پنجشنبه 1 بهمن 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امويی
بعضی احزاب فکر می کنند، زنان برای ویترین حزبشان مناسب هستند.» جنبش های زنان در ترکیه سالهاست تلاش میکنند، بر نابرابری زنان در این کشور غلبه کنند. در بهار ۲۰۰۷ انجمن کاد( KADE انجمنِ آماده سازی و حمایت از زنان در عرصه سیاست) کارزاری را به راه انداخت . به صورت نمایش زنان مشهور در تلویزیون، بر پوسترها و بر تصاویر ستونهای نصب اعلانات. برای این زنان ریش و سبیل گذاشته بودند. آنان به این شکل نمادین می پرسیدند: «آیا باید ریش و سبیل داشته باشیم تا به مجلس راهمان دهند؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

تصميم نهايي يك ملت، محمود فرجامي

اكنون ما مي دانيم عاقبت حضور حداكثري و بدون آگاهي كافي چه نتايجي را ممكن است به بار آورد. همينطور نتيجه قهر و خالي كردن صحنه را ديده ايم. فدا شدن حق در راه تكليف راهم آزموده ايم. اينك، در حالي بديع، ما چون سربازاني هستيم كه با آگاهي از هزينه مبارزه و نيز راههاي حمله و دفاع و هزينه هاي هر كدام، نيز توان حريف رو دررو در ميدان ايستاده ايم

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





انتخابات رياست جمهوري سال آينده، دست كم از يك جهت مهمترين و سرنوشت‌سازترين انتخابات، پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران است. اين اهميت نه از آن رو است كه كانديدايي خاص و يا طرز فكري وي‍ژه در اين انتخابات فرصت رقابت و شانس در اختيار گرفتن دولت را خواهد داشت بلكه بيشتر از آن روست كه مردم ايران در اين انتخابات مهم و سرنوشت ساز آخرين راهكار خود در ميان گزينه هاي متعددي كه شهروندان يك جامعه براي تعامل با حكومت مي توانند اختيار كنند را اعلام مي دارند. پيش از هر چيز بايد اين نكته را در نظر داشت كه به طور كلي انتخابات رياست جمهوري از هر روي با ساير انتخابات هايي كه طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران برگزار مي شوند فرق اساسي دارد.

نخست آنكه اين انتخابات در گستره ملي برگزار مي شود و بر خلاف انتخابات مجلس شورا و يا شوراي شهر، تعلقات جغرافيايي و عشيره اي در ميزان مشاركت مردم و نيز كانديداي انتخابي آنان سهم بسيار اندكي دارد.

دوم، در انتخاب رييس جمهور ايرانيان مقيم خارج كشور نيز مي توانند شركت كنند و اين مشاركت از راه دور علاوه بر ميزان راي، به خاطر دسترسي ايشان به رسانه ها و تريبون هاي گوناگون، ارزش رسانه اي و تبليغي و در نتيجه تاثير گذاري كلي فراواني مي تواند در انتخاب گزينه و نيز جهت دهي وتفسير كل آراي ايرانيان داشته باشد .

سوم، انتخابات ریاست جمهوری است كه فقط يك نفر در آن انتخاب مي شود و تركيب (همچون مجالس) در آن نقشي ندارد.

اما اين انتخابات فرق هايي اساسي با نظاير قبلي خود دارد. اكنون نه چون هنگام انتخابات دوره اول، شور و هيجان انقلابي وجود دارد و نه مانند دو دوره بعد اعتقاد عمومي به تكليف و نفرت از دشمن خارجي و نه مانند دوره‌هاي سوم و چهارم، مردمي خسته از انقلاب و جنگ و صرفا در پي رفاه اقتصادي . اصلاحات حكومتي و شعارهاي قانونگرايي و آرمانشهر خواهي نيز ديگر نه تازه‌اند و نه نيازموده و نه حكومت (شوراي نگهبان) اجازه پيش رفتن (حتي در حوزه نظر و حرف) را به کاندیداها مي دهد و در نتيجه از نظريه راديكال و حتي اصلاحي نوي در انتخابات آتي خبري نخواهد بود. نتيجه آنكه اين انتخابات از نظر آرامش حاكم بر فضا و نيز ميزان عقلانيت و صاحب تجربگي ملت ايران، منحصر بفرد خواهد بود.

از ديگر سو، تمام راهها و شيوه‌هاي تعامل ميان حكومت و مردم در انتخابات، از سوي طرفين آزموده شده است. قدرت حاكمه به عامليت شوراي انتصابي نگهبان (بدون هيچ فرقي ميان آنكه اين شورا در اختيار جناح چپ حكومت باشد يا راست) تا كنون طيف گسترده اي از هر آنچه مي توانسته، انجام داده است: از حذف گسترده كانديداها ، مثل انتخابات اخير مجلس شورا، تا تاييد صلاحيت دور از انتظار مثل انتخابات دور دوم شوراهاي شهر و روستا، تا دخالت مستقيم در تعيين نمايندگان وقلب عملي ماهيت انتخابات، همانند تشكيل نهادهاي موازي براي شناسايي و پرورش كانديداهاي دور بعد و ...

در مقابل مردم نيز تمام شيوه ها را آزموده اند. از حضور گسترده غيرقابل باور برای تاييد جمهوري اسلامي، بدون كوچكترين آگاهي عمومي از مفاد قانون اساسي آن تا حضورهاي مليوني بنا به تكليف و در جهت "كوبيدن مشت محكمي به دهان استكبار جهاني و منافقين و صدام"، تا شركت به خاطر ترس از محروميت هاي اجتماعي، تا حضور نا متعارف عوامانه براي به كرسي نشاندن آنهايي كه از لزوم "دوچرحه سواري بانوان و رنگ شاد چادرها" سخن مي گفتند، تا هجوم به پاي صندوق هاي راي در اشتياق رسيدن آزادي و احترام به قانون و مردمسالاري و حتي تغيير در اركان جهموري اسلامي (!) تا حضور آزمايشي براي ديدن اينكه "اين دفعه چه مي كند"، تا قهر و بي اعتنايي كامل و اعتماد به اپوزوسيون و ... .

اين بار اما - دست كم در مورد حالت مواجههء مردم ايران با انتخابات- هيچكدام از آنها كه برشمرده شد، نيست و اهميت و سرنوشت سازي اين انتخابات دقيقا از همين جا ناشي مي شود. جز اقليتي سي، چهل درصدي كه نيمي از آن هميشه بر پايه دلايلي متنوعي، از اعتماد و اعتقاد به جمهوري اسلامي و روحانيت حكومتي تا ترس و مافظه كاري در انتخابات شركت مي كنند و نيم ديگر آن كه هيچگاه در انتخابات شركت نمي كنند و به هر دليلي اين نظام و انتخابات آن را مشروع و تاثيرگذار نمي دانند؛ بقيه واجدين شرايط همه "راهها را رفته" و همه "آزمودني ها را آزموده"، اين بار بايد تصميم نهايي را بگيرد و هر راهي را كه انتخاب كرد تا آخر ادامه دهد. اكنون ما مي دانيم عاقبت حضور حداكثري و بدون آگاهي كافي چه نتايجي را ممكن است به بار آورد. همينطور نتيجه قهر و خالي كردن صحنه را (در انتخابات دور دوم شوراهاي شهر و روستا كه نه تنها باعث روي كارآمدن لمپن هاي مذهبي در اكثر شهرها و روستاها شد بلكه ترديد شوراي نگهبان را درمورد حذف باورنكردني "هر آنچه غير خودي" در انتخابات بعدي را به تصميم قطعي مبدل ساخت) ديده ايم. فدا شدن حق در راه تكليف راهم آزموده ايم. اينك، در حالي بديع، ما چون سربازاني هستيم كه با آگاهي از هزينه مبارزه و نيز راههاي حمله و دفاع و هزينه هاي هركدام، نيز توان حريف رو دررو در ميدان ايستاده ايم. صرف نظر از تكنيكهاي جزئي، براي انتخاب تاكتيك فقط يك راه را بايد انتخاب كنيم.مبارزه براي پيروزي؟ قبول شكست و خالي كردن ميدان؟ يا مصالحه با دشمن؟

انتخاب هر تاكتيكي براي ادامه راه، منوط به گزينش قطعي يكي از اين سه راهكار كلي است.

تهران- محمود فرجامی


Copyright: gooya.com 2009