دوشنبه 30 آذر 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امويی
بعضی احزاب فکر می کنند، زنان برای ویترین حزبشان مناسب هستند.» جنبش های زنان در ترکیه سالهاست تلاش میکنند، بر نابرابری زنان در این کشور غلبه کنند. در بهار ۲۰۰۷ انجمن کاد( KADE انجمنِ آماده سازی و حمایت از زنان در عرصه سیاست) کارزاری را به راه انداخت . به صورت نمایش زنان مشهور در تلویزیون، بر پوسترها و بر تصاویر ستونهای نصب اعلانات. برای این زنان ریش و سبیل گذاشته بودند. آنان به این شکل نمادین می پرسیدند: «آیا باید ریش و سبیل داشته باشیم تا به مجلس راهمان دهند؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

بهتر زانو مي زنند: وضعيت نيروهاي مسلح در ايران امروز، مجيد محمدي

فرماندهان امروز سپاه كه حتي كاراترين و شجاع ترين فرماندهان دوران جنگ نبوده اند و در دوران جنگ بيشتر مشاغل ستادي داشته اند با چه دستاوردي امروز از مردم ايران طلبكارند و قدرت مياني كشور را خواستار؟

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





انتشار گزارش تفصيلي آنتوني كوردزمن، يكي از محققان مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي مستقر در واشنگتن دي سي، با عنوان ظرفيتهاي متحول نظامي ايران (كه گزارش مشروحي از ظرفيتهاي نظامي ايران و تحولات آن در آينده در حدود 110 صفحه عرضه مي كند و لينك آن در انتهاي اين يادداشت داده شده است) در باب تحولات اخير در حوزهء مسائل نظامي در ايران فرصتي را فراهم آورده است كه محققان حوزهء مسائل سياسي در ايران نگاهي دوباره به تعامل نهادهاي نظامي و سياسي و تحولات سياسي كشور متاثر از تحولات در حوزهء نظامي بيندازند. در اين يادداشت كوتاه به چهار نكته اشاره خواهم كرد.

اول. در سالهاي اخير شاهد حضور پر قدرت عناصر نظامي در صحنهء سياسي ايران بوده ايم تا حدي كه حدود نيمي از كرسيهاي مجلس انتصابي هفتم را كساني پركرده اند كه يا مسقيما از نيروهاي مسلح به مجلس آمده اند يا پيشينهء نظامي داشته اند ( و به همين دليل فعالان سياسي كشور نام آنها را براي اولين بار در فهرستهاي انتخاباتي مشاهده كردند). اكثريت نامزدهاي گروههاي اقتدار گرا در انتخابات رياست جمهوري نهم را نيز همين عناصر تشكيل مي دهند؛ در اين انتخابات، سه تن از پنج نفر نامزدهاي مطرح گروههاي اقتدار گرا ، يعني محسن رضايي، علي لاريجاني و محمود احمدي نژاد، را افرادي با سابقه و خلق و خوي نظامي تشكيل مي دهند. در انتخابات دورهء هشتم رياست جمهوري تنها يكي از نظاميان يا افرادي با سابقهء نظامي نامزد شده بود. پس از مشاهدهء آسيب پذيري هاي رژيم در دوران جنبش اصلاحات، حكومت اقتدارگرا و سزاروپاپيست خامنه اي زمينه را براي حضور بيشتر اين نيروها در رده هاي مياني قدرت بشدت فراهم كرده است (رده هاي بالايي قدرت در ايران در اختيار روحانيون و عناصر وفادار به آنهاست كه در نهادهايي مثل شوراي نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت، مجلس خبرگان رهبري، بيت رهبري و ائمهء جمعه حضور دارند).
اكنون با اين پرسش مواجه هستيم كه آيا اين ميل به قدرت و مناسب ديدن زمينه براي حضور در قدرت ناشي از شجاعت، ريسك پذيري و كارايي اين نيروهاي نظامي و محبوبيت اين نيروها در ميان مردم است يا اطاعت پذيري آنها در برابر ولايت فقيه و چون و چرا ناپذيري مقام عظماي ولايت كه نيروهاي دست بوس و گوسفند ماب را مناسب تر براي شباني خود مي بيند. گزارش كوردزمن از وضعيت نيروهاي مسلح ايران حاكي از وضعيت دوم است. نيروهاي مسلح ايران علي رغم فرصت جنگ و مابعد آن براي تربيت و آموزش گستردهء نيرو و اختصاص ميلياردها دلار بودجه (در حدود 2.6 ميليارد دلار در سالهاي 1996 تا 2003) قابل مقايسه با ارتش مدرنيزهء سالهاي آخر رژيم پهلوي نيستند و در منطقه نمي توانند با ارتشهاي پاكستان و تركيه مقايسه شوند. پيشرفت نيروهاي سازمان يافته و غير پارتيزاني ارتش بسيار كند بوده و قابل مقايسه حتي با كشورهاي حوزهء خليج فارس نيست. ابزار و آلات نظامي كشور نيز عموما كهنه، فرسوده و از رده خارج اند.
در سالهاي جنگ اين نيروي آزاد شده از انقلاب بود كه بدون گرايش سياسي خاص در برابر ارتش صدام قرار گرفت و آن را متوقف كرد (و عموم اين افراد در سالهاي بعد توسط مافياي خامنه اي از جامعهء سياسي حذف شدند) و نه نيروي مديريت كساني كه امروز به بركت زانو زدن در برابر رهبر مافياي سياسي به مقامات بالاي نيروهاي مسلح دست يافته اند. عراق با جمعيتي حدود يك سوم ايران و در آمد ملي اي كمتر از ايران هشت سال با ايران جنگيد و در نهايت بدون شكست و در شرايط توازن نسبي نيروها به پايان دادن به جنگ رضايت داد. فرماندهان امروز سپاه و فرماندهان ستادي نيروهاي مسلح كه حتي بهترين و شجاع ترين فرماندهان دوران جنگ نبوده اند و در دوران جنگ بيشتر مشاغل ستادي داشته اند با چه دستاوردي امروز از مردم ايران طلبكارند و قدرت مياني كشور را خواستار؟

دوم. 25 سال است كه رهبران ايران شعار خودكفايي مي دهند و همزمان مرتبا در اقصي نقاط عالم به دنبال خريد محصولات كشورهاي ديگرند. كشوري كه مدعي بزرگترين قدرت منطقه اي است طبعا بايد بتواند نيازهاي نظامي خود را در داخل تامين كند. اما ايران تنها مي تواند 5 تا 7 لشكر خود را با تانك تجهيز كند و از اين نيروها نيز تنها نيمي براي جنگ و مانوور طولاني مدت قابل استفاده اند. تنها يك لشكر ايران-لشكر 92 - تماما مكانيزه است و بقيهء لشكر ها بايد مكانيزه شوند كه فرماندهان نيروهاي مسلح از اين امر عاجزند. همچنين نيروهاي مسلح ايران از قابليت تحرك بسيار اندكي در شرايط جنگي و مانوور برخوردارند. ايران داراي كنترل اندك بر روي آتش توپخانهء خود است و سيستمهاي مديريت آن نيز عمدتا فشل هستند. همچنين ايران از حيث سيستم رادار بسيار عقب مانده است. نيروهاي مسلح ايران از حيث ظرفيت عمليات در شب و مورد هدف قرار دادن اهدافي فراتر از ميدان ديد معمول بسيار محدودند. ظرفيتهاي ارتباطات و مديريت جنگي ايران در حد استراتژيهاي اعلام شده توسعه نيافته اند. سرداران سپاه كه در دوران هاشمي رفسنجاني و مابعد آن به تجار بسيار قهاري تبديل شده و حتي اكنون اسكله هاي اختصاصي دارند حتي توان خريد تجهيزات معمول نظامي را ندارند. روحانيون و آقازاده ها و اعوان و انصارشان تنها كاري را كه مي دانند معامله با جيب ملت ايران است و در اين حوزه نيز كوتاهي كرده اند.

سوم. در دو كشور پاكستان و تركيه، اين نيروهاي مسلح اند كه قدرت اصلي را به دست دارند و حرف آخر را مي زنند و نخبگان سياسي عمدتا پس زمينهء نظامي دارند. اما اين شرايط با انضباط و آموزش و سازماندهي به دست آمده است و نه دست بوسي و زانو زدن در برابر دايناسورهاي سياسي جامعه. ارتش در دو كشور مورد اشاره پيشگام مدرنيزاسيون بوده است و فرماندهان نيروهاي مسلح ايران كه از ميان سپاهيان نزديك به موتلفه و حقاني انتخاب مي شوند مبلغ فاصله گيري از دنياي مدرن و مشوق بازگشت به جامعهء بسيط صدر اسلام. اما نظاميان ايراني (عمدتا آن دسته از اعضاي سپاه كه مرتبا شرفياب مي شوند تا دست آقا را ببوسند به رده هاي بالا ارتقا پيدا مي كنند) مي خواهند با تنها بضاعت خويش كه اطاعت مطلق از رهبر مافياي سياسي است به جمع نخبگان سياسي وارد شوند (در ايران رابطهء مستقيمي ميان درجه گوسفندي و ببويي و ارتقا به مقامات بالاي نظامي و سياسي وجود دارد) و با پر رويي هرچه تمامتر از مردم ايران نيز انتظار دارند به آنها راي دهند. راي اين افراد در همان حد رايي است كه شمعخاني در انتخابات رياست جمهوري هشتم به دست اورد (2.7 درصد آراي شركت كنندگان). درجه هاي فله اي كه ميان فرماندهان سپاه توزيع شد اگر خود سپاهيان را گول زده اكثريت مردم ايران را اغفال نكرده است. حتي دادن درجه هاي دكترا به كساني كه با تجديدي ديپلم دبيرستان خود را گرفته اند نتوانسته تصوير اين افراد را در نگاه مردم ايران تغيير دهد.

چهارم. علي رغم تاسيس دهها موسسه و مركز تحقيقات دفاعي و استراتژيك توسط نيروهاي نظامي و استقرار استراتژيستهاي مبرزي مثل دكتر حسن عباسي و دكتر محسن رضايي و مانند آنها ( اين مراكز حتي به سازمانهاي ديگر نخبه صادر مي كنند مثل دكتر علي لاريجاني) هنوز استراتژي نظامي ايران روشن نيست و در هيچ متني به روشني اين استراتژيها اعلام نشده است. البته متون بسياري با عنوان استراتژي از سوي محققان اين مراكز عرضه شده اند كه بيشتر از جنس خالي بندي (سخنرانيهاي دكتر محسن رضايي) و مهمل بافي (سخنرانيهاي دكتر حسن عباسي) هستند. كافي است متن نوشتهء آنتوني كوردزمن را كه نه ايراني است و نه ساعتي از عمر خود را با نيروهاي مسلح در 25 سال اخير گذرانده است با سخنرانيهاي استراتژيستهاي وطني مقايسه كنيد تا متوجه شويد كه چه كساني مي توانند بر دنيا حكومت كنند و چه كساني نبايد بر حتي يك روستا حاكم باشند. در طول 15 سال پس از جنگ كه استراتژيستهاي وطني هم فراغ بال داشته اند و هم بودجه و امكانات كافي حتي يك گزارش از سوي آنان در باب ظرفيتهاي نظامي ديگر كشورها منتشر نكرده اند. بودجه هاي ميلياردي سپاه در اين سالها صرف مجتمع سازي، مخارج انتخاباتي، جاسوسي فعالان سياسي و زندان مخفي سازي شده است و برادران اگر در حوزهء نظامي چيزي نشده اند در انتشار بولتنهاي سياسي و اقرار گيري خبره شده اند.
به دليل وجود همين استراتژيستهاست كه آموزش نظامي عمومي در كشور بلافاصله پس از پايان جنگ متوقف مي شود و مصادرهء اسكله هاي دولتي براي قاچاق كالا توسط فرماندهان سپاه جاي آن را مي گيرد. همين استراتژيستها هستند كه هر روز امريكاييان را براي حمله به كشوري كه فرماندهان نظامي اش در حال تجارت و رقابت با شركتهاي ديگر جهت عقد قراردادهاي نون و آبدار هستند و حاضرند براي گرفتن كار به فرودگاه مسافر بري كشور حملهء نظامي كنند دعوت مي كنند. همين استراتژيستها با هواپيماي حاجيان به كشورهاي منطقه يا كشورهاي اروپايي بمب و خمپاره صادر مي كنند تا قيمت كالاهاي قاچاق افزايش پيدا كند و آقايان سود بيشتري ببرند.

http://www.csis.org/press/wf_2004_1209.pdf


Copyright: gooya.com 2009