شنبه 11 بهمن 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی

داريوش سجادی
اصلاح طلبانی که مُصّر بر ورود خاتمی به انتخابات رياست جمهوری اند، تا اين لحظه کمترين برنامه ای برای چگونگی مديريت جامعه ارائه نکرده اند تا افکار عمومی قانع شود که بر فرض پيروزی خاتمی در انتخابات و با توجه به بکارت ساختار سياسی ايران طی ۱۲ سال گذشته چه تضمينی برای عدم بازتوليد بحران های دوران رياست جمهوری ايشان وجود خواهد داشت؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

این آزاده (انصافعلی هدایت) را آزاد کنید، م. سببي

سرایت موج اصلاحات در نظام از مرکز به حاشیه، طالب تربیت و حمایت فعال از روزنامه نگاران شهرستانی، الاخصوص افرادی همچون آقای هدایت، که بمراتب تحت قشار بیشتر حاکمیت قرار گرفته اند امری واجب بشمار میآید.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





م. سببي
م. سببي

اگر اشتباه نکنم حدود 4ـ5 ماه پیش برای اولین بار با یکی از نوشته های ایشان آشنا شدم. اولین تصور ذهنی من از نویسنده، صداقت و شجاعت وی در کنار ابهام و شک ظاهر شد.

در حال حاضر اکثر قلم بدستان ایرانی بر این حقیقت تلخ واقف هستند که قلم زنی در درون مرزها شبیه بالانس بر روی ریسمان در تاریکی میماند. عدم رعایت خط قرمز که برای اکثر نویسندگان و روزنامه گاران مبهوم میباشد با خشم حاکمیت، و عدم رعایت اصول روزنامه نگاری و عدالت اجتماعی با خشم زمان و دادگاه تاریخ مواجه میکند.

انصافعلی هدایت در آن نوشته خشم حاکمیت را بر خشم زمان ترجیح داده بود. اما شک بنده از انگیزه نویسنده بود. سوال این بود که چرا آقای هدایت با تحمل شکنجه، آزار و اذیت و دوری از خانواده خود همچنان با آغوش باز به پیشواز خشم حاکمیت میرود. نکند مصلحت، شهرت طلبی، مال دنیا و وعده های رژیم همچنانکه هزاران روشنفکر و فعالان اجتماعی را به کنج سکوت و خیمه شب بازیها وادار کرده است آقای هدایت را نیز به چنگ خود در آورده است.

چندی نگذشت که به تردید خود در صداقت و شجاعت آقای هدایت، روزنامه نگار حقیقتا مستقل، پشیمان گشتم. قضیه از این قرار است که به مناسبت یادبود روز 21 آذر(حوادث فرقه دمکرات 1945)، فعالان سیاسی و فرهنگی تبریز دعوت به یک گردهمائی در مزار باقرخان (اگر اشتباه نکنم) در یکی از روزهای آذر ماه کرده بودند. این خبر بطور وسیع در سراسر آذربایجان و حتی بیرون از مرز کشور پخش شده بود. نیروهای امنیتی تبریز چند روز قبل از گردهمائی اکثر فعالان سیاسی و اجتماعی شهر را در صورت اشتراک تهدید به عواقب ناخوشایند کرده بود. همینطور در روز مقرر، دولت با بسیج گسترده نیروهای انتظامی و امنیتی امکان ورود مردم را به منطقه مراسم کاملا مسدود کرده بود. در نتیجه اکثر روزنامه نگاران به اصطلاح ٌمستقلٌ خبر از لغو مراسم میدادند در حالی که آقای انصافعلی هدایت با حضور شخصی خود در مرکز حوادث با شجاعت تمام مستقیم از روند اتفاقات به بخش فارسی رادیو سوئد، پژواک، گزارش میدادند. ایشان تمام مشاهدات خود را بدون غلو و تحریف در اختیار شنوندگان برنامه خبری پژواک گذاشتند.

این آزاد مرد با اینکه خود احتمالا با انگیزه و اهداف مراسم نیز هم عقیده نبود اما به حکم رسالت حرفه ای و صداقت انسانی خود بیان حقیقت را در قبال تهدیدها ترجیح دادند و از شعارآزادی خواهی در آمده به اعمال حقیقی آن پیوستند. این آذربایجانی ساده دل و حقیقت جو، با انتقال مشاهدات خود از گردهمائی جمهوری خواهان ایران در برلین بار دیگر مردم شهر خود را در اطلاع رسانی یاری نمودند. تبریز مرکز دلاوران و جنبشهای سیاسی ایران همواره در تمامی مراحل تاریخی خود شاهد شجاع مردان صادق زیادی بوده است. امروز هم ما شاهد شکوفائی شجاع مردان صادق همچون مهندس علیرضا صرافی، کاندیدای رد صلاحیت شده مجلس هفتم، و روزنامه نگار انصافعلی هدایت هستیم.

با اینکه بنده همواره به امر دمکراسی و حقوق بشر بعنوان هسته اصلی راهبرد سیاسی خود مینگرم و در بررسی از این دیدگاه، نگرش سیاسی خود را شاید متفاوت از بینشهای آقایان هدایت، صرافی و سایر مبارزان سیاسی در داخل کشور میبینم. اما حقیقت این است که خصوصیتهائی همچون صداقت و شجاعت را باید ارزنده ترین اخلاق اجتماعی هر فردی را در راستای پیغام سیاسی راستین پنداشت و بر حاملان آنها به اعدای احترام سر فرود آورد. انصافعلی هدایت با تکیه بر صداقت، شجاعت و فداکاری خود همواره علیه هر حرکتی در راستای محدود سازی و تضعیف حقوق بشر مبارزه مینماید و اساس مبارزه خود را تنها شامل مردم تبریز ننموده بلکه کل ایران را حوظه مبارزات خود میپندارد.

با اینکه امروز روزنامه نگاران بسیاری از مرکز در سلولهای زندان برای احیای حقوق شهروندان ایرانی و یا برای ترمیم سیاست ناعادلانه حاکمیت در حال پرداختن هزینه سنگینی میباشند و طبعا کثرت آنها دال بر بی توجهی به احوال آنها نمیباشد. اما برای کسب یک موازنه صحیح از نیروهای مترقی در کل کشور، اولویت بموقع در تقویت سایر روزنامه نگاران نقش مهمی را ایفا میکند. سرایت موج اصلاحات در نظام از مرکز به حاشیه، طالب تربیت و حمایت فعال از روزنامه نگاران شهرستانی، الاخصوص افرادی همچون آقای هدایت، که بمراتب تحت قشار بیشتر حاکمیت قرار گرفته اند امری واجب بشمار میآید.

همانطوری که در نوشتهای قبلی خود مکررا اصرار کرده ام تغییرات اساسی و ناگهانی در نظام ایران ضامن برقراری دمکراسی سریع در جامعه نیست و هماهنگی در تکامل سیاسی بین اقشار مختلف از جمله شهرستانیها یکی از شرط مهم پسشرفت سالم میباشد.

بامید آزادی سریع انصافعلی هدایت

لوند/82
دکتر م. سببی


Copyright: gooya.com 2009