آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
22 فروردین» ايران وارد کننده نفت در سال ۲۰۱۵؟ جمشید اسدی، راديو زمانه28 اسفند» شکست طرح کنترل قيمت ها و ادامه تورم در آستانه نوروز، جمشيد اسدی، ايران امروز 27 بهمن» باکره و روسپی، هوشنگ اسدی 14 مرداد» زودتر بمير رفيق! هوشنگ اسدی 23 اسفند» گفتگوی راديو بين المللی فرانسه با جمشيد اسدی درباره پرونده اتمی ايران
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر این سوسن است که نمی خواند، هوشنگ اسدی...و خواند و خواند تا روزگار دیگرشد. سوسن نماند. بیرون آمد. از حصار وطن به زندان بی حصار غربت آمد . ماند و به همان جا برگشت که آمده بود: فقر هولناک. و مرگ در تنهایی
hooasadi@yahoofr
جز او که در باران ریز دیاری غریب به دهان بازگور می رفت ، تنها یک نفر دیگر از"کوچه وبازار" به ادبیات ایران راه یافت: فردین . فروغ فرخزاد در آن منظومه ماندگار شعر معاصر از کسی گفت که مثل هیچ کس نیست و از و همین محمدعلی فردین، قهرمان سابق کشتی جهان و یکی ازدو ستاره بزرگ سینمای ایران قبل ازسال 1357، در ایران ماند و درغربت وطن خود ذره ذره آب شد و روزی که به سوی خاک رفت، چنان ایران به حرکت در آمد که درنشریه ای نوشتند: و او محمدعلی فردین، اساسا کاری به سیاست و امنیت نداشت. بازیگر سینما بود به تمام معنا. با آن لبخند زیبا و آوازها که ایرج از دهانش می خواند و صدای چنگیز جلیلوند که صدای او شده بود. فردین معدل تختی و ایرج و جلیلوند بود. ازسه جا راه به دل مردم می برد. وقتی درخانه اش دق کرد، بیست سالی بود که اجازه حضور بر پرده نداشت، مگر به شرطی. بی تاب بود که فریاد "اکشن ... صدا ..." برخیزد و او از آن سوی سی وسه پل آوازخوان بیاید. اما به او به«شرط» می گفت : "نه ..." --------------------------------------- بعد از فردین ، این سوسن بود که نه تنها به شعر آمد کتابی هم به نامش شد: و حالا او را در باران ریز دیاری غریب به دهان باز گورمی گذارند. جرثقیل بزرگی با چنگک های سهمگینی که یادآور استبداد هولناک و تاریخی سرزمین سوسن است، او را به خاک غریبه ای می سپارد. پرچم بزرگ ایران بر بالای سرش تاب می خورد. بلندگو همه آن ترانه های قدیمی را پخش می کند. دهه 60 آرمانی برمی گردد و جهان بی آرمان امروز را به سخره می گیرد. کسی به گور می رود و تابوت را در پرچم ایران می پیچد. صدایی درمن می گوید: ما تکه تکه می شویم و در سراسرجهان در گورهای غریب ایران را تکثیر می کنیم. ---------------------------------- Copyright: gooya.com 2009
|
||||||