دوشنبه 15 بهمن 1386

تعیین هدف های سال جدید، پیام آشنا

نظرات و پيشنهادات خود را براي سردبير پيام آشنا ارسال نماييد

شهلا صمصامی

خواننده عزیزی پرسیده اند: من در یک موسسه امریکایی کار می کنم. همکارانم همه غیرایرانی هستند. یکی از همکارانم اعتقاد زیادی به نوشتن برنامه ها و هدف های سال جدید دارد. ‌آنچه که به اصطلاح در اینجا New Yrear Resolution گفته می شود. خودش هم همه ساله پیش از سال نو برنامه ها و هدف هایش را با دقت و جزئیات می نویسد. او به من نیز اصرار می کند که اینکار را انجام دهم. من به او می گویم اینکار برای من مفهوم زیادی ندارد. واقعیت این است که من آدم مادی نیستم و هدفم در زندگی دست یافتن به مادیات نیست. از کار و زندگی ام راضی هستم. بیشتر وقتم را کار می کنم. در عین حال فکر می کنم حوادث آینده معمولا برنامه ریزی شده نیستند و اتفاقات گوناگون می توانند این برنامه ها را برهم بریزند. شاید به نوعی می ترسم برنامه ریزی کنم و بعد نتوانم به هدف هایم برسم و شکست را دوست ندارم. ولی این همکارم می گوید من اشتباه می کنم و داشتن برنامه و هدف برای آینده خیلی مهم است و انسان بهتر می تواند زندگی کند. نظر شما چیست؟


با سپاس از این خواننده گرامی باید بگویم به طور کلی برخی از افراد زندگی شان با برنامه ریزی های دقیق و روشن است و بعضی کمتر برنامه ریزی می کنند.

در جامعه ای مانند امریکا برای موفقیت بیشتر و رقابت در کار چاره ای نیست بجز دقیق و منظم بودن. در اینجا افراد زیادی نه تنها برای سال آینده، بلکه برای ۱۰ سال آینده و گاه تمام زندگیشان برنامه ریزی های حساب شده دارند. حتا برخی در این موارد وسواس نشان می دهند و برای همه ساعات و دقایق زندگی می خواهند برنامه ریزی کنند. ولی به نظر من، فکر کردن به آینده و تعیین هدف های یکسال آینده ایده خوبی است. البته این برنامه ریزی بنا به سن و موقعیت افراد می تواند متفاوت، کلی تر و یا با جزییات باشد.

آگاهی و شفافیت ذهنی
برنامه ریزی و تعیین اهداف حتی برای یکسال، کار ساده ای نیست. همانطور که این خواننده عزیز اشاره کرده اند، آینده را مشکل است پیش بینی کرد. ولی هدف اصلی از این برنامه ریزی رسیدن به آگاهی بیشتر در مورد نه تنها خواسته ها و نیازها، بلکه دسترسی به یک شفافیت ذهنی در جهت هدف های واقعی زندگی است. فهمیدن این که انسان چه نقشی برای خود میبیند و فلسفه زندگی برای هر کس چیست، شفافیت ذهن را ممکن می سازد.

بدین‌گونه تعیین هدف می تواند بر اساس اصولی باشد که انسان به آن ها معتقد است. اصولی که راهنمای انسان در زندگی است. برای نمونه اگر اعتقاد کلی بر این باشد که من به دنیا آمده ام که بتوانم برای خودم و دیگران مثمر ثمر باشم، می خواهم انسان مفیدی باشم، میخواهم دوستی و محبت را پیشه کنم، تا جایی که ممکن است با رفتار یا گفته ام دیگران را نیازارم. گفتارم به اینگونه، تعیین برنامه ها و خط مشی آینده بر اصول معینی استوار است و پراکنده و بی هدف نیست .

نشستن و فکر کردن و بر روی کاغذ آوردن برنامه های آینده به انسان این فرصت را می دهد که تا حدی گذشته را نیز ارزیابی کند که سال پیش چه کردم، تا چه حد به هدف های مهمی دست یافتم. فکر کردن در مورد آینده می تواند موجب شود که انسان ارجحیت های زندگیش را مورد بررسی قرار دهد. درک اینکه چه کسانی و چه فعالیت ها و برنامه هایی مهمتر هستند ارجحیت ها را معین می کند. آدم های موفق معمولا کسانی هستند که ارجحیت های زندگیشان کاملا مشخص و معین است.

هدف های مادی
نکته ای که این خواننده عزیز در مورد خواسته های مادی به آن اشاره کرده اند، قابل تأمل است. درست است که هدف های زیادی می توانند مربوط به دسترسی به مادیات باشند، از جمله اتومبیل بهتر، مسکن مناسب تر و شغل بهتر و پول بیشتر ولی گاه لازم است انسان در مورد این مسایل نیز به آگاهی و شفافیت ذهنی بیشتری برسد تا بتواند تصمیمات مناسب تری بگیرد.
گاه هدف می تواند صرفا داشتن یک اتومبیل تجملی باشد و گاه می تواند ارزیابی دقیق تر از امکانات مالی و برنامه ریزی برای رفع نیازهای مادی باشد. کار و شغل از مواردی است که لازمه اش فکر کردن و بررسی استعدادها، علاقه و قابلیت های انسان است. این می تواند از مواردی باشد که برای آن برنامه ریزی دقیق لازم است. مسایل و مشکلات شغلی در اینجا زیاد است. تغییر شغل و حرفه بسیار رایج است. شاید اگر از پیش بتوان با دقت بیشتر و حساب شده شغلی را انتخاب کرد و یا تغییر داد، نتایج بهتری داشته باشد. هر تصمیمی که امروز می گیریم چه بزرگ و چه کوچک می تواند پیامدهای بسیار مهمی در آینده ما داشته باشد. باینگونه از پیش فکر کردن و برنامه ریزی کردن، نتایج بهتری بهمراه دارد.

چندی پیش با یکی از اقوام که چند سالی است به امریکا مهاجرت کرده است صحبت می کردم، بحث روی همین برنامه ریزی بود. می گفت که برای پسرش که سال آخر دبیرستان است از دو سال پیش در مورد اینکه به چه کالجی برود و آیا مستقیما به دانشگاه برود و یا کالج دوساله را شروع کند و چه رشته ای را انتخاب کند، بحث و گفتگو داشته اند، با چندین مشاور مدرسه و کالج صحبت کرده اند. می گفت در ایران هم باید برنامه ریزی کرد ولی در اینجا واقعا متفاوت است و هر قدم کوچک و یا تصمیمی باید با فکر و حساب شده باشد. زندگی بدون برنامه دقیق در اینجا یعنی شکست و عقب ماندن.

فرصتی برای تغییر
سال نو و سال کهنه تنها ساخته ذهن انسان است و در طبیعت تغییر فصل وجود دارد، نه تغییر سال. ولی برای هر انسانی مجموعه این تغییر فصل ها طول زندگی اوست. در این تغییر فصل ها انسان به دنیا می آید، دوران کودکی را می گذراند، نوجوانی، سنین میانی و بالاخره پیری و مرگ. زندگی کوتاه و گذرا است. در عین حال مفهوم سال نو و کهنه از جهاتی می تواند مفید باشد. زمانی که به پایان سال نزدیک می شویم ارزیابی آنچه که در آن سال گذشت و سپاس و قدردانی برای نعمات و خوبی ها و شادی های زندگی موجب می شود که ارزش آن زندگی کوتاه را بیشتر بدانیم. بویژه سپاسگزاری از نعمت وجود عزیزان، خانواده و دوستان یادآور این واقعیت است که گرمی و لطف زندگی در داشتن این نعمات است. همچنین می توانیم یاد و خاطر از دست رفتگان را گرامی بداریم.

آغاز سال نو در عین حال فرصت مناسبی برای تغییر است. بیاد دارم چند سال پیش یکی از دوستان به عنوان شوخی اعلام کرد که تصمیم گرفته است در سال جدید دیگر غُر نزند و شکایت نکند و چنانچه کسی او را در حال غر زدن و یا شکایت کردن دید، با مهربانی به او یادآوری کند. چندی پیش که با او صحبت می کردم، به من گفت آن تصمیمی که شاید به شوخی گرفته بودم، به واقعیت پیوست. سه سال، پشت سر هم این تصمیم را نوشتم و گفتم و تکرار کردم و حالا آدمی خوشحال تر و مثبت تر و با انرژی تر هستم، نه دیگر غر می زنم و نه شکایت می کنم.

تأثیر نوشتن هدف ها و برنامه های آینده، فکر کردن به آنها و تکرارشان کمک می کند که انسان آگاهانه عمل کند.

نکته دیگری که این خوانند عزیز به ‌آن اشاره کرده اند، ناامید شدن از به نتیجه نرسیدن برنامه و هدف است. همه چیز در زندگی قابل تغییر است. پیش بینی بسیاری از وقایع غیرممکن است ولی از ترس نرسیدن به هدف، برنامه ریزی را کنار گذاشتن نیز کمکی نمی کند. بخش مهمی از چالش زندگی در برخورد با حوادث تلخ و ناامیدی هاست. داشتن برنامه و هدف کمک می کند که حتا اگر در مراحلی به بن بست برسیم، بتوانیم دوباره راهی را که در‌ آن متوقف شده بودیم ادامه دهیم. در حالی که اگر بی هدف و برنامه باشیم، سرگردانی و ناامیدی بیشتر می تواند بر ما غلبه کند.

تعیین هدف آینده و زیستن در حال
برای رسیدن به خواسته ها چه مادی و چه معنوی طبیعتا ابتدا باید دقیقا دانست چه می خواهیم و سپس چگونه می توانیم به آن دست یابیم.

بسیاری از اوقات میشنویم که خیلی ها از وضعیت کار و زندگی و یا روابط خود ناراضی هستند و وقتی می پرسیم چه چیزی میخواهی، جواب معینی ندارند.
لازمه تعیین هدف دانستن خواسته ها، نیازها و آرزوهاست. در مرحله دوم نوشتن این برنامه ها و هدف ها است و مرحله سوم تعیین راه هایی است که به نظر می رسد رسیدن به آن هدف ها را امکان پذیر می کند. در عین حال که برای آینده برنامه ریزی می کنیم، مهمترین اصل زندگی را نیز باید در نظر داشته باشیم و آن زیستن در حال است. به به این یعنی که از لحظات زندگی لذت بردن و برای تمام نعمات مادی و معنوی سپاسگزار بودن.

این واقعیتی است که زندگی در حال اتفاق می افتد، گذشته، خاطره و تجربه ای بیش نیست. آینده نیز تنها تصویری خیالی در ذهن ماست. بیشتر مردم در گذشته زندگی می کنند و برخی در امید و یا ترس از آینده. خوشبخت آن کسی است که از تجربیات گذشته درسی بیاموزد، در حال زندگی کند و دانه های سالمی بکارد که نهال باروری برای آینده باشند.

سال خوبی را برای همه آرزو می کنم.

Copyright: gooya.com 2008