یکشنبه 12 اسفند 1386

تفاوت های فرهنگی، پیام آشنا

نظرات و پيشنهادات خود را براي سردبير پيام آشنا ارسال نماييد

شهلا صمصامی

خواننده ی عزیزی پرسیده اند: با یکی از دوستان و مادرش به سینما رفتیم. دوست من زودتر رسیده بود و برای خودش بلیط خریده بود، من و مادر او نیز جداگانه بلیط خریدیم. ولی من احساس بدی داشتم که دوستم برای مادر سالمندش بلیط نخریده بود. فکر کردم شاید در فرهنگ اینجا اینکار رایجی باشد، ولی ما ایرانی هستیم و بعضی رسوم در فرهنگ ما هست که نشانه ی احترام و محبت،بویژه، به بزرگ ترهاست. خیلی دلم می خواست پول بلیط سینمای مادر دوستم را بدهم و باصطلاح او را میهمان کنم ولی نمیدانستم اینکارم موجب شود که دوستم ناراحت شود یا نه. در همین زمینه ی باصطلاح میهمان کردن نمیدانم برای مثال دختر و پسر و یا خانم و آقایی که با هم به ناهار یا شام می روند، چه کسی باید صورتحساب را بپردازد. در ایران رسم اینست که همیشه آقایان صورتحساب را میپردازند. در اینجا شاید بیشتر از اوقات هر کس سهم خود را می پردازد. بهر حال اینها تفاوت های فرهنگی هستند که هنوز برای من حل نشده اند. لطفاً نظر خودتان را در این مورد بیان کنید.

با سپاس از این خواننده ی گرامی باید بگویم که تفاوت های فرهنگی موضوع بسیار وسیع، جالب و در عین حال پیچیده ای است. این تفاوت ها با گذشت زمان و در نسل های جدیدی که در آمریکا بزرگ شده اند بیشتر مشاهده می شود. نسل مهاجر که در سال های پیش و بعد از انقلاب به آمریکا آمدند، شاید هنوز به بیشتر سنت های ایرانی پای بند باشند، ولی نسلی که در اینجا زاده و بزرگ شده، تفاوت های زیادی با نسل مهاجر دارد. در عین حال طی این 30 سالی که از انقلاب می گذرد بسیاری از افراد و خانواده های مهاجر هم به آمریکا آمده اند. باین گونه یک نسل سالمند هم به نسل های دیگر افزوده شده است و این نسل سالمند بیشتر از بقیه پای بند اصول و سنت های ایرانی است. عامل دیگری که در مورد تفاوت های فرهنگی تأثیر دارد اینست که نسل مهاجر و کسانیکه بتدریج طی سالهای گذشته به آمریکا مهاجرت کرده اند، برخی بیشتر و برخی کمتر، توانسته اند خود را با جامعه و سنت و فرهنگ آمریکایی مطابقت بدهند.

سنت گرایی و غرب گرایی
یکی از مشکلات خانواده های مهاجری که در آمریکا زندگی می کنند همین تضاد فرهنگی است. زیرا یکی از مسائل مهم مهاجرت، از هر فرهنگی، به یک کشور و فرهنگ بیگانه کشمکش بین سنت های خانواده ی مهاجر و سنت های کشور میزبان است. در مورد ایرانی ها این تفاوت و کشمکش بین نوعی سنت گرایی و غرب گرایی است. سنت گرایی به معنای پای بند بودن و اصرار به رعایت اصول سنت و فرهنگ ایرانی شناخته شده و غرب گرایی به معنای گرایش به سنت و فرهنگ غالب جامعه که سنت های غربی و آمریکایی است.

این مشکل و کشمکش در تمام خانواده هایی که فرزندانشان در اینجا متولد شده و بزرگ شده اند بنحوی وجود دارد. این مشکل، در نفس جابجایی و تغییر است. پدر و مادرها و نسل قدیمی تر می خواهند به اصول و قوانینی که با آن بزرگ شده و برایشان آشنا و دارای ارزش است عمل کنند. فرزندان بین اصول و ارزش های خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می کنند سر در گم می شوند. برای جذب شدن در این جامعه و احساس تعلق به این آب و خاک باید بطور منطقی اصول فرهنگی اینجا را بپذیرند، ولی بخشی از هویت آنها نیز خانواده ی آنهاست و برای اینکه از سوی خانواده پذیرفته شوند باید سنت های خانوادگی و ریشه ای خود را نیز رعایت کرده و آنها را قبول کنند. بوجود آوردن چنین تعادلی چندان کار ساده ای نیست. این تفاوت ها می تواند موجب کشمکش بین فرزندان و پدر و مادرها باشد.

مثالی که این خواننده ی عزیز آورده اند در عین سادگی نمایانگر چنین تضاد و تفاوت است. خانمی که پول بلیط سینمای خود را داده، بر اساس اصول سنتی اینجا کار درستی کرده و بجای اینکه انتظار داشته باشد مادرش پول بلیط او را بدهد، خود مسئولیت خرید بلیط را بعهده گرفته است. ولی اگر این اتفاق در ایران می افتاد، شاید تعبیر متفاوتی داشت. دختری که برای خودش بلیط خریده شاید از نظر سنت ایرانی نشانه ی غرب زدگی و غرب گرایی اوست ولی از نظر اصول اجتماعی در اینجا کاری معمولی است. شاید اگر از نسل قدیمی تر ایرانی بپرسید، همه موافق باشند که وقتی با مادر سالمند خود به سینما میروی پول بلیط او را باید بدهی، بویژه که این مبلغ ناچیزی است. اگر از نسل دومی ها بپرسید شاید جواب این باشد که اینکار نشانه استقلال است.

اصل فردیت
یکی از مهمترین اصول جامعه آمریکا اهمیت و ارزش دادن به فرد است. باین معنی که بسیاری از قوانین جامعه بر اساس ارجحیت حقوق فردی است. در جوامع سنتی مانند ایران، واحد خانواده رکن اصلی جامعه است نه فرد. از نظر فرهنگی در ایران تأکید بر روی فرد، خودخواهی بحساب می آید. منافع فرد بسادگی می تواند فدای منافع جمع شود. بخشی از اصل فردیت، استقلال فکری و مالی و حتا احساسی است. بسیاری از اوقات از دوستان ایرانی مان می شنویم که می گویند: آمریکایی ها بچه هایشان را از 16 سالگی از خانه بیرون می کنند. در اینجا کار کردن جوانان عیب نیست. شاید بطور سنتی در ایران فرزندان خانواده های فقیرتر مجبور به کار بودند، در حالیکه در جامعه ای مانند آمریکا کار کردن در سنین نوجوانی بخشی از همان اصل فردیت و ساخته شدن برای فرد بودن است. کمک به استقلال فرزندان از سنین کم، از اصول خانوادگی و فرهنگی اینجاست. واقعیت اینست که بسیاری از پدر و مادرهای آمریکایی بهمان اندازه ی پدر و مادرهای ایرانی فرزندان خود را دوست دارند و برای آنها زحمت می کشند، ولی نحوه برخورد و رفتارها متفاوت است و آن نیز مربوط به تفاوت فرهنگ این دو جامعه است.

چه کسی مسئول پرداخت صورتحساب است؟
بخش دیگری از سئوال خواننده ی محترم ما این بود که وقتی خانم و آقا و یا دختر و پسری با هم به رستوران میروند، چه کسی باید صورتحساب را بپردازد و باین اصل در فرهنگ ایرانی اشاره کرده بودند که معمولاً آقایان سهم خانم ها را نیز می پردازند. اینهم از موضوعات جالب و بحث انگیزی در میان جامعه ایرانی است.

برای پاسخ منطقی تر باید دید آیا این دو نفر در ایران بزرگ شده اند یا اینجا. در ایران که یک جامعه ی سنتی و مردسالار است بخشی از وظیفه مرد بودن پرداختن مخارج بود. وقتی دختر و پسری و یا زن و مردی با هم به رستوران می رفتند، شکی نبود که چه کسی باید صورتحساب را بپردازد. در نسل جدید، حتا در ایران نیز در این زمینه تغییراتی بوجود آمده است. ولی در این جامعه، اصل کلی اینست که هر کسی سهم خود را می پردازد، مگر اینکه بطور مشخص پسری از دختری دعوت کند که قصد دارد صورتحساب را بپردازد.
من به بسیاری از دخترهای جوان ایرانی توصیه کرده ام که وقتی با پسری قرار ملاقات دارند، بویژه در اوائل آشنایی، سهم خود را بپردازند. باین ترتیب برای مثال رستورانی را انتخاب کنند که مناسب بودجه ی آن ها باشد. برای این توصیه، من چند دلیل دارم. یکی این است که در اینجا معمولاروابط جنسی بین پسر و دختر از سنین کم شروع می شود و در اوایل آشنایی ممکن است این تصور پیش آید که با یکبار یا دوبار مخارج شام و ناهار دختری را پرداختن، روابط به سادگی می تواند به روابط جنسی تبدیل شود. از آنجایی که تجربه های افراد متفاوت است برای اطمینان خاطر تا کسی را خوب نشناخته اید بهتر است در انتخاب محل و پرداخت صورتحساب شریک باشید.

دلیل دیگر من اینست که بویژه در مورد جوانان باید در نظر داشت که بطور معمول امکانات مالی آنها محدود است و غالباً این خانواده ها هستند که به فرزندان خود کمک مالی می کنند. پس اگر دو نفر سهم خود را بپردازند، فشار مالی بر روی یک فرد نخواهد بود. حتا در مورد هر دو نفری که برای بار اول ملاقات می کنند این نشانه ادب و استقلال زن است که پیشنهاد کند سهم خود را بپردازد. چه ایرانی چه غیر ایرانی، تا زمانی که شناخت کاملتری بوجود نیامده بهتر است هر کسی مخارج خود را بعهده بگیرد.

اختلافات و تضادهای فرهنگی جنبه های بسیاری دارد. از این خواننده عزیز سپاسگزارم که یکی از موارد جالب آنرا مطرح کرده اند.

Copyright: gooya.com 2009