جمعه 1 اسفند 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی

داريوش سجادی
اصلاح طلبانی که مُصّر بر ورود خاتمی به انتخابات رياست جمهوری اند، تا اين لحظه کمترين برنامه ای برای چگونگی مديريت جامعه ارائه نکرده اند تا افکار عمومی قانع شود که بر فرض پيروزی خاتمی در انتخابات و با توجه به بکارت ساختار سياسی ايران طی ۱۲ سال گذشته چه تضمينی برای عدم بازتوليد بحران های دوران رياست جمهوری ايشان وجود خواهد داشت؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جادو و آيين هاى جادويى: بخش سوم: رسم “صدقه دادن”، عباس احمدى

خلاصه

رسم “صدقه دادن” نوعى جادوى سرايتى براى انتقال درد و بلا از يك شخص به شخص ديگر است.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





۱- صدقه دادن

صدقه دادن، در شكل ظاهرى خود، عبارت از دادن پول و يا خوراكى و يا لباس، به گدا مى باشد. اما در پشت اين ظاهر مقدس، يكى از آيين هاى جادويى عصر جادو، يعنى جادوى سرايتى، نهفته است. اعمال و حركاتى كه در هنگام صدقه دادن، رخ مى دهد، معناى نهفته در پشت اين رسم به ظاهر مقدس را فاش مى سازد.

رسم صدقه دادن از دو مرحله تشكيل شده است: در مرحله ى اول، شخص صدقه دهنده، سكه اى را دور سر خود مى چرخاند. و يا گاهى، به جاى آن كه سكه را دور سرخود بچرخاند، آن را، شب، زير متكايش، مى گذارد. در مرحله ى دوم، اين سكه را به گدا مى دهد. به نمونه ى زير كه از كتاب تهران قديم، جلد چهارم، نوشته ى جعفر شهرى، انتخاب شده است، توجه كنيد:

“پول صدقه را ... شب بايد زير متكا گذارده، صبح دور سر چرخانده، سپس به گدا بدهند... چه زياد پول به گدا دهندگانى ديده شده اند كه، جلوى خود گدا، پول را دور سر گردانده، سپس مى دادند.” (ص 285)

اولين سوال اين است كه چرا شخص صدقه دهنده، سكه ى پول را دور سرخود مى چرخاند؟ در اين كار چه رمزى نهفته است؟ در پاسخ به اين پرسش، بايد از عصر علم، به عصر مذهب، و از عصر مذهب به عصر جادو برويم. در ايران، در عصر جادو، يعنى پيش از به وجود آمدن خدايان، دو نوع جادو رواج داشت: يكى جادوى تقليدى و ديگر جادوى سرايتى.

۲ - جادوى تقليدى

در جادوى تقليدى، جادوگر مى كوشد طبيعت را مجبور كند تا از اعمال و حركات او تقليد كند. به عنوان مثال، جادوگر، پيش از رسيدن بهار، در ظرفى سبزه، سبز مى كند تا طبيعت را مجبور به تقليد از اين كار بكند و باعث شود كه طبيعت سبز و خرم شود.

۳ - جادوى سرايتى

در جادوى سرايتى، جادوگر مى كوشد، خواص خوب چيزى را از راه تماس به خود منتقل كند، و يا خواص بد خود را از راه تماس به چيز ديگرى انتقال دهد و به اين ترتيب آنها را از خود دور كند.

۴ - مرحله ى اول: گرداندن سكه به دور شخص

در اين مرحله، شخص صدقه دهنده، سكه ى پول را دور سر خود مى چرخاند تا درد و بلا و مرض و نحوست را، از راه جادوى سرايتى، به سكه منتقل كند. در مركز دايره، شخص صدقه دهنده و در محيط اين دايره ى جادويى، سكه ى پول قرار دارد. درد و بلا و مرض و نحوست، بر اثر نيروى گريز از مركز، از شخص صدقه دهنده به سكه ى پول منتقل مى شود. گاهى سكه ى پول را در زير متكا و يا در زير قالی مى گذارند. در هردوى اين موارد، فرض بر اين است كه درد و بلا و مرض و نحوست از شخص و يا از خانه، به سكه ى پول منتقل مى شود.

۵ - مرحله ى دوم: دادن سكه ى پول به گدا

در اين مرحله، اين سكه ى جادويى، كه اكنون حامل و آكنده و مملو از درد و بلا و مرض و نحوست است، به گدا داده مى شود تا از راه جادوى سرايتى، درد و بلاى شخص صدقه دهنده به شخص صدقه گيرنده انتقال يابد. اين شعار كه “صدقه، رفع درد و بلاست” به خوبى هدف اصلی از آيين جادويى ى صدقه دادن را فاش مى كند. زيرا، همان طور كه نشان داديم، صدقه دهنده مى خواهد، از راه جادوى سرايتى، درد و بلا را از خود دور كند.

آقاى جعفر شهرى در كتاب تهران قديم، جلد چهارم، در صفحه ى 285، بدون آن كه از مكانيسم جادوى سرايتى آگاه باشد، به موضوع انتقال درد و بلا، در هنگام صدقه دادن، اشاره كرده است:

“با پول دادن به گدا، قضا و بلا، از تن و جان خود و خانواده شان دور مى شد... به اين طريق بود كه درد و بلاى صدقه دهنده را، از بيمار يا تندرست، از جانش برداشته و به جان گدا مى انداختند.”

۶ - صندوق هاى صدقه

امروزه در تهران و بسيارى از شهرها، صندوق هايى به نام صندوق هاى صدقه در خيابان ها نصب شده است كه مردم سكه هاى خود را در آن ها مى اندازند. صندوق هاى صدقه، نوعى مدرنيسم در يكى از آيين هاى كهن عصر جادو بشمار مى رود. زيرا، در فلسفه ى اصلی آيين صدقه دادن تغييرى داده نشده است و همچنان فرض بر اين است كه سكه هاى جادويى صدقه، به طور غير مستقيم به صدقه گيرندگان خواهد رسيد.

۷ - گداهاى كور و چلاق

يكى از ضروريات گدايى، آن است كه گدايان بايد به انواع و اقسام بيمارى ها و نقص عضو ها دچار باشند. به نمونه هاى زيركه از كتاب تهران قديم، جلد چهارم، انتخاب شده است توجه كنيد:

“گدايان، هرچه عليل تر و ذليل تر و كثيف تر و نكبت تر و بدچهره تر و بد قيافه تر، زياد تر مى توانستند سود ببرند.” (ص 285).

“از ضروريات گدايى بود كه هرچه كثيف تر و زنده تر و معيوب تر و عليل تر و ناتوان تر باشند.. كورى، شلی، بى دست و پايى، چلاقى، فلج، كچلی، خوره بردگى، و سوختگى و هرچه مثل آن ... اگر معايب شان طبيعى بود، چه بهتر، و اگر نبود، وسيله ى متخصصين، به وجود مى آوردند.” (ص 287)

“ از اين ها سخت جان تر و قسى تر، آن هايى بودندكه بدن هاى خود و يا فرزندان شان را مجروح مى ساختند. بوسيله ى اسيد و آتش و آب جوش، جراحاتى بر روى پوست و گوشت شكم و دست و پا، توليد مى كردند... جراحاتى آن چنان هولناك و يا آن چنان وسيع و عميق كه گفتى از تن شان، پوست برداشته اند.” (ص 287)

سوالی كه در اين جا پيش مى آيد اين است كه رسم صدقه دادن چه ارتباطى با بيمارى و كورى و شلی ى گدايان و صدقه گيرندگان دارد؟ چرا بايد گدا، كور و چلاق و شل باشد؟

در پاسخ به اين پرسش بايد گفت كه طبق تحليل ما، شخص صدقه گيرنده، كسى است كه مردم، درد و بلاى خود را به او منتقل مى كنند. بنابراين، بايد مبتلا به انواع و اقسام امراض و بيمارى ها باشد زيرا در غير اين صورت، موثر بودن آيين جادويى ى صدقه دادن زير سوال مى رود. يك گداى سالم و تندرست نمى تواند در اين جادوى سرايتى كه بر مبناى انتقال درد و بلا از شخص صدقه دهنده به شخص صدقه گيرنده است، نقشى داشته باشد. به همين دليل است كه اگر گدايان، به طور طبيعى، به اين امراض مختلف مبتلا نباشند سعى مى كنند، با ظاهر سازى، خود را كر و كور و چلاق و بيمار نشان بدهند.

طبق اين تحليل، مى توان اين فرضيه را در مورد صندوق هاى صدقه مطرح كرد كه صندوق هايى كه از نظر ظاهرى، كثيف تر و نكبت بار تر و افسرده تر باشند، بيشتر مورد توجه ى مردم قرار خواهند گرفت. به عنوان مثال، رنگ صندوق ها بايد بسيار مهم باشد. صندوق هاى زرد رنگ در مقام مقايسه با صندوق هاى سرخ رنگ بايد صدقه ى بيشترى را به سوى خود جلب كنند.

با يك آمارگيرى ميدانى، مى توان صحت و يا كذب اين فرضيه را مشخص كرد. براى اين كار مى توان در چند نقطه ى تهران، صندوق هاى صدقه ى دو قلو را در كنار يك ديگر نصب كرد. يكى از صندوق ها را به رنگ زرد و ديگرى را به رنگ سرخ در آورد. آن گاه، ميزان صدقه ى جمع آورى شده در هر صندوق را در آخر هر ماه، محاسبه نمود. سرانجام، با استفاده از يك آزمايش آمارى به نام “تى تست” (T-Test )، مى توان فرضيه ى جادوى سرايتى را مورد محك قرار داد.

۸ - علت به وجود آمدن جادوى سرايتى

تصور نكنيد كه جادوى سرايتى، بدون منطق و بدون اساس، بوجود آمده است. جادوى سرايتى، متكى بر مشاهده و قياس است. مردم مشاهده مى كنند كه اگر مثلا شاخه ى گلی را با خود همراه داشته باشند، خاصيت گل مانند عطر و بوى خوش از گل به آن ها منتقل مى شود و جامه ى آن ها بوى گل مى گيرد.

سعدى در يكى از داستان هاى خود به اين پديده اشاره كرده است. يك روز، يكى از دوستان سعدى، در حمام، تكه ى گل خوشبويى به او مى دهد. (كلمه ى گل با كسر حرف گاف به معناى خاك است) سعدى از اين خاك خوشبو مى پرسد كه آيا تو مشك و يا عبيرى كه من از بوى خوش تو مستم. خاك خوشبو، پاسخ مى دهد كه من يك تكه خاك ناچيز بودم، اما مدتى با شاخه ى گل نشستم. كمال همنشين يعنى عطر و بوى شاخه ى گل به من سرايت كرده است، واﻻ، من همان خاك ناچيزى هستم كه بودم.

گلی خوش بوى، در حمام، روزى،
رسيد، از دست محبوبى، به دستم.
به او گفتم، كه مشكى و يا عبيرى،
كه از بوى دﻻويز تو، مستم؟
بگفتا من گلی ناچيز بودم
و ليكن، مدتى با گل نشستم
كمال همنشين، در من، اثر كرد
و گر نه، من همان خاكم كه هستم.

در اين داستان ، عطر شاخه ى گل از راه تماس، به تكه ى خاك منتقل شده است.

مردم اين موضوع را، از راه قياس، به ساير پديده هاى طبيعى توسعه مى دهند و مى پندارند كه، مثلا با گذاشتن سكه ى پول در زير متكاى خود مى توانند درد و بلاى خود را به سكه منتقل كنند.

جادو نيز مانند علم، بر “مشاهده” استوار است۰ در جادو نيز مانند علم، آدمى تلاش مى كند با كشف رابطه ى علت و معلولی بين پديده هاى طبيعى و بدون كمك گرفتن از نيروهاى آسمانى به مقصود خود كه در اين مورد دور كردن درد و بلا از خويشتن است برسد. اما، تفاوت بين جادو و علم در اين ست كه رابطه ى علت و معلولی، در جادو به طور نادرست و از راه قياس به دست آمده است. در حالی كه همين رابطه ى علت و معلولی، در علم به طور درست و از راه استقرا به دست آمده است.

۹- نمونه هاى ديگرى از جادوى سرايتى

به غير از رسم صدقه دادن، بسيارى از آيين هاى ايرانى، ريشه در مراسم عصر جادو دارند. در سطور زير به چند نمونه از آن ها اشاره مى كنيم:

الف - پريدن از روى آتش

يكى ديگر از راه هاى دور كردن درد و بلا و نحوست، آيين پريدن از روى آتش در شب چهار شنبه سورى مى باشد. در اين مراسم، مردم، با گفتن جمله ى “زردى من از تو”، زردى و درد و بلا ى خود را، از راه جادوى سرايتى، به بوته ى آتش انتقال مى دهند. در پايان اين مراسم، مردم خاكستر اين بوته ى آتش را ، كه اكنون آكنده و مملو از درد و بلاى افراد خانواده است، از خانه بيرون مى برند و آن را بيرون مى ريزند، تا به اين وسيله، درد و بلا را از خود و از خانواده ى خود دور كرده باشند.

ب - اسپند دود كردن

يكى ديگر از راه هاى دور كردن درد و بلا و نحوست، آيين اسپند دود كردن است. مردم، چند دانه اسپند را، دور سر شخص مورد نظر مى چرخانند. هدف آن ها از اين كار اين است كه درد و بلاى شخص مورد نظر را از راه جادوى سرايتى به دانه هاى اسپند منتقل كنند. سپس اين دانه هاى جادويى اسپند را در آتش مى اندازند تا درد و بلاى او را بسوزانند و از بين ببرند.

ج - دورت بگردم. درد و بلايت بخورد به جانم

در بين مردم مصطلح است كه وقتى كسى را زياد دوست دارند، خطاب به او مى گويند: “دورت بگردم. درد و بلايت بخورد به جانم”. اين قربان و صدقه رفتن ها، نيز ريشه در آيين هاى جادويى عصر جادو دارد. شخصى كه دور شخص ديگرى مى گردد، ناخود آگاه، مى خواهد درد و بلاى شخص مورد علاقه ى خود را از راه جادوى سرايتى، به خود منتقل كند. و اين هدف در جمله ى دوم به خوبى مشخص است، يعنى در آن جا كه مى گويد: “درد و بلايت بخورد به جانم”.

د - اصطلاح “صدقه سرى”

در زير پوسته ى ظاهرى اصطلاح “صدقه سرى” نيز ردپاى آيين هاى جادويى ديده مى شود. در اين عبارت، با استفاده از كلمه ى “صدقه” و كلمه ى “سر” دقيقا به رسم گرداندن صدقه به دور سر اشاره مى شود كه براى انتقال درد و مرض از شخص صدقه دهنده به شخص صدقه گيرنده مى باشد. به همين علت است كه كمتر كسى حاضر مى شود كه “صدقه سرى” را قبول كند و يا بپذيرد. زيرا مى ترسد كه با گرقتن صدقه، درد و بلاى شخص صدقه دهنده، از راه جادوى سرايتى، به او منتقل شود. “صدقه” مانند اسفنجى است كه درد و بلاى شخص صدقه دهند را به خود جذب كرده است و اكنون آكنده از درد و بلاست. كسى كه اين اسفنج آلوده را بگيرد، درد و مرض و بلا و نحوست، را به خود انتقال خواهد داد. بنابراين جز اشخاص حرفه اى مانند گديان كه براى اين كار تربيت شده اند، كمتر كسى حاضر است، صدقه ى سرى مردم را قبول كند.

اگر كسى چيزى را به زور از كسى بگيرد، شخص مالباخته، براى آن كه دل خودش را خنك كند مى گويد “صدقه ى سرم”. يعنى مى خواهد درد و بلاى خود را ازاين طريق به شخص زورگير منتقل كند.

در اين زمينه، يعنى در زمينه ى جادوى سرايتى، آن قدر نمونه و مثال وجود دارد كه شرح يكايك آن ها، خود مستلزم نوشتن يك كتاب جداگانه مى باشد. به همين علت، مقاله خود را در همين جا به پايان مى آورم و دنباله ى مطلب را به بخش هاى آينده، موكول مى نمايم.

نتيجه گيرى

رسم “صدقه دادن” نوعى جادوى سرايتى براى انتقال درد و بلا از يك شخص به شخص ديگر است.

***
منابع

Frazer, James G. 1923. Golden Bough: A Study in Magic and Religion. New York : Macmillan

شهرى، جعفر. تهران قديم. جلد چهارم. چاپ اول. انتشارات معين. تهران. سال 1371 خورشيدى.

***

Email: Abbas.Ahmadi@Mailcity.com
Web: AbbasAhmadi.Tripod.com


Copyright: gooya.com 2009