آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر فرقه سالاري در چارچوب يك دولت- ملت، مجيد محمديروحانيت شيعه دنيايي را كه قرن ها در متون اخلاقي اش مذمت مي كرد با به دست گرفتن قدرت، به تمامه در آغوش گرفت.
اول. براي داشتن دركي روشن از حكومت اقتدارگرا و ديني ج.ا.ا. و ساز و كارها و پيامدهاي آن مي توان آن را با يك فرقهء مذهبي مثل فرقهء آميش كه در نقاط مختلف ايالات متحدهء امريكا بالاخص اوهايو و جنوب شرقي پنسيلوانيا مستقر هستند مقايسه كرد. اعضاي اين فرقه كه در بيش از سه قرن قبل تاسيس شده و بواسطهء فشار دستگاه كليسا به ايالات متحده مهاجرت كرده اند سبك زندگي اي بسيار مشابه با آنچه امروز حكومت روحانيان بر مردم ايران تحميل كرده اند دارند: مشروبات الكلي، سيگار و (بر خلاف بسياري از روحانيون حاكم بر ايران) مواد مخدر مصرف نمي كنند؛ زنان و دخترات لباسهاي ساده با رنگهاي محدود مي پوشند، لباسهايي كه بدن آنها را كاملا مي پوشاند (جين و تي شرت ممنوع است)؛ زنان و دختران موهاي سر خود را نيز مي پوشانند؛ از مظاهر تمدن مثل برق، تلفن، راديو، تلويزيون، و ويدئو پرهيز مي كنند (كاري كه بسياري از روحانيون حاكم قبل از قبضهء انحصاري قدرت انجام مي دادند)؛ پارتي و خوشگذراني براي اعضاي فرقه ممنوع است و جوانها براي برقراري روابط صميمي راهي بجز ازدواج ندارند (البته سكس قبل از ازدواج را با گذشت زمان در شرايط خاص ممنوع نكرده اند) ؛ گوش دادن به موسيقي مجاز نيست و نوار هاي صوتي و تصويري در جامعهء آنها راهي ندارد ؛ زنان به هيچ وجه مجاز نيستند آرايش كنند و خود را زيبا سازند؛ آميشها به كنسرت موسيقي نمي روند؛ جوانان نمي توانند مجله هاي روز و بالاخص وقاحت نگار را ورق بزنند؛ اعضاي فرقه نمي توانند اتومبيل داشته باشند و حمل و نقل آنها با چارپايان و درشكه انجام مي شود؛ آميش ها براي خريد به فروشگاهاي بزرگ نمي روند و اكثر مايحتاج خود را خود تامين مي كنند (تصوري كه روحانيت در سالهاي اول پس از انقلاب از خود كفايي داشت). دوم. روحانيت شيعه دنيايي را كه قرنها در متون اخلاقي اش مذمت مي كرد با به دست گرفتن قدرت، به تمامه در آغوش گرفت تا جايي كه حتي نمي گذارد اعضاي يك ملت در منابع خود سهيم باشند. روحانيت حاكم همهء منزلتها و اقتدارات و ثروتها را براي خود مي خواهد و براي تحقق اين امر نهاد هايي مثل ولايت مطلقه، مجلس خبرگان، مجمع تشخيص مصلحت و شوراي نگهبان، و سازوكارهايي مثل گزينش، نظارت استصوابي و سانسور تعبيه كرده يا ارتقا بخشيده است، و براي توجيه ايدئولوژيك و ترساندن مردم از رقيب و منتقد حكومت، دست به دامن تئوريهايي مثل،استكبار جهاني، تهاجم فرهنگي و تئوري توطئه شده است. به همين لحاظ آنچه را كه شريعت از روحانيان منع نكرده بود-همهء دنيا و مافيهايش- بسرعت به غنيمت جنگي آقايان تبديل شد. روحانيت حاكم بر ايران جامعه ايران را به صورت يك فرقه در جامعهء بزرگ جهاني مي بيند و تمام محدوديت هاي فرقه اي باستاني را بر شهروندان ايراني تحميل مي كند اما خود نمي تواند حرص و طمع به دنيا را كنار بگذارد و محاسبه ناپذيري حاكمان ـ با توجيهاتي مثل عدالت شخصي كه معلوم نيست چگونه يك شبه وجود مبارك آقايان را فرا مي گيرد – تماميت طلبي ايشان را تسهيل كرده است. اعضاي فرقهء آميش روزي از كار حود مي خورند و زندگي فرقه اي خود را به ديگران تحميل نمي كنند اما حاكمان ج.ا.ا. يك ربع قرن است كه همهء منابع ايران را به تاراج برده اند. سوم. يك تفاوت بنيادي ميان فرقه گرايي آميش كه در دل پروتستانتيزم بر آمده و فرقه گرايي شيعه كه در حكومت روحانيت بر جامعهء ايران و بدون اصلاح مذهبي تبلور يافته وجود دارد: آميشها به جوانهاي شانزده سالهء خود حق انتخاب مي دهند؛ آنها مي توانند جامعهء آميش را بر اساس سنت رامشپرينگا (rumspringa ) ترك كرده و از امور دنيوي دنياي پيرامون برخوردار شوند و دنيا را چنانكه خود مي خواهند تجربه كنند و سپس اگر خواستند به انتخاب خود به جامعهء مذهبي بر گردند. جوانان آميش تا سن بيست و يك سالگي و گاه تا بيست و دو سالگي فرصت دارند كه به فرقه برگردند و با روي باز از آنها استقبال مي شود. در انقلاب ايران بسياري از جوانان انقلابي بودند كه علي رغم خواست خانوادهء خود به حجاب و زندگي فرقه اي روي كردند اما همانها كه با انتخاب به قرائت و محافل فرقه گراي جمهوري اسلامي پيوستند به نسل بعد و حتي فرزندان خود اين حق انتخاب را ندادند كه خود، اين سبك زندگي را برگزينند. چهارم. رهبران فرقهء آميش به اين نكته از آغاز واقف بوده اند كه همهء درها را بر روي اعضاي خود نمي توانند بست و بايد به نحوي حق انتخاب را به افراد بدهند اما دايناسورهاي ج.ا.ا. هنوز به اين امر واقف نشده اند كه در كدام جهان زندگي مي كنند. پدرها و مادرهاي آميش به بچه ها مي گويند كه ما كارهايي را كه شما مي كنيد دوست نداريم اما در عين حال به آنها مي گويند كه شما آزاديد. همهء بچه هاي آميش همانند بچه هاي ايراني مي دانند كه دنيا خيلي بزرگتر و متنوع تر از آنست كه پدرها و مادرها يا حاكمان از طريق مدرسه به آنها مي گويند؛ آميشي ها مي توانند خود تجربه و انتخاب كنند و ايرانيها نه. حاكمان ايران نه تنها حق انتخاب را از افراد گرفته اند بلكه دايرهء انتخاب را تنگ كرده اند. تماميت خواهي امكان رقابت در بازار انديشه ها و عقايد را از روحانيت حاكم گرفته است. دولتي كه مي خواهد در قالب يك فرقه عمل كند در نهايت از كاركردهايي در سطح يك فرقه نيز باز مي ماند چون اقتضائات متفاوتي را يدك مي كشد. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||