سه شنبه 3 آذر 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی

داريوش سجادی
اصلاح طلبانی که مُصّر بر ورود خاتمی به انتخابات رياست جمهوری اند، تا اين لحظه کمترين برنامه ای برای چگونگی مديريت جامعه ارائه نکرده اند تا افکار عمومی قانع شود که بر فرض پيروزی خاتمی در انتخابات و با توجه به بکارت ساختار سياسی ايران طی ۱۲ سال گذشته چه تضمينی برای عدم بازتوليد بحران های دوران رياست جمهوری ايشان وجود خواهد داشت؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

تاملاتي بر شعر فروغ فرخزاد، بخش دو: ديوار، عباس احمدي

abbas.ahmadi@mailcity.com

خلاصه
فروغ در "ديوار" با دفاع از "اروس" و غريزه هاي جنسي و اميال شهواني، به اخلاقيات نظام پدر سالار حمله مي کند. اخلاقياتي که قرن هاست، مانند "ديوار" جلوی کامجويي هاي آزادانه ي زنان را سد کرده است.

***
1- وسوسه هاي نفس اماره

کتاب ديوار دومين مجموعه ي شعري فروغ است، که در آن، شاعر خود را به وسوسه هاي “ايد” يا نفس اماره مي سپارد. در شعر"گناه" که از مجموعه ي "ديوار" انتخاب شده است، اين موضوع به خوبي نشان داده شده است. در اين شعر، فروغ با مردي غريبه همبستر مي شود و در آغوش گرم و آتشين او ، گناهي پر ز لذت مي کند:

"گنه كردم گناهي پر ز لذت
درآغوشي كه گرم و آتشين بود
گنه كردم ميان بازواني
كه داغ و كينه جوي و آهنين بود"

فروغ در آن خلوتگاه تاريك و خاموش، در کنار معشوق مي نشيند و با بوسه اي که از لبان او مي گيرد، دل ديوانه اش را از چنک اندوه رها مي سازد. سپس، در ميان بستري نرم، بر روي سينه ي معشوق، مستانه مي لرزد و در کنار پيکر لرزان و مدهوش او، گناهي پر از لذت مي كند. در اين صحنه ي شهواني، نيروي "اروس" بر قواي سرکوب گر "سوپرايگو" که پاسبان دروني شده ي نظام جبارانه ي پدرسالاري است پيروز مي شود و شاعر، به دور از چشم گزمه و محتسب، با فاسق خود جماع مي کند:

"در آن خلوتگه تاريك و خاموش
پريشان در كنار او نشستم
لبش بر روي لبهايم هوس ريخت
ز اندوه دل ديوانه رستم

هوس در ديدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد
تن من در ميان بستر نرم
بروي سينه اش مستانه لرزيد

گنه كردم گناهي پر ز لذت
كنار پيكري لرزان و مدهوش
خداوندا چه مي دانم چه كردم
در آن خلوتگه تاريك و خاموش"
***

2- حمله به "سوپرايگو" يا قاضي وجدان

گناه پرلذتي که فروغ در آن خلوتگه تاريك و خاموش مرتکب مي شود، از نظر قوانين شرعي، زنا به شمار مي آيد و مجازات زنا در قاموس قشريان، سنگسار و اعدام است. اما فروغ، نه تنها از "گناه پرلذت" خود اظهارندامت نمي کند، بلکه با تمام قوا به "شيخ" که سمبول قوانين ظالمانه ي پدرسالاري است، يورش مي آورد. اين موضوع در شعر " پاسخ " که از مجموعه ي "ديوار" انتخاب شده است، به خوبي ديده مي شود. در اين شعر، فروغ از شيوه ي حافظ استفاده مي کند. شيوه ی حافظ اين است که از راه شخصيت "رند" که سمبول "اروس" است به "شيخ" که سمبول "سوپرايگو" است حمله مي کند.

فروغ در شعر " پاسخ "، به شيخ سيه کار که پنهان از ديدگان خدا شراب مي خورد، حمله مي کند و به او مي گويد که داغ مهري که بر پيشاني داري ار روي ريا و حقه بازي است و تو براي گول زدن مردم، اسم خدا را بر زبان مي آوري:

"بر روي ما نگاه خدا خنده مي زند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ايم
زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش
پنهان ز ديدگان خدا مي نخورده ايم

پيشاني ار ز داغ گناهي سيه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ريا
نام خدا نبردن از آن به كه زير لب
بهر فريب خلق بگويي خدا خدا "

فروغ مي گويد که ما جامه ي زهد و تقوا را دريده ايم، زيرا در درون جامه ي زهد و تقوا چيزي جز فريب و نيرنک نديده ايم. بگذار عوام به عشق ما طعنه بزنند و بگذار زاهدان سيه کار ما را سرزنش کند . از طعنه ي عوام و سرزنش زاهدان ما را غمي نيست، زيرامي دانيم کسي که دلش به عشق زنده است، هرگزنخواهد مرد و در جريده ي دنيا، بقاي عاشقان ثبت شده است:

ماييم ... ما كه طعنه زاهد شنيده ايم
ماييم ... ما كه جامه تقوا دريده ايم
زيرا درون جامه به جز پيكر فريب
زين راهيان راه حقيقت نديده ايم

بگذار تا به طعنه بگويند مردمان
در گوش هم حكايت عشق مدام ‚ ما
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جريده عالم دوام ما

فروغ در شعرديگري به نام "شكوفه اندوه" باز به شيخ که نسخه ي برون افکني شده ي "سوپرايگو" است يورش مي آورد. فروغ در اين شعر مي گويد بگذار اين زاهدان سياه دامن که آفريده ي شيطان اند، نام مرا به ننگ بيالايند. بگذار که شيخ هاي فريبکار مرا رسواي کوچه و خيابان بخوانند. مرا با اينان کاري نيست. شادم که پس از آن که با تو هم خوابه شدم، هنوز در شرار آتش عشق تو مي سوزم. شادم که پس از آن که با تو همبستر شدم، هنوز به ياد تو مي گريم:

"بگذار زاهدان سيه دامن
رسواي كوي و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بيالايند
اينان كه آفريده شيطانند

شادم كه در شرار تو ميسوزم
شادم كه در خيال تو ميگريم
شادم كه بعد وصل تو باز اينسان
در عشق بي زوال تو مي گريم"
***
3 – ترس از اختگي

به عنوان يک قانون کلي، زنان آسان تر از مردان معيارهاي سرکوب گر اخلاقِي را به مبارزه مي طلبند. علت اين امر آن است که طرز تشکيل سوپرايگو يا "قاضي وجدان" در پسران با دختران فرق مي کند. پسران جوان در سن سه تا پنج سالگي به خاطر ترس از اختگي و وحشت از بريده شدن آلت تناسلي شان، مقررات اخلاقي جامعه را، سريع تر از زنان به صورت "سوپرايگو" به درون ذهن خود راه مي دهند. اما، دختران، برخلاف پسران، از اختگي نمي ترسند. زيرا با مقايسه ي "کليتوريس" خود با "قضيب" پسران، گمان مي کنند که قبلا اخته شده اند و "اخته شده" را نمي توان دوباره اخته کرد. به همين علت، قوانين اخلاقي جامعه به سختي و به کندي به صورت "سوپرايگو" به درون ذهن دختران راه پيدا مي کند. اين موضوع را مي توان به خوبي در "ديوار" مشاهده کرد. در "ديوار"، ديوار سست بنياد "سوپرايگو" نمي تواند جلوی سيل بنيان کن "اروس" و غرايز جنسي را بگيرد.
***

4- موضوعيت

از زمان انتشار کناب "ديوار" در سال 1335 خورشيدي تا کنون، حدود نيم قرن گذشته است، اما اين کتاب، پس از اين همه سال، نه تنها موضوعيت خود را از دست نداده است بلکه با برآمدن حکومت اسلامي و سلطه ي شيخان و زاهدان و اعمال شديدتر قوانين ظالمانه ي پدرسالاري، مورد اقبال و توجه ي بيش از پيش جنبش زنان قرار گرفته است.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





***
5- عصيان

فروغ در سومين کتاب خود به نام "عصيان"، از مرحله ي حمله به "خداي شيخان" عبور مي کند و به مرحله ي ستايش از "ابليس"، که نسخه ي برون افکني شده ي "اروس" است، مي رسد. ما در مقاله ي آينده، ضمن بررسي کتاب "عصيان" به اين موضوع خواهيم پرداخت.
***
نتيجه گيري
فروغ در "ديوار" با دفاع از "اروس" و غريزه هاي جنسي و اميال شهواني، به اخلاقيات نظام پدر سالار حمله مي کند. اخلاقياتي که قرن هاست، مانند "ديوار" جلوی کامجويي هاي آزادانه ي زنان را سد کرده است.
***
پانويس

شعرهاي "گناه" , "پاسخ"، و "شکوفه ي اندوه" از سايت زير گرفته شده است:
http://www.avayeazad.com/foroogh_farokhzad/list.htm


Copyright: gooya.com 2009