از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
20 دی » رانندگی با چشمان بسته
19 دی » جنايت مقدس: پرستار جعلی، دکتر قلابی 17 دی » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد! 16 دی » دلم برای عرفات تنگ شده است، بهمن احمدی امويی 10 دی » نقبی به چاه جمکران
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا دين شعر است، مجيد محمديجوهرهء دين باور به يك امر تخيلي و ذهني -امر مقدس- است كه در عالم شعر معني پيدا مي كند نه در عالم علم يا فلسفه يا علوم هنجاري، و با ابزارهاي زيبايي شناسانه مي توان آن را فهميد يا در باب آن داوري كرد
اول. از آنجا كه حدود بيست سال، يعني از هشت تا بيست و هشت سالگي، فردي مذهبي بوده و به تكاليف ديني ام عمل مي كرده ام - و اكنون هم از اين امر پشيمان نيستم و دينداري را امر مذمومي نمي دانم و صرفا بخاطر آنكه احساس كردم عمل به آنها به عادت تبديل شده از انها دست كشيدم - و نوعي خاص از آن را در مقاطعي از زندگي مفيد و موثر مي دانم همواره به دنبال كشف رهيافتي به دين بوده ام كه كمترين مخاطرات را براي خود فرد و جامعهء پيرامونش ايجاد كند. از آنجا كه خير و شر و سود و ضرر در اين جهان، خواه به نحو عيني و خواه به طور ذهني، از يكديگر جدا ناشدني هستند نمي توان به دنبال ديني بود كه در كنار منافع اش – مثل تسكين و رستگاري – هيچ مضاري نداشته باشد. با تجربهء جمهوري اسلامي اكنون بخوبي روشن است كه دين و دينداري در عرصهء رقابتهاي سياسي، ديني كردن امور عمومي جامعه، حضور نهادهاي ديني در قدرت،پيشبرد ارشها يا تحكيم آنها، و بهره گيري نهادهاي ديني از بودجه هاي عمومي بسيار خطرناكند و به پديده هايي مثل ديكتاتوري روحانيت، انحصاري و انتصابي شدن قدرت، قتلهاي زنجيره اي دگر باشان و دگر انديشان، قتل عام زندانيان سياسي، شكنجه با روكش تعزيرو اجراي احكام سبعانهء جامعهء جاهلي عرب با عنوان اجراي احكام نوراني اسلام مي انجامند. كدام نگاه به دين ما را از اين شرور دور مي كند؟ دوم. دين بيش از آنكه شبيه به علم يا فلسفه باشد شبيه شعر است. گزاره هاي حاكي از امور واقع در متون ديني از علم روزگار يا فلسفهء زمان گرته برداري مي شوند. جوهرهء دين باور به يك امر تخيلي و ذهني-امر مقدس- است كه در عالم شعر معني پيدا مي كند نه در عالم علم يا فلسفه يا علوم هنجاري، و با ابزارهاي زيبايي شناسانه مي توان آن را فهميد يا در باب آن داوري كرد. جملاتي مثل اينكه خدا داراي علم، اراده و قدرت مطلق است در علم كلام، و فرض حيات ابدي يا دوزخ و فردوس در معادشناسي بيشتر از جنس گزاره هاي شعري اند تا بيان امور واقع در چارچوبهاي تجربه يا ابطال پذير يا حتي تحليلي. اين گزاره ها حتي در قالب علوم هنجاري –مثل سياست يا سياستگذاري- نيز جاي نمي گيرند. اين اشعار – چه آنها را نو يا كهنه بدانيم، چه زيبا و زشت، و چه از آنها لذت ببريم يا رنج بكشيم، و چه كاركرد هاي آنها را مد نظر قرار دهيم – هرگاه از حد و قاب شعر به حد سياست گذاري و ايدئولوژي حكومت يا استراژي اجتماعي و فرهنگي يا علم و فلسفه ارتقا يابند بسيار خطرناك مي شوند. بزرگترين جفاي روحانيت به مردم ايران در ربع قرن اخير نه قتل عام زندانيان يا غارت اموال ملي يا فراهم كردن اسباب تحقير آنها در عرصه ها و ميادين بين المللي بلكه فروش اين اشعار – با هر تصوري كه از انها داشته باشيم يا داشته باشند- در زر ورق دانش و علوم هنجاري بوده است. سوم. همهء گزاره هاي ديني اعم از كلامي، اخلاقي و فقهي ( كه از فلسفه، اخلاق يا عرفهاي جاري زمانه وام گرفته شده اند، با برخي دستكاريها) در خدمت نهادسازي ديني و تثبيت موقعيت اين نهادها بوده اند و جنس و جوهرهء آنها را نمي توان ديني دانست. اين گزاره ها-آنجا كه ادعاي بيان واقع دارند- نه تحقيق پذيرند و نه ابطال پذير. همچنان آنجا كه بايد ها و نبايد ها را بيان مي كنند صرفا بيان مواضع شخصي و گروهي اند و خوشايندها و ناخوشايندهاي افراد و گروهها را به نام خواست خداوند بيان مي كنند. اما آن دسته از آنها كه واقعا با انسانها رابطه برقرار مي كنند به شعر نزديك مي شوند. اديان هرچه بيشتر به جوهرهء خود يعني عرفان نزديك مي شوند بيشتر در قالب شعر عرضه مي شوند. مزامير داود، برخي سور قران، برخي جملات انجيل ، برخي فرازهاي نهج البلاغه، يا ديوان شمس و ديوان حافظ كه بيش از ديگر متون مذهبي مورد توجه قرار مي گيرند در قالب كتب شعر قرار مي گيرند و بيش از ديگر متون در حيطهء كار اصلي اديان يعني انتقال تجربه هاي معنوي يا برانگيختن آنهاقرار مي گيرند. اين متون مورد توجه عامه مردم ديندار اين فرضيه را تقويت مي كنند كه دين بيش از علوم هنجاري، سياست، اخلاق، فلسفه يا علوم تجربي با شعر قرابت دارد و وقتي به عنوان شعر با آن برخورد شد خطر آن نيز به حد اقل مي رسد. گفتن اينكه از دين سوء استفاده شده يا از آن استفادهء ابزاري شده كافي نيست. بايد كاري كرد كه سوء استفاده يا استفادهء ابزاري از آن به حد اقل برسد. مواجهه با دين به مثابهء شعر اين مهم را انجام مي دهد. چهارم. دين افراد همان دواوين شعري است كه دوست دارند يا لباس زير آنهاست. ممكن است از نگاه ديگران بوي گند بدهند يا بسيار زيبا و تحريك كننده باشند. اين ديدگاهها نه صاحبان آنها را در كرسي قانونگزاري و سياستگزاري مي نشاند و نه خود آنها را سزاوار پرتاب به زباله داني مي كند. پرسش اصلي آنست كه چرا بايد جوراب بوگندوي علي آقا در ساعات پر بيننده به تماشاي دهها ميليون نفر گذاشته شود و جوراب بوگندوي مرا همسرم به سطل زباله پرتاب كند، و من دوباره آن را در بياورم. رهبران ديني اشعار مورد نظر خود را به عنوان حقيقت به ديگران فروخته اند و هرگاه قدرت يافته اند صاحبان ديگر دواوين شعر را زنداني كرده يا برايشان حكم اعدام صادر كرده اند. جمهوري اسلامي حكومتي است كه لباس زير و دواوين خسته كنندهء روحانيت را در يك بازار انحصاري به ايرانيان به عنوان داروي معجزه بخش مي فروشد. بيست و شش سال است كه همان لباسهاي بو گندو- از نظر من- در نمازهاي جمعه به فروش مي رسند و لباسهاي بوگندوي ديگران نمي توانند در عرصهء عمومي به نمايش در بيايند. پنجم. اگر به دين به عنوان شعر نظر كنيم در دنياي آرام تر و قابل تحمل تري خواهيم زيست. هيچ كس تا به حال بخاطر تعويض كتاب شعر مورد علاقه اش يا پرتاب يك كتاب شعر به زباله داني يا فروش آن در بازار اجناس دست دوم به مجازات نرسيده يا اعدام نشده است. هيچ رييس جمهور يا رييس دولتي كتاب شعر مورد علاقهء خود را به عنوان برنامه و قانون اساسي اي كه اگر كسي از آن تخلف يا با آن مخالفت كند بايد شكنجه شود عرضه نكرده است. شاعران صدها ميليارد تومان يا دلار صرف ساختن معابد و مقابر براي خود و آموزه هايشان نكرده اند و اگر كاري در اين مورد شده بر اساس رضايت ديگران و به دلخواه آنها انجام شده است. هيچ حكومتي دواوين شعرا يي را كه مردم آثارشان را دوست دارند به عنوان كتب ايدئولوژي به دانش آموزان و دانشجويان تحميل نكرده است. شاعران سبك زندگي خود را كمتر به عنوان راه و عمل خدا به ديگران تحميل كرده اند. Copyright: gooya.com 2011
|
||||||