ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی![]()
از همین نویسنده
26 خرداد» همایش میلیونی به مناسبت سالروز تولد بابک خرمدین، مناف سببی14 فروردین» نامه ای به روزنامه نگار در بند آقای هدایت، م. سببي 18 اسفند» نقدی بر موضع جبهه مشارکت در خصوص سیاست آینده، مناف سببي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر مهاجر ایرانی در پارلمان اتحادیه اروپا، م. سببيباید اعتراف کرد که به غیر از تعداد انگشت شمار که موفق به فعالیت در شوراهای شهری و احزاب سیاسی در اروپا شده اند ایرانیان مهاجر همچنان در کسب کرسی در پارلمان های ملی و اتحادیه اروپا ناتوان باقی مانده اند
ایرانیان ساکن خارج باید به یکی از مسائل مهم زندگی توجه خاصي نشان دهند و آن مشارکت در سیاست کشور مسکونی خود می باشد. آغاز موج مهاجرت گسترده در اوایل برقراری نظام جمهوری اسلامی و تداوم آن همچنان با شدت کمتری، موجب پیدایش یک جمعیت چند ملیونی ولو بصورت پراکنده از ایرانیان برون مرزی شده است. بنابه بعضی آمار تخمینی تعداد مهاجران ایرانی بین 3 ـ 4 ملیون در نوسان است و به احتمال قوی نزدیک به یک ملیون از این مهاجران در اروپا ساکن هستند. بخاطر جلوگیری از بیان ارقام اشتباه نویسنده به کل گوئی بسنده کرده و از ارائه تخمینی تعداد مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف اروپائی خودداری میکند. پس از گذشت دو دهه از آغاز مهاجرت گسترده ایرانیها به اروپا بنظر میرسد که اکثر مهاجرین همواره درگیر مشکلات ناشی از تغییر جامعه و تضاد ناشی از این دگرگونیها هستند. با توجه به اینکه اکثر مهاجران ایرانی صاحب تحصیلات عالی و موقعیت اجتماعی بهتری قبل از مهاجرت در ایران بودند اما بنظر میرسد که بازده مشارکت آنها در جامعه جدید چندان موفقیت آمیز نبوده و متاسفانه حتی در بعضی موارد اصلا مشارکتی در میان نیست. بدین صورت سازمانهای سیاسی و اشخاص علاقمند به سیاست در ایران مجبور به انزوا و یک زندگی جداگانه از محیط و جامعه جدید خود شده اند. بطور کل ابراز عقیده بصورت عمومی در مورد موقعیت اجتماعی و فعالیت سیاسی ایرانیان در کشورهای اروپائی بسیار دشوار است و آنچه ما در بالا در مورد مشارکت ایرانیان استدلال میکنیم بر اساس موفقیتهای شخصی در عرصه های مختلف افراد مهاجر نبوده، بلکه بیشتر بر اساس پتانسل گروهی و بازده آن در مقایسه با مهاجران غیر ایرانی استوار شده است. قابل ذکر است که موفقیتهای شخصی در میان ایرانیها بنظر میرسد که بمراتب بیشتر از سایر مهاجرین باشد و این موفقیتها بیشتر در بخشهای دانشگاهی، تجارت و گاهگاهی نیز در بخش فرهنگی بچشم میخورد. از طرف دیگر نفوذ و قدرت تاثیر مهاجران ایرانی در مراکز سیاسی از قبیل احزاب سیاسی، پارلمان، پستهای رده بالای دستگاه اجرائی و حتی مطبوعات چندان چشم گیر بنظر نمیرسد. اغلب عدم امکان دسترسی به پستهای رده بالا در این بخشها انگیزه مشارکت را در میان مهاجرین ایرانی به حداقل خود سقوط داده در حالی که اهداف عموعی در قالب سیاست داخلی، امکان تاثیر در سیاست خارجی و آموزش قوائد دمکراسی بصورت عملی چندان جاذبه برای ایرانیان ندارد. بقول یک هموطن « سیاست بیگانگان در کشورشان دردی از ایرانیان را حل نمیکند». بدون بررسی ابعاد مختلف انگیزه مشارکت مهاجران ایرانی در سیاست کشور سکونت خود باید اعتراف کرد که بغیر از تعداد انگشت شمار که موفق به فعالیت در شوراهای شهری و احزاب سیاسی در اروپا شده اند ایرانیان مهاجر همچنان در کسب کرسی در پارلمانهای ملی و اتحادیه اروپا ناتوان باقی مانده اند. این واقعیت نیز بنوبه خود شاید نماینگر حقایقی در مورد استاندارد نگرشهای سیاسی ما ایرانیها است که ارزش تحلیل عمیق از آن دارد. به عبارت دیگر فرهنگ سیاسی ما ایرانیها باندازه ای با اروپائیان متفاوت است که حتی زندگی دو دهه در اروپا به ادغام و طتبیغ آن کمک نمیکند و ما باید دلایل آن را خیلی جدی بررسی کنیم.
خوشبختانه افرادی که در سنین کودکی و نوجوانی با والدین خود مهاجرت کرده اند با توجه به قابلیت جذب و ادغام دو فرهنگ مختلف در آنها توانسته اند نقش سازنده همانند پل میان مهاجران اصلی و نسل اول را ایفا کنند. امروزه ما شاهد ظهور این افراد در مراکز قدرت هستیم و تعجب آور نخواهد که اینها راهنمای سیاسی نسل اول مهاجران در آینده باشند. در کشور سوئد تعداد این مهاجران ایرانی دو فرهنگه فعال در عرصه سیاسی کم نیست، اما در مقایسه با سایر مهاجرین زیاد هم نیست. بنابر این حمایت و تشویق ایرانیان از آنها امری ضروری در راستای فراهم کردن یک فرهنگ سالم برای پرورش سیاستمداران ایرانی در سوئد بنظر میرسد. بدون شک سوئد در این رابطه استثنا در اروپا نیست و یقینا شرایط مشابه در آلمان، بلژیک، دانمارک، نروژ و دیگر کشورهای اروپائی نیز حاکم است. بزودی انتخابات پارلمان اتحادیه اروپا برگزار میشود و تا آنجائی که من اطلاع دارم در سوئد فردی بنام آقای بیژن فهیمی (با شانس انتخاب شدن) از حزب لیبرال مردم بنمایندگی در پارلمان کاندید شده اند. بنابه آخرین نظرسنجی، حزب لیبرال مردم سوئد قادر به ارسال 3 نماینده به پارلمان اروپا خواهد بود و این در حالی است که اسم بیژن فهیمی در جای چهارم در لیست کاندیدها قرار گرفته است. البته قابل ذکر است که در لیست سایر احزاب نیز اسم مهاجران ایرانی به چشم میخورد که شانس انتخاب شدن آنها خیلی کم است. طبق آمار دولتی نزدیک به 100 هزار ایرانی در سوئد ساکن هستند و اگر یک پنجم از آنها به آقای فهیمی رای بدهند یک ایرانی در پارلمان اروپا خواهیم داشت. سئوالی که اغلب در این رابطه مطرح هست و شاید رغبت رای دهنده گان را تغییر میدهد راجع به موضع سیاسی آقای فهیمی خواهد بود. بنظر بنده عدم حمایت از آقای فهیمی با استناد به موضع سیاسی ایشان کاملا اشتباه و گمراه کننده خواهد بود. از آنجائی که سیاست داخلی و خارجی سوئد در میان احزاب سیاسی برخلاف تصور ما تفاوت فاحشی با همدیگر ندارند، طبعا ما مهاجران ایرانی در موقع رای دادن به کاندیدهای پارلمان اروپا علاوه بر برنامه های حزبی سایر فاکتورها را باید در مد نظر قرار دهیم. تعدادی از آنها از فاکتورهای زیر عبارت است: / آموزش فنون سیاست و دمکراسی در بطن مراکز سیاسی اروپا: عدم وجود یک فرهنگ دمکراسی در ایران انکارپذیر نیست.بنابر این تربیت و پرورش سیاستمداران در اروپا سرمایه بزرگی برای جامعه آینده ایران خواهد بود. / تاثیر در روند تکامل سیاسی در ایران: همانطوری که بارها شاهد بوده ایم اتحادیه اروپا بخاطر حفظ منافع اقتصادی خود در ایران در مواقع لازم از انتقاد و عملیات سیاسی علیه نظامداران جمهوری اسلامی چشم پوشی کرده است. طبعا وجود نمایندگان ایرانی الاصل چنین جبهه گیری در پارلمان و دستگاه اجرائی آن را مشکل خواهد کرد.
در خاتمه باید یادآور شوم بنده هیچگونه آشنائی و دوستی با آقای فهیمی ندارم و تنها بخاطر حفظ منافع ایرانیان ورود وی را به پارلمان قدمی مثبت قلمداد میکنم و از تمام ایرانیان ساکن سوئد دوستانه خواستار توجه به این امر نیز هستم. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||