از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
20 دی » رانندگی با چشمان بسته
19 دی » جنايت مقدس: پرستار جعلی، دکتر قلابی 17 دی » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد! 16 دی » دلم برای عرفات تنگ شده است، بهمن احمدی امويی 10 دی » نقبی به چاه جمکران
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا دوستان اصلاح طلب من: لازم نيست چشمان خود را كور كنيد، مجيد محمديامتيازات و رانتهاي دوستان اصلاح طلب من و احساس دلبستگي آنان به فراوردهء حرامزادهء خويش به بخشي بسيار صلب از ”رژيم حقيقي“ موجود در ايران تبديل شده است كه اين مانع اصلي همكاري آنها با نيروهايي است كه با طرح رفراندم يا مانند آن در پي نفي يا تغيير ”رژيم حقوقي“ هستند
اول. دوستان اصلاح طلب من روش خود را تنها راه منحصر به فرد نجات مردم ايران مي دانند. از نگاه آنان، هر ديگي كه بدون همراهي آنها بر سر آتش سياست قرار گيرد غذايي مناسب و در خور براي مردم ايران نخواهد پخت. از همين جهت است كه بقيه بايد همواره خدمت آنها برسند و آنچه را كه آنان مي انديشند در كورهء گفتگو به عمل آورند و حتي از نتايج آن نيز برخوردار نشوند. اين دوستان هيچگاه با آنچه ديگران – غير خوديها- بر سر ميز آورند همدلي نكرده و وارد گفتگو نمي شوند. اگر نگاهي به مطبوعاتي كه اين دوستان در سالهاي اخير منتشر كردند بيندازيد خواهيد ديد كه حتي اگر مطلبي از غير خوديها منتشر كرده اند در حول و حوش ايده هاي خود آنها- نقد يا تاييد- بوده است. دوستان اصلاح طلب من دايره موضوعي و گروهي جنبش اصلاحات را در دايرهء ديد خود محدود كردند و از همين جهت آنگاه كه به پشتيباني مردمي نياز داشتند، مثل تحصن نمايندگان، احدي براي آنان بيرون نيامد. دوم. از نگاه دوستان اصلاح طلب من همهء نيروهاي مستقل كه در هنگام دروي امتيازات قدرت هيچ كس آنها را صدا نمي كرد بايد همچنان در داخل كشور بمانند و تحت شكنجهء ماموران خامنه اي قرار گيرند تا ابزار فشار نيروهاي حكومتي براي تغيير رژيم حقيقي قرار گيرند (نگاهي بيندازيد به نامهء علي مزروعي به خاتمي در مورد پسرش حنيف و صدها نامهء ديگر در باب صدها حنيف ديگر). اگر كساني با مهاجرت به خارج از كشور بخواهند عزت و آبروي خويش را از تعرض اراذل و اوباش و شكنجه گران خامنه اي به در برند در نگاه خاتمي به دشمنان ملت تبديل مي شوند. اگر ايران براي همهء ايرانيان است – كه من به چنين چيزي باور ندارم و ايران را مثل همه كشورها متعلق به همهء كساني مي دانم كه در باب آن مي انديشند يا دلي در گروي آن دارند – همگان حق دارند در باب آن اظهار نظر كنند و براي حل مشكلات آن ارائهء طريق نمايند. سوم. در عرض سه سالي كه در اين ديار در باب مسائل ايران مي نويسم (يك سال و نيم اول آنقدر گرفتار درس و مشق و استقرار در اين ديار بودم كه فرصت نوشتن پيدا نمي شد) همواره از جانب دوستان اصلاح طلب به من پيغام رسيده است كه تند مي روم و بهتر است از نوشتن دست بردارم. اين توصيه ها همانند توصيه هاي ديگري كه در زمان اقامت در ايران بارها از خود اين دوستان شنيده ام براي پيش گيري از قضاوت اقتدارگرايان در باب خود آنهاست. دوستان اصلاح طلب من نمي خواهند كه مافياييان تصور كنند اگر هر كدام از آنها از زندان ايران خارج شوند راه مجيد محمدي و امثال وي را در پيش خواهند گرفت و به نحو مستقل به تحليل رويدادهاي ايران همچنان با مشي اصلاح طلبي و باور به مبارزهء غير خشونت آميز خواهند پرداخت. در برابر نقد هاي من از آثار عبدالكريم سروش نيز همين گونه سخنان تكرار مي شد كه نبايد گذاشت ” آنها“ (كساني كه بزنگاههاي امتياز و رانت را در دست دارند) فكر كنند كه مسير انديشهء سروش به عدم باور به شريعت منجر خواهد شد و خداي نكرده دوستان اصلاح طلب را از امتيازات درون حكومتي بودن محروم كنند. چهارم. يكي از سازوكارهاي تغيير در نظامهاي سياسي دمكراتيك جمع آوري امضا و سپس تقاضاي رفراندم بر اساس خواست گروهي از شهروندان با رقمي معين است. اين رقم در برخي از كشور ها مثل سوييس در حدود 20 هزار نفر است. بنابر اين اگر نويسندگان قانون اساسي در همه پرسي به عنوان يكي از سازوكار هاي اعمال حق حاكميت ملي جديت داشتند – كه نداشتند- سازوكار آن را نيز تعيين مي كردند. واگذاري همه پرسي به رهبري نظام همانند سپردن وكالت زندانيان سياسي به انصار حزب الله است. اگر گروهي با باز كردن يك وب سايت براي همه پرسي امضا جمع مي كنند در واقع دارند در عمل سازوكاري براي طرح همه پرسي در جوزهء عمومي ارائه مي دهند كه خود نوعي دستكاري در رژيم حقيقي است و بر خلاف قول حجاريان فقط در محدودهء تغيير رژيم حقوقي باقي نمانده اند. البته اين نوع تغيير در رژيم حقيقي از نوع تغييراتي كه اصلاح طلبان درون حكومتي به دنبال آن هستند – مثل فرستادن چند نفر از اعضاي مجمع روحانيون به شوراي نگهبان يا مجمع تشخيص مصلحت - نيست. اتفاقا اگر كليك كردن بر روي يك سايت يا نوشتن يك نام بر روي يك ورقهء راي چيزي را در ايران عوض نمي كند همين اثبات كنندهء استبدادي بودن اين نظام سياسي و لزوم بر اندازي آن است. پنجم. تصور كنيد كه مشاركتيها و ديگر اصلاح طلبان مذهبي، نيروهاي ملي- مذهبي، جمهوريخواهان، مشروطه خواهان، سوسياليستها و ديگر نيروهاي چپ، روشنفكران لاييك يا عرفي (كه حاتم قادري مسلما نمايندهء آنها نيست) به جاي آيهء ياس خواندن، لاس زدن با هاشمي رفسنجاني براي حفظ چند پست در كابينهء بعدي، دعوت بوش براي حمله به ايران يا حفظ هويت گروهي خويش براي كسب همهء قدرت در رژيم آينده همه بر سر صورت و يك محتوا براي رفراندم يا هر طرح ديگري به توافق برسند. در اين حال نيروهاي پشت سر رفراندم از كليك كنندگان، به بر هم زنندگان توازن قواي موجود و وارد كنندگان فشار بر حكومت تبديل خواهند شد. خامنه اي به جناح اصلاح طلب براي نمايش دمكراسي به غربيها نياز دارد و خروج آنها از حاكميت راه را براي بسياري از فشارها به حكومت باز مي كند، اگر اصلاح طلبان درون حكومتي تحمل دوري چند صباح از قدرت به هر قيمت را داشته باشند. اين امر البته مانع از تداوم فعاليتهاي كند و لاك پشت وار نيروهاي اصلاح طلب نخواهد شد. آري اگر امضا كنندگان بيانيهء رفراندم را تنها بگذاريم طرح انها به يك اطلاعيه كه به زودي فراموش مي شود تبديل خواهد شد. همهء منتقدان رفراندم يا منتقدان اعلام كنندگان رفراندم در اين مقطع – كه هيچ يك طرحي براي خروج از بن بست فعلي ارائه نكرده اند - خود يكي از سي مرغي هستند كه بايد سيمرغ را شكل دهند. Copyright: gooya.com 2011
|
||||||