آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر حزب جبهه ملی ایران در نقاب وطن پرستی، مناف سببيسنگ دمکراسی را بر سینه زدن خواهان تاوان سنگین وعظیم است و صداقت یکی از شرایط اصلی اعمال دمکراسی. رهبران حزب جبهه ملی با انکار حقوق سایر شهروندان ایرانی بصراحت نشان میدهند که تاوان دمکراسی را ندارند.
اخیرا مطلع شدیم که وزارت آموزش و پرورش ایران با در نظر گرفتن شرایط حاد جامعه و ضرورتهای اضطراری، دستورالعملی دال بر تهیه کتابهای درسی متناسب با ویژگیهای هر استان صادر کرده است. یقینا دستورالعمل نامبرده به ادارات تابعه یک تصمیم عجولانه از طرف حاکمیت نبوده بلکه حاصل بررسی و تحقیقات سالیان دراز کمسیون آموزش و پرورش مجلس شورای ملی و همینطور بعنوان یک ژست سیاسی جدید از طرف جناح اصلاح طلب حاکمیت دوگانه در راستای مردم سالاری بحساب آورد. از طرف دیگر رشد سریع جنبشهای هویت گرائی در کشور، هر ایرانی صاحب نظر را از جمله نظامداران را وادار به فکر عواقب آن کرده است. بدنبال آن اقتدارگرایان به این باور رسیده اند که بگیر و ببندها چندان در شدت رشد سازگار نبوده و حتی موجب رادیکالیزه شدن جنبشها نیز شده است. لذا آنها اندک پاسخ گوئی به نیازهای اولیه شهروندان غیر مرکزی را گامی درراستای حفظ مشروعیت نظام میپندارند و در نتیجه در آستانه روز جهانی زبان مادری (21 فوریه) و انتخابات دوره هفتم مجلس ملی تامین اندکی از حقوقهای طبیعی و اولیه شهروندان غیرمرکزی را ضرورتی به فال نیک مینگرند. این آقایان به افترای سیاسی خود علیه وزارت مذکور اکتفا نکرده بلکه در فرای آن، با پایین ترین تاکتیک سیاسی در پی مجادله علیه هواداران حقوق بشر هستند. در نامه خود ذکر میکنند که ٌ عوامل دوست نمای دشمنان ایران، برخی مسئولان را وادار به اتخاذ ... که میتواند حمله به ریشه های موجودیت ملت بزرگ ایران و یکپارچگی این سرزمین بشمار آید.ٌ واقعا درد اسفناک این است که این آقایان باصطلاح صاحب نظر که مورد توجه عده ای از هموطنان نیز هستند چنین کلمات مغرضانه، بی مفهوم و تبلیغاتی را در یک نامه عمومی استفاده میکنند. برای شخص بنده معلوم نیست این عوامل دوست نمای دشمنان ایران چه کسانی هستند. آیا اشخاصی مثل نویسنده که امر دمکراسی و حقوق بشر را که بعنوان هسته اصلی نگرش سیاسی خود مینگرند دشمن دوست نمای مد نظر جبهه ملی میباشد و یا اینکه آن کودکان دهاتی که طالب امکان آموزش به تاریخ زادگاه، ادبیات و زبان خود هستند. آیا مطالبات بالحق شهروندان ایرانی در نوع آموزش و پرورش مطابق با شرایط اجتماعی، اقلیمی و فرهنگی منطقه مترادف با دشمنی دوست نمایانه ویا خیانت به زادگاه خود میباشد؟ مگر غیر از این است که شما و همفکرانتان زیر پوشش شعار مبارزه با تجزیه کشور حاضر به پایمال کردن حقوق اولیه و انسانی سایر ملیتهای ایرانی هستید و به وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی تکلیف میکنید که یک درس دو واحدی در باره زبانها و گویشهای مختلف کفایت خواهد بود. انصاف که یکی از ارزشترین و گرانبهاترین خصلت بشری بحساب میاید داشتن آن خوب چیزی است. انصاف شما کجاست که کودکان آذربایجانی، کردی، بلوچ، لری، عرب و ترکمن، و حتی فارس تکلمان غیر مرکز را از تحصیل و آشنائی به تاریخ، فرهنک و زبان خود انکار میکنید و دو واحد درسی را جایگزینی آن پیشنهاد میدهید. این آقایان در تحکیم افکار شوینیستی خود استناد به سایر کشورها در جهان مینمایند و ادعا میکنند که هیچ دولتی کتابهای درسی ابتدایی خود را بر پایه فرهنگ و زبان محلی تدوین و منتشر نمیکند. اینها غافل از حقایق در کشورهای کثیرالملل به فریب کاری آشکار مشغولند. مگر این امضا کنندگان اعتراض نامه اطلاعی از کتابهای درسی فلامینگها در بلژیک، سوئدیها در فنلاند، گرنلاندیها در دانمارک، فرانسویها در سویس و کاتولونیها در اسپانیا ندارند و اگر دارند پس با چه نیتی به گمراهی مردم ایران تلاش میکنند. رهبران جبهه ملی در ادامه اعتراض نامه خود مینویسندٌ ایجاد کانال های تلویزیونی استانی با تولید قومی و گویش محلی.... نتیجه این شده که اکنون کودکان ما در این مناطق از آغاز با آموزش گویشها و زبانهای محلی بزرگ میشوندٌ. این آقایان از حقوق کدام کودکان دفاع میکنند معلوم نیست. مگر طبق منشور سازمان ملل تمام کودکان ازحق تساوی در امر آموزش و پرورش و تحصیل به زبان خود برخوردار نیستند و تنها نظامدارانی همچون نازیستها اعتقاد به برتری نژاد و زبان آریائی نسبت به سایر ملتها دارند و به هزاران بهانه های گوناگون سعی در نابودی هویت دیگران میکنند . کودکان آذربایجانی، کردی، بلوچ، لری، عرب و ترکمن طبق تمام قوانین نوشته و ننوشته جهانی حق دارند با آموزش گویشها و زبان محلی خود بزرگ بشوند. پس مگر غیر از اینست که شما بدلیل آروزوهای امپریالیستی و شوینیستی خود حاضر به پایمال و محدود کردن حقوق انسانی و طبیعی این کودکان هستید. آیا انکار حقوق کودکان غیر مرکز بدلایل واقعا بی پایه ( مصلحت ملی جهت جلوگیری از فروپاشیدن کشور) ننگ بزرگی برای وطن پرستان نیست؟ امروز هر انسان عاقل به این حقیقت پی برده است که آموزش و پرورش متناسب با شرایط منطقه بهترین سیستم انسان پروری و وطن پروری میباشد. اکثر سازمانهای سیاسی و اجتماعی درون و برون مرز، شخصیتهای ایرانی و حتی سلطب طلبان با درک اهمیت مسئله به سیاست مرکززدائی تاکید میکنند. اما در ایران ما همواره تشکلاتی همانند جبهه ملی خواهان سلب و محدود کردن این آموزش به کودکان آذربایجانی، کردی، بلوچ، لری، عرب و ترکمن هستند و به دنبال آن با تمام بی انصافی طالب وفاداری به وطن از این کودکان میباشند. یا اینکه با صدای بلند و حق به جانب در محکومیت سایرناعدالتیها در جامعه بانگ فریاد میزنند. همه ما از تاریخ آموخته ایم که بدون تلاش پایدار برای گسترش فرهنگ دمکراسی و حقوق بشر قبل از تحولات اساسی، پیشبرد آنها بعد از دگرگونیها امری خیلی دشوار است. خردمندان و وطن پرستان دلسوز ایرانی با احساس مسئولیت و وظیفه و همینطور با پرداختن هزینه سنگینی سالیان متمادی در گسترش چنین فرهنگ در کشور تلاش کرده و میکنند. اما با کمال تاسف باید قبول کرد که گاهگاهی شیوه تلاش با مداخله تنگ نظران با آماج مبارزه گره میخورد و طبیعتا در شدت تکامل سالم تاخیر پیش میاورد. امروز حزب جبهه ملی ایران دقیقا چنین نقش واپسگرانه در صحنه سیاسی کشور بازی میکند. این وطن پرستان خاص جبهه ملی معتقدند که با زور، ستم و تحریف حقایق ـ هویت سایر ملتها همچنان قادر به ایجاد یک کشور یکپارچه و بزرگ و همزمان دمکراتیک خواهند بود غافل از اینکه کاروان پیشرفت بشریت از کنار این آقایان رد شده بدون آنکه آنها محتوای آن را در یابند. حقیقت این است که سنگ دمکراسی را بر سینه زدن خواهان تاوان سنگین وعظیم است و صداقت یکی از شرایط اصلی اعمال دمکراسی میباشد. رهبران حزب جبهه ملی با انکار حقوق سایر شهروندان ایرانی بصراحت نشان میدهند که تاوان دمکراسی را ندارند. از طرف دیگر به اعتقاد اکثردانشمندان و آگاهان سیاسی، اگر محور اصلی راهبرد یک سازمان سیاسی همچون جبهه ملی بر مبنای دمکراسی و حقوق بشراستوار نشده باشد باید ادعای وطن پرستی آنها را زیر علامت سوال برد. وطنی که در آن عدالت حاکم نباشد وطن نمیشود چنانچه اگر امروز کشورهای اروپائی و امریکائی مرزهای خود را به روی ایرانیان کاملا باز کند بیش از نیمی از اهالی ایران مهاجرت را ترجیح خواهند داد. بامید یک ایران برای همه شهروندان دکتر م. سببی Copyright: gooya.com 2009
|
||||||