آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
30 مرداد» مدارا، فرهاد سلمانيان19 مرداد» سیاست ارشادی، تضاد سیاست ها، فرهاد سلمانيان 17 فروردین» چه هنگام باید با تساهل رفتار کرد؟ درباره رقابت جهان بيني ها، ارزش ها و نظریه های گوناگون، يورگن هابرماس، ترجمه فرهاد سلمانيان 25 اسفند» نگره ی جمهوری جهانی (بخش دوم)، پاسخی فلسفی به مسأله ی جهانی سازی، اُتفرید هوفه، ترجمه: فرهاد سلمانیان 25 اسفند» نگره ی جمهوری جهانی، پاسخی فلسفی به مسأله ی جهانی سازی، اُتفرید هوفه، ترجمه: فرهاد سلمانیان
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر "تريبون"، قصه به این در و آن در خوردن ما، فرهاد سلمانيانسرانجام پس از پيگيريها و دوندگيهاي بسيار توانستيم موافقت آنها را كسب كنيم: آنها به ما يك تريبون دادند كه بتوانيم حرفهايمان را به ديگران بزنيم. در پوست خود نميگنجيديم؛ چون از آن به بعد صدايمان بلند ميشد، شنيده ميشد و ديگران ما را جدي ميگرفتند
سرانجام پس از پيگيريها و دوندگيهاي بسيار توانستيم موافقت آنها را كسب كنيم: آنها به ما يك تريبون دادند كه بتوانيم حرفهايمان را به ديگران بزنيم. در پوست خود نميگنجيديم؛ چون از آن به بعد صدايمان بلند ميشد، شنيده ميشد و ديگران ما را جدي ميگرفتند. شايد كساني هم پيدا ميشدند كه حرفهاي ما را بفهمند. تريبون در اين بين فقط نقش واسطه را داشت. يا نه، نقش برجستهسازي يا چيزي شبيه آن. حرفهايمان را بارها و بارها نوشتيم و پيش خودمان تكرار و همة كاستيهاي مفهومي، نگارشي و دستوري آن را برطرف كرديم، چون كسي به ما گفته بود كه اكثر مردم براي شنيدن حرفهاي خودشان خواهند آمد! صندليهاي زيادي تهيه كرديم و آنها را در فضاي باز قرار داديم تا حاضران جاي كافي و راحت داشته باشند و بتوانند حرفهاي خود را از دهان ما بشنوند. اطّلاعيههاي بسياري در شهر پخش كرديم و در هر كدام از روزنامهها كه ميشد، اعلام كرديم كه قصد انجام چكاري را داريم و به طور كلي چه ميخواهيم بگوييم. همه چيز را شفاف و روشن اعلام كرديم تا آنها فكر نكنند قصد توطئه، دشمني يا چيزي شبيه آن را داريم. ما گفتگو را به پرتاب ميز و صندلي به سمت مخاطب و كوبيدن چماق بر سر او ترجيح ميداديم. براي همين دور تا دور محل برگزاري سخنراني را حصارهاي چوبي كشيده بوديم تا چيزي به طرفمان پرتاب نشود و يا دست كم ما به اطراف پرتاب نشويم! در واقع ما خودمان به نوعي صداي خودمان را خفه كرده بوديم. خوب چارهي ديگري نبود. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||