نظرات و پيشنهادات خود را براي سردبير پيام آشنا ارسال نماييد
مترجم : کامیار توانمند Charles Krauthammer - منبع ایران در جهان
* «چارلز کروتهامر»، یک نومحافظه کار است و برنده جایزه پولیتزر هم شده است. وی به عنوان کارشناس در شبکه تلویزیونی فاکس نیوز حاضر می شود و در روزنامه واشینگتن پست و هفته نامه های «تایم» و «ویکلی استاندارد»، مطلب می نویسد
حدود چهارماه پس از یازده سپتامبر سال 2001 بود که جورج بوش، ایران، عراق و کره شمالی را به عنوان کشورهای محور شرارت معرفی کرد و تعهد داد تا دندان این دولت های خطرناک را بکشد چرا که مهم ترین مسئولیت برای امنیت ملی آمریکا بود. بوش در این باره و چقدردر این کار موفق شده یا نه، در آینده مورد قضاوت قرار می گیرد.
|
advertisement at gooya dot com |
|
|
آگهی بازرگانی شما در ماهنامه و وب سایت پیام آشنا |
|
|
سایت اینترنتی دکتر علیرضا نوری زاده |
|
شش سال گذشت و بوش روزهای آخر دوران ریاست جمهوری دوم خود را می گذراند اما میراث بوش مشخص است: یک برسه. برخلاف نظرسنجی های مردمی، بوش درعراق موفق شده و در مورد ایران شکست خورده و با کره شمالی مساوی کرده است.
در باره ایران، در واقع دست و پای بوش با گزارش ارزیابی ملی اطلاعاتی آمریکا بسته شد و گزارش آژانس های جاسوسی حسابی برنامه او را به هم زد، در حالی که هیچ چیز درباره برنامه هسته ای ایران عوض نشده و فقط ایران، برنامه دستیابی به سلاح را متوقف کرده و بقیه موارد برنامه هسته ای، به جای خود باقی است .
قسمت سخت کار، تهیه سوخت هسته ای است. ایران کار غنی سازی را با بیش از سه هزار سانتریفوژ انجام می دهد که مخالفت صریح با دستور شورای امنیت سازمان ملل است که اگر سوخت مورد نظر را به دست آوردید، پس از چند ماه می توانید بمب اتمی هم بسازید.
اما حتی صحبت از این که برنامه تسلیحاتی اتمی متوقف شده در حالی که دارد به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهد، کاری بیهوده است. در واقع گزارش ها و گفته های ناراضیان ایرانی در سال های اخیر، نشان می دهد حتا در طي یک سال گذشته، این برنامه دوباره از سرگرفته شده و فقط فرق آن این است که با اطمینان کمی، گزارش ارزیابی ملی اطلاعاتی آمریکا می گوید که دیگر از سر گرفته نشده است.
دولت آمریکا مجبور شد به سرعت گزارش را قبول کرده و نتیجه آن را بپذیرد در غیر این صورت، متن گزارش کمی بعد به بیرون درز پیدا می کرد و بوش و چنی به این متهم می شدند که مخفیانه این اطلاعات را نگه داشته اند تا جنگ با ایران را توجیه کنند .
دولت آمریکا می داند که گزارش ارزیابی ملی اطلاعاتی آمریکا، نه تنها امکان حمله نظامی به ایران را از روی میز کنار گذاشته است، که ادامه تحریم های ایران در شورای امنیت سازمان ملل را دشوارکرده است.بهترین حرکت بوش هم این است که تا پایان دوران ریاست جمهوری خود، با این مساله مدارا کند و ایران مجهز به بمب اتمی را برای جانشین خود در کاخ سفید، به ارث بگذارد.
اما کره شمالی، موفق شدیم که کیم جونگ ایل را به این نقطه برسانیم که برنامه تولید پلوتونیوم خود را متوقف کند. قدم بعدی این است که پیونگ یانگ، تمامی برنامه های اتمی خود را متوقف کند. معنای آن این است که کره شمالی برنامه تسلیحاتی اتمی خود را و برنامه مخفیانه غنی سازی اورانیوم را، تعطیل می کند. ما درک کردیم که از برنامه اتمی کره شمالی خطر واضحی ما را تهدید نمی کند و حالا هم هویج در دست امتیاز می دهیم. رییس جمهوری آمریکا هم نامه ای شخصی به رهبر کره شمالی نوشت که همه چیز را تعطیل کند تا به سوی عادی سازی تمامی روابط با کره شمالی، پیش رود.متوقف کردن برنامه تولید پلوتونیوم خود موفقیت خوبی بود و ما به شدت نیاز به اطلاعات موثق از کره شمالی داشتیم که بالاخره بازرسان آژانس توانستند به آن جا بروند. امیدی نیست که کره شمالی سلاح های اتمی را که در اختیار دارد از بین ببرد، امید هایی وجود دارد که بتوانیم حداقل آنها را پیدا کنیم، حالابگذریم از این که خنثی بشوند یانه و این که بتوانیم برنامه های مخفی آنها را متوقف کنیم. مشکل این است که چماق درستی در دسترس نداریم و مجبوریم با آن چه که در دست داریم کار کنیم.
عراق اما داستان دیگری است. هر قدر هم که به مشکل برخورده باشیم، هدف اصلی که خلاصی از دست صدام حسین و پسران دیوصفت او بود، عملی شده است. خاندان صدام دیگر نمی تواند با آمریکا مقابله کند و خود را بازسازی کرده و با دنیا درگیر شود.پایین کشیدن صدام، با توقف برنامه اتمی لیبی همراه شد و بی تردید در سال 2003 ، ایران هم به همین دلیل برنامه دستیابی به بمب اتمی را متوقف کرد. اما در عراق هم بالاخره و پس از سه سال، آمریکا راه مقابله با شورشی ها را پیدا کرده است. برای بوش سه سال طول کشید تا ژنرال خود را پیدا کند(همان طور که لینکلن به دنبال او می گشت) تا بتواند جنگ باخته را به جنگ برده تبدیل کند. آمریکا در حال حاضر مشغول گفت وگو و رایزنی با عراق است تا حضور دایمی خود در عراق را برنامه ریزی کند. حضوری استراتژیک و مهم در قلب کشورهای خاورمیانه، که خود یک پیروزی استراتژیک مهم است.
هرچند باید در نظر داشت که فشار بر روی دولت فعلی کاخ سفید برای خروج کامل نیروها از عراق، به قوت خود باقی است. برای برخی مهم ترین مسئله این است که درصد حضور نظامی آمریکا در عراق به حداقل برسد بدون این که فکر کنند چقدر از دست دادن پتانسیل حضور نظامی و استراتژیک در منطقه برای آمریکا مهم است.
درباره کره شمالی و ایران و بدون در دست داشتن هیچ گونه قدرت انتخاب، بوش و دولت او همان کاری را می کنند که زمانی سناتور آیکن برای جنگ ویتنام توصیه کرد: اعلام پیروزی کنید و برگردید به خانه. بدون در دست داشتن قدرت انتخاب، چنین تصمیم هایی کاملا قابل درک است.اما اگر بوش یا جانشین بوش، توصیه آیکن را درباره عراق انجام دهند، آن هم در حالی که پیروزی یک انتخاب در دسترس و واقعی است، تاریخ وی را بیرحمانه قضاوت خواهد
از: نشریه ایران در جهان