یکشنبه 31 خرداد 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی

داريوش سجادی
اصلاح طلبانی که مُصّر بر ورود خاتمی به انتخابات رياست جمهوری اند، تا اين لحظه کمترين برنامه ای برای چگونگی مديريت جامعه ارائه نکرده اند تا افکار عمومی قانع شود که بر فرض پيروزی خاتمی در انتخابات و با توجه به بکارت ساختار سياسی ايران طی ۱۲ سال گذشته چه تضمينی برای عدم بازتوليد بحران های دوران رياست جمهوری ايشان وجود خواهد داشت؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

!Good bye Lenin، نيما راشدان

دشمني با غرب و دنياي آزاد، جز به فقر و فلاکت، حراج انسان ها و تجارت مافيايي اعضاي بدن نيانجاميده است و در مقابل حتي يک مثال نمي توان زد که نگاه کنيد:‌ "گشودن درها به روي تجارت جهاني و دوستي غرب، ‌جز به رشد و شکوفايي اقتصاد و تضمين رفاه مردمان - انجاميده است"

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





داستان فیلم Good bye Lenin* را که می دانید ؟‌
رفیق Frau kerner ، کمونیست متعهد و مسئول ساکن جمهوری دمکراتیک آلمان ،‌ آنگاه که فرزند خود Alex را در صف مقدم تظاهرات ضد کمونیسم واپسین سال دهه ۱۹۸۰ دید. دست بر قلب نهاد ، آهی کشید و فرو رفت در کما. پزشکان گفتند سکته قلبی و افزودند که « زنده نخواهد ماند ». او زنده ماند اما.
۷ ماه در کما و آن هفت ماهي که دنياي کوچک ما را به قدر صد سال دگرگون کرد.
« دیوارها » ساده تر از آنچه در خيال آید فرو ریختند. اروپای سرمايه دار ، به چشم بر هم زدنی همه همسایگان سرخ پوش را بلعید و در میان هلهله و پایکوبی دشمنان دیروز فرو داد. چنانکه گویی هرگز نبوده اند.
پس از فروپاشي دنياي سرخ اما رفیق Frau kerner ، کمونیست متعهد و مسئول به طرز معجزه آسایی به هوش آمد و پزشکان گفتند که « شوک يا هیجان آنی » اينبار به کام مرگش خواهد فرستاد.
مادری در يک قدمي مرگ ، که قرار بود دنیاي رخدادهاي کاملا واقعی از دیدگانش مخفی بماند. برآوردن کوچکترین آرزویش محال می نمود ، هوس خیارشور که کرد ، فرزندش تمام برلین را در جستجوی خیارشور دوران کمونیسم کاوید و نیافت ، همه قفسه ها را خیارشور مارکدار دشمنان امپرياليست دیروز در تصرف داشت. پسرک دوستان افسرده دیروز مادر را گرد هم آورد ، با وعده پول نوجوانان را لباس پیشاهنگی سوسیالیسم پوشاند و همه را واداشت ، به سلامتی آرمان سوسیالیسم بنوشند. از این فراتر رفت و با دوست خود به مونتاژ و پخش اخبار روزانه برای مادر بیمار پرداخت. و اخبار اینچنین بودند :‌ « با بحران بزرگ سرمایه داری ، گروه گروه ساکنان غرب به کشور ما پناهنده می شوند. قدرت سوسیالیسم روز به روز بیشتر آشکار می آید. اروپا سرانجام سوسیالیسم را به عنوان راه حل نهایی برگزیده است ، ضعفهای سرمایه داری هر روز بیش از روز پیش نمایان می گردد و ...

***
روشنفکری چپ ایران ، رفیق Frau kerner برخاسته از کما را تداعی می کند ، که ۱۴ سال پس از فرو ریختن دیوارها و پایان همه آن خیمه شب بازی دردناک ۷۰ ساله - نمی بيند و یا نمی خواهد که ببيند « پایان تاریخ » را و پايان همه آن کشمکشهاي دردآور ايدئولوژيک بي جهت و انقلابهاي خونبار بي حاصل را. نمی بيند یا نمی خواهد ببيند که جز « کره قحطی زده شمالی » ،‌ هیچ کشوری در جهان ، الگوی دیگری جز سرمایه داری آزاد و رقابتی را حتی در خیال نمی پرورد. نمی بيند یا نمی خواهد ببيند که در دنیای امروز ما بدیلی برای « لیبرال دمکراسی » و « دمکراسی انتخاباتی » وجود ندارد.
هر روز صبح از خواب که برمی خیزد ، می رود سراغ اینترنت ، رادیو و یا تلویزیون ، که آیا امروز شاهد فروپاشی « امپریالیسم آمریکا » خواهم بود یا نه ؟
از زلزله کاليفرنيا گرفته تا تورنادوي تگزاس و يا تيراندازي در يک دبيرستان را نشانه هايي روشن و دلايلي غيرقابل انکار از فروپاشي محتوم امپرياليسم مي بيند.

صحنه های پخش اخبار ساختگی پیروزی سوسیالیسم را، که Alex برای آرامش روان مادر بیمارش می ساخت ، مشاهده می کنید و بلافاصله یادداشتها و گفتارهای روشنفکر چپ ایرانی در همین یکسال گذشته - در برابر دیدگانتان پدیدار می شود.
نویسنده ای اصلاح طلب از تهران را به ياد مي آوريد که از نمایندگان مجلس ششم خواست تا اعلام همبستگي رسمي کنند با نمایندگان اصلاحگرای اسلامی مجلس ترکیه که با مشارکت نظامی در جنگ علیه عراق مخالفت ورزیده بودند ، همان روز انتشار اين يادداشت ، روستانشين مناطق مرزي ترکيه با عراق کرور کرور سرباز آمريکايي را ديد که در مشايعت نظاميان ترک به سوي اربيل و دهوک راه مي پيمودند.
تنها ۸ روز پس از پیشنهاد تقدير از نمايندگان مسلمان حزب اعتدال و توسعه بود که ترکیه بارها و بارها درخواست اعزام نیروی ترک به عراق را تکرار نمود ، پنتاگون اینبار مخالفت بود.
ديگر فعال سیاسی چپگرای مقیم لندن ، تارنماهای اینترنتی را مخاطب قرار داد که « چرا مانند شارون و بوش جنايتکار از پیروزی سریع ائتلاف در عراق می نویسید؟ ، این پیروزی سریع نخواهد بود ، انگيزه ميهن پرستانه عربي و مقاومت مردم شهرهای عراق البته راه سپاه بوش به سمت بغداد را سد خواهد نمود »
به فاصله سه روز پس از انتشار نامه مزبور تمامی خاک عراق اشغال شد.
و به ياد مي آوريد که دهها یادداشت و تحلیل در تجلیل از غرور ملی و استکبار ستیزی مردم قهرمان عراق منتشر شد و آنگاه که ماهیت « مبارزان مردمی » آشکار آمد ،‌ ديديد و شنيديد که : سمبل « مقاومت مردمی » - « مقتدی صدر » نام دارد و با صراحت از برپایی حکومت اسلامی ، آتش زدن اماکن فساد و اجرای حدود و قصاص سخن می گويد، روحاني جواني که سرانجام ساکنان نجف او را با تظاهرات از شهر خود - بیرون انداختند.
پاره دیگر « مقاومت خلق عراق » شهرک ۱۵ هزار نفری فلوجه بود ، که ساکنان سنی مذهب آن ستون فقرات استخبارات ، مخابرات و گاردهای ویژه رژيمي را تشکیل می دادند که مسئول قتل نیم میلیون مخالف سیاسی ،‌ قومی در دوران سياه صدام حسین است.
البته مقاومت مردمي مورد اشاره جنبه هاي ديگري هم داشت مثلا « القاعده » و « شبکه ابومصعب الزرقاوی » که بصورت روزانه قدام به بمبگذاری در اماکن مختلف نمود و جالب اینجاست که تلفات غیرنظامیان عراقی در جریان این سلسله بمبگذاریها دهها برابر کفار اجنبي بوده است.
در تحلیل روشنفکران چپگرای ایرانی - ریاکارانه مشارکت بدون استثاي احزاب چپ و سکولار عراق در دولت انتقالی و همکاری با پل برمر آمريکايي - سانسور شد و از تصدی مناصبي نظير وزارت فرهنگ توسط مفيد محمد جواد جزائری از « حزب کمونیست عراق » سخنی به میان نيامد که مايه شرمساري بود و بس.

و روشنفکر ناامید جان بدر برده از عصر چالشهاي ايدئولوژيک ، آویخت به هر ریسمانی و هر کور سو را خورشید پنداشت ، یک روز از شوق تظاهرات میلیونی ضد جنگ لندن ، پای افشاند و سقوط دولت « بلر » را آرزو کرد لابد به اميد روي کار آمدن « حزب محافظه کار در بريتانيا » .

***
فرصت گر چه تنگ است اما ، هنوز باقي است. هنوز مي توان اميدوار بود که روشنفکر سنتي در ايران از راه رفته باز گردد. چشمها را بشويد و از کماي هفتاد ساله به در شود. براتيسلاوا تا وين تنها ۵۵ کيلومتر راه است و لختي انديشه هنگام سفر کافيست تا دنيايي از تفاوت را دريابيم که دوستي يا دشمني با غرب و ايالات متحده جه مي کند با مردمان.
‌اين سوي ديوار پيشين « اتريش » کاپيتاليست است با ۲۵ هزاردلار درآمد سرانه ، آنسوي ديوار « اسلاوکي » کمونيست با ۳۰۰۰ دلار و تازه پس از ۱۴ سال بازسازي اقتصادي و موفقيت در جلب درخشان سرمايه خارجي. مي توان به ويتنام رفت ،‌به اميد يادگارهايي از جواني و با ياد مقاومت لجوجانه و کور خلقي که پنداشت « ببر کاغذي » را به زانو درآورده است. درآمد سرانه ۳۰ دلار در ماه است يک چهارم درآمد سرانه در کشور ايران. و همين چند ماه پيش بود که « سه دختر » ويتنامي را با قيمت پايه « ۱ دلار » براي فروش در « Ebay » با تضمين ارسال مطمئن به « تايوان » عرضه نمودند و اين همه آن چيزي است که از مقاومت درخشان ويت کنگها باقيست.
چشمها را بايد شست ، تنها قدري آنسوتر شهروندان کره جنوبي » اند که به يمن حضور نظاميان آمريکا « ۲۵ » برابر همسايه شمالي و قحطي زده خود ، درآمد سرانه دارند.
تا چشم کار مي کند شاهد و دليل است که دشمني با غرب و دنياي آزاد ، جز به فقر و فلاکت ، حراج انسانها و تجارت مافيايي اعضاي بدن نيانجاميده است و در مقابل حتي يک مثال نمي توان زد که نگاه کنيد :‌ «گشودن درها به روي تجارت جهاني و دوستي غرب ،‌جز به رشد و شکوفايي اقتصاد و تضمين رفاه مردمان - انجاميده است».

***
و همه اينها را ، رهبران حتي به ظاهر منتقد ايالات متحده خوب مي دانند. اگر امروز انتخابات اسپانيا به سود سوسيالستها به پايان مي رسد و نيروهاي اسپانيايي از عراق فراخوانده مي شوند در عوض بلافاصله فرستاده نخست وزير چپگراي منتخب ، دست خود را به همراه تمام ۱۵ عضو شوراي امنيت سازمان ملل از جمله چين ، فرانسه ، روسيه و آلمان بالا مي برد و قطعنامه ۱۵۴۶ با راي ۱۵ به صفر به تصويب مي رسد. قطعنامه اي که با تاييد آشکار مشروعيت و استقلال عمل نيروهاي نظامي ايالات متحده و بريتانيا ، اجماع بي نظير دنياي صنعتي و جهاني شده ما را به نمايش مي گذارد. عقل به ميدان آمده است، عقل ابزاري که متضمن قدرت دنياي صنعتي است. همان عقلي که غرب ستيزان چپ و يا بنيادگرايان جهان سومي را از آن بهره نيست.
چشمها را بايد شست و بايد که ديد « در هم تنيدگي اقتصاد گلوبال چنان است که مسائل جزئي نظير حمله به عراق ،‌کمترين خدشه اي بر معادلات توليد و داد و ستد ، قرار نيست که وارد آورد و اين را چين مي داند و فرانسه مي فهمد و روسيه آموخته است و چنين است که « ولاديمير پوتين » سه روز پيش يکباره به صحنه مي آيد و همه آنچه را جرج دبليو بوش براي توجيه حمله خود به عراق و پيروزي مجدد در انتخابات بدان نيازمند است به او هديه مي کند : « ما به ايالات متحده اطلاعاتي را ارائه داديم که دولت عراق قصد دارد عملياتي تروريستي را در خاک آمريکا انجام دهد ».

***
فرصت گر چه تنگ است اما ، هنوز باقي است. رفیق Frau kerner مي توانست از بستر برخيزد ، پرده ها را کنار زند ،‌ سقوط ديوار را به چشم ببنيد با جوانان خيابانها به گفتگو نشيند ، گذشته سياسي خود را محک زند ، دريابد که دشمني با غرب و اقتصاد آزاد ، جز به فقر ، افسردگي و فلاکت نمي انجامد. رفیق Frau kerner ، مي توانست از بستر برخيزد، صادقانه با فرزندان خويش سخن گويد و از مشقت حمل دنيايي از عذاب و پشيماني فقط و فقط با اداي يک جمله رهايي يابد :‌ « بله فرزندانم ، ما اشتباه مي کرديم !»
رفیق Frau kerner نگفت و اين جمله را و جان سپرد ، در حاليکه از فروريختن ديوارها هيچ نمي دانست و هنوز اميدوار بود به پيروزي خلقها بر امپرياليسم غارتگر و جهانخوار.
دنيا به راه خود مي رود ، کسي منتظر تحول در انديشه روشنفکر سنتي چپ و يا بنيادگرا در ايران نخواهد ماند. او سرانجام يا به ميان ،‌ مردم جوانان و دانشجويان دلبسته در شيوه زندگي غربي خواهد آمد و دنياي پيراموني خويش را به چشم خواهد ديد و يا چون رفیق Frau kerner در بستر خواهد ماند ، افسرده و بي خبر در انتظار معجزه اي محال ، جان خواهد سپرد .

چنين مباد !
-----------------------------------------

براي ارائه نظرات خود در مورد مقاله حاضر اينجا را کليک کنيد


Copyright: gooya.com 2009