دوشنبه 28 اردیبهشت 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امويی
بعضی احزاب فکر می کنند، زنان برای ویترین حزبشان مناسب هستند.» جنبش های زنان در ترکیه سالهاست تلاش میکنند، بر نابرابری زنان در این کشور غلبه کنند. در بهار ۲۰۰۷ انجمن کاد( KADE انجمنِ آماده سازی و حمایت از زنان در عرصه سیاست) کارزاری را به راه انداخت . به صورت نمایش زنان مشهور در تلویزیون، بر پوسترها و بر تصاویر ستونهای نصب اعلانات. برای این زنان ریش و سبیل گذاشته بودند. آنان به این شکل نمادین می پرسیدند: «آیا باید ریش و سبیل داشته باشیم تا به مجلس راهمان دهند؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

حقوق همجنس گرايان: مسئله اي براي فردا، مجيد محمدي

همان طور كه روحانيت حاكم در مبارزه با مشروبات الكلي، مصرف مواد مخدر را افزايش (و در عين حال توليد و مصرف مشروبات الكلي را خانگي كرد) و آن را حتي به حوزهء دانشگاه ها ودانشجويان گسترش داد، طرح هاي جداسازي نيز در جهت افزايش همجنس گرايي عمل كرده و خواهند كرد

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





اول. اگر صد سال پيش كسي مي شنيد كه پيروان شيخ فضل الله نوري درمديريت شهرداري تهران به هنگام جمع آوري زباله، موسيقي تولدت مبارك غربي يا موسيقي آرام كلايدرمن را پخش خواهند كرد احتمالا در عقل گوينده شك مي كرد. توجه كنيد كه برخي ازروحانيان حتي در سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم استفاده از ميكروفون را حرام مي دانستند. امروز حتي يك يادداشت كوتاه در مورد تعارض علم و دين در ايران نوشته نمي شود در حالي كه در مهد علم و دانش جهان يعني ايالات متحده هنوز اين بحث در برخي ايالات جنوبي ادامه دارد كه آيا مباحث تكامل داروين را در كتابهاي درسي بگذارند يا خير. در دهه هاي سي، چهل و پنجاه اين بحث در هر جمعي از مسلمانان اهل فكر و فرهنگ در مي گرفت. بنا بر اين اصلا دور از انتظار نيست كه صد سال ديگر ( حتي با فرض عدم تغيير رژيم مافيايي يا حكومت ديني از نوع مردمسالاري ديني) مسائل مربوط به هم جنس گرايي در صدر خبر ها قرار گيرد، مثل:
× كانديداتوري يك همجنس گرا براي شهرداري بندر كناره يا علي آباد كتول.
× انتصاب يك روحاني همجنس گرا به عضويت شوراي انقلاب فرهنگي؛ اين روحاني از خويشاوندان مقام رهبري است و قبلا در حفاظت اطلاعات سپاه مشغول به كار بوده است.
× تغيير تركيب جمعيتي شهر نمك آبرود به چهل در صد زوجهاي هم جنس گرا
× ايستادگي شهرداران هشتگرد و پرديس بر سر ثبت ازدواج همجنس گرايان در حوزهء شهرداري خود
× تلاش ولي فقيه انتخابي براي محدود كردن ازدواج به افراد غير همجنس با پيشنهاد يك متمم براي قانون اساسي
× صدور فتاوايي مبني بر مشروعيت ازدواج همجنس گرايان توسط برخي از روحانيون ليبرال (اگر اين را نمي توانيد باور كنيد به فتواي آقاي قابل در مورد عدم ضرورت حجاب براي زنان مسلمان مراجعه كنيد؛ در عالم تفسير ديني و تحول شريعت همه چيز ممكن است، حتي تعطيل كردن توحيد (قول مشهور آقاي خميني در باب محدودهء قدرت ولي فقيه))
× چالش قوهء قضاييهء ليبرال در استانهاي گيلان، مازندران، گلستان و تهران (استانهاي ليبرال تر) براي قانوني كردن ازدواج همجنس گرايان.
× انشقاق جامعهء روحانيت شيراز بر سر اخراج يا عدم اخراج يكي از اعضا كه بتازگي همجنس گرايي خود را علني كرده است.
× اخراج يكي از اعضاي همجنس گراي ائتلاف آباد گران از اين گروه به دليل آشكار شدن همجنس گرايي وي توسط گروههاي رقيب
× لغو مجوز چند هفته نامه و روزنامه به دليل تبليغ صريح همجنس گرايي و تشويق ابراد به مشاركت در كارناوالها و تظاهرات همجنس گرايان.
× رد صلاحيت حدود سيصد نفر از نامزدهاي نمايندگي مجلس توسط شوراي نگهبان به دليل آشكارا همجنس گرا بودن آنان
×هشدار فرماندهء نيروي انتظامي به گروههايي كه موجبات مزاحمت را براي رستورانهاي پاتوق همجنس گرايان در دربند تهران فراهم كرده اند
× همجنس گرا بودن پسر يكي از اعضاي شوراي نگهبان و دختر يكي از اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام (مردم از اين خبر همانقدر متعجب مي شوند كه از خود كشي فرزند دبير شوراي امنيت ملي، شيخ حسن روحاني، و مدفون شدن وي در جوار بنيانگذار جمهوري اسلامي يا پناهنده شدن فرزند فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بعدا دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، محسن رضايي، به امريكا در دوران حكومت خامنه اي متعجب شدند)
× اخراج سه تن از اعضاي همجنس گراي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي توسط مركزيت اين سازمان

دوم. اكنون به زمان حاضر باز گرديم. تلاش روحانيت شيعه جهت جلوگيري از اختلاط افراد غير همجنس در همهء حوزه هاي عمومي جامعه در حال به بار نشستن است و تعداد افرادي كه حد اقل يك بار آميزش جنسي با افراد همجنس را تجربه كرده اند در حال افزايش است. اين امر بالاخص در ميان دختران كه محدوديت بيشتري براي دسترسي به جنس مخالف را دارند بيشتر قابل مشاهده است. فرهنگ همجنس گرايي از طريق رسانه هايي كه تحت كنترل مافيا نيستند و مرتبا گسترش بيشتري مي يابند در حال بسط و تعميق است چون روحانيت زمينهء آن را در همه جا از نيروهاي نظامي و انتظامي تا حوزه هاي علميه تا محيطهاي دانشگاهي و كاري فراهم كرده است. همان طور كه روحانيت حاكم در مبارزه با مشروبات الكلي، مصرف مواد مخدر را افزايش داد (و در عين حال توليد و مصرف مشروبات الكلي را خانگي كرد؛ نگاه كنيد به گزارش روزنامهء وقايع اتفاقيه در اين باب: 60 در صد مداجعه كنندگان به داروخانه ها تقاضاي خريد الكل طبي دارند در حالي كه اين نوع الكل مصرف پزشكي و بهداشتي چنداني ندارد . ) و آن را حتي به حوزهء دانشگاهها ودانشجويان گسترش داد، طرحهاي جداسازي نيز در جهت افزايش همجنس گرايي عمل كرده و خواهند كرد. زندان بزرگ جمهوري اسلامي همانند همهء زندانهاي دنيا بستر مناسبي براي رشد همجنس گرايي فراهم آورده است. برادران انصار يك فاحشه خانه را در تهران پس از پيروزي انقلاب اسلامي بستند و چند سال بعد حداقل صدها و بلكه هزاران فاحشه خانه در تهران به كار مشغول شدند و برادران نيروي انتظامي با گرفتن حق السكوت امنيت آنها را نيز به بهترين وجه تامين مي كنند.

سوم. آن دسته از روشنفكران مذهبي كه امروز بصراحت اصول حقوق بشر را پذيرفته و در طرحها و موضوعات پژوهشي خود در جهت تلائم مباني حقوق بشر و فقه موجود يا فقه به طور كلي كار مي كنند يا تعارضهاي فقه موجود و اصول حقوق بشر را تبيين مي كنند در نهايت مجبور خواهند شد حقوق همجنس گرايان را بپذيرند. آنها نمي توانند از چامعهء مدني سخن بگويند اما حق تشكيل نهاد را از همجنس گرايان سلب كنند. آنها نمي توانند از آزادي بيان سخن بگويند اما آزادي بيان همجنس گرايان را محدود يا نقض كنند. روشنفكران ديني ديگر نمي توانند خوشامد ها و ناخوشامد هاي شخصي خود را ملاك قرار دهند. نويسندهء اين يادداشت ناهمجنس گراست و اصولا با همجنس گرايي مشكل دارد اما از حقوق همجنس گرايان در همهء عرصه هاي اجتماعي و سياسي دفاع مي كند چون مي داند آنها كه بر حقوق افراد قيد مي زنند و آنها را محدود يا سركوب مي كنند از همجنس گرايان شروع مي كنند بعد به اقليتهاي نژادي و قومي و مذهبي مي رسند، و در نهايت همانند نظام حاكم بر جمهوري اسلامي هر دگر انديش و دگر باشي را از عرصهء عمومي حذف مي كنند. جلوي نقض حقوق افراد را اتفاقا بايد از همانجا شروع كرد كه خوشايند ها و ناخوشايتدها دخالت مي كنند. مدافعان حقوق افراد نبايد از متهم شدن به انواع بر چسبها بهراسند. همانقدر اتهام همجنس گرايي به نويسندهء اين يادداشت و ديگر مدافعان ِ غير همجنس گراي ِ همجنس گرايي مي چسبد كه اتهام دفاع از حقوق بشر به مافياي خامنه اي. برخي از دوستان روشنفكر مذهبي كه تا حدي از آزاديحواهي و دفاع خود از حقوق بشر شرمنده اند بايد زودتر از شر گير و پيچهاي خجلت كودكانه يا ايدئولوژيك خود رها شده ولوازم نظرات خود را آشكارا قبل از آنكه ديگران آنها را بگويند بيان كنند. لازمهء جامعهء آزاد و باز آنست كه فعالان سياسي و اهل فكر آن، لوازم ديدگاههاي خود را بپذيرند. لازمهء دمكراسي آنست كه يك شرابخوار و يك همجنس گرا هم بتوانند نامزد رياست جمهوري يا مجلس شوند. اگر دمكراسي ديني اين را نپذيرفت قائلان به آن ديگر نمي توانند از رفتار شوراي نگهبان شكايت كنند. رد صلاحيت را رد صلاحيت كنيد نه دسته اي از افراد را كه دوست نمي داريد.

چهارم. كساني كه هنوز پس از عدم اقبال عمومي به جريان مدافع مردمسالاري ديني در سالهاي اخير، راه نجات را روشنفكري ديني معرفي مي كنند اول به اكثريتي كه ديگر مرز هاي خودي – غير خودي به هر تعبير آن را نمي پذيرد بگويند كه: 1) در صورت انتصاب به عضويت شوراي نگهبان در نظام جمهوري اسلامي ايده آل خود، افراد شرابخوار يا همجنس گرا يا بي دين را رد صلاحيت خواهند كرد يا خير و اگر چنين مي كنند چه تفاوتي ميان آنها و جنتي از اين حيث باقي خواهد ماند، 2) اگر به مقام قضاوت در جامعهء دمكراتيك معهود خود برسند آيا براي مصرف كنندگان مشروبات الكلي - بدون ايجاد مزاحمت براي ديگران- حكم شلاق و براي همجنس گرايان حكم اعدام صادر خواهند كرد يا حقوق شهروندي آنها را محترم خواهند داشت، و 3) اگر به وزارت كشور برسند آيا از امنيت و انواع حقوق شهروندان دگر انديش و دگر باش، از هر نوع و ديدگاه، از جمله بي دينان، همجنس گرايان و بهاييان، اهل سنت و همهء گروههايي كه حقوق آنها به نحو نهادينه نقض شده پاسداري حواهند كرد يا خير (يا اگر بخواهند مي توانند چنين كنند). كليات و عناوين مضافي مثل دمكراسي ديني و حقوق بشر ديني ديگر افراد زيادي را قانع نمي كند. حتي در انتخابات دوم خرداد مردم از سر بغض به معاويه به خاتمي راي دادند و نه از سر حب به علي. روشنفكران ديني معمولا اين گونه آراء را به حساب خود مي گذارند.


Copyright: gooya.com 2009