ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی![]()
از همین نویسنده
28 آذر» طبقهء متوسط در ايران بعد از انقلاب، گفتگوي بهمن احمدي امويي با موسي غني نژاد1 مهر» 11 سپتامبر؛ شورش حاشيه عليه متن ، گفتوگوي بهمن احمدي امويي با موسي غني نژاد 26 شهریور» خيليها ميخواستند ايران را درگير كنند، گفتگوي بهمن احمدي امويي با الهه كولايي 3 خرداد» نگاهي ديگر به فيلم هاي فارسي،بخش 3 : فيلم گنج قارون، عباس احمدي 14 اردیبهشت» نگاهي ديگر به فيلم هاي فارسي، بخش 2: فيلم گنج قارون، عباس احمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر تاملاتى بر ريشه هاى فرهنگى شكنجه ى مقدس در ايران، بخش ۳: داراﻻنتقام ملت، عباس احمدىمكانيسم اهريمن سازى سرانجام باعث مى شود كه اهريمن سازان، خود اهريمن شوند. پس از اين كه اين قدم برداشته شد، قتل و شكنجه ى آنان مى تواند به آسانى توجيه شود. اين پديده اى است كه در مورد حكومت فعلی ايران، در ذهن هسته هاى شهرنشين، اتفاق افتاده است
خلاصه داراﻻنتقام جلال آل احمد اولين گروهى كه به صورت اهريمن در آمد، كارگزاران بلند پايه ى رژيم پهلوى بودند كه با شمشير حق جوى سربازان امام زمان مانند خيار تر از وسط به دو نيم شدند. سپس نوبت به بازرگان و جناح معتدل حكومت رسيد. پس از آن كه “ليبرال” ها به صورت اهريمن در آمدند و از معادله ى قدرت حذف شدند، نوبت به توده اى ها و مجاهدين خلق رسيد. آن ها نيز به صورت ديو در آمدند و توسط نيروهاى حزب الهى كه نسخه ى بدل سربازان انتقام جوى مختارند، پس از شكنجه ى و زجر و آزار، از ميان برداشته شدند. آسياب اهريمن سازى، چرخيد و چرخيد، و در هر گردش خود، گروه ديگرى را به صورت ديو در آورد. پس از طاغوتى ها و ليبرال ها و توده اى ها و مجاهدين خلق، نوبت به مطبوعاتى ها، دانشجويان، وكلاى مدافع، و فعاﻻن حقوق بشر رسيد. آسياب اهريمن سازى و شكنجه ى مقدس، در اين بيست و پنج سالی كه مشغول چرخيدن بود، آن چنان شدت عمل به خرج داد كه سرانجام خود آسياب بان، در ذهن قشر عظيمى از مردم، به صورت ديو و اهريمن در آمد. در اين جا، معادله، حالت معكوس به خود گرفت. اهريمن ساز، در ذهن هسته هاى شهرنشين، خود به صورت اهريمن در آمد. ديو ساز، خود ديو شد. خياط در كوزه افتاد. آسياب اهريمن سازى، اين بار براى مقابله با رژيم اهريمن ساز به كار افتاد. در ذهن بسيارى از هسته هاى شهرنشين، تابلوى داراﻻنتقام ملت به تقليد از تابوى داراﻻنتقام مختار، جان گرفت و هستى يافت و بر ديوار قهوه خانه هاى ذهن آن ها آويزان شد. داراﻻنتقام ملت در تابلويى كه اينان در ذهن خود نقاشى كرده اند، يك نفر ناجى انتقام جو، در نقش مختار در وسط تابلو بر روى تخت نشسته است . سربازان حق جوى او، در قسمت چپ تابلو، هاشمى رفسنجانى را در ديگ آب جوش انداخته اند. در پهلوى اين ديگ، سيد علی خامنه اى را، وارونه از سقف آويزان كرده اند، و دو نفر، با كمال خونسردى، او را از وسط اره مى كنند. در پايين تابلو، آيت الله جنتى را لخت كرده اند و يك نفر، با قيافه ى نورانى، او را با ساطور دو شقه مى كند. در قسمت باﻻى تابلو، آيت الله واعظ طبسى را با ميخ طويله به داربست چوبى كوبيده اند و وزنه سنگينى به خايه هاى او آويزان كرده اند. در طرف راست او، يك نفر با چشمان معصوم، حجت اﻻسلام صادق خلخالی را لخت كرده و او را شمع آجين مى كند. در وسط تابلو، آيت الله يزدى را در تنور نانوايى انداخته اند و در كنار او، سربازان حق جوى خلق قهرمان(!)، حداد عادل را با دستان بسته به روى زمين خوابانده اند و سرش را با خنجر از بدن جدا مى كنند. اين تابلو دو نوع كاركرد دارد: يكى روانى و ديگرى جادويى. از يك طرف، تماشاگر با تماشاى تابلوى داراﻻنتقام ملت، بغض ها و كينه ها و خصومت هاى خود را تخليه مى كند. و از طرف ديگر، نقاش با زخم زدن به دشمنان خود در روى بوم نقاشى، طبعيت را مجبور مى كند تا از اين عمل جادويى او تقليد كند و در عالم واقع، زخمى هولناك به بدن خامنه اى و يا رفسنجانى وارد آورد. خيال نكنيد كه اين يك نوع اغراق و خيال بافى است. چنين تابلويى در كارگاه ذهن بسيارى از هسته هاى شهرنشين وجود دارد. آن ها، در كارگاه خيال خود، يك داراﻻنتقام كامل با ديگ آب جوش و ساطور قصابى و گرزآتشين ساخته اند و منتظر فرصت مناسب نشسته اند تا دشمنان خود را به بدترين وجه شكنجه داده و آن ها را به قتل برسانند. در آن روز موعود، همه ى اين شعار هاى تسامح و تساهل، در برابر سبعيت فرهنگ عوام، يك شبه دود شده و به هوا خواهد رفت. اين احساسات خصمانه نسبت به دستگاه حاكمه، آن چنان شديد است كه اگركسى به تقليد از تابلوى دارانتقام مختار، تابلوى “داراﻻنتقام ملت” را نقاشى كند و آن را به صورت پوستر در اينترنت عرصه كند، يك شبه به ثروت هنگفتى دست خواهد يافت. شاهد اين مدعا، فروش سرسام آور فيلم مارمولك در ايران است. فيلم مارمولك با استفاده از همين شيوه ى اهريمن سازى ساخته شده است. هرچند، سازنده ى فيلم مارمولك، قصد ديگرى از ساختن اين فيلم داشته است، اما، قرائتى كه مردم از اين فيلم دارند، همه ى رشته هايى را كه در كارگاه مهندسى افكار عمومى آقايان بافته شده است، پنبه كرده است. در اين فيلم، آخوندها به مارمولك تشبيه شده اند. اين، اولين قدم در مكانيسم اهريمن سازى است. پس از آن كه آخوند به صورت مارمولك و يا مار در آمد، ديگر تكليف او روشن است. در فرهنگ ايران، مار و مارمولك و كژدم و گرگ و كفتار، جزو “خرفستران” يا جانوران زيانكار طبقه بندى شده اند كه آفريده ى اهريمن اند و شخص مومن مى تواند آن ها را، با كمال خونسردى، به قتل برساند. نتيجه گيرى Copyright: gooya.com 2009
|
||||||