahnavard.jpgوزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای خواستار آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد شده است. آمریکا در هفتمین سالروز حصر خانگی این سه تن، ادامه این حصر را خلاف تعهدات بین‌المللی ایران برشمرده است.

وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای که در ۱۵ فوریه (۲۶ بهمن) منتشر شده با اشاره به فرا رسیدن هفتمین سالروز حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد خواستار آزادی هر چه سریع‌تر این سه چهره برجسته اعتراض‌های سال ۱۳۸۸ در ایران شده است.

در بیانیه وزارت خارجه که عکس آن در صفحه توئیترهدر نائورت، سخنگوی وزارت خارجه منتشر شده، آمده است که ادامه حصر خانگی این سه نفر مغایر تعهدات بین‌المللی ایران در مورد حقوق مدنی و سیاسی برای فراهم آوردن محاکمه عادلانه و جلوگیری از بازداشت یا زندانی کردن خودسرانه شهروندان است.

ایالات متحده از ایران خواسته است به حقوق بشر، از جمله تضمین ‌آزادی بیان و مشارکت در جامعه مدنی و فعالیت سیاسی بدون ترس از بازداشت خودسرانه یا نبود محاکمه عادلانه احترام بگذارد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

هدر نائورت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در این بیانیه آورده است: «ما همراه با جامعه بین‌المللی ادامه حصر این سه نفر را بدون تفهیم اتهام محکوم می‌کنیم و خواستار آزادی سریع آ‌ن‌ها و همه زندانیانی هستیم که به‌‌ واسطه عقاید خود به ناحق در ایران در بازداشت به‌سر می‌برند.»

حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ بعد از اعتراضات وسیع به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ آغاز شد.

مقام‌های جمهوری اسلامی گفته‌اند که حصر این سه نفر به دستور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و با تأیید شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته است. هدف از آن نیز مهار اعتراض‌ها بوده است.

۱۵russiansKilled_021518.jpg کارمند - سرباز یک شرکت امنیتی حفاظتی روسیه در دیرالزور در اثر انفجار یک کارخانه اسلحه‌سازی کشته شدند.

دیده‌بان حقوق بشر سوریه که در لندن مستقر است، پنجشنبه ۱۵ فوریه/ ۲۶ بهمن گزارش داده است که ۱۵ کارمند - سرباز یک شرکت امنیتی حفاظتی روسیه که از میدان نفت و گاز دیرالزور محافظت می‌کند در اثر انفجار در انبار مهمات یک کارخانه اسلحه‌سازی در «طابیه جزیره» کشته شدند.

کارکنان این شرکت حفاظتی امنیتی گروهی از مخالفان مسلح اسد در شرق فرات را همراهی می‌کردند. ظاهراً مخالفان مسلح اسد تلاش کرده بودند به انبار اسلحه و مهمات دسترسی پیدا کنند که انفجاری رخ داده است. در مجموع ۲۳ نفر در این حادثه جان خود را از دست دادند که ۱۵ نفر آن‌ها روس و باقی از اعضای بریگارد الباقر بودند.

هفته گذشته نیروهای حامی حکومت سوریه قصد داشتند در استان دیرالزور با سلاح‌های سنگین از جمله توپخانه و تانک و موشک از فرات عبور کنند که جنگنده‌های ائتلاف به رهبری آمریکا آن‌ها را بمباران کردند. در این حمله سنگین بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای حامی اسد جان خود را از دست دادند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در این منطقه بزرگ‌ترین میدان نفتی سوریه قرار دارد. در سپتامبر ۲۰۱۷ نیروی دموکراتیک سوریه میدان نفتی در دیرالزور را از داعش پس گرفت. هم‌زمان نیروهای حکومت بشار اسد هم با پشتیبانی نیروی هوائی روسیه و شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران شهرالمیادین و نیز مرکز استان دیرالزور را از داعش پس گرفتند. رود فرات این دو منطقه را از هم جدا می‌کند.

wsj_021518.jpgگزارشی از آسا فیتچ از دوبی در روزنامه وال استریت جورنال

صدای آمریکا - مرگ یک فعال محیط زیستی ایرانی کانادایی در زندان در تهران به افزایش انتقادها از رفتار ایران با بازداشت شدگان و نگرانی از شکنجه مخالفان رژیم منجر شده است.

کاووس سید امامی که ۶۳ سال داشت هفته گذشته در شرایطی مشکوک در زندان اوین جان سپرد. او چهارم بهمن ماه بازداشت شده بود. مراسم خاکسپاری او بدون کالبدشکافی مستقل سه شنبه زیر فشار شدید در روستای امامه در چهل کیلومتری شمال تهران برگزار شد.

پیکر کاووس سید امامی سه شنبه صبح در پزشکی قانونی کهریزک به فرزندش تحویل داده شد.

خانواده، دوستان، روستاییان، دانشجویان آقای سید امامی و همکاران دانشگاهی اش مسیر تا آرامگاه روستا را زیر آسمان خاکستری و نم نم باران طی کردند. مامورهای امنیتی و اطلاعاتی در لباس شخصی جمعیت را زیر نظر داشتند و به خانواده سید امامی هشدار داده بودند مراقب باشند مراسم به اعتراض علیه رژیم بدل نشود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

بر مزار او دسته های گل و عکس خندان اش به چشم می خورد.

کاووس سید امامی که به جاسوسی متهم شده بود دست کم سومین فردی است که در یکی دو ماه اخیر و پس از اعتراضات سراسری در ایران در زندان جان سپرده است.

این موارد مرگ به نگرانی ها درباره سلامت افراد بازداشتی در ایران از جمله شهروندان دو تابعیتی و چند ایرانی آمریکایی که همه به جاسوسی متهم هستند، افزوده است. عفو بین الملل خواستار تحقیقات مستقل درباره مرگ آقای سید امامی شده و نسبت به عدم شفافیت حول و حوش وضعیت او که ممکن است تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شواهد شکنجه باشد ابراز نگرانی کرده است.

ایران در گذشته از اتباع خارجی زندانی به عنوان مستمسک برای مبادله زندانی استفاده کرده است.

در حال حاضر دست کم پنج آمریکایی شامل دو تاجر، یک مرد اهل سن دیه گو، یک پژوهشگر دانشگاه پرینستون و مراد طاهباز که همزمان با کاووس سید امامی دستگیر شده بود در ایران در زندان هستند.

منتقدان نظام حاکم بر ایران می گویند مرگ بازداشت شدگان در زندان در فضای مقاومت فزاینده مردم علیه حاکمیت تلاشی برای مایوس کردن آن ها از انجام تظاهرات در آینده است.

مگدلنا مغربی، معاون مدیر بخش خاورمیانه و آفریقای عفو بین الملل، می گوید: «افزایش موارد مرگ در بازداشت و مخالفت مقامات با انجام تحقیقات مستقل و شفاف عمیقا ناراحت کننده است و نشانگر نهایت بی حرمتی به حیات انسانی و روند پاسخگویی موجود در نظام قضایی ایران است.»

بهنام بن طالبلو، کارشناس ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی ها در واشنگتن، می گوید هدف رژیم از استفاده از خودکشی به عنوان علت مرگ شرمگین کردن خانواده و پرهیز از تحقیقات بیشتر است.

به گفته هادی قائمی، مدیر اجرایی کمپین بین المللی حقوق بشر ایران، «این یک نظام زندان خارج از کنترل و قوه قضاییه ای است که به طور فعال در سرپوش گذاشتن ها تبانی می کند.»

در پی بازداشت معترضان تظاهرات سراسری در ایران، سینا قنبری بیست و سه ساله در زندان اوین و وحید حیدری در زندان اراک در بازداشت جان سپردند.

خانواده کاووس سید امامی خودکشی او را به عنوان علت مرگ در زندان نمی پذیرند و می خواهند درباره علت بازداشت و شرایط بازجویی و نگهداری او در زندان تحقیقاتی مستقل صورت بگیرد.

کاووس سید امامی عضو هیات مدیره انجمن محیط زیستی «حیات وحش میراث پارسیان» بود.

Karimi_Queiroz.jpgایسنا ـ کارلوس کی‌روش، سرمربی تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران در جلسه با رییس فدراسیون خواستار آن شده تا در یک برنامه تلویزیونی پاسخ اظهارات علی کریمی را بدهد.

به‌ گزارش ‌ایسنا، پس از این که علی کریمی در مناظره تلویزیونی با محمدرضا ساکت، دبیرکل فدراسیون فوتبال به برخی از شرایط تیم‌ ‌ملی فوتبال، اعضای کادر فنی و اردوهای این تیم ایراد گرفت، کارلوس کی‌روش در واکنش و در پیامکی سخنان و واکنش‌های علی کریمی را "بزدلانه" توصیف کرد که در این راستا علی کریمی نیز واکنش تندی به این پیامک سرمربی تیم‌ ‌ملی فوتبال نشان داد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

پس از این اتفاق، سرمربی تیم‌ ‌ملی فوتبال در جلسه‌ای با مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال ضمن گلایه از انتقادات مطرح شده درباره تیم‌ ‌ملی درخواست کرده تا شرایطی فراهم شود تا در در یک برنامه تلویزیونی پاسخ اظهارات علی کریمی را بدهد.

با توجه به این که برنامه "۹۰" در هفته‌ آینده بر روی آنتن نخواهد رفت، باید منتظر حضور کارلوس کی‌روش در برنامه هفتم اسفند عادل فردوسی‌پور بود.

به گزارش ایسنا، ‌ پس از برگزاری مناظره علی کریمی و محمدرضا ساکت واکنش‌های فراوانی به این مناظره در شبکه‌های اجتماعی و در میان مردم مطرح شده است و بسیاری از هواداران فوتبال نیز در جناح‌ بندی‌های مختلف به حمایت از علی کریمی و بعضا سرمربی تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران پرداخته‌اند.

drone_021418.jpgایران اینترنشنال - مقامات واشنگتن گفته‌اند که یک پهپاد آمریکایی در سوریه، یک تانک ساخت روسیه را هدف قرار داده و منهدم کرده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز، مقامات آمریکایی روز سه‌شنبه ۲۴ بهمن‌ماه، اعلام کردند که یک پهپاد آمریکایی در جریان دفاع از کردهای هم‌پیمان آن کشور در سوریه، یک تانک ساخت روسیه را از بین برده‌است.

در عملیات نیروی هوایی آمریکا برای دفاع از کردهای سوری درمقابل حملات نیروهای دولتی، روز یک‌شنبه ۲۲ بهمن‌ماه، یک پهپاد آمریکایی از نوع «ام‌کیو-۹ ریپر» یک تانک پیشرفته‌ی «تی-۷۲» ساخت روسیه را در شهر طابیه واقع در استان دیرالزور، منهدم کرده است.

ارتش آمریکا اعلام کرده که تانک روسی را صرفاً زمانی هدف قرار داده که نیروهای کرد مورد حمایت واشنگتن، در تیررس آن قرار گرفته بودند، درحالی‌که همزمان با آتش توپخانه نیز حمایت می‌شده است. این دومین بار در طول یک هفته اخیر است که آمریکا برای دفاع از نیروهای کرد تحت حمایت خود به مواضع نیروهای دولتی دمشق و هم‌پیمانان بشار اسد حمله می‌کند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

تلویزیون دولتی سوریه، روز پنج‌شنبه ۱۹ بهمن‌ماه نیز از بمباران مواضع نیروهای دولتی سوریه در شرق رود فرات در استان دیرالزور ازسوی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا خبر داده بود.

جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا، حمله‌ی پهپاد آمریکایی به تانک روسی را کم‌اهمیت دانسته و تصریح کرده است که «شاید چند نفر آنجا کاری انجام می‌دادند. تمایلی ندارم این اتفاق را به‌عنوان یک حمله‌ی بزرگ، برجسته کنم».

به گزارش یک منبع اختصاصی ایران‌اینترنشنال در سوریه، روز چهارشنبه ۱۸ بهمن‌ماه، نزدیک به ۵۰۰ نفر از نیروهای روسی و نیروهای دولتی سوریه با به‌کارگیری توپخانه و تجهیزات سنگین نظامی، سعی کردند میدان نفتی کونیکو در شمال دیرالزور را از کنترل «نیروهای سوریه دموکراتیک» خارج کنند.

این منبع آگاه که خواسته است نامش فاش نشود، گفت نزدیک به ۱۰۰نفر از نیروهای روسی و نیروهای دولتی سوریه، در جریان حملات هوایی نیروهای ائتلاف کشته شده‌اند.

زمین‌خواری قانونی شد

| No Comments

Majles.jpgشرق ـ لیلا مرگن - مجلس شورای اسلامی در حالی دیروز قانون امکان خریداری زمین‌های تغییر کاربری داده‌شده به نرخ روز را به تصویب رساند که این قانون سودای زمین‌خواری را تقویت می‌کند. بر اساس مصوبه عصر چهارشنبه مجلس شورای اسلامی، از این پس واگذاری زمین‌هایی که قلع‌و‌قمع آنها امکان‌پذیر نیست، به فرد متخلف امکان‌پذیر می‌شود. این در حالی است که بر اساس قوانین قبلی، واگذاری زمین‌هایی که در آنها تخلف در اجرای طرح‌ها رخ داده بود، به متخلفان ممنوع بود؛ به‌این‌ترتیب، انگیزه هم برای بروز تخلف کاهش می‌یافت. مصوبه دیروز، رسما جایزه‌ای برای متخلفان است. امنیتی‌بودن مسئله تأمین غذا، مهم‌ترین عاملی است که سبب می‌شود هرساله بخشی از اراضی ملی با اولویت اجرای طرح‌های کشاورزی و با هدف تأمین غذای کشور، در اختیار افراد قرار ‌گیرند...

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

... کمی از زمین‌ها هم برای تأمین مسکن توزیع می‌شود؛ اما هستند افرادی که با سودای تصرف این اراضی‌، در لباس دوست وارد عرصه سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی و سایر بخش‌ها می‌شوند؛ اما در نهایت با ایجاد انحراف در مسیر طرح‌ها، دنبال مالکیت زمین هستند؛ زیرا زمین در ایران ارزشمند است. بنابران نه غذایی برای کشور تولید می‌شود و نه دولت به اهدافش می‌رسد؛ اما متخلفان به انتظار تصویب قوانینی می‌نشینند که فضا را برای تصرف زمین باز کند. تصویب قوانین مکرر، مرتبا بخشی از انفال را که سرمایه عمومی است، در اختیار سوداگرانی قرار می‌دهد که زمین‌خوار نامیده می‌شوند. روز گذشته نمایندگان مجلس شورای اسلامی با یک مصوبه، زمینه فعالیت را برای آنها مهیا کردند.

shoray_e_negahban.jpgشرق - زود است یا دیر؟ سخنگوی سابق شورای نگهبان گفته است اینکه بحث کنیم شورای نگهبان باید درباره همه‌پرسی اظهارنظر کند یا نه مسئله‌ای زودهنگام است و ارزیابی سیاسی این موضوع کار من نیست، اما سخنگوی فعلی چنین نظری ندارد. عباسعلی کدخدایی، برخلاف همکارش، از قضا زیاد اظهارنظر سیاسی-جناحی می‌کند و ابدا هم اعتقاد ندارد که وظیفه عضو شورای نگهبان اظهارنظر سیاسی نسبت به حیطه وظایف کاری‌اش نیست. کدخدایی که با دبیر شورای نگهبان هم بسیار نزدیک و صمیمی است، حتی به حسن روحانی، رئیس‌جمهوری، هم خرده گرفته که طرح ایده همه‌پرسی‌اش کارشناسی‌شده نبوده است. بعد هم رئیس‌جمهوری را متهم کرده که یکی به نعل می‌زند و یکی به میخ و با اشاره به جمله‌ای منسوب به انیشتین گفته است: «آنان که گاهی به نعل می‌زنند و گاهی هم به میخ، عاقبت چکش واقعیت روی انگشتان آنها می‌خورد. امید آنکه در اجرای قوانین و مخصوصا قانون اساسی از این افراد نباشیم». کدخدایی گفته که فتح باب درباره موضوع رفراندوم، نکته مهمی بود که بازخوانی و تأکید مؤکدش از سوی رئیس‌جمهوری قابل‌توجه است!

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

درحالی‌که ابراهیمیان در اظهارنظری محتاطانه به «اعتمادآنلاین» گفته است: «موضوع کار من نیست که آیا درباره مسئله‌ای ویژه، همه‌پرسی راه‌حل مناسبی است یا نه. برای اینکه داوری کنیم باید ببینیم آن مسئله که می‌خواهیم راجع به آن همه‌پرسی کنیم، چیست؟ آیا اقتضای همه‌پرسی درباره آن مسئله وجود دارد؟» اما این احتیاط را نه تنها سخنگوی فعلی ندارد، بلکه در واکنش به طرح ایده همه‌پرسی از سوی حسن روحانی حتی به او کنایه سیاسی هم می‌زند. او در واکنش به این گفته حسن روحانی درباره «بازگرداندن آنهایی که از قطار انقلاب پیاده شدند» گفته است: «آنهایی که پیاده شدند، به دلیل آن بود که قانون اساسی را تفسیر به رأی کرده و اعلام می‌کردند برخی از اصول آن را قبول ندارند. شورای نگهبان این نظر شما را که نظر صحیحی هم هست، اجرا کرده است و جنابعالی {روحانی} هم تأیید می‌فرمایید آنان که به قانون اساسی اعتقاد و التزام ندارند، انقلابی نیستند و نمی‌توانند در پست‌های سیاسی قرار گیرند».

james_mattis.jpgدبی - العربیه فارسی - جیمز متیس وزیر دفاع آمریکا به شبکه العربیه گفت که ایران در تمام بحران‌های منطقه خاورمیانه دست دارد.

وزیر دفاع آمریکا که پنجشنبه ۱۵ فوریه در حاشیه نشست پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در بروکسل سخن می‌گفت، در پاسخ به سوال خبرنگار العربیه گفت: «سوریه باید برای سوری‌ها و عراق برای عراقی‌ها باشد».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

او تاکید کرد که ایران در بحران‌های یمن، سوریه، لبنان، بحرین و عراق دست دارد.

انتظار می‌رود که وزرای دفاع کشورهای عضو پیمان ناتو در نشست پنجشنبه خود در بروکسل با آغاز برنامه ریزی برای عملیات آموزش حرفه‌ای نیروهای عراقی که زیر نظر ناتو انجام خواهد شد، موافقت کنند.

سخنان جیمز متیس با سفر رکس تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا به لبنان همزمان شده است. او پیش از این در عمان پایتخت اردن گفته بود که آمریکا از درگیری‌های روی داده میان ایران و اسرائیل در سوریه نگران است.

Ahmad_Khatami.jpgشرق - سخنگوی شورای نگهبان در واکنش به پیشنهاد رفراندوم از سوی حسن روحانی گفته است: «رئیس‌جمهور محترم چنین پیشنهادی را مطرح فرمودند که به نظر می‌رسد کارشناسی نشده باشد چون که کاربرد اصل ۵۹ برای همه آشنایان به حقوق اساسی معلوم است و نیاز به بحث بیشتر ندارد. اصل ۵۹ مربوط به اعمال اختیارات قوه مقننه است. شاید آقای رئیس‌جمهور با اصل دیگری آن را اشتباه کرده‌اند!». واکنش کدخدایی برخلاف انتظار، بیش از ‌آنکه حقوقی و وابسته به جایگاه او باشد، سیاسی است. تا جایی که با کنایه به سخن حسن روحانی درباره «بازگرداندن آنهایی که از قطار انقلاب پیاده شدند» گفته است «آنهایی که پیاده شدند، به دلیل آن بود که قانون اساسی را تفسیر به رأی کرده و اعلام می‌کردند برخی از اصول آن را قبول ندارند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

شورای نگهبان این نظر شما را که نظر صحیحی نیز می‌باشد اجرا کرده است و جنابعالی{روحانی} هم تأیید می‌فرمایید آنان که به قانون اساسی اعتقاد و التزام ندارند، انقلابی نیستند و نمی‌توانند در پست‌های سیاسی قرار گیرند». سخنگوی شورای نگهبان رئیس‌جمهوری را متهم کرده که یکی به نعل می‌زند و یکی به میخ و با اشاره به جمله‌ای منسوب به انیشتین گفته است: «آنان که گاهی به نعل می‌زنند و گاهی هم به میخ، عاقبت چکش واقعیت روی انگشتان آنها می‌خورد. امید آنکه در اجرای قوانین و مخصوصا قانون اساسی از این افراد نباشیم». کدخدایی گفته که فتح باب درباره موضوع رفراندوم، نکته مهمی بود که بازخوانی و تأکید مؤکدش از سوی رئیس‌جمهوری قابل توجه است!

dollar_021418.jpgجواد متولی - دماوند

افزایش لحظه به لحظه نرخ ارزهای خارجی و بازار طلا در ایران، نه فقط در بین صاحبان کالا و سرمایه و خدمات که باعث بروز نگرانی‌ عمومی در میان مردم ایران شده است. در ایران حساسیت فوق‌العاده‌ای میان مردم نسبت به نوسانات نرخ ارز وجود داشته و تلاطم این بازار، اثرات روانی مستقیمی بر اقتصاد ایران دارد. مهمترین تاثیر «افزایش قیمت ارز» در زندگی مردم عادی، افزایش تورم است. بالارفتن نرخ ارز، به افزایش قیمت کالاهای وارداتی از جمله گندم و برنج گرفته تا گوشی موبایل و خودرو مرتبط خواهد بود.

کسری بودجه و اعلام ورشکستگی موسسات مالی و اعتباری از یک سو و صندوق‌های بازنشستگی از طرف دیگر و همچنین وضع تحریمهای جدید و یا تشدید تحریمهای مالی تا این لحظه بعنوان دلایل بالا رفتن نرخ ارز عنوان شده است. نکاتی که موجب شد تا این دغدغه عمومی مردم را با دکتر جمشید اسدی، اقتصاددان ایرانی ساکن پاریس در میان بگذاریم و نظرات او را جویا شویم. او با صراحت تمام از عدم امنیت اقتصادی و مهاجرت پول از ایران سخن می گوید. آنچه در ادامه می‌خوانید، پاسخهای دکتر اسدی به پرسشهای دماوند است:

برخی از مردم روند افزایش بی سابقه نرخ دلار را ناشی از کسری بودجه دولت در سال جاری دانسته و آنرا در راستای تامین آن ارزیابی می کنند. گروهی دیگر با تصور اینکه دولت می خواهد از این طریق پاسخگوی مطالبات مربوط به اعلام ورشکستگی موسسات مالی و اعتباری تعطیل شده باشد؛ این افزایش قیمت ارز را به آن مرتبط می‌دانند. شما به عنوان یک اقتصاددان این مساله را چطور ارزیابی می‌کنید؟ چقدر این احتمالات و شایعات می تواند موثق باشد؟

مهمترین دلیلی که برای افزایش نرخ ارز خارجی در یک کشور وجود دارد، یک چیز است: هر وقت که یک شهروندی در کشور خودش احساس امنیت نداشته باشد، قطعا مهاجرت می کند. حالا این شهروند ممکن است اقلیت مذهبی باشد، ممکن است جزو دگر اندیشان یا دگرباشان باشد. این شهروند وقتی احساس امنیت نکند مهاجرت خواهد کرد. چنانچه که مطابق آمارها سالانه حدود ۲۰۰ هزار نخبه و تحصیلکرده ایرانی مهاجرت می کنند. حالا احتمالا می گویید این چه ربطی به پاسخ شما دارد؟ پول هم وقتی ارز ملی در کشور امنیت نداشته باشد، مهاجرت می کند. این مهاجرت یک وقتی است که از مرزها بیرون می رود و یک وقتی هم پول بین المللی را در داخل کشور می خرد. وفتی یک شهروند یا سرمایه دار (منظورم ثروتمند عجیب و غریب نیست بلکه مردم عادی که مبلغی پس انداز دارند) این وقتی که امنیت اقتصادی در کشور ندارد، پس مهاجرت می کند. این بیشتر از هر چیز نشانگر بی اعتمادی سرمایه دار و پولدار - کسی که دارنده پول است - نسبت به سیاستهای دولت و حکومت است. همه اینها که ارز خارجی خرید می کنند، سرمایه دار آنچنانی نیستند. خیلی از ایشان جزو بازنشستگان یا کارمندان دولت هستند. کسانی که تا دیروز در حسابهای سپرده سرمایه گذاری بانکها پول خود را سرمایه گذاری می کردند، الان اینها بخشی در حال خرید دلار هستند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

حالا می فرمایید کسری بودجه دولتی؟ البته. اینها همه نشانه یک اقتصاد ورشکسته است. اقتصاد ورشکسته منجر به بی اعتمادی عمومی می شود. وقتی که دولت لایحه بودجه خود را به مجلس ارائه داد و مجلس بخشهایی از آن را تغییر داده که خیلی از صرفه جویی هایی که دولت میخواست انجام بدهد را موافقت نکرد، خیلیها متوجه شدند که این بودجه توان این کار را ندارد. در نتیجه کسری بودجه بیشتر می شود و وقتی کسری بیشتر بشود، دو تا احتمال بیشتر وجود ندارد یا دولت ضرب اسکناس می کند و تورم بالاتر می رود یا شورش ایجاد می شود. یا هر دو با هم اتفاق می افتد.همه اینها باعث نگرانی مردم و خرید ارزهای خارجی می شود.

چه مرد خطرناکی بود پدرم!

| No Comments

9516906676_o.jpg

215562062365.jpg

Telegram_Instagram.jpgایرنا - معاون مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ۸۰ درصد کاربران اینترنت کشور عضو شبکه‌های اجتماعی عمدتا شامل تلگرام و اینستاگرام هستند.

حمید ضیایی پرور چهارشنبه شب در همایش فعالان شبکه‌های اجتماعی در قزوین با اشاره به جذب کاربران اینترنتی به یک یا چند شبکه اجتماعی، افزود: تلگرام یکی از شبکه‌های پرنفوذ با ۱۸۰میلیون کاربر است که ۵۰ میلیون کاربر آنرا ایرانیان تشکیل می‌دهند.

وی اضافه کرد: ایرانیان روزانه ۲. ۷ میلیارد بازدید از تلگرام دارند و ۷۵۰ هزار کانال فارسی در آن تشکیل شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

Farzam_Karbasi.jpgدرود به شما جناب نوری علا گرامی، چند روز پیش مطلبی از شما با نام، نامه‌ای به یک همراه خواستار حمایت از شاهزاده رضا پهلوی خواندم. چند نکته در نوشتار شما بود که به عنوان کسی که حداقل ۱۵ سال است از راه مطالعه کتاب‌ها و دنبال کردن گفتگوهای شاهزاده رضا پهلوی شناخت نسبی از تفکرات ایشان دارم قصد دارم در این مورد با شما در میان بگذارم. چرا که ایران ما در لحظات تاریخی به سر میبرد که ما ملت ایران وظیفه داریم به هر وسیله و توان که در اختیار داریم، شرایطی را فراهم سازیم که این بارتاریخ را به گونه‌ای رقم زنیم که ایران را به پیش ببریم، نه همچون انقلاب شوم ۵۷، اهریمنی به نام روح الله خمینی را بر مسند قدرت بنشانیم و خود از مهلکه فرار کنیم و نسل پشت نسل تاوان بداندیشی و کج فهمی ما را از اوضاع سیاسی بدهند. من و میلیونها جوان مانند من، قربانیان انقلاب شوم ۵۷ هستیم، قربانی نسلی که نفرت و کینه عمیقی از حکومت پهلوی داشتند، تا آن درجه که حتی به شخصیتی مانند زنده یاد شاپوربختیار بخت آن را ندادند که با برنامه‌های سیاسی راه گشایش، ایران را از خطر استبداد دینی که هشدارش را می داد برهاند. و پشت سر آخوند ضد ایرانی، مانند روح الله خمینی به صف شدند و دموکراسی و آزادی را درلابه لای قرآن و در ماه دنبال کردند.

Emadedin_Baghi.jpg• مجرمیت فرد، حقوق او را ساقط نمی‌کند

• نمی‌توان با متهم مثل یک زندانی رفتار کرد

• اثبات خودکشی سیدامامی تبعات سنگین‌تری دارد

عمادالدین باقی می‌گوید: وقتی متهم بازداشت می‌شود چون هنوز مجرم شناخته نشده نمی‌توان با او مانند یک زندانی رفتار کرد. وقتی برای زندانی حقوقی وجود دارد برای او حقوق بیشتری است مانند اینکه طبق قانون حق داشتن تلفن، موبایل، اینترنت، ملاقات با خانواده، وکیل و دوستان و همه تسهیلات یک زندگی در بیرون را دارد و زندان او باید محیطی باز باشد و شخص فقط برای جلوگیری از فرار یا امحای آثار جرم، در بازداشت است.

اعتمادآنلاین - عاطفه شمس- از منظر حقوق موضوعه، اصل ۳۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به منظور خشکاندن ریشه‌های جرم، حق دادخواهی را برای متهمان به منظور برقراری عدالت کیفری به رسمیت شناخته و ضمانت اجرای تخلف از این اصل را که منجر به سلب حقوق اساسی فرد می‌شود، در ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی پیش‌بینی کرده است. برای بررسی این موضوع و جایگاه حقوقی متهمان در نظام حقوقی ایران با عمادالدین باقی، نویسنده وحقوق‌دان گفت و گویی انجام داده‌ایم که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید:

* وقتی از حقوق متهم صحبت می‌کنیم، منظور ما از متهم کیست؟

Abolfazl_mohagheghi.jpg۱۵ فعال مدنی بیانیه‌ای را امضا کرده وخواهان رفراندوم برای تغیر نطام جمهوری اسلامی زیر نظارت سازمان ملل گردیده‌اند. بیانیه‌ای که در چشم انداز خواهان نظامی سکولار دمکراتیک بر اساس آرای مردم ایران می‌باشد. بیانیه‌ای ملهم از تاثیرات حوادث اخیر، بالا گرفتن کشمکش درون حاکمیت، بر ملا شدن ابعاد وسیع فساد در تمامی ارگان‌های حاکمیت و استیصال شدید حکومت در برابر نیاز‌های حداقلی جامعه. بیشترین چهره‌های امضا کننده کسانی هستند که اعتبار جنبش آزادی خواهانه سال‌های اخیرند که جان در پای آزادی نهاده‌اند. برای هر قدم، هر کلام و هر عمل خود بهای سنگینی داده و می‌دهند. ترکیبی قابل قبول از مبارزان اجتماعی و سیاسی از هنرمندان و فعالان مدنی.

AN_021418.jpgاز «خودکشی» در زندان‌های قوه قضائیه تا وظایف رهبر

دماوند - احمدی نژاد چهارشنبه ۲۵ بهمن همراه با اسفندیار رحیم مشایی، برای شرکت در دادگاه تجدیدنظر حمید بقایی، از نزدیکان خود، به دادگاه رفته بود اما مسئولان قوه قضائیه مانع حضور او در جلسه شدند.

رئیس جمهور پیشین ایران سپس با حضور روی پله های مقابل دادگستری و در جمع تعدادی از خبرنگاران و حامیانش، سخنان تندی علیه خامنه ای و قوه قضائیه به ریاست صادق آملی لاریجانی بیان کرد.

احمدی نژاد گفت: کوچکترین انتقاد، کوچکترین اعتراض با شدیدترین رفتار مواجه می شود. یک جوانی که به تنگ آمده است، یک مردی که در مقابل خانواده بخاطر فقر شرمنده است به محض اینکه صدایش درمی آید، دستگیر می شود و می برند در زندانها، افراد را بدون ملاحظه دستگیر می کنند، جنازه را تحویل می دهند و بعد هم می گویند معتاد بوده است، خودکشی کرده است.

او افزود: بدون اینکه یک مرجع مستقل، مورد قبول، اعتماد و اطمینان مردم حرف آنها را تایید کند، یکطرفه می زنند و می روند. معلوم است که ملت نمی تواند باور کند. باید کسانی باشند که مورد اعتماد مردم و مورد قبول مردم باشند. خب می خواهیم از این رفتار شکایت کنیم، به کجا باید شکایت کنیم؟ جایی نیست، رهبری هم که می گویند مسئولیت عملکرد دستگاه قضایی و بقیه دستگاه ها به عهده ایشان نیست. کسی که در دستگاه دولتی و حکومتی مورد ظلم واقع می شود چه کار باید بکند؟ به کجا باید مراجعه کند؟ به خودشان؟ اگر خودشان مورد اعتماد بودند که مشکلی پیش نمی آمد. چه راهی در برابر ملت باقی می ماند؟ ملت به کجا باید شکایت کند از دست کسانی به مردم ظلم می کنند؟

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

محمود احمدی نژاد در عین حال وعده داد که به فضل الهی این شرایط به زودی به نفع ملت اصلاح خواهد شد.

او گفت: کجای دنیا ظلم پایدار بوده که اینجا بخواهد پایدار باشد؟

محمود احمدی نژاد و نزدیکان او در ماه های اخیر با نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی وارد درگیری علنی شده اند و احمدی نژاد در چند نامه به علی خامنه ای، به شدت به صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه و علی لاریجانی، برادر او که رئیس مجلس شورای اسلامی است، حمله کرده است.

قوه قضائیه هم تعدادی از نزدیکان احمدی نژاد مانند حمید بقایی را دستگیر و به زندان محکوم کرده است.

021418A_top.jpgیورونیوز - به نظر می‌رسد در کشوری مانند ایران که تاکنون هرگاه اختلافی میان قوا و جناح‌ها بوجود آمده، سخن رهبری سرنوشت اختلافات را تعیین کرده و نه نظر جامعه، همه پرسی تنها یک تابو است.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران روز یکشنبه ۲۲ بهمن در جریان سخنرانی خود به مناسبت چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به برگزاری همه‌پرسی به عنوان راه حلی برای خروج از بن‌بستها اشاره کرد.

او با تاکید بر اینکه باید از ظرفیت قانون اساسی استفاده کرد، گفت: «خیلی از مسائلی که ما امروز به عنوان مشکل در جامعه داریم، در مساله آزادی‌ها داریم، در مساله روابط اجتماعی داریم، در مساله سرمایه گذاری‌ها داریم، [ناشی از] عمل نکردن به قانون اساسی است.»

آقای روحانی افزود: «قانون اساسی بن‌بستها را برداشته و ظرفیت بسیار بزرگی دارد. ملت ایران، اگر جایی ما با هم بحث داریم به اصل ۵۹ قانون اساسی مراجعه کنیم. اصل ۵۹ قانون اساسی می‌گوید در برخی از موارد قانونگذاری و اعمال قوه مقننه در مسایل مهم اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، مراجعه به آراء مستقیم مردم است.»

او با اشاره به ضرورت افزایش مدارا و آستانۀ تحمل در جامعه گفت که اگر در مساله‌ای جناح‌ها اختلاف دارند، دعوا و شعار لازم نیست و باید طبق اصل ۵۹ قانون اساسی و از مسیر صندوق آراء به آنچه مردم می‌گویند، عمل کنیم.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

چرا روحانی پیشنهاد مراجعه به آرای عمومی را مطرح کرد؟

یکی از احتمالاتی که در این باره مطرح می‌شود، بن بستی است که با توجه به سیاستهای دونالد ترامپ در قبال ایران بوجود آمده است. رئیس جمهوری آمریکا بر اصلاح برجام تاکید دارد و تهدید کرده است که در صورت عدم اعمال نظرات واشنگتن، از این توافق کنار خواهد رفت. در مقابل، ایران نیز بارها اعلام کرده است که هیچ نوع تغییری را در برجام نمی‌پذیرد و در این باره انعطافی نخواهد داشت.

در این میان اگرچه شرکای اروپایی توافق هسته‌ای بر تعهد خود در قبال برجام تاکید داشته‌اند اما آنها نیز نسبت به برنامه‌های موشکی ایران و همچنین سیاستهای این کشور در خاورمیانه ابراز نگرانی کرده و از ایجاد شرایطی برای محدود کردن فعالیتهای ایران استقبال کرده‌اند.

در چنین شرایطی موضع‌ آینده ایران در قبال آمریکا و شرکای اروپایی برجام، چالش جدیدی برای تهران محسوب می شود بویژه آنکه فشار تندروها در داخل این کشور نیز بیش از هر زمانی عرصه را بر تیم حسن روحانی تنگ‌تر کرده است.

رجوع به آراء مردمی و برگزاری یک همه پرسی کنترل شده، می‌تواند ابزار مناسبی برای حکومت ایران برای توجیه حرکت آینده این کشور در قبال برجام باشد. در صورت جدی شدن برگزاری همه پرسی، موافق رهبر ایران نیز می تواند تاکیدی بر محتمل بودن این گزینه باشد.

آقای روحانی در بخشی از سخنرانی روز یکشنبه خود بر این موضوع تاکید داشت که «باید رقابت را کنار بگذاریم و قواعد سیاسی جهانی را رعایت کنیم».

Abbas_Abdi.jpgاعتماد ـ عباس عبدی ـ پس از آنکه آقای روحانی در سخنرانی ۲۲ بهمن درباره رفراندوم اظهارنظر کرد، برخی از فعالان رسانه‌ای منتقد دولت به سرعت موضع‌گیری و آن را نقد و رد و حتی تخطئه کردند. بنده نمی‌دانم که در ذهن ایشان چه می‌گذشته که در سخنرانی خود به چنین نکته‌ای اشاره کرده است و این نیز عجیب است که تاکنون کسی حاضر نشده تحقق یکی از اصول قانون اساسی را با ذکر مصداق به بحث و گفت‌وگو بگذارد ولی بد نیست چند نکته درباره همه‌پرسی موجود در قانون اساسی طرح شود و پرسش‌هایی از دل آن بیرون می‌آید که امیدواریم مخالفان طرح موضوع همه‌پرسی به آن پاسخ دهند.

۱ـ کلمه همه‌پرسی در ۹ اصل از قانون اساسی آمده است. در هفت مورد به صورت شکلی و خبری آمده است. ولی همه‌پرسی در دو اصل ۱۷۷ و ۵۹ شکلی نیست و فرق می‌کند. در اصل ۱۷۷ تایید شده که مصوبات شورای بازنگری قانون اساسی باید از طریق مراجعه به آرای عمومی و همه‌پرسی به تصویب اکثریت مطلق شرکت‌کنندگان برسد. در اصل ۵۹ مساله به شکل دیگری طرح شده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مطابق این اصل: «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‌پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آرای عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.» این اصل نشان می‌دهد که همه‌پرسی منحصر به تصویب قانون اساسی نیست، بلکه یکی از روش‌های اعمال قوه مقننه است.

mashayee_021418.jpgرادیو زمانه، اسفندیار رحیم مشایی، همزمان با برگزاری چهارمین جلسه دادگاه حمید بقایی، با استفاده از فرصت، بدون آنکه به طور مشخص از کاووس سید امامی، استاد دانشگاه و فعال محیط زیست که در زندان به طور مشکوک درگذشت، نام ببرد، قوه قضائیه را متهم به قتل کرد.

اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد در یادداشتی که چهارشنبه ۲۵ بهمن در سایت «دولت بهار» منتشر کرده، نوشته است:

«کجای دنیا این طور است که یک نفر به عنوان سخنگوی متهمان چیزی بگوید و مسئله تمام بشود؟ به همین خاطر، شائبه ماستمالی به شدت در جامعه مطرح است. اکنون قوه قضائیه متهم به قتل است مگر آن‌که خلافش ثابت شود. حتی اگر علت مرگ، خودکشی هم فرض شود، باز هم دستگاه قضایی مسئول است. زیرا مسئولیت جان افراد زندانی و بازداشتی، بدون‌قیدوشرط با دستگاه قضایی و ضابطین تحت‌امر است.»

عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران که روز گذشته کاووس سیدامامی را به ارتباط با سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل متهم کرده بود، با بالا گرفتن انتقادها از قوه قضائیه، چهارشنبه ۲۵ بهمن گفته است:

«خودکشی یا فوت متهم در سایر زندان‌های دنیا نیز وجود دارد اما اینکه ما بگوییم دستگاه قضایی در این زمینه نظارت نکرده که این فرد خودکشی کرده، خیر، اینگونه نبوده است. وقتی اسناد و تحقیقات به متهم [کاووس سید امامی] ارائه شد، فرصتی برای پاسخ خواسته است که تحقیقات به روز بعد موکول شد و چون این فرد ملاحظه کرده که اسناد و اطلاعات زیادی در اختیار سیستم تحقیق‌کننده قرار گرفته، تصمیم به خودکشی گرفته است و این امر ناشی از عدم نظارت نبوده است.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در جریان اعتراضات دی سال جاری مقامات قضایی ادعا کرده بودند که دو تن از بازداشت‌شدگان - سینا قنبری در زندان اوین و وحید حیدری در زندان اراک - خودکشی کرده‌اند. اسفندیار رحیم مشایی، در ادامه یادداشت خود با اشاره به خودکشی‌ زندانیان در زندان‌های ایران می‌نویسد:

«این یک خامی بزرگ و خوش‌خیالی فاحش است که از مردم انتظار داشته باشند این را بپذیرند که بازداشتی‌ها چون فهمیده‌اند که اشتباه کرده‌اند، از شدت ناراحتی و پشیمانی خود را کشته‌اند. هرچند که اگر اینطور هم می‌بود باز هم دستگاه قضایی مسئول مرگ این انسان‌های بازداشت شده است.»

صبح چهارشنبه محمود احمدی‌نژاد نیز در سخنانی که روی پله‌های دادگاه حمید بقایی ایراد کرد، به خودکشی زندانیان در زندان‌های ایران اشاره کرده بود. رئیس سابق جمهوری اسلامی گفته بود که حتی رهبر هم پاسخگوی شکایت‌ها از قوه قضائیه نیست.

KL_021418.jpg- به منظور حفاظت از کارگزاران «حکومت مستضعفین» یک نیروی 150 هزار نفری توسط سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی تجهیز شده است.
- علی خامنه‌ای در محاصره شبانه‌روزی «سپاه ولی امر» قرار دارد و بیش از سه دهه تماس آزاد با مردم عادی جامعه نداشته و ملاقاتی‌های او نیز از بین «خودی‌ها» دست‌چین می‌شوند.

رضا تقی‌زاده - کیهان لندن

سپاه پاسداران و سازمان‌های امنیتی به بهانه حفاظت از گردانندگان جمهوری اسلامی و بستگان آنها، طی ۳۸ سال گذشته نیرویی در اندازه‌های یک ارتش متوسط را با هزینه سالانه صدها میلیون دلار تجهیز کرده‌اند؛ اجرای طرح امنیتی پیچیده، چندشاخه و هدف‌داری که ضمن جداسازی کارگزاران حکومت از مردم، محافظان مسلح را در کنترل زندگی و گردش کار روزانه آنها قرار داده است.

جا گرفتن اقلیت مرفه و بیگانه با نیازهای مردم عادی ایران در بالا، و اکثریت محروم و بی‌صدا که بارها و فشارهای بالانشینان را تحمل می‌کنند در پایین، نتیجه محتوم جداسازی دو طبقه حاکم و محکوم در جامعه امروز ایران است.

در دوران معاصر، حفاظت ۲۴ ساعته و هفت روز هفته از گردانندگان سیاسی و اجرایی تا حدودی یادگار دیکتاتوری‌های کمونیستی است. نظام کمونیستی اتحاد شوروی سابق با شعار «دیکتاتوری پرولتاریا» به دولت رسید و بلافاصله بعد از کسب قدرت، رهبران حزبی پشت «پرده آهنین» پنهان و تحت حفاظت «ارتش سرخ» و گاردهای امنیتی «ک‌گ‌ب» قرار داده شدند.

ماموران «ک‌گ‌ب» که در زمان خود بزرگترین سازمان امنیتی- جاسوسی جهان محسوب می‌شد، مشابه با عملکرد امروز ماموران حفاظت سپاه و وزارت اطلاعات ایران در رابطه با کارگزاران حکومت اسلامی، علاوه بر نظارت و مداخله در زندگی روزانه مردم عادی، عملا نقش زندانبان مسئولان تحت حفاظت خود را نیز ایفا می‌کردند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

الگوی کمونیستی حفاظت از کارگزاران حکومت و نظارت بر آنها، در جمهوری اسلامی ایران مدارج تازه‌ای را طی کرده است.

قفسهای طلایی پشت پرده آهنین

کارگزاران دیکتاتوری مذهبی ایران بدون شک از مزایای کامل یک زندگی مرفه و اشرافی برخوردارند؛ بیشتر از هزینه معیشت خانواده، درآمد دارند؛ با استفاده از قدرت پول به سفرهای تفریحی خارج از کشور می‌روند؛ بر حسب ضرورت در مراکز پزشکی پیشرفته خارج درمان می‌شوند؛ با تشدید آلودگی هوا به مناطق ییلاقی کوچ می‌کنند و در عمل با مشکلات روزانه مردم عادی و راه و روال زندگی و مشکلات آنها کاملا قطع رابطه کرده‌اند.

علاوه بر زندگی در حال و هوایی متفاوت با وضعیت زندگی مردم عادی که نوعی گسیختگی غیرقابل ترمیم بین مردم و نظام را شکل داده، بهانه حفاظت از مسئولین، امکان تماس و ارتباط عادی کارگزاران با مردم عادی و شنیدن صدا و درک انتظارات عمومی را نیز از میان برده است.

علی خامنه‌ای در محاصره شبانه‌روزی «سپاه ولی امر» بیش از سه دهه تماس آزاد با مردم عادی جامعه نداشته و ملاقاتی‌های او از بین «خودی‌ها» دست‌چین شده و دیدارهای خارج از خانه او با تمهیدات امنیتی و در حلقه تنگ محافظین صورت گرفته است.

kl1_021418.jpg
وحید حقانیان معاون اجرایی دفتر علی خامنه‌ای بین رهبر حکومت و محسن (مسعود) فرزند او طی یک گردش ییلاقی

سپاه حفاظت ولی امر دارای ۱۲٫۰۰۰ نیرو است که بعد از انتقال آن در سال ۱۳۸۶ از مجموعه مطهری در خیابان پاستور تهران تا کنون همراه تجهیزات و نفرات در مجموعه‌ای در خیابان نجات‌اللهی مستقر شده است.

فرماندهی حفاظت رهبران و کارگزاران از نظر سازمانی زیرمجموعه سپاه و از لحاظ انتخاب کادر، پرسنل و مدیریت زیر نظارت «حفاظت اطلاعات سپاه» عمل کرده و هر یک از نفوذ و اعتبار شغلی بالایی برخوردارند.

kl2_021418.jpg
مجتبی و مصطفی خامنه‌ای در جمع پاسداران

در مراسم درگذشت مادر ابراهیم جباری، فرمانده حفاظت ولی امر، علاوه بر مجتبی و سایر فرزندان ذکور خامنه‌ای، کلیه مسئولین شناخته شده حکومت شرکت کردند.

kl3_021418.jpg
محسن (مسعود) خامنه‌ای دست بر سینه کنار ابراهیم جباری فرمانده سپاه ولی امر

حسن روحانی که عنوان «نفر دوم نظام» را به ظاهر یدک می‌کشد، علاوه بر گارد تشریفات رییس جمهور، از سوی پاسداران «سپاه انصارالمهدی» حفاظت می‌شود.

kl4_021418.jpg
حرکت کاروانی روحانی در «اتومبیل ضد گلوله سر باز!» و مقابله «محافظین» با زنی که برای دادن نامه شکایت به میان خیابان دویده

Eissa_Kalantari.jpgکیهان لندن ـ رئیس سازمان محیط زیست می‌گوید دوربین‌هایی که برای رصد یوزپلنگ‌ها در برخی مکان‌ها نصب شده، حداکثر دارای دید ۵۰ متری است. دادستان تهران پیش از این گفته بود، بازداشت‌شدگان اخیر به بهانه فعالیت‌های محیط زیستی پایگاه‌های موشکی را رصد می‌کرده‌اند!

عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط زیست که پس از انتشار خبر دستگیری فعالان محیط زیستی و مرگ مشکوک کاووس سیدامامی سکوت کرده بود، امروز چهارشنبه، ۲۵ بهمن‌ماه، در حاشیه نشست هیات دولت به خبرنگاران گفته که «در حال حاضر دستگاه وزارت اطلاعات در حال پیگیری موضوع است.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در حالی که خبر بازداشت کاوه مدنی معاون رئیس سازمان محیط زیست در فضای مجازی انتشار یافت و شایعاتی مبنی بر همراهی ماموران امنیتی با وی در هنگام صحبت «لایو» در اینستاگرام نیز درز پیدا کرد، کلانتری مدعی شده که اصلا کاوه مدنی بازداشت نشده است!

zam_021418.jpgرویداد ۲۴ - هرچند محمدعلی زم در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هنر با خدمات و فعالیت‌های گوناگونی چهره نام آشنایی دارد. اما باهمه این سابقه و مسئولیت‌هایش در حوزه هنری و معاونت شهرداری تهران او اکنون به نام پدر روح‌الله زم، موسس آمدنیوز شناخته می‌شود؛ کسی که در کوتاه مدت و بر اساس آنچه گفته شده است برقراری ارتباط با سرویس های جاسوسی توانست به یک مهره ضد امنیت ملی و نظام تبدیل شود.
این اقدامات البته هیچ گاه مورد تایید پدر قرار نگرفته بود و حتی او در نامه ای خطاب به پسر نوشت: «ای کاش روزی که خواستی «آمد‌نیوز» که مخفف سه کلمه «آگاهی، مبارزه، دموکراسی» است را ثبت کنی، همچون گذشته‌های خیلی دور با من مشورت می‌کردی تا بگویم چینش «آگاهی، دموکراسی، مبارزه» (آدم) صحیح است... مخفف چینش پیشنهادی من می‌شود «آدم» ! تفاوت «آمد و آدم» در این است که اگر «آمد‌نیوز»، «آدم‌نیوز» بود، می‌باید به شروط و لوازم «آدمیت» پایبند می‌شد.»
محمدعلی زم ریشه غلطیدن پسرش به دامن دشمنان مردم و نظام را تلویحا سرخوردگی‌های فردی و آزار و اذیت‌های شخصی می‎داند. محمدعلی زم در روز 22 بهمن و در حاشیه راهپیمایی با رویداد۲۴ گفتگو کرد. هرچند در همین مدت زمان کوتاه هم از واکنش‌های تند مردمی در امان نبود.
آقای زم حضور شما را در راهپیمایی می‌توان جذاب دانست. حضور شما را چطور باید ارزیابی کنیم؟
برای من اصلا جذابیت ندارد. شرکت در راهپیمایی 22 بهمن یک کار عادی و معمولی است که هرسال آن را تکرار می‌کنم. نمی‌دانم چرا باید برای شما جذابیت داشته باشد.
اهمیت این موضوع به خاطر مطرح‌شدن نام فرزند شما و انتساب او به خانواده‌تان است. آیا خود شما دراین‌باره صحبتی دارید؟
بازهم به نظرم امر عادی است. فرزند من برای خود فرد دیگری است که گرفتار سلیقه و تفکرات غیر شده. ممکن است کارهای او مورد قبول بسیاری نباشد. افرادی که رفتار و تفکراتش را دوست ندارند، دعا کنند او هم مانند این افراد فکر کند.

Kaveh_Madani.jpgایران وایر ـ یک منبع مطلع در گفتگو با «ایران وایر» از ادامه تحت نظر بودن کاوه مدنی توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران خبر داد. آقای مدنی، معاون بین‌المللی، نوآوری و مشارکت اجتماعی فرهنگی سازمان محیط زیست است. این منبع به ایران وایر گفت ماموران امنیتی روز یک شنبه، ۲۲بهمن، کاوه مدنی را بازداشت و به مکان نامعلومی بردند. به گفته این منبع، روز بعد، دوشنبه ۲۳ بهمن، آقای مدنی به همراه چند مامور به دفتر خود آمد و پیام اینستاگرامی او نیز در حضور ماموران ضبط و پخش شد. همان روز برخی اسناد و مدارک موجود در دفتر این مقام سازمان محیط زیست نیز از سوی ماموران ضبط و از دفتر وی خارج شده است. به گفته منبع ایران وایر، مامورین سپاه از چند همکار مدنی درباره فعالیتهای او «محترمانه» بازجویی کردند. به گفته این منبع، آثار ترس در صورت کاوه مدنی پس از بازگشت به دفترش مشهود بود. تلاش های خبرنگار «ایران‌وایر» برای تماس با آقای مدنی و خانواده او تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

امروز سایت سازمان محیط زیست تصاویری از دیدار سفیر آلمان با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست منتشر کرده که در یکی از این تصاویر کاوه مدنی هم حضور دارد. این تصاویر روز دوشنبه ۲۳بهمن منتشر شده اند. انجام این دیدار توسط سفیر آلمان تایید شده است. میشائیل کلور ــ برشتولد در توییتر خود نوشت که امروز (دوشنبه ۲۳بهمن) با عیسی کلانتری٬ رئیس سازمان محیط زیست و معاون وی کاوه مدنی «گفتگوی ثمربخش» داشته است.


با این وجود گزارش‌ها و شواهد از ادامه بازجویی از معاون رئیس سازمان محیط زیست حکایت دارد. کمپین حقوق بشر در ایران نیز به نقل از یک منبع آگاه خبر از بازجویی‌های چند ساعته از کاوه مدنی توسط سازمان اطلاعات سپاه داده است.

Z_Nabavi.jpgخبرگزاری هرانا - ضیا نبوی دانشجوی ستاره‌دار و عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل در آستانه نهمین سال حبس از زندان سمنان آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز ۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۶، ضیا نبوی دانشجوی ستاره‌دار و عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل در آستانه نهمین سال حبس از زندان سمنان آزاد شد.

ballywood_021318.jpgایران اینترنشنال - سجاد دل افروز، بازیگر ایرانی، در پی ایفای نقش در فیلم هندی «ببر زنده است»، که یکی از پرفروشترین فیلم‌های سال این کشور به شمار می‌رود، به آرزوی خود رسید.

دل‌افزوز بازیگر نقش دوم فیلم « ببر هنوز زنده است»، در کنار سلمان خان از ستاره‌های سرشناس هند در این فیلم به ایفای نقش پرداخت.

این فیلم، داستانی از جنگ و گریز و عملیات نجات گروهی ۴۰ نفره از پرستاران هندی و پاکستانی است، که به دست گروه داعش در عراق اسیر شده‌اند.

سجاد كه پیش از این در چند فیلم و سریال بازی کرده بود، مسیری طولانی را طی کرد تا وارد بالیوود شود. او دست کم هفت سال تلاش کرد، نامه نگاری کرد و حتی هندی یاد گرفت.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

این بازیگر ایرانی در این فیلم در نقش ابوعثمان، یکی از اعضای داعش بازی می‌کند. فیلم پرفروش«ببر هنوز زنده است» راه را برای حضور بیشتر دل افروز در سینمای بالیوود هموار کرده است.

مصاحبه با سجاد دل افروز:

نسخه کامل فیلم:

hanging_021318.jpgکریم زرگر مدیر سابق شبکه اول سیما، رییس سابق دانشکده صدا و سیما و مسئول موسسه «راه معرفت» اعدام شد

کیهان لندن - به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کریم زرگر رئیس سابق دانشکده صدا و سیما که چندی پیش به همراه مرجان داوری به دلیل تبلیغ و ترویج عقاید عرفانی «اکنکار» به اتهاماتی از جمله فساد فی‌الارض به اعدام محکوم شده بود در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.

این خبرگزاری می‌نویسد که کریم زرگر روز دهم بهمن‌ماه در زندان رجایی‌شهر کرج اعدام شد. حکم اعدام کریم زرگر در شرایطی اجرا شده که چند بازداشتی تظاهرات سراسری دی‌ماه در زندان به مرگ مشکوک درگذشته‌اند و مقامات مسئول مرگ آنها را «خودکشی» اعلام کرده‌اند. تازه‌ترین مورد مرگ مشکوک در زندان مربوط به کاووس سیدامامی استاد دانشگاه و فعال محیط زیست است که اعلام شد در زندان خودکشی کرده است.

کریم زرگر متولد ۱۳۳۲ در اهواز و فارغ التحصیل حقوق قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران و دارای دکترای حقوق دریایی از دانشگاه استراسبورگ فرانسه بود.

وی همچنین در سینما نیز فعالیت‌هایی داشت. کریم زرگر در فیلم «عروسی خوبان» از محسن مخملباف به عنوان مدیرتولید و بازیگر حضور داشت.

در کارنامه حرفه‌ای کریم زرگر عنوان مدیرکل سیمای برون‌مرزی، مدیر پخش شبکه اول سیما، رئیس دانشکده صدا و سیما، صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه «گزارش فیلم» را می‌توان یافت.

کریم زرگر در مهرماه ۱۳۹۴با تعطیل شدن و بازداشت مسئولان موسسه «راه معرفت» به همراه مرجان داوری بازداشت و راهی بند ۲۰۹ زندان اوین شد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

به گزارش هرانا، جلسات دادگاه در روزهای ۲۵، ۲۶ و ۲۷ مهر ۹۵ و نیز ۲۱ و ۲۲ آذرماه ۹۵ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی تشکیل شد.

نهایتا دادگاه به اتهاماتی از جمله فساد فی‌الارض بر اساس ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی هر دو متهم را به اعدام محکوم کرد.

khamenei_021318.jpgرادیوزمانه، استاندار سیستان و بلوچستان چند مشکل اصلی این استان را در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرد. علی خامنه‌ای در پاسخ گفت برای استان سیستان و بلوچستان کارهای زیادی انجام شده و دولت هم باید پاسخگوی مشکلات باشد.

سه‌شنبه ۲۴ بهمن، در دیدار «اعضای ستاد برگزاری کنگره‌ ملی شهدای استان سیستان و بلوچستان» با علی خامنه‌ای، دانیال محبی، استاندار این استان از سه مشکل اصلی سیستان و بلوچستان صحبت کرد: «مشکل کم‌آبی که می‌توان آن را با برداشت از صندوق توسعه ملّی و استفاده از آب‌شیرین‌کن حل کرد؛ احداث راه‌آهن چابهار ـ مشهد؛ و توسعه‌ اماکن آموزش و پرورش.»

خامنه‌ای در پاسخ به این سخنان گفت: «من که کننده‌ این کارها نیستم، کننده‌ این کارها مسئولین دولتی‌اند؛ چه خط ‌آهن‌، چه آب‌‌شیرین‌کن‌، چه خیلی چیزهای دیگر؛ بروید دنبال کنید، بروید در دولت از مسئولین بالادستِ خودتان به‌طورجدّی بخواهید که دنبال کنند؛ آنها هم راه‌هایش را بلدند؛ اگر راهی واقعاً داشته باشد -که دارد- راهش را بلدند.»

او پیش از بیان این جملات گفته بود این استان «خیلی برای بنده جذاب است» و «کارهای زیادی هم برای سیستان و بلوچستان انجام گرفته است.»

شه‌بخش گرگیج، نماینده سیستان و بلوچستان در شورای عالی استان‌ها در دی‌ماه سال جاری نرخ بی‌سوادی جمعیت شهری این استان را ۳۸ درصد و جمعیت روستایی را ۴۰ درصد اعلام کرد.

او همچنین وضعیت بیکاری و معیشت در سیستان و بلوچستان را وخیم دانست.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مرکز آمار ایران نرخ بیکاری رسمی سیستان و بلوچستان در پایان شش ماه نخست امسال را ۱۱.۳ درصد اعلام کرده است.

همچنین ۴۱ درصد جمعیت ساکن در سیستان و بلوچستان «حاشیه‌نشین» هستند. جمعیت ساکن در مناطق حاشیه‌ای شهرهای این استان ۴۴۱ هزار و ۵۶۵ نفر است. در زاهدان، مرکز این استان ۴۴ درصد جمعیت حاشیه‌نشین است.

zibakalam_021318.jpgمگر با زندانیان‌مان چگونه برخورد می‌کنیم که آنان را به فکر خودکشی می‌اندازیم؟!

صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح‌طلب خطاب به رئیس‌جمهور درباره مرگ مبهم کاووس سیدامام استاد دانشگاه امام صادق و فعال محیط زیست در زندان اوین نامه‌ای سرگشاده نوشت.

زیبا کلام در نامه‌ی خود خطاب به حسن روحانی با طرح این سوال که در زندان‌ها چه رخ می‌دهد که متهم مجبور به خودکشی می‌شود نوشته است: "به‌عنوان پاسدار قانون اساسی می‌شود به این سوال ساده پاسخ دهید که مگر ما با زندانیان سیاسی و امنیتی‌مان چگونه برخورد می‌کنیم که آنان را به فکر خودکشی می‌اندازیم؟!"

به گزارش روزنامه قانون، متن نامه زیباکلام به شرح زیر است:

سرور مکرم

جناب آقای دکتر حسن روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران دامه اقباله

با سلام و تحیات، مرگ مشکوک مرحوم دکترسیدامامی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه امام صادق(ع) بسیاری ازدانشگاهیان را در بهت و ناباوری فروبرده‌ است. همه مسائل در مورد مرگ وی مبهم است. گفته می‌شود که ایشان به‌همراه گروهی از فعالان محیط زیست «جاسوسی» می‌کردند؛ گفته می‌شود که اطلاعاتی که ایشان به بیگانگان داده به‌قدری زیاد بوده که ضمن اعتراف آنقدر منقلب می‌شود که تصمیم می‌گیرد به حیاتش پایان دهد. جناب آقای رییس جمهور، به‌نظرمی‌رسد که اتهام جاسوسی در ایران تبدیل شده به ابزاری برای گرفتار کردن انسان‌های بخت برگشته‌ای که انگیزه بازداشت‌شان به واسطه دلایل دیگری بوده است‌.

یک استاد دانشگاه، آن‌هم دانشگاه امام صادق(ع) که بیش ازسی سال درآن دانشگاه تدریس می‌کرد، به کدام اطلاعات محرمانه دسترسی داشته که آن‌ها را در اختیار بیگانگان قرار دهد؟

پرسشی که در مورد بسیاری دیگراز متهمان «جاسوسی» در ایران نیز می‌توان به درستی مطرح کرد. ما کدام دستاورد مشعشع علمی در زمینه محیط زیست داشته‌ایم که اسباب کنجکاوی بیگانگان را برانگیخته و آن‌ها از دکتر سیدامامی و همکاران‌شان می‌خواهند که برای‌شان «جاسوسی» کنند؟

عملکرد ما درحوزه محیط زیست فی الواقع و در یک کلام فاجعه بوده‌ است. اگر جدولی برای رنکینگ جهانی محیط زیست وجود داشت آیا تردیدی داریم که ایران در آخرهای جدول قرار می‌گرفت؟

نابودی یک سوم از جنگل‌های کشور بعد از انقلاب؛ خشک شدن دریاچه ارومیه؛ بحران تالاب انزلی؛خشک شدن بسیاری از دریاچه‌ها و رودخانه‌ها و تبدیل سایر آن‌ها همچون کارون و سپید‌رود به فاضلاب‌های بزرگ؛ نابودی یا در معرض انقراض قرار گرفتن بسیاری از گونه‌های نادر گیاهی و حیوانی؛ آلودگی هوای شهرهای بزرگ‌مان؛ گرد و غبار خوزستان؛ مشکل بی آبی که دارد از راه می‌رسد؛ ما حتی به خاک کشورمان نیز رحم نکرده‌ایم. کدام بخش ازمحیط زیست ما مورد رشک وحسادت دشمنان‌مان بوده که آنان دست به دامان مرحوم سید امامی و گروه فعالان محیط زیست می‌شوند که برای‌شان «جاسوسی»کنند؟

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

جناب آقای رییس‌جمهور، «حقوق شهروندی» هر معنایی که داشته باشد نمی‌توان با برچسب «جاسوسی» این حقوق رانقض کرد. بعلاوه رفتار با زندانیان و متهمان در مراحل بازجویی یکی از جدی‌ترین این حقوق است.

به‌عنوان پاسدار قانون اساسی می‌شود به این سوال ساده پاسخ دهید که مگر ما با زندانیان سیاسی و امنیتی‌مان چگونه برخورد می‌کنیم که آنان را به فکر خودکشی می‌اندازیم؟!

ایام بکام باد

صادق زیباکلام

voa_021318.jpgواشنگتن (بخش فارسی صدای آمریکا) - بنا بر یک گزارش ۲۸ صفحه‌ای سالانهٔ ارزیابی تهدید جهانی که روز سه‌شنبه توسط آژانس‌های اطلاعاتی ایالات متحده به هدایت دنیل کوتز، مدیر ادارهٔ اطلاعات ملی ایالات متحده، به کنگرهٔ ایالات متحده ارائه شد، جامعهٔ اطلاعاتی ایالات متحده بروز درگیری‌های فزاینده میان سیاست‌مداران میانه‌رو و تندرو را در ایران - جایی که در آن هر گروه می‌کوشد تا از اعتراضات ضد دولتی اخیر برای پیشبرد برنامه‌های سیاسی خود استفاده کند - پیش‌بینی می‌کند.

در این گزارش آمده است «ایران شناخته‌شده ترین حامی عمده تروریسم باقی مانده، و با ارائه مشاوره، کمک‌‌ مالی، تجهیزات پیشرفته و تاکتیک‌های جدید به گروه‌های تروریستی در سراسر خاور میانه از آنها حمایت می‌کند، شبکه‌ای از عوامل را در سر تا سر جهان برای انجام حملات تروریستی احتمالی گرد هم می‌آورد.»

«ایران و شریک استراتژیک آن، حزب الله لبنان، همچنین تهدیدی دائمی علیه ایالات متحده و شرکایش در جهان محسوب می‌شوند.»

«ایران در عراق، سوریه و در یمن - جاهایی که می‌بیند درگیری‌ها در کل به نفع تهران پیش می‌رود - به دنبال گسترش نفوذ خود خواهد بود و از مبارزه علیه داعش برای همبستگی شرکایش بهره‌برداری و از دستاوردهایش در میادین جنگ نیز در جهت توافق‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی استفاده خواهد کرد.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

«ایران به دنبال پایگاه‌های دائمی نظامی در سوریه است و احتمالا می خواهد شبکه شبه نظانیان شیعه را برای مقابله با تهدیدهای آینده علیه خود، در سوریه باقی نگه دارد. ایران همچنین دنبال توافق‌های اقتصادی با دمشق است، از جمله توافق‌هایی در حوزه مخابرات، معادن، و ترمیم شبکه برق آن کشور.»

«ایران توانایی‌های نظامی اش را، که تهدیدی علیه نیروهای ایالات متحده و متحدان آمریکا در منطقه است، توسعه خواهد داد و برخوردهای غیرایمن و غیرحرفه‌ای آنها خطراتی را متوجه عملیات نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس خواهد کرد.»

بر پایهٔ گزارش جدید ارزیابی تهدید جهانی، که نام ایران ۶۱ بار در آن ذکر شده است، «سیاست‌مداران میانه‌رو و تندرو ایرانی در تلاش برای اجرای دیدگاه‌های رقابتی خود برای آیندهٔ ایران، به شکل فزاینده‌ای با همدیگر درگیر خواهند شد. این رقابت یک عامل کلیدی در روشن شدن این موضوع است که آیا ایران با روش‌های مناسب برای منافع ایالات متحده، رفتار خود را تغییر خواهد داد.»

در این سند آمده است: «میانه‌روها به رهبری رئیس‌جمهوری حسن روحانی به پشتیبانی از پیشرفت اجتماعی بیشتر، خصوصی‌سازی، و یکپارچگی جهانی بیشتر ادامه خواهند داد. این در حالی است که تندروها این برنامه را به منزلهٔ تهدیدی برای منافع سیاسی و اقتصادی خود و نیز برای ماهیت انقلابی و اسلامی ایران تلقی خواهند کرد.»

پارتی بندری در زندان

| No Comments

مداح خیلی خیلی بد صدا!

| No Comments

تصاویری که به وسیله یک دستگاه تلفن همراه به ثبت رسیده است لحظات تیراندازی روز چهارشنبه در دبیرستانی در ایالت فلوریدای آمریکا را نشان می‌دهد.

این تیراندازی که ۱۷ کشته بر جای گذاشت مرگبارترین حادثه این‌چنینی از سال ۱۹۹۹ میلادی تاکنون محسوب می شود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

نیکولاس کروز، عامل این تیراندازی به اتهام ارتکاب ۱۷ فقره قتل عمد در بازداشت به سر می برد.

Samina_Rastgari.jpgاعتماد - ثمینا رستگاری - هرکدام از ما طرفدار یک روزنامه یا شبکه تلویزیونی هستیم و هرروز و هر شب اخبار و تحلیل‌ها را از آنها می‌گیریم و جهان را از دریچه‌ای که آنها ساخته‌اند تماشا می‌کنیم. سیاستمداران، کارهایی که می‌کنند یا نمی‌کنند، حرف‌هایی که می‌زنند یا از گفتنش طفره می‌روند این رسانه‌ها برای ما تصویر می‌کنند. این رسانه‌ها هستند که به ما نشان می‌دهند چگونه فکر کنیم، از چه کسی بدمان بیاید یا از چه کسی طرفداری کنیم. کسی که فقط اخبار ۲۰و‌سی نگاه می‌کند با کسی که فقط اخبار بی‌بی‌سی را می‌شنود...

دو آدمند با دو دنیای متفاوت. آنها در یک کشور زندگی می‌کنند اما در اصل متعلق به دو جهان متفاوتند، با یک‌زبان حرف می‌زنند اما در اصل زبان هم را نمی‌فهمند. در این آشفته‌بازار خبر و نظر کسی به دنبال یافتن حقیقت نیست، دل می‌سپرد به جریانی و تا آخر خط با آن‌ می‌رود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در حال حاضر در سپهر سیاست ایران جهان‌بینی‌های متضادی خلق شده که هرروز که می‌گذرد امکان آشتی، هم‌پوشانی یا پیدا کردن نقاط مشترک میان‌شان کمتر می‌شود. اصولگرا و اصلاح‌طلب و خارج‌نشین هر کدام به گونه‌ای درباره اوضاع کشور حرف می‌زنند که اگر اسم ایران را از تحلیل‌های‌شان ‌بردارید نمی‌توانید بفهمید که موضوع سخن آنها یک چیز است. آنچه اصلاح‌طلب بحران می‌نامد، اصولگرا نقطه قوت می‌داند و آنچه خارج‌نشین قبح می‌داند، رسانه داخلی حسن می‌پندارد.

firoozabadi_021318.jpgیورونیوز - سردار فیروزآبادی گفت غربی‌ها در گذشته با استفاده از مارمولک، سوسمار و آفتاب‌پرست قصد داشته‌اند از فعالیت‌های اتمی ایران جاسوسی کنند.

سردار سرلشکر حسن فیروزآبادی، مشاور عالی نظامی فرمانده کل قوا در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا در واکنش به خبر دستگیری برخی از فعالان محیط زیست و معاون رئیس این سازمان به اتهام جاسوسی گفت: «غربی‌ها در سه سال گذشته در اروپا جمع شدند و به این نتیجه رسیدند که جنگ با ایران نمی‌تواند جنگ نظامی، جنگ فرهنگی یا جنگ سیاسی باشد به همین دلیل گفتند که باید با هر چیزی که داریم با ایران بجنگیم و اسمش را هم گذاشتند "جنگ هیبریدی".»

سردار فیروزآبادی در تشریح جزئیات «جنگ هیبریدی» افزود: «در جنگ هیبریدی ممکن است ایرانگرد بفرستند که جاسوس باشد. ممکن است فعال محیط زیستی بفرستند که جاسوس باشد، ممکن است دانشمند فعال در تحقیقات کشاورزی بفرستند که جاسوس باشد. در دورانی که من خدمت می‌کردم همه این موارد با دلیل و مدرک پیدا می‌شد.»

در روزهای اخیر تعدادی از کنشگران محیط زیست بازداشت شده و یکی از آنان به نام کاووس سید امامی روز جمعه ۱۹ بهمن در زندان اوین درگذشت. مقام‌های رسمی ایران علت فوت این استاد دانشگاه را خودکشی ذکر کردند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در دوران جنگ ایران و عراق ادامه داد: «به طور مثال یک خانم و آقایی را از آلمان به عنوان جاسوس استخدام می‌کنند، بعد از دوبی و کویت آنها را سوار کشتی ماهیگیری کرده و به خلیج فارس می‌فرستند تا سیستم‌های دفاعی ما را شناسایی کنند، اما وقتی آنها را دستگیر می‌کنیم می‌گویند آنها برای ماهیگیری آمدند و جهانگرد بوده‌اند.»

Makhmalbaf_Khatami.jpgجناب آقاى خاتمى عزیز!

شما خود مى دانید که براى من تا چه اندازه عزیزید. اما در کنار همه ستایش هایى که سزاوار عزت شماست، به خاطر رنجى که همه ایرانیان از این حکومت دینى مى برند، ناچارم به نقد اصلاحاتى که منجر به استمرار استبداد شده بپردازم.

خاتمى عزیز!

وقتى ١٣ سال پیش شما را ملاقات کردم، خود شما هم در خلوت از اصلاح استبداد دینى ناامید شده بودید. حال آنکه در آن زمان هنوز هفت سال از اصلاحات گذشته بود و چون امروز این اندازه ناکارآمد و غیر اخلاقى نبود. ١٣ سال پیش اصلاحات هنوز یک روش بود و به ایدئولوژى تبدیل نشده بود و مى شد با اصلاح‌طلبان درباره‌اش سخن گفت. در آن زمان من با نگرانى از عاقبت اصلاحاتى که ناکارآمدى‌اش را هر روز بیش از پیش به رخ مى کشید، با پیشنهاد استعفا براى یافتن راهى نو نزد شما آمده بودم. شما گفتید: " استعفاى من موجب شلوغى مى شود، و من هرگز کارى نخواهم کرد که یک قطره خون از دماغ یک ایرانى جارى شود."

خاتمى مهربان!

شما که ١٣ سال پیش نگران ریخته شدن قطره اى خون از دماغ یک ایرانى بودید، چگونه اینک نگران هدر شدن عمر همه مردم ایران براى سعى و خطاهاى بى ثمر ٢٠ ساله اصلاحات نیستید؟!

خاتمى عزیز!

من اکنون ۶٠ ساله ام، ٢٠سال (یک سوم) از عمر من و نسل من در آزمایش اصلاحات بى سرانجام شما طى شد. نسل بعد از من که ۴٠ ساله اند، نیمى از عمرشان براى اصلاحات ناکارآمد هدر شد. نسل بعدتر که ٢٠ ساله اند، همه عمرشان در آزمایش اصلاحات ناممکن، به ناامیدى و سردرگمى و خشم و عصیان رسید. خدا عمر شما را زیاد کند، اما اگر بخواهید تا پایان عمر خویش بر اصلاحاتى که دیگر حاصلى جز تداوم استبداد ندارد ادامه دهید، دیگر نه از نفت ایران براى نسل بعد چیزى باقى مى ماند، نه از طبیعت ایران و نه از امید و صبر ایرانیان امروز.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

اگر این ناامیدى و خشم به ویرانى ایران منجر شود، آیا حاضرید سهم صبورى خود را در آن ویرانى بپذیرید؟ اگر اصلاحات یک برنامه است، زمان بندى آن باید معلوم باشد. شما ما را به راه بى پایانى کشانده اید. اصلاحات وعده بهشت مى داد، اما به تقلیل جهنم استبداد دینى هم کمک نکرد!

Jalal_Eijadi.jpgکاووس سیدامامی در زندان کشته شد. او استاد دانشگاه در زمینه جامعه شناسی، عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق بود و بالاخره او همزمان با فعالیت دانشگاهی یک کنشگر فعال محیط زیست ایران و مسئول مؤسسه «حیات وحش میراث پارسیان» بود. بدنبال قتل، ماموران حکومت اسلامی همسر کاووس سیدامامی را جمعه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ احضار می‌کنند و خبر «خودکشی» و مرگ همسرش را به او اطلاع می‌دهند. بدنبال این قتل پنهانی مسئولان رژیم ولایت فقیهی بسیجمی شوند تا اذهان مردم را آشفته ساخته و جنایت رژیم را پنهان نمایند. چند روز پیش بود که دادستان تهران از دستگیری هفت «متهم به جاسوسی» خبر داد و گفت: «این افراد در قالب اجرای پروژه‌های علمی و محیط زیستی نسبت به جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌ بندی کشور در حوزه‌های استراتژیک اقدام می‌کردند.». دادستان تهران در پاسخ به این پرسش که آیا دستگیری کاووس سیدامامی ارتباطی با پرونده دستگیری‌های اخیر دارد یا خیر؟ او گفت: «این فرد یکی از همان متهمان بوده است و با توجه به اینکه می‌دانسته اعترافات زیادی هم علیه وی شده و خودش نیز اعترافاتی داشته متاسفانه در زندان دست به خودکشی زده است.». علی شمخانی در حاشیه راهپیمایی ۲۲ بهمن گفت: «در پشت فعالیت‌های مأموران تخصصی برخی از «او ان جی»‌ها در حوزه‌هایی مانند بهزیستی، زنان، محیط زیست و آب، هاله‌ای از ابهام در ارتباطات وجود دارد که در حال بررسی است.». بدین ترتیب، سرکوب طرفداران محیط زیست بی ارتباط با دستگیری کنشگران جبنش اعتراضی دیماه نیست و افزون برآن، افشاگری‌های فعالان محیط زیست برای رژیم یک خطر بزرگ محسوب میشود.

بدنبال این جنایت هولناک، واکنش گسترده‌ای در جامعه بوجود آمد. نماینده مردم تهران خاطرنشان کرد: «اکثر افرادی که بازداشت شده‌اند از نخبگان محیط‌ زیست ایران هستند و روی پروژه حفظ یوزپلنگ ایرانی کار می‌کردند.» این نماینده مردم در مجلس با بیان اینکه این افراد به تعبیر دادستان هنوز متهم بوده و جرمشان احراز نشده، تاکید کرد: «اگر این افراد سنگین‌ترین اتهام را هم داشته باشند اما بازهم مسئولیت حفظ جان متهمان برعهده دستگاه قضایی است. حتی در قانون اساسی متهمی که به حکم قانون محکوم می‌شود در پناه قانون است و در حدود قانون با او برخورد می‌شود.» او افزود: «زندانی مطابق آئین‌نامه زندان‌ها از حقوقی برخوردار است و باید بتواند حداکثر ۴۸ ساعت بعد از بازداشت اتهامش تفهیم و حق برخورداری از وکیل را داشته باشد اما متاسفانه براساس گفته خانواده این افراد تاکنون نتوانستند هیچ ارتباطی با آن‌ها برقرار کرده و وکیل معرفی کنند و این نقض آشکار قانون اساسی و قانون تعیین ‌دادرسی کیفری است.»

Massoud_Noghrehkar.jpgانقلاب و پیامدهای فاجعه بار و سیاه‌اش را عوامل گوناگون و متعدد و گروه‌های اجتماعی متنوع و متفاوت سبب شده‌‌اند. لغزش‌ها و خطاهای بخشی از"روشنفکری" سیاسی دربروز پیامدهای فاجعه بار انقلاب سال ۵۷ غیرقابل انکار و کتمان‌اند، اما این لغزش‌ها و خطاها نمی‌توانند و نمی‌باید با نگاه و شیوه‌ای روشنفکرستیزانه و فرافکنانه سبب توجیه و کم بها دادن به مسؤلیت و نقش شخص شاه و رژیم‌اش در پیدائی انقلاب و پیامدهای فاجعه بارش شوند، واقعیتی که فقط نظروادعای مخالفان شاه نیست، "تیمسارارتشبد جم، رئیس ستاد ارتش، نظامی تحصیل کرده و دانشمند و داماد رضا شاه" دررابطه با برخورد شاه با ارتش وژنرال‌های ارتش می‌گوید: " شاه ژنرال نمی‌خواست، نوکر می‌خواست" و به " اشتباهات فوق العاده شاه که ایران را خراب کرد" اشاره می‌کند. (۱)

ثبت تاریخ است که بسیارانی ازروشنفکران و کوشندگان سیاسی و فرهنگی بارها و به اشکال مختلف - وبا نگاهی متفاوت با درباریان و ارتشیان منتقد به شاه - به محمد رضا شاه و مسؤلان مملکتی دررابطه با اینکه استبداد فراگیر، آزادی ستیزی، بی عدالتی کار دست او، رژیم‌اش و مردم خواهند داد، هشدار داده بودند، اما محمدرضا شاه گوش شنوا که نداشت هیچ، همراه با سرکوبِ بیشتر روشنفکران و کوشندگان سیاسی و فرهنگی، دست روحانیت مرتجع ودربِ لانه‌ها و حوزه‌ها و مساجد آنان را بازترمی کرد. برای نمونه در بلوای خرداد سال ۱۳۴۲، که سکوی پرتاب آخوندها به قدرت شد، ضمن اجازۀ پذیرائی ازخمینی درشمال شهرتهران با سلام و صلوات عامل اصلی بلوا و کشتاربه خارج از ایران فرستاده شد و...
" تیری دژاردن" روزنامه نگار فیگارو که زمانی در ایران بسرمی برد، در باره " خطرناک ترین اشتباه شاه" می‌نویسد: " شاه با سرکوب همه مخالفان، مخالفت مسجد را تحمل کرد. او درحالیکه میانه روترین دموکرات‌ها را بدون رحم دنبال می‌کرد، پذیرفته بودکه مساجد به صورت مراکز محالف درآید و به ملجا و پناهگاهی برای همه ناراضیان تبدیل شود. چرا؟ به دلیل احترام به مذهب؟ خیر؛ شاه از هرفرصتی برای توهین به آخوندها استفاده می‌کرد ولی دامنه برد مخالفت‌های آنها را بسیار ناچیز می‌انگاشت و معتقد بود که اصلاحات وی عمیقا کشور را لائیک کرده است. وی متوجه نشده بود که رژیم دیکتاتوری او دموکرات‌ها و دیگر مخالفان را به دامان مساجد رانده است... " (۲)

Reza_Allamehzadeh.jpgآخرين فيلمى كه از نُه فيلم حاضر در سياهه نامزدهاى بهترين فيلم سال در اسكار امسال ديدم فيلم بسيار زيباى Phantom Tread است كه عنوانش را به تسامح رشته خيال ترجمه كرده‌اند. نويسنده و كارگردان اين اثر، پل توماس اندرسون، مثل بسيارى از هنرمندان خلاق، بازى زيبائى با عنوان فيلمش كرده كه تا آن را نبينيد به ظرافت او در انتخاب عنوان پى نمى‌بريد.

قصه فيلم در مورد يك طراح و دوزنده لباس اشرافى زنان طبقه بالاى جامعه انگليس در دهه پنجاه قرن پيش است كه شيفته و فريفته‌ى هنر دوزندگى است. لغت نخ در عنوان اين قصه به روشنى اشاره به حرفه و هنرش دارد. از اين روشن‌تر بازى با لغت شبح است چرا كه او نه تنها از حضور دائمى شبح مادر فوت شده‌اش حرف مى‌زند بلكه ما حتى در صحنه‌اى از فيلم شبح مادر را در كنج اتاق خوابش مى‌بينيم كه به پسرش خيره شده است. پس، ظريف‌تر آن خواهد بود كه همچون سازنده فيلم، از تركيبات تازه در عنوان بندى آثار هنرى نهراسيم و اسم اين فيلم را "نخِ شبح واره"، يا ساده‌تر، شبحِ نخ ترجمه كنيم.

Parastou_Frouhar.jpgتازه چند روزی بود از ایران برگشته بودم -اشباع از مشاهده‌ها و تجربه‌ها و معلق میان برداشت‌ها و فکرهای نیمه‌تمام- که وکیلم از تهران تماس گرفت و خبر داد که دادگاه انقلاب رأی به محکومیت من صادر کرده است: شش سال حبس تعلیقی؛ پنج سال به جرم توهین به مقدسات و سیدالشهدا و یک سال به جرم تبلیغ علیه نظام. حکم را زودتر از آنچه فکر می‌کردم صادر کرده بودند و سنگین‌تر از آن بود که انتظارش را داشتم. واژه‌ی تعلیقی در انتهای رأی البته عجالتاً به معنای نفس راحت بود.

در گیرودار تنظیم تقاضای تجدید نظر بودم که خبر اولین تجمع‌های اعتراضی در ایران پخش شد. اعتراضی که در پهنه‌ی وسیع ایران با شتاب و شدتی بی‌مانند از اینجا و آنجا بیرون زد و حضور سرکش و جسور خود را به دوران ما اعلام کرد. چنین رخدادهایی نه تنها آینده‌ی زمانه‌ی خود را تغییر می‌دهند بلکه خوانش ما از گذشته‌شان را نیز متحول می‌کنند. در بستر یک تاریخ، مسیری را عیان می‌کنند که تا پیش از آن محو می‌نموده یا نفی می‌شده است. از زاویه‌ی فردی چنین موقعیتی، بزنگاهی‌ست برای محکِ برداشت‌های خویش، برای طرح این پرسش اساسی از خود که کجا ایستاده‌ام، با چه چشم‌انداز و امیدی؟ و چه تلاشی برای تحقق این امید کرده و می‌کنم؟

در چنین لحظه‌هایی آن پیوند عمیق و محکم به مردم سرزمین مادری‌ و پدری‌ام با تمام قوا فعال می‌شود و واژه‌ی همبستگی را با عمق معنای خود جفت می‌کند. انگار آن‌ها در کار ساختن سرنوشتی شده بودند که سرنوشت من نیز خواهد بود. شدم تماشاچی و خواننده‌ی ذوق‌زده و ملتهبی که فکرهایش دنبال شور و حس‌اش می‌دود، به عزم فهمیدن آن پیکره‌ی سیال و ناگهانی اعتراض و در اشتیاق یافتن نقطه‌های اتصال و اشتراک خود با آن قیامی که مردم می‌کردند. شدم روایتگر اعتراض مردم در رسانه‌های آلمانی‌زبان که از فرط گوش دادن به حرف‌های تحلیل‌گران مدافع اعتدال از تبیین آنچه می‌گذشت عقب مانده بودند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

خبرهایی که از تظاهرات می‌رسید بیشتر از تصویر، فریاد و حرکت داشت. اعتراض خود را در شعارهایی که جمعی سر داده می‌شد و یا خطابه‌ی خشمگینی که از گلوی یک فرد بیرون می‌ریخت و حرف جمع می‌شد، بیان می‌کرد. در همان روزهای اوج خیزش مردم، که حرف از محدود ماندن اعتراض به فرودستان جامعه و کناره‌جویی طیف‌های وسیعی از ناراضیان زده می‌شد، با چند نفر از دوستان داخل‌نشین که این گفته شامل حالشان بود، حرف زدم و در فضای مجازی بحث‌های مربوط را دنبال کردم. اغلب موضع خود را با واهمه از آشوب و چرخش وضعیت به نفع «بدتر»های داخلی یا «خارج‌نشین» توضیح می‌دادند، یا با تأکید بر ریشه‌های اقتصادی و معیشتی، وجه سیاسی اعتراض‌ها را مسکوت می‌گذاشتند و از این‌رو ضرورت مشارکت همگانی را نمی‌پذیرفتند. برخی حتی در مشارکت، خطر خودجلواندازی‌های معمول و مصادره‌ی حرکتی را می‌دیدند که «دیگران» در شکل‌گیری آن سهمی نداشته‌اند.

برای من اما بسیاری از شعارهای خودجوش اعتراض اثباتی بود بر تنیدگی وجه سیاسی با معضل عمیق بی‌عدالتی ساختاری در شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه، که بی‌شک فشار کمرشکن آن بر تن و جان فرودستان جامعه افتاده است. آنجا که قدرت حاکم حق‌طلبی را در عرصه‌های گوناگون سرکوب کرده و می‌کند اعتراض همواره وجه سیاسی به خود می‌گیرد.

میان سرگذشت آن کارگری که برای احقاق حق خود اعتصاب کرد و به حکم یک قاضی شرع شلاق خورد با آن زنی که به جرم بی‌اعتنایی به اجبار حکومتی حجاب به حکم یک قاضی شرع شلاق خورد، آن دستفروش که به جرم اعتراض بازداشت شد و گفتند در زندان مرد با آن نویسنده که به جرم دگراندیشی بازداشت شد و گفتند در زندان سکته کرد و مرد، آن‌ها که در دوره‌های متوالی برای بیان اعتراض خود شجاعانه به خیابان آمدند و در یورش نیروهای سرکوب به خون خود غلتیدند با پدر و مادر من که در یورش نیروهای امنیتی به خانه‌شان مثله شدند، چیزی اساسی مشترک است. همه‌ی آنان بر حقی پافشاری کردند که از فرد و مردم صلب شده بود. همه‌ی آنان قربانی خشونت و سرکوب سیاسی‌ از سوی نظام حاکمه‌ای شده‌اند که بخش بزرگی از اعمال قدرت خود را به حکم مذهب و شرع به جامعه تحمیل می‌کند. نقد ساختار قدرت را برابر «ارتداد» و «عناد با خدا» و «توهین به مقدسات» و غیره قرار می‌دهد، تا سرکوب را به نام مذهب حقانیت دهد.

یکی از شعارهایی که در جریان اعتراض‌ها در شهرهای گوناگون داد شد این بود: اسلام رو پله کردن مردمو ذله کردن. این جمله‌ی ساده برای من بیان تحلیلی و حسی واضحی از تجربه‌ی طولانی‌ام با دستگاه قضایی‌ست. دستگاهی که منطق استدلال را در چارچوب‌های تنگ شریعیت محدود می‌کند و اینگونه فردی که به این چارچوب‌ها باور ندارد -چه در جایگاه شاکی و چه در جایگاه متهم- پیشاپیش یا محتوم به نفی خود می‌شود یا در طی دادرسی به کفه‌ی «جرم» خود خواهد افزود. گیرافتادگی در چنین موقعیت بن‌بست‌واری، همان‌گونه که در آن شعار آمده است حسی از ذله شدن با خود می‌آورد. گاهی فکر می‌کنم چنین موقعیتی عین بلعیده شدن است، مثل مکیده شدن به درون دستگاه بلع و گوارش یک موجود عظیم‌الجثه و عجیب‌الخلقه. موقعیت، هم واقعی‌ست و هم دور از ذهن؛ هم خطرناک است هم احمقانه. حفظ تعادل دشوار می‌شود، و فاصله‌گذاری و تسلط به خود فرار و شکننده. ذهن آدم می‌شود پاندولی که از تأسفی تلخ به طنز می‌رود و برمی‌گردد.

تجربه‌‌های من با این دستگاه بلع و گوارش مکان‌هایی داشته‌اند که به مرور جغرافیایی ساخته‌اند از خوف و کشمکش و آزار.

مکان اول: دادگاه انقلاب

فردای روزی که به تهران وارد شدم برای خواندن پرونده‌ام به دادگاه انقلاب رفتم. با وکیلم دم در دادگاه قرار گذاشته بودم و طبق عادت زود رسیده بودم. ایستادم به تماشا. سال‌ها پیش هم چندین بار مراجع این دادگاه شده بودم. آن موقع شاکی بودم و حالا متهم شده بودم. اگرچه که در آن‌هنگام هم شاکی بودنم را تنها به ظاهر می‌پذیرفتند. پاسخگویی‌شان پوسته‌ای بود برای چیزی نگفتن و روال‌های اداری‌شان ظاهری برای سردواندن و راندن و از پا انداختن.

تصویری که از فضای آن مکان داشتم تغییر کرده بود. اولین چیزی که به چشمم آمد سر و وضع زنان بود. نه تنها برخلاف گذشته از اجبار چادر برای مراجعان نشانی نبود که حجابِ شل و ول بر بقیه انواع آن می‌چربید. داخل ساختمان هم آن خوفی که سابق بر این به محض ورود بر آدم مسلط می‌شد جای خود را به کسالت‌باری و بدخلقی داده بود. حسی از طلبکاری در مراجعان ملموس بود که در گذشته در انحصار کارمندان و مأموران دادگاه بود. داخل آسانسور هم به رسم واگیرداری در تهران موسیقی پخش می‌شد: یک دلی دلی آبکی غربی. کلایدرمن در آسانسور دادگاه انقلاب اما برای هیچ‌کس به غیر از من عجیب نبود.

دفتر شعبه پر بود از آدم؛ مراجعان و مأمورانی که برگه‌ای را تحویل می‌دادند یا می‌گرفتند، رئیس‌دفترهایی که سرگرم انبوه پرونده‌ها و کاغذهای روی میزشان بودند، وکلایی که چون هنوز در دادگاه انقلاب دستگاه فتوکپی از اشیاء خطرناک و ممنوعه محسوب می‌شود، گوشه‌ی میزی یا روی زانویشان با سرعت از پرونده‌ها رونویسی می‌کردند. کلافگی ملموس بود و نارضایتی در قالب متلک و غر ردوبدل می‌شد. یکی از کارمندانی که برای تحویل برگه‌ای آمده بود من را شناخت و تعریف مفصلی از کارهای هنری‌ام کرد که به قول خودش در رپرتاژی دیده بود. رپرتاژ البته به‌تازگی از یکی از «رسانه‌های معاند» پخش شده بود و من هم قرار بود از جمله به اتهام یکی از همین کارهای هنری‌ام و گفتگو با همین «رسانه‌های معاند» محاکمه بشوم. او رفت و من غرق تعجب بودم که یکی از وکلای حاضر، در حین رونویسی، شروع به صحبت درباره‌ی نامه‌ی سرگشاده‌ای کرد که مادرم در سال ۱۳۷۴ در اعتراض به وزیر وقت فرهنگ نوشته بود. گفت کپی نامه را که مخفیانه در دانشگاه پخش شده بود از همان دوران دانشجویی‌اش تا امروز حفظ کرده و مفتخر به داشتن چنین سندی‌ست. گفتگو درباره‌ی محتوای نامه بالا گرفت. هیچ حرفی در دفاع از آن وزیر گفته نشد اما در گرامی‌داشت پدر و مادر من سخن بسیار رفت. هم سرحال آمده بودم و هم از آن فضا گیج شده بودم، که بیشتر شبیه تاکسی‌های تهران بود تا دفتر قاضی مقیسه.

پرونده‌‌ام را که به وکیلم تحویل دادند، من از روی متن‌ها میخواندم و او می‌نوشت. می‌گفت دستش تندتر از من است. طفلک وکلای ایران که تندنویسی از مهارت‌های واجب حرفه‌ای‌شان شده است. خواندن آن پرونده و بویژه گزارش‌های سازمان اطلاعات تهران مصداق همان گیر افتادن در دستگاه بلع بود. در طی ماه‌های پیش وکیلم و من پاسخ‌های مفصلی در رد اتهام‌ها نوشته بودیم، مدارک گوناگون تحویل داده بودیم که همگی در پرونده ثبت شده بود اما ذره‌ای مورد توجه قاضی تحقیق قرار نگرفته بود و او با تأیید اتهام‌ها کیفرخواست تند و تیزی، که بسیار شبیه شکایت وزارت اطلاعات از من بود، نوشته و پرونده را ارجاع کرده بود به دادگاه انقلاب. گزارش‌های جدیدی از سازمان اطلاعات تهران هم ضمیمه شده بود. اما بخش بزرگ پرونده نوشته‌های خودم بود، پرینت گرفته از اینترنت. زیر بسیاری از جمله‌ها خط قرمز کشیده بودند. یعنی آن جمله‌ها خیلی مجرم بودند. زیر یک جمله که از غلامحسین ساعدی نقل کرده بودم هم خط قرمز داشت. لابد جرم آن جمله هم به گردن من بود. خلاصه از پرونده مشهود بود که من خیلی مجرم هستم و حتی حرف‌ها و کارهایی که برای هیچ‌کس دیگر جرم نیست برای من جرم محسوب می‌شود. از جمله رفتن به احمدآباد مصدق به همراه ده نفر از سالخوردگان جبهه ملی یا دو ساعت همراهی با تحصن چندماهه‌ی نسرین ستوده که خوشبختانه افراد زیادی با آن همراهی کرده بودند و سرانجام هم به نتیجه‌ی مطلوب رسیده بود. در همان روزهای اقامتم در تهران یادداشتی** در شرح ماجرا نوشتم که از تکرارش در اینجا می‌گذرم.

Shadi_Amin.jpgبه تازگی، یازده مرد و یک زن تحت عنوان "جمعی از نواندیشان دینی"، بیانیهای در "حفظ آبروی حجاب" منتشر کرده‌اند.

فرای اینکه آیا نواندیشی با دین سازگار است یا خیر قصد دارم مختصر به این بیانیه با نگاهی به تاریخ یکی از این نویسندگان اشاره کنم.
این بیانیه، نادقیق، سطحی و سرشار از تحریف های تاریخی است. و البته خواهان "بازگشت به آرمان های اولیه انقلاب پنجاه و هفتِ ملت ایران" است. و مشخص نمی کند، این آرمان های اولیه انقلاب چیست؟ آرمان های دوران امام راحل است و یا آرمان هایی که منجر به انقلاب ۵۷ شد، یعنی، استقلال، کار، مسکن، آزادی؟


این بیانیه که اولین بیانیه از سوی دین مداران در رد حجاب اجباری (با هر هدف و توجیحی است) نشان از سست شدن بنیاد دین و تلاش برای حفظ آن دارد. این بیانیه تلاشی برای حفظ دین از موضع نقد و قرار دادن آن در کنار خواسته های مردم و در این مورد خواسته‌های زنان ایران است.


با این همه، بیانیه مذکور، به دلیل پیشنیه و تاریخ بیشتر امضا کنندگانش و قصد آشکار آن ها در تحریف تاریخ عملکرد خود، به هیچوجه قابل اعتماد نیست. این بیانیه و امضا کنندگانش از نقش خود در تثبیت حجاب اجباری و یا سکوت همراه با رضایت خود در تمام سال هایی که بسیاری از زنان ایرانی علیه این قوانین مقاومت کردند و هزینه آن را هم پرداخته اند، چیزی نمی گویند. گویی این گروه امضا کننده، خارج از همه این تحولات ایستاده و برای نزدیک به چهار دهه فقط نظاره گر بوده اند.

Ali_Keshtgar_NEW.jpgدر قانون اساسی پر از تناقض جمهوری اسلامی آمده است که رئیس جمهور که با آرای مردم برگزیده می‌شود مسئول نظارت بر اجرای قانون اساسی است. او پیش از نشستن بر مسند ریاست جمهوری نیز باید به قرآن مجید سوگند یاد کند که در انجام مسئولیت‌های خود قصور نمی کند.

اما از روز اولی که بنای کج جمهوری اسلامی گذاشته شد تا به امروز فقط یک رئیس جمهور اشتباها مسئولیت خود را جدی گرفت و همین مایه عزل او شد (بنی صدر)

خاتمی اما حرف‌های قشنگ زد بدون آن که مسئولیت‌های خود را جدی بگیرد، به طوری که در آخر دوره او یکی از ننگین ترین انتخابات‌های ریاست جمهوری برگزار شد که در هر دو مرحله آن مأموران ولایت مطلقه فقیه برای روی کار آوردن محمود احمدی نژاد که نور چشم رهبر شده بود زیر چشم وزارت کشور خاتمی تقلب شرعی کردند!

SEmami_021318.jpgصدای آمریکا - همزمان با انجام مراسم خاکسپاری کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه جان باخته در بازداشتگاه اوین، واکنش‌های داخلی و بین‌المللی به مرگ این چهره علمی و فعال محیط زیست ادامه دارد.

سازمان عفو بین‌الملل، روز دوشنبه ۲۳ بهمن یک روز پیش از خاکسپاری کاووسی سید امامی در بیانیه‌ای خواستار تحویل جسد آقای سیدامامی برای تحقیقات و کالبدشکافی مستقل شد.

این سازمان جلوگیری مقامات ایران از انجام تحقیقات مستقل در مورد مرگ «بسیار مشکوک» آقای سیدامامی را نشانه ای از «تلاش عامدانه» برای پنهان کردن شواهد شکنجه و قتل احتمالی خواند.

مگدلنا مغربی، معاون شمال آفریقا و خاورمیانه عفو بین‌الملل درباره گذاشتن پیش شرط برای برگزاری مراسم خاکسپاری بدون کالبد شکافی گفت: ‌«این که بر بدن دکتر سیدامامی آثار جرم همچون علائم شکنجه وجود داشته باشد و یا به سرنخ‌های دیگر در رابطه با دلایل مرگ وی اشاره کند مورد توجه جدی ماست.»

او از دولت کانادا و جامعه بین‌المللی می‌خواهیم تا به مقامات ایران برای انجام تحقیقات مستقل در مورد شرایط پیرامون مرگ دکتر سید امامی مطابق با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر فشار وارد آورند تا به گفته او افراد مسئول در مرگ این جامعه شناس، و روسای آنها به دست عدالت سپرده شوند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

خانواده آقای سیدامامی ادعای خودکشی را نپذیرفته و خواستار کالبدشکافی مستقل شده بودند، با این حال گزارشها از ایران حاکی از آن است که جنازه این استاد دانشگاه بدون کالبدشکافی مستقل، روز سه شنبه در مراسمی با حضور خانواده اش در در امامه از توابع شهرستان شمیرانات در شمال تهران به خاک سپرده شد.

سازمان دیدبان حقوق بشر نیز در بیانیه‌ای خواستار تحقیقات مستقل برای مشخص شدن دلیل مرگ مشکوک کاووس سیدامامی شد.

این سازمان در بیانیه‌ای که سه‌شنبه ۲۴ بهمن منتشر کرد بر اساس منابع خود نوشت که کاووس سید امامی بعد از بازداشت از ملاقات خانواده‌اش محروم بود. مسئولان قضائی همسر او را ابتدا به مدت چهار ساعت بازجویی کردند و سپس به او اطلاع داده‌اند که سید امامی در زندان خودکشی کرده است.

به بنا به اعلام این سازمان، مقامات قضایی از خانواده کاووس سید امامی خواسته‌اند که جنازه را صبح سه‌شنبه از زندان کهریزک تحویل بگیرند. آن‌ها به خانواده حکم کرده‌اند که مراسم تدفین می‌بایست در آرامش و به دور از هرگونه تنش برگزار شود. مقامات قضایی همچنین گفته‌اند که کالبدشکافی انجام شده، اما هنوز نتیجه آن مشخص نشده است. برگه معاینه جسد هم صادر نشده است.

AN_021318.jpgبه گزارش دولت بهار، علی اکبر جوانفکر در یادداشتی تحت عنوان " ثبت در تاریخ " در کانال تلگرامی خود نوشت:

احمدی نژاد در چهارمین جلسه دادگاه تجدیدنظر آقای حمید بقایی حضور پیدا می کند.

دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق تصمیم گرفته است فردا (چهارشنبه) در چهارمین جلسه دادگاه تجدیدنظر آقای حمید بقایی حضور یابد.

بر اساس اعلام آقای "مسعودی مقام" ، قاضی دادگاه تجدیدنظر، جلساتی که برای رسیدگی به دادخواهی آقای بقایی تشکیل می شود، علنی است ، با این وجود ، طی سه جلسه گذشته از حضور خبرنگاران و شهروندان به جلسه دادگاه جلوگیری شده است و به همین دلیل جریان دادگاه و دفاعیات آقای بقایی در تاریخ ثبت نخواهد شد و مردم از دانستن حقایق مربوط به این پرونده محروم خواهند ماند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

چهارمین جلسه دادگاه تجدیدنظر آقای حمید بقایی فردا ساعت 9 صبح در شعبه ۶۸ تجدید نظر واقع در خیابان خیام، روبروی خیابان بهشت برگزار می شود.

erdogan_021318.jpgدویچه وله - آمریکا از شبه‌نظامیان کرد "یگان‌های مدافع خلق" در سوریه حمایت می‌کند. ترکیه اما با آنان می‌جنگد. این اختلاف باعث تنش در روابط دو عضو ناتو شده است. اردوغان در سخنانی شدیداللحن به مؤتلف خود در ناتو هشدار داده است.

رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، در آستانه سفر رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، به این کشور آشکارا ایالات متحده را تهدید کرد.

اردوغان به نیروهای نظامی آمریکایی در منبج سوریه هشدار داد که در برابر حمله احتمالی ترکیه به شبه‌نظامیان کرد مستقر در این شهر قرار نگیرند.

به گزارش خبرگزاری آلمان، اردوغان که روز سه‌شنبه (۱۳ فوریه/ ۲۴ بهمن) در برابر فراکسیون حزب عدالت و توسعه در آنکارا سخن می‌گفت، سربازان آمریکایی را تهدید به "سیلی عثمانی" کرد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

رئیس جمهوری ترکیه در عین تأکید بر اینکه "البته ما آنها را عامدانه هدف قرار نخواهیم داد"، گفت: «اما هم‌اینک اعلام می‌کنیم که ما هر تروریستی که ببینیم محو و نابود می‌کنیم و هم‌زمان تمام کسانی را که در کنار آنها ایستاده‌اند. آن وقت در خواهند یافت که برایشان بهتر می‌بود که در کنار تروریست‌های تحت حمایت‌شان قرار نمی‌گرفتند».

israel_021318.jpgرادیوفردا، یک وزیر اسرائیلی گفت اگر رئیس جمهوری سوریه همچنان به ایران امکان دهد که حضور نظامی خود را در سوریه تثبیت کند، خود او نیز در خطر خواهد بود.

به گزارش روزنامه جروزالم پست، یووال اشتاینیتز، وزیر انرژی اسرائیل، شامگاه دوشنبه ۲۳ بهمن، گفت: بشار اسد در دادن امکان به ایران در برپایی پایگاه نظامی در سوریه یا اجازه انتقال موشک های نقطه زن برای حزب الله از خاک سوریه، باید این موضوع را هم در نظر بگیرد که خودش را به خطر می‌اندازد.

آقای اشتاینتیز، یکی از دوازده عضو کابینه محدود اسرائیل است که روز یکشنبه ۲۲ بهمن، در نشستی چند ساعته، اقدامات احتمالی بعدی اسرائیل را در ارتباط با سوریه بررسی کرد. این کابینه تنها وزیران سمت‌های حساس امنیتی و سیاسی را در برمی‌گیرد.

اسرائیل بامداد شنبه ۲۱ بهمن، ابتدا از ساقط کردن یک «پهپاد ایرانی» که از آسمان سوریه وارد حریم هوایی اسرائیل شده بود، و سپس از چند موج حملات هوایی علیه «اهداف ایرانی و سوری» در خاک سوریه خبر داد. در جریان این رخدادها، اسرائیل سقوط یک جنگنده خود را تایید کرد.

ایران گزارش های منتشر شده در مورد نفوذ پهپادش به حریم هوایی اسرائیل را تکذیب کرده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در همین حال، شماری از مقامات امنیتی و نظامی پیشین اسرائیلی در تحلیل‌هایی در رسانه‌های اسرائیلی در ارتباط با وقایع روز شنبه، پیشنهاد کرده بودند که حمله به شخص بشار اسد نیز در دستور کار اسرائیل قرار گیرد تا او بداند این کشور در برخورد با سوریه «جدی» است و حملات می تواند به مراحل تازه ای وارد شود.

dollar_021318.jpgدویچه وله - نرخ برابری دلار در ایران به ۴۹۵۰ تومان رسید و بهای سکه ظرف یک روز ۴۰ هزار تومان افزایش یافت. اما از برنامه‌های موثر دولت برای کاهش بهای ارز در بازار اثری نیست. مردم برای خرید سکه و ارز خارجی صف کشیده‌اند.

خبرگزاری ایسنا، روز ۲۴ بهمن (۱۳ فوریه) از گران شدن مجدد بهای دلار خبر داد. بر اساس گزارش این خبرگزاری، بهای هر دلار یکصد تومان نسبت به روز پیش افزایش یافته و به ۴۹۵۰ تومان رسیده است. بهای سایر ارزهای خارجی نیز افزایش یافته است. یورو به ۶۱۴۰ تومان رسیده و پوند انگلیس حتی به ۶۸۹۵ تومان.

بهای سکه اما ظرف یک روز ۴۰ هزار تومان افزایش یافته است. بهای !سکه‌ تمام طرح جدید" حال به یک میلیون و ۵۹۰ هزار تومان رسیده است.

حسن روحانی و بهای ارز

رئیس دولت ایران در مصاحبه‌های اخیر خود اعلام کرده بود که بهای دلار و سایر ارزهای خارجی ظرف ماه‌های بهمن و اسفند کاهش می‌یابد. در واپسین روزهای ماه بهمن، بازار ارز اما از منطق دیگری پیروی کرد. به این ترتیب، ظرف چند ماه گذشته، بهای دلار ۸۰۰ تومان افزایش یافته است. به سخن دیگر، ارزش پول ایران در قیاس با دلار ظرف همین مدت ۲۰ درصد کاهش یافته است.

سخنگوی دولت در واکنش نسبت به افزایش بهای دلار از برنامه‌هایی سخن گفت که با اجرای آن‌ها قرار است بهای دلار به‌زودی به زیر ۴۰۰۰ تومان برسد.

خبرگزاری تسنیم روز ۲۴ بهمن به نقل از محمدباقر نوبخت گفت: «این تلاطم [آشفتگی بازار ارز] برای دولت قابل قبول نیست. بانک مرکزی برنامه‌هایی دارد که به‌زودی اجرا خواهد شد.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

سخنگوی دولت روحانی از مردم خواست برای "وارد شدن به بازار ارز هول نزنند" و مدعی شد که خبری دارد که بر اساس آن قیمت ارز به "جایگاه حقیقی خود" باز می‌گردد. اظهارات سخنگوی دولت دست‌کم آن دسته از مردمی که کنار صرافی‌ها صف کشیده‌اند را قانع نکرده است.

Shirin_Ebadi.jpgرادیو زمانه ـ ۱۵ نفر از فعالان سیاسی و مدنی در ایران و خارج از ایران، با صدور بیانیه‌ای که به «بیانیه رفراندم» معروف شده است، خواهان برگزاری رفراندم برای تعیین نوع حکومت آینده ایران و تغییر مسالمت‌آمیز حکومت به دموکراسى سکولار پارلمانى شده‌اند.

این بیانیه که همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۵۷ منتشر شد، نظام جمهوری اسلامی ایران را چهار دهه پس از تأسیس آن ناکارآمد و اصلاح‌ناپذیر دانسته است: فراخوان فعالان سیاسی و مدنی برای برگزاری رفراندم در جهت تغییر نظام

رضا حقیقت‎نژاد، تحلیلگر مسائل سیاسی مقیم استانبول در یادداشتی که در فیس‌بوک خود منتشر کرده، در تحلیل این بیانیه شش عنوان را برشمرده و ذیل عنوان ششم نوشته است: «ترکیب امضاکنندگان و اتفاق نظرشان بر مفاهیم کلیدی در نقد جمهوری اسلامی و ترسیم آینده ایران نشان می‌دهد علی‌رغم اختلاف نظرهای سیاسی معمول و قابل انتظار، کماکان "ایران" و "مردم" به عنوان دو محور اساسی و قدرتمند می‌توانند مخرج مشترک بسیاری از فعالیت‌ها و گردهم آورنده بسیاری از فعالان سیاسی باشد.»

vazirkar_021318.jpgرادیو فرانسه - احمد میدری، مشاور اقتصادی وزیر کار جمهوری اسلامی ایران، در مصاحبه ای با ایلنا، خبرگزاری کار ایران، اعتراض های دی ماه گذشته در این کشور را به زلزله ای سیاسی تشبیه کرده و افزوده است که توان نظام سیاسی ایران در مدیریت بحران شهرهای کوچک ضعیف است. او گفته است که این زلزلۀ سیاسی یا به تحکیم ساختار سیاسی قدرت در ایران منجر می شود یا رهبران ایران به هوش نمی آیند و منتظر می مانند تا دیگر زلزله ای روی ندهد.

احمد میدری با اشاره به برخی مطالعات صورت گرفته دربارۀ ناآرامی های اخیر در ٧٧ شهر کشور گفته است : وقتی به شهرهایی نگاه می کنیم که در آنها اعتراض ها به مرگ برخی معترضان منجر شد، متوجه می شویم که در این شهرها میزان مشارکت در انتخابات به طور معناداری کمتر از شهرهای مشابه بوده است. میدری از این شاخص به عنوان "نارضایتی انباشته" یاد کرده و افزوده است : عدم مشارکت مردم در انتخابات به معنای نارضایتی آنها از کل نظام است. وی در ادامه افزوده است که در شهرهای معترض دو شاخص یا به گفتۀ او دو تفاوت آماری دیگر وجود داشته است : یکی درصد بیکاری جوانان و دیگری میزان خشکسالی در آنها است که هر دو از متوسط کشور بیشتر بوده است.

مشاور اقتصادی وزیر کار تصریح کرده است که برای نمونه ۵۹ درصد دستگیرشدگان در اعتراض های دی ماه در اسلامشهر بیکار بوده اند و بر اساس داده های وزارت کشور ۵۹ درصد دستگیرشدگان دارای دیپلم و کمتر از آن بوده اند و اکثریت آنان کمتر از ٣٠ سال داشته اند.

احمد میدری شکست برجام را در ناامیدی مردم و سوق دادن آنان به سمت اعتراض و شورش های شهری بی اثر ندانسته است. او گفته است : مردم انتظار داشتند که پس از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری تغییری در زندگی آنان رخ دهد و با تثبیت روحانی اتفاقاتی در زندگی آنان به وجود بیاید. اما، سیاست های رئیس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، به مردم ایران فهماند که قرار نیست برجام اجرا شود و تغییری در زندگی آنان رخ دهد.

با استناد به برخی نظرسنجی ها افزوده است که از نظر مردم ایران بهبود رابطه با کشورهای خارجی از عوامل مهم بهبود در زندگی آنها است و وقتی سیاست های بودجه ای روحانی به ناامیدی آنان از برجام اضافه شد، مردم احساس کردند که قرار نیست زندگی آنان بهبود بیابد. مشاور اقتصادی وزیر کار تصریح کرده است که مردم ایران معتقدند که دولت حسن روحانی فاقد هر گونه راهبرد برای حل مشکلات آنان است.

Hasan_Rouhani.jpgشرق ـ «قانون اساسی بن‌بست‌ها را برداشته و ظرفیت بزرگی دارد و اگر در موضوعی با هم بحث داریم، باید به اصل ۵۹ مراجعه کنیم که طبق آن باید به آرای مردم مراجعه کرد». این عباراتی بود که حسن روحانی در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن امسال بر زبان جاری و یک بار دیگر توجهات را به موضوع اصل ۵۹ جلب کرد. او گفت «اگر جناح‌ها اختلافی دارند، صندوق آرا را بیاوریم و هرچه مردم گفتند، عمل کنیم. اسلام، ایران و ملت ایران برای ما اصل است».

اصل ۵۹

اصل ۵۹ قانون اساسی چه می‌گوید؟ بر اساس این اصل، «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏‌پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آرای عمومی باید به تصویب دوسوم مجموع نمایندگان مجلس برسد». حسن روحانی مشخص نکرد که احیانا موضوع مورد اشاره‌اش چیست که در آن بتوان به اصل ۵۹ استناد کرد، اما فتح باب درباره موضوع رفراندوم، خود نکته مهمی بود که بازخوانی و تأکید مؤکدش از سوی رئیس‌جمهوری قابل توجه است.

trump_021218.jpgایران اینترنشنال - دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، ضمن ابراز امیدواری درمورد چشم‌انداز آینده‌ی رابطه‌ی عربستان و اسرائیل،گفت که هشدارهای او، باعث تغییر رفتارهای ایران شده است.

ترامپ در گفت‌وگویی با روزنامه‌ی «اسرائیل هیوم» (+ لینک) که ۲۲ بهمن‌ماه منتشر شد، در پاسخ به سؤال خبرنگار این روزنامه که پرسیده بود، آیا زمانی که او صندلی ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند، «هنوز رژیم آیت‌الله‌ها در ایران بر سر کار خواهد بود؟»، گفت: «خواهیم دید».

رئیس جمهوری آمریکا، همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا ممکن است آمریکا مانع ایجاد پایگاه نظامی دائمی ایران در سوریه شود، پاسخ داد: «می‌توانید [منتظر بمانید و] تماشا کنید». او در پاسخ به این‌که درصورت بنیان‌نهادن چنان پایگاهی، آیا اسرائیل حق دفاع از خود و حمله بدان را دارد، یا خیر، پاسخی مبهم داد و گفت: «نمی‌خواهم الان در این زمینه اظهارنظر کنم. بسیار زود است».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید


ترامپ در این گفت‌وگو، وعده‌ی انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس را یکی‌از مهم‌ترین اقدامات خود در سال نخست ریاست‌جمهوریش برشمرد و گفت که هرچند اقدام او شادی برخی افراد و ناخشنودی برخی دیگر شده، اما در این زمینه، قولی داده بوده و قولش را برآورده کرده است. او مدعی شد که به‌رغم لابی‌های فراوان علیه این اقدام، آن را به انجام رسانده است.

soleimani_021218.jpgالعربیه - قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران روز یکشنبه 11 فوریه 2018 و همزمان با سی و نهمین سالروز انقلاب ایران در سخنانی به گروه‌های قدرت درگیر در ایران و تلویحا به روحانی و احمدی‌نژاد هشدار داد که نقش اپوزیسیون به خود نگیرند.

سخنان فرمانده سپاه قدس در حضور مقامات عالی‌رتبه ایران پرده از سطح اختلافات میان گروه‌های قدرت در ایران برداشت؛ گروه‌هایی که هر کدام دیگری را به دست داشتن در تظاهرات سراسری هفته‌های گذشته در ایران متهم می‌کنند.

در همین چارچوب قاسم سلیمانی در سخنانی که می‌توان آنها را هشدار به حسن روحانی و محمود احمدی‌نژاد، روسای جمهوری فعلی و پیشین ایران و همچنین اطلاح‌طلبان حاضر در ساختار قدرت تلقی کرد، هشدار داد که " پز اپوزوسیون" ندهند.

به گزارش خبرگزاری صدای و سیمای ایران، سلیمانی در سخنرانی روز گذشته خود که در کرمان انجام داد گفت: « متاسفم که بعضی‌ها که نام پیروی از خط امام را بر خود گذاشته‌اند، به جای آنکه نامه سرگشاده به استکبار جهانی و دشمن بنویسند، نامه سرگشاده برای ولی ایستاده در خط مقدم می‌نویسند.»

او به طور غیرمستقیم از این افراد که به علی خامنه‌ای، رهبر ایران نامه نوشته‌اند، خواست از رهبر ایران عذرخواهی کرده و نامه‌هایشان را خطاب به " استکبار جهانی و دشمن " بنویسند. استکبار جهانی و دشمن در ادبیات سیاسی ایران به آمریکا و کشورهای غربی ضد ایران اطلاق می‌شود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

سخنان فرمانده سپاه قدس در پی آن می‌آید که در هفته‌ها و ماه‌های گذشته برخی مسئولان و شخصیت‌های سیاسی نامه‌های تندی خطاب به رهبر ایران نوشتند. ابوالفضل قدیانی یکی از رهبران جریان اصلاح‌طلب یکی از این افراد است که در نامه خود رهبر ایران را "مستبد امروز ایران" نامید و گفت که " ریشه و سرمنشأ این فجایع و مفاسد " در ایران "ولایت مطلقه فقیه" است که مردم را کنار زده و سرنوشت آنها را در دست گرفته است.

تفاوت حاتمی‌کیا سال 92 با 96

| No Comments

hatamiKia_021218.jpgحاتمی‌کیا سال 92: فیلمساز وابسته نیستم - حاتمی‌کیا سال 96: فیلمساز وابسته‌ام

آی سینما: ابراهیم حاتمی‌کیا که دیشب در اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر خود را «فیلمساز وابسته» و «فیلمساز نظام» توصیف کرد، بعد از جشنواره فجر سی و دوم در سال 92 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران از این که عده‌ای می‌خواستند او را در جشنواره فجر آن سال «فیلمساز وابسته» معرفی کنند، انتقاد کرده بود!

بدون هیچ توضیح اضافه، حرف‌های چهار سال پیش و صحبت‌های دیشب او را بخوانید:

حاتمی‌کیا در برنامه نقد و بررسی فیلم سینمایی «چ»، 30 بهمن 1392:

«دوستان جشنواره فجر می خواهند من را فیلمساز وابسته تعریف کنند که از دست همکاران خود جایزه نگرفته اما از دست رئیس‌جمهور جایزه می‌گیرد، پس هوشمندی به من می‌گوید به نام نامی بچه‌های جنگ غریب بایستم. ضمن اینکه من از این شیشه‌های سیمرغی که به سینماگران می‌دهند زیاد دارم و حتی دیگر در طاقچه خانه خود جای یکی دیگر را ندارم.» (منبع: خبرگزاری مهر)

حاتمی‌کیا در اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، 22 بهمن 1396:

«من فیلمساز وابسته‌ام. فیلمساز این نظام‌ام... من 30 سال است روی این سن می‌آیم و می‌‌روم. برایم اولین بار نیست این اتفاق... افتخار می‌کنم فیلمی ساخته‌ام درباره مدافعان حرم. افتخار می‌کنم از حاج قاسم سلیمانی جایزه گرفته‌ام...»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

tURIST_iRANI.jpgایران ـ ۲/۵ میلیون گردشگر ایرانی در سال ۲۰۱۷ میانگین هزار دلار هزینه را ثبت کردند.

«سال گذشته میلادی ایرانی‌ها ۲.۵میلیارد دلار به همسایه شمال شرقی کشورمان بردند؛ کشوری که قبل از سال ۲۰۱۴ با بحران اقتصادی روبه‌رو شده بود و سرپا ماندن آن ابهام‌های زیادی داشت، با سرمایه‌گذاری چشمگیر در عرصه گردشگری توانست به درآمدهای نجومی در این حوزه دست پیدا کند. سال ۲۰۱۵ کشور ترکیه به درآمد ۳۱.۵ میلیارد دلاری دست یافت و سال ۲۰۱۶ که جزو بدترین سال‌های گردشگری این کشور لقب گرفت میزان درآمد آنها به ۲۲ میلیارد دلار رسید اما خیلی زود ترک‌ها کاهش ۳۰ درصدی را جبران و سال گذشته میلادی ۲۶.۳ میلیارد دلار از گردشگران کشورشان جذب درآمد کردند. در این میان ایرانی‌ها هم سهم بسیار بالایی در رونق گردشگری ترکیه داشتند؛ به‌ گونه‌ای که سال ۲۰۱۷ ایرانی‌ها ۲.۵ میلیارد دلار ارز به ترکیه بردند. می‌گویند اقتصاد منطقه وان را گردشگران ایرانی می‌چرخانند و اگر دلارهای آنها نباشد، وان با رکود عجیبی روبه‌رو خواهد شد. گردشگران سایر کشورها هم خیلی زود ترکیه را به‌ عنوان مقصد گردشگری خود انتخاب کردند؛ در حالی که هر سال بر تعداد گردشگران این کشور افزوده می‌شود، ما هنوز نتوانستیم سهمی از گردشگران این کشور داشته باشیم.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مدیران تورهای خارج از کشور هم این روزها از بازاری صحبت می‌کنند که با تغییرات متعددی روبه‌رو شده است. یکی از آنها اظهار داشت: در گذشته سبد معرفی تور به خارج از کشور تنوع داشت اما دو ماهی است که تمرکز بیشتری بر ترکیه داریم. این امر به دو علت است. اول این که قیمت دلار روند افزایشی به خود گرفته است لذا مردم برای کاهش هزینه‌های خود ترجیح می‌دهند از تورهای ارزان‌قیمت ترکیه استفاده کنند. دوم آن که خرید در این کشور برای خیلی از خانواده‌ها صرف دارد. بدین جهت با یک تیر دونشان می‌زنند.

Hasan_Rouhani_2.jpgکیهان لندن ـ حسن روحانی در مراسم ۲۲ بهمن ۹۶ و در آغاز چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی گفت راه خروج از بحران در ایران «رفراندوم» است؛ زیر جایگاه سخنرانی یک عده بسیجی و دلواپس و بچه مدرسه‌ای مستقر شده بودند که شروع کردند به «هو» کردن و شعار دادند: «دروغگو دروغگو»!

آنچه روحانی گفت، بر اساس اصل ۵۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی است که می‎گوید «در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‌‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.»

رفراندوم ابزاری است قانونی، در دست حاکمان و سیاستمدارانی که خواهان اجرای دموکراسی در مسائل مملکتی بر اساس رای و نظر شهروندان‎شان هستند. رفراندوم همچنین می‌تواند مورد سوء استفاده انحصارطلبان و دیکتاتورها و نظام‌های ضدمردمی نیز قرار بگیرد، از جمله رفراندوم جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ برای استقرار حکومت دینی در ایران که یکجانبه برگزار و البته موفق شد. اگر رفراندوم میوه دموکراسی باشد و درخت در قوانین اساسی دمکراتیک ریشه داشته باشد، برگزاری آن بدون نگرانی و همراه با مقبولیت نظام سیاسی است. اما به طور کلی ترس و وحشت از برگزاری رفراندوم و مشارکت مستقیم مردم برای تصمیم‌گیری، آن هم در شرایط کنونی ایران، تجلی نگرانی رهبری جمهوری اسلامی از مشروعیت نظام بین آحاد ملت است.

خبر تکمیلی...

کاوه مدنی، معاون رییس سازمان محیط زیست آزاد شد

کاوه مدنی، معاون رییس سازمان محیط زیست که به گفته محمود صادقی، نماینده مجلس ایران دو روز پیش بازداشت شده بود، امروز صبح در توییتر خود پستی گذاشت که حاکی آزادی اوست.

هنوز دلیل بازداشت آقای مدنی مشخص نیست و هیچ مقام مسئولی در این باره اظهار نظر نکرده است.

madaniFreeTweet.jpgانتشار تصویر حضور کاوه مدنی در نشستی با سفیر آلمان

دویچه وله - سازمان حفاظت محیط زیست تصویر دیدار رئيس این سازمان با سفیر آلمان در حضور کاوه مدنی را منتشر کرده که پیش‌تر خبر بازداشتش انتشار یافته بود. مادر سام رجبی‌، فعال بازداشت‌شده زیست‌محیطی هم گفته که از وضعیت پسرش بی‌خبر است.

سایت رسمی سازمان حفاظت محیط زیست ایران در گزارشی از دیدار عیسی کلانتری، رئيس ‌این سازمان، با میشائیل کلور ـ برشتولد، سفیر آلمان در ایران، خبر داده است.

در تصویر منتشرشده از این دیدار که پیش از ظهر دوشنبه ۲۳ بهمن (۱۲ فوریه) برگزار شده کاوه مدنی، معاون آموزش و پژوهش سازمان حفاظت محیط زیست نیز به چشم می‌خورد.

42544731_303.jpgمحمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی ایران، یکشنبه ۲۲ بهمن از بازداشت کاوه مدنی خبر داده بود. این خبر سپس از سوی سازمان حفاظت محیط زیست ایران تکذیب شد. به موجب گزارش خبرگزاری ایلنا، محمود صادقی اعلام کرده بود که طی تماس با عیسی کلانتری "ایشان گفتند که آقای مدنی نیز بازداشت شده‌اند".

او به این سئوال که آیا مدنی نیز به دلیل دوتابعیتی بودن بازداشت شده است پاسخ داد: «استعلام‌های لازم درباره این فرد انجام شده و به نظر نمی‌رسد مشکل خاصی در این زمینه وجود داشته باشد.»

این نماینده مجلس گفت: «آقای کلانتری درباره بازداشت آقای مدنی گفته بودند که علت بازداشت آقای مدنی نیز اعلام نشده است.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

یک روز بعد، در صبح روز دوشنبه، توییتی در صفحه توییتری کاوه مدنی منتشر شد که در آن او ظاهرا به بازداشت فعالان زیست‌محیطی ایران واکنش نشان داده است.

مدنی در این توییت از امید به "از بین رفتن تنگ‌نظری‌ها"، "آرامش خاطر فعالان و دغدغه‌مندان محیط زیست وطن"، "رفع دغدغه چشم‌انتظاران" و "روشن شدن هر چه سریع‌تر حقایق" صحبت می‌کند. او در این توییت به خبر بازداشت خود واکنشی نشان نداده است.

شماری از فعالان محیط زیست ایران طی روزهای گذشته بازداشت شدند که از میان آن‌ها کاووس سید‌امامی، شهروند دوتابعیتی (ایرانی ـ کانادایی) دارای دکترای جامعه‌شناسی و پژوهشگر، جان خود را از دست داده است. مقام‌های ایران گفته‌اند که او در زندان خودکشی کرده است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه ایران، دوشنبه ۲۳ بهمن خبر بازداشت تعدادی از فعالان زیست‌محیطی را تأیید کرد و گفت که این افراد به اتهام "دادن اطلاعات طبقه‌بندی‌شده از مراکز حساس به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکا" بازداشت شده‌اند.

Abbasali_Kadkhodaei.jpgرادیو زمانه ـ حسن روحانی در سخنانی که در ۲۲ بهمن به مناسبت سالگرد انقلاب ایراد کرده بود دو پیشنهاد مطرح کرده بود: تسهیل برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی و برگزاری همه‌پرسی برای حل اختلافات بین جناح‌های سیاسی. عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان به کنایه به روحانی می‌گوید که گاهی به نعل و گاهی به میخ می‌زند و اظهار امیدواری می‌کند که او با تفسیر به رأی قانون اساسی از مدار انقلاب خارج نشود: آنان که به قانون اساسی اعتقاد و التزام ندارند، انقلابی نیستند و نمی‌توانند در پست‌های سیاسی قرار گیرند.

حسن روحانی در سخنانی در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن از شورای نگهبان خواسته بود برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی را ساده‌تر کند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در متنی که در کانال تلگرامی‌اش منتشر کرده، می‌گوید هنگامی که روحانی این سخنان را ایراد می‌کرد عده‌ای به دلیل تأیید صلاحیت برخی کاندیداها، شورای نگهبان را سرزنش کرده بودند. کدخدایی می‌پرسد دو سال مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بعدی، طرح موضوع انتخابات چه ضرورتی دارد؟

Mohammadbagher_Nobakht.jpgمحمدباقر نوبخت، در نشست خبری سخنگوی دولت: مگر در عرضه و تقاضای واقعی ارز چه اتفاقی افتاده که ارز کالای پرسود تلقی شود؛ این زیانی است که پول ملی می‌بیند و دولت با کاهش ارزش پول ملی موافق نیست و امیدواریم اقداماتی را که بانک مرکزی در نظر دارد در آینده نزدیک اجرایی شود. ثبات اقتصادی برای کشور لازم است و در چنین مواقعی اگر فردی ارزی هم دارد باید ارایه کند تا بازار کنترل شود. معتقدم با توجه به محاسبات موجود باید قیمت ارز زیر چهار هزار تومان باشد. مگر از ابتدای سال تاکنون چه اتفاقی افتاده که نرخ ارز به بالای چهار هزار تومان رسیده است جز اینکه تقاضای کاذب این نظام پولی را برهم می‌ریزد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

چرا پوتین موبایل ندارد؟

| No Comments

putin_021218.jpgیورونیوز - ولادیمیر پوتین، رئیس‌ جمهوری روسیه یک بار دیگر با افتخار اعلام کرد (+لینک) تلفن هوشمند ندارد وبه دلایل بسیار از این فناوری قرن بیستم بهره نمی‌برد.

ماجرا از این قرار بود که وقتی میخائیل کوالچوک عضو شورای علم و آموزش روسیه درباره مصرف انرژی در این کشور سخن می گفت، انرژی لازم برای به جوش آوردن یک ظرف آب را با انرژی فرستادن پیام صوتی با یک گوشی هوشمند مقایسه کرد و گفت تقریبا تمامی اهالی روسیه یکی از این گوشی‌ها دارند. اما ولادیمیر پوتین سر رشته صحبت را به دست گرفت و گفت: «آقای کووالچوک شما گفتید همه در روسیه تلفن هوشمند دارند اما من که ندارم و می دانم که شما هم ندارید.»

یکی از نشریات عامه پسند روسیه هم نوشته است اگر پوتین نیاز فوری به تلفن داشته باشد به سادگی موبایل یکی از کارکنانش را قرض می‌گیرد و بعد از تماس آن را بر می‌گرداند.

ولادیمیر پوتین که پیش از ورودش به فعالیت سیاسی سالها به عنوان مأمور اطلاعات خدمت کرده است سال ۲۰۱۰ میلادی هم گفته بود که اگر تلفن همراه می‌داشت تلفنش یکسره در حال زنگ زدن می‌بود. آقای پوتین در کل به رسانه های دیجیتال بدبین است و آنها را نوعی ابزار جاسوسی ایالات متحده می‌داند. او روزانه فقط چکیده‌ای رسمی از مطالب مهم شبکه‌های اجتماعی، نظیر توییت‌های دونالد ترامپ را می‌خواند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

سال گذشته در جريان ديدار پوتين با گروهي از جوانان روس گفته بود که بعد از اتمام کارهاي روزانه اش که اغلب دير وقت است، ترجيح مي دهد به جاي استفاده از اينستاگرام به رختخواب برود. بر خلاف ولاديمير پوتين، دميتري مدودف، نخست وزير 52 ساله روسيه اغلب با تلفن هوشمند خود در انظار عمومي ظاهر مي شود و پيوسته در صفحات اجتماعي رسمي خود در اينستاگرام (+ لینک) و فيس بوک، عکس ها خود را به اشتراک مي گذارد.

medvedev_instaAcct.jpg

-

جولیس هولمز، سفیر آمریکا در ایران در دوران ریاست جمهوری جان اف. کندی، بعد از حداقل سه سال دیدار و گفتگوی مستمر با محمدرضاه شاه پهلوی یک بار برداشت خود از شخصیت او را به واشنگتن گزارش کرد. سفیر آمریکا شاه را مردی تنها، مغرور و مشکوک به دیگران می‌دید که بسیار باهوش، دارای حافظه قوی و جذبه شخصی بالا بوده‌ است.

ارزیابی هولمز در واقع بخشی از سند طولانی‌تری با عنوان "محمدرضا پهلوی، شاهنشاه ایران" است که در سال ۲۰۰۶ میلادی از حالت طبقه بندی بیرون آمده. ارزیابی هولمز از این نظر مهم است که هرچند توسط یکی از بزرگ‌ترین طرفداران شاه در دولت کندی نوشته شده است، لحنی صریح و به دور از تعارفات دیپلماتیک دارد.

هولمز می‎نویسد شاه شخصیت بسیار پیچیده‌ای دارد؛ مملو از تناقضات است؛ خلق و خوی‌اش خیلی سریع تغییر می کند. "او تجسم ترکیب غیرقابل پیش بینی‌ای از تندی و ملایمت است."

به نظر سفیر آمریکا، شاه نمونه بارزی از به گفته او "شخصیت و ذهنیت ایرانی" است: باهوش است و گوش به زنگ معانی ظریف و نهان؛ به نیات دیگران مشکوک است.

PichidehShah1.jpg

بنا بر اسناد، سفیر آمریکا به دقت سلامت جسمی و روحی شاه را زیر نظر داشت و در مواردی نتیجه آزمایش‎های پزشکی وی در اروپا را از واشنگتن دریافت می‎کرد

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

او می‎افزاید شاه به خاطر تحصیلات محدودش در غرب، در استدلالات منطقی تا حدی توانایی دارد ولی "کوشش‌هایش برای نتیجه گیری از طریق فرایندهای منطقی اغلب زیر موجی از واکنش‌های غریزی فرو می‌رود، واکنش هایی که اغلب تصمیم‌های کنترل شده هستند."

به باور سفیر آمریکا،‌ تناقض دیگر در شخصیت شاه از اعتقاد راسخش به یک ماموریت تاریخی‌ نشات می گرفت، این که فکر می‌کرد "دست سرنوشت روی پیشانی‌اش نهاده شده است."

هولمز می‌افزاید: "بعضی وقت ها شواهد روشنی بروز می دهد که فکر می‌کند مظهر همه شکوه، قدرت و فضیلت ایران از زمان کوروش است."

"در یک حال و هوای دیگر، آگاهی خود از ریشه خاکی و ساده خانواده پهلوی را به نمایش می‌گذارد و یک دلسوزی و همانندی به طور قطع گرمی در مورد فقرا و رعایای بی سواد احساس می‌کند، رعایایی که به بهبود وضع زندگی آنان مصمم است."

PichidehShah2.jpg

مراسم اعطای سند زمین به گروهی از کشاورزان ترکمن- بخشی از برنامه اصلاحاتی که بعدها به انقلاب سفید معروف شد

seyedEmami2_021218.jpgبی بی سی - در جلسه‌ای که امروز با حضور تعدادی از نمایندگان مجلس ایران و مأموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران درباره مرگ کاووس سید امامی در زندان اوین تشکیل شده، فیلمی از سلول او پخش شده که به گفته نمایندگان او را در حال "آماده شدن برای خودکشی" نشان می‌دهد.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس ایران که در جلسه حضور داشته توضیحات ارائه‌شده از سوی مأموران سپاه را کافی ندانسته و خواهان روشن شدن جوانب مختلف این اتفاق شده است.

هم‌زمان پسر آقای سیدامامی از تشکیل پرونده قانونی خبر داده و گفته است که روز سه‌شنبه ۲۴ بهمن جسد پدرش را برای انجام مراسم خاکسپاری تحویل می‌گیرند.

'لحظه خودکشی مشهود نیست'

آقای مطهری بعد از جلسه روز دوشنبه ۲۳ بهمن که به درخواست اطلاعات سپاه برگزار شد، گفت که فیلمی از آقای سیدکاووسی در سلولش در زندان نمایش داده شده است.

به گفته او، "در این فیلم لحظه خودکشی مشهود نیست، اما حدود هفت هشت دقیقه ایشان مشغول اقداماتی است که نشان می‌دهد احتمالا قصد خودکشی دارد."

آقای مطهری ناظران تصاویر دوربین‌های مداربسته را به کوتاهی متهم کرده و گفته که مسئول این کار "باید زودتر متوجه می‌شده و از این اتفاق جلوگیری می‌کرده است."

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

روز ۲۱ بهمن خانواده کاووس سید امامی، فعال محیط زیست و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق اعلام کردند که مأموران امنیتی به آنها اطلاع داده‌اند که او بعد از چند روز بازداشت در زندان خودکشی کرده است.

همان روز عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران از بازداشت چند نفر به اتهام "جاسوسی" خبر داد و گفت که این افراد "در قالب پروژه‌های علمی و محیط زیستی" اسناد طبقه‌بندی شده کشور را در حوزه‌های استراتژیک جمع‌آوری می‌کردند.

آقای دولت‌آبادی یک روز بعد تأیید کرد که آقای سیدامامی جزو همان متهمان بوده و "با توجه به اینکه می‌دانسته است اعترافات زیادی هم علیه وی شده و هم خود اعترافاتی داشته متأسفانه در زندان دست به خودکشی زده است."

آقای مطهری امروز در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به مسئولیت سازمان اطلاعات سپاه در این پرونده گفته است که "مبارزه با جاسوسی کار تخصصی وزارت اطلاعات است و بهتر است این دو نهاد در کار یکدیگر دخالت نکنند."

RezaPahlavi_021118.jpgدماوند، رضا پهلوی می گوید که اصلاح طلبان با رخنه به رسانه هایی که با بودجه دولت آمریکا اداره می شوند، برای بقای جمهوری اسلامی تلاش می کنند.

آخرین ولیعهد ایران در گفتگو با تلویزیون بیان مستقر در لندن، گفته که مردم ایران اساس حکومت را زیر سوال برده و دیگر دنبال اصلاح طلبی نیستند اما اصلاح طلبانی که به درون رادیو فردا و صدای آمریکا نفوذ کرده اند، همراه با لابی جمهوری اسلامی در اروپا و آمریکا، می خواهند «اصلاح طلبی را به خورد مردم بدهند».

شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرده که «محتوای این رسانه ها باید در جهت خواست مردم باشد نه اصلاح طلبان و طرفداران بقای جمهوری اسلامی.»

او گفته که اگر قرار است «پاکسازی»ای در رادیو فردا و صدای آمریکا صورت بگیرد، باید در جهت انعکاس صدای مردم باشد.

به گفته آخرین ولیعهد ایران، بسیاری از قانونگذاران آمریکایی هم از این ضرورت آگاهند و «قرار است» به این مسئله «به صورت جدی» بپردازند.

پیشتر، سناتور جان مک کین، از اعضای ارشد و باسابقه کنگره آمریکا هم از عملکرد رادیو فردا انتقاد کرده و گفته بود که باید در این خصوص تحقیقاتی صورت بگیرد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

عملکرد رادیو فردا و صدای آمریکا که هر دو با بودجه های دولتی آمریکا فعالیت می کنند، اعتراض وسیع بسیاری از ایرانیان در سال های اخیر را به دنبال داشته است. تعدادی از خبرنگاران رادیو فردا در سال های اخیر در شبکه های اجتماعی به صراحت از مسئولان جمهوری اسلامی دفاع کرده و به مخالفان جمهوری اسلامی از جمله شاهزاده رضا پهلوی حمله کرده اند.

aref_021218.jpgخبرآنلاین - سایت فراکسیون امید نوشت: رییس فراکسیون امید مجلس با ابراز تاسف از درگذشت کاووس سیدامامی در زندان خواستار بررسی این موضوع از سوی دادستان و نهادهای نظارتی در قوه قضاییه و همچنین ارائه هرچه سریعتر گزارشی در این باره شد.

محمدرضا عارف در باره فوت کاووس سید امامی اظهار کرد : خودکشی یک بازداشتی آن هم یک استاد دانشگاه اتفاق بسیار ناگواری بود؛ به خصوص که این اتفاق در شرایطی رخ داد که ما در آستانه برگزاری جشن انقلاب بودیم.

رییس فراکسیون امید همچنین یادآور شد: امروز همچنین فیلمی برای تعداد محدودی از نمایندگان به نمایش گذاشته شد؛ این فیلم در اتاقی بود که ایشان (سیدامامی) نگهداری می‌شد و گفتند چون استاد دانشگاه بود سوئیت خوبی در اختیارش قرار دادند. در این فیلم ایشان با پرتاب یک شیء تلاش داشت لامپ را بشکند و پیراهنش را درآورد و تلاش کرد از آن به عنوان ابزاری برای دار زدن خود استفاده کند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

وی در پایان یادآور شد: قرار شد اگر فیلم دقیق‌تری وجود دارد در اختیار نمایندگان قرار گیرد.

خانواده کاووس سیدامامی برای دفن فوری پیکر وی تحت فشار است

-مدیر اجرایی کمپین حقوق بشر در ایران از فشار بر خانواده سیدامامی برای برگزاری یک مراسم خصوصی قبل از دریافت هرگونه اطلاعات مستقل و پزشکی تایید شده، خبر داد.
-سخنگوی قوه قضاییه می‌گوید موضوع توسط مسئولان بررسی خواهد شد.

در حالی که سخنگوی قوه قضاییه وعده بررسی درگذشت مشکوک کاووس سیدامامی در زندان را می‌دهد، خانواده این استاد دانشگاه و فعال محیط زیست خواستار کالبدشکافی مستقل و شفاف وی شده‌اند تا علت مرگ روشن شود.

غلامحسین محسنی‌ اژه‌ای سخنگو و معاون اول قوه‌قضاییه امروز دوشنبه، ۲۳ بهمن‌ماه، ضمن تایید درگذشت کاووس سیدامامی استاد دانشگاه و شهروند دوتابعیتی ایرانی- کانادایی در زندان گفته که خودکشی سیدامامی در حال بررسی است تا ببینیم چگونه اتفاق افتاده است.

روز شنبه، ۲۱ بهمن‌ماه، خبر درگذشت سیدامامی از سوی خانواده‌اش رسانه‌ای شد و آنها اطلاع دادند که مقامات دادستانی گفته‌اند که وی در زندان «خودکشی» کرده است.

محسنی‌ اژه‌ای درباره علت درگذشت ناگهانی سیدامامی در زندان گفته که «من شنیده‌ام ایشان خودکشی کرده‌اند اما هنوز از جزئیات آن اطلاع ندارم.»

با اینکه درگذشت سیدامامی دست‌کم سومین مرگ مشکوک در زندان‌های جمهوری اسلامی در دو ماه اخیر است، سخنگوی قوه‌قضاییه مدعی شده که مراقبت‌های لازم از بازداشتی‌ها و زندانیان صورت می‌گیرد.

روز گذشته عباس جعفری‌ دولت آبادی دادستان تهران نیز ضمن تایید درگذشت سیدامامی در زندان گفت که او پس از اعترافاتی دست به خودکشی زده است.

مرگ مشکوک کاووس سیدامامی و روند نگران‌کننده اعلام «خودکشی»‌ها در زندان‌های جمهوری اسلامی با واکنش‌های متعددی از جمله کمپین حقوق بشر در ایران روبرو شده است.

بی بی سی - فرشته طائرپور، تنها عضو زن هیئت داوران سی و ششمین جشنواره فیلم فجر که دیشب بیست و دوم بهمن ماه در مراسم اختتامیه روی صحنه با فاصله از سایر اعضای مرد هیئت داوران ایستاده بود، گفته برخلاف آنچه اعلام شد به دلیل کسالت مسری و سرماخوردگی کنار نایستاده بلکه "خط قرمزهای تلویزیون" را رعایت کرده است.

ایسنا امروز از قول خانم طائرپور نوشت که اگر بیماری‌اش مسری بود، دختر خودش (غزل شاکری) را دیشب چندین بار نمی‌بوسید. به گزارش ایسنا خانم طائرپور، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس در نوشتاری آورده است: کسالت من از نوع مُسری نبود. از وقتی آلودگی هوا بیشتر شده، گاهی گرفتار حمله‌های سرفه می‌شوم. خانم‌های برنده جایزه را هم به استناد تصاویر موجود، جوری بوسیدم که هیچ تماسی جز با نیمه عقبی روسری شان نداشته باشم. امیدوارم به دلایل دیگر سرما نخورند و به حساب من گذاشته نشود.

رضا رشیدپور مجری مراسم اختتامیه در ابتدای مراسم اعلام کرد که خانم طائرپور سرماخورده و به این دلیل با فاصله از سایر اعضای مرد هیئت داوران جشنواره فیلم فجر روی سن ایستاده است.

taerpoorfajr1.jpg

فرشته طائرپور، تنها عضو زن هیئت داوران سی‌و‌ششمین دوره جشنواره فیلم فجر در طول مراسم اختتامیه این جشنواره با فاصله از اعضای مرد هیئت داوران ایستاده بود

taerpoorfajr2.jpg

خانم طائرپور در توضیحاتش آورده: همان ابتدای برنامه به آقای رشیدپور گفتم و خواهش کردم اعلام کند که چون تلویزیون معمولا تصویر مرا در مراسم حذف می‌کند، اگر به توصیه مسئولان مراسم بروم درست وسط شش داور دیگر بایستم، در پخش تصاویر آنها هم مشکل ایجاد می‌شود. ایشان به احترام آبروی تلویزیون نگفتند (امیدوارم مسئولان تلویزیون قدر آبروداری ایشان را بدانند). تنها چاره این بود که خودم خط قرمزهای تلویزیون را مراعات کنم و جدا از بقیه بایستم تا حذفم بی دردسرتر باشد و به داوران دیگر لطمه نزند. برخی سایت‌ها نوشته‌اند که من چون با سایر داوران در طول داوری مشکل داشته‌ام و آنها را قبول نداشته‌ام جدا ایستاده‌ام. چگونه ممکن است همکاران سی و چند ساله خودم را قبول نداشته باشم؟! در جمع داوران امسال تنها آقای خجسته بودند که از قبل ایشان را نمی‌شناختم و به یمن این تجربه با ایشان آشنا شدم و خدمتشان ارادت پیدا کرده‌ام.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

کاربران شبکه‌های اجتماعی شب گذشته علاوه بر این که به این حرکت خانم طائرپور واکنش نشان دادند درباره اینکه تلویزیون زن‌های حاضر در مراسم اختتامیه را عمدتا تنها در لانگ شات نشان می‌داد زیاد نوشتند. مهناز افشار، بازیگر، توییت کرد: "صدا و سیما امسال هم مثل همه این سال ها مراسم اختتامیه را جوری نشون داد که گویا تقریبا هیچ‌ زنی توی سالن نیست. نمیدونم این چه تصادفیه که خیابان انقلاب میرسه به خیابان آزادی... از ما که گذشت ولی بقیه زنان این مملکت رو اگر نشون هم نمیدن، لااقل ببینن!!"

در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هم وقتی نوبت به نوازندگان زنی رسید که روی صحنه ساز می‌زدند، تلویزیون ایران که مراسم را به صورت زنده پوشش می‌داد، پخش زنده را قطع کرد و به جای زنان نوازنده، کلیپهایی را از چند فیلم سینمایی پخش کرد.

35F2C9DE-A6D6-4C4C-A0D6-68C676BB4885.jpegجناب محمد برقعی
ابتدا سپاسگزاری می کنم به خاطر «رد نقد من بر بیانیه نو اندیشان دینی در مورد حجاب». همین که پاسخی از طرف یکی از نو اندیشان دینی دریافت می شود نشان دهنده ی این است که همه ی نو اندیشان دینی در جهان بسته ای که خود برای خود ساخته اند زندگی نمی کنند و با بیرون از این جهان نیز در تماس اند.

دوم عذرخواهی می کنم از شما و کسان دیگری که احتمالا از نوشته ی من رنجیده اند. من خواهان رنجاندن هیچ کس نیستم و می دانم که در هر جامعه ای، افراد با سلیقه های گوناگون زندگی می کنند و پرخاش به این سلیقه ها، نشان دهنده ی «خودْ مرکزِ جهانْ پنداری» شخص است و من چنین کسی نیستم. شاید از زمانی که شناخته شده ام چون خواننده با شخص معینی سر و کار دارد صریح تر و در مواقعی تندتر از پیش شده ام ولی این صراحت و تندی به خاطر اقامت در غرب و از خود بیخود شدن و «شلنگ تخته انداختن»ِ فکری و زبانی نیست چرا که بیشترِ عمرِ نزدیک به شصت ساله ام را در خارج گذرانده ام و با فرهنگ غرب از دیرباز مانوس ام. بنابراین چشم ام تازه به آزادی های غرب نیفتاده که مثل «تازه به غرب رسیده ها» خود را ببازم.

سوم من همواره با نو اندیشان دینی و اصلاح طلبان سیاسی به خاطر نزدیکی شان به آن بخش از جامعه ی سنتی که نمی خواهند غیر مذهبی و در عین حال مذهبیِ افراطی باشند همراه بوده ام هر چند نه دیدگاه هایشان، و نه روش تعدیل مذهب و سیاست شان را قبول داشته ام. خط آن ها و روش آن ها برای من قابل فهم بوده ولی نسبت به شیوه ی عمل آن ها انتقاد جدی دارم.

چهارم بر این اعتقاد بوده ام و هستم که نو اندیشان دینی و اصلاح طلبان سیاسی هیچ گاه به افکار بیرون از جهان خود بها نمی دهند و هر تغییر و تبدیلی در شیوه ی عمل و مرام شان صورت پذیرد، باید از درون خودشان باشد. به عبارتی ممکن است نو اندیشان دینی و اصلاح طلبان سیاسی نظر دیگران را بخوانند یا بدانند، ولی هرگز خود را وارد گفت و گوی مستقیم و مشخص و محترمانه با «بیرونیان» نمی کنند. نمونه اش مطلب آقای رضا علیجانی با عنوان «نفرت ضددینی مانع درک اهمیت مخالفت زنان محجبه با حجاب اجباری است»؛ آقای علیجانی چنان نوشته اند که انگار ما از سیاره ای دیگر به زمین آمده ایم و نمیدانیم ایران کجاست و چه مردمانی در آن زندگی می کنند! شیوه ی نوشتن شان هم به گونه ای ست که طرفِ گفت و گو شناخته نشود و اظهار نظر، به شیوه ی «فرادست فکری» و «فرودست فکری» صورت پذیرد.

پنجم مطلب من در باره ی بیانیه ی حجابِ نو اندیشان دینی بیشتر از آن که به حجاب مربوط شود به شیوه ی کار نو اندیشان دینی و بازوی سیاسی آن ها یعنی اصلاح طلبان حکومتی مربوط می شود. نوشتن متن های مطنطن و استفاده از نثرهای مغلق در باب مسائل اجتماعی یکی از موارد انتقاد و اعتراض من به نو اندیشان دینی ست که مورد تایید شما نیز هست. ممکن است گفته شود عیسی به دین خود موسی به دین خود، شما برو به شیوه ی خودت کار کن ما هم به شیوه ی خودمان کار می کنیم. آری. می شود چنین چیزی گفت و گریبان خود را از منتقد تندزبانی چون «سخن» رهانید، ولی موضوع، نه من هستم و نه نو اندیشان دینی، بلکه موضوع، جامعه ای ست که در حال اضمحلال است و بخشی از این اضمحلال می تواند به دست نو اندیشان دینی، متوقف، کند، یا تند شود. ما اگر به همین نحو پیش برویم، در یک نقطه، دچار فروپاشی کامل خواهیم شد که چنین مباد. نو اندیشان دینی می توانند، به سهم خود جلوی این فروپاشی را بگیرند یا روند آن را کند کنند.

افزایش دوباره قیمت دلار

| No Comments

dollar_021218.jpgرادیو فردا، گزارش ها از تهران حاکیست که قیمت دلار در بازار ارز بار دیگر افزایش یافت و برای دقایقی به ۴۸۵۰ تومان نیز رسید. همچنین قیمت طلای ۱۸ عیار، به ۱۵۰ هزار تومان در هر گرم رسید که رکورد قیمت در سال جاری را شکسته است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روز دوشنبه ۲۳ بهمن، برای چندمین بار در روزهای اخیر، قیمت دلار به بالاتر از ۴۸۰۰ تومان افزایش یافت.

درهمین حال، خبرگزاری فارس نرخ دلار در روز دوشنبه را ۴۸۲۰ تومان اعلام کرد.

تسنیم در گزارش خود یکی از دلایل بالا رفتن قیمت دلار در روز دوشنبه را بالا رفتن نرخ فروش ارز در صرافی‌های بانک ها دانسته است.

براساس این گزارش، صرافی‌های بانک ها صبح روز دوشنبه نرخ فروش دلار را ۴۷۷۷ تومان اعلام کردند اما دقایقی بعد، آن را به ۴۷۹۳ تومان افزایش دادند.

در این میان، فارس از صف‌های طولانی برای خرید دلار خبر داد و نوشت که «دلالان و افراد عادی آنچنان در کنار صرافی‌های جنب پاساژ افشار و در آن میدانک معروف تجمع کرده‌اند که به سختی می‌شود از بین جمعیت عبور کرد».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

دور جدید افزایش قیمت دلار از هفته گذشته آغاز شده است.

ایران وایر

spies000002.jpg

sazman_bazneshastegi.jpgشرق ـ محمد مساعد - صندوق بازنشستگی کشوری، دومین صندوق بزرگ بازنشستگی کشور است. صندوقی که برای سال‌های بازنشستگی کارکنان کشوری ایجاد شده و قرار بوده با سرمایه‌گذاری‌های مناسب بر ارزش حق بیمه‌های پرداختی کارکنان دولت بیفزاید و در سال‌های بازنشستگی رفاه آنان را فراهم کند اما در عمل به صندوقی ورشکسته تبدیل شده و امروز بدون کمک دولت قادر به پرداخت حقوق و مستمری افراد تحت پوشش خود نیست. از‌ دیگر‌ سو نیز عمده حقوق‌بگیران این صندوق کمتر از دو‌میلیون تومان حقوق می‌گیرند و در‌شرایطی‌که پنج هزار حقوق‌بگیر صندوق بازنشستگی حقوق بالای هفت ‌میلیون تومان دارند، دوهزار نفر مستمری کمتر از یک‌میلیون تومان دریافت می‌کنند. مشکلات مدیریتی صندوق‌های بازنشستگی در کشور چیزی نیست که کتمان‌شدنی باشد و سال‌ها سوءمدیریت در آنها از سرمایه‌گذاری‌های اشتباه تا «سهوقلم» های‌میلیاردی، بذل‌وبخشش‌های بی‌حساب‌وکتاب و روابط پشت صحنه، تغییرات در ترکیب مدیریتی صندوق‌ها، دست‌اندازی دولت‌های مختلف به منابع صندوق‌ها هم‌زمان با تعارض منافع گاه‌و‌بی‌گاه بین دولت‌ها و صندوق‌ها، سهل‌انگاری در مدیریت منابع، دخالت‌های سیاسی و تصمیمات غیرکارشناسی سیاسیون در مجلس‌های مختلف و تحمیل تعهدات بدون مشخص‌کردن منبع، بدهی‌های سنگین دولت به این صندوق‌ها و بسیاری علل دیگر دست‌به‌دست هم داده‌اند تا امروز شاهد وضعیتی باشیم که از بحران صندوق‌های بازنشستگی به‌عنوان یکی از ابرچالش‌های کشور در کنار بحران آب، محیط‌زیست و اشتغال نام برده شود. صندوق‌های بازنشستگی در شرایطی روی کاغذ (و البته به اشتباه) تحت مدیریت دولت هستند که در برخی موارد کنترل دولت هم روی آنها تمام‌و‌کمال نیست و برخی روابط بر آن تأثیرگذارند. کش‌و‌قوس چند ماه برای تغییر مدیریت صندوق بازنشستگی کشوری بین وزیر کار و رئیس سابق صندوق بازنشستگی کشوری به‌خوبی نشان می‌دهد حتی وزیر کار نیز نمی‌تواند برای این صندوق‌ها آن‌چنان که می‌خواهد تصمیم بگیرد و نه‌تنها این صندوق‌ها به‌دست اعضای تحت پوشش خودشان مدیریت نمی‌شوند (که طبیعتا باید بشوند) بلکه دولت نیز سکان اداره آنها را به‌طور کامل در اختیار ندارد. درحال‌حاضر دو ماهی هست که جمشید تقی‌زاده رسما سکاندار صندوق بازنشستگی کشور است. جمشید تقی‌زاده که سوابقی مانند مدیرکلی سازمان تربیت‌بدنی آذربایجان‌شرقی و معاونت امور مجلس، حقوقی و استان‌های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را در کارنامه دارد، احتمالا مأموریت دارد از روابط خود در مجلس شورای اسلامی برای حل مشکلات صندوق بازنشستگی کشوری استفاده کند. در کنار آن دولت نیز تلاش می‌کند گوشه‌ای از بار مشکلات را به دوش بگیرد.

Abbas_Jafari_Dolatabadi.jpgرادیو زمانه ـ دولت‌آبادی، دادستان تهران گفته است که فعالان محیط زیست که در بهمن‌ماه جاری بازداشت شده‌اند برای آمریکا و اسرائیل از «اماکن حساس و حیاتی کشور از جمله پایگاه‌های موشکی» جاسوسی می‌کردند. او کاووس سیدامامی را که در بازداشت جان سپرده یکی از «مرتبطان اصلی افسر اطلاعاتی آمریکا در ایران» دانسته است.

به‌گزارش خبرگزاری میزان، عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران سه‌شنبه ۲۴ بهمن توضیحاتی درباره بازداشت هشت تن از فعالان محیط زیست در روزهای ۴ و ۵ بهمن‌ ارائه داد.

دولت‌آبادی گفت: «متهمان پرونده با هدایت افسران اطلاعاتی سیا و موساد مأموریت‌های سه‌گانه‌ای را شامل موضوعات زیست محیطی، نفوذ در جامعه علمی ایران و جمع‌آوری اطلاعات از اماکن حساس و حیاتی کشور از جمله پایگاه‌های موشکی کشور، دنبال می‌کرده‌اند.»

سارق عفت دختران انقلاب!

| No Comments

drone_021218.jpgاسرائیل: به پهپاد ایرانی اجازه ورود دادیم تا تجاوز ایران را نشان دهیم

یورونیوز - اسرائیل می‌گوید به پهپاد ایرانی اجازه داده است به حریم این کشور وارد شود تا ثابت کند که ایران با استفاده از خاک سوریه به این کشور «تجاوز» می‌کند.

ارتش اسرائیل دو روز پیش از رهگیری یک فروند پهپاد ایرانی خبر داده بود. روز شنبه یک بالگرد تهاجمی اسرائیل موفق به رهگیری و به زمین نشاندن یک پهپاد ایرانی شد که گفته می‌شود از سوریه به حریم هوایی اسرائیل نفوذ کرده بود. به گفته ارتش اسرائیل، ایران این پهپاد را از یک سامانه عملیاتی خود در پایگاه هوایی تی-۴ در نزدیکی پالمیرای سوریه به هوا فرستاده است.

ورود پهپاد ایرانی به حریم اسرائیل بهانه حمله هوایی این کشور به مواضع ایران در سوریه بود، عملیاتی که طی آن یک فروند جنگنده اف-۱۶ این کشور بر اثر اصابت موشک پدافند سوریه سقوط کرد. در پی سقوط این هواپیما، اسرائیل حمله «گسترده»ای را به مواضع ایرانی در خاک سوریه انجام داد.

سرلشکر تومر بار، جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش اسرائیل گفت که عملیات ارتش این کشور پس از سقوط اف-۱۶ «بزرگترین و برجسته‌ترین حمله هوایی اسرائیل علیه سوریه از زمان جنگ ۱۹۸۲ لبنان» بوده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

از سوی دیگر سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل، موساد اعلام کرد نیروهای سپاه قدس ایران از پایگاه تی-۴ سوریه برای انتقال سلاح به مقاصد مختلف از جمله به حزب‌الله لبنان استفاده می‌کنند.

پهپاد سرنگون شده ایرانی، نسخه کپی شده نمونه آمریکایی است

به گزارش شبکه خبری سی ان ان، پهپاد ایرانی سرنگون شده توسط اسرائیل نسخه کپی شده هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی است.

به گفته ان بی سی، این پهپاد مشابه پهباد آمریکایی است که ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی در شرق کشور ساقط کرد. به گفته مقامات ایرانی این هواپیمای بدون سرنشین از نوع آر کیو ۱۷۰ در عمق ۲۲۵ کیلومتری خاک ایران رهیابی و سرنگون شده است. تهران ادعا می‌کند که این پهپاد در حال جاسوسی از کشور بود و نیروهای ایران با نفوذ در سامانه الکترونیکی، کنترل پهپاد را در دست گرفته و آن را سالم بر زمین نشانده‌اند.

پهپاد آر کیو ۱۷۰ از پیشرفته ترین انواع هواپیمای بدون سرنشین است و به نظر می‌رسد متخصصان ایرانی توانسته‌اند از طریق مهندسی معکوس نمونه‌هایی از آن را تولید کنند.

fesad_021218.jpgمجتبی احمدی - شبکه بیان

رهبر جمهوری اسلامی چند روز قبل از راهپیمایی حکومتی گفته بود «امسال به‌ لطف الهی 22 بهمن از آن 22 بهمن‌های تماشایی خواهد بود.» اگرچه از منظر علی خامنه‌ای این شکوه به معنای تعداد زیاد شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی بود، در عالم واقعیت اتفاق دیگری افتاد و مراسم سالروز انقلاب اسلامی با اندک شرکت‌کنندگان آن، به صحنه جالبی برای اعتراف نظام به فساد گسترده تبدیل شد.

به گزارش «شبکه رسانه‌ای بیان» از نماد مفسدان اقتصادی، نجومی بگیران و مدیران ناکارآمد تا غرفه «گله‌مندی» از نظام و مصاحبه مدیران میانی و مسئولان ارشد نظام، همگی نشان‌دهنده اعتراف جالب جمهوری اسلامی به غرق شدن در فساد اداری و اقتصادی بود.

جمهوری اسلامی پس از قیام دی کاملاً به این درک رسیده است که مردم از فساد، کج روی و ناکارآمدی دستگاه‌ها و افراد حکومتی به ستوه آمده‌اند. اذعان به فساد اقتصادی و وجود مدیران ناکارآمد با آدم‌هایی که در راهپیمایی 22 بهمن لباس زندان را پوشیده بودند و دست‌هایشان با طناب بسته شده بود، در پی انتقال این پیام به مردم بود که نظام متوجه قیام مردم شده و در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادی گام برمی‌دارد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

هم‌زمان با اعتراف به ناکارآمدی نظام در این راهپیمایی، سازمان بین‌المللی شفافیت در جدیدترین رده‌بندی کشورهای جهان بر اساس «شاخص ادراک فساد» اعلام کرد، رتبه ایران در جهان با یک پله نزول به رتبه 131 رسیده؛ بنابراین رتبه فساد اقتصادی و اداری در ایران بدتر شده است.

kavehMadani_021118.jpgرادیو فردا - محمود صادقی، نماینده مجلس، ‌به نقل از عیسی کلانتری، ‌رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، بازداشت معاون او،‌ کاوه مدنی، را تایید کرده است. درهمین حال، واکنش های متعددی نسبت به مرگ کاووس سید امامی، یکی از فعالان زندانی محیط زیست، در زندان ابراز شده است.

آقای صادقی روز یکشنبه ۲۲ بهمن، در توئیتر خود نوشت که در جریان پیگیری موضوع مرگ کاووس سید امامی، استاد دانشگاه امام صادق و فعال محیط زیست، در زندان، متوجه شده که کاوه مدنی، معاون بین الملل، نوآوری و مشارکت اجتماعی- فرهنگی سازمان حفاظت محیط زیست، نیز روز شنبه ۲۱ بهمن، بازداشت شده است.

وی همچنین به خبرگزاری ایلنا گفت: «در پی تماسی با آقای کلانتری (رئیس سازمان حفاظت محیط زیست)، ایشان گفتند که آقای مدنی نیز بازداشت شده‌اند».

او در پاسخ به این سوال که آیا آقای مدنی به دلیل دو تابعیتی بازداشت شده‌است، ادامه داد: «استعلام‌های لازم درباره این فرد انجام شده و به نظر نمی‌رسد مشکل خاصی در این زمینه وجود داشته باشد».

این نماینده مجلس اضافه کرد: «آقای کلانتری درباره بازداشت آقای مدنی گفته بودند که علت بازداشت آقای مدنی نیز اعلام نشده است».

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

این در شرایطی است که شهرزاد همتی، روزنامه نگار در تهران،‌ در توئیت خود به نقل از امید علیزاده، روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست، نوشت که «خبر بازداشت آقای مدنی صحت ندارد» و در این ارتباط به تماس های تلفنی و تلگرامی وی اشاره کرد.

این تکذیبیه تاکنون به صورت رسمی در وب‌سایت سازمان حفاظت محیط زیست منتشر نشده است.

کاوه مدنی، استاد دانشگاه امپریال کالج لندن، در شهریور ماه به عنوان معاون سازمان محیط زیست انتخاب شد.

021218_top.jpg

به دنبال سخنان روز گذشته‌ حسن روحانی مبنی بر رجوع به بند ۵٩ قانون اساسی و ترتیب «رفراندم»، ١۵ تن از فعالین سیاسی و حقوق بشری در داخل و خارج ایران، با امضای بیانیه‌ای ضمن استقبال از پیشنهاد «همه‌پرسی»، خواستار انجام آن تحت نظارت سازمان ملل با هدف گذار مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی به یک دمکراسی سکولار پارلمانی گردیدند.

***

قریب چهاردهه از تاسیس جمهوری اسلامی مى‌گذرد؛ حکومتی که سودای اسلامی کردن، جایی برای جمهوریت آن باقی نگذاشته است. در این ۴۰ سال نه تنها از رنج و آلام اقشار مختلف کاسته نشده، بلکه با ایجاد زندگی دوگانه‌ و تشویق مداوم تظاهر به دینداری، در عمل، زندگی مردم دستخوش بحران‌ها و رنج‌های‌ متعددی شده است. مسوولان امر به علت جهالت و ناکارآمدی ساختاری و فساد نهادینه، از حل مشکلات زندگی روزمره و عادی جامعه عاجزند. تبعیض، فساد و اختلاس‌های نجومی بی‌داد می‌کند. محتواى بسیاری از قوانين ظالمانه، مولد تبعيض و مروج خشونت است. قوه قضاییه به جای اجرای عدالت و همين قوانين ناقص، مجری منویات سیاسی زمامداران شده است. افراد مختلف از زنان، وکلا، روزنامه‌نگاران، معلمان، دانشجویان، کارگران و کنشگران سیاسی و اجتماعی به اتهام انتقاد از مسوولان، روشنگری افکار عمومی، دعوت دولتمردان به جدایی نهاد دین از حکومت، و درخواست لغو حجاب اجباریِ زنان، تحت آزارهای مداوم قرار گرفته و بازداشت و با احکام سنگین روانه زندان شده‌اند.

مجموعه تجربیات ۴۰ساله، حاکی از اصلاح‌ناپذیری نظام جمهوری اسلامی ایران است؛ چرا که این نظام با پناه گرفتن در پشت مفاهیم الهی، استفاده ابزاری از دین، پیشه کردن دروغ و تزویر و عدم شفافیت، به هیچ گرفتن افکار عمومی، پشت پا زدن به حکومت قانون و موازین حقوق بشر، نقض نهادینه آزادی و حقوق ملت، ناتوانی مفرط از حل بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و انسداد کلیه روش‌های نظارت قانونی و اصلاح مسالمت‌آمیزِ امور، به مانع اصلی پیشرفت و رهایی ملت ایران تبدیل شده است.

به عقيده امضاکنندگان این بیانیه، راهكار برون‌رفت از اين مشكلات بنيادين، گذار مسالمت‌آميز از نظام جمهورى اسلامى به يك دموكراسى سکولار پارلمانى مبتنى بر آرای آزاد مردم، رعايت كامل حقوق بشر و رفع همه تبعيض‌هاى نهادينه به خصوص برابرى كامل زنان، قومیت‌ها، ادیان و مذاهب در همه زمينه‌هاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسی و اقتصادى است.

ما امضاکنندگان این بیانیه، با تکیه بر حق تعیین سرنوشت ملت‌ها، خواهان برگزاری رفراندوم، جهت تعیین نوع حکومت تحت نظارت سازمان ملل متحد هستیم تا ملت ایران بتواند با تعیین نحوه حکومت مطلوب، خود مسوولیت سرنوشتش را بر عهده بگیرد و برای رفع بحران‌های موجود، تلاشی موثر و همگانی به عمل آورد.

امضاکنندگان:

نسرین ستوده (وکیل مدافع حقوق بشر - ایران)
شیرین عبادی (وکیل مدافع حقوق بشر - انگلستان)
نرگس محمدی (فعال مدافع حقوق بشر - زندان اوین)
پیام اخوان (وکیل بین‌المللی حقوق بشر - کانادا)
جعفر پناهی (کارگردان و فیلم‌ساز - ایران)
محسن سازگارا (فعال سیاسی - امریکا)
محمد سیف‌زاده (وکیل مدافع حقوق بشر - ایران)
حسن شریعتمداری (فعال سیاسی - آلمان)
حشمت‌الله طبرزدی (فعال سیاسی - ایران)
ابوالفضل قدیانی (فعال سیاسی - ایران)
محسن کدیور (فعال و نویسنده مخالف - امریکا)
کاظم کردوانی (جامعه‌شناس و پژوهشگر - آلمان)
محسن مخملباف (کارگردان و فیلم‌ساز - انگلستان)
محمد ملکی (فعال سیاسی - ایران)
محمد نوری‌زاد (فعال سیاسی و فیلم‌ساز - ایران)

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

27788226.jpg

واکنش‌ها به مناظره تلویزیونی: رفتار علی کریمی، شجاعانه یا «بزدلانه»؟

رادیوفردا - مناظره علی کریمی با محمدرضا ساکت در برنامه ۹۰ و ورود کارلوس کی‌روش به بحث، جنجال تازه‌ای را در فوتبال ایران پدید آورد.

علی کریمی در آغاز برنامه گفت دو ماه قبل سوالاتی مطرح کردم که هیچ یک از اعضای فدراسیون جواب ندادند. او بحث ایران نوین و ۶۹ میلیارد تومانی که فدراسیون فوتبال بابت آن خسارت داده را با جزئیات، مطرح کرد.

محمدرضا ساکت نیز در پاسخ گفت در تبلیغات میدانی که طی سال‌های ۹۳ تا ۹۵ توسط فدراسیون وقت انجام شد، جهش زیادی در بحث درآمدزایی صورت گرفت؛ قرارداد با حضور دستگاه‌های نظارتی امضا شد اما در اجرا دچار مشکلاتی شد که فدراسیون زیر بار نرفت.

بحث قرارداد ایران نوین، بین دو طرف ادامه داشت و در پایان هم کریمی گفت قانع نشده است.

کریمی درباره حذف مربیان داخلی تیم ملی هم صحبت کرد؛ از جمله در مورد حضور سباستین، دستیار کارلوس کی‌روش و فعالیت روزمزد این مربی در ایران.

مرخصی‌های کی‌روش، درگیری اوسیانو دستیار کی‌روش با خطیر معاون دبیرکل فدراسیون و ماجرای پس گرفتن لباس بازیکنان تیم ملی جوانان در نمازخانه فرودگاه، سایر موضوعاتی بود که کریمی مطرح کرد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

ساکت تمام اتهامات را رد کرده و معتقد بود کمیته اخلاق، مشغول بررسی تخلفات است. ساکت همچنین تاکید داشت که فدراسیون فوتبال ایران، دولتی نیست.

دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران یادآور شد که اساسنامه این فدراسیون را فیفا تایید کرده و نامه‌اش موجود است.

در ادامه برنامه اما مشخص شد که ادعای او صحیح نیست و اساسنامه، تاییدیه فیفا را ندارد.

مهم‌ترین بخش از مناظره، لحظه‌ای بود که فردوسی‌پور، پیامک سرمربی تیم ملی فوتبال ایران را خواند. متنی که در حین برنامه، در صفحه فیسبوک کی‌روش منتشر شد: «متاسفانه این باور قوی برای من که "استعداد خریدنی است اما شخصیت نه" تبدیل به یک حقیقت شد. در زمان مناسب، پاسخ جا زن را خواهم داد. واضح است که این رفیق نیمه‌راه در استفاده از پا و سر خود توانایی بیشتری از زبان و مغزش دارد. صحبت‌های غیرمحترمانه، دروغ، ساختگی و اتهامات بزدلانه او، تنها بی‌احترامی به ۱۲۴ بازی ملی، هم‌تیمی‌های او و فوتبال بود. شکی نیست که او نیاز به کمک دارد».

واکنش تند کی‌روش، عکس‌العمل تندتر کاربران را در صفحات اجتماعی به دنبال داشت. در فیسبوک کی‌روش، بیش از هزار کامنت در حمایت از کریمی منتشر شد. در توییتر، تلگرام و اینستاگرام نیز متن‌های مشابهی انتشار یافت.

عکس‌هایی از بی‌اعتنایی کریمی به احمدی‌نژاد، مچ‌بند سبز یا اهدای پیراهن شالکه به خانواده اشکان سهرابی از قربانیان تظاهرات خیابانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ نیز در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرد. این گروه از کاربران با این شواهد، می‌گویند رفتار کریمی برخلاف دیدگاه کی‌روش، بزدلانه نیست.

تقابل با علی کریمی، چالشی جدید برای کی‌روش است که حالا خود را در برابر بخشی از هواداران فوتبال ایران می‌بیند.

bahrain_021218.jpgدویچه وله - بحرین ۱۷ هزار کتاب درسی را به خاطر آمدن عنوان "خلیج فارس" در آنها جمع‌آوری کرده تا پس از "تصحیح خطا" اقدام به چاپ مجدد آنها کند. برخی کشورهای عربی برای تغییر این نام به‌رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی تلاش می‌کنند.

وزارت آموزش بحرین ۱۷ هزار کتاب درسی انگلیسی سوم ابتدایی را به دلیل استفاده از نام "خلیج فارس" جمع‌آوری و از دور خارج کرده تا سپس نسخه "تصحیح‌شده" آنها را دوباره چاپ کند.

به گزارش خبرگزاری دولتی بحرین (بنا)، در روز دوشنبه (۲۳ بهمن/ ۱۲ فوریه) وزارت آموزش این کشور هنگام توزیع این کتاب درسی متوجه به گفته‌ی خود "خطا"ی مندرج در آن شده است.

طبق همین گزارش، بحرین این کتاب درسی را به یک شرکت خارجی سفارش داده بوده است. حال قرار است تمام ۱۷ هزار نسخه پس از "تصحیح"، دوباره چاپ شده و در اختیار دانش‌آموزان قرار گیرند.

بحرین و دیگر کشورهای عربی متحد آمریکا در خلیج فارس از کاربرد نام "خلیج فارس" امتناع می‌ورزند. این کشورها به‌رغم رسمیت بین‌المللی این عنوان، استفاده از نام "خلیج فارس" را ابزاری برای "سلطه‌گری" جمهوری اسلامی بر منطقه دانسته و در موقعیت‌های مختلف برای تغییر آن تلاش کرده‌اند.

در برابر اما، چه در حاکمیت جمهوری اسلامی و چه در میان بخش اعظم مردم ایران، بر استفاده از عنوان خلیج فارس تأکید می‌شود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

چند سال پیش نیز در پی اوج‌گیری اختلافات میان ایران و امارات متحده عربی بر سر نام خلیج فارس و نیز مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، ایرانیان ده‌‌ها هزار نظر در تأیید اصالت عنوان خلیج ‌فارس منتشر کردند. همچنین سال‌هاست که بسیاری از کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی اعتراض‌نامه‌هایی آنلاینی را بر سر عنوان خلیج‌فارس امضا کرده و در کمپین‌های مختلفی درباره این موضوع شرکت کرده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در یکی از سخنرانی‌های خود در ماه اکتبر سال گذشته (۲۰۱۷) با زیر پا گذاشتن عرف دیپلماتیک، از خلیج فارس به عنوان "خلیج عربی" یاد کرد و باعث خشم ایرانیان شد.

تقلید صدای سیاوش قمیشی

| No Comments

ابراهیم حاتمی کیا در اختتامیه جشنواره فیلم فجر از رضا رشیدپور برای ساختن واژه‌هایی علیه فیلم «به وقت شام» و نپرداختن برنامه های شبکه دو و سه به این فیلم انتقاد کرد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ابراهیم حاتمی کیا کارگردان فیلم سینمایی «به وقت شام» در مراسم اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را به صورت مشترک به همراه بهرام توکلی برای فیلم «تنگه ابوقریب» دریافت کرد.

این کارگردان پس از دریافت جایزه با حضور روی صحنه، ضمن انتقاد از رویکرد تلویزیون و رضا رشیدپور در پرداختن به فیلم «به وقت شام» گفت: «من فیلمساز وابسته‌ام. من فیلمساز این نظامم. من ۳۰ سال است که روی این سن می‌آیم و می‌روم، بار اولم نیست. باید تقدیر کنم از سازمان اوج که واقعا سربازان گمنام هستند. افرادی مانند رشیدپور واژه‌هایی در این باره می‌سازند که مطرح می‌شود. من اعتراض می‌کنم به صداوسیما و از سبکه سه شکایت به خدا می‌برم.

حاج قاسم سلیمانی می‌گوید من برای «به وقت شام» گریه کردم اما اُف بر آن کسی که می‌گوید این فیلم کمدی است. من افتخار می‌کنم فیلمی درباره مدافعان حرم ساخته‌ام و افتخار می‌کنم بابت ساخت این فیلم از عزیزی مثل حاج قاسم سلیمانی هدیه گرفتم.»

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

او افزود: «افرادی مانند رشیدپور واژه‌هایی در این باره می‌سازند که مطرح می‌شود. من اعتراض می‌کنم به صداوسیما و از سبکه سه شکایت به خدا می‌برم. حاج قاسم سلیمانی می‌گوید من برای به وقت شام گریه کردم اما ااف بر کسانی که می‌گویند این فیلم کمدی است. افتخار می‌کنم فیلمی درباره مدافعان حرم ساخته‌ ام و افتخار می‌ کنم بابت ساخت این فیلم از عزیزی مثل حاج قاسم سلیمانی هدیه گرفتم.»

حاتمی کیا همچنین گفت: «من اعتراض مي كنم به تلويزيون. من از مسئولان شبكه ٣ و ٢ شكايتم را به خدا مى برم. اين لجبازي و نگاه زشت را به خدا شكايت مى برم.»

شایعه مرگ آیت الله خامنه ای

| No Comments

سایت های قانون, آرمان, خبر فارسی و ستاره صبح پس از اعلام خبر مرگ ایت الله خامنه ای مسدود شدند:

روح بلند رهبر معظم انقلاب, حضرت امام خامنه ای به ملکوت اعلا پیوست

گزارش‌ها از ایران حاکی‌ست چندین سایت حکومتی خبر مرگ علی خامنه ای را روی صفحه اول سایت قرار دادند اما بلافاصله سایت ها از دسترس خارج شدند و در توئیتی ادعا کردند که توسط هکرها هک شده است.

در زیر تصاویر برخی از وب‌سایت‌هایی که خبر از مرگ علی خامنه‌ای دادند را مشاهده می‌کنید:

photo6050676500300148134.jpgبه کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

photo6050676500300148135.jpg

photo_2018-02-10_11-22-04.jpgphoto_2018-02-10_11-37-32.jpgphoto_2018-02-10_11-42-31.jpgphoto_2018-02-10_12-39-49.jpg

خبرگزاری فارس، نزدیک به محافل امنیتی و نظامی می‌نویسد که سرورهای همه سایت‌های هک شده در تهران است اما آی‌پی حمله کنندگان به خارج کشور تعلق دارد. فارس افزوده که طبق بررسی‌های ابتدایی، نرم افزار پشتیبانی سایت هر سه روزنامه هک شده، مشترک بوده است: «سایت‌های هر سه روزنامه مذکور و تعداد دیگری از روزنامه‌های کشور از همین نرم‌افزار بهره می‌برند و احتمال هک شدن آنها همچنان وجود دارد.»


seyedEmami_021218.jpgرادیو فرانسه - چهار انجمن علمی دانشگاه های ایران در نامه ای به حسن روحانی خواستار روشن شدن دلایل مرگ کاووس سیدامامی، استاد جامعه شناسی و از مدافعان محیط زیست، در زندان شدند. کاووس سیدامامی در ٢٤ ژانویه گذشته توسط مقامات امنیتی ایران دستگیر و زندانی شد و مدتی بعد مقامات زندان جمهوری اسلامی به خانوادۀ وی اطلاع دادند که آقای سیدامامی در زندان خودکشی کرده است.

مقامات ایران مدعی اند که کاووس سیدامامی، بنیانگذار بنیاد حمایت از حیات وحش در ایران، پس از دستگیری به اتهاماتش مبنی بر جاسوسی به سود قدرت های خارجی اعتراف کرده و هفت تن از اعضای بنیاد او به همین اتهام در بازداشت به سر می برند.

چهار انجمن علمی در نامه شان به حسن روحانی نوشته اند که جامعۀ علمی و طرفداران محیط زیست ایران از شنیدن خبر مرگ دکتر کاووس سیدامامی در زندان بهت زده شده اند و شایعات و اظهارات مربوط به دستگیری و مرگ کاووس سیدامامی در زندان را غیرمعتبر می دانند. آنها از حسن روحانی خواسته اند که فوراً تحقیقات جدی را برای روشن شدن دلایل مرگ کاووس سیدامامی در زندان در دستور کار قرار بدهد و نهادهای مسئول را وادار به پاسخگویی در این مورد بکند.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

سیدامامی دومین شهروند کانادایی ایرانی تبار است که در زندان های جمهوری اسلامی ایران جان خود را از دست می دهد. در سال ٢٠٠٣ زهرا کاظمی، عکاس-خبرنگار کانادایی ایرانی تبار، در زندان اوین کشته شد و برخی نمایندگان وقت اصلاح طلب در مجلس شورای اسلامی ایران سعید مرتضوی را عامل قتل وی معرفی کردند. این قتل برای سال های مناسبات ایران و کانادا را تیره کرد. جمهوری اسلامی ایران تابعیت دوگانه را نمی پذیرد و با زندانیان دوتابعیتی همانند دیگر شهروندان ایرانی رفتار می کند.

در حالی که شنبه گذشته دادستان تهران، عباس جعفری دولت آبادی، گفت که کاووس سیدامامی در زندان خودکشی کرده است، معاون اول رئیس قوۀ قضائیه ایران، غلامحسین محسنی اژه ای، از جزئیات این "خودکشی" ابراز بی اطلاعی کرده است.

عجیب ترین رشته های درسی

| No Comments

rouhani_021118.jpgرادیو فرانسه - حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، روز یکشنبه 22 بهمن، در سخنرانی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب ایران گفت که "اگر جناح‌ها اختلاف دارند، دعوا و شعار ندارد، صندوق آراء را بیاوریم و طبق اصل 59 قانون اساسی هر چه مردم گفتند، به آن عمل کنیم." با این حال روحانی مشخص نکرد که درباره چه مسئله یا چه مسائلی باید همه‌پرسی برگزار شود. و همچنین در جای دیگری از سخنانش گفت: "ما برای اینکه بتوانیم انقلاب و نظام را حفظ کنیم، راهی جز مشارکت مردم نداریم".

روحانی در سخنرانی خود که در میدان آزادی تهران انجام شد، گفت: "اگر جایی ما با هم بحث داریم باید به اصل 59 قانون اساسی مراجعه کنیم. اصل 59 قانون اساسی می‌گوید در برخی موارد قانون‌گذاری و اعمال قوه مقننه در مسایل مهم اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، مراجعه به آراء مستقیم مردم است." او تأکید کرد: "این ظرفیت قانون اساسی ماست و باید به ظرفیت‌های قانون اساسی‌مان عمل کنیم."

روحانی همچنین مدعی شد که "بسیاری از مسایلی که امروز در حوزه آزادی‌ها، روابط اجتماعی و سرمایه‌گذاری‌ها ، به عنوان مشکل در جامعه داریم، ناشی از عمل نکردن به قانون اساسی است." وی با این ادعا که قانون اساسی جمهوری اسلامی "بن‌بست‌ها را برداشته"، همچنین خواستار پایبندی "تمام قوا و نیروهای مسلح" به این قانون شد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

روحانی همچنین گفت: "از همه نهادها و ارگان‌ها و از دستگاه قانون‌گذاری مجلس، شورای نگهبان و از همه می‌خواهم که راه انتخابات را سهل کنند... بگذارید همه سلیقه‌ها و جناح ها در انتخابات حضور پیدا کنند و در انتخابات مجلس، شوراها، خبرگان و ریاست جمهوری همه بیایند و شرکت کنند."

رئیس جمهوری اسلامی همچنین درباره درگیری‌های منطقه خاورمیانه مدعی شد که اکنون این منطقه "شاهد ثبات بیشتر" است و آمریکا و اسرائیل نیز در این منطقه "تضعیف" شده‌اند. وی همچنین درباره خروج احتمالی آمریکا از برجام گفت: " اگر بخواهند از پیمانی خارج شوند، ضرر آن را خیلی زود خواهند دید."

Mohammad_Borgheei.jpgاقای ف.م.سخن مطلب شما را در نقد بیانیه نواندیشان دینی در دفاع از حق بی حجابان را در گویا نیوز8 ژانویه، زیر عنوان "جنابان نو اندیش دینی !سرکار خانم کدیور زیست پاک دلانه یعنی چه ؟" خواندم

با تمام ایرادی که بر نوشته شما دارم ،و آن را منصفانه نیافتم، نخست باید با شما همراهی کنم ،که بنده نیز این گونه نثرهای ثقیل ،با جملات طولانی و در هم را نمی پسندم . و همیشه نثر شفاف شما را، باجمله بندی های کوتاهش ،تحسین کرد ه ام. اما چه می شود کرد این گونه ساده نویسی زیبا از زمان قائم مقام تا به حال عمومیت نیافته است . این پیچیدگی نه تنها درنثر،که در گفتارمان هم جلوه میکند .، به ویژه زمانی که سخنگو بخواهد مطلبی فاضلانه بگوید

با آن که در بسیاری از نوشته های شما در عین صراحت جانب انصاف مراعات می شود، اما متوجه شده ام هر موقع به روشنفکران یا نو اندیشان دینی می رسید ،عنان اختیاررا از دست می دهید . گویی انتقام ستم حاکمیت دینی را از این جماعت می گیرید. با آن که می دانید نواندیشان دینی بیش از همه زیر تیغ حکومت هستند. ولی چون در دست رس هستند ،پس چوبی را که نمی توانید بر سر ارتجاع حاکم بکوبید بر سر آنان می کوبید

نوشته های شما بیانگر آن است که با فرهنگ دینی آشناییی کافی دارید و آثار نواندیشان دینی را دنبال می کنید . از این روی بر آنم که متوجه شده اید در این بیانیه یک بحث بسیار بنیانی مطرح شده است. بحثی که بنیادگرایان هیچ دینی، و پیروان سرسخت هیچ اید ئولوژی قبول ندارند ،و ان نقدم "اخلاق" بر" فقه" است و از آنجا که مصادیق اخلاقی راناگزیر اجماع مردم یک جامعه تعیین می کند یعنی تقدم "عرف بر شرع "

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

خوب این جماعت به این عمل پایه ای ترین اصل اعتقادی بنیاد گرایان را هدف گرفته اند ،که جا انداختن آن ده ها موارد وسیع تر و مهمتر را در بر می گیرد که تقدم "عفاف " بر "حجاب " جز کوچکی از آن است. اما شما همه این ها را نادیده گرفته اید و نوشته اید که چرا ازیک مفهوم نا روشن " زیست پاک دلانه " سخن به میان آورده اید . در این گفته شما چند ایراد اساسی است

jahangir_UN_021118.jpgایران اینترنشنال - عاصمه جهانگیر، از وکلای سرشناس پاکستان و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، بر اثر سکته قلبی درگذشته است.

به گزارش رسانه‌های پاکستان، جهانگیر روز یک‌شنبه ۲۲ بهمن، در سن ۶۶ سالگی در بیمارستانی در شهر لاهور درگذشت.

عاصمه جهانگیر از سال ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۱ رئیس «کمیسیون حقوق بشر پاکستان» بود و در اواخر سال ۲۰۱۶ (آبان ۱۳۹۵)، پس از احمد شهید، به سمت گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران منصوب شد.

به گزارش روزنامه پاکستانی «دوون»، او مدتی به خاطر نقش فعال در جنبش وکلای پاکستان تحت حصر خانگی قرار داشت.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

جهانگیر به خاطر گزارش‌های انتقادی‌اش درباره وضعیت حقوق بشر در ایران بارها هدف انتقاد مقامات حکومت ایران قرار گرفته بود.

Reza_Alijani_Small.jpgجمعی از نواندیشان دینی در خارج از کشورعلیه حجاب اجباری بیانیه دادند.

مینو مرتاضی فعال حقوق زنان و نواندیش دینی ملی- مذهبی در حمایت از اعتراض علیه حجاب اجباری مطلبی صریح و رسا نوشت.

خانم های محجبه ای همچون صدیقه وسمقی، جمیله کدیور، الهه کولایی، آذر منصوری و ... علیه اجباری شدن حجاب موضع گرفتند. زنان گمنام زیادی نیز در این باره مطلب نوشتند.

خانم جوان محجبه ای در شهر مذهبی مشهد با شجاعت بر روی سکویی بالا رفت و علیه اجباری بودن حجاب قد برافراشت.

اما؛ مسئله حجاب در ایران فقط مسئله ای برخاسته از استبداد دینی نیست. ریشه هایی عمیق در برخی سنت های کهن این سرزمین هم دارد. چالش اجباری کردن حجاب را هم از زاویه «اقتدارگرایی- آزادی خواهی» و هم «سنت-مدرنیته» باید دید. اجبار برای تحمیل نوع خاصی از پوشش بر زنان نه تنها از سوی حکومت بلکه از بسترفرهنگ و تربیت برخی خانواده های سخت گیر که چندان مذهبی هم نیستند ریشه می گیرد.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

مقایسه آثار باستانی باقی مانده در ایران مثلا با یونان روشنگر دو فرهنگ متفاوت است. در آثار باقیمانده از تخت جمشید مجسمه چندانی از زنان دیده نمی شود. برخلاف مجسمه های عریان در یونان. در پاسارگاد یک مجسمه از آناهیتاست که هرچند سرش را نپوشانده ولی پوششی کامل دارد.

footsall_021118.jpgدویچه وله - تیم ملی فوتسال ایران در مرحله نهایی پانزدهمین دوره جام ملت‌های آسیا با پیروزی ۴ بر صفر در برابر ژاپن برای دوازدهمین بار قهرمان جام ملت‌های آسیا شد. در این بازی‌ها تیم ملی ازبکستان پس از ژاپن به مقام سوم دست یافت.

در مرحله نهایی پانزدهمین دوره جام ملت‌های آسیا دیدار تیم‌های ملی فوتسال ایران و ژاپن روز یکشنبه ۲۲ بهمن (۱۱ فوریه) در تایپه‌ی چین برگزار شد.

در این دیدار ملی‌پوشان فوتسال ایران با نتیجه ۴ بر صفر حریف ژاپنی خود را شکست دادند و برای دوازدهمین بار عنوان قهرمانی آسیا را از آن خود کردند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در نیمه نخست این دیدار نهایی تیم ملی فوتسال ایران برابر ژاپن با تک گل علی اصغر حسن‌زاده که در دقیقه پایانی این نیمه به ثمر رسید، صاحب برتری شد. همین بازیکن در دقیقه ۹ نیمه دوم سومین گل تیم ایران را در این بازی به ثمر رساند.

پیش از وی، دومین گل تیم ملی فوتسال ایران توسط فرهاد توکلی در دقیقه دوم از نیمه دوم وارد دروازه حریف شد. چهارمین و آخرین گل تیم ملی فوتسال در دیدار فینال برابر ژاپن نیز توسط حسین طیبی و در دقیقه پایانی به ثمر رسید.

تیم ملی فوتسال در حالی عنوان قهرمانی این دوره از مسابقات جام ملت های آسیا را از آن خود کرد که پیش از این و در ۱۴ دوره گذشته این رقابت ها، ۱۱ بار موفق به کسب عنوان قهرمانی شده بود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

برای کسب این عنوان قهرمانی، ملی‌پوشان فوتسال ایران با مربی‌گیری سیدمحمد ناظم الشریعه در مرحله گروهی میانمار، چین و عراق را از پیش رو برداشتند. آنها در مرحله یک چهارم نهایی نیز تیم تایلند را شکست دادند سپس با از پیش رو برداشتن ازبکستان راهی فینال شدند.

پیش از دیدار نهایی جام ملت‌های آسیا، تیم ملی فوتسال ازبکستان در دیدار رده بندی مقابل عراق موفق به کسب پیروزی شد و در رده سوم آسیا ایستاد.

Kourosh_Golnam.jpgحق دفاع از خود
1 ـ کسانی گه در سیاست هایشان شکست خورده اند نه تنها نمی خواهند آن را بپذیرند که در برابر کوشش می کنند که با زدن تهمت "خشونت خواهی" به کسانی که بیزار و خسته از حکومت اسلامی به روشنی می گویند که این حکومت را نمی خواهند، گریبان خود را از پی آمدِ سال ها پشتیبانی از این حکومت سراپا تباهی، ریا، جنایت و خیانت در حق مردم ایران، برهانند.


نخست باید یاد آور شد که از دید حقوقی"حق دفاع از خود" امری طبیعی، ذاتی، درست(مشروع) و پذیرفته شده در همه جهان است و کسی نمی تواند آن را نا دیده بگیرد.
در قانون اصلاحی مجازات در حکومت اسلامی تصویب شده سال 1392، ماده 156 چنین آمده است:


" هرگاه فردي در مقام دفاع از نفس، عرض، ناموس، مال يا آزادي تن خود يا ديگري در برابر هرگونه تجاوز يا خطر فعلي يا قريب‌الوقوع با رعايت مراحل دفاع، مرتکب رفتاري شود كه طبق قانون جرم محسوب مي‌شود، در صورت اجتماع شرايط زير مجازات نمي‌شود: الف- رفتار ارتكابي براي دفع تجاوز يا خطر ضرورت داشته باشد. ب- دفاع مستند به قراین معقول یا خوف عقلایی باشد. پ- خطر و تجاوز به‌سبب اقدام آگاهانه يا تجاوز خود فرد و دفاع ديگري صورت نگرفته باشد. ت- توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت عملاً ممكن نباشد يا مداخله آنان در دفع تجاوز و خطر مؤثر واقع نشود."


توسل به قوای دولتی ای که کارش سرکوب است!
آخوند ها تا توانسته اند کوشش کرده اند برای باز گذاشتن دست مأموران سرکوبگر خود، دست کاری هایی در قانون مجازات عمومی پیش از انقلاب (تصویب 1352) انجام بدهند تا سرکوب را قانونی کنند ولی حتا آنجا نیز نتوانسته اند حق دفاع از خود را نفی کنند:
"ماده ۱۵۷- مقاومت در برابر قوای انتظامی و دیگر ضابطان دادگستری در مواقعی که مشغول انجام وظیفه خود باشند، دفاع محسوب نمی‌شود لکن هرگاه قوای مزبور از حدود وظیفه خود خارج شوند و حسب ادله و قرائن موجود خوف آن باشد که عملیات آنان موجب قتل، جرح، تعرض به عرض یا ناموس یا مال شود، دفاع جایز است."


در همه کشورهای آزاد، "قوای انتظامی"در هنگام برپایی گردهمآیی های اعتراضی، وظیفه نگهبانی و مراقبت از شرکت کنندگان را بر عهده دارند. آنان نه "آتش به اختیار" هستند و نه همراه با نیروهای لُمپَن و لباس شخصی به گردهمآیی های اعتراضی یورش می برند. آنان چون نیروهای انتظامی در حکومت اسلامی برای ایجاد بهانه برای سرکوب مردم، از پیش برنامه ریزی نمی کنند که به اتوموبیل ها، فروشگاه ها و ساختمان یورش ببرند و آن را کار مردم بنامند و بدون کمترین ترس از دادرسی و پی گیری، دستشان برای انجام هر جنایتی باز باشد.


در نزدیک به چهل سال حکومت اسلامی این مآموران و لات هایِ پیرو رهبر معظم، بارها و بارها سبب"قتل،جرح،تعرض به عرض و ناموس یا مالِ" مردم شده اند. بنا بر همین بندِ قانون، همه تظاهر کنندگان که با مسالمت اعتراض خود را بیان کرده و مورد یورش وحشیانه این نیروها قرار می گیرند، به هر وسیله حق دفاع از خود را دارند.


2 ـ یکی دیگر از کوشش هایِ شکست خوردگان این است که "براندازی" رابرابر با هرج و مرج خواهی، خونریزی، ویرانی و در نتیجه"سوریه ای شدن" بدانند بدون توجه به زیر ساخت ها و فرهنگ جامعه ما. از این گروه یکی چون عباس عبدی اکنون هر روز یک مقاله می نویسد که شاید گذشته خود و درخواست برای سرکوب هرچه زودتر اعتراض کنندگان دیماه را پنهان کند. شماری دیگر هستند که سال ها در برون مرز نقش لابی و "ماله کش" بر جنایت های حکومت را به عهده داشته اند و به هر دروغی دست زده و می زنند و اکنون کوشش فراوان می کنند تا مردم به جان آمده را خشونت خواه و جنگ افروز بنامند. خواست براندای حکومت اسلامی از سوی بیشترین شمار مردم ایران دیگر پنهان کردنی نیست. باید پرسید مردم برانداز، خشونت خواه هستند یا حکومتِ سرکوبگر؟ مردم بارها خواستار بر پایی یک همه پرسی کنترل شده وسیله سازمان ملل و دیگر سازمان های حقوق بشری شده اند. آیا می توان مسالمت جویانه تر از این روش را یافت؟ چرا حکومت که شب و روز تبلیغ می کند که "ملت عاشق فرهنگ اسلامی و نظام اسلامی" است، این پیشنهاد و راه روشنِ مسالمت آمیز را به هیچ شکل نمی پذیرد؟ آستانه بردباری مردم دیگر به انتها رسیده است و جامعه ایران دیگر توان کشیدن بار سنگین"نداری، گرسنگی، بیکاری، اعتیاد، تن فروشی حتا کودکان، کارتن خوابی، گور خوابی، زورگویی، تباهی، دزدی های میلیاردی، نوکیسه های دزد و فاسد وابستگان آخوندها و"آقا زاده ها" را ندارد.

politicalSuicide_021118.jpgزهره خسروانی - ایران وایر

انتشار خبر خودکشی سومین زندانی در ایران، گمانه‌ها در خصوص آغاز اجرای طرح حساب شده‌ای با هدف ارایه تعریفی جدید از زندان در جمهوری اسلامی، هم‌وزن و هم‌سنگ با مرگ و پایان زندگی برای زندانیان را تقویت کرده است.

«کاووس سیدامامی»، استاد دانشگاه و فعال محیط زیست سومین زندانی از دی ماه گذشته تا کنون به شمار می رود که دستگاه قضایی خبر مرگ او را دو هفته پس از بازداشت داده است.

«رامین سید امامی»، فرزند وی در صفحه توییتر خود نوشته است مقام‌های زندان به مادرش گفته‌اند همسرش در پی «خودکشی»، در زندان جان باخته است.

مدیرعامل مؤسسه «حیات وحش میراث پارسیان» آن‌طور که پسرش نوشته، چهارم بهمن ماه بازداشت شده و روز ۱۹ بهمن خبر خودکشی وی در زندان به اطلاع خانواده‌اش رسیده است.

انتشار خبر مرگ این عضو هيات علمی دانشکده معارف اسلامی و علوم سياسی «دانشگاه امام صادق» هم‌زمان با اعلام بازداشت چند متهم مرتبط با یک پرونده «جاسوسی در حوزه محیط‌‌ زیست» از سوی دادستان تهران رخ داده است.

«عباس جعفری دولت‌آبادی»، دادستان عمومی و انقلاب تهران روز شنبه ۲۱ بهمن اعلام کرد این افراد در قالب اجرای پروژه‌های علمی و محیط زیستی، اطلاعات طبقه‌بندی کشور را در حوزه‌های استراتژیک جمع آوری می‌کرده اند. از سرنوشت این افراد تاکنون اطلاع دقیقی در دست نیست اما اعلام مرگ کاووس سید‌امامی در زندان، نگرانی‌ها درباره سلامتی آن ها را نیز افزایش داده است.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

در جریان اعتراض‌های سراسری دی‌ماه امسال نیز آن‌طور که منابع حقوق بشری گزارش کرده اند، سه تا پنج نفر از معترضان بازداشت شده در زندان‌های ایران جان خود را از دست داده اند. مقام‌های قضایی البته فقط درگذشت دو نفر از بازداشت‌شدگان را به نام‌های «سینا قنبری» و «وحید حیدری» تأیید و دلیل مرگ هر دو نفر را نیز خودکشی اعلام کردند.

Shokouh_Mirzadegi.jpgچندین سال است به این نتیجه رسیده ام که اگر بخواهیم نامی واقعی بر «انقلاب اسلامی» و فرزند خلف اش «جمهوری اسلامی» بگذاریم بهترین نام «مصیبت بزرگ» است. به راستی کدام کلمه ای را در فرهنگ لغات سراغ دارید که به تنهایی بتواند در خودش «آفت، بلا، رنج، سختی، فاجعه، نکبت، سوگ، ماتم، تباهی، ویرانگری، فساد، جهل و جنون» داشته باشد و کدام کلمه ای می تواند بهتر ازاین گویای قدرت مخوفی باشد که انسان و حیوان و درخت و زمین و خاک و اندیشه و فرهنگ یک سرزمین را نشانه بگیرد و به عمد یا حتی غیر عمد قصد نابودی اش را داشته باشد.

در این سال های تلخ و سیاه و منجمد، خیلی ها تسلط این حکومت بر ایران را با حمله ی اعراب و مغول مقایسه کرده اند. من البته همیشه گفته ام که آسیب های حمله ی مغول، از آنجا که فقط جان انسان ها و ویرانی فیزیکی سرزمین مان را در خود داشت، در دراز مدت برای ما بسیار کمتر از حمله ی اعرابی بود که، علاوه بر مرگ و ویرانی فیزیکی، فرهنگ زیبای ما را هم نشانه گرفتند. انسان ها در چشم به هم زدنی به دنیا می آیند، بناها به همت جمعی به سرعت و دوباره ساخته می شوند، اما این فرهنگ است که وقتی پدیده هایی ناخواسته بر او تحمیل شده باشد، به زمانی بلند نياز دارد تا دوباره جان بگیرد و ناسره و ناخواسته ها را از درون خود بیرون بریزد. مغول ها کاری به فرهنگ ما نداشتند، حمله شان بار ایدئولوژیکی نداشت، تازه خودشان هم پس از چندی در مقابل فرهنگ ما سر فرود آوردند.

اما آنانی که همانندی حیرت انگیزی بین انقلابیون اسلامی و اعراب مهاجم (1) می بینند اشتباه نمی کنند، زیرا مگر نه این که هر دو با خودشان عقب ماندگی، ویرانی، جهل و خرافات و بیدادگری، نکبت و بدبختی و ماتم آوردند؟؛ یکی در دوران باستان و دیگری در اواخز قرن بیستم؛ یکی از بیرون مرزهای سرزمین مان و یکی از درون مرزهامان؛ یکی در لباسی بیگانه و یکی در لباس خودی. اما هر دو از یک جنس بودند ، زیرا هر دو قصدشان کشاندن یک سرزمین و مردمان آن به گودال عقب ماندگی بود؛ سرزمینی که - چه در دوران باستان و چه در اواخر قرن بیستم -، با هر عیب و ایرادی که بر آن بشود گرفت، در مقایسه با کشورهای هم وزن خود، و به نسبت زمان و موقعيتی که در آن قرار داشت ، پیشرفته و متمدن بود.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

و جالب این که هنوز هم، برای بسیاری از جامعه شناسان و تاریخ شناسان، پیروزی اعراب مهاجم بر ایرانیان دوران باستان همانقدر حیرت انگیز است که پیروزی انقلابیون مسلمان بر ایرانیان اواخر قرن بیستم. هر چه بود و هست هر دو چون بختکی بر ایران فرو افتادند و چنان نفس مردمان را گرفتند که امید دوباره نفس راحت کشیدن شان تا سال های سال بعید به نظر می رسید.

Mohammad_Jafari.jpgدر قسمت پیشین، خاطرنشان شد که آقای رفسنجانی «بدین منظور که در بین اعضای مجلس خبرگان رهبری، رهبری فردی را جا بیندازد، باز از امامش مایه می گذارد و می‌گوید که «امام هم مخالف با رهبری شورایی بودند». آیا این سخن او حقیقت دارد و یا آقای رفسنجانی به راه استاد اعظم خود، آقای خمینی که می‌گفت: «حفظ نظام اوجب واجبات است» و قدرت را باید، به هر حقه، جنایت، دروغگویی، جاسوسی و شراب‌خواری و... حفظ کرد، می‌رود و ایرادی نمی‌بیند از قول امام و استاد اعظم خود، برای متحقق‌کردن هدفش، دروغ جعل کند و بر زبان آورد؟ و چون تمامی دروغگویان بر این نظرند که آن زمان که دروغشان بر مّلا شود، آن‌ها به هدف خود رسیده‌اند و مردم که فراموش کارند و اهل تحقیق هم نیستند، پس وقتی هم دروغشان آشکار شد، اتفاقی نخواهد افتاد. شاید هر دو از چرچیل درس آموخته باشند: چرچیل می‌گفت: من با سران هر کشوری که ملاقات و گفتگو می‌کردم، به آن‌ها دروغ می‌گفتم و مطمئن بودم، پیش ازاینکه روزی آن‌ها دروغ مرا بفهمند، من به هدف خود رسیده‌ام. حال ببینیم آقای رفسنجانی قبلاً در باره نظر آقای خمینی در باره رهبری شورائی، چه گفته است؟

هاشمی رفسنجانی که تا فوت خمینی بر کرسی ریاست مجلس تکیه زده بود، و بنا به اقرار خودش در خاطرات روزانه از سال 60 تا 68 و تا فوت آقای خمینی، تمام قوای کشور را با همکاری احمد آقا در تحت اختیار داشته ‌است، مانع بوجود