پنجشنبه 21 اسفند 1382   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جادو و آيين هاى جادويى: بخش پنجم: جادوى مهر و محبت، عباس احمدى

در ايران، جادو هاى فراونى براى جلب جنس مخالف رواج دارد كه معروف ترين آن جادوى “ك. كفتار” مى باشد. اين آيين جادويى، در بسيارى از شهرها و روستاهاى ايران، در بين زنان رواج دارد.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


خلاصه
جادوى “ك. كفتار”، يكى از جادوهاى مهر و محبت در ايران است. در اين مقاله، مى خواهيم چهار نكته را نشان بدهيم كه اوﻻ، افسون “ك. كفتار”، نوعى جادوى سرايتى براى انتقال نيروى جاذبه ى جنسى از كفتار به آدم مى باشد. ثانيا، عناصرى از مذهب در اين جادو رخنه كرده است. ثالثا، اين جادو پاسخى به عقده ى “حسادت قضيب” (Penis Envy) در نزد زنان مى باشد. رابعا، در ﻻيه هاى زيرين اين افسون، آرزوى بازگشت به دوره ى مادرساﻻرى، نهفته است .

1 - جادوى “ك. كفتار”

در ايران، جادو هاى فراونى براى جلب جنس مخالف رواج دارد كه معروف ترين آن جادوى “ك. كفتار” مى باشد. اين آيين جادويى، در بسيارى از شهرها و روستاهاى ايران، در بين زنان رواج دارد. آقاى جعفر شهرى در كتاب تهران قديم، شرح جالبى از جادوى “ك. كفتار” ارايه داده اند. او در كتاب خود، از زنى به نام “گلين آغا”، فرزند نورخاتون، نام برده است كه براى جلب محبت و عشق شوهرش، “ابوتراب”، فرزند كريم، از جادوى “ك. كفتار” استفاده كرده است.

دعانويس، ابتدا، دعايى را، با جوهر زردرنگ زعفرانى، بر روى كاغذى نازك نوشته است. سپس اين كاغذ نازك را چند بار تا كرده است و آن را به دور تكه گوشت خشكيده اى پيچيده است. سرانجام، اين كاغذ دعا و گوشت خشكيده را در كيسه ى كوچكى از اطلس سرخ قرار داده است و آن را به گلين آغا داده است تا با خود همراه داشته باشد. دعايى كه روى كاغذ نوشته شده است، چنين آغاز مى شود:

“به حق تورات موسى،
و انجيل عيسى،
و زبور داوود،
و صحف ابراهيم '
افسون كردم اين “كس كفتار” را براى گلين آغا، فرزند نورخاتون، در جلوه و جلا و شيرينى و جلب نظر و مهر و علاقه و ميل و هوس ابوتراب، فرزند كريم.

و بى تاب و بى قرار كردم ابوتراب، ولد كريم، را از عشق و هوس و بى آرامى ى گلين آغا، كه يك دم، بى او، قرار و آرام نداشته باشد.

همچنين گرفتم چشم و گوش و هوش و جسم و روح جميع خلايق و فرزندان آدم و دختران حوا (از نرو ماده، و خرد و كلان، و سياه و سفيد،و ترك و تاجيك، و عرب و عجم) به اطاعت و تسليم و رضاى دارنده ى اين افسون.

به حق آن ديو كه در سر كوه ها ست،
و آن ديو كه در ميان كوه ها ست،
و آن ديو كه در زير كوه هاست.

به حق آن ديو كه در سر دريا ها ست،
و آن ديو كه در ميان دريا ها ست،
و آن ديو كه در ته درياها ست.

به حق آن ديو كه در سر آتش ها ست،
و آن ديو كه در ميان آتش ها ست،
و آن ديو كه در زير آتش هاست.

به حق آن ديو كه در درون خانه ها ست،
و آن ديو كه در ميان دل ها ست،
و آن ديو كه در درون شهوت هاست.

افسون كردم اين “فرج كفتار” را براى گلين آغا، زاده ى نورخاتون، به جلوه و زيبايى و دل ربايى در دل و روح و چشم و جسم و جان ابوتراب، فرزند كريم. “ (ص 69-68)

2- تحليل جادوى “ك. كفتار”

جادوى “ك. كفتار” از دو چيز درست شده است: يكى كاغذ دعايى كه رويش مطالبى به عنوان دعا نوشته شده است و ديگر، تكه ى گوشت خشكيده اى كه آن كاغذ به دورش پيچيده شده است. در سطور زير، هر كدام از اين دو عنصر، به طور جداگانه، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است:

الف - تكه گوشت خشكيده

تكه گوشت خشكيده اى كه در اين افسون به كار رفته است چيزى نيست جز گوشت سم گوسفند كه از آن به جاى آلت تناسلی كفتار ماده استفاده شده است. از آن جا كه شكار كردن كفتار ماده و بدست آوردن گوشت آلت تناسل او كار آسانى نيست، بنابراين از گوشت سم گوسفند، به جاى آن، استفاده شده است.



تصوير ۱- كفتار ماده كه از آلت تناسلی او در افسون “ك. كفتار” استفاده مى شود.

نخستين سوالی كه پيش مى آيد اين است كه آلت تناسلی كفتار ماده، داراى چه خاصيتى است كه از آن در اين افسون استفاده مى كنند؟ در پاسخ بايد گفت كه عوام معتقدند كه “ك. كفتار” دارى جاذبه جنسى فراوان است. آن ها استدﻻل مى كنند كه با آن كه، كفتار ماده از زشت ترين و كريه ترين حيوانات است، اما با وجود اين، كفتارنر به سوى او جذب مى شود وبا او جفت گيرى مى كند. بنابراين، هر زنى، هرچند زشت و پير و نخواستنى، اگر “ك. كفتار” همراه داشته باشد، مى تواند نيروى جاذبه ى جنسى را از “ك. كفتار” به خود منتقل كند و باعث شود كه شوهرش از نظر جنسى به سوى او جذب شود و با او همآغوشى كند.

انتقال خاصيت جاذبه جنسى از “ك. كفتار” به آدمى نوعى جادوى سرايتى است. در جادوى سرايتى، خاصيت يك چيز از راه تماس به آدمى منتقل مى شود. جادوى سرايتى، متكى بر مشاهده و قياس است. مردم مشاهده مى كنند كه اگر مثلا شاخه ى گلی را با خود همراه داشته باشند، خاصيت گل مانند عطر و بوى خوش از گل به آن ها منتقل مى شود و جامه ى آن ها بوى گل مى گيرد. مردم اين موضوع را، از راه قياس، به ساير پديده هاى طبيعى توسعه مى دهند و مى پندارند كه، مثلا با همراه داشتن ك. كفتار مى توانند خاصيت جاذبه ى جنسى آن را به خود انتقال بدهند۰

ب- كاغذ دعا

براى تجزيه و تحليل عنصر دوم در افسون “ك. كفتار”، بايد ابتدا مقدماتى را ذكر كرد و سپس به تحليل اين عنصر پرداخت. در عصر جادو، يعنى در عصرى كه هنوز خدايان به وجود نيامده بودند، بوميان ايران سعى مى كردند با تكيه بر پديده هاى طبيعى و به كمك كارهاى زمينى و بدون يارى گرفتن از آسمان، طبعيت را مقهور اراده ى خود كنند. در سپيده دم مذهب،و پس از آن كه روح بارورى و بركت به صورت ايزد بارورى از زمين و از پيكر گاوان و از بدنه ى درختان و از بستر رودخانه ها به آسمان رفت، يارى گرفتن از آسمان در بسيارى از آيين هاى جادويى رخنه كرد.

شاهد اين مدعا كاغذى است كه همراه با افسون ك. كفتار است. در اين كاغذ از موسى و عيسى و داوود و ابراهيم يارى خواسته شده است تا عشق به گلين آغا را در دل كريم بر انگيزاند و يا از ديوى كه در كوه هاست و ديوى كه در درياهاست و ديوى كه در آتش هاست و ديوى كه در شهوت هاست كمك خواسته شده است تا گلين آغا را در چشم ابوتراب، زيبا و دل ربا نمايد. در اين جا جادوى سرايتى كه همان استفاده از ك. كفتار است با يارى خواستن از نيروهاى آسمانى، در آميخته است. نيروهاى آسمانى شامل خدايان و ديوان مى باشد. زيرا ديو ها، نيز در اصل از خدايان بوده اند كه در فرهنگ ايرانى، چهره ى اهريمنى به خود گرفته اند.

همان طور كه گفتيم، افسون “ك. كفتار” از دو عنصر جادويى و مذهبى درست شده است. آن گوشت خشكيده ى سم گوسفند، يادگار عصر جادو و آن كاغذ زردرنگ نازك، يادگار عصر مذهب است. در اين افسون، عنصر اصلی، همان گوشت خشكيده ى سم گوسفند است كه به جاى آلت تناسلی كفتار ماده به كار رفته است.

در موارد ديگر، مانند دعاى چشم زخم،„ عنصر مربوط به عصر جادو، به تدريج، از بين رفته است و آن چه باقى مانده است، همان عنصر مربوط به عصر مذهب است كه به صورت اورادى بر روى كاغذ نازكى نوشته شده است و براى دور كردن چشم زخم، به تنهايى، به كار مى رود.

۳- دو نكته ى پنهانى

كفتار ها به صورت گله اى، زندگى مى كنند. در گله ى كفتار ها، سلسله مراتب فرماندهى بر قرار است. در راس اين سلسه مراتب، كفتار ماده قرار دارد. نكته ى جالب اين جاست كه آلت تناسلی كفتار ماده، از نظر شكل ظاهرى شبيه به آلت تناسلی كفتار نر مى باشد. به اين ترتيب كه اوﻻ، كليتوريس كفتار ماده، رشد كرده است و تقريبا به درازى و كلفتى ى آلت تناسلی كفتار نر شده است. ثانيا، كفتار ماده مى تواند اين كليتوريس عجيب خود را مانند قضيب كفتار نر، شق كند. و ثالثا، دو لبه يى “واژن” كفتار ماده، باد كرده و بوسيله ى دو غده ى چربى، به شكل دو بيضه ى نرينه، در آمده است. به اين ترتيب، “ك. كفتار” از نظر ظاهرى مانند “قضيب” كفتار نر مى باشد.

با توجه به نقش كفتار ماده در راس سلسله مراتب فرماندهى و نيز با توجه به شباهت ظاهرى آلت تناسلی كفتار ماده به آلت تناسلی كفتار نر، مى توان، علاوه بر انتقال جاذبه ى جنسى، به دو هدف مخفى ديگر در جادوى “ك. كفتار”، اشاره كرد.

هدف مخفى ى اول، همان است كه سيگموند فرويد، روانشناس اطريشى، از آن به عنوان عقده ى “حسادت قضيب”
(Penis Envy) نام برده است. دختران، در خردسالی و در حدود سن چهار سالگى، آلت تناسلی خود را با آلت تناسلی پسران مقايسه مى كنند و متوجه مى شوند كه كليتوريس آن ها بسيار كوچك تر از قضيب پسران است و از اين نظر دچار عقده ى حقارت و خود كم بينى مى شوند. رشد و تكامل جنسى دختران ، از زمان تولد تا دوران بلوغ، از پنج مرحله مى گذرد:

مرحله اول- دختران، در زمان تولد وارد مرحله ى دهانى و يا مرحله ى “اورال” (Oralْ) مى شوند كه تا سن يك سالگى ادامه دارد. در اين مرحله، مركز لذت جنسى سوراخ دهان است. در اين دوره ، دختران از راه مكيدن و گاز گرفتن پستان مادر، خود را ارضا مى كنند. بقاياى اين مرحله در بزرگ سالی، به صورت ميل به بوسيدن و مكيدن لبهاى معشوق، باقى مانده است.

مرحله ى دوم- دختران، در سن يك سالگى وارد مرحله ى مقعدى و يا مرحله ى “آنال” (Anal) مى شوند كه تا سن سه سالگى ادامه دارد. در اين مرحله، مركز لذت جنسى، سوراخ مقعد است. در اين دوره، دختران از راه نگاه داشتن و رها كردن مدفوع از سوراخ مقعد، خود را ارضا مى كنند.

مرحله ى سوم- دختران، در سن سه سالگى وارد مرحله ى “آلتى” و يا مرحله ى “فاليك” (Phalicْ) مى شوند كه تا سن تا پنج سالگى ادامه دارد. در اين مرحله، مركز لذت جنسى، كليتوريس است و دختران از راه ماليدن كليتوريس، خود را ارضا مى كنند. بقاياى اين مرحله، در بزرگسالی، به صورت ميل به طبق زدن، باقى مانده است. در اين مرحله است كه دختران دچار عقده ى “حسادت قضيب” (Penis Envy) مى شوند و مادر خود را مسئول اين نقض عضو دانسته و به طور ناخودآگاه، تمايل جنسى نسبت به پدر در آن ها به وجود مى آيد.

مرحله ى چهارم- دختران، در سن پنج سالگى، وارد مرحله ى خفتگى و يا مرحله ى “لی تن سى” (Latencyْ) مى شوند كه تا دوره ى بلوغ، به طول مى انجامد. در اين دوره، غريزه ى جنسى به حالت خفته در مى آيد و از خود فعاليتى نشان نمى دهد.

مرحله ى پنجم- دختران در دوره ى بلوغ وارد مرحله ى تناسلی و يا “جنيتال” (Genitalْ) مى شوند. در اين مرحله، مركز لذت جنسى، واژن مى باشد. در اين دوره، دختران از راه “در مالی” و يا از راه جماع، خود را ارضا مى كنند. در اين دوره است كه عقده هاى فروخفته ى “حسادت قضيب”، در اعماق ضمير ناخودآگاه آنان، دوباره فعال مى شود و زنان، ناخود آگاه، آرزو مى كنند كه اى كاش كليتوريس آن ها مانند قضيب مردان، دراز و كلفت مى بود.



تصوير ۲-كفتار ماده، با زهدان مادينه و قضيب نرينه. “ك. كفتار”، در حقيقت، تكه اى از قضيب نرينه ى كفتار ماده مى باشد.

با توجه به اين تجزيه و تحليل روانى است كه مى توان معناى نهفته در پشت جادوى “ك. كفتار” را كشف كرد. به اين ترتيب كه، زن ها با همراه داشتن جادوى “ك. كفتار”، ناخود آگاهانه مى خواهند، كه خاصيت درازى و كلفتى كليتوريس را از كفتار ماده به خود منتقل كنند تا كليتوريس آن ها نيز مانند قضيب مردان، دراز و كلفت شده و آن هانيز بتوانند كليتوريس عجيب و غريب خود را شق كنند. اگر زن ها بتوانند كليتوريس خود را به شكل قضيب مردان در بياورند ديگر موجبى براى احساس عقده ى حقارت در آن ها باقى نمى ماند و آن ها مى تواند، به اين ترتيب، بر عقده ى حقارت خود غلبه كنند.

هدف مخفى ى دوم، آرزوى سرورى و رياست در زندگى خانوادگى است. زن ها با همراه داشتن جادوى “ك. كفتار” ناخود آگاهانه مى خواهند كه خاصيت سرورى و رياست را از كفتار ماده به خود منتقل كنند تا آPن ها نيز مانند كفتار ماده، رييس خانواده بشوند و بر شوهر خود رياست كنند. مى دانيم كه زنان در دروره ى مادرساﻻرى، بر مردان سرورى مى كردند، اما پس از ظهور نظام ظالمانه ى پدر ساﻻرى، مقهور و منكوب مردان شدند. از آن زمان تاكنون، زنان هميشه در نهان خانه ى ذهن خود، آرزو كرده اند كه باز به دوره ى مادرساﻻرى بازگردند.

كفتار ماده هم مانند زنان دارى سوراخ فرج و زهدان است و هم مانند مردان داراى آلتى شبيه به قضيب و بيضه مى باشد. در وجود كفتار ماده، زنان با حفظ تمام خصوصيات زنانه ى خود توانسته اند، مهمترين خصيصه ى جنسى مردان، يعنى قضيب و بيضه هاى آن ها را نيز از طريق شبيه سازى، به مالكيت خود در آورند.

كفتار ماده، با دارا بودن آلت تناسلی ى “شبه قضيب” يكى از عجيب ترين پستاندارن روى زمين است. كفتار ماده، سمبول زنى با آلت تناسلی مردانه مى باشد. زنى كه مانند زنان ديگر، مى تواند آبستن شود و بچه بزايد، اما مانند مردان داراى آلتى دراز و كلفت است كه مى تواند آن را به دلخواه شق كند.

با توجه به اين توضيحات، كفتار ماده كه خصوصيات هر دو جنس را در خود متمركز كرده است، با قرار گرفتن در راس هرم فرماندهى، به صورت قبله ى ناخودآگاه و سمبول ايده آل زنان عوام در نظام ظالمانه ى پدرساﻻرى در ايران در آمده است.

4 - قضيب ليسى، دست بوسى ، و پابوسى

در گله ی كفتار ها، ساير كفتارها براى اظهار اطاعت و فرمانبردارى بايد آلت تناسلی عجيب كفتار ماده را ليس بزنند و به اين وسيله مراتب نوكرى و عبوديت خود را ابراز بدارند. ليسيدن قضيب كفتار ماده معادل بوسيدن دست شاهان مى باشد. همان طور كه رعيت فرودست در برابر شاه فرادست، دست او را مى بوسد، كفتار فرودست نيز در برابر كفتار فرادست، قضيب دراز او را مى ليسد.

“قضيب ليسى” در ميان كفتار ها معادل “دست بوسى” در بين آدميان است. در هر دو مورد، عضوى دراز( مانند دست يا قضيب) توسط شخص فرودست، بوسيده و يا ليسيده مى شود. دست شاهان، همان كار قضيب را به عهده دارد. همان طور كه كفتار ماده، قضيب خود را شق مى كند تا كفتار فرودست آن را بليسد، شاه نيز دست خود را دراز مى كند تارعيت فرودست آن را ببوسد. در هردو مورد، شخص فرودست از دهان خود براى بوسيدن و يا ليسيدن استفاده مى كند. دهان، در اين جا، مى تواند سمبول و نشانه ى مفعوليت و قضيب يا دست سمبول و نشانه ى فاعليت باشد. رابطه ى بين فرمانروا و فرمانبر يك رابطه ى فاعلی'مفعولی است. به عبارت ديگر، فرمانروا، آلت دراز خود را به سوراخ دهان فرمانبر فرو مى كند و به اين وسيله، سيادت و رياست خود را به تحقير آميزترين شكل ممكنه، به نمايش مى گذارد.

يكى ديگر از آنين هاى عبوديت، رسم “پابوسى” است. در آيين پابوسى، رعيت در پيش پاى شاه به زمين مى افتد و سجده مى كند و پاى شاه را به رسم نوكرى و عبوديت مى بوسد. در اين جا، پا همان كاركرد قضيب يا آلت تناسلی نرينه را دارد. رعيت با سجده كردن، از يك طرف، سوراخ مقعد خود را، ناخودآگاه، به حالت مفعولی، عرضه مى كند و از طرف ديگر با سوراخ دهان خود، عضودراز و كلفتى را مى بوسد.

شدت مفعوليت در “پابوسى” بيشتر از “دست بوسى” است. زيرا در دست بوسى، رعيت فقط تاكمر خم مى شود و به حالت ركوع، دست شاه را مى بوسد، در حالی كه در پابوسى، رعيت با تمام وجود خم مى شود و در حالت سجود، پاى شاه را مى بوسد. درجه ى مفعوليت “سجود” بيشتر از “ركوع” است. زيرا شخص مفعول، در حالت سجود، در حالت نشسته قرار دارد و نمى تواند به آسانى از جاى برخيزد و از زير كار فرار كند. در حالی كه، رعيت در حالت ركوع، هر چند در برابر شاه از كمر خم شده است، اما هنوز به حالت ايستاده باقى مانده است و مى تواند آسان تربگريزد. رسم ركوع و سجود بندگان و رعايا در برابر شاهان و خدايان، داراى معانى و اشارت هاى جنسى و فاعلی'مفعولی است، كه در بسيارى از فرهنگ هاى جهان ديده مى شود. در اين باره، مانند رسم بوسيدن كفش پاى راست پاپ اعظم در بين مسيحيان، سخن بسيار است، اما براى آن كه از موضوع اصلی ى خود دور نشويم، به مبحث افسون “ك. كفتار” باز مى گرديم و گفتار خود را با يك نتيجه گيرى به پايان مى آوريم.

نتيجه گيرى

در اين مقاله نشان داديم كه اوﻻ، افسون “ك. كفتار”، نوعى جادوى سرايتى براى انتقال نيروى جاذبه ى جنسى از كفتار به آدم مى باشد. ثانيا، عناصرى از مذهب در اين جادو رخنه كرده است. ثالثا، اين جادو پاسخى به عقده ى “حسادت قضيب” (Penis Envy) در نزد زنان مى باشد. رابعا، در ﻻيه هاى زيرين اين افسون، آرزوى بازگشت به دوره ى مادرساﻻرى، نهفته است.
***

منابع

شهرى، جعفر. تهران قديم. جلد چهارم. چاپ اول. انتشارات معين. تهران. سال 1371 خورشيدى.
Frazer, James G. 1923. Golden Bough: A Study in Magic and Religion. New York: Macmillan
Freud, Sigmund. 1969. A general introduction to psycho-analysis. New York: Simon and Schuster.
***
Email: Abbas.Ahmadi@Mailcity.com
Web: AbbasAhmadi.Tripod.com





















Copyright: gooya.com 2014

Served by C#1 Server #1 in 0.005 seconds