سه شنبه 25 فروردین 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی

داريوش سجادی
اصلاح طلبانی که مُصّر بر ورود خاتمی به انتخابات رياست جمهوری اند، تا اين لحظه کمترين برنامه ای برای چگونگی مديريت جامعه ارائه نکرده اند تا افکار عمومی قانع شود که بر فرض پيروزی خاتمی در انتخابات و با توجه به بکارت ساختار سياسی ايران طی ۱۲ سال گذشته چه تضمينی برای عدم بازتوليد بحران های دوران رياست جمهوری ايشان وجود خواهد داشت؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جادو و آيين هاى جادويى، بخش شش، عيد قربان و مراسم قربانى كردن شتر در تهران، عباس احمدي

از زمان ناصرالدين شاه تا اوايل سلطنت پهلوى اول، در تهران، هر ساله در روز عيد قربان، مراسم قربانى كردن شتر برگزار مى شد.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





در اين مقاله مى خواهيم دو چیز را نشان بدهیم: (1) مراسم قربانى كردن شتر در تهران، از آيين هاى كهن ايرانى مانند “آيين كوسه بر نشين” و “آيين مير نوروزى” و از مراسم جادويى “گاوكشى” و “شاه كشى” سرچشمه گرفته است. (2) عید قربان، که از عید های اصلی عرب ها ست، در مقابله با عید نوروز، نه تنها نتوانست جای آن را بگیرد، بلکه، حداقل در نمونه ی حاضر، محتوای مذهبی ی خود را از دست داد، و به صورت نسخه ای از مراسم میرنوروزی درآمد.

***


تصوير ۱ - تابلوى شتر قربانى اثر "راسيم بابايوف” نقاش معاصر آذربايجان

۱) مراسم قربانى كردن شتر

در تهران، در روز نهم ذى الحجه، يعنى يك روز مانده به عيد قربان، شتر مخصوصى را براى قربانى كردن انتخاب مى كردند و او را به شيوه ى مخصوصى، آذين بندى مى نمودند. آقاى جعفر شهرى در جلد اول كتاب تهران قديم ، توصيف دقيقى از اين مراسم ارايه داده است كه در زير نقل مى شود:

"شتر سالم و بى نقصى را روز نهم ذى الحجه، نظيف و زينت و آرايش كرده. دست و پايش را حنا گرفته. بهترين جهازات را بر او بسته. طاقه ى شال هاى ترمه بر او پوشانيده۰ طاقه هاى زرى از گردن اش آويخته. منگوله زنگوله هاى تكى و ريسه اى فراوان از سر و برش آويزان مى كردند. همچنين، آينه هاى كوچك و بزرگ قابدار، بر پيشانى، گونه ها، و پهلو ها يش، نصب مى كردند." (ص 406 - 405)

در روز دهم ذى الحجه، يعنى صبح عيد قربان، مردى را جامه ى شاهى مى پوشاندند و او را سوار اين شتر مى كردند:

“نيابت اين كار به عهده ى شخصى بود كه اين سمت را نسل به نسل به او رسيده. (شاه شتر قربانى)اش مى گفتند. در اين روز با سمت و صولت و قيافه ى شاهى، جبه ى ترمه پوشيده. كلاه بلند نيمتاج دار بر سر نهاده. شمشير مرصع، حمايل، جقه، درجه، نشان، و آويختنى هاى پر زرق و برق و فراوان، آويخته. چكمه و مهميز مى پوشيد. شمشير و نيزه همراه كرده، بر شتر مى نشست.”(ص 406)

اين شاه موقت با شتر آذين بندى شده ى خود، در خيابان هاى تهران راه مى افتاد. عده ى زيادى به عنوان ملازمان ركاب و غلامان جان نثار و نوكران خانه زاد همراه اين موكب شاهانه راه مى افتادند. شاه موقت مانند يك شاه واقعى رفتار مى كرد و به همراهانش امر و نهى مى كرد:

“شاه شتر قربانى با جار و جنجال و هياهو، و دسته ى موزيك و مزقان كه در جلو و عقب اش حركت مى كردند، به راه مى افتاد. با عده ى فراش سواره و پياده، شمشير آخته و نيزه بدست، از خيابان علاالدوله سرازير شده به توپخانه و جلو ى نظميه مى رسيد. تا اين جا، شاه شتر قربانى، با همان هيبت و حدت و صلابت و سطوت سلطنت حركت مى كرد. يكى مهار شترش را داشت. ركاب دارانى به صورت قراوال و يساول، اطراف اش را گرفته، مردم را كنار مى زدند. (كور شو و دور شو) مى گفتند. شاه بر باﻻى شتر، در كمال طنطنه و طمطراق، نظر بر اطراف مى افكند. سبيل ها را تاب مى داد و امر و نهى مى كرد. از احوال مردم و مملكت سوال مى نمود.. يكى از پا ركابى هايش گزارش به عرض مى رساند كه: مملكت در امن و آسايش است و ملت به دعاگويى ذات اقدس همايونى مشغول مى باشند. او به خود مى باليد و باد به پره هاى دماغ مى انداخت. “ (ص 406)

پس از آن كه شاه شتر سوار به ميدان توپخانه مى رسيد، مردم به شاه موقت حمله مى كردند و او را از شتر به زير مى كشيدند و اسباب و اثاثيه ى او را غارت مى كردند. نيزه اى به گلوى شترش مى زندند و حيوان را به قتل مى رساندند. هركس تكه اى از گوشت شتر را به عنوان غنيمت بر سر نيزه اى مى زد و در خيابان هاى شهر مى گرداند:

“يكى از ملتزمين دويده، نيزه اى را كه در دست داشت به گلوى شتر فرو برده، او را نحر مى نمود. اطرافيان، كه مترصد فرصت بودند، هريك، با خنجر و چاقو و دشنه، حمله ور شده، شاه را از صدر جهاز به زمين افكنده، هركدام، چيزى اش را ربوده، اسباب شتر را غارت مى كردند. به جان حيوان افتاده، زنده زنده، در حالی كه هنوز از پا در نيامده بود، پاره پاره اش كرده، گوشت هايش را به غارت مى بردند. اسباب و جواهرات شاه را فراش ها و نوكر ها و اطرافيان مى ربودند.. در عقب آن ها هم ... مردم بودند كه از سر و كول هم باﻻرفته، هريك قطعه اى از بدن شتر را بريده، فرار مى كردند. هنوز چشمان وحشت زده ى حيوان در نگريستن بود كه هر قطعه اش ... بر باﻻى نيزه اى به سمتى رفته بود.. تا يكى دو خيابان آن طرف تر، هنوز گوشت هاى جان دار حيوان، باﻻى چوب ها و نيزه ها.. جنب و جوش مى نمود.” (ص 406-407)

(۲تحليل مراسم شتر كشى

در مراسم قربانى كردن شتر در تهران، يك شاه موقت ديده مى شود كه به مدت كوتاهى به جاى شاه واقعى تكيه مى زند و از تمام مزاياى شاهى برخوردار مى شود، اما سرانجام، مورد حمله قرار مى گيرد. از شتر به زير كشيده مى شود. اموالش را غارت مى كنند. شترش را به قتل مى رسانند.

اولين سوالی كه پيش مى آيد اين است كه چرا در روز عيد قربان، كسى را براى يك روز شاه مى كنند؟ نقش اين شاه يكروزه چيست؟ چرا به اين شاه حمله مى كنند؟ چرا شترش را با آن شيوه ى وحشيانه به قتل مى رسانند؟ چه ارتباطى بين عيد قربان و اين شاه شتر سوار وجود دارد؟ براى پاسخ به اين پرسش ها از عصر علم به عصر مذهب و از عصر مذهب به عصر جادو مى رويم.

۳) آيين شاه كشى

در عصر جادو و در دوره ى مادر ساﻻرى، با آن كه مردان فرمانراويى داشتند ولی مقام شاهى را از زنان مى گرفتند. شاه از راه ازدواج با ملكه به شاهى مى رسيد. هرساله، يكى از جوانان، شاه را مى كشت و با زن شاه همبستر مى شد و به جاى او بر تخت شاهى تكيه مى زد. براى كشتن شاه، جوانان زيادى از نقاط دور و نزديك به پايتخت مى آمدند. اين جوانان آزمون هاى دشوارى را مى گذرانند تا بتوانند از اين طريق، لياقت خود را ثابت كنند. از ميان اين خواستگاران، يك جوان بر رقباى خود پيروز مى شد، شاه را مى كشت، با زن او ازدواج مى كرد، و به شاهى مى رسيد. شاه جوان نيز پس از مدتى پير مى شد و خود به دست جوان ديگرى كشته مى شد و اين چرخه ى شاه كشى همچنان ادامه مى يافت.

چرا هرساله شاه را مى كشتند؟ چه رمزى در شهادت ساليانه ى شاه نهفته بود؟ در پاسخ به اين پرسش بايد توجه كرد كه در عصر جادو، بوميان ايران، معتقد بودند كه شاهان داراى نيروى جادويى اند و روح بارورى و بركت در آن ها حلول كرده است. اين روح باعث مى شد تا درختان به بار بنشينند و چهارپايان بچه بزايند. براى آن كه اين روح مقدس بارورى و بركت، آسيب نبيند، شاه نمى بايست پير مى شد. براى جلوگيرى از اين فاجعه، شاه پير را مى كشتند و پسر جوانى را به جاى او شاه مى كردند تا آن روح مقدس و آن نيروى جادويى از كالبد فرسوده ى شاه پير به كالبد تازه ى شاه جوان منتقل شود. خون شاه پير را نيز بر زمين مى ريختند تا مقدارى از نيروى بارورى و بركت، از راه جادوى سرايتى، از شاه شهيد به زمين منتقل شود و باعث حاصلخيزى خاك شود. گوشت شاه پير را نيز مى خوردند تا مقدارى از نيروى بارورى و بركت، از راه جادوى سرايتى، از شاه شهيد به آن ها منتقل شود.

علت تقدس شاه در فرهنگ ايران و ايده ى فره ى ايزدى ، ريشه در همين اعتقادات عصر جادو دارد. فره ى ايزدى، نسخه ى آسمانى شده ى روح بارورى و بركت در عصر جادو ست. وﻻيت فقيه نيز نسخه ى آخوندى شده ى شاه فرهمند در فرهنگ ايرانى است. روح وﻻيت كه در كالبد ولی فقيه دميده شده است همان روح بارورى و بركتى است كه در عصر جادو در پيكر شاه دميده شده بود. به همين علت است كه عوام، تفاله ى چاى آخوند ها را مى خورند. زيرا تصور مى كند با اين عمل مى توانند ، مقدارى از نيروى بارورى و بركت را، از راه جادوى سرايتى، از آخوند به خويشتن منتقل كنند.

در عصر جادو، به غير از شاه، گاو نيز مى توانست داراى روح بارورى و بركت باشد. در مراسم گاو كشى، به تقليد از مراسم شاه كشى، روح مقدس بارورى بركت، از كالبد گاو پير به پيكر گاو جوان حلول مى كرد. در مراسم گاو كشى، مانند مراسم شاه كشى، مردم گاو مقدس را مى كشتند و گوشت او را مى خوردند و خون او را بر زمين مى پاشيدند. آن ها با اين كار، مى خواستند نيروى بارورى و بركت را، از راه جادوى سرايتى، از گاو به زمين و يا به خود منتقل كنند.

۴) آيين ميرنوروزى

با ظهور دوره ى پدرشاهى، آيين شاه كشى كه يكى از رسوم دوره ى مادرساﻻرى بود از راوج افتاد و به صورت مراسم تشريفاتى و بى خطرِ “مير نوروزى” و مراسم “كوسه برنشين” در آمد. در اين مراسم، مردم يك نفر را به جاى شاه واقعى براى مدت كوتاهى به تخت شاهى مى نشاندند و سپس او را در مراسم شاه كشى به جاى شاه واقعى به قتل مى رساند. شاه موقت در دوران كوتاه سلطنت خود از تمام مزاياى شاهى برخوردار بود.و در عيش و نوش هاى شاهانه شركت مى كرد و تمام احترامات يك شاه واقعى در حق او رعايت مى شد. او حتى حق داشت با زنان شاه واقعى همبستر شود. اما اين دوران، چند روزى بيش نمى پاييد و شاه موقت بلاگردان شاه واقعى مى شد. در روزگار قديم پيدا كردن كسى كه حاضر باشد جان خود را فداى شاه كند آسان نبوده است. گاهى مجبور مى شدند از ميان زندانيان محكوم به مرگ، كسى را براى اين كار پيدا كنند. تاج خارى بر سرش بگذارند. در كوچه ها و خيابان هاى شهر بگردانندش. به استهزا شاه اش بخوانند. و سرانجام بر باﻻى تپه اى به صليب اش بكشند.

۵) ارتباط مراسم شتر كشى با آيين شاه كشى و گاو كشى

مراسم شتر كشى در تهران، در حقيقت، همان مراسم شاه كشى در دوره ى مادر ساﻻرى است كه بعد ها در دوره ى پدر ساﻻرى به صورت مراسم ميرنورزى در آمده است. شاه شتر سوار، در اين جا، همان مير نوروزى و يا شاه موقت است كه براى يك روز نقش شاه واقعى را بازى مى كند. در انتهاى روز، مردم به اين شاه يك روزه حمله مى كنند و او را از تخت سلطنت به زير مى كشند. تنها تفاوتى كه در اين جا ديده مى شود اين است كه به جاى آن كه شاه را به شهادت برسانند، شتر او را شهيد مى كنند و گوشت او را مى خورند. شتركشى، در اين جا، نسخه ى بهداشتى شده ى شاه كشى است. شاه شتر سوار به جاى آن كه در تپه ى جلجتا به صليب كشيده شود، در ميدان توپخانه ى تهران به طور آيينى به شهادت مى رسد. اين شاه شتر سوار، در دوره ى مادرشاهى به قتل مى رسيد، اما در دوره ى پدر ساﻻرى به صورت آيينى مورد حمله قرار مى گيرد و ممكن است كه كتك مفصلی بخورد، اما واقعا به قتل نمى رسد.

شترى كه در ميدان توپخانه شهيد مى شود، در حقيقت، سمبول و فرانمود و مظهر شاه عصر جادو ست. تكه هاى گوشت شتر، سمبول تكه هاى گوشت شاه است. در اين جا، شتر كشى و شتر خوارى، جاى شاه كشى و شاه خوارى را گرفته است و مراسم شهادت شتر، در حقيقت، نسخه ى بهداشتى شده ى مراسم خونبار شهادت شاه در عصر جادوست. به جای آن که گوشت خدای مصلوب به صورت نان مقدس و خون او به صورت شراب در مراسم نان و شراب، به مومنان عرضه شود، گوشت و خون شتر جای آن را گرفته است.

شتر علاوه بر آن كه سمبول شاه است، مى تواند سمبول گاو نيز باشد. به عبارت ديگر، شتر كشى معادل گاو كشى است. آذين بستن شتر و آويزان كردن منگوله هاى رنگارنگ و آينه كارى هاى زيبا، همه حكايت از اين مى كند كه او يك شتر معمولی نيست. بلكه شتر مقدسى است كه بايد مورد احترام قرار بگيرد. مردم اين شتر مقدس را در روز عيد قربان در ميدان توپخانه شهيد مى كنند و گوشت او را به عنوان تبرك مى خورند. خوردن گوشت قربانى، در حقيقت اعتقاد به نوعى جادوى سرايتى است. زيرا عوام به طور ناخود آگاه معتقدند كه با خوردن گوشت مقدس شترى كه به شهادت رسيده است، مقدارى از نيروى بارورى و بركت را ، از شتر به خود منتقل مى كنند.


تصوير ۲ - شتر مقدس، به شهادت رسيده است و سرش از بدنش جدا شده است.

صحنه ى قربانى كردن شتر، بسيار دلخراش و شبيه به صحنه ى شهادت مقدسين است. مردم، شتر مظلوم را در ميدان توپخانه ى تهران به نحو فجيعى به شهادت مى رسانند و سرش را مى برند و پيكرش را پاره پاره مى كنند. شهادت شتر یادآورشهادت سیاووش، سالار شهیدان اسطوره های ایرانی، می باشد و به همان نحو، در سرزمینی غریب، دور از دیار و یار، از پا در می آید.
***

(۶زمان برگزارى آيين شتر كشى

شاه كشى و گاو كشى در پايان سال كهنه و در آستانه ى سال نو برگزار مى شود. يعنى در زمانى كه زمستان پير مى ميرد و روح بارورى و بركت از كالبد پير زمستان به پيكر جوان بهار حلول مى كند. طبيعت از نو زنده مى شود و زندگانى تازه از سر مى گيرد. عيد قربان گرچه به علت تقويم هجرى قمرى، گاهى در بهار و گاهى در تابستان و گاهى در پاييز و گاهى در زمستان است. اما، ماه ذى الحجه، در تقويم عرب، آخرين ماه سال است. و روز عيد قربان، يعنى روز دهم ذيحجه، بسيار به آغاز سال نوى قمرى نزديك است. از اين نظر، عيد قربان، به طور سمبوليك، پايان يك دوره ى كهنه و آغاز يك دوره ى جديد مى باشد. مراسم شتر كشى، هرچند برخلاف مراسم شاه كشى، نه در پايان سال شمسى، بلكه در اواخر سال قمرى برگزار مى شود، اما داراى همان معناى سمبوليك است.

***
نتيجه گيرى

در اين مقاله دو چیز را . نشان داديم: (1) مراسم قربانى كردن شتر در تهران، از آيين هاى كهن ايرانى مانند “آيين كوسه بر نشين” و “آيين مير نوروزى” و از مراسم جادويى “گاوكشى” و “شاه كشى” سرچشمه گرفته است. (2) عید قربان، که از عید های اصلی عرب ها ست، در مقابله با عید نوروز، نه تنها نتوانست جای آن را بگیرد، بلکه، حداقل در نمونه ی حاضر، محتوای مذهبی ی خود را از دست داد، و به صورت نسحه ای از مراسم میرنوروزی درآمد.
***
منابع

شهرى، جعفر. تهران قديم. جلد اول. چاپ سوم. انتشارات معين. تهران. سال 1371 خورشيدى.
Frazer, James G. 1923. Golden Bough: A Study in Magic and Religion. New York: Macmillan

Email: Abbas.Ahmadi@Mailcity.com
Web: AbbasAhmadi.Tripod.com


Copyright: gooya.com 2009