آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
28 آذر» طبقهء متوسط در ايران بعد از انقلاب، گفتگوي بهمن احمدي امويي با موسي غني نژاد1 مهر» 11 سپتامبر؛ شورش حاشيه عليه متن ، گفتوگوي بهمن احمدي امويي با موسي غني نژاد 26 شهریور» خيليها ميخواستند ايران را درگير كنند، گفتگوي بهمن احمدي امويي با الهه كولايي 3 خرداد» نگاهي ديگر به فيلم هاي فارسي،بخش 3 : فيلم گنج قارون، عباس احمدي 14 اردیبهشت» نگاهي ديگر به فيلم هاي فارسي، بخش 2: فيلم گنج قارون، عباس احمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر تاملاتي بر شعر فروغ فرخزاد، بخش دو: ديوار، عباس احمديabbas.ahmadi@mailcity.com خلاصه *** کتاب ديوار دومين مجموعه ي شعري فروغ است، که در آن، شاعر خود را به وسوسه هاي “ايد” يا نفس اماره مي سپارد. در شعر"گناه" که از مجموعه ي "ديوار" انتخاب شده است، اين موضوع به خوبي نشان داده شده است. در اين شعر، فروغ با مردي غريبه همبستر مي شود و در آغوش گرم و آتشين او ، گناهي پر ز لذت مي کند: "گنه كردم گناهي پر ز لذت فروغ در آن خلوتگاه تاريك و خاموش، در کنار معشوق مي نشيند و با بوسه اي که از لبان او مي گيرد، دل ديوانه اش را از چنک اندوه رها مي سازد. سپس، در ميان بستري نرم، بر روي سينه ي معشوق، مستانه مي لرزد و در کنار پيکر لرزان و مدهوش او، گناهي پر از لذت مي كند. در اين صحنه ي شهواني، نيروي "اروس" بر قواي سرکوب گر "سوپرايگو" که پاسبان دروني شده ي نظام جبارانه ي پدرسالاري است پيروز مي شود و شاعر، به دور از چشم گزمه و محتسب، با فاسق خود جماع مي کند: "در آن خلوتگه تاريك و خاموش هوس در ديدگانش شعله افروخت گنه كردم گناهي پر ز لذت 2- حمله به "سوپرايگو" يا قاضي وجدان گناه پرلذتي که فروغ در آن خلوتگه تاريك و خاموش مرتکب مي شود، از نظر قوانين شرعي، زنا به شمار مي آيد و مجازات زنا در قاموس قشريان، سنگسار و اعدام است. اما فروغ، نه تنها از "گناه پرلذت" خود اظهارندامت نمي کند، بلکه با تمام قوا به "شيخ" که سمبول قوانين ظالمانه ي پدرسالاري است، يورش مي آورد. اين موضوع در شعر " پاسخ " که از مجموعه ي "ديوار" انتخاب شده است، به خوبي ديده مي شود. در اين شعر، فروغ از شيوه ي حافظ استفاده مي کند. شيوه ی حافظ اين است که از راه شخصيت "رند" که سمبول "اروس" است به "شيخ" که سمبول "سوپرايگو" است حمله مي کند. فروغ در شعر " پاسخ "، به شيخ سيه کار که پنهان از ديدگان خدا شراب مي خورد، حمله مي کند و به او مي گويد که داغ مهري که بر پيشاني داري ار روي ريا و حقه بازي است و تو براي گول زدن مردم، اسم خدا را بر زبان مي آوري: "بر روي ما نگاه خدا خنده مي زند پيشاني ار ز داغ گناهي سيه شود فروغ مي گويد که ما جامه ي زهد و تقوا را دريده ايم، زيرا در درون جامه ي زهد و تقوا چيزي جز فريب و نيرنک نديده ايم. بگذار عوام به عشق ما طعنه بزنند و بگذار زاهدان سيه کار ما را سرزنش کند . از طعنه ي عوام و سرزنش زاهدان ما را غمي نيست، زيرامي دانيم کسي که دلش به عشق زنده است، هرگزنخواهد مرد و در جريده ي دنيا، بقاي عاشقان ثبت شده است: ماييم ... ما كه طعنه زاهد شنيده ايم بگذار تا به طعنه بگويند مردمان فروغ در شعرديگري به نام "شكوفه اندوه" باز به شيخ که نسخه ي برون افکني شده ي "سوپرايگو" است يورش مي آورد. فروغ در اين شعر مي گويد بگذار اين زاهدان سياه دامن که آفريده ي شيطان اند، نام مرا به ننگ بيالايند. بگذار که شيخ هاي فريبکار مرا رسواي کوچه و خيابان بخوانند. مرا با اينان کاري نيست. شادم که پس از آن که با تو هم خوابه شدم، هنوز در شرار آتش عشق تو مي سوزم. شادم که پس از آن که با تو همبستر شدم، هنوز به ياد تو مي گريم: "بگذار زاهدان سيه دامن شادم كه در شرار تو ميسوزم به عنوان يک قانون کلي، زنان آسان تر از مردان معيارهاي سرکوب گر اخلاقِي را به مبارزه مي طلبند. علت اين امر آن است که طرز تشکيل سوپرايگو يا "قاضي وجدان" در پسران با دختران فرق مي کند. پسران جوان در سن سه تا پنج سالگي به خاطر ترس از اختگي و وحشت از بريده شدن آلت تناسلي شان، مقررات اخلاقي جامعه را، سريع تر از زنان به صورت "سوپرايگو" به درون ذهن خود راه مي دهند. اما، دختران، برخلاف پسران، از اختگي نمي ترسند. زيرا با مقايسه ي "کليتوريس" خود با "قضيب" پسران، گمان مي کنند که قبلا اخته شده اند و "اخته شده" را نمي توان دوباره اخته کرد. به همين علت، قوانين اخلاقي جامعه به سختي و به کندي به صورت "سوپرايگو" به درون ذهن دختران راه پيدا مي کند. اين موضوع را مي توان به خوبي در "ديوار" مشاهده کرد. در "ديوار"، ديوار سست بنياد "سوپرايگو" نمي تواند جلوی سيل بنيان کن "اروس" و غرايز جنسي را بگيرد. 4- موضوعيت از زمان انتشار کناب "ديوار" در سال 1335 خورشيدي تا کنون، حدود نيم قرن گذشته است، اما اين کتاب، پس از اين همه سال، نه تنها موضوعيت خود را از دست نداده است بلکه با برآمدن حکومت اسلامي و سلطه ي شيخان و زاهدان و اعمال شديدتر قوانين ظالمانه ي پدرسالاري، مورد اقبال و توجه ي بيش از پيش جنبش زنان قرار گرفته است.
*** فروغ در سومين کتاب خود به نام "عصيان"، از مرحله ي حمله به "خداي شيخان" عبور مي کند و به مرحله ي ستايش از "ابليس"، که نسخه ي برون افکني شده ي "اروس" است، مي رسد. ما در مقاله ي آينده، ضمن بررسي کتاب "عصيان" به اين موضوع خواهيم پرداخت. شعرهاي "گناه" , "پاسخ"، و "شکوفه ي اندوه" از سايت زير گرفته شده است: Copyright: gooya.com 2009
|
||||||