دوشنبه 19 مرداد 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

عليه اميد، مجيد محمدي

بسته شدن روزنامه هايي مثل جمهوريت و وقايع اتفاقيه كه تمام خط قرمزهاي مافيا – مثل عدم انتقاد به نهادهاي انتصابي، نپرداختن به انحصارات، رانت ها و فسادهاي حكومتي و نحوهء سازماندهي مافيا در سراسر كشور – را رعايت مي كردند نشانهء آنست كه حاكميت نمي تواند كوچك ترين منفذهايي را كه در آينده مي توانند روزنهء اميد باشند تحمل كند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


اول. حكومتهاي اقتدارگرا و تماميت خواه حكومتهاي ترسند. همهء تلاش اين حكومتها متوجه اينست كه اميد را از مردم بستانند و به جاي آن ترس بنشانند. از همين جهت اين حكومتها دولت را به ماشين سركوب و ارعاب تقليل مي دهند. تئوري توطئه و صحبت كردن مدام از دشمن – خواه مجعول و خواه واقعي – در جهت افكندن ترس هر چه بيشتر در دل مردمان عمل مي كنند تا افراد به دامن قصابان و چپاولگران خود پناه ببرند. حكومتي مثل حكومت خامنه اي مدام ترس از امريكا را بزرگنمايي مي كنند تا مردم اگر از آنها دل خوشي ندارند به خود آنها – كه وانمود مي شود از بوش، شارون و رفقا كمتر قصاب هستند – تن در دهند. جنگ عليه تروريسم براي بوش و ديك چِيني نيز همين كاركرد را در جامعهء امريكا پيدا كرده است. حكوت بوش چيزي براي عرضه به امريكاييها ندارد جز آنكه آنها را بترساند و از اين طريق نه تنها در انتخابات پيروز ميدان باشند بلكه ميلياردها دلار از بودجه هاي نظامي را به جيب خود و دوستان سرازير كنند.

دوم. روزنامه هاي مستقل، انتحابات آزاد، و نهادهاي مستقل مدني اميد مي پرورند و از همين جهت است كه حكومتهاي اقتدارگرا همانند حكومت ديني در ايران دشمن درجه اول آنها به حساب مي آيند. بسته شدن روزنامه هايي مثل جمهوريت و وقايع اتفاقيه يا ماهنامهء آفتاب كه تمام خط قرمز هاي مافيا – مثل عدم انتقاد به نهادهاي انتصابي، نپرداختن به انحصارات ، رانتها و فسادهاي حكومتي و نحوهء سازماندهي مافيا در سراسر كشور – را رعايت مي كردند نشانهء آنست كه حاكميت نمي تواند كوچكترين منفذهايي را كه در آينده مي توانند روزنهء اميد باشند تحمل كند. مافياي سياسي نمي خواهد اشتباه خود در سالهاي 1374-1376 را كه به روزنامه هاي ظاهرا خنثي مثل همشهري يا ايران مجال داد به حيات مستقل خويش ادامه داده و در سر بزنگاهها با اصلاح طلبان همراهي كنند تكرار كند. قوهء قضاييه، حفاظت اطلاعات سپاه، و نيروهاي انصار مافيا در افكندن ترس در دل نيروهاي اصلاح طلب موفق عمل كرده اند؛ كاهش مشاركت مردم در دو انتخابات اخير نه از يك استراتزي جمعي براي مقابله با اقتدارگرايان حكايت مي كند، نه ناشي از اميد به حملهء امريكاييها به ايران است و نه ناشي از بريدن مردم ايران از سنتها و فرهنگ ايراني يا پشت كردن به منافع و امنيت ملي است بلكه از ياس عمومي براي تغيير نشات گرفته است. اين تنها كاري است كه خامنه اي و رفقا بخوبي مي دانند.

سوم. امروز ديگر در همهء دنيا دو مجموعه سياستهاي مبتني بر ترس و اميد از يكديگر قابل بازشناسي اند. پيگيران سياست ترس همواره از مسائل امنيتي، قدرت دفاعي، عوامل و جاسوسهاي دشمن و تهديد هاي در پيش رو سخن مي گويند (نگاه كنيد به مجموعه گفتارهاي حسن روحاني، محسن رضايي، هاشمي رفسنجاني، لاريجاني، زواره اي، احمدي نژاد . و ولايتي به عنوان نامزدهاي شاخص جناح اقتدارگرا براي انتخابات رياست جمهوري هشتم). اما پيروان سياست اميد از سرمايه گذاري بيشتر در بخشهاي آموزش و بهداست، توسعهء پايدار، همه جانبه و فراگير، حفظ محيط زيست، استيفاي حقوق بشر، شادي و سرزندگي، تحمل دگر باشي و دگر انديشي، چرخهء نخبگان و تمسك به روشهاي غير خشونت آميز براي حل تنازعات سخن مي گويند.

چهارم. مي دانم كه در شرايط امروز ايران سخن گفتن از اميد بسيار دشوار است و مافيا از هيچ تلاشي براي مايوس كردن مردم ايران از تحول و اصلاح امور دريغ نكرده است. امروز كمتر كسي در داخل و خارج كشور از آيندهء روشن و تحول كم هزينه سخن مي گويد. توقف اميد، پيروزي اقتدارگراهاست. بايد اين اميد را زنده نگاه داشت كه روزي انحصارات اقتصادي روحانيت لغو شود، دختران و پسران ايراني نيز مثل جوانان همهء عالم در خيابانها يكديگر را ببوسند و در آغوش كشند، روزنامه نگاري بخاطر نوشته هايش در زندان نباشد، آثار نويسندگان سانسور نشود، در خيابانها نيز بتوان تنوع مردم ايران را به چشم ديد، قدرت سياسي در اختيار منتخبان مردم باشد، عموم مردم از فقر و فلاكت ناشي از مديريت قصابان و دزدان نجات پيدا كنند، و ديگر منصوبان رهبران مادام العمر سرنوشت مردم را در كف بي كفايت خويش نداشته باشند.

پنجم.دو دسته اميد قابل بازستاندن از مردمان ايران نيست. يك دسته اميد هاي حداقلي اند مثل اينكه گرگهاي خارجي مردم ايران را از شر گرگهاي داخلي برهانند و لابد از اين ستون به آن ستون فرج است. گرگهاي خارجي همانند گرگهاي داخلي به دنبال منابع ملي اند و براي مردم ايران يا عراق فرقي نمي كند كه اين منابع را ديك چِيني و رفقا ببرند يا پسران صدام يا هاشمي رفسنجاني يا برادران لاريجاني. تفاوت گرگهاي خارجي و داخلي آنجاست كه خارجيها حداقل به ماكولات و مشروبات و پوشيدنيها و تفريحات و سكس مردم كاري ندارند و گرگهاي داخلي همهء مردم را به تمامه بره و مطيع مي خواهند و در خانه و رختخواب يا در اتومبيل يا رستوران نيز دست از سر مردم بر نمي دارند.
اميدهاي حداكثري از چهار تحول اجتماعي تغذيه مي شوند: افزايش باسوادان (تا 80 در صد) و دانشجويان (تا ميزان يك ميليون و نيم نفر)، رشد شهر نشيني (تا ميزان 70 در صد)، جريان آزاد اطلاعات كه حكومت علي رغم سرمايه گذاري بسيار نتوانسته آن را مسدود كند، و كنده شدن افراد از زمين كشاورزي، دام، و خانوادهء بزرگ كه به آنها استقلال مالي و شخصيتي مي دهد. حكومت ديني و هيچ حكومت ديگري نمي تواند اين روندها را معكوس سازند. گزينشهاي ايدئولوژيك دانشجويان، آموزشهاي ايدئولوژيك در مدارس و دانشگاهها، گشتهاي امر به معروف و نهي از منكر شهري، فيلترينگ سايتهاي اينترنتي، جمع آوري تجهيزات دريافت از ماهواره، ممنوعيت برخي البسه و نوشيدنيها و مجامع به عنوان سياستهاي پايهء نظام يراي كشتن اميد و زندگي ناموفق بوده اند و دارو هاي مسكني مثل زنداني كردن نويسندگان يا بستن روزنامه ها يا قصابيهاي انصار ولايت دردهاي ساختاري اقتدارگرايان – عدم كشروعيت و مقبوليت سياسي - را دوا نكرده و نخواهند كرد.



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.011 seconds